به ياد مدرس ١٠/آذر/١٣٥٨

title

به ياد مدرس

من‌المومنين رجال صدقوا ماعاهدواالله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا

  در حيات انقلابي و پر تداوم ملت مسلمان ايران و در روند مبارزاتي خويش، عليه استبداد و استعمار شاهد رويش مرداني هستيم كه در حساس‌ترين شرايط زماني خويش در دفاع از امت اسلامي و استقلال و آزادي كشور و مخالفت با سلطة بيگانگان و عوامل داخليشان قد علم كرده و با مبارزات مستمر خود آنان را به زانو درآورده‌اند.

  يكي از اين چهره‌هاي مصمم و با اراده و از وكلاء شجاع دوران اوليه مجلس پس از انقلاب مشروطيت مجاهد شهيد مرحوم سيد حسن مدرس است كه در مقابل حكومت خودكامه استبدادي رضاخان و جلوگيري از قدرت روزافزون وي ايستادگي كرد. نظام استعماري انگلستان مي‌خواست با تأسيس يك دولت متمركز و دست نشانده‌اي كه بتواند منافع استعماريش را تضمين و رضاخان را به عنوان زمامداري شايسته به ‌ايران تحميل كند. در اين راه مدرس تا پاي جان ايستادگي و مقاومت نمود و سرانجام بعد از سالها تلاش و مجاهدت به قلعه خواف خراسان تبعيد و پس از مدتها زنداني و تهديد در دهم آذر 1317 به دست جلادان رضاخان شهيد مي‌شود.

  *     *     *

  مرحوم مدرس مردي فاضل و مجتهد بود كه در دوره دوم مجلس شوراي‌ملي (سال 1327 هجري قمري) از طرف علماي نجف به عنوان يكي از 5 عضو روحانيت طراز اول طبق اصل دوم متمم قانون اساسي سابق انتخاب و از اصفهان به تهران مي‌آيد و بعدها در دوره سوم ـ چهارم ـ پنجم و ششم به نمايندگي مجلس از تهران انتخاب مي‌گردد.

  در اين دوره است كه مرحوم مدرس براي حفظ دست‌آوردهاي انقلاب مشروطيت كه هنوز تداوم آن در جنبشهاي خياباني، جنگل، پسيان و ساير قيامها جريان داشت تلاشها و كوششهاي فوق‌العاده‌اي مي‌نمايد.

  وي در دوران مجلس با اتحاد چند تن از رجال شايسته كشور از جمله مرحوم دكتر مصدق و در خارج با همكاري بعضي از روحانيون مترقي منجله مرحوم آيت‌الله سيدابوالحسن طالقاني (پدر مرحوم مجاهد نستوه ‌آيت‌الله طالقاني) جلساتي در منزل ايشان و با شركت برخي از روحانيون عليه رضاخان ترتيب مي‌دهد.

  البته معرفي كامل زندگاني و نقش مؤثر او در تاريخ معاصر ايران احتياج به تحليل دقيقتري دارد. براي روشن شدن افكار و انديشه‌ها و سابقه مبارزاتي وي ذيلاً به برخي از اقدامات وي عليه نظام فاسد اشاره‌اي مي‌شود:

1- مخالفت با قرارداد 1919

  در سال 1298 شمسي مطابق با 1919 ميلادي توسط وثوق‌الدوله نخست‌وزير وقت ايران قرارداد معروف بين ايران و انگليس منتشر شد. اين قرارداد تسلط و كفالت انگلستان را بر ايران تحميل كرده و آزادي استقلال ايران را در معرض خطر و نابودي قرار مي‌داد وقتي مردم از موضوع عقد قرارداد مطلع شدند تظاهراتي بر عليه قرارداد به راه مي‌اندازند و در تمام مجالس و محافل رسماً اعتراض مي‌نمايند از جمله كساني كه با قاطعيت عليه ‌اين قرارداد اقدام مي‌نمايد مرحوم مدرس بود كه خانه وي به مركز مخالفت با دولت تبديل شده و در بسيج مردم نقش مؤثري ايفاء مي‌نمود وي حتي با ميرزاكوچك‌خان جنگلي وارد مذاكره مي‌شود كه از نيروي چريكي وي بر عليه قرارداد استفاده و اقداماتي بنمايد. ولي قاصد محرمانه ميرزا كوچك‌خان به دست دولت گرفتار و زنداني گرديد… اما مدرس مخالفت خود را همچنان ادامه داده و در يكي از نطقهاي خود در مجلس چنين مي‌گويد.

«مطابق عقيده خودم مكلف بودم كه با كسي كه اين قرارداد را بست جنگ كنم، جنگ هم كرديم، مالك مائيم، مائيم كه بايد تصديق و تصويب كنيم…. به كمك ملت همه را از بين برديم».

2- مخالفت با اولتيماتوم روسيه تزاري

  در اين قسمت هيچ چيز گوياتر از بيانات تاريخي و ارزنده امام خميني كه در سال 1343 هجري در مسجد اعظم قم ايراد نمودند، نيست. ايشان در قسمتي از بيانات خود فرمودند: «در مجلسي از مجالس سابق ـ مجلس سوم ـ كه مرحوم سيد حسن مدرس، وكيل بود، دولت روسيه اولتيماتومي به‌ ايران داد كه اگر ما را در قضيه‌اي كه الآن به ياد ندارم (اخراج شوستر آمريكايي) نپذيريد ـ از راه قزوين حمله كرده تهران را مي‌گيريم‌ـ دولت وقت به مجلس فشار آورد كه ‌اين طرح را تصويب كند… يكي از مورخين آمريكائي مينويسد يك روحاني دست به عصا (مرحوم مدرس) آمد پشت تريبون ايستاد و اظهار كرد اكنون كه بناست از بين برويم چرا سند نابودي خود را شخصاً امضاء كنيم؟ مجلس بواسطه مخالفت او جرأت پيدا كرد و طرح را رد كرد».

3- سياست موازنة منفي

  همانطوري كه گفته شد هدف مدرس از مبارزاتش حفظ استقلال و آزادي ايران در موقعيتي بود كه دو ابرقدرت بزرگ آن روز يعني انگلستان و روسيه كه هر كدام مي‌خواستند با بستن معاهده‌اي ضمن بهره‌مندي از منابع حياتي ملت ما براي پيشبرد اهداف سياسي، نظامي و اقتصادي خويش به دخالتهاي خود در امور داخلي كشور جنبه رسمي و مشروع بدهند ـ مدرس براي حفظ اركان مملكت از سلطه قدرتهاي خارجي موضوع «سياست توازن عدمي» را پيش كشيد و گفت:

«بايد يك قدمهائي كه مقتضاي حفظ ديانت و حفظ قوميت و حفظ مليت خودمان است در اين مورد برداريم و هيچ كاري و هيچ چيزي را مقدم بر اين كار قرار ندهيم… من از هر دولتي كه بخواهد دخالت در امور ما بكند مي‌ترسم و بايد توازن عدمي‌ را نسبت به همه مراعات كرد نه توازن وجودي…»

  اين طرز تفكر بعدها توسط مرحوم دكتر مصدق تحت عنوان سياست موازنه منفي دنبال شد و وي چه در سمت نمايندگي مجلس و چه در دوران نخست وزيري برنامه سياست خارجي خود را بر اساس اين تز قرار داده و اكنون اين سياست نيز توسط رهبر عاليقدر ما امام خميني و امت ما به شدت هر چه تمامتر دنبال مي‌گردد.

  مرحوم طالقاني در سخنراني 14 اسفند 1357 در احمدآباد چنين مي‌گويد:

«در آن دوره‌اي كه دو قدرت بزرگ روس و انگليس هم در كشور ما راه نفوذ و راه پايگاه‌ها و استفاده را مي‌جستند و در هيئت حاكمه عده‌اي طرفدار روس بودند و عد‌ه‌اي طرفدار انگليس در اين بين آن چهره‌اي كه به چشم نمي‌آمد مردم ايران بود، دكتر مصدق با همكاري مرحوم مدرس اين راه را باز كرد و اين چهره را نشان داد كه نه روس و نه انگليس، بلكه ملت، اين ملت است كه بايد سرنوشتش را به دست بگيرد و راهش را بيابد و پيش برود».

4- پيش‌بيني اوضاع سياسي و اقتصادي رژيم رضاخان

  مرحوم مدرس با تحليل دقيق اوضاع خوب فهميده بود كه كودتاي رضاخان براي ملت چه فاجعه‌اي به بار خواهد آورد به همين جهت در پيامي چنين مي‌گويد:

«… اما رژيم آينده تصميمي جز اين ندارد كه ‌ايلات را تخت قاپو كند تا گوسفند و اسب ايراني كه براي تجارت تا قلب اروپا انتقال مييابد و سرچشمه عايدات هنگفت اين كشور است رو به نابودي گذارد و روزي برسد كه براي شير و پنير و پشم و پوست هم گردن ما به جانب خارجي كج باشد و دست حاجت بدان سو دراز كنيم… رژيم نوي كه نقشه آن را براي ايران بينوا طرح كرده‌اند، نوعي از تجدد به ما مي‌دهد كه تمدن مغربي را با رسواترين قيافه نسلهاي آينده خواهد نمود».

  اين پيش‌بيني مدرس را بر آن واداشت كه دست به اقدام براي روي كار آوردن حكومت ملي بزند… و به قول سيد ضياء‌الدين (اين عامل سرسپردة استعمار) كه اگر ما كودتا نكرده بوديم مدرس كودتا ميكرد و همه ما را به دار مي‌آويخت…

  بطور خلاصه مبارزات مدرس به دنباله حركت مرحوم سيد جمال‌الدين اسدآبادي و قيام مردم در نهضت تنباكو، نهضت مشروطيت و همچنين قيام ميرزاكوچك‌خان جنگلي، قيام خياباني، پسيان….. با انگيزه مذهبي بود كه مبارزه ضدظلم، ضداستعمار و ضداستبداد و استثمار را عين مبارزه با شرك و بازكردن راه جهت پرستش انحصاري الله مي‌دانستند و مدرس اين مجاهد بزرگ لحظه‌اي از انديشة نژاد اسلامي و دفاع از آزادي و استقلال كشور تا به هنگام شهادت فارغ نگشت و به قول مرحوم مصدق: «مگر نه ‌اينست مقام مدرس‌ در اين جامعه به واسطه مشقاتي كه ديد؟ مگر نه ‌اينست كه شربت شهادت چشيد؟»

  اما مبارزة ملت ما با شهادت مدرس پايان نيافت و همچنان ادامه پيدا كرد. از آن تاريخ تا به حال جنبش ملي و اسلامي ما راهي پر پيچ و خم را پيموده است و بالاخره قيام و انقلاب عمومي بهمن سال گذشته كه به رهبري امام خميني به پيروزي عظيم و اعجاب‌انگيز رسيد.

  *     *     *

  نهضت آزادي ايران با يادآوري خاطره مجاهدات مدرس كه اكنون بيش از چهل سال از شهادت وي مي‌گذرد ياد همه شهيدان و مجاهدان تاريخ خونين كشورمان را كه با شهادت خويش پايه‌هاي استبداد، استعمار و استثمار را به لرزه درآوردند، گرامي مي‌دارد.

نهضت آزادي ايران

10/آذر/1358