استقلال دانشگاه اساس استقلال كشور است
دانشجويان عزيز ـ اميد پيشواي بزرگ ملت ايران قدوم شما را به دانشگاه گرامي ميداريم و به شما درود ميفرستيم ـ شما كه با چهرهاي شاد ـ دلي آكنده از اميد به فردا و قلبي مملو از مهر وطن و سينهاي سرشار از وفاداري به راه پيشواي ارجمند ملت دكتر مصدق و كينه عميق و جانگداز نسبت به استعمار و عاملين آنها به اميد فرداي بهتر براي خود و هم ميهنان خود به دانشگاه آمدهايد دست شما را گرم ميفشاريم و صميمانهترين محبتهاي قلبي خود را نثارتان ميكنيم و در راه كسب آزادي و استقلال ملت ستمديده ايران دوشادوش شما ميكوشيم.
هم اكنون سال نوئي آغاز ميگردد ـ اميد نوئي شكفته ميگردد و همراه با آن فرزندان ميهن با چشمان پراز مهر پدران ومادران تا دانشگاه بدرقه ميشوند و در اين محيط بزرگ وباشكوه تلاش آغاز ميكنند و از برخورد به يكديگر به هم اميد ميبخشند ـ آري از كوششهاي خستگي ناپذير يك يك آنان اميد ميبارد ـ اميد به فرداـ اميد به پيروزي ـ اميد وآزادي
اينجا همان رزمگاه ديروزي است. همنجاست كه چتربازان تعليم ديده ارتش شاهنشاهي مغرورانه و با تجهيزات كامل بدان تاختند. اينجا ميدان شكنجه قرون وسطائي است ـ همانجاست كه عزيزان ملت را در آب ميافكنند وشلاق ميزنند ـ كمين گاه سازمان امنيت است اينان همان اخلالگران ديروزند ـ هنوز خاطره حملات مغول آساي لشگريان استعمار را به ياد دارند آنهائي هستند كه در حوضها فرو رفتهاند، شلاق خوردهاند در سياهچالهاي سازمان امنيت بسر بردهاند و كساني هستند كه فردا چرخهاي علمي كشور را ميچرخانند دانشجوياني كه امروز رئيس دانشگاه ميگويد در سال پيش سطح معلوماتشان در عين حال بالا بوده است.
دانشجويان عزيز نشانههاي موفقيت و پيروزي از سيماي درخشان شما كه كتك خوردهايد ـ زندان رفتهايد و كشته دادهايد و در تمام مدت تابستان بدون استراحت خوب هم درس خواندهايد و اكنون باز به اميد فرداي آزاد لبخند ميزنيد نمايان است ـ شكوفههاي آزادي به روي شما لبخند ميزند ـ اراده استوار شما مشكلات را درهم مينوردد ـ پدران و مادران هم جز به شما چشم ندوختهاند.
برادران عزيز ـ شما و استادان شما ـ اجتماع شما و افزايش تعداد شما مورد كينه و نفرت عميق هيئت حاكمه ايست كه بعد از كودتاي ۲۸ مرداد در مقابلتان قرار گرفتهاند. آنها از شما وحشت دارند تا آن اندازه كه حتي ديوانه وار ميكوشند از ذكر نامتان در روزنامهها هم جلوگيري نمايند. هر روز براي محدوديت و سركوبي و انهدام شما نقشه ميكشند زيرا مرگ شما، زندگي آنها و زندگي شما مرگ آنهاست. درست است كه طبيعت هم با اينان سرسازش ندارد و سرانجام خيانت به ملتي هلاكت و نابودي است اما ما براي اينكه به پيروزي زودتر برسيم بايستي بهتر با محيط خود آشنا باشيم و از كساني كه از ما حمايت كردهاند تشكر كنيم و به آنان كه به ما پشت كردهاند رو تلخ كنيم و مواظب طرحهاي جديدي كه براي تضعيف ما اجرا ميگردد باشيم و آنها را درهم بكوبيم.
ارزندهترين خاطره سال گذشته ما احترام و محبت متقابلي بود كه به استادان خود داشتيم و نشان داديم كه به آنها علاقمنديم و همه در يك صف قرار گرفتهايم و آنها هم نشان دادند كه از محبت پدرانه خود دريغ نمكنند گردآمدن ما و آنها در يك صف ارزندهترين ضربهها را به هيئت حاكمه غاصب وارد آورد ـ آن زمان كه از فتح دانشگاه غره گشته و مستانه شادي ميكردند با قهر شديد استادان ما روبرو شدند و استاد و دانشجو از استقلال دانشگاه دفاع كردند.
هيئت حاكمه مجري خواستههاي استعمارگران از دبيرستان و دانشگاه و اصولا تحصيل كرده آزاد فكر وحشت دارند چه آنكس كه ميفهمد صفش را از آنان جدا ميكندو در مقابلشان قرار ميگيرد بنابراين لازمه ديكتاتوري آنها نفهميدن مردم است از اين رو دانشگاهها بايستي محدود گشته و تحت نظارت هيئت حاكمه درآيد و براي اعمال نفوذ هرچه بيشتر بازيچه وزارت فرهنگ گردد. استاد و دانشجو بيدار بايستي يا سكوت كنند و يا اينكه صحنه دانشگاه را ترك گويند و از طرفي همين دانشگاه كه بقول آنها محل تحقيق و تتبع است عرصهاي براي پرورش اقبالها و ميدان نبردي براي فعاليت احزاب اكثريت اقليت و معروف گردد و هر زمان بخاطر مصالح عاليه كشور؟ رؤساي دانشكدهها به فرمان همايوني بدست وزير فرهنگ نوكر صفت تغيير و تبديل يافته تا دانشجويان بدست اين كرسي نشينان دست نشانده مهرهاي بيش نباشند و آنها هرچه بيشتر و عميقتر فساد را گسترش داده و در سايه بيخبري اينان به چپاول و خيانتهاي خويش همچنان ادامه دهند و بالاخره استقلال دانشگاه بايستي هرچه زودتر فداي مصالح عاليه گردد.
تحميل امتحانات يك درجهاي ـ پرداخت شهريه براي دانشجويان ـ تهديد استادان به تصفيه دانشگاه و ايجاد كينه ونفاق بين استاد و دانشجو طرحهاي نوئي براي كوبيدن دانشگاه است.
روياي شيريني است چه تنها يك سنگر مانده سنگري كه با لشكركشي فتح نشد، ارادهاش را بايستي گرفت فكر زيبائي است اما نابخردانه تنظيم يافته و وقت اجراي آن گذشته عطف بماسبق هم نميتوان كرد زيرا استاد و دانشجو دريافتهاند كه استقلال دانشگاه پايه استقلال كشور است. دانشجويان بخاطر استقلال كشور درس ميخوانند. درس ميخوانند كه سرنوشت خود را خود بدست داشته باشند. درس ميخوانند كه خود به خويشتن حكومت كنند و پايههاي حكومت فردي و ديكتاتوري را درهم بريزند. درس ميخوانند تا بتوانند استعدادهاي خود را جايگزين خيانتهاي ديگران كنند و بساط بيعدالتيها را برچينند و اين نيز بايستي از دانشگاه يعني خانه خود آنها شروع شود و خوشبختانه شروع شده ـ هم اكنون استاد و دانشجو ضامن حفظ استقلال آنند و برعليه كوچكترين دسيسهاي كه بخواهند اين استقلال را پايمال كند دانشجو و استاد بر پشتيباني يكديگر قيام خواهند كرد.
مدتهاست كه هيئت حاكمه مزدور براي از بين بردن دانشگاه طرح ميريزد ـ زماني عمالش را وا ميدارد در روزنامهها بنام اصناف و طبقات مردم بستن اين لانه فساد؟ را تقاضاكنند ـ گاهي طرح يك نوبتي امتحانات را تحميل ميكند و وقت ديگر شهريه (ماليات بر تحصيل) را وضع ميكنند اما آنزمان كه از اين دسيسهها مأيوس ميشود هياهوي اداره دانشگاههاي كشور را زير نظر هيئتي تحت رياست وزير فرهنگهاي معلوم الحال در روزنامهها به راه مياندازد و از وظايف شوراي مزبور تأسيس يا انحلال؟ دانشگاه و بحث در صلاحيت كادر آموزشي دانشگاه را نام ميبرد.
دانشجويان عزيز ما هرگز نخواهيم گذاشت كوچكترين تعدي به استقلال دانشگاه وارد آورند و آن را در اختيار خود بگيرند و به كساني كه اين انديشه را در سر ميپرورانند گوشزد ميكنيم كه براي حفظ استقلا دانشگاه خواهيم كوشيد و به استادان خود كه براي حفظ اين حرمت دانشگاه استقامت خواهند كرد اطمينان ميدهيم كه تا آخرين لحظه براي دور نگه داشتن دانشگاه از بازيچه شدن بدست اين بيخردان خواهيم كوشيد و به وزيرفرهنگ مجري طرح نوين استعمار خاطرات اقبال را در دانشگاه يادآور ميشويم و گوشزد ميكنيم كه ما با نهايت فداكاري براي استقلال دانشگاه خواهيم كوشيد.
ما بخوبي ميدانيم كه احترام و اتحاد استاد و دانشجو ضامن استقلال دانشگاه و كشور است.
دانشجويان نهضت آزادي ايران
۲۱ مهرماه ۴۱
