2211
1390/4/5
اعلام همبستگي احمد صدر حاج سيد جوادي با آرمانهاي زندانيان سياسي
به نام خداوند جان و خرد
وانفقوا فی سبیل الله و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه
فرزندان غیور ملت ایران
رنج و اندوهی که بر عموم ملت ایران به سبب شهادت هاله سحابی و هدی صابر روا شد، ستم ناروایی بود که نیاز به توضیح ندارد و در این میان بدیهی است که زندانیان سیاسی همبند آن دو شهید، دوچندان آزار دیدهاند.
شهادتنامۀ ۶۴ زندانی همبند مجاهد راه آزادی – شهید هدی صابر – افزون بر آنکه حکایت از احساس مسوولیت گواهیدهندگان داشت، به منزلۀ ادعانامهای حقوقی در اعلام جنایات واقع شده و اعمال مجرمانه و سبوعانهی ماموران امنیتی و اهمال بلاتوجیه مقامات قضایی و مسوولان سازمان زندانها محسوب میشود و بالاتر از آن به عنوان سندی ماندگار در حافظهی تاریخی ملتی ثبت خواهد شد که بیش از صد سال است برای تحقق آزادی، دمکراسی، حاکمیت قانون و عدالت اجتماعی، دادخواهی میکند.
عملکرد نهادهای قضایی، امنیتی و انتظامی در قضایای تشییع پیکر زندهیاد مهندس عزتالله سحابی که به شهادت دختر بیگناه ایشان و سپس وفات شهادتگونۀ هدی صابر انجامید، مصداق جرم مشهود و از جمله جرایم واجد جنبۀ عمومی بود که پیگرد کیفری آن، نه تنها وفق بند ۱ مادۀ ۴ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نیازی به طرح شکایت از سوی شاکی خصوصی نداشت که از جمله وظایف محرز دادستان تهران تلقی میشود.
متاسفانه عملکرد غیرقضایی نهاد دادستانی تهران به ویژه در وقایع پس از انتخابات ۸۸، آن را از مرتبهی «مدعیالعموم» به «مدعیالدوله» تنزل داده و هرگونه اعتماد عمومی را به سلامت و استقلال دستگاه قضایی و تشکیلات دادگستری منتفی ساخته است. بیتوجهی مسوولان قضایی به شهادتنامۀ ۶۴ زندانی همبند شهید صابر و تداوم استنکاف از رسیدگی قضایی به دادخواهی صریح افرادی که شائبهای در صداقت و درستی گفتارشان وجود ندارد، تیر خلاصی بود که به پیکرۀ نیمهجان حاکمیت قانون در نظام جمهوری اسلامی ایران وارد شد و نقض آشکار اصول ۳۴ و ۱۶۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود.
به رغم اعتراض قانونی و انساندوستانۀ بیش از دوازده تن از فرزندان فداکار ملت که در شرایط سخت زندان، بی طرح هیچ خواستۀ شخصی، جان در گرو صدق ادعای خود نهادند و از چندین روز پیش تا کنون در وضعیت اعتصاب غذا به سر میبرند و متاسفانه به نظر میرسد که نه تنها حاکمیت جمهوری اسلامی و مراجع عظام، ظاهراً هنوز مستند و حجتی احساس نکردهاند تا به سکوت و انفعال خود پایان داده و در اقدامی شایسته، با تن دادن به خواستۀ انسانی و قانونی این عزیزان، جان فرزندان آرمانگرا و حقجوی ملت را از خطر برهانند و مانع تکرار مصیبتی دیگر شوند، بلکه دستهایی مرموز نیز درکارند که بر تشنج موجود دامن زده و حذف فیزیکی مخالفان عقیدتی و سیاسی خود را رقم زنند.
این پدر پیر، ضمن اعلام حمایت و همبستگی با دغدغهها و آرمانهای انسانی و تایید مطالبات شرعی و قانونی عزیزانی که اعتصاب غذا کردهاند، از فداکارترین فرزندان ملت درخواست دارد که با امید به روزی نزدیک که در آن، از ستم و ستمکار خبری نخواهد بود و با ایمان به آیندهای سرشار از آزادی و حاکمیت ملت ایران، بر احساسات ستایشانگیز و انساندوستانهی خود فائق آمده و به اعتصاب غذا پایان دهند و باور داشته باشند که خون تمامی شهدای راه آزادی وطن و به ویژه دو عزیز شهیدمان به هدر نخواهد رفت و دامنگیر ظالمان و سببسازان آن فجایع خواهد شد.
تداوم اعتصاب غذای عزیزان در شرایط حاضر، افزون بر تحمیل رنجی جانکاه به جسم و جان عظیمترین سرمایههای انسانی سرزمینمان، در راستای خواست تمامیتخواهان و طراحان پروژهٔ نیمهتمام قتلهای زنجیرهای مخالفان سیاسی و عقیدتی قرار دارد. از این رو با تاکید مجدد بر این نکته که شکستن اعتصاب غذا هرگز به منزلهٔ پایان اعتراضات آحاد ملت ایران چه در درون زندان و چه در محیط بیرون نیست، درخواست پایان بخشیدن به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی محبوس در اوین را تکرار کرده و از خداوند، پیروزی و آزادی ملت شریف ایران را مسئلت دارم.
احمد صدر حاج سید جوادی
عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران
۴/تیر/۱۳۹۰ – ۲۵/ ژوئن / ۲۰۱۱
