بيانات آيت الله العظمي منتظري
در ديدار اعضاي نهضت آزادي ايران و جمعي از علاقهمندان به مرحوم مهندس بازرگان
30/10/1385
در سالگرد درگذشت آقاي مهندس مهدي بازرگان دبير كل نهضت آزادي ايران و نخست وزير دولت موقت ، اعضاي شوراي مركزي نهضت آزادي و علاقهمندان مرحوم بازرگان از شهرهاي مختلف پس از شركت در مراسمي كه در قم بر سر مزار آن مرحوم تشكيل شده بود با حضرت آيتالله العظمي منتظري ديدار و گفتگو كردند; مشروح اين ديدار كه با بيانات معظمله آغاز شد بدين شرح است :
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ، بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
(و لنبلونكم بشي من الخوف والجوع و نقص من الاموال والانفس والثمرات و بشر الصابرين ، الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله و انا اليه راجعون ، اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئك هم المهتدون ).
در آغاز، سالروز درگذشت مرحوم مهندس بازرگان را به شما برادران و خواهران و همه علاقهمندان تسليت ميگويم. درجاتش عالي است، خداوند متعالي گرداند و به همه بازماندگان و علاقهمندان ايشان صبر و اجر عنايت كند. مرحوم مهندس بازرگان از افرادي بودند كه واقعا الگوي ديگران بود و در برههاي از زمان بسياري از كساني را كه از دين بيگانه شده بودند به اسلام، دين و معنويت جذب كرد. آن مرحوم نسبت به دين و معنويت ، مرد عمل بود. خاطرهاي را در اين خصوص قبلاً عرض كردم ; يك وقتي در حسينيه ارشاد آقاي ميناچي يك عدهاي را دعوت كرده بود از جمله : شهيد مطهري ، مرحوم شيخ نعمتالله صالحي نجفآبادي و مرحوم بازرگان و بنده در آن جلسه بوديم . جلسهاي بود كه مباحث مختلف تاريخي ، سياسي و انتقادي مطرح ميشد. ناگهان ديديم مرحوم مهندس بازرگان در جلسه نيستند; بعد ديديم رفته است گوشهاي سجادهاش را انداخته و چون وقت نماز بود داشت نماز اول وقت ميخواند; مرحوم آقاي مطهري گفتند: ما يك عده آخوند و روحاني اينجا نشستهايم و مباحث بيفايدهاي را مطرح ميكنيم و مهندس رفته نمازش را اول وقت ميخواند. ـ ان شاءالله من هم عرائضم را زودتر تمام ميكنم آقايان هم به نمازشان ميرسند ـ . خلاصه اينكه ايشان وجودش واقعاً براي تمام نسلها به ويژه نسل جوان جاذبه داشت. اين گونه نيست كه قدرت جذب افراد به دين و معنويت از آن روحانيون تنها باشد. ايشان مردي بود كه در عين حالي كه دانشگاهي ، درس خوانده و سياسي بود و متخصص در اين امور بود با اين حال به جهات ديني بسيار اهميت ميداد.
توصيه ميكنم هم به خودم و هم به شما برادران و خواهران كه دنيا خوب يا بد ميگذرد. مولي اميرالمومنين (ع ) ميفرمايد: (ما اصف من دار اولها عناء و آخرها فناء) “من چگونه توصيف كنم دنيايي را كه اولش سختي و پايانش فناست ” همه ما رفتني هستيم پس بايد براي آن عالم فعاليت و كار كرد. اميرالمومنين (ع ) هنگامي كه فرمانده كل قواي مسلمين بودند در ذي قار ـ ظاهراً منطقهاي بوده نزديك همين العماره كنوني در عراق ـ نشسته بودند كفششان را وصله ميكردند. حضرت به ابن عباس ـ كه ظاهراً اعتراض داشت ـ فرمودند: “اين كفش من چقدر ميارزد؟ ” گفت : قيمت ندارد، و به نقلي گفت : “كسرة درهم “! يك درهم شكسته ! بنابر آنچه در نهج البلاغه (خطبه 33) آمده حضرت فرمودند: (والله لهي احب الي من امرتكم الا ان اقيم حقا او ادفع باطلا) “به خدا قسم اين كفش پاره محبوبتر است نزد من از حكومت بر شما مگر اين كه حقي را بپا دارم يا جلوي باطلي را بگيرم ” براي اين كه كفش رفع حاجت آدم را ميكند اما حكومت جز مسئوليت هيچ چيز ديگري نيست و آدم عاقل حتيالمقدور سراغ مسئوليت نميرود مگر اين كه از باب ضرورت به عهدهاش بيفتد كه آن وقت وظيفه است ; لذا فرمودند: “مگر اينكه حقي را به پا دارم يا باطلي را برطرف و دفع كنم ” حكومتي كه انسان نتواند كاري براي اسلام و جامعه انجام بدهد جز وبال و گرفتاري نيست . آقايان به اندازه قدرت و توانتان در مسائل بايد تذكر بدهيد. كه ان شاءالله تذكر براي مومنين مفيد است . برخي مسئولين خيال ميكنند بايد مردم خفه شده و هيچ نگويند; در خطبه 216 نهج البلاغه مولي اميرالمومنين (ع ) ميفرمايند: (فلا تكفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فاني لست في نفسي بفوق أن أخطيء الا ان يكفي الله ). علي (ع ) با اين كه ما ايشان را معصوم ميدانيم ميفرمايد: “شما خودتان را باز نداريد از گفتار حق و مشورت عادلانه ، من ذاتاً فوق خطا نيستم “; سپس ميفرمايند: “مگر اين كه خدا مرا كفايت كند”. اين دستور حضرت است كه از گفتار حق و مشورت عادلانه دست برنداريد و بايد مسائل گفته شود الحمدلله آقايان به اوضاع و امور توجه دارند و لازم است به اندازه قدرت و توانتان اشكالات را بگوييد. در حال حاضر دو موضوع خيلي به نظر من در كشور ما مهم است :
نكته اول اين كه ; بالاخره آمريكا ـ گرچه ما ميگوييم مرگ بر آمريكا ـ ولي اينها قدرتي هستند، امكانات هم دستشان هست من نميخواهم بگويم سياست آنها درست است ، با اينكه رفتاري كه آنها دارند در آينده به ضرر خودشان است چنانچه آمريكا در ويتنام شكست خورد در عراق با اين كه ميليارها دلار خرج كرد شكست خورد و به اهداف خود نرسيد ـ و بايد از عراق خارج شده و حكومت را به دست خود عراقي ها بدهند ـ اما دست بردار نيستند; با اين اوصاف انسان بايد با دشمن عاقلانه برخورد كند و به گونهاي نباشد كه آنها را تحريك كنيم ، اينها باعث ميشود مشكلاتي براي كشور ما پديد آيد بايد با گفتگو مسايل را حل كرد. من يادم هست در جنگ ويتنام آمريكاييها با ويت كنگها كه جنگ داشتند در ويتنام جنگ ادامه داشت اما در پاريس با هم جلسه داشتند و مذاكرات برقرار بود. تندرويها به ضرر مردم و كشور است و بايستي اين مسأله جوري باشد كه دشمنان ما تحريك نشوند. وزير خارجه آمريكا به منطقه آمده و كشورهاي عربي را دارند عليه ما به ناحق بسيج ميكنند. ما با اين ناحق بايد جوري برخورد كنيم كه دودش در چشم ملت نرود. البته اينكه چه كار بايد كرد؟ عقلاي قوم و اهل خبره و بصيرت ميدانند كه بايد چگونه با ظرافت برخورد كرد و مسائل و مشكلات را حل كرد و از شعارهاي تند و تحريكآميز پرهيز نمود تا هزينه كمتري را مردم متحمل شوند.
نكته دوم ; آنچه خيلي ما لمس ميكنيم ، و به ما مراجعه ميكنند، مردم همه مينالند و از رسانهها هم معلوم ميشود; مسأله فشار اقتصادي و گراني سرسام آور است . در اين باره آيا نبايد مسئولين تلاش كنند؟! بعضي كشورها نفت و گاز ندارند با اين حال كشورشان را از نظر اقتصادي اداره ميكنند و روي پايشان ايستادهاند اما ما با اين كه اين همه نفت و گاز و منابع ديگر داريم خرجهاي بيهوده انجام ميدهيم و به فكر ديگر كشورها هستيم ولي به فكر گرفتاري مردم خودمان نيستيم و متأسفانه روز به روز مايحتاج عمومي گران و گرانتر ميشود. آقايان براي حل معضلات اقتصادي تصميمات مقطعي انجام ميدهند مثلاً ميگويند به حقوق كارمندان فلان مقدار اضافه كردهايم ! برخي از مسئوولان عليرغم گرانيها و فشارها ميگويند: بيش از 13% تورم نداريم درصورتي كه انسان وقتي كه بررسي و سؤال ميكند ميبيند در برخي مانند مسكن و…بيش از50% قيمتها بالا رفته است ; اين كه بياييم تحليل كرده ، مصاحبه كنيم و بگوييم : “تورم از 13% بيشتر نيست و گراني نداريم و وضعمان الحمدلله خوب است ” با اين تحليلها و شعارها كه مشكلات و معضلات اقتصادي برطرف نميشود! در هر صورت بايستي كه دولت و مسئولين از خرجهاي بيهوده از مسافرتهايي كه هيچ فايدهاي براي مردم و كشور ندارد جلوگيري كنند. واقعاً اين نفت و گاز مالكش همه مردم هستند، مردم فقط يك عده خاص نيستند كه برخي حقوق و امكانات كلان داشته باشند و يك كارمند، يك معلم و يك كارگر با حقوق خيلي كم و بخور و نمير بخواهد زندگي كند. مردم ما با اين كه به اين وضعيت اعتراض نمي كنند و ساكتاند، اما ميفهمند و خوب هم ميفهمند. بايستي براي مردم كاري كرد! و شما آقايان، برادران و خواهران و همه اقشار هم به اندازه قدرتتان ، به اندازه توانتان ، دوستانه به آنهايي كه دست اندركارند تذكر بدهيد. مردم دولت را انتخاب كردهاند نه براي شعار دادن ! بلكه شعار مقدمه كار است و ما خيال ميكنيم با شعار دادن كشور اداره ميشود. هر روز تكرار ميكنيم كه : فلان چيز حق مسلم ماست . خيلي خوب ! حقتان است ; اما حق را بايد به گونهاي گرفت كه مشكلات پديد نيايد و بهانه به دست ديگران نداد و مگر حق مسلم ما فقط همين است كه آقايان ميگويند و ما حق و حقوق ديگري نداريم ؟!
برادران و خواهران كه تشريف داريد از علاقهمندان به مرحوم مهندس بازرگان هستيد، ايشان از آن گروه آدمهايي بود كه ساكت نبود و براي همين در زمان شاه يادتان هست به چه تبعيدها و زندانها ـ مثل زندان برازجان و جاهاي ديگر گرفتار ميشد ـ با اين حال ايشان وظايف خود نسبت به جامعه را انجام ميداد. انسان وظيفه دارد حقايق را بگويد و صبر هم داشته باشد. خداوند در سوره ”عصر” ميفرمايد: (بسم الله الرحمن الرحيم ، والعصر ان الانسان لفي خسر) (قسم به عصر و زمانه همانا انسانها در زيانند) (الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات )(مگر كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند) اگر ما صالحات را انجام داديم كافي است ؟ نه (و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر) ”تواصوا” باب تفاعل است يعني : به يكديگر سفارش كنيد به اينكه پشتيبان حق باشيد و حق را بگوييد. طبيعي است كه گفتن حق دنبالش زندان اوين و جاهاي ديگر درپي دارد لذا ميفرمايد: (و تواصوا بالصبر) صابر و بردبار باشيد در مشكلات . در اين سوره به عصر و زمانه قسم ميخورد. اين قسم به “عصر” به نظر ميآيد قسم به تاريخ باشد هميشه خدا قسمهايي كه دارد با مطالبي كه دنبالش ميآيد تناسب دارد. قسم به عصر و زمانه يعني : به تاريخ كه پر است از حوادث سخت و ناگوار كه انسان ها در ضرر و زيانند مگر كساني كه ايمان كامل دارند و كارهاي نيك را انجام ميدهند و در مقابل جامعه هم مسئوليت دارند.
خدايا ما را وادار به آنچه رضاي تو در آن است . بازدار از آنچه سخط تو در آن است . خدايا ملتمسين دعا، ملتمسات دعا، حاجت روا فرما. خدايا رفتگان خاك و مرحوم منهدس بازرگان و ساير بزرگاني كه به اسلام و دين خدمت كردند درجاتشان را عالي كن و با محمد(ص ) و آل محمد(ع ) محشورشان فرما. خدايا بحق محمد و آل محمد تعجيل در فرج امام زمان (عج ) بفرما. عاقبت همه ما را ختم به خير بفرما. خدايا به اين برادران و خواهراني كه زحمت كشيدند از تهران و جاهاي ديگر جمع شدند و آمدند، اجر عنايت فرما. من در پايان از همه برادران و خواهران عذرخواهي ميكنم ، وقت نماز و وقت ناهار است و قاعدهاش هم بود از بيانات آقايان استفاده كنيم . حالا اگر آقاي دكتر يزدي مطلبي دارند بفرمايند. ان شاءالله همگي موفق و مويد باشيد.
سخنان آقاي دكتر يزدي
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
من از طرف خودم و از طرف اعضاء شوراي مركزي نهضت آزادي ايران و ديگر اعضاء و علاقهمندان نهضت از شهرستانهاي مختلف ايران از اصفهان، زنجان، قزوين، نائين، كاشان، تبريز، مياندوآب، قم و شهرهاي مختلف كه اينجا آمدهاند; از فرمايشات جنابعالي تشكر ميكنم و از رهنمودهايي كه داديد. ما وظيفه خودمان ميدانيم كه هربار كه بر سر مزار مرحوم مهندس بازرگان گردهم ميآييم تا پيمانهايمان را تجديد بكنيم و از روح بزرگ آن مرحوم مدد بگيريم ، خدمت حضرتعالي هم برسيم . شما مجسمه استقامت و مقاومت هم در دوران استبداد ستم شاهي بوديد و هم در اين دوراني كه به نام حكومت اسلامي كارهايي شده است و ميشود كه حقاً درست نيست كه اينها به نام اسلام انجام شود.
خوشبختانه نهضت آزادي ايران با پيروي از آن سنتهاي نيكويي كه بزرگان به جا گذاشتهاند و جنابعالي هم اشارهاي فرموديد، دست از مقاومت و ايستادگي خودش برنداشت و نميدارد بهرغم اين كه فشارها عليه نهضت همچنان ادامه دارد; بعضاً از تشكيل جلسات ما خودداري ميكنند و دوستان ما را در تهران و شهرستانها مرتباً وزارت اطلاعات ميبرد و ميآورد. هر كس هم كه در جلسات شركت كند مورد ايذاء و اذيت قرار ميگيرد، پرونده محاكمات نهضت آزادي دوستان و اعضاء همچنان مفتوح است ، وثيقههاي سنگيني كه از دوستان ما گرفتهاند بهرغم گذشت زمان همچنان آزاد نميكنند. كساني هستند كه پس از محاكمه هنوز وثيقه دارند. به عنوان مثال در خراسان يكي از علاقهمندان شش ماه زندان موقت بود اما دادگاه فقط او را به چهار ماه زندان محكوم كرده ـ دو ماه هم طلب دارد ـ اما سندهاي وثيقه او را آزاد نميكنند. دائماً دوستان ما را اذيت ميكنند. جلسات را بعضاً ميآيند به هم ميزنند اما به فضل الهي و با استمداد از ارواح بزرگان ; دوستان نهضت آزادي ايران همچنان محكم ايستادهاند. پيرامون آن مسائلي كه حضرتعالي اشاره كرديد چون مسأله گراني و مسأله بحران انرژي هستهاي و سياستهايي كه در زمينههاي بينالمللي به كار برده ميشود و دائماً دشمن تراشي ميكنند در تمام اين موارد نهضت آزادي مواضع خود را بيان كرده است و ميكند و از اين فشارها هم نهراسيده است و نميهراسد. تا زماني كه نفس داريم و اين قلبهايمان ميتپد ما احساس ميكنيم كه وظيفه داريم حق مردم را بيان كنيم با هر زباني كه باشد البته با زبان ادب ، احترام و قانون و نه فراتر از قانون و نه چيزي كمتر از قانون گفته ايم و ميگوييم . برخي از مطالبي كه در اين ماههاي اخير يا در اين روزهاي اخير پيرامون مسائل مبرمي كه فرموديد وجود دارد، نهضت مطالبي نوشته است كه بنده نسخي را آوردهام كه خدمتتان تقديم كنم ، علاوه بر اين مجموعه اسناد نهضت آزادي ايران در طول چهل و پنج سال گذشته به صورت لوح فشرده تكميل شده خدمتتان تقديم ميكنيم . مجدداً از فرمايشات و از رهنمودهايتان صميمانه تشكر ميكنيم .
اميدواريم همچنان دعاي خير شما بدرقه راه پويندگان و جويندگان راه حقيقت و مبارزين نهضت آزادي باشد; تا زماني كه آزادي براي ملت ما تحقق پيدا نكرده است جنبش براي آزادي ادامه دارد، نهضت ادامه دارد و اميدوار هستيم كه خداوند هم كمك كند “من حيث لا يحتسب ” كه بر توفيقات اين مجموعه افزوده بشود. مهمترين مسأله اين است كه ما به مردم بگوييم نبايد نااميد شويد بايد اميدوار بود و به دليل اين كه بعضي از كارها صورت ميگيرد ما نبايد منفعل بشويم و صحنه را خالي بكنيم . خوشبختيم و به درگاه ايزد منان دعا ميكنيم كه خداوند اين توفيق را به اين جمع ما داده است كه به رغم همه ناملايمات همچنان در صحنه حضور داشته باشيم . والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
30/10/1385



