شماره: 1712
تاريخ: 19/12/1378
ارزيابي انتخابات مجلس ششم و مسئوليتهاي خطير نمايندگان
مردم هوشيار ايران به رغم رد صلاحيت بسياري از شخصيتهاي شناخته شده اصلاحطلب بيرون و درون حاكميت با شركت آگاهانه و فراگير در انتخابات، بارديگر تاثير حضور و آراي خود را در تعيين سرنوشت كشور به نمايش گذاشتند و ضمن استفاده از حق قانوني خود، از برنامه توسعه سياسي و نمايندگان اصلاحطلب حمايت كردند و به عملكرد و نمايندگان جريان انحصارطلب رأي منفي دادند.
نهضت آزادي ايران اين پيروزي بزرگ را به ملت ايران تبريك گفته، با استقبال از اين مرحله گذار و تحول در قوه مقننه براي پيشبرد برنامه توسعه سياسي، نكات زير را در ارتباط با فرايند انتخابات و پيامهاي آن به آگاهي ملت شريف ايران و منتخبان آنان ميرساند.
1ـ نهضت آزادي ايران با تكيه بر اصل مردمسالاري و اهميت حضور فعالانه مردم در صحنههاي سياسي همواره مشوق شركت همگان در انتخاباتي كه داراي حداقل شرايط آزاد باشد، بوده است و در انتخابات دوره ششم مجلس نيز مردم را به مشاركت گسترده در آن دعوت كرد و در پي اعلام اهداف و برنامههاي خود، تعدادي از اعضاي خود را به عنوان نامزد نمايندگي معرفي نمود. اما با كمال تأسف تعدادي از اين نامزدها توسط هياتهاي نظارت و بقيه به جز يك نفر، بدون ارائه دلايل مستند و قانوني توسط شوراي نگهبان رد صلاحيت شدند و به شكايات و اعتراضهاي قانوني آنان توجه موثري نشد.
مستمسك شوراي نگهبان براي رد صلاحيت نامزدهاي نهضت آزادي ايران غيرقانوني دانستن آن بود، در حالي كه قانوني بودن نهضت آزادي ايران بر اساس اصل 26 قانون اساسي توسط وزراي سابق و فعلي وزارت كشور و برخي از مسئولان يا شخصيتهاي مستقل تاييد شد و شوراي نگهبان نيز خود يك عضو با سابقه نهضت آزادي ايران را در اين دوره واجد صلاحيت تشخيص داد.
نهضت آزادي ايران با وجود محروم شدن نامزدهايش از حق انتخاب شدن، بر اساس سياست مشخصي كه از پيش اعلام كرده بود، در ائتلاف با ديگر احزاب و نيروهاي ملي ـ مذهبي، به معرفي يا حمايت ساير نامزدهاي اصلاحطلب پرداخت و از مردم براي شركت فعال در انتخابات دعوت به عمل آورد.
2ـ شركت بيش از 70 درصد واجدين شرايط در انتخابات مجلس ششم و حمايت بيدريغ و غرورآفرين آنان از نامزدهاي احزاب و گروههاي اصلاحطلب، از جمله نامزدهاي ائتلاف نيروهاي ملي ـ مذهبي در تهران و شهرستانها ـ كه در تهران مرتبه سوم را بعد از نامزدهاي حزب مشاركت اسلامي و روزنامهنگاران اصلاحطلب حائز شدند ـ حكايت از شكست برنامه و عملكرد گروهها و تشكلهاي تمامتخواه و رويكرد مردم به احزاب اصلاحطلب، مطبوعات آزاد و مستقل و برنامههاي توسعه سياسي آقاي خاتمي دارد.
3ـ شوراي نگهبان، هماهنگ با جناح محافظهكار و انحصارطلب، مشاركت مخالفان ملتزم به قانون اساسي را نپذيرفت و به بهانههاي مختلف، افرادي را كه در طيف مخالفان قانوني قرار دارند (شامل اعضاي نهضت آزادي ايران و ساير احزاب و نيروهاي ملي ـ مذهبي، روشنفكران ديني جدا شده از حاكميت و. . .) رد صلاحيت كرد و با وضع قوانين انتخاباتي جديد، در راه برگزاري انتخابات آزاد و مطلوب مانعتراشي نمود.
متأسفانه، مقاومتهاي وزارت كشور و برخورد خيرخواهانه و پرگذشت رئيس جمهور نيز نتوانست سد استبداد رأي و اعمال غيرقانوني را بشكند و محافظهكاران نتوانستند حتي در حد اصلاحطلبان «خودي درون حاكميت» مخالفان خود را تحمل نمايند و البته اين چنين با واكنش گسترده مردم روبرو شدند.
4ـ در آستانه انتخابات، چند حزب جديد تاسيس شدند و با اخذ مجوز قانوني به عضوگيري پرداختند تا از حالت محفلي خارج شده و به صورت احزاب رسمي و فراگير درآيند، به علاوه براي اولين بار احزاب و گروههاي سياسي برنامه خود را ارائه دادند. نهضت آزادي ايران اين پديده جديد گرايش به تحزب را رويداد فرخندهاي در راستاي تقويت برنامه توسعه سياسي ارزيابي ميكند. البته برخي از تشكلهاي قبلي، مانند جامعه روحانيت مبارز، همچنان وضعيت پدرسالارانه و قيممآبانه خود را حفظ كردهاند.
5ـ جامعه روحانيت مبارز و جمعيت موتلفه اسلامي، با پندآموزي از انتخابات رياست جمهوري در دوم خرداد 76 ناچار شدند كه حتيالامكان چهرههاي جديد فاقد پيشينه سياسي را به عرصه انتخابات وارد كنند. آنها با كمرنگ كردن حضور خود و تحمل هزينههاي گزاف به معرفي سازمان هاي نوظهوري مانند حزب تمدن اسلامي و چكاد آزاد انديشان در قالب شعارهاي آزاديخواهانه ـ و بعضاً مليگرايانه ـ پرداختند تا بتوانند بدين شيوه حمايتهاي مردمي را جلب كنند. آنان در برخي از شهرستانها از معرفي نامزدهايي به نام خود پرهيز كردند و افراد مورد نظرشان را به عنوان نامزدهاي احزاب تازهاي چون حزب اعتدال و توسعه يا نامزدهاي مستقل معرفي نمودند.
6ـ بسياري از عناصر ضد آزادي، مخالف مردمسالاري، معارض حاكميت ملت و مانع جدي آزادي احزاب چهره عوض كرده، خود را مدافع سينه چاك آزادي و توسعه سياسي معرفي كردند تا شايد با اين ترفند آراي بيشتري به دست آورند.
ارزشهايي مانند استادي دانشگاه، تحصيلات غيرحوزوي، تخصصهاي حرفهاي و دانستن زبانهاي خارجي ـ كه در دورههاي پيشين كمتر مورد توجه و تاكيد بود ـ در انتخابات اخير به عنوان ارزشهاي برتر مورد استفاده نامزدها قرار گرفت، به گونهاي كه حتي نمادهاي نظاميگري، خود را به عنوان كارشناس و يا استاد دانشگاه معرفي كردند، اما اين شيوهها نتوانست در قضاوت نهايي مردم تاثير قابل ملاحظهاي داشته باشد.
7ـ به گواهي آمار، حضور روحانيان در مجلس از دوره اول تا دوره پنجم سير نزولي داشته است. اما در انتخابات دوره ششم، حتي به لحاظ تعداد نامزدهاي شركت كننده در انتخابات نيز افت فاحشي وجود داشت، به گونهاي كه در بيشتر فهرستها كمتر از 20 درصد را تشكيل ميداد و با توجه به عملكرد روحانيت حاكم در دو دهه گذشته بويژه در مجلس پنجم، ناكامي چشمگير آنان در راهيابي به مجلس قابل پيشبيني بود.
8ـ عدم شركت حدود 11 ميليون نفر از واجدين شرايط در انتخابات مجلس ششم و مختصر كاهش مشاركت مردم نسبت به انتخابات دوم خرداد 76 جاي تامل و بررسي دارد. ردصلاحيت غيرقانوني نامزدهاي شناخته شده اصلاحطلب داخل و خارج از حاكميت بدون ارائه دلايل و مستندات قانوني كه با اعتراض مسئولان انتخابات وزارت كشور و عذرخواهي متواضعانه رئيس جمهور محترم از مردم روبرو شد و پارهاي تبعيضات براي بسياري از مردم عامل بازدارنده از شركت در انتخابات بوده است. انحصارطلبان با برنامهريزي از طريق عملكرد شوراي نگهبان و صدا و سيما و بحران آفرينيها به دنبال ايجاد فضاي سرد انتخاباتي بودند تا از يك سو با كاهش ميزان مشاركت مردم، نامزدهاي آنان به مجلس راه يابند و از سوي ديگر شكست برنامه توسعه سياسي رئيس جمهور را اعلام دارند. اما مردم شريف ايران با آگاهي از اين ترفندها و تحمل ناهنجاريها با حضور گسترده خود در انتخابات يادآور شور و شوق انقلاب سال 57 و انتخابات دوم خرداد 76 شدند و يكبار ديگر رشد و بلوغ سياسي خود را با نشان دادن اعتراض خود در راستاي منافع ملي به نمايش گذاشتند.
9ـ يكي از ويژگيهاي تاريخي انتخابات مجلس ششم ورود آقاي هاشمي رفسنجاني به صحنه انتخابات بود. اگر چه هدف اوليه اين اقدام تقويت جريان انحصار و ايجاد شكاف در جبهه دوم خرداد ارزيابي ميشد، اما پيامد آن گسترش فضاي نقد عملكرد مسئولان دو دهه گذشته انقلاب، به ويژه شخص آقاي هاشمي رفسنجاني و تقويت جريان اصلاح و پيروزي چشمگير نامزدهاي اصلاحطلب و شكست فاحش انحصارطلبان بود.
نقد آقاي هاشمي رفسنجاني و رأي منفي حدود 75 درصد شهروندان به وي در واقع نفي خصلت متوليگري و قيممآبي در نظام جمهوري اسلامي مردمسالار ايران است. رأي مردم وي را در جايگاه آخرين نماينده منتخب شهر تهران در مجلس قرار داد تا در سطح ساير نمايندگان به وظايف نمايندگي و خدمت به مردم بپردازد، كه اميد است در پايان مدت چهار سال مجلس ششم كارنامه قابل قبولي از خود ارائه كند.
10ـ نتايج انتخابات ادوار اخير و به طور مشخص انتخابات دوم خرداد 76 و 29 بهمن 78 اين واقعيت را به وضوح به تصوير كشيده است كه هرگونه قانون و يا مصوبهاي نظير «نظارت استصوابي» كه حقوق اساسي ملت را تضييع كند، با واكنش منفي مردم روبرو شده و ميشود و نظام را با بحران مشروعيت روبرو ميسازد. افراد رد صلاحيت شده توسط شوراي نگهبان مورد احترام و حمايت مردم قرار ميگيرند و افراد وابسته به جناحي كه مورد حمايت بيدريغ شوراي نگهبان هستند با رأي منفي مردم روبرو ميشوند. آيا وقت آن نرسيده است كه نهادهاي ذيربط (مجلس خبرگان و مقام رهبري) براي رفع اين معضل چارهاي بينديشند؟
* * *
حضور آگاهانه و گسترده مردم در انتخابات مجلس ششم و حمايت چشمگير از برنامه اصلاحات در راستاي اصول و آرمانهاي اصيل انقلاب يعني آزادي، مردمسالاري و قانونمداري، بازتاب وسيعي در سطح رسانههاي داخلي و بينالمللي داشت و ساير كشورها، به ويژه كشورهاي منطقه، با حساسيت خاصي روند انتخابات مجلس ششم و پيامدهاي آن را دنبال كردهاند و در تحليلهاي خود رشد و بلوغ سياسي مردم ما را مورد تحسين قرار دادهاند. بر اين اساس نمايندگان مجلس كه با برنامه اصلاحات و تعهد اجراي برنامه توسعه سياسي انتخاب شدهاند در معرض آزموني بزرگ قرار گرفتهاند و شايسته است موارد زير را مورد توجه قرار دهند.
1ـ افرادي كه به عنوان نمايندگان اصلاح طلب به مجلس راه يافتهاند بايد اصلاحات را از خود مجلس آغاز كنند، بدين معنا كه با حذف امتيازات (رانتهاي) مادي، سلب امكانات نفوذ در دستگاههاي دولتي و پرهيز از هر گونه سودجويي براي خود يا افراد ديگر و نيز با حضور فعالانه و موثر در كميسيونهاي تخصصي، فعال كردن كميتههاي تحقيق و تفحص براي نظارت بر عملكرد مجموعه حاكميت، توجه به مشكلات اقتصادي كلان و موانع اصلي توسعه سياسي و چارهيابي براي رفع آنها، جايگاه واقعي قوه مقننه را در نظام جمهوري اسلامي ايران تثبيت كنند و سپس با وضع يا اصلاح قوانين مورد نياز فوري كشور، مانند اصلاح قوانين قضايي، اصلاح قانون مطبوعات در راستاي رشد آزادي بيان و قلم، اصلاح قانون انتخابات در جهت حذف نظارت استصوابي و حذف دادگاههاي انقلاب و دادگاه ويژه روحانيت و ارائه طرحهاي اقتصادي و اجتماعي جهت مقابله با بحرانهاي كنوني كشور، به ويژه اشتغال جوانان، فرايند اصلاحات را تكميل نمايند.
از سوي ديگر، نمايندگان جبهه اصلاح طلب به ويژه حزب جبهه مشاركت كه اكثريت مجلس را در اختيار دارند بايد توجه داشته باشند و دقت ويژهاي در انتخاب رئيس و ساير اعضاي هيات رئيسه مجلس اعمال نمايند، چرا كه آنان در مواردي نقش تعيين كننده در سمتگيري مجلس بازي ميكنند.
مردمي كه نامزدهاي اصلاحطلب را به نمايندگي خود برگزيدهاند انتظار دارند كه نمايندگان آنان شخصيتي كارآمد با پيشينهاي شفاف، معتقد به آرمانهاي اصيل انقلاب اسلامي ايران و برنامه اصلاحات و كوشا براي تحقق توسعه سياسي و شكلگيري جامعه مدني را به عنوان رئيس مجلس برگزينند و اين خواسته بحق مردم را جامه عمل بپوشانند.
2 ـ بر كسي پوشيده نيست كه تركيب دولت حاضر در شرايط ويژه بعد از دوم خرداد 76 براي تأمين نظر جناحهاي مختلف قدرت شكل گرفت و عملكرد دو ساله دولت نشانگر فقدان توانايي كافي براي حل ريشهاي مشكلات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور بوده است. اينك، با توجه به اصلاح نسبي تركيب نمايندگان ملت، سطح انتظارات و مطالبات مردم از دولت فراتر رفته است و از اين رو، جايگزيني برخي از وزيران بيش از پيش ضروري مينمايد.
3 ـ استقبال گسترده مردم از نامزدهاي مورد حمايت ائتلاف نيروهاي ملي ـ مذهبي عمق نگراني شوراي نگهبان و جريان انحصارطلب از انتخاب نامزدهاي با سابقه و شناخته شده نهضت آزادي ايران و ساير نيروهاي ملي ـ مذهبي را به وضوح نشان ميدهد. اين امر مسئوليت نمايندگان منتخب اصلاحطلب را براي رفع موانع شكلگيري نهادهاي مدني از جمله احزاب سياسي و جلب مشاركت تمامي نيروهاي ملتزم به قانون اساسي و برگزاري انتخابات آزاد و فراگير را در دورههاي بعد مورد تاكيد قرار ميدهد تا شعار ايران براي همه ايرانيان تحقق يابد.
نهضت آزادي ايران در مجموع، تحولات سياسي اخير كشور را مثبت ارزيابي ميكند و اميدوار است كه همه مسئولان كشور با درك كامل پيامهاي انتخابات دوره ششم مجلس، حضور و قدرت شگفتانگيز مردم آگاه و رشيد ايران را باور كنند؛ حاكميت واقعي را به مردم بسپارند؛ به انحصارها و انحصارگريها پايان دهند؛ با شفاف كردن عملكردهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي، ميزان اعتماد مردم به حاكميت را افزايش دهند و با رعايت حقوق ملت ـ كه در قانون اساسي تصريح شده است ـ به رشد و توسعه همه جانبه كشور كمك كنند. و من الله التوفيق و عليه التكلان
نهضت آزادي ايران
