شماره: 1458
بيانيه تحليلي پيرامون خطرات داخلي و خارجي
دائك منك و لا تبصر دوائك فيك و لا تشعر(1)
حضرت علي (ع)
هموطنان عزيز
بار ديگر خطرات جدي داخلي و خارجي استقلال، تماميت ارضي و ثبات سياسي و اقتصادي كشورمان را آنچنان مورد تهديد قرار داده است كه هيچ ايراني آگاه و دلسوزي نميتواند نسبت به آنها بيتفاوت بماند.
نهضت آزادي ايران با وجود فشارها و محدوديتهايي كه هر نوع فعاليت سياسي را بسيار دشوار ساخته است وظيفه خود دانست كه اوضاع و شرايط نگران كننده كنوني را با ملت در ميان گذارد و به دولتمردان و تصميم گيرندگان كشور هشدارهاي لازم را بدهد.
با پايان يافتن جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي، نظم حاكم بر روابط بينالمللي در 80 سال گذشته از بين رفته است، بدون آنكه هنوز نظم نويني در اين روابط شكل گرفته باشد. در اين دوره انتقالي، دولت آمريكا، به عنوان ابرقدرت باقيمانده از جنگ سرد و به اعتبار اينكه هنوز بزرگترين قدرت نظامي جهان محسوب ميشود، تلاش دارد كه هر چه بيشتر، مقررات آينده حاكم بر روابط بينالمللي را در چهارچوب منافع استراتژيك خود، و از جمله در جهت تثبيت منافع دراز مدت خود در خاورميانه، شكل دهد. در اين راستا، اولويتهاي سياست خارجي دولت آمريكا در منطقه خاورميانه بر پايه نفت و اسرائيل قرار دارد.
در مورد نفت خاورميانه ـ كه ارزانترين و سهلالوصولترين منبع انرژي براي اروپاي غربي و ژاپن (رقباي سرسخت آمريكا در آيندهاي نه چندان دور) است ـ دولت آمريكا، خصوصاً بعد از جنگ خليج فارس، كنترل فيزيكي تمام منابع نفتي اين منطقه ـ به جز نفت ايران ـ را در دست گرفته است. تلاش براي توسعه و گسترش اين سلطه فيزيكي بخش عمدهاي از استراتژي دولت آمريكا را در خاورميانه و در رابطه با ايران تشكيل ميدهد. بهانه اصلي و اساسي اين تلاش نيز مسئله سه جزيره ايراني در خليج فارس ميباشد. در نوشتاري كه در هفتم مهرماه سال قبل تحت عنوان «تبيين و تدبير در مورد سه جزيره» به قلم آقاي دكتر ابراهيم يزدي منتشر شد، اساس و مباني اين برنامهها، خطراتي كه تماميت ارضي ما را تهديد ميكند و بالاخره، راههاي ديپلماتيك براي خروج از بنبست شرح داده شده بود. در نوشتار مذكور آمده بود كه به دليل نزديكي انتخابات رياست جمهوري در آمريكا، هرگونه اقدام جدي در اين مورد از چند ماه پس از استقرار دولت جديد در واشنگتن آغاز خواهد شد. شواهد و علايمي كه ذيلاً به آنها اشاره ميشود، حاكي از تدارك گسترده براي اجراي اين برنامهها ميباشد:
1ـ در ماههاي اخير، به ويژه پس از انتخاب رئيس جمهور جديد آمريكا، حملات مستقيم و صريح عليه جمهوري اسلامي ايران شدت يافته است. به دنبال سخنان تحريك آميز و معنادار وزيران امور خارجه و دفاع آمريكا عليه ايران، رئيس جمهوري آمريكا نيز ضمن اعتراف به اهميت ايران در ثبات منطقه خاورميانه، دولت ايران را به سازماندهي عمليات تروريستي متهم كرد و تهديد نمود كه اگر دولت ايران، تا دير نشده است، به «خانواده ملل» باز نگردد، ملت و دولت ايران بهاي سنگيني خواهند پرداخت. او همچنين با اعلام اين مطلب كه ايران مانع عمده بر سر راه مذاكرات صلح اعراب و اسرائيل است با گستاخي كامل دولت ايران را از ارائه اين خطمشي بر حذر داشته است. ساير مقامات و رسانههاي جمعي آمريكا نيز موضعگيريهاي خصمانه عليه ايران داشتهاند.
2ـ همزمان با اعلام مواضع خصمانه و آشكار مقامات دولت آمريكا، شوراي وزيران كشورهاي ساحل جنوبي خليج فارس بار ديگر، به اتفاق آراء ادعاهاي واهي خود را در مورد سه جزيره ايران (ابوموسي، تنب بزرگ، تنب كوچك) تجديد كرده، از ايران خواستند كه ـ به اصطلاح آنها ـ به «اشغال» اين جزاير پايان دهد. مقامات امارات متحده عربي نيز تحت فشار آمريكا و حاميان آن در منطقه، از مذاكره مستقيم با ايران براي حل اختلافات خودداري ميكنند.
3ـ اتحاديه عرب نيز در نشست اخير خود در مورد سه جزيره مورد بحث، به اتفاق آراء عليه ايران موضع گرفت.
4ـ به موازات جريانات فوق، فعاليتهاي ديپلماتيك و تبليغاتي عليه ايران در ميان اعراب بالا گرفت و دولت ايران به تحريك و تجهيز نيروهاي اسلامي مبارزه جو متهم شده است. دولتهاي مصر و الجزاير، ضمن ربط دادن شورشهاي داخلي خود به جمهوري اسلامي ايران، ميكوشند كه دولتهاي عربي را عليه ايران متحد و همسو سازند. در شرايطي كه دولت مصر از نخستوزير اسرائيل پذيرائي ميكرد، رئيس جمهوري مصر، دولتهاي عربي ـ از جمله سوريه ـ را به اتخاذ موضع عليه ايران تحريك و ترغيب ميكرد. وي با متهم كردن ايران به تاسيس پايگاههاي آموزش تروريسم در سودان اعلام كرد كه در صورت مناسب بودن شرايط خارجي، كانال سوئز را بر روي كشتيهاي عازم ايران خواهد بست. رئيس كشور ليبي نيز صريحاً به اصول گرايان مسلماني كه از ايران دستور ميگيرند حمله كرد.
5ـ مقامات آمريكائي اعلام كردهاند كه از تقليل يا لغو تحريمهاي وضع شده توسط شوراي امنيت عليه عراق پشتيباني ميكنند و اين گونه تساهلها را ديگر مشروط به سقوط صدام حسين نمينمايند.
6ـ بنا بر گزارشهاي رسمي و غيررسمي، در سه ماه آخر سال 71 تجاوزات مسلحانه نيروهاي ضد انقلاب ـ كه توسط دولت عراق مجهز و از سوي آمريكا حمايت ميشوند ـ به مرزهاي غربي كشورمان افزايش بيسابقهاي يافت و خرابكاريهاي تاسف انگيزي صورت گرفت.
7ـ دولتهاي اروپاي غربي، روسيه، ژاپن و تا حدودي هند نيز مواضع هماهنگي عليه ايران اتخاذ كردهاند.
نهضت آزادي ايران با صراحت و قاطعيت اين توطئهها را عليه استقلال و تماميت ارضي كشور محكوم و اعلام ميكند كه ملت ايران به هيچ وجه دخالت دولت آمريكا و يا هر دولت خارجي ديگر را در امور داخلي ايران و تعيين تكليف براي كشورمان را تحمل نميكند. دنيا بايد بداند كه هرگاه تماميت ارضي ميهن ما مورد تهديد و تجاوز خارجي قرار گيرد، همه اقشار ملت، با صرف نظر از گرايشها و اختلافات سياسي و ايدئولوژيك، يكپارچه در برابر آن خواهند ايستاد.
دولت آمريكا جمهوري اسلامي ايران را به مشاركت در تروريسم يا حمايت از آن و نقض قوانين و معاهدات بينالمللي متهم كرده و دلائل آن را عدم لغو حكم اعدام سلمان رشدي و مخالفت با مذاكرات صلح خاور ميانه اعلام نموده است. ولي وارد كردن اين اتهامات، در واقع بهانهجويي و مقدمهچيني براي زورگويي و باج خواهي آمريكا است. اتهامات مذكور عليه ايران در شرايطي عنوان ميشود كه جنايتكاران صرب يعني همان باندهاي كمونيستي كه سالها بر يوگسلاوي سابق تسلط داشتند، در برابر چشمان متحير و مبهوت مردم جهان، به ويژه در اروپا، هزاران زن و كودك و پير و جوان بوسنيايي را به دلائل قومي و فرهنگي و ديني از موضع نژاد پرستانه، در مركز اروپاي مدعي تمدن قتل عام ميكنند و تاكنون از هيچ جنايتي فروگذاري نكردهاند. آنها كمترين توجهي به مصوبات شوراي امنيت و حضور نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل نداشته و ندارند ولي دولت آمريكا همچنان با اين جنايت پيشگان مماشات ميكند. و اما در خاورميانه، دولت غاصب اسرائيل با زير پا گذاشتن تقريباً تمام قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل و معاهدات بينالملل، بيش از 400 نفر از فلسطينيان را از خانه و خانواده خود جدا كرده و در حاشيه مرزي جنوب لبنان در شرايط نامطلوب و طاقتفرسا رها ساخته است، در حالي كه برخلاف معاهدات بينالمللي ناظر بر رفتار نيروهاي اشغالگر در سرزمينهاي اشغالي، اتهامات عليه اين فلسطينيان در هيچ دادگاهي ـ حتي در خود اسرائيل ـ بررسي و احراز نگرديده است. معذلك، دولت آمريكا از تخلفات و تجاوزات اسرائيل مصرانه و بيشرمانه حمايت ميكند.
بنا بر آنچه گفته شد، به نظر ميرسد كه مسئله اصلي مبارزه با تروريسم، خطر گسترش سلاحهاي هستهاي و يا توسعه جنبشهاي اسلامي مبارز ـ به قول آنان، «اصولگرايان مسلمان» ـ نيست و هدف بايد چيز ديگري باشد. غرض واقعي مقامات آمريكايي از ايراد اين اتهامات عليه ايران، ظاهراً آماده سازي افكار عمومي مردم آمريكا براي پذيرفتن درگيري و دخالت آمريكا در حوادث آتي خليج فارس ـ در صورت اجراي طرح خلع حاكميت ايران از سه جزيره ياد شده ـ و پيامدهاي احتمالي آن ـ كه هم اكنون برخي از آنها مانند اعمال تحريمهاي مختلف عليه ايران و اشغال احتمالي پايانه نفتي خارك، قابل پيشبيني است ـ ميباشد.
نهضت آزادي ايران معتقد است كه دولت ايران نبايد در برابر اين تهديدها بيتفاوت بوده و براي خنثي كردن آنها اقدام جدي نكند. برنامهها، كيدها و مكرهاي بيگانگان امور محتوم و غيرقابل مقابلهاي است.
در مرحله اول و قبل از هر چيز، مقابله موثر با اين تهديدات خارجي نيازمند بازگشت واقعي دولت به ملت و قانون و ايجاد وحدت و يكپارچگي در داخل كشور و حاكميت ملي است. ميزان مقاومت همگاني در برابر تهديدات، به ميزان همبستگي ملي و درجه اعتماد و اعتقاد مردم به حاكميت بستگي دارد. تحقق وحدت و يكپارچگي ملي و انعكاس آن در خارج از عوامل موثر در بر هم ريختن نقشهها و توطئههاي دشمنان ايران ميباشد.
بر اين اساس و در شرايط حساس و پرمخاطره كنوني، جا دارد كه مقامات تصميم گيرنده حاكميت در برخورد با گروههاي سياسي ـ فكري دگر انديش تغيير فكر و روش داده، يك برنامه همبستگي ملي مبتني بر آرمانهاي انقلاب و اصول قانون اساسي را اعلام و اجرا كنند. ادامه وضعيت بسته سياسي در داخل، فقدان حقوق و آزاديهاي مصرح در قانون اساسي و اصرار حاكميت بر جلوگيري از فعاليت آزاد و قانوني گروهها و احزاب سياسي غيروابسته به حاكميت يا مخالف، همراه با بحرانهاي ريشهدار اقتصادي تنها به نفع تحقق برنامهها و توطئههاي بيگانگان تمام خواهد شد.
در شرايطي كه گروهها و احزاب سياسي غيردولتي اجازه فعاليت ندارند و يا فعاليت آنان به شدت محدود و تحت كنترل است و اظهارنظرهاي پراكنده سياسي خيرخواهانه ـ حتي از سوي شخصيتهاي برجسته حوزههاي علميه، نظير سخنان آيتالله منتظري در كلاس درس ـ با واكنشهاي ناشايسته و نامتناسبي روبرو شده و انعكاس جهاني منفي پيدا ميكند و نيز در حالي كه شمول فشارهاي سياسي و امنيتي و بازداشتها از محدوده نيروهاي سياسي خارج از حاكميت فراتر رفته و به نيروهاي وفادار درون حاكميت ـ حتي آنان كه در طول جنگ تحميلي، فداكاريهاي برجسته و چشمگيري در دفاع از ميهن اسلامي و مقابله با ارتش متجاوز داشته و حماسه آفرينيهاي تحسين برانگيز كردهاند ـ تسري يافته است. چگونه ميتوان از وحدت و يكپارچگي در برابر خطرات تهديدكننده سخن به ميان آورد، آنهم در شرايطي كه فشارهاي اقتصادي و تنگي معيشت اكثريت بزرگي از مردم ميهن ما را از پاي درآورده و فساد مالي، سوء استفادههاي گسترده و سوء مديريتهاي آشكار و چشمگير، بيش از هر زمان مردم را نسبت به دستگاه حكومتي بدبين و بيگانه ساخته است؟ از سوي ديگر، فقدان يك سياست خارجي متين و منسجم و تحريك مداوم دولتهاي خارجي دور و نزديك به بهانههاي واقعي يا واهي، تبليغ مستمر مواضع ناسخ و منسوخ در رابطه با كشورهاي ديگر ـ كه در عرف روابط بينالمللي، دخالت در امور داخلي كشورها تلقي ميشود، ارائه چهرهاي خشن و جنگ طلب از اسلام، ديني كه پيامش صلح و برادري و پيامبرش «رحمه للعالمين» است، منجر به تشكيل جبهه واحدي عليه ايران و مسلمانان و بدنام ساختن اسلام شده است. وجود چنين مجموعه شرايط داخلي و خارجي، دشمنان ريز و درشت كشورمان را به طمع انداخته و آنان را به كسب پيروزي در توطئههايشان اميدوار ساخته است. اگر زمينههاي داخلي وجود نميداشت و يا چنين زمينههايي با اجراي اقدامات اساسي تخفيف يافته يا از بين برود، توطئههاي خارجي به ثمر نخواهد رسيد.
نهضت آزادي ايران با آگاهي و اطمينان بر اين كه در طول تاريخ اين سرزمين، تحميل نظرات و توطئههاي خارجي در شرايطي به موفقيت رسيده است كه دولتهاي ايران محروم از حمايت و وحدت مردم بودهاند و نارضايتيهاي شديد داخلي و خارجي وجود داشته است، اعتقاد دارد كه شواهد و قراين موجود حاكي از وجود خطرات جدي ـ اگر چه با ضريب احتمال محدود ـ ميباشد. دولت آمريكا مصمم به حادثه آفريني عليه ايران در خليج فارس است و توافق و حمايت صريح كشورهاي صنعتي نيمكره شمالي و تقريباً همه كشورهاي عربي و اسلامي، به استثناي سودان، را نيز جلب كرده است. اما حركت دولت ايران و اعلام و اجراي يك برنامه همبستگي ملي، همراه با آزادي فعاليت احزاب و گروههاي سياسي و ايدئولوژيك دگر انديش و معتقد به آرمانهاي انقلاب و تماميت ارضي كشور، بر طبق قانون اساسي، راه را براي حضور فعالانه همه نيروها در صحنه باز خواهد كرد و اين حركت و تحول، بلافاصله در جبهه واحد جهاني عليه ايران شكاف ايجاد خواهد نمود. چنين اقدامي، علاوه بر آنكه به حق ميباشد، راه را براي حل بحرانهاي سياسي و اقتصادي داخلي هموار خواهد ساخت. اولين و فوريترين اثر چنين حركتي در خنثيسازي توطئههاي خارجي اين است كه بسياري از كشورهاي غربي و عربي و اسلامي از جبهه واحد عليه ايران جدا خواهند شد. شكاف در اين جبهه، راه را براي اتخاذ مواضع مثبت به نفع ايران در شوراي امنيت و نيز براي مذاكرات مستقيم و مفيد ميان ايران و امارات متحده عربي خواهد گشود. در چنان شرايطي، بدون شك، اگر توطئهگران نا اميد نشده و دست از شيطنت بر ندارند، لااقل اجراي توطئه آنها براي مدت نامعلومي به تعويق خواهد افتاد.
نهضت آزادي ايران، با احساس وظيفه و تكليف ملي و اسلامي و علي رغم مخاطرات، محدوديتها و فشارهاي موجود، آنچه را كه در خير و صلاح ملت و مملكت ميدانست بدين وسيله اعلام و اظهار نمود و در پايان از خداوند رحمان براي مقابله با توطئهها طلب پايداري مينمايد.
ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين (بقره ـ آيه 250)(2)
نهضت آزادي ايران
ارديبهشت 1372
(1) دردت از خود تو است ولي بصيرت نداري، درمانت در وجود خود تو است ولي آگاهي نداري
(2) پروردگارا، به ما صبر عطا فرما، گامهاي ما را استوار بدار و ما را بر كافران پيروز گردان
