اعلاميه (نهضت آزادی ايران)

title

اعلاميه

(نهضت آزادي ايران)

ان الحيوه عقيده و جهاد

هموطن:

   «اقتضاي اطاعت از (خدا) مبارزه با بندگي غير او، و شرط سپاس ايزدي تحصيل آزادي براي بكار بستن آن در طريق (حق) و (عدالت) و (خدمت) است. ما بايد منزلت و مسووليت خود را در جهان خلقت بشناسيم تا برستگاري و پيروزي نائل شويم.»

   هزاران سال از تاريخ بشريت گذشت تا اقوام پيشرفته وارسته‌اي مقام منيع انساني را درك نموده با اجراي اصول آزادي، استقرار حكومتهاي دمكراسي اعمال فداكاري به آن درجه از رشد اجتماعي رسيدند كه امروز پيش آهنگان كاروان بشريت و گردانندگان چرخهاي علم و صنعت و سياست هستند.

    ملت ايران كه به لحاظ سرمايه‌هاي طبيعي و استعدادهاي نژادي كم از ديگران نبوده و نيست طي قرون متمادي بر اثر فشار استبداد يا بعلت انقياددر برابر استبداد، از حقوق اوليه انساني تا حد زيادي محروم مانده، اجبارا كنج انزوا گزيده يك حالت بي ثمري و بي اثري را اختيار نمود.

    مردم ايران با داشتن زنده‌ترين آئين مثبت اجتماعي در خواب غفلت فرو رفته با داشتن مذهبي كه امتياز و افتخارش مبارزه با تحميل حكومت غير ملي و دفاع از عدالت و آزاديست از طرفي در برابر جور و فسادمقاومت ننموده و از طرف ديگر مذهب را به وظائف فردي محدود ومنحصر كرده و آنرا با پشت كردن به دنياي مترقي از سياست جدا شناخت تا جائيكه كار حكومت را يكسره در كف زمامداران بي‌كفايت يا در اختيار فرومايگان دنياپرست غارتگر گذاشت و باين سبب امنيت و سلامت و رشد و حركت از كشور ما رخت بسته شخصيت و فضيلت كشته شد ضعف و ذلت جايگزين آن گرديد. «دولت» مانند يك «اجنبي» در برابر «ملت» قرار گرفت. مداهنه و دروغ و ريا از يكطرف، سرپيچي از وظيفه و خدمت از طرف ديگر وسائل مشروعي براي هرگونه خيانت خصوصا دستبرد به اموال عمومي تلقي شده بالاخره رذايل و مفاسد اخلاقي بر تقوي و مردانگي غلبه نمود… در داخل كشور مردم توسري خور مأمورين متعدي و در خارج كشور دولتهاي ما مقهور اجانب و اقويا شدند.

    در قرن اخير تاريخ كه امواج تمدن مغرب زمين به مشرق سرايت نمود. برتري و فشار گرانبار استعمار بر مردم اين سامان فزون‌تر و به همان نسبت عرصه بر آزاد مردان غيور تنگ‌تر گرديد تا آنكه معدودي از ايرانيان به سبب بيداري ملي و بيزاري از دشمنان داخلي و خارجي متوجه مشكلات اجتماعي و معترف بلزوم همكاري و اصلاحات وسيع عمومي گرديدند.

    درهمان حال در مقابل ملت ايران، در دنياي سراسررقابت بين‌المللي و كشمكشهاي اقتصادي و سياسي مطامع خارجي به هيچ وجه تعطيل و تخفيف نيافته بلكه با حيله و حرص بيشتري ظاهر مي‌‌شد. حكومت‌هاي داخلي كه بيشتر برگزيده خانواده‌هاي تغيير نام داده استبداد بودند آماده‌ترين اسباب كار براي سياستهاي خارجي محسوب مي‌‌شدند. نه اكثريت مردم چندان دست از روش و عادت قديم و انزواي هميشگي برداشته فكر و تربيت اجتماعي گرفته بودند و نه حكومتها احترامي به انقلاب مشروطيت و اعتنايي به قانون اساسي داشتند.

    بر خلاف اصل مسلم اساسي بديهي از نظر مشروطيت و دموكراسي كه (شاه بايد سلطنت كند نه حكومت) دخالتهاي خلاف قانون بيشمار در امور عمومي و ممانعتهاي فراوان از بروز حق حاكميت ملت و استفاده او از آزادي و عدالت بعمل آمد تا جايي كه رهائي از ننگ عقب افتادگي و گسيختن زنجيرهاي استعمار هدف اصلي و كمال مطلوب آزاديخواهان مملكت گرديد.

    در سال1329كه هنوز نظم جهان بعد از جنگ دوم استقرار كامل نيافته عدم تعادل و توافقهاي دولتهاي بزرگ اجازه تظاهر و دادخواهي را به كشورهاي كوچك مي‌‌داد ملت ستمديده و بيدار شده ايران به رهبري پيشواي محبوب خود دكتر محمد مصدق عليرغم قدرت عظيم دشمن و ضعف عجيب خود به بزرگترين موفقيت تاريخي نائل آمد: با ملي كردن صنعت نفت ايران بر اركان قدرت استعمار كهن نه تنها در كشور ما بلكه در خاورميانه ودنيا شكاف عظيمي وارد آمد و سپس براي اولين بار ملت ايران با ايجاد يك حكومت مطلوب خود توفيق حاصل نمود و نيز براي اولين بار بين دولت و ملت همفكري صادقانه و همكاري صميمانه آغاز گرديد و طليعه اميد بخش اصلاح و ترقي در افق كشور ما نمايان گشت. ولي نهال آزادي و حكومت ملي هنوز سايه‌اي كافي بر صحنه پهناور كشور نگسترده و ثمري نداده بود كه سياستهاي خارجي مطرود از طريق حيله و نيرنگ با سوء تعبير سياست حكومت ملي و با توسل به كودتا حكومت را از دست ملت ايران خارج كردند.

    كسانيكه بطرفداري از اعلاميه‌هاي حقوق بشر تظاهر مي‌‌كردند علنا و به بهانه احتمال پيش افتادن يك سياست خارجي رقيب با دخالت و حمايت آشكار خود از هيئت حاكمه منصوب خود، حق زندگي و آزادي و امنيت را از مردم ايران گرفتند. مانع انتخابات آزاد و سد ابراز افكار مردم شدند. عليرغم اراده ملت با اعمال وحشيانه‌ترين شكنجه‌ها حكومت را در يد دست نشاندگان خود محفوظ داشتند و خوش خدمتي و خيانتهاي آنان را ببهاي هنگفت‌ترين دزديهاي تاريخ ايران وجهان از ماليه مردم پاداش دادند.

    ولي مزه آزادي و آزادگي و حكومت ملي نه چنان بود كه مردم جرعه‌اي نوشيده را تشنه‌تر نسازد و براي احقاق حق خود جسورتر ننمايد. مدت هشت سال تظاهرات و مقاومتها گوناگون با وجود اختناق و فشارهاي فراوان ابراز شد تا آنكه در جريان انتخابات دوره بيستم مجلس شوراي ملي با اجتماع و ارتباط عده‌اي از سران فداكار ملت فعاليت مجدد (جبهه ملي ايران) اعلام گرديد.

    سپس با استفاده از مقتضيات جهان و الزاميكه هيئت جاكمه به تظاهر بر اعظاي آزادي انتخابات احساس مي‌‌نمود فعاليت و پشتكار مردم كه از پيوند همت مبارزين سابق، جوانان دانشگاه، بازاريان و طبقات ديگر مردم روزبروز وسعت و قوت مي‌‌گرفت بابطال انتخابات مفتضح اول، انحلال مجلس غيرقانوني ناشي از انتخابات رسوا كننده دوم، و سقوط پي درپي دولتهاي متجاوز بحقوق ملت و روي كارآمدن كه با احساس خطر به مجله و اصرار وعده آزادي و اصلاحات مي‌‌دهد منتهي گرديد تا پرده بعدي چه باشد.؟

مردم نگران امنيت هستند. خسته از استبدادواختناق هشت ساله، رنجور از سختي معيشت و شرمسار از ننگ دزدي و خيانت هيئت حاكمه‌اي كه متاسفانه نام ايران و ايراني را آلوده ساخته است خواهان سرنوشت بهترـ رهايي از ننگ و نكبت و استقرار يك حكومت ملي سازنده ايران پاك و آباد و آزاد است.

 امر مسلم اينست كه:

ان الله لايغير مابقوم حتي يغيروامابانفسهم

اقتضاي شرايط حاضر.

در اين پيچ مهم تاريخ ايران.

با استعانت از پروردگار جهان.

با اميد بمردانگي و همكاري هموطنان.

تاسيس (نهضت آزادي ايران) اعلام مي‌گردد.

 

از طرف هيئت موسس نهضت آزادي ايران

 سيد محمود طالقاني

مهندس مهدي بازرگان

دكتر يدالله سحابي

مهندس منصور عطائي

حسن نزيه

رحيم عطائي

عباس سميعي.