شانزده آذر روز افتخار ملت و ننگ ديكتاتوري است
دانشجويان عزيز
پس از نه سال بار ديگر روز ياد بود سه تن شهيد ما فرا ميرسد. روزي كه از نظر مبارزات دانشگاهي نهضت ملي ايران نقطه عطفي بشمار ميرود ـ در مدت اين نه سال ما رنج بسيار كشيدهايم ـ جوانهاي دلير زندانها و شكنجهها را تحمل كردهاند. هيئت فاسد حاكمه صبر كرده است كه هر روز نيرنگ و نيروي تازهاي بر عليه ملت تهيه به بيند ـ ولي ما استقامت كرده خود را نفروخته و نباختهايم و پس از هر شكستي آزمودهتر و پرحرارتتر وارد ميدان مبارزه مقدس خود شدهايم.
دوستان…..
اكنون زمان فعاليت هر چه بيشتر و صميمانهتر و يكپارچهتر است ـ زماني فرا رسيده است كه هيئت حاكمه در آخرين تلاش مذبوحانه براي حفظ موقعيت فعلي خود ميباشد ـ كوس رسوائي و ننگ روش مستبدانه و ديكتاتوري آنها تا بدانجا رسيده كه حتي بيگانگان هم بآنها اعتماد نميكنند.
وضع كشور ما اكنون طوري است كه اگر بظاهر اصلاحاتي هم انجام ميشود براثر فشار بيگانگان براي خودنمائي و جلب نظر آنها است مبارزه و مقاومت در برابر چنين ديكتاتوري ننگين و ضد انساني وظيفه هر يك از افراد، ملت بخصوص نسل جوان كشور است.
شانزده آذر و ياد عزيزان بخون خفته شريعت رضوي ـ قندچي و بزرگ نيا پرشكوهترين اثري و خاطره از انسانهائي كه براي انسانيت برپاي ميخيزند و نميهراسند ميباشد.
همانطور كه بارها دراعلاميههاي گذشته خود شرح دادهايم ما امروز در مقابل دشمني حيله گر و نيرنگ باز بنام استعمار نو قرار گرفتهايم ـ هيئت حاكمه فعلي عاملي است در دست استعمارنو كه واسطه تامين منافع سرشار مادي و استراتژيك آنهاست روشهاي استعمارنو در مواضع مختلف برحسب ضرورت زمان و نحوه مقابله با ملتها بصور مختلف ميباشد.
در كشور ما پس از متجاوز از هزارو سيصد سال از الغاي بردگي و بندگي و شكستن بتهاي زرين و سيمين بدست پيشواي اسلام اكنون ميخواهند استعمار را در صورت يك ديكتاتوري درآورند و همه چيز حتي ناني را كه ميخوريم و حتي نفسي را كه ميكشيم از رحمت و نيكيهاي او معرفي كنند هر كسي كه سخني حق گفت او را كمونيست معرفي كنند و مخفيانه معدومش سازند يا در سياه چالهاي خود زنداني سازندـ براي حفظ ديكتاتور بزرگ…. دستگاه سازمان امنيت ميسازند و اعمال و رفتار افراد ملت را شديداً كنترل ميكنند تا مبادا سخني در خلاف جهت منافع (فرعون) گفته شود.
قانون اساسي و عدالت اجتماعي را پايمال ميكنند و عناصر فاسد را در راس دستگاهها قرار ميدهند و قضات شريف را از كار بركنار ميكنند تا خاطر مبارك آسوده باشد… سه تن جوان ارزنده وطن را در راهروي دانشكده فني به رگبار مسلسل ميبندند و مانع از رساندن آنها به بيمارستان ميگردند تا جان بسپارند و زهر چشم از ساير جوانان گرفته شده باشد – گوئي از ضجه و ناله مادران و آه پرسوز يتيماني كه پدران خود را در راه حق و عدالت از دست دادهاند و از صداي رگبار مسلسلها و استشمام بوي خون و از تماشاي شكمهاي دريده و از برق سرنيزههاي خونين از خون جوانان پاكدل لذت ميبرند ـ چرا بخاطر ديكتاتور چنين ميكنند؟ زيرا او حافظ منافع استعمار است.
دوستان عزيز… ما از فرصت استفاده ميكنيم و به شما آگاهي ميدهيم كه دستگاه حاكمه نقشه وسيعي براي عقيم گذاشتن مبارزات شما طرح كرده است كه بموقع خود نقش اورا آشكار خواهيم كرد ولي اكنون بذكر اين اكتفا ميكنيم كه پس از مقاومت قابل ستايش استادان عزيز و رئيس محترم دانشگاه در قبال حادثه اول بهمن و نقش استقلال دانشگاه و اخراج دسته جمعي گروهي از دانشجويان چون دستگاه حاكمه ديگر اعتماد و اطمينان چنداني به اداره كنندگان دانشگاه و مسوولين دانشگاه ندارد مردي بنام سرتيپ حكيمي كه سابقه دزدي و ارتشاء داشته و اكنون وجود پليد خود را در اختيار سازمان امنيت نهاده است بعنوان رئيس بازرسي به دانشگاه تحميل كرده است تا هر چه بيشتر افعال و افكار استادان عزيز و دانشجويان دلير را كنترل كند ما هنوز نتوانستهايم بفهميم كه بين مقام رياست بازرسي دانشگاه با يك سرتيپ ارتش چه رابطهاي وجود دارد و اعلام ميداريم كه اگر اين فرد و يا افراد تحميل شده ديگري بخواهند ايجاد مزاحمت نمايند روش ديگري در پيش خواهيم گرفت و مسووليت هر حادثهاي بپاي اين افراد خواهد بود.
ما اعتقاد داريم كه دانشگاه بايد بدست خود دانشگاهيان كه شايستگي علمي و اداري دارند اداره شود. نقش ديگري كه سازمان امنيت (ناخوانا) است در پيش گرفته ايجاد شبكههاي باصطلاح منفي است كه دانشجويان را تشويق به ايجاد تشكيلات محرمانه مينمايد و عوامل خود را بصورت افراد افراطي و چپ رو به ميان آنان ميفرستد و آنها را بدينوسيله از مسير اصلي خود منحرف كرده به سازمانهائي ميكشاند كه در واقع اداره كنندگان آنها خود افراد سازمان امنيت ميباشند.
دانشجويان عزيز…
ما در راه مصدق و براي انجام آمال و انديشههاي مصدق عليرغم آنچه كه شاه در جلسه نمايندگان مجلس فرمايشي در سال ۱۳۳۴ گفته است (مصدقيها از تودهايها براي ما خطرناكترند) از پاي نخواهيم نشست ما در راه هدف ارزنده خودمان جان بركف به ميدان آمدهايم ـ ما ميكوشيم كه با تعاليم صحيح و اشعه فكر و روش صحيح مبارزه سنگرهاي ديكتاتوري را فتح كنيم و گلهاي پژمرده آزادي را در اين سرزمين آبياري نمائيم.
امروز ممكن نيست كه بعضي ملتها از تمام مزاياي آزادي ـ برابري و برادري برخوردار باشند و در كشورهاي ديگر اين مزايا را انكار نمايند ـ امروز دوراني كه سرنوشت ملتي را بدست يكنفر بسپارند وعدهاي مزدور و متملق اطرافش را احاطه كرده و از قد سرو و چشمان شهلايش تمجيد نمايند و بوسه بردست و پايش بزنند و همه چيز را ناشي از اراده او بدانند سپري شده است ـ روز آزادي و پيروزي ملتها فرا رسيده است. حكام فاسدي چون امام يمن سرنگون ميشوند و اراده ملت جايگزين آنها ميگردد ـ يمن درس خوبي براي ديكتاتوري است ـ در ايران نيز اگر مستبدين تصور ميكنند كه ميتوانند باين نحو به حكومت خود ادامه دهند اشتباه ميكنند زيرا از هرچه كه بگذريم جبرزمان آنها را سرنگون خواهد كرد.
دوستان عزيز:
شانزده آذر يكي از روزهائي است كه ديكتاتور براي خاموش ساختن خشم انتقام خود از ملت انتخاب كرده و ما اين روز را هر چه پرشكوهتر برپا ميكنيم و پيمان وفاي بعهدي را كه نه سال قبل با خون سه تن دانشجوي دلير بسته شد بارديگر تجديد ميكنيم ـ ما به راه مصدق وفادار و درراه آزادي ملت كوشا هستيم.
درود به مصدق قهرمان ارزنده مبارزات انساني ملت ايران
سلام به روح پاك شريعت رضوي ـ قندچي ـ بزرگ نيا شهيدان راه پرافتخار آزادي نابود باد رژيم فاسد ديكتاتوري
دانشجويان نهضت آزادي ايران
آذر ۴۱
