الگو يا مسئول؟
يادداشت مهندس محمد توسلي در حاشيه سخنان شهردار تهران
هم ميهن، 26/2/1386
آقاي محمد باقر قاليباف شهردار محترم تهران پس از چند روز رايزني فشرده شوراي شهر سوم در سمت خود ابقا شد. جا دارد بخاطر تداوم مديريت شهري و جلوگيري از تحميل هزينه بيشتر بر شهر تهران از اين انتخاب استقبال كنيم و براي ايشان و شوراي شهر تهران در اجراي وظائف خطيري كه به عهده گرفتهاند آرزوي موفقيت كنيم.
در حاشيه جلسه شوراي شهر آقاي قاليباف پس از اين انتخاب ضمن اشاره به رئوس برنامههاي خود اظهار داشتند:
“معتقديم كه مديران اجرائي مسئول دين مردم هم هستند و بايد در اين راه تلاش كرده و به معروف سازي ارزشها در رئوس كارها بپردازند.” (همشهري 20/2/86)
البته درخصوص رئوس برنامههاي ايشان جا دارد مورد ارزيابي و اظهارنظر كارشناسي قرار گيرد كه موضوع اين نوشته نيست. آنچه مرا بر آن داشت تا اين يادداشت را بنويسم رفع ابهام مهمي است كه در اين سخن ايشان به چشم ميخورد.
اگر منظور آقاي قاليباف از بيان اين مطلب اين است كه مديران اجرائي بايستي با انجام وظائف محوله با صداقت و امانت به مردم خدمت كنند و با رفتار شايسته خود در جامعه ايماني الگو باشند و از اين طريق با اعتمادسازي در مردم ارزشهاي انساني و اخلاق اسلامي مورد عمل قرار گيرد و اين ارزشها هنجار اجتماعي شود، البته اين ديدگاه با آموزههاي اسلامي هماهنگ است و عين صواب. اما اگر منظور اين باشد كه مديران اجرائي خود را مسئول و يا متولي دين مردم بدانند و با اين ديدگاه بخواهند ضمن ارائه خدمات، مردم را به دينداري وادار كنند البته اين نظر جاي تامل بسيار دارد و با آموزههاي قرآني هماهنگ نيست.
بسيار بعيد است كه منظور جناب قاليباف برداشت دوم باشد. با توجه به اهميت موضوع توضيحات بيشتر ايشان اين ابهام را برطرف خواهد كرد.
براي روشن شدن زمينههاي آموزههاي قرآني در اين خصوص و عملكرد پيشوايان ديني اجمالاً به چند نكته در اينجا اشاره ميكنم.
1- مجموعه آيات قرآن نشان ميدهد كه خداوند رسالت راهبردي همه پيامبران ازجمله رسالت پيامبر بزرگوار اسلام (ص) را ارائه كتاب، حكمت، پالايش نفوس انسانها و آگاهي بخشي معرفي ميكند تا انسانها خود اين ارزشها را در جامعه به پا دارند (حديد/25،جمعه/2). آموزههاي قرآني، پيامبران را از اينكه خود را مسئول و متولي دين مردم تلقي كنند بر حذر داشته است. در آيات متعددي تصريح شده است كه تو اي پيامبر به خاطر علاقهاي كه به رسالتت داري نبايستي خود را مأمور، موكل، نگهبان و مسئول دين مردم تلقي كني. (يونس/ 108، انعام/107، غاشيه/21 و 22و …). وظيفه پيامبر ضمن ابلاغ پيام رسالت در مرحله اول اين است كه اسوه، الگو و شاهدي امين براي رسالت خود باشد و در مرحله بعد به بشارت مؤمنين و بيم دادن به انكارورزان رسالت بپردازد. (فاطر/23، مائده/99 و يونس /99، احزاب /33 و فتح/48)
2- در قرآن همانگونه كه جايگاه پيامبران را اسوه و شاهد بودن براي مؤمنين، ميداند وظيفه مؤمنين را نيز الگو شدن براي ساير انسانها معرفي ميكند (احزاب /21 ، حج/87).
3- در رفتار اجتماعي پيامبر و ائمه عليهم السلام نيز همين آموزههاي قرآني بطور برجسته مشاهده ميشود. يكي از ابلاغهاي آموزنده تاريخي، دستورالعمل حكومتي يا فرمان علي (ع) به مالك (پسر حارث) اشتر نخعي است. در اين نامه علي (ع)، كه ما افتخار پيروي از آن حضرت را داريم، وظايف مدير اجرائي خود را در مصر در چهار عرصه اقتصادي و تمشيت امور زندگي مردم، حفظ امنيت داخلي و حدود ثغور كشور، سامان دادن به كار و كيفيت زندگي مردم و عمران و آبادي شهرها به تفصيل شرح داده است. طرفه آنكه در هيچيك از فرازهاي اين نامه مفصل كوچكترين اشارهاي به مسئوليت مدير اجرائي در خصوص دين مردم نشده است.
در سالهاي دهه شصت گاهي گزارش ميشد كه در فرصتهايي اين نامه تاريخي علي (ع) در جلسات هيئت دولت خوانده ميشد. شايد لازم باشد بار ديگر مديران اجرائي كشور مطالعه اين نامه را در برنامه شخصي خود منظور كنند. ترجمه روان نهج البلاغه توسط شادروان دكتر اسدالله مبشري، اولين وزير دادگستري بعد از پيروزي انقلاب، ميتواند منبع ارزشمندي براي مطالعه علاقهمندان باشد.
4- در شرايطي كه خداوند پيامبر خود را كه حامل و امين وحي است از اينكه احساس كند مأمور، وكيل و يا مسئول دين مردم باشد برحذر داشته و فقط خواسته است كه پيامبر أسوه و شاهد رسالت خود باشد و براي مؤمنين نيز چنين مسئوليتي را در حوزه شخصي آنان مشخص كرده است، آيا ميتوان انتظار داشت مديران اجرائي كشور وظيفهاي بالاتر برعهده داشته باشند؟
