ارسال نامه به رئيس جمهور جهت نخست‌وزير تاريخ: ١٨/٠٨/٦١

title

شماره: 262/4/21

تاريخ:17/08/1361

نامه دوم به رئيس‌جمهور در مورد سخنان وزير كشور

حجت‌الله والمسلمين جناب آقاي سيد علي خامنه‌اي

رياست محترم جمهوري

قال رسول‌الله (ص): لكل شئ آفه تفسده و آفه هذا الدين و لاه السو

(نهج‌الفصاحه ـ حديث شماره 3255)

  پيرو نامه شماره 257/4/21 مورخ 9/8/1361 شايد مستحضر شده‌ايد، آقاي ناطق نوري وزير كشور، در سخنان خود در پيش خطبه نماز جمعه تهران در تاريخ 14 آبان ماه كه از رسانه‌ها پخش شد، ضمن حمله به نهضت آزادي و سران آن نامه‌اي را كه نهضت به طور خصوصي براي جنابعالي و اعضاي هيأت دولت فرستاد و طي آن درخواست رسيدگي و احقاق حق نموده بود مطرح ساختند و با تكرار همان فحاشي‌ها، چنين وانمود كردند كه گويا در جمهوري اسلامي، دفاع از شرف و حيثيت، تذكر و انتقاد از مسئولان و امر به معروف و نهي از منكر آن هم در يك نامه خصوصي به رئيس جمهور مملكت و رئيس قوه مجريه و دبيركل حزب جمهوري ذنب لايغفري است.

جناب آقاي رئيس جمهور،

  با انتشار نامه سرگشاده نهضت آزادي ايران به حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني سيل حملات عليه نهضت آغاز گشت. تلاش ما بر اين بوده است كه با اين حملات به طور سازنده‌اي برخورد كرده و در جهت تحقق اهداف انقلاب اسلامي و ايجاد جامعه‌اي شاهد و واسط بكوشيم. اگر در لحن بيان مسايل مردم دچار اشتباه يا لغزشي شده‌ايم، از خود انتقاد كنيم و اگر براي بيان مطلب شيوه‌اي بهتر ممكن بوده است به قصور خود معترف گرديم و اگر هم حمله‌كنندگان به ما از طريق حكمت و موعظه حسنه خارج شده، راه عناد و لجاج پيموده‌اند با تذكرات برادرانه به وظيفه نهي از منكر خود عمل كنيم.

  ميان حمله‌كنندگان به نامه نهضت، حجت‌الاسلام علي اكبر ناطق نوري وزير كشور در چند سخنراني از جمله خطابه‌اي در دفتر حزب جمهوري اسلامي مشهد ما را به رگبار دشنام، تهمت و افترا بست و به بهانه «حفظ خط اسلام فقاهتي» و «حركت در خط امام» اعضاء دولت موقت و نهضت آزادي ايران را با كلماتي از قبيل «موش‌مرده‌ها»، «كرم‌ها»، «بي‌حياها»، «پر روها»، «بازيگران سياسي»، «حقه بازها»، «نمك ناشناس»، «فكلي مستفرنگ»، «آمريكايي‌هاي ليبرال»، «دزدها»، «ربا خوارها»، «خيانتكارها» و تهمت‌هايي كه حتي به زبان آوردن آن زيبنده مسلمان متقي نيست مورد يورش قرار داد. ما به حكم وظيفه شرعي و به خاطر دفاع از حيثيت خود و بالاتر از آن دفاع از حق و عدالت و انقلاب و رهبري آن كه «اعتماد به ايمان راسخ رئيس دولت موقت و به مكتب مقدس اسلام» داشته و بر اساس «اطلاع از سوابق ديني در مبارزات اسلامي و ملي» مسئوليت تشكيل دولت موقت را به عهده‌اش نهاده و پس از نه ماه خدمت از «زحمات و خدمات طاقت فرساي ايشان» قدرداني نموده و با «اعتماد به ديانت و امانت و حسن‌نيت مشاراليه» استعفايش را پذيرفته‌اند، لازم دانستيم با نوشتن نامه‌اي به جنابعالي و اعضا هيأت دولت كه با وزير كشور مسئوليت مشترك دارند، مقامات مسئول را به تبعات و آثار عمل آقاي ناطق نوري متوجه سازيم تا اقدام شايسته و مقتضي معمول دارند.

  به نظر ما رفتار آقاي وزير كشور اهانت به اسلام و انقلاب اسلامي، به مقام رهبري و دهن كجي به همه آناني است كه تحقق جمهوري اسلامي را ضمن شعارهاي خود خواسته‌اند. اين عمل از طرف مقامي روحاني و مسئول، آبروي اسلام و جمهوري اسلامي را مي‌برد و تصوير كريه ناهنجاري از روحانيت و اسلام در اذهان مردم مجسم مي‌سازد.

  ما ضمن تصديع مجدد در اين نامه كوشش مي‌كنيم رفتار وزير كشور را با ميزان اخلاق اسلامي و عدالت و بر پايه تعاليم فقهاي بزرگ شيعه بسنجيم و از خدا بخواهيم كه ما و ايشان را در راه حق ياري فرموده و جمهوري اسلامي را از گزند اشتباه كاري‌ها در امان نگه دارد.

  همانطور كه گفته شد آقاي ناطق نوري هدف از اقدامات خود را «حفظ خط اسلام فقاهتي»، «حركت در خط امام» و انجام وظيفه نهي از منكر خوانده‌اند. شايد اگر ايشان فرصتي يافته و به متون اصيل اسلامي و فقهي مراجعه كرده و آيات و رواياتي را كه در مورد «اصاله الصحه في عمل الغير» نقل نموده‌اند مورد مطالعه قرار مي‌دادند هرگز اين گونه خود را در فحاشي و تهمت و افترا آزاد نمي‌ديدند، سفارش امام معصوم را به خاطر مي‌آوردند كه «ضع امر اخيك علي احسنه» و همچنين روايتي را مي‌ديدند كه امام معصوم فرمود: «ان من اتهم اخاه فهو ملعون ملعون»، ملاحظه مي‌فرمودند كه برخي از بزرگان فقها حمل كردن عمل ديگران بر صحت را مورد اجماع عملي و فتوايي مسلمانان مي‌شمارند، و هرگز حاضر نمي‌شوند به بهانه دفاع «از خط اسلام فقاهتي»، حق و عدالت اسلامي را اين گونه زير پا گذاشته و بر خلاف آن عمل كنند.

  آقاي وزير كشور سخنراني سراسر فحش و تهمت خود را انجام وظيفه نهي از منكر و حركت در خط امام خوانده‌اند و در رابطه با اين فحاشي‌ها مي‌گويند «اين كه مسئول وزارت كشور هستم، به معناي آن نيست كه امر به معروف و نهي از منكر و رسالت منبر و فرياد را از دست بدهم».

  عجبا ! آقاي وزير نمي‌دانند كه وظيفه شرعي ايشان چه به عنوان وزير و چه به رسالت منبر، رعايت قانون اساسي كه سايه دست فقهاي عظام و مورد امضاء و تنفيذ امام امت مي‌باشد و زير پا نهادن اصل بيست و دوم كه مي‌گويد: «حيثيت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي كه قانون تجويز مي‌كند» خلاف شرع و قانون و مخل عدالت است.

  اما قلمداد كردن اين فحاشي‌ها به عنوان نهي از منكر نمي‌تواند چيزي جز اهانت به اسلام و اصل مقدس نهي از منكر و خروج آشكار از خط امام باشد. اگر آقاي وزير چند دقيقه وقت صرف كرده و به رساله تحريرالوسيله رهبر انقلاب مراجعه كنند، در صفحه 486ـ484 مي‌خوانند كه توصيه امام در نهي از منكر آن است كه كسي كه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كند «بايد مواظب باشد در راه آن مرتكب گناهي مانند دروغ، توهين و تحقير نشود» چه در اين صورت خود مرتكب منكري شده و معصيت خدا نموده است.

  به علاوه آقاي ناطق نوري هر جا سخن بگويند گفتار و رفتار ايشان به عنوان يكي از مسئولين جمهوري اسلامي زير ذره‌بين است و مردم مي‌خواهند رفتار و كردار اسلامي را در زندگي روزمره مسئولين جمهوري ببينند چه آنان از علي(ع) آموخته‌اند كه «ليست تصلح الرعيه الا بصلاح الولاه» و سخن پيامبر(ص) را شنيده‌اند كه فرمود: «هر چيزي را آفتي است و آفت اين دين (اسلام) زمامداران فاسدند»، بنابراين مردم هرگز نمي‌توانند گفتار و رفتار مسئولين را از دولت و جمهوري اسلامي تفكيك كنند لذا پس از شنيدن فحاشي‌ها، تهمت‌ها، ناسزاها از خود مي‌پرسند:

  آيا هدف از اين همه فداكاري‌ها و تحمل سختي و ايثار و شهادت‌ها، آن بود كه كساني بر ما حكومت كنند كه به نام دفاع از اسلام و خط امام حق و عدالت را زير پا بگذارند و به نام نهي از منكر خود مرتكب منكر شوند؟

جناب آقاي رئيس جمهور،

  نهضت آزادي ايران با ارسال اين شكواييه به جنابعالي به عنوان رئيس جمهوري و رئيس قوه مجريه مسئول اجراي قانون اساسي و كسي كه با سران و برخي از اعضاي نهضت همفكري و همكاري داشته‌ايد خواستار آن است كه به صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران دستور دهيد براي پاسخ به تهمت‌ها و هتاكي‌هايي كه از اين رسانه‌ها پخش شده است بر طبق موازين قانوني فرصتي به نماينده نهضت آزادي ايران بدهند تا اين اتهامات بي‌اساس را پاسخ دهد.

  در خاتمه لازم مي‌دانيم همانطور كه بارها اعلام كرده‌ايم در اينجا نيز تهمت‌هاي ناروايي را كه به ما مي‌زنند قاطعانه مردود دانسته و آمادگي خود را براي حضور در دادگاه‌هايي كه بر اساس شرع مقدس اسلام و مفاد قانون اساسي تشكيل شود اعلام كنيم. به نظر ما اين وظيفه مقامات قضايي كشور است كه از يك طرف از جوسازي‌ها و تبليغات تفرقه‌افكن و غيراسلامي عليه ما جلوگيري نمايند و از طرف ديگر در صورتي كه ما را مقصر بدانند طبق موازين شرعي و قانوني احضار و رسيدگي نمايند.

  عدم اقدام مقامات قضايي در اين مورد موجبات گسترش جو تهمت و افترا و بدبيني مردم را نسبت به روحانيت و انقلاب فراهم مي‌سازد و اين خواست و برنامه اصلي دشمنان انقلاب اسلامي ايران مي‌باشد و بالله نستعين انه خير ناصر و معين.

نهضت آزادي ايران

 

متن سخنراني حجت‌الاسلام آقاي علي اكبر ناطق نوري

وزير كشور به مناسبت سالگرد شهادت شهيد هاشمي نژاد

در دفتر جمهوري اسلامي ايران ـ مشهد در روز عيد قربان 6/7/61

بسم‌الله الرحمن الرحيم

   الحمدالله رب العالمين و صلي الله علي نبينا ابي‌القاسم مصطفي محمد(ص) صلي الله عليه و علي اهل بيته … قال الله تعالي في كتابه، اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، الم، احسب‌الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون

   با سلام به شما برادران و خواهران و درود به امام بزرگوار و رهبري انقلاب و با درود به همه عزيزان شهيدمان مخصوصاً شهيدان انقلاب اسلامي و رزمندگان و ايثارگران و شخصيت‌هاي بزرگواري كه به خاطر اسلام و حفظ خط راستين اسلام و براي دفاع از اسلام فقاهتي و دفاع از حريم تز نه شرقي و نه غربي جان خود را فدا كردند، همچو شهيد بزرگوار و مظلوم بهشتي، شهيد بزرگوار باهنر، شهيد عاليقدر رجايي و شهيد بزرگواري كه امشب شب سالروز شهادت اين مرد بزرگوار و والامقام، شهيد هاشمي نژاد، چند جمله‌اي را به عرض برادران و خواهران برسانم.

   امروز روز عيد قربان و سالروز فداكاري‌هاي ابراهيم خليل و از امتحان قبول بيرون آمدن آن پسر و  پدر قهرمان در مكتب توحيد است. به علاوه سالروز فتح آبادان كه با يك جمله امام كه آبادان بايد از محاصره بيرون آيد و اين ندا در سراسر جبهه‌ها به گوش رزمندگان مي‌رسد و با يك يورش دشمن را از گرد آبادان مفتضحانه بيرون مي‌رانند و رقم زيادي اسير مي‌گيرند و نقطه عطفي در پيروزي‌هاي بعدي مي‌شود. به علاوه سالروز سرداران اسلام است. شهادت تيمسار فلاحي، شهادت تيمسار نامجو، شهادت تيمسار فكوري و سالروز شهادت برادر بسيار گرانقدرمان از سپاه پاسداران برادر كلاهدوز و همچنين شهادت برادر ديگرمان، ديروز كه من به خوزستان رفته بودم و خرمشهر را مي‌ديدم به ياد آن برادر فرمانده سپاه خرمشهر در تمام درگيري‌هاي اول مرحوم شهيد جهان‌آرا افتادم.

   احسب‌الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون

   آيا گمان مي‌كند كه مؤمنان فقط بگويند ما ايمان آورده‌ايم، ما رهايشان كرديم و اين‌ها امتحان نمي‌شوند؟ و حال آن كه همه ملت‌ها و امت‌ها را ما امتحان كرديم، انبيا امتحان شدند، اوليا الله در طول تاريخ در بوته امتحان قرار گرفتند. در رأس انبياء ابراهيم خليل اين قهرمان توحيد، اين عاشق دلباخته حق، اين پيامبر بزرگي كه در همه مراحل امتحان به خوبي از عهده آن بر آمده و به مقام خلوص و دوستي خدا رسيده و نهايتاً افتخار «امامت» را يافت «واذا بتلي ابراهيم و به كلمات فاتمهن». او امتحان شد به مالش و فرزندش و جان خودش و همه مراحل چون معمولاً دلبستگي‌ها همين‌هاست. يا دلبستگي به مال است يا علقه و دلبستگي به فرزند و از همه بالاتر حب به ذات است، و اين قهرمان بزرگ در اين مراحل امتحان مي‌دهد. همه انسان‌ها نيز امتحان مي‌شوند. و لقد فتنا الذين من قبلهم. همه ملت‌ها زير بوته امتحان قرار مي‌گيرند و آزمايش مي‌شوند، فرصت نيست كه بگويم خداي بزرگ چرا اين امتحان را مي‌كند و او چه فايده‌اي مي‌برد و آيا او بندگانش را نمي‌شناسد كه مي‌خواهد با امتحان بشناسد، كه قطعاً‌ در اينجا اگر سؤال هم بشود جواب منفي است، ما را او خوب مي‌شناسد، درجه ايمان تك‌تك ما را خوب مي‌داند، خدا خوب مي‌داند كداميك ما كه مي‌گوييم الله، مردانه مي‌ايستيم و كداميك فرصت‌طلبي مي‌كنيم، چند درصد من راست مي‌گويم، چند درصد شما راست مي‌گوييد و بالاخره درجه ايمانمان چقدر است و اين را خدا خوب مي‌داند، او آگاه است هم بر ما و نيات و آنچه به قلب‌ها خطور كند براي او روشن است. اما چرا امتحان مي‌كند براي اين است كه ما خودمان، خود را بشناسيم و هم با امتحان شدن رفعت درجه پيدا كنيم و تميز داده شويم، خيلي‌ها هستند كه دم از اسلام مي‌زنند، در همين كه خود اين انقلاب كه راه امتحان بود و هست و اين وضع جالبي كه پيش آمد با پيروزي انقلاب، چه قبل و چه بعد از پيروزي، مخصوصاً بعد از پيروزي بهترين آزمايش‌ها شد اين انقلاب براي مدعيان ايمان و اسلام و براي كساني كه ادعاي انقلابي بودن داشتند. اين كوره و اين آزمايشگاه خوب ماهيت‌ها را نشان داد. شخصيت‌ها را نشان داد. نشان داد كساني كه قبل از پيروزي انقلاب فرياد مي‌زدند، اين‌ها بر چه اساسي فرياد مي‌زدند، و ماهيت‌ها ثابت شد و اسرار ظاهر شد و نهفته‌ها به برون افتاد و معلوم شد جمعي كارشان قبل از پيروزي انقلاب براي اين بود، عده‌اي فرياد مي‌زدند و انقلابي داد مي‌زدند و همه داد و فريادها براي اين بود كه خودشان به نان و نوايي و پستي برسند و همين كه انقلاب پيروز شد و ديدند كه سهمي به آنها داده نشد، دادشان در مقابل انقلابيون بلند شد، درست مثل صدر اسلام عده‌اي كه ورشكستگان سياسي بايد نام نهاد و بهشان گفت كساني كه اين‌ها فريادشان براي اين بود كه خودشان به جايي برسند. تيتري پيدا كنند، مقامي بيابند، و وقتي انقلاب پيروز شد ديدند كه سهمي ندارند، مثل گوشت قرباني انقلاب را تصور كردند، بعد مي‌گفتند پس سهم ما چي شد، ما بيست سال داد زديم، ما شكنجه ديديم، ما زندان رفتيم، پس سهم ما چي شد، اين‌ها معلوم مي‌شود كه انقلابيون دروغيني بوده‌اند كه همه فريادهاشان اين بود كه خودشان به نوايي برسند، همين كه به نوايي نرسيدند، چپ خواني را عليه انقلاب آغاز كردند، تهمت‌ها را آغاز كردند و برچسب‌ها را آغار كردند، ما در كساني كه بعد از پيروزي انقلاب در مقابل انقلاب جبهه گرفتند، ما كساني را سراغ داريم كه اين‌ها به حق در قبل از پيروزي انقلاب سابقه ممتدي در پيروزي انقلاب داشتند. واقعاً براي ما تعجب‌آور بود و گاه متأثر مي‌شديم. و همين الان هم بنده با شما خواهران و برادران سخن مي‌گويم انصافاً ‌افسوس مي‌خوردم و مي‌خوريم كه حيف نبود چنين چهره‌اي كه آنقدر قبل از انقلاب مصمم نشان داده مي‌شد، آنقدر قاطع در مقابل رژيم ايستاده بود، اينقدر فرياد مي‌زد و وااسلاما و واقرآنا. حيف نشد كه به خاطر اين كه سهم او به او داده نشد در مقابل امام ايستاد. در مقابل حركت ميليوني اين مردم به پا خواسته ايستاد، حيف نشد، ماهيت روشن شد، و امتحان عجيب امتحاني بود و اين‌ها خودشان را بسيار راحت نشان داده‌اند. اين‌ها به محض اين كه شهيد مظلوم بهشتي آمد، مدبر بودنش، فكر بودنش و تدبيرش و مديريتش و قاطعيتش و انعطاف‌ناپذيريش و بالاخره سلطه و اشراف به مسايل داشتنش و بالاخره آنچه خوبان همه داشتند، اين شخصيت مظلوم ما به تنهايي داشت، و وقتي مي‌شود نايب رئيس مجلس خبرگان و او وقتي مي‌آيد در شوراي انقلاب بيشترين سهم را امام به او مي‌دهد و اعتماد به چنين چهره و شخصيتي مي‌كند آدم مي‌بيند يك عده ناآگاه و يك عده آگاهانه و كساني كه اين‌ها سابقه مبارزاتي هم داشته‌اند، سابقه تقوي و سابقه انقلاب و سابقه همه چيز داشتند، اينها هم قد علم مي‌كنند، در مقابل بهشتي و هاشمي و هاشمي‌نژادها و خامنه‌اي‌ها مي‌ايستند. اين امتحان است، جداً همچون طلحه و زبيري كه در ركاب رسول‌الله قد علم مي‌كردند و در ركاب او شمشير مي‌زدند، همچون موقع اختيار آزمايش مي‌شود، در مقابل علي نيز مي‌ايستند، آمدند ايستادند، احسب‌الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون؟

   گمان مي‌كنيد كه فقط همين كه بگوييد ايمان آورديم و مسلمانيم، آزمايش نمي‌شويد. بهترين آزمايش‌گاه‌ها، اين دوره انقلاب و بعد از پيروزي انقلاب بود. عده‌اي اين چنين خودشان را رسوا كردند، و اينها ورشكستگان سياسي هستند، عده‌اي آمدند، تيتر هم گرفتند، پست هم گرفتند، ليبرال‌ها بعد از پيروزي انقلاب به خاطر انسجامشان و تشكلشان آمدند و حكومت را به دست گرفتند، دولت موقت تشكيل دادند، و امام آن همه اينها را تأييدشان كرد، به خاطر اسلام و قرآن و پيشبرد اين انقلاب و هدف و آن وقت اين نمك ناشناس‌ها كه نتوانستند، رسالتي را كه اسلام و قرآن و اين ملت به دوششان گذاشتند ادا كنند، و عرضه نداشتند، اداره كنند، و طولي نكشيد كه داشتند آمريكايي‌‌ها را كه به قيمت خون هزارها شهيد و بيش از صد هزار مجروح و معلول اينها را بيرون كرده بودند، ليبرال‌هاي غربگراي غربزده، آمريكا را از دريچه وارد مي‌كردند، اگر خروش امام نبود، اگر بيداري بهشتي‌ها نبود، اگر فريادي كه از عمق جان هاشمي‌نژادها بر مي‌آوردند نبود و اگر صفاي ملت ما نبود ايران با همه كشته دادن‌ها، و شهيد دادن‌ها در دامن آمريكا مجدداً قرار گرفته بود (تكبير حضار) يك دولتي كه به محض اين كه امام نصبش مي‌كند، ملت مي‌ريزند توي خيابان و او را حمايت مي‌كنند دولتي كه امام به عنوان دولت شرعي تأييدش مي‌كند، بعد اينها مي‌آيند، اميرانتظام را يك جاسوس مسلم را سخنگوي دولت مي‌كند، اينها مي‌آيند مقدم مراغه‌اي را، اين را مجدداً من دارم مي‌گويم براي اين كه اين روزها يادتان باشد، اين موش مرده‌ها، من هميشه اين تعبير را داشتم. يكي دو بار كه مشهد آمدم يادم است كه اين تعبير را داشتم، بني‌صدر مرد، او به زباله دان تاريخ سپرده شد، سلطنت طلب‌ها مردند، و ليبرال‌هاي فرار كرده به غرب پناهنده شدند آنها هم مردند، آنها تحويل زباله‌دان تاريخ داده شدند، خطر را اين موش مرده‌ها دارند، كه اين روزها هم با همان موش مردگيشان وارد مجلس شوراي اسلامي مي‌شوند، همان جا مي‌نشينند مهر سكوت بر لبشان مي‌زنند، مرتب هم مي‌روند و مترصدند كه روزي خداي ناكرده ….. امام طوري بشود، يا فرصت ديگري نصيبشان بشود و از لانه‌هاشان اين كرم‌ها بيرون بيايند، اينها خطرناكند همين روزها آغاز كردند، همين روزها نامه‌اي به مقام محترم رياست جمهوري نامه سرگشاده مي‌دهند اين ليبرال‌هاي آمريكايي، نامه به رئيس مجلس مي‌دهند و والله اعتقاد من اين است كه متن نامه‌اي كه اينها دادند، آنچنان است كه اگر بنا باشد، يك منكر انقلاب، ضد انقلاب منكر حركت‌ها و منكر امام و منكر امت به هر حال يك ضد انقلاب صد در صدي كه بناست در مقابل انقلاب سخن بگويد، من معتقدم كه از اين بدتر عليه انقلاب موضع نمي‌گيرد و از اين بدتر دستاوردهاي انقلاب را انكار نمي‌كند، كه اين ليبرال‌هاي موجود و اين موش مرده‌هاي نهضت آزادي انكار تمام دستاوردهاي انقلاب را كردند. (مرگ بر بازرگان حضار)

   اينها البته با علم به اين كه تحليل داخلي درون گروهي‌شان اين است كه مدتي است ما مطرح نيستيم، اين هم است با علم به اين كه دوست دارند كه مطرح بشوند، نامه به رئيس مجلس را پنجشنبه‌اي به او مي‌دهند بعد بين خودشان مي‌گويند كه پنجشنبه بدهيم، كه جمعه او به نوعي ما را مطرح كند، ولو آن كه ما را بكوبد، كه اينطور خودشان را مطرح كنند. دقيقاً انكار كردند تمام دستاوردها را، كه گراني هست، كمبود جنس، همين چيزهايي كه معمولاً‌ چپ‌خوان‌ها كه حالا يك كمي اشاره مي‌كنم مي‌گويند، گراني كه هست، جنس كه پيدا نمي‌شود، كشته كه پشت كشته داريم، قبرستان‌ها پر گرديد، انكار تمام شهادت‌ها، خيانت به خون همه شهيدانمان و خيانت به همه خانواده‌هاي شهدا و توهين به اين ملت شهيد پرور يك كساني كه، واقعاً‌ بي حيايي و پر رويي هم اندازه دارد. بازيگران سياسي بي حيا هستند، پر رو هستند، اما من فكر نمي‌كنم هيچ گروه سياسي در دنيا به اندازه اين حقه‌بازها، اين اندازه بي حيا و نمك ناشناس باشد.

   كساني كه ………… ما بعد از پيروزي انقلاب، داد را هاشمي‌نژادها دادند، شكنجه‌ها را هاشمي‌نژادها ديدند، فشارها و تبعيدها را خامنه‌اي‌ها در گرماي كشنده ايرانشهر ديدند و وقتي انقلاب پيروز شد ما انقلاب و حكومت را دو دستي تحويل شما داديم، شما فكلي‌هاي مستفرنگ غرب زده، كه فكر مي‌كرديد حالا چون تيتر داريد و تشكيلات مي‌توانيد اداره كنيد مگر جز اين بود كه يك ماه، دو ماه كمتر يا بيشتر، از انقلاب و پيروزي نگذشته بود، هنوز خون بچه‌هاي ما روي آسفالت خشك نشده بود، كه ساواكي‌ها جلوي نخست‌وزيري شما تحصن كردند و عيدي و مزايا مي‌خواستند، مگر شما نبوديد كه مجاهدين خلق را و خيانتكاراني مثل طاهر احمدزاده‌اي كه وقتي سر مرز داشت فرار مي‌كرد گرفتنش با بسياري از مدارك گرفتنش، شما اينها را آورديد روي كار، شما يونسي ضد خدايي كه كتاب عليه خدا نوشته بود، آورديد در كردستان، استاندار كرديد، كه بودجه اين مملكت را به كومله و دمكرات و ضدخداها در آن منطقه مي‌داد. مگر شماها نبوديد، حسن نزيه‌ها، اين كسي كه وقتي بحث اجراي قوانين اسلام مي‌شد، با همه بي‌حيايي، آن موقع در آن شرايط مي‌گفت همه احكام اسلامي قابل اجرا نيست و نمي‌شود همه احكام اسلام را پياده كرد، شما ميناچي‌ها، اميرانتظام‌ها و قطب‌زاده‌ها، شما اينها را روي كار آورديد. شما بايد در سايه اين جناياتي كه در دوره حكومتتان كرديد از ننگي كه بوجود آورديد، بايد براي هميشه تا زنده‌ايد سرتان پايين باشد از خجالت و شرمندگي، بي‌حياها، شماها عامل شهادت بيشترين و بهترين عزيزان ما در كردستان بوديد. مرحوم شهيد تيمسار قره‌ني، اين افسر ارشد و افسر لايق و مرد مظلوم و مجاهدي كه فرهنگ كردستان دستش بود، وقتي امام دستور مي‌دهد، و اين مرد حركت مي‌كند كه زيباترين حركت را هم تيمسار قره‌ني مي‌كند، شما بي‌شعورها قاسملو را مي‌آورديد در نخست‌وزيري و او را ترجيح مي‌داديد به تيمسار قره‌ني كه ناگزير شد اين مرد و بعد هم به افتخار شهادت رسيد. شما چه مي‌گوييد، شما چه غلطي، چرا غلط خيلي كرديد، خيانت به اسلام و قرآن خيلي كرديد، حالا روحانيتي كه نشان داد خودش را، ما كه حال و هواي تيتر و مقام و رياست را نداشتيم، بي‌عرضگي شما ما را رساند به اينجا كه امروز من طلبه بايد در وزارت كشور باشم و آن برادر روحاني در فلان جا و آن ديگري در فلان جا، همانطور كه امام فرمود، هر گاه و هر روزي گروهي سالم غيروابسته به شرق و غرب، دلسوز است خدمتگزار به ملت از غيرمعممين و روحانيون پيدا شوند، والله آن روز ما احساس تكليف در اين رابطه نخواهيم كرد، دنبال دادمان و فريادمان و درس خواندنمان و منبرمان خواهيم رفت. هر روزي پيدا بشود من به الكفايه، شما دوره‌تان مشخص است روحانيتي هم كه آمدند روي كار دوره‌شان مشخص است، بني‌صدر خبيث آمد و بهترين منطقه كشور و خوزستان را تحويل دشمن داد، اين آمريكايي و مي‌گفت كه ما مثل اشكانيان مي‌جنگيم. به ياد اجدادش افتاد ملت را راه داد در داخل، روزي كه بني‌صدر عزل شد و معزول شد و رفت، گورش را گم كرد، شما مي‌بينيد كه فتح آبادان آغاز شد درست بعد از بني‌صدر، پشت سر او بستان شد. پشت سر او فتح‌المبين شد، پشت سر او بيت‌المقدس بود، پشت سر او رمضان بود، من ديروز از پاسگاهي ديدن كردم، پاسگاه زيد، پاسگاه عراقي‌هاست 8ـ9 كيلومتر در داخل خاك عراق، بچه‌هاي ما آنجا مستقر هستند، و آن پاسگاه را كه چقدر هم محكم ساخته شده بود دژي بود، اينها فتح كردند و من رفتم آنجا با آنها گپي هم داشتيم. شما آمريكاييهاي ليبرال دشمن را تا ذوالفقار به آبادان آورديد تو، و همين آخوندها و روحانيت با همكاري ملت فداكاري كه روحانيت را شناخته، شناخته كه اين ديگر وابسته نيست به شرق و غرب، اينها بيرون كردند و امروز ايران نسبت به سال گذشته و نسبت به آغاز جنگ به فضل خدا در بهترين موقع و موضع سياسي و اقتصادي و نظامي قرار دارد (تكبير حضار) اين خودش امتحان است. اينها خودشان را نشان دادند، روحانيت به اين نكات توجه كرد، جلوي دزدي‌هاي اينها گرفته شد، و اينها شدند مخالف. آقا چيني پيدا نمي‌شود، آقا نمي‌گذارند ما بياوريم، آقا نمي‌گذارند، بله نمي‌گذارند تو بخوري، نمي‌گذارند تو بدزدي، نمي‌گذارند، كنز تشكيل بدهي، نمي‌گذارند كه رشوه خواري كني و رباخواري كني، يك عده هم اينها امتحان شدند، ديدند كه انقلاب به مزاجشان نمي‌سازد، مخالف شدند و مردود شدند در اين امتحان و رانده شدند از جامعه، عده‌اي هم اينها، عده‌اي هم منافقين كه وضعشان روشن است انقلاب بهترين آزمايشگاه، بهترين بوته براي امتحان، همه ما امتحان مي‌شويم، در اين انقلاب ماهيت‌ها خوب روشن مي‌شود، اين ديگ انقلاب همينطور مي‌جوشد. زير و رو مي‌كند همين كه شير پول كم مي‌شود، بسته مي‌شود دادش در مي‌آيد، همين كه مريد و مرادي ديگر كم مي‌شود، دادش در مي‌آيد پس سهم ما چه شد؟ پس پول ما چه شد، پس حق ما چه شد، يك عده اينطوري‌ها، يا دنبال تيتر يا دنبال ما يا دنبال به هر جهت فرصت ديگر يا دنبال مقلد يا دنبال مريد، اينها همه امتحان است، كساني داد مي‌زدند در امتحان و مبازه مي‌كردند كه آدم حالا تعجب مي‌كند، پس كو اين فريادهاي قبل از انقلابش، براي چه بود؟ چطور يك دفعه اينقدر نابينا شده اين همه پيروزي و ظفر را نمي‌بيند. اين همه پيشرفت را نمي‌بيند ملتي كه جنگيد بعد از پيروزي انقلاب يك سال ما نتوانستيم نفس راحت بكشيم، بلافاصله وارد جنگ كردستان و تركمن صحرا شديم بعدش هم خوزستان و بعدش هم غرب شديم. از نظر عمراني و رفاهي كاري كه در اين دو سال چه جهاد سازندگي، ارگان‌ها و نهادها و خود دولت در روستاهاي اين كشور كردند به مراتب بيشتر از كاري است كه در عرض 20ـ30 سال در نظام قبل در اين مملكت شده بود. (تكبير حضار)

   به هر حال عده‌اي هم در اين امتحان قبول بيرون آمدند رحمت خدا بر اينها باد، ان‌الذين قالوا ربنا الله …

   دوره‌اي كه گذشت و ليبراليسم در زمان بني‌صدر سلطه پيدا كرده بود، شما ببينيد چقدر به اينها تهمت زدند، به همين حزب جمهوري چقدر برچسب زدند، دوراني كه اگر كسي عضو حزب هم بود سمپات حزب جمهوري هم بود، آنچنان خفقان و برچسب و تهمت رايج شده بود كه يك سمپات جرأت نمي‌كرد كه بگويد من علاقمند به حزب جمهوري‌ام، علاقمند به بهشتي و علاقمند به خامنه‌اي‌ام، آنقدر تهمت‌ به اينها زدند، مرحوم بهشتي، عجيب بود، روز نمي‌شد خانه‌اي نبود كه اختلاف بين پدر و پسر و خواهر و برادر و برادر و برادر در اين مراجعه‌ها نباشد، انحصارطلب، نمي‌دانم ديكتاتوري آخونديسم را اينها دادند، حزب نمي‌دانم چه، سلطه‌گر، حزب انحصارگر، حزب چپي، سران حزب، وابسته، ارز خارج كردند، پول بردند، وابسته هستند، چپند، راستند، همه چيز زدند، مثل كوه اين مردان خدا ايستاده‌اند همه را به جان خريدند، مرحوم بهشتي يك هفته قبل از شهادتش در دفتر حزب تهران، برادران روحاني كه جمع بودند ايشان فرمود كه كمرهاتان را قرص ببنديد آماده بشويد، به مرحله‌اي  انقلاب رسيده كه بايد آماده شهادت بشويد، هر كه مرد ……….. مي‌تواند بيايد، آماده بشويد، انقلاب به مرحله‌اي رسيده كه خون مي‌خواهد يكي از دوستان مي‌گفت، من لبخندي زدم و گفتم، دكتر تا اينجاش را ما مي‌آييم، اما بعدش را معلوم نيست ما با شما باشيم. فرمود خير مي‌آييد شماها هستيد.

   ان‌ الذين قالوا ربنا ……. اين مرد مقاوم، او و يارانش، و همه مسئولين كه براي خدا، اين حزبي كه تشكيل شد در تأسيس و تشكيلش بنده در جريانش بودم كه قبل و زماني كه مرحوم بهشتي در پاريس خدمت امام شرفياب شده بود، نه به خاطر اين بود كه رياست كنند، نه به خاطر اين كه حكومت كنند و چه كنند و چه كند فقط هدف اين بود كه ما در طول تاريخ فرياد را ملتمان زدند، خون را مردم دادند، به علت بي‌ تشكيلاتي، ديگران ميوه را چيدند و رفتند. هدف همين بود همين انقلابمان وقتي اولش بازرگان‌ها مي‌آيند روي كار به علت بي‌تشكيلاتي بودن بود كه آمدند و رفتند و آن افتضاحات را به بار آوردند. هدف اين بود كه يك تشكيلاتي باشد كه ما ضربه‌پذير نباشيم خط آمريكا باز نيايد، خبرگان مطرح مي‌شود، كه‌ها مي‌خواهند بيايند، مجلس شوراي اسلامي مطرح مي‌شود، كي‌ها مي‌خواهند بيايند، فلان جريان انتخابات مطرح مي‌شود، كي‌ها مي‌خواهند بيايند، كي‌ها مي‌خواهند بيايند كه هنوز خون بچه‌ها خشك نشده، ما را تحويل شوروي بدهند يا آمريكا يا انگليس.

   هدف اين بود، براي خدا، براي حفظ خط اسلام، براي حفظ خط اسلام فقاهتي، براي حركت در خط امام