اطلاعيه شكايت از روزنامه كيهان و همشهری و پيوست‌های مرتبط با آن تاريخ: ٣/١٠/١٨٣ شماره: ١٩٠٠

اطلاعيه شكايت از روزنامه كيهان و همشهری و پيوست‌های مرتبط با آن تاريخ: ٣/١٠/١٨٣ شماره: ١٩٠٠

1900

3/10/1383

اطلاعيه

شكايت از روزنامه‌هاي كيهان و همشهري

     روزنامه‌هاي كيهان و همشهري مطالبي خلاف واقع و كذب نسبت به آقاي دكتر ابراهيم يزدي دبير كل نهضت آزادي ايران چاپ كردند، اما حاضر نشدند بر طبق ضوابط قانون مطبوعات توضيحات ايشان را به رغم پيگيري‌هاي انجام شده چاپ كنند. درنتيجه توسط وكيل ايشان، آقاي سيدمحمدعلي دادخواه شكايتي تنظيم و به دادستان تهران تحويل داده شد. متأسفانه با وجود پيگيري‌هاي صورت گرفته، دادگستري تهران تا كنون هيچ گونه اقدامي در رسيدگي به اين شكايتها انجام نداده است. بنابراين عين مطالب به شرح زير جهت اطلاع هموطنان عزيز منتشر مي گردد:

1- نامه مورخ 13/5/83 آقاي دكتر يزدي به سردبير و مدير مسئول روزنامه كيهان

2- نامه مورخ 14/8/1383 آقاي دكتر يزدي به دادستان تهران، مجتمع قضائي كاركنان دولت، قسمت مطبوعات

3- نامه شماره 1/1883مورخ 5/7/1383 آقاي دكتر يزدي به مديرمسئول و سردبير روزنامه همشهري

4- نامه شماره 2/1883 مورخ 7/7/1383 آقاي دكتر يزدي به مديرمسئول و سردبير روزنامه همشهري 

5- نامه مورخ 14/8/1383 آقاي دكتر يزدي به دادستان تهران، مجتمع قضائي كاركنان دولت، قسمت مطبوعات

روابط عمومي

نهضت آزادي ايران

 

 

 

 

 

 

به نام خدا

اعدلوا هواقرب للتقوي

سردبير و مدير مسئول محترم روزنامه كيهان

با سلام

   روزنامه كيهان در شماره 18002 ـ مورخ 4/5/1383، صفحه  12 ، مقاله‌اي به قلم مجتبي زارعي با عنوان «در حاشيه اشك تمساح روزنامه شرق براي جانبازي آغاجري ـ وصله دفاع از ميهن به تن نهضت آزادي نمي‌چسبد» چاپ نموده و در آن نسبت‌هاي ناروا و تهمت‌هاي بي‌اساسي به اينجانب و دوستانمان وارد ساخته است. بدين وسيله درخواست مي‌شود جوابيه زير بر طبق قانون مطبوعات در آن نشريه به چاپ برسد.

   1ـ نويسنده كيهان در مقاله‌ي خود به بند 4 يادداشت اينجانب تحت عنوان «محاكمه و عقيده»، چاپ شده در روزنامه شرق، مورخ 5/4/83، حساسيت و واكنش نشان داده است. اما به جاي نقد مطلب يا پاسخ به آنچه در اين بند درباره سوابق دكتر آغاجري و مشاركت وي در جنگ و معلوليتش و عدم انطباق واژه منافق درباره ايشان، به موضوعات ديگري پرداخته كه هيچ گونه ارتباطي با مطالب آن مقاله ندارد. وي با نقل مطالبي ناقص و گزينشي از كتاب «انقلاب ايران در دو حركت» شادروان مهندس بازرگان و مصاحبه‌ها و برخي نشريات نهضت آزادي ايران به بررسي مغرضانه، ناقص و نادرست از مواضع نهضت آزادي ايران درباره جنگ پرداخته است و تهمت‌ها و دروغ‌هايي نظير «خيانت» ، «نفوذي بيگانه»، «ضد ملت» و «داراي سوابق ننگين ملي‌گرايي وابسته» به اينجانب نسبت داده است كه اگر نتواند آنها را ثابت كند،‌از نظر حقوقي جرم محسوب مي‌شود.

   نقد يك نوشته بي‌ترديد موجب رشد و توسعه سطح آگاهي سياسي و فرهنگي مي‌گردد و اهل خرد از آن استقبال مي‌كنند. اما آلوده كردن سخن و قلم به تهمت‌ها و افتراهاي غرض آلود ممكن است به طور موقت نيازهاي عاطفي و ذهني نوجوانان هوادار و پرشور و احساساتي اما بي‌خبر از جهان و تاريخ را ارضاء نمايد. اما كمكي به كشف حقيقت نمي‌كند.

   2ـ نويسنده در چندين فراز از مقاله مفصل خود، به ما نسبت خيانت داده است. به نظر مي‌رسد نويسنده از معنا و مفهوم خيانت اطلاعي ندارد و گرنه به خود اجازه نمي‌داد از اين واژه استفاده نمايد. خيانت يكي از مذموم‌ترين صفات ناپسند انساني است كه چه در قرآن و حديث و چه در منابع حقوقي مورد نكوهش و مذمت قرار گرفته و جرم محسوب شده است. در كتب حقوقي خيانت چنين تعريف شده است: «شخص در آنچه كه او را در حفظ و نگهداري آن امين دانسته اند، خيانت ورزد». در قرآن كريم و فقه خيانت شامل «مطلق تعديات انسان از حد و مرز شرعي و تجاوز به حقوق ديگران و عدم رعايت حق حقيقي و اعتباري و تكويني پروردگار به انسان مي‌باشد».

   در منابع فقهي ابواب گوناگوني براي خيانت وجود دارد، نظير باب جهاد، وفاداري به عهد و پيمان‌ها، در مورد اهل زمه، در عقد مساقات، در امانت و غيره.

   در باب جهاد آمده است كه : «لشكريان ارتش اسلام هنگام جهاد با كافران ملزم به پيروي از برخي دستورات اخلاقي مي‌باشند و از ارتكاب برخي رفتارهاي ناشايست و ضد انساني و ضد اخلاقي، حتي با دشمن اين كافران ممنوع مي‌باشد». يا اين كه: «فرماندهان ارتش اسلام ملزمند نسبت به تعهداتي كه با يكديگر برقرار مي‌كنند پايدار مانده و از خيانت و نقض خودداري ورزند، اگر چه ارتش مقابل آنها كافران ملحد يا اهل كتاب بوده باشند» (دايره‌المعارف تشيع جلد 7)

   نويسنده با كدام تعريف يا درك از معنا و مفهوم خيانت چنين نسبتي را به اينجانب و دوستان ما در نهضت آزادي ايران زده است. در كدام امانت خيانت كرده‌ايم؟ به حقوق چه كساني تجاوز كردهايم؟

   قرآن كريم ، حق مردم در اداره امور خود را از زمره «امانات» قلمداد كرده است. مفسرين در مورد آيه شريفه: ان الله يامركم آن تودوا الامانات الي اهلها»،‌ امانات را مديريت امور جامعه و مردم مي‌داند، كه بايد به خود مردم واگذاشت. به عبارت ديگر خيانت كار كساني هستند كه حق مردم را به خود آنان واگذار نمي‌كنند. خداوند انسان را آزاد و مختار خلق كرده است . سلب حقوق طبيعي خدادادي انسان، مصداق خيانت است.

   3 ـ در مورد مواضع نهضت آزادي ايران در مورد جنگ، اگر چه يادداشت مورد اعتراض نويسنده كيهان با نام شخص اينجانب بوده است، با وجود اين برخلاف ادعايش كه خواسته است: «روايت صادقي از مواضع و عملكرد خط سازش در جنگ هشت ساله تحميلي عليه ايران» براي جوانان و نوجوانان جديد و بي‌خبر، ارايه دهد، با سر هم كردن مطالب بي‌اساسي در مورد مواضع نهضت آزادي ايران پيرامون جنگ به استناد آنها، اينجانب و دوستانمان را با كلماتي نظير خيانت و … محكوم كرده است. بر اين اساس لازم است به رد اين اتهامات نيز بپردازم.

   1/3 ـ به گواهي سر مقالات و يادداشت‌هايي كه با امضاي اينجانب در طي سال‌ها، در كيهان به چاپ رسيده است، و به گواهي بيانيه‌ها و قطعنامه‌هاي نهضت آزادي ايران، اينجانب و دوستانمان تجاوز عراق را محكوم كرده و دفاع از كيان مملكت و مقابله با متجاوز خارجي را حق طبيعي ملت ايران دانسته و از آغاز تجاوز عراق به ايران تا فتح خرمشهر، با تمام قوا و امكانات از جنگ دفاعي ميهني حمايت كرده‌ايم.

   شادروان شهيد دكتر مصطفي چمران، عضو شوراي مركزي نهضت آزادي ايران ، منتخب كنگره سوم ـ تير ماه 1359. پس از حمله عراق، با اطلاع و تاييد شوراي مركزي براي تشكيل ستاد جنگ‌هاي نامنظم به جنوب رفت. همه مي‌دانند و تاريخ گواه بر آن است كه اگر دكتر چمران به جنوب نمي‌رفت و دانش وتجارب گرانبهاي خود را در مورد جنگ‌هاي غيرمنظم در دفاع مقدس به كار نمي‌گرفت، هيچ شخصيت ديگري كه واجد اين دانش و تجربه باشد و بتواند  جنگ‌هاي نامنظم را عليه ارتش كلاسيك عراق سازماندهي كند، و به طور موثري از اين شيوه بهره‌گيري نمايد وجود نداشت. او يكي از قديمي‌ترين اعضاي نهضت آزادي ايران بود. خدايش او را بيامرزد و بر درجاتش بيفزايد.

   در مورد حمايت از دفاع مقدس در جنگ تحميلي تا فتح افتخار آميز خرمشهر، در قطعنامه كنگره چهارم نهضت آزادي ايران كنگره شهيد چمران  ـ آبان 1360 ـ چنين آمده است كه:

       

«نهضت آزادي ايران، جنگ تجاوزكارانه عراق عليه ايران را محكوم كرده و آن را بخشي از تحريكات و توطئه‌هاي ابرقدرت‌ها، به خصوص امپرياليسم آمريكا و صهيونيزم عليه جمهوري اسلامي ايران مي‌داند و دفاع كامل از استقلال و تماميت ارضي كشور و تجهيز و تمركز تلاش‌ها و نيروهاي ملي را براي پيروزي در جنگ تا اخراج متجاوزين واجب و ضروري مي‌داند.»

نهضت آزادي ايران با تجليل فراوان از نيروهاي نظامي و سپاه پاسداران و بسيج و نيروهاي نامنظم داوطلب و عشايري و با درود بسيار به شهداي حماسه افرين كربلاي جنوب وغرب پيروزي نهايي سپاه اسلام و شكست و نابودي دشمن متجاوز را از درگاه حضرت احديت مسئلت مي‌نمايد.

نهضت آزادي ايران به مردم قهرمان شهرها و روستاهاي مناطق جنگي خصوصا دزفول و آبادان و اهواز و خرمشهر كه عليرغم بمباران‌هاي هوايي ناجوانمردانه دشمن دليرانه مقاومت مي‌كنند و مايه غرور و افتخار اسلام و ايران شده‌اند درود و سلام مي‌فرستد و از مردم فداكار پشت جبهه، در شهرها و روستاها كه با كمك هاي ايثارگرانه خود موجبات تقويت جبهه جنگ و ادامه مقاومت رزمندگان اسلام را ميسر ساخته‌اند سپاسگزاري مي‌نمايد. بر دولت جمهوري اسلامي است كه خدمات صادقانه و راستين همه اقشار ملت را به دور از هر گونه تعصب گروهي پذيرا باشد.

نهضت آزادي ايران ضمن ابراز همدردي همه جانبه با آوارگان جنگ رسيدگي هر چه بيشتر دولت و مقامات مسئول را به وضوح اين هموطنان عزيز خواستار است و از برادران و خواهران ايماني در سراسر كشور درخواست مي‌كند از اين هموطنان با آغوش باز استقبال كنند و در غم و ناراحتي آنان شركت جويند.»

       

نهضت آزادي ايران معتقد است كه:

   الف ـ براي پيروزي در جنگ دولت ايران مي‌بايستي به موازات فعاليت‌هاي نظامي عليه ارتش تجاوزگر عراق، فعاليت‌هاي شايسته مناسبي را در سطح جهاني در بخش‌هاي سياسي، ديپلماسي و تبليغاتي آغاز نمايد.

   ب ـ دولت ايران تنها وقتي بايد آتش بس را بپذيرد كه با عقب‌نشيني و خروج فوري و بلاقيد و شرط تمامي نيروهاي دشمن از خاك ايران همراه باشد.

   ج ـ پس از اجراي آتش بس و تخليه كامل مناطق اشغالي هيئتي براي مذاكرات جهت تعيين تكليف غرامت خسارات وارده و اختلافات دو كشور معين گردد.

   2/3ـ اينجانب و دوستانمان ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر را نادرست و برخلاف موازين قرآني و منافع و امنيت ملي مي دانستيم. و به عنوان وظيفه در قبال ملت و مملكت و رهبري انتقادات و راه‌حل‌هاي محوري را به كرات، چه در نامه‌هاي خصوصي به رهبر فقيد انقلاب و چه براي شوراي عالي دفاع مي‌فرستاده‌ايم. اگر آن روزها كساني بودند كه به هر دليل و يا به هر بهانه‌اي، ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر را تاييد مي‌كردند، و ما را بعلت مخالفت با آن مورد ملامت و يا تعرض و سركوب مي‌نمودند، امروز بعد از گذشت 16 سال از پذيرش قطعنامه 598 و قبول آتش بس و پايان بي‌نتيجه جنگ و ميلياردها دلار هزينه و خسارت و هزاران قرباني و معلول جنگي، هيچ ايراني منصفي ما را به خاطر مخالفت، اظهارنظر و ارايه راه‌كارهاي خروج از بن‌بست جنگ، بعد از فتح خرمشهر ملامت نمي‌كند تا چه رسد نسبت خيانت بدهد.

   به موجب اسناد، رهبر فقيد انقلاب، با ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر مخالف بود، چه كساني و با چه اطلاعاتي جنگ را ادامه دادند؟ چه توجيهي دارند؟

   متاسفانه جو سياسي كشور هنوز آمادگي براي يك بحث آزاد و علمي و دور از حب و بغض‌هاي سياسي درباره ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر وجود ندارد. اگر چه همه ضرورت‌ آن را احساس مي‌كنند. تحليل‌ها و توجيهات يك طرفه تصميم‌گيرندگان، مديران و مجريان جنگ، بعد از فتح خرمشهر در مهر ماه 1361 قانع كننده و پاسخگو نيست.

   3/3 ـ در مقاله نويسنده كيهان مطلبي به نقل از صفحات 49 و 50 قطعنامه كنگره پنجم نهضت آزادي ايران (مصوب اسفند ماه 1361) يعني 5 ماه بعد از فتح خرمشهر آمده است كه:

   «… هنگامي كه مردم صميمي و با نشاط ما در دفاع از دستاوردهاي انقلاب و جلوگيري از اشغال مناطق مختلف به تنبيه متجاوز در خاك دشمن ميپرداختند و دشمنان نيز، از ترس مجازات خود مبادرت به طرح صلح‌هاي واهي، بي‌پايه، بي‌پشتوانه و فاقد ضمانت اجرايي از منظر حقوق بين‌الملل مي‌نمودند، اين امامان مدعي ملي‌گرايي رد طرح‌ها را ناشي از غرور مي‌دانستند و به طور صريح همگام با دشمنان ملت و با هزاران طعنه و كنايه اعلام مي‌نمودند كه جنگ برنامه اصلي جمهوري اسلامي و شغل و هدفي براي ملت حزب‌الله شده است…»

   چنين مطلبي در اين قطعنامه نهضت آزادي ايران نيامده است، مطلب مورد استناد در اين قطعنامه (صفحات 49 و 50) در بند 8 در قبال جنگ به شرح زير است:

       

«به موجب آيه كريمه «و عسي ان تكرهوا شيئا و هو خيرلكم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شرلكم»[بقره/216 ـ چه بسا شما چيزي را ناگوار شماريد ولي به حقيقت خير و صلاح شما در آن بوده و چه بسا كه شما دوستدار چيزي هستيد كه در واقع شر و فساد شما در آن است.] نهضت آزادي ايران، ضربه اوليه ناجوانمردانه ارتش عراق را مصداق «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد» تلقي نموده، همواره از خونسردي، توكل و تصميم‌ مسئولين و از شهامت ارتشيان و شجاعت‌هاي پاسداران و نيروهاي مردمي (بسيج) تجليل كرده پايداري و پيروزي رزمندگان را كه برجسته‌ترين افتخار و اميد تاريخي ايران مي‌باشند آرزو نموده است. در عين حال مكررا پيشنهاد كرده كه براي پيروزي در جنگ، دولت به موازات اجراي عمليات نظامي عليه ارتش تجاوزگر عراق فعاليت‌هاي شايسته مناسبي را در سطح جهاني در بخش‌هاي سياسي، ديپلماسي و تبليغاتي آغاز نمايد. به نظر نهضت آزادي، بعد از فتح خرمشهر كه موفقيت ممتازي در جهت نظامي، سياسي و اسلامي براي ايران پيدا شده و خصم خود را ناچار ديده بود راه توبه و تسليم پيشگيرد و همسايگان حاضر شده بودند تضمين‌هايي بدهند، دولت مي‌توانست به مصداق آيه كريمه «و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توكل علي الله انه هوالسميع العليم» [انفال/ 62 ـ اگر (دشمن) به صلح تمايل نشان داد شما نيز تمايل نشان دهيد و به خداوند توكل كنيد، به درستي كه او شنوا و آگاه است]. از فرصت هاي مناسبي كه براي اتخاذ و اعمال خط مشي‌هاي موثر جهت ختم موفقيت آميز جنگ فراهم شده بود استفاده كرده و مطابق مصالح و منافع ملت ايران اقدام نمايد.

اما به دليل ارزيابي‌هاي غيرواقع‌بينانه و رويدادهاي بعدي به طور مناسب از آن شرايط و فرصت‌ها استفاده نشده است.

متاسفانه به مردم خيرانديش هم امكان ابراز نظر داده نشده و حتي با تقاضاي مكرر بعضي از نمايندگان مجلس (حدود 50 نفر) براي تشكيل جلسه‌اي غيرعلني و خصوصي به منظور كسب اطلاع و اظهارنظر درباره مسائل و شرايط جنگ تا اين تاريخ موافقت نگرديده است.

اينك نيز با نگراني از اينكه عاقبت الامر در وضعي مشابه با آزاد كردن آخر وقت گروگان‌ها كه موجب از دست دادن شرايط مساعد و امضاي عجولانه قرارداد زيانبار با آمريكا (بيانيه الجزاير) شد، قرار نگيريم و انقلاب اسلامي ايران با آن همه شهيد و ضايعات دست خالي از معركه برنگردد، نهضت آزادي ايران عقيده دارد با توجه به اين كه خداوند حكيم و رحيم براي بندگانش، پس از پيروزي و خاموشي فتنه، خواهان سلامت و صلح و امنيت و محيط سازندگي و بركت است چنانچه هنوز هم شرايط مساعد و بسود ايران باشد اقدام عاجل، شرافتمندانه و حق‌طلبانه‌اي براي سرفراز بيرون آمدن از اين ابتلاي الهي صورت گيرد».

       

آيا اگر آن روز به توصيههاي دلسوزانه و مشفقانه ما ترتيب اثر ميدادند، جنگ به نفع ايران پايان نميگرفت؟

   4ـ در خاتمه اولا پناه مي‌برم به خدا، از شر خناساني كه در گوش دل جوانان و نوجوانان پرشور، به وسوسه و افسون مي پردازند. ثانيا جستجو گران حق را به مطالعه مستقيم اسناد و مدارك موجود، اعم از آنچه با نام و امضاي اينجانب، از جمله يادداشت‌هاي اينجانب در روزنامه كيهان، در همان سال‌ها و يا اسناد نهضت آزادي ايران پيرامون جنگ، كه در دسترس هستند، دعوت مي‌نمايم. با سلام بر آن كس كه حق گويد و از تكاپوي خويشتن حقيقت جويد.

دكتر ابراهيم يزدي

13/5/83

 

 

 

 

 

دادستان تهران، مجتمع قضايي كاركنان دولت، قسمت مطبوعات

   با سلام،  روزنامه كيهان مورخ 4/5/1383 طي مقالهاي تحت عنوان «در حاشيه اشك تمساح روزنامه شرق براي جانبازي آغاجري ـ وصله دفاع از ميهن به تن نهضت آزادي نمي‌چسبد» به قلم آقاي مجتبي زارعي مطالبي به كلي خلاف و كذب به اينجانب نسبت داده است.

   اينجانب در تاريخ 13/5/1383 طي يادداشتي به روزنامه درخواست كردم تا جواب و توضيحاتم را چاپ نمايد. روزنامه كيهان از آن تاريخ تا به امروز، عليرغم پيگيريهاي مكرر، حاضر به چاپ جوابيه نشده است. بنابراين بر طبق قانون از مديرمسئول و سردبير روزنامه كيهان به اتهام نشر اكاذيب و تهمت و افترا، شكايت نموده و درخواست رسيدگي مينمايد.

 

با احترام

دكتر ابراهيم يزدي

14/8/1383

رونوشت:

ـ جناب آقاي دادخواه ـ وكيل قانوني اينجانب

پيوست‌ها:

ـ كپي روزنامه كيهان مورخ 4/5/1383

ـ كپي جوابيه به روزنامه مورخ 13/5/1383

 

 

 

 

 

 

1/1883

5/7/1383

مدير مسئول و سردبير محترم روزنامه همشهري

با سلام   روزنامه همشهري مورخ 4/7/1383، در صفحه سياسي خبري را به شرح زير از قول اينجانب نقل کرده است:

« بايد مانع طرح مونوريل شويم

ما بايد به هر ترتيبي كه شده است جلوي برخي از كارهاي شهرداري و مجلس را بگيريم تا تصوير مثبتي از مجلس، شوراي شهر و شهردار آبادگر در اذهان ايجاد نشود.

ابراهيم يزدي دبير كل نهضت آزادي كه دو هفته قبل در جمع اعضاي حزب مشاركت اين سخنان را مي گفت افزوده است: درمورد پروسه انتقال نمايشگاه موفق عمل كرديم و دولت را قانع كرديم بايد همين كار را درخصوص مونوريل انجام دهيم زيرا ممانعت از آن باعث مي شود اقتدارگرايان در جامعه مطرح نشوند.»

اين خبر به کلي دروغ و ساختگي است.

   اولاً ـ اينجانب در جلسه‌اي از اعضاي حزب مشارکت حضور نداشته و صحبتي نکرده‌ام.

   ثانياً ـ در هيچ جلسه يا مصاحبه‌اي درباره مونوريل تهران صحبتي نداشته‌ام.

   ثالثاً ـ در مورد نمايشگاه نيز تا کنون اظهارنظري ننموده‌ام و تماس و ارتباطي هم با دولت نداشته و ندارم تا آنها را به اتخاذ سياستي يا برنامه‌اي قانع کرده باشم.

   رابعاً ـ تصوير مثبت يا منفي از مجلس هفتم، شوراي شهر و شهردار در افکار عمومي پيامد رفتارها و کارنامه‌هاي خود اين نهادها است. اگر جاعل خبر نگران قضاوت منفي مردم در مورد عملکرد اين نهادهاست جعل خبر و فرافکني تاثيري در افکار عمومي ندارد.

    

   بر طبق قانون مطبوعات درخواست ميشود، اين توضيحات در اولين شماره روزنامه همشهري در همان صفحه درج شود.  با تشکر

دکتر ابراهيم يزدي

دبيرکل نهضت آزادي ايران

رونوشت:

خبرگزاريها و روزنامه‌ها

 

 

 

 

  

2/1883

7/7/1383

مدير مسئول و سردبير محترم روزنامه همشهري

   با سلام   ضمن تشكر از شما به علت چاپ ناقص توضيح اينجانب در صفحه سياسي روزنامه همشهري مورخ 5/7/1383، اعتراض خود را به حذف عباراتي از تكذيبنامه ارسالي به دفتر روزنامه، اعلام ميكنم.

   مطابق با قانون مطبوعات شما ملزم به چاپ كامل نامه ميباشيد. در ضمن روزنامه همشهري ادعا كرده است كه مداركي دال بر صحت خبر منتشر شده دارد. به عنوان يك شهروند و با استفاده از حقوق قانوني خويش درخواست ميكنم تمامي مدارك خود به همراه نامه مذكور را منتشر كنيد.

با تشكر

دکتر ابراهيم يزدي

دبيرکل نهضت آزادي ايران

 رونوشت:

روزنامهها و خبرگزاريها

 

 

 

 

 

به نام خدا

دادستان تهران، مجتمع قضايي كاركنان دولت، قسمت مطبوعات

با سلام،  روزنامه همشهري مورخ 4/7/1383 در صفحه سياسي خبري از قول اينجانب به عنوان «بايد مانع طرح منوريل شويم» نقل کرده است كه به كلي دروغ و ساختگي ميباشد.

   اينجانب در تاريخ 5/7/1383 طي يادداشتي به روزنامه درخواست كردم تا تكذيبيه اينجانب را چاپ نمايد. روزنامه همشهري به جاي چاپ كامل تكذيبيه مطلب را به طور ناقص چاپ و مدعي شد كه خبرش مستند است. اينجانب ضمن اعتراض به چاپ ناقص تكذيبيه ارسالي، درخواست انتشار اسناد مورد ادعا را نمودم. اما همشهري حاضر به ارايه مدارك خود نشد و بر خبر كذب خود پافشاري كرد. بنابراين بر طبق قانون از مديرمسئول و سردبير روزنامه همشهري به اتهام نشر اكاذيب و تهمت و افترا، شكايت نموده و درخواست رسيدگي مينمايد.

با احترام

دكتر ابراهيم يزدي

14/8/1383

 رونوشت:

جناب آقاي دادخواه ـ وكيل قانوني اينجانب

پيوستها:

كپي روزنامه همشهري مورخ 4/7/1383

كپي جوابيه به روزنامه همشهري مورخ 5/7/1383