اعلاميه نهضت آزادي ايران بيان مرام و هدف
هموطنان گرامي:
نظر به مراجعاتي كه اخيرا از طرف طبقات و اصناف مختلف مملكت نسبت به نهضت آزادي ايران شده و اظهار علاقه باطلاع بيشتر از مرام و هدف نهضت آزادي ايران كرده اند، و نظر باتهام و عنوان مسخره «اقدام عليه امنيت كشور و برهم زدن اساس مشروطيت سلطنتي» كه زير فشار سازمان امنيت بر هشت نفر از رهبران عاليقدر و افراد فعال ما گذارده شده است، لازم ديديم اين بيانيه را براي استحضار افكار عمومي منتشر كنيم:
هيئت حاكمه ايران بخوبي ميداند كه متهم واقعي باقدام عليه امنيت كشور و بر هم زدن اساس مشروطيت و حكومت ملي ايران كساني غير از سران و اعضاء نهضت آزادي ايران هستند. مردم ايران و جهان بخوبي ميدانند كه نهضت آزادي ايران براي خاطر استقلال و آزادي وطن و اجراي كامل قانون اساسي تأسيس گرديده و عليه بيدادگريها و اختلافات طبقاتي و تجاوزاتي كه پي در پي به حقوق و امنيت ملي و اصول مشروطيت از طرف هيئت حاكمه صورت ميگيرد، قيام كرده است و بهمين جرم است كه سران و بعضي از فعالين آنرا بيش از چهارده ماه است در زندان نگهداشته و در يك دادگاه غير قانوني كه در عشرتآباد تشكيل داده بدون كوچكترين دفاع محكوم به زندانهاي مجرد و طولاني كرده است.
زندان طولاني سران نهضت و قطع ارتباط آنان با خارج و ممانعت از رهبري آنان در خارج از يكطرف، و تلقينات سؤ سازمان امنيت و عوامل دستگاه حاكمه و ادعانامه مخدوش و بي اساس دادستاني ارتش از طرف ديگر، تعبيرات بيجا و نسبتهاي ناروا به مرام و رويه نهضت آزادي را زيادتر ساخته و درعلاقمندان ايجاد ناراحتي هائي كرده كه از پيوستن به صفوف آن بيم داشته باشند.
دستگاه حاكمه ايران خفقان و ظلم و خودسري را بجائي رسانده است كه نه فقط از فعاليت آزاد نهضت آزادي با وجود همه هدفهاي مقدس و قانوني و مقاصد وطن خواهانهاش جلوگيري نموده، بلكه از ايجاد شرايط آزاد و قانوني براي انتشار مدافعات زندانيان نهضت كه دفاع از حقوق اساسي ملت ايران و هدف مرام و رويه واقعي نهضت است خودداري كرده، حتي كساني را كه به سعي و همت خود خواستهاند خلاصهاي از مدافعات وكلاي مدافع را منتشر سازند به شكنجههاي طاقت فرساي قرون وسطائي دچار ساخته است. لذا براي رفع هرگونه سؤ تعبير و آشنائي بيشتر علاقكمندان به راه و رسم نهضت آزادي ايران، بيادآوري پارهاي از نظرات و مقاصد خود ميپردازد:
۱ـ ما كوشا در احياي حقوق اساسي ملت ايران بوده و قانون اساسي را ميثاق آزادي و استقلال كشور خود دانسته و خواهان اجراي تمام اصول قانون اساسي و متمم آن هستيم. و عدم اجراي جزء جزء آن و هر توجيه و تفسيري را كه بمنظور سلب حقوق ملت و براي منافع فردي از آن بشود خيانت به ملت ايران ميشماريم. و يقين داريم كه اوضاع آشفته جامعه فرع عدم آزادي زبان و قلم و عدم دخالت و نظارت ملت در كار دولتها است.
«از قانون اساسي بصورت واحد و جامع طرفداري ميكنيم واجازه نميدهيم اصول آن كه آزادي عقيده و مطبوعات و اجتماعات و تفكيك قوا و بالاخره انتخابات صحيح است فراموش يا فدا بشود و اما فروع و تشريفات قانون با سوء تعبير آن مقام اصلي را احراز نمايد…» نقل از نطق افتتاحيه تاسيس نهضت آزادي.
۲ـ ما درعين آنكه سلطنت مشروطه را به منطق و مفهوم قانون اساسي و متمم آن قبول داريم، پادشاه را نيز از مسووليت مبرا ميدانيم و صريحاً اعلام ميداريم كه دخالت مقام سلطنت در اداره امور مملكت علاوه بر آنكه بر خلاف نصوص مسلم قانون اساسي است، بضرر و دور از مصالح ملك و ملت است. و دولتهائيكه خود را نوكر و غلام و امر بر پادشاه ميدانند، نه به نيروي ملت متكي هستند و نه ميتوانند خود را از مسووليت در برابر ملت خارج سازند.
«قانون اساسي ايران مقام سلطنت را از مسووليت مبرا شناخته است. چرا؟ زيرا بعقيده متفق مؤسسين رژيم مشروطه سلطنتي، منظور از تأسيس اين رژيم انتقال مسووليت از شاه به وزراء بوده و بنيانگذاران اين رژيم در مقام اجراي اين مقصود ناچار شدهاند قوه اخذ تصميم را از شاه گرفته به وزراء واگذار كنند تا هم مسوول و هم مسووليت وجود داشته باشد…..» از نطق افتتاحيه تأسيس نهضت آزادي.
۳ـ ما ميگوئيم كه فساد و نادرستي و غارت اموال عمومي و اختلاس و ارتشاء در دستگاههاي دولتي و رواج به عفتي و غوطه وري در جهل و بيكارگي و بياعتنائي باكتساب فضائل و تقوي و بياعتنائي به حسن انجام وظائف اجتماعي حاصل فساد بيحد و خيانتهاي بيحساب طبقه حاكمه و دولتها و زمامداران گذشته و حال است و نجات از اين ورطه هولناك جز با سپردن كار ملت بدست خود و روي كا آمدن يك حكومت ملي دلسوز كه خود را مسوول ملت بداند نه يك فرد، امكان پذير نخواهد بود.
«بنظر ما مسوول وضع نامطلوب و خطرناك مملكت كليه كساني هستند كه خيانت به مردم و تعدي به ثروت مملكت را با توسل به حربه «شاه پرستي» خدمت و فداكاري جلوه دادهاند كساني هستند كه مردم عامي مملكت را سال قبل با تهديد و تطميع براي دعوت اعليحضرت به تشكيل ميتينگ به مخابره تلگراف و صدور نامههاي تحميلي و گاهي مجعول مجبور ساختند و آنانرا روز ۲۸ مرداد با وسائل نقليه دولتي به ميدان دوشان تپه بردند تا صحنهاي بسازند ـ صحنهاي سرشار از دروغ و تملق و چاپلوسي و اكراه ـ و تريبون و بلندگوي آنرا در اختيار پادشاه مملكت بگذارند. براي چه؟ براي تكرار مطالبيكه از لحاظ مردم ايران و محافل سياسي و مطبوعاتي دنيا منطبق با حقيقت نيست و عدم انطباق آنها با حقيقت و واقع به قراري كه گفته شده اظهر من شمس…» از نامه سرگشاده نهضت آزادي به اعليحضرت شاه
۴ـ ما پيرو اسلام هستيم و تعاليم حيات بخش اسلامي را عاليترين مكتب اجتماع منطبق با حوائج و مصالح انسانيت و مدنيت بشري ميدانيم و به همين جهت ديانت را از سياست جدا نميدانيم. ما بسيار خرسنديم كه جامعه محترم روحانيت به مسائل اجتماعي و سياسي مملكت توجه خاص مبذول داشته و براي احقاق حقوق و هدايت و ارشاد مردم ايران فداكاريها نمودهاند و آرزومنديم كه اين نيروي عظيم در اصلاح امور و ارشاد عموم روزبروز مؤثرتر و مفيدتر باشد.
«ما مسلمانيم ـ نه بآن معني كه يگانه وظيفه خود را روزه و نماز بدانيم، بلكه ورود ما به سياست بنام وظيفه ملي و فريضه ديني بوده و خدمت و اداره امور ملت را بزرگترين عبادات ميشماريم. آزادي را بعنوان موهبت اوليه الهي و كسب و نگهداري آنرا از امتيازات سنن اسلامي ميشناسيم. مسلمانيم باين معني كه باصول مساوات و عدالت و ساير وظائف اجتماعي و انساني قبل از آنكه انقلاب كبير فرانسه و منشور ملل متحد اعلام نمايد معتقد بودهايم…» از نطق افتتاحيه مورخ ۲۸/۲/۴۰
۵ـ ما دكتر مصدق را صالحترين رجال اخير ايران و مظهر مبارزات ضد استعماري مشرق و آفريقا ميدانيم. او اعتقاد به حسن روابط با دول خارجي بر اساس احترام متقابل داشت اما زير بار اعمال نفوذ خارجيان در امور ايران نرفت و حق حاكميت ايران را فقط براي اين سرزمين و بدون دخالت بيگانگان ميخواست. او پايبند و علاقمند به حكومت مشروطه قانوني ايران بود و براي حفظ احترام و دوام اين شكل حكومت معتقد بود كه:
شاه بايد سلطنت كند نه حكومت
۶ـ ما انتقاد از هر عمل ناصحيح و هرگونه تجاوز به حدود و حقوق ملت را وظيفه خويش ميدانيم، ما در طرفداري از حق و تقبيح باطل از هر فشار و ناراحتي، ار هر محكوميت و محروميتي باك نداريم و آنچه را بخير و صلاح است بيان داشته و در اين عمل جز رضاي حق و خدمت به خلق هيچ مقصود و غرضي نداريم. ولي چون از هر غرض و طمعي مبري هستيم كلاممن را اصولي و قانوني ـ با ادب و نزاكت و با منطق و استدلال بيان ميكنيم. آنچه بر خلاف اصول غرض آمود و ناسزا باشد از ما نيست.
«شايستهترين وسيله روش جهت انجام اين منظور (خنثي كردن توطئهها) ادامه مبارزه با كمال مالانديشي و تدبير و هوشياري و خصوصاً آگاهي از وضع سياسي مملكت است. شما بايد در مبارزه خود متكي بر حق و قانون و مصلحت عمومي باشيد…» نقل از اعلاميه موخ ۱۵/۱۱/۴۰ خطاب به دانشجويان
۷ـ نهضت آزادي ايران معتقد است كه مرامنامه مترقي خود را با توجه به وضع كلي ملك و ملت تدوين كرده و پيوسته رويه خود را با انطباق كامل به آن تنظيم نموده و اميدوارست كه هموطنان عزيز با مطالعه كافي و تدقين در مرامنامه مذكور پيوستگي خود را بآن اعلام نمايند.
نهضت آزادي ايران
فروردين ماه ۱۳۴۳
