ارسال دادنامه دادگاه انقلاب عليه نهضت جهت آيت‌الله صانعی تاريخ: ٢٠/٠٥/٨١

title

1786

1381/5/22

ارسال دادنامه دادگاه انقلاب عليه نهضت جهت آيت‌الله صانعي

حضرت آيت‌الله العظمي جناب آقاي يوسف صانعي

  با سلام و تحيت و دعا براي سلامتي حضرتعالي و آرزوي توفيق جلب رضايت الهي و خدمت به ايران و اسلام براي آن مرجع عاليقدر، از اين‌كه مصدع اوقات شريف مي‌شويم عذرخواهي نموده و تقاضاي بذل توجه داريم.

  به يقين مي‌دانيم كه به علت اشراف كافي به مسائل روز از ستم‌هايي كه بر اقشار مختلف ملت و گروه‌هاي سياسي از جمله به نهضت آزادي ايران و اعضاي آن، روزنامه‌نگاران و دانشجويان عزيز طي سال‌هاي اخير رفته است اطلاع كافي داريد با اين همه براي مزيد اطلاع و فايده تكرار و تذكر، يك نسخه از دادنامه صادره توسط شعبه 21 دادگاه انقلاب اسلامي تهران و يك نسخه از بيانيه اخير ارسال مي‌گردد. از جنابعالي كه سال‌ها در سمت دادستان كل كشور انجام وظيفه نموده‌ايد و عضو فقهاي شوراي نگهبان بوده‌ايد و هم‌چنين از مفسرين و شارحين كتاب و سنت هستيد مي‌خواهيم كه با ديد كارشناسي، فقهي، حقوقي، شرعي و عرفي بفرماييد رفتارهاي دادگاه انقلاب اسلامي با كدام معيار ديني يا قانوني انطباق دارد؟ جنابعالي از آن‌چه كه امروز به نام روحانيت شيعه با ادعاي طرفداري از مرجعيت و فقاهت و ولايت اهل بيت عصمت و طهارت سلام‌الله عليهم اجمعين در كشور مي‌گذرد به خوبي واقفيد، با جود اين به حكم؛ فـَذّكر ان الذكري تنفع المؤمنين، معذره الي ربكم و لعلهم يتقون، وظيفة خود مي‌دانيم كه از باب انجام تكليف و نيز به عنوان هشداري نسبت به واقعيت‌ها و پيامدهاي اعمال ناروايي كه به نام دين و روحانيت انجام مي‌شود و اين كه نتايج مصيبت‌بار آن بر طبق آيه شريفه «اتقوا فتنه لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصه» تنها متوجه مسببين، آمرين و عاملين آن نخواهد بود. اعلام‌خطر نمائيم و هشدار بدهم.

  اگر نهضت آزادي ايران در همان ماه‌هاي نخستين پس از پيروزي انقلاب اسلامي اصرار داشت كه نام اسلام براي نهادهاي مختلف كشور گذارده نشود، بر حضرت‌عالي و همگان پوشيده نيست كه نه به دليل سستي يا عدم اعتقاد به اسلام، بلكه به اين دليل بود كه بعداً خطاها و تخلفات احتمالي گردانندگان و مسؤلين كشور به حساب اسلام نوشته نشود، اين چنين كه امروز اتفاق افتاده است و چهره نوراني اسلام مخدوش نگردد.

  آيا از مسئولان امور نبايد پرسيده شود كه چرا نتيجه شصت سال حكومت پهلوي با آن همه تبليغ عليه اسلام راستين و تشويق جوانان به فساد و بي‌بند و باري، اقبال و رويكرد قشرهاي مختلف مردم به ويژه جوانان و تحصيل‌كرده‌ها به دين و دينداري بود ولي نتيجه حكومت بيست‌وچند ساله به نام دين و روحانيت، دين‌گريزي، فساد، شيوع رشاء و ارتشاء و رباخواري و رويگرداني نسل دين و جوان از روحانيت و باورهاي ديني بوده است؟ آيا نبايد به ريشه‌يابي اين رخدادهاي فاجعه‌آميز پرداخت؟ و آيا اگر كسي يا گروه و حزبي از جمله نهضت آزادي ايران بنابر احساس وظيفه و تكليف مستنبط از حكم الهي: «ولتكن منكم امه يدعون الي‌الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن‌المنكر» و به قصد اصلاح انگشت بر منهيأت و منكرات بـَيـّن و آشكار گذاشت، بايد به تيرهاي تهمت، افترا و تكفير، انحلال و زندان محكوم و گرفتار شود؟ آيا به نظر حضرت‌عالي پاداش و سزاي مردان و زنان مخلص و دلسوز نسبت به اسلام و ايران براي هشدار دادن به مسئولان كشور بايد زجر و حبس و بدنامي رهبران و فعالين آن و انحلال و غيرقانوني نمودن حزب و مصادره اموال و محروميت از همه امكانات و خاموش كردن همه صداها باشد؟ آيا كسي نيست كه به اين سئوال پاسخ دهد كه اگر انذار تعدادي انگشت‌شمار براي حاكمان غيرقابل تحمل است با انذار الهي كه: «وانذرالناس يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربنا … »چه خواهند كرد؟ مگر اميرالمؤمنين و مولاي متقيان علي عليه‌السلام نفرمود: من اقر بعد ضرب او حبس او تجريد او تخويف، فلا اقرار عليه؟» اگر اين كلام حق است، كه حتماً هست، آيا حبس و زجر و ترساندن آمران به معروف و ناهيان از منكر و معترضان به عملكرد مسئولان و گرفتن اقرار و اعتراف كذب‌آلود عليه آنان و در بوق و كرنا گذاشتن آن به قصد هتك حرمت و آبروي افراد، آن هم به نام دين نهادن بدعتي آشكار در دين نيست؟ آيا ظلمي بالاتر از انجام چنين اعمالي به نام مقدس دين مبين اسلام و نسبت دادن اين رفتارها و گفتارهاي مغاير شرع و انسانيت به خدا و پيامبر وجود دارد؟ آيا در قرآن كريم نفرموده است: واصبر نفسك مع‌الذين يدعون ربهم بالغداه و العشي يريدون وجهه، ما عليك من حسابهم من شيئي» يا: «وما من حسابك عليهم من شيئي …» و يا: «ولاتطرد الذين يدعون ربهم بالغداه و العشي يريدون وجهه ما عليك من حسابهم من شيئي و ما من حسابك عليهم من شيئي فتطردهم فتكون من الظالمين»؟ مگر پيامبر اكرم (ص) نفرموده است: «اذا ظهرت البدع فللعالم يظهر علمه و الا فعليه لعنه الله»؟ آيا آناني كه امروز اين رفتارها را با مردان مؤمن و مجاهد در راه حق، مي‌كنند خود را عالم ديني نمي‌دانند و يا به حقايق امور و سوابق مرداني كه نيم قرن با كمال صداقت و ايمان پاك به دين خدا و اين مرز و بوم خدمت كرده‌اند آگاهي ندارند؟

  ما از محضر جنابعالي مي‌پرسيم آيا اين رفتارها و منحل نمودن حزب نهضت آزادي ايران و در بند كردن افرادي كه صداقت و ايمان و خدماتشان به ايران عزيز و اسلام در داخل و خارج غيرقابل انكار است مشكلي از مشكلات فراوان و پيچيده كشور را حل مي‌كند و موجب عدم خروج فوج فوج افراد ملت به خصوص جوانان از دين يا ميهن عزيزمان و لطمه زدن به وجهه كشورمان در خارج نخواهد شد؟ آيا چنين برخوردهايي، فساد، تباهي، نابودي حرث و نسل، رشاء و ارتشاء و ساير مفاسد و آسيب‌هاي اجتماعي را در پي نخواهد داشت؟

  به نظر ما در مقابل رفتارهايي كه شرح آنها رفت دو راه بيشتر وجود ندارد: يا آمر به معروف و ناهي از منكر بودن و يا سكوت و تاييد ضمني پيش گرفتن. آيا علت سرنگوني رژيم‌هاي گذشته فقط اسم و عنوان آنها يا نوع لباس حاكمان بوده است و آيا عملكرد و نادرست در لباس روحانيت از منظر الهي بدون عقاب خواهد ماند. يا آن كه نيز بايد به قرآن مجيد متمسك شويم كه مي‌فرمايد: «و لقد اهلكنا القرون من قبلكم لما ظلموا …» به يقين وعده الهي حق است و رهايي از عقاب او بدون تعويض عملكردها غيرممكن.

  قانون اساسي يك ميثاق ملي لازم‌الاتباع براي همه به خصوص حاكمان بر مسند قدرت نشستگان است و ضرورت التزام عملي حاكمان به اصول قانون اساسي، به خصوص اصول مصرحه در فصول سوم، پنجم و هفتم قانون اساسي، در رابطه با حقوق مردم و حاكميت ملت بيش از مردم عادي است. اگر حاكمان قانون را رعايت نكنند نه تنها اعتبار خود را در ميان مردم از دست مي‌دهند بلكه به علت شكستن تعهدات و سوگند‌ها در نزد خدا و خلق خدا، مسئول مي‌باشند. خداوند از مؤمنان خواسته است كه: «يا ايها الذين آمنوا اوفوا بالعقود»

  نهضت آزادي ايران متهم به اقدام عليه امنيت ملي است. در شرايطي كه انسدادهاي داخلي و خطرات خارجي بيش از هر زمان كيان مملكت را تهديد مي‌كند، و وفاق ملي يك ضرورت عقلاني است محاكماتي اين‌چنيني و صدور احكام سنگين و انحلال يك حزب چهل‌وچند ساله، آيا خود بزرگترين اقدام عليه امنيت ملي نيست؟

  نهضت آزادي ايران متهم به تبليغات عليه نظام جمهوري اسلامي است. آيا چگونگي بازداشت، محاكمه غيرقانوني رهبران و اعضاي نهضت آزادي و ساير شخصيت‌هاي ملي‌ـ مذهبي و صدور احكام سنگين، بزرگترين تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران نيست؟

  آن‌چه نهضت آزادي ايران مي‌خواهد اين است كه چون اتهامات عليه نهضت آزادي ايران حزبي كه در طول تاريخ چهل و چند ساله خود، مصدر خدمات بزرگي به ايران و اسلام و انقلاب بوده است از مقوله جرايم سياسي است و صرفنظر از صحت و سقم اتهامات، بر طبق اصل 168قانون اساسي و قانون احزاب (مصوب شهريور1360) دريك دادگاه علني با حضور هيأت منصفه رسيدگي شود.

  از جنابعالي كه خود دادستان كل منصوب رهبر فقيد انقلاب بوده‌ايد مي‌خواهيم كه با ديد فقهي و حقوقي، شرعي و عرفي بفرماييد كه رفتار دادگاه انقلاب اسلامي با كدام يك از موازين و معيارهاي ديني و قانوني قابل توجيه است و چرا نبايد نهضت آزادي ايران در يك دادگاه علني و با حضور هيأت منصفه محاكمه شود.

  ما با شناختي كه از حضرتعالي داريم برايمان مسلم است كه در اين واقعه نيز مسير حق را انتخاب خواهيد فرمود.

  و مانريد الا الاصلاح ما استطعنا علي‌الله توكلنا و اليه نشكوا و اليه المصير

دكتر ابراهيم يزدي

دبيركل نهضت آزادي ايران