ارسال نامه سرگشاده به ائمه جمعه جهت آقای هاشمی رفسنجانی تاريخ: ١١/٠٣/٦١

title

نامه آقاي بازرگان به آيت‌الله محمدي گيلاني

آيت‌الله جناب آقاي شيخ محمد محمدي گيلاني

رئيس و حاکم شرع دادگاه‌هاي انقلاب مرکز

  پس از سلام و دعاي توفيق آن جناب در آنچه رضاي خدا و خدمت به خلق است زحمت افزا مي‌شوم:

  مصاحبه‌اي در روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 28 ارديبهشت 1361 با جنابعالي شده بود که قسمتهايي از آن اشاره و ارتباط به دولت موقت و شخص اينجانب داشت. از آنجا که صيانت قضات شرع از اظهارات خلاف حق و از اطلاعات خلاف حقيقت، وظيفه ملي و ديني همه بوده و براي سلامت و امنيت جامه ضرورت دارد تا کساني که بايد مدافع سرسخت حقوق و حيثيت افراد و تعزيرکننده مفتريان و متعديان باشند دچار جوزدگي اشتباه و افترا نگردند، لازم ديدم به مصداق «فذکر فان الذکري تنفع المومنين» توضيحات و تصحيحات ذيل را به استحضارتان برسانم و ضمناً خواهش کنم (بر اساس قانون مطبوعات مورخ 20/5/58 مصوب شوراي انقلاب که مطبوعات را ملزم به درج جواب و دفاع متهم‌شدگان و توهين‌شدگان مي‌نمايد) به روزنامه مصاحبه‌گر تاکيد فرماييد بر طبق ماده 15 و 16 آن قانون متن اين نامه را در اولين شماره خود چاپ کند.

  قبلا از اينکه بيانات جنابعالي لااقل لحن معقول و منطقي داشته است تشکر و اظهار اميدواري مي‌نمايم.

  در مصاحبه پس از اداي بسم الله الرحمين الرحيم چنين فرموده‌ايد: «از آغاز پيروزي انقلاب و شکل‌گيري دولت موقت جناب آقاي بازرگان با اشتباه در کار بوده يا املا و ديکته از بيگانگان و تعمدي در کار بوده که تلاش مي‌شده نهادهاي انقلابي با حيله‌هايي تضعيف شوند، بلکه از بين بروند. يکي از اين نهادها دادگاه‌هاي انقلاب بوده است. شايد يادتان باشد که خيلي تلاش از طرف دولت موقت مي‌شد که اساس دادگاه‌هاي انقلاب مثلاً برچيده شود و يا سپاه پاسداران جمع شود.»

  ذيلاً با اجازه شما نسبت به هريک از موارد اتهامات غيروارد و خلاف حق توضيحات و شواهدي مي‌آورم:

1ـ گماني که گناه است.

  جناب آقاي حاکم شرع و رئيس دادگاه انقلاب مرکز چگونه اين فرض يا احتمال را به ذهن و زبان خود راه داده‌‌اند که املا و ديکته‌اي از بيگانگان در کار دولت موقت بوده باشد در حالي که شوراي انقلاب و شخص امام علاوه بر تصريح به اعتماد و اطلاع از سوابق ايمان و مبارزات ملي و اسلامي ‌نخست‌وزير منتخب خود و تصويب فردفرد وزرا، همکاري نزديک با دولت موقت و استحضار و مشاوره منظم و نظارت مستمر بر افکار و اعمال آن داشته‌اند؟ امکان چنين غفلت و اجازه چنان املا و دخالت را چگونه توجيه مي‌فرماييد و آيا قابل تصور هست و نمونه و شواهدي داريد که دولت موقت حيله‌گر يا عالماً عامداً اشتباهکار بوده است؟‌ هاتوا برهانکم ان کنتم صادقين.

  درست است که اتهامات فوق را که در پيش مردم نزد خدا بسيار سنگين و پرمکافات است به ضرس قاطع وارد نکرده احتمال داده‌ايد ولي آيا همين بدگماني از مصاديق مسلم «ان بعض الظن اثم» نيست؟ آيا سزاوار است کسي در مقام و موقعيت جنابعالي به پيروي از جو سياسي حاکم و تبليغات رايج، به دور از علم و يقين و بدون ارائه مدرک و برهان اصل قرآني «ان الظن لا يغني من الحق شيئا» را زير پا گذاشته بزرگترين تهمت را به کسي و به کساني كه تنها جرمشان اعتماد و اجابت دعوت رهبر عاليقدر و شوراي انقلاب بوده است وارد سازد؟

2ـ دولت موقت و دادگاههاي انقلاب

  خواهش مي‌کنم بفرماييد چه تلاشي از طرف دولت موقت براي برچيدن اساس نهادهاي انقلابي از قبيل دادگاه‌هاي انقلاب و سپاه پاسداران و يا جهاد سازندگي به عمل آمده بود؟

  شايد جنابعالي استحضار نداريد که اصل فکر و درخواست کننده و پيشنهاددهنده اساسنامه نهادهاي نامبرده در بالا دولت موقت بوده است؟ و دولت از هر فرصتي براي تاييد و تقويت و تزکيه آنها استفاده کرده است.

  آيا در تجديد ترکيب هيئت دولت براي رفع تعدد مراکز تصميم‌گيري و احتراز از تعارضات اجرايي، اصرار از طرف اينجانب به عمل نيامده بود که يکي از حضرات موسوي اردبيلي و دکتر بهشتي عضو دولت شده وزارت دادگستري و سرپرستي دادگاه‌هاي انقلاب را توأماً عهده‌دار گردند؟ کاري که بعداً و در قالب شوراي قضايي انجام گرفت.

  وظيفه دادگاه‌هاي انقلاب طبق نظر امام و اساسنامه مصوب شوراي انقلاب تعقيب و محاکمه و کيفر مباشرين و آمرين کشتارهاي دوران انقلاب و غارتگران بيت‌المال بود و تنها حرف دولت بنا به مسئوليت خطيري که به عهده‌اش گذاشته شده، و مورد تأييد و دستور کتبي امام نيز قرار گرفت، اين بود که احضار و بازداشت کارکنان دولت با اطلاع و همکاري وزيران مسئول انجام شود تا با پيش‌بيني‌هاي لازم، وقفه و اخلال در اداره امور مملکت در آن شرايط سخت پيش نيايد، نه آنکه دادگاه‌ها به کلي تعطيل گردند.

  حقيقت امر و جريان واقعي کار درست عکس آن چيزي است که به عمد يا به جهل شايع ساخته دولت موقت را مماشات کننده يا ضدانقلاب و مدعي دادگاههاي انقلاب قلمداد نموده‌اند. علاوه بر اين دولت اصرار داشت که دادگاههاي انقلاب کار اصلي خود را روي رسيدگي به عناصر و جريانات «ضد انقلاب» که بعد از پيروزي انقلاب دست به کار تخريب و براندازي جمهوري اسلامي مي‌زدند متمرکز سازد. جنابعالي مي‌توانيد به نامه مورخ 15/2/58 دولت موقت به‌عنوان رهبر عاليقدر انقلاب و شوراي انقلاب مراجعه فرماييد. آنجا که نوشته و مصراً خواسته بوديم: «دادگاه انقلاب به اتهام عناصر ضد انقلاب که حاليت داشته و سرنوشت انقلاب و جمهوري اسلامي را تهديد مي‌کنند با تقاضاي دولت جدا رسيدگي نمايد و قاطعت ابراز دارد.»

3ـ دولت موقت و سپاه پاسداران

  همانطور که گفته شد اصل فکر و پيشنهاد و تشکيل‌دهنده سپاه پاسداران دولت موقت بوده و همواره مورد تاييد و حمايت قرار داشته است من باب مثال چند مورد را ذکر مي‌کنم:

  در سخنراني اينجانب در استاديوم ورزشي تبريز در 4/1/58 در مورد سپاه چنين آمده است:

«اين پاسداران انقلاب، اينهايي که از وقتشان، از راحتي‌شان از همه چيزشان مي‌گذرند و همچنين با جان و دل و با ميل و رغبت و با محروميت پاسداري و همکاري مي‌کنند واقعاً لذت مي‌برم».

  در ديدار با فرماندهان سپاه پاسداران در 11/4/58 چنين گفته‌ام:

«… به‌عنوان کسي که خودش را دوست و ملت را مديون و ممنون شما مي‌د‌اند آمدم با شما صحبت کنم. بايد اين انقلابي که تا اينجا رسيده است به دوش امثال شماها و ديگران باز هم ادامه پيدا کند. يعني باز هم همکاري باشد، هم با دولت و هم با رهبري. دولت مأمور خدمت و انجام وظيفه است. بايد با آن همکاري کرد، در آن خط آمد و آن راه را گرفت، براي اينکه راه ما (راه دولت) راه امام، راه شوراي انقلاب و راه انقلاب و راه اسلام است». «بنابراين کلمه واحد، رهبر واحد و در ذيل آن بايد يک محور باشد. دو محور و سه محور، يعني پاسداران به روش خودشان، کميته‌ها به روش خودشان، مراجع تقليد به روش خودشان، جبهه ملي به روش خودشان، دادگاهها به روش خودشان، اين نمي‌شود، بايد روشها يکي باشد. يعني با توجه به ضرورت حالت حاضر انقلاب که دوران سازندگي است کوچکترين تشتتي و تفرقه‌اي و اختلافي و کوچکترين عدم همکاري و عدم پشتيباني از اين محور و از اين راه سقوط ما است.

بنابراين شکر خدا به خاطر نعمت ديدار و اطلاع از جمعيت و تشکيلات و اتحادي که داريد امتنان و دعاي پيروزي و توفيق براي شما دارم.»

  از کجاي اين سخنان «توطئه و يا حيله‌هايي براي تضعيف سپاه» استنباط مي‌شود؟

4ـ دولت موقت و جهاد سازندگي

  در باره جهاد سازندگي، مگر اين دولت موقت نبود که طرح آن را تهيه و پس از تصويب امام آن را به مرحله اجرا گذارد؟ و تمامي کوشش و تلاش خود را براي موفقيت جهاد سازندگي در تحقق برنامه‌هاي معقول و حساب شده‌اش به کار مي‌برد؟

  در پيام مخصوصي که در ماههاي اول تشکيل، اختصاصاً «در مورد جهاد سازندگي تهيه و از رسانه‌هاي گروهي منتشر شد چنين گفته‌ام:

 

بسم الله الرحمن الرحيم

والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين

درود بر شهداي جهاد سازندگي که در مرحله دوم انقلاب با هدف ساختن جامعه توحيدي جان بر کف نهاده شربت شهادت نوشيدند.

سلام بر همه خواهران و برادران دانشجو و دانش‌آموزان که با شور و اشتياق الهي و انقلابي خود، براي خدمت به برادران و خواهران محروم در روستاهاي دورافتاده کشور مشغول خدمت گرديدند.

سلام بر همه هموطناني که پيروزي مرحله سازندگي انقلاب را نيز همانند مرحله تخريبي آن ارج نهادند و به دنبال واژگون ساختن نظام ظلم، براي برپا داشتن نظام عدل جهاد کرده‌اند. با آروزي توفيق براي همه گروههاي اجتماعي که در اين نهضت مقدس با اخلاص و ايثار همکاري و مجاهدت نمودند.

تسليت و تهنيت دولت به تمام خانواده‌هايي که جوانانشان در اين جريان شربت شهادت نوشيده‌‌اند و يا خدمات و يا خسارات مختلفي را متحمل گرديده‌اند».

  سپس گزارش کوتاهي از آنچه که در آن مدت (5 ماه بعد از آغاز برنامه‌ريزي براي جهاد و سه ماه بعد از دعوت امام) انجام شده بود به شرح زير ارائه داده شد:

1ـ به کليه ادارات و سازمان‌هاي دولتي ابلاغ شد که همکاري صميمانه و تأمين وسايل مورد نياز جهاد سازندگي را در حد امکانات خود بنمايند.

2ـ به کليه وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي ابلاغ شد که براي انتقال کارمندان داوطلب دولت به جهاد سازندگي موافقت نمايند.

3ـ به ارتش جمهوري اسلامي خصوصاً تأکيد شد در همکاري و تأمين پرسنل و وسايل و تجهيزات مورد درخواست طرحهاي سازندگي علاقمند باشند و همينطور هم شد.

4ـ تصويب و ارسال 20 ميليون تومان براي هر استان کلاً مبلغ چهارصد و هشتاد ميليون تومان.

5ـ تصويب مبلغ 500 ميليون تومان اعتبار براي نيازهاي ضروري روستاها از طريق جهاد سازندگي.

6ـ در اختيار قرار دادن آن قدر از اعتبار مربوط به درآمد يک روز نفت که جهاد سازندگي مي‌تو‌اند در هر استان جذب کند.

7ـ ايجاد شوراها و دفاتر جهاد سازندگي در استان‌ها با کمک و همکاري نمايندگان امام و نمايندگان دولت.

8ـ تهيه اساسنامه جديد جهاد سازندگي که اجازه توسعه و سرعت فعاليتهاي برنامه‌ها و طرح‌هاي آن را به نحو بهتري ممکن مي‌سازد.

9ـ ايجاد سازمان لازم براي چاپ مجله جهاد سازندگي که هدفش پيوند بيشتر دادن مردم شهرها و روستاها توأم با انگيزش و آموزش در جهت هدفهاي جهاد سازندگي و آگاه کردن مردم از فعاليت‌هاي انجام شده است.

10ـ دريافت حدود 3 ميليون تومان از طرف مردم براي کمک به امور جهاد سازندگي.

11ـ اعزام هزاران خواهر و برادر جوان دانشجو و غيردانشجو به روستاها و تقاط کشور.»

  و بالاخره در پايان همين گزارش آمده است که:

«بنابراين اميدوارم که جهاد سازندگي خود را به نحوي سازمان دهد که بتو‌اند مؤثرتر از هر زمان ديگر به اجراي طرح‌هاي عمراني بپردازد، قادر به استفاده از کليه منابع مالي و انساني موجود گردد. براي اين منظور هم از کارمندان محترم و همکارانم در ادارات و هم از داوطلبين و دانشجويان عزيز و فداکار علاوه بر تشکر، دعوت مي‌کنم که برادروار و واقعبينانه يکديگر را پذيرفته و تحمل نمايند و با همکاري صميمي و منظم و منضبط و با تلاش خود، هرگونه عدم تفاهم و عدم ارتباط سازنده را از ميان بردارند. و با ايجاد کميسيونهاي مشترک ادارات و جهاد سازندگي در هر سطح کشور از مرکز تا شهرستانها سعي کنند، نقشه اجرايي و استفاده از وسايل و منابع قابل استفاده را مورد ارزشيابي و برنامه‌ريزي قرار دهند. و به اميد خداوند و با وحدت هماهنگي لازم و به دور از هرگونه دخالت مخرب، در جهت رفع نيازهاي مملکت گام بردارند. به اميد ايجاد و استقرار کامل جمهوري اسلامي و جامعه سراسر حرکت و برکت و برادري.»

  مجموعه سخنرانيها و پيامها و مصاحبات راديو و تلويزيوني اينجانب جمع‌آوري شده و در دسترس مي‌باشد و در صورت تمايل و درخواست يک نسخه ارسال خواهد شد. با مطالعه اين اسناد هر آدم منصفي قضاوت مي‌کند که در آنها کمترين مطلبي که بتو‌اند توجيه کننده بيانات خلاف واقع جنابعالي باشد وجود ندارد. بلکه بالعکس.

 5ـ عدالت اسلامي و دادگاه‌ها

  اما مسئله کلي‌تر که عوامل بروز و توسعه و تشديد درگيري‌هاي مسلحانه و خرابکاري‌ها چه بوده، لازم است تذکر دهم که نهضت آزادي ضمن آنکه همواره اعمال ضد انقلاب و تروريسم و براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران را منع و محکوم کرده، دعوي و درخواستي جز اين نداشته است که قانون اساسي و احکام قصاص به دور از تعدي از حدود الهي و از تلافيگري و تجاوز و تفريط اجرا گردد، آيه شريفه ولايجرمنکم شنئان قون علي الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي فراموش نشود و وصيت مولاي متقيان درباره ضارب خودش نصب ‌العين باشد که فرمود مبادا به بهانه و با فرياد «قتل اميرالمومنين» متعرض کسان و همفکران او بشويد و در معادله‌بندي قصاص جلوتر از آن برويد. در هر حال ورود در اين بحث که چگونه انصاف و تقوي بايد رعايت شود و تا چه حد خصومت و خشونت موثر و قابل قبول مي‌باشد احتياج تام به امنيت قضايي، جو سالم اسلامي و وجود آزادي بر طبق قانون اساسي دارد.

  ضمناً انقلابي عمل کردن يا نکردن در گذشته که به طور دربست عنوان فرموده‌ايد تا آنجا که ارتباط با دولت موقت پيدا مي‌کند موضوع سخت پيچيده، گره خورده به اختلافات و اغراض و انحرافاتي شده است که قاعدتاً تصديق مي‌فرماييد مبناي رسيدگي و ملاک قضاوت نسبت به آن، چيزي جز متن و منطوق فرمان مورخ 15/11/1357 امام به‌عنوان اينجانب و قوانين و مصوبات حاکم در آن زمان نمي‌تو‌اند باشد.

  در هر حال بنده به نام اسلام و ايران، اتهامات بي‌اساس و سب و دشنام‌ها و تحريکات غيراسلامي و اخلاقي که مدتها است عليه دولت موقت و نهضت آزادي ايران و اينجانب، در مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي و برخي مدارس، مساجد، منابر و خطبه‌ها برخلاف ابتدايي‌ترين موازين اسلامي و اخلافي و اصول قانون اساسي راه افتاده و متهمين و مظلومين از بديهي‌ترين حق دفاع مشروع و جواب قانوني محروم مي‌باشند، را رد کرده به جنابعالي نيز در مورد مطالبي که در ابتداي نامه آمده و قاضي خود مدعي شده است، گله و اعتراض داشته و به احکم الحاکمين که رب العالمين و مالک يوم‌ الدين است وکالت مي‌دهم.

والسلام علي من اتبع الهدي

مهدي بازرگان

8 خردادماه 1361