بيانيه دانشجويان مسلمان مبارز ـ شانزدهم آذر و توطيه‌های رژيم بر ضد جنبش دانشجويی‌ آذر ١٣٥٥

 

بيانيه دانشجويان مسلمان مبارز

شانزدهم آذر و توطيه هاي رژيم بر ضد جنبش دانشجويي

امسال رژيم با مطالعات و بررسيهاي فراواني كه با استفاده از مغزهاي فروخته شده عوامل خودو تجربيات ضد خلقي در سركوب جنبش هاي مردمي كسب كرده، تصميم گرفته است با متد تازه اي با جنبش دانشجويي مقابله كرده و آنرا بزعم خودنابود سازد. شناخت و تحليل اين حيله ها و كيد هاي ساواك براي تداوم مبارزه و خنثي كردن ضربات دشمن بسيار فوري و ضروري است و ما ذيالاً برخي از موارد آنرا ذكر ميكنيم:

1 ـ تغيير اغلب رؤساي دانشكده ها و مسوولين امور دانشگاه و انتصاب افراد صد درصد مطيع و احياناً وابسته ساواكي.

2 ـ برچيدن كليه كانونها و انجمن هاي مستقل دانشجويي از قبيل كتابخانه هاي اسلامي، اطاق كوهنوردي، نشريه و سازمان انتشارات، گروه سخنراني، فيلم، مسافرت و … بمنظور سلب امكانات كار گروهي.

٣ ـ توطيه تفرقه افكني بين گروههاي مبارزو ضد رژيم براي منحرف كردن جهت مبارزه و فراموش كردن دشمن واقعي.

٤ ـ ممانعت از اسم نويسي و ورود دختران با حجاب بدانشگاه براي ضربه زدن به جناح اسلامي و در عوض پذيرفتن درصد مشخصي از دختران بدون رعايت ضوابط كنكور و براي ايجاد زمينه هاي انحراف فكري و فساد اخلاق (رژيم در اينمورد بر اثر مقاومت دانشجويان و فشار افكار عمومي مجبور به عقب نشيني گرديد) .

٥ ـ مجاور ساختن خوابگاه پسران و دختران و مشترك كردن سلف سرويس، تشكيل اردوهاي مختلط تفريحي كنار دريا و ايجاد مجالس رقص و موسيقي و دعوت از هنرمندنماهاي مبتذل و فاسد براي سرگرم كردن دانشجويان.

٥ ـ تشكيل اردوهاي تابستاني بنام «عمران ملي» براي نشان دادن خدمات و اثرات خود و پر كردن وقت پر بهاي تابستاني دانشجويان با لاطايلات و برنامه هاي حساب شده.

7 ـ تغيير در برنامه درسي و امتحانات برخي از دانشكده ها بطوريكه هفته حدود 1٥ آذر دانشگاه رسماً و عملاً تعطيل باشد.

اينها قسمتي از برنامه هايي است كه در جهت اهداف شيطاني رژيم بمرحله اجرا در آمده است و بموازات رشد جنبش دانشجويي دايماً توسعه و تعميم مي يابد.

جنبش دانشجويي در ايران بعنوان جنبشي سياسي انقلابي (نه تنها صنفي بادعاي رژيم) در رابطه مستقيم با شرايط خاص اجتماعي ايران و استبداد و اختناق حاكم كشور را تشكيل ميدهند ولي در شرايط پليسي حاكم بعنوان مهمترين سنگر آزادي، از حيات و استقلال معنوي خلق پاسداري كرده و نقش حساس و سازنده اي در جريان نهضت ملي ايران داشته اند. جنبش دانشجويي ايران نه بعنوان حركتي مستقل و جداي از حركتهاي سياسي و سرنوشت ملت ايران بلكه در ارتباط و پيوند مستقيم با آن و با بهره مندي از رشد فكري و آگاهي سياسي اجتماعي بعنوان شاخه اي از جنبش ضد استبدادي ضد استعماري در دوران مبارزات نهضت ملي ايران برهبري دكتر مصدق وسعت گرفت و شكوفا شدو همواره پيشاپيش ساير قشرها و طبقات در جريانات بعد از كودتاي ننگين 28 مرداد، در واقعه 1٥ آذر سال1٣٣2، در مبارزات سياسي سالهاي ٤0 ـ ٣9 دوران نخست وزيري دكتر اميني، در قيام ملي 1٥ خرداد سال 1٣٤2 و بالاخره در جهت گيري بسمت جنبش نوين انقلاب مسلحانه حركت كرده است.

 اين جنبش بشكل تظاهرات گسترده در اولين عكس العمل دانشجويان نسبت به كودتاي 28 مرداد در 1٥ آذر سال 1٣٣2 نمايان شد. در آن روز نيكسون (نماينده آيزنهاور) براي چيدن ميوه كودتاي 28 مردادو دستورالعمل به نوكران كودتاچي بايران ميآمد. دانشجويان كه كاخ آمال وآرزوهاي خود را با سقوط حكومت ملي دكتر مصدق و استقرار مجدد ديكتاتوري شاه واژگون ميديدند بشدت بورود نيكسون اعتراض كردندو در مصاف با پليس مسلح رژيم با فدا كردن سه تن از جوانمردان خود (شريعت رضوي، قندچي، بزرگ نيا) خون و شهادت را در مقابله با شرايط يزيدي برگزيدند. از آن تاريخ اين نهال برومند با خون شهداي ديگري دايماً آبياري شده، ريشه ها دوانده و شاخ وبرگها و ميوه ها داده است و دانشجويان اين روز را نقطه عطف بزرگي دانسته و بياد شهداي در خون خفته اش پيمان خود را با تازه واردين دانشگاه تجديد ميكنند و اين روز به بركت خون شهداي پيشگامش نه تنها در دانشگاه ايران بلكه در سرتاسر عالم از سال 19٥٥بدرخواست «سازمانهاي بين المللي دانشجويان» روز جهاني دانشجو شناخته شد و همه ساله در تمام كشورها مراسمي باين مناسبت برگزار ميگردد.

 رژيم سفاك همه ساله براي سركوبي اين جنبش متوسل به حربه تازه اي ميگردد. ابتدا كوشيد تا شايد اين نطفه را در دانشگاه تهران خفه كند و با دستگيري رهبران دانشجويان و دخالت گارد نظامي و پراكنده كردن دانشكده ها و قسمتهاي مختلف آن (بخصوص فني) سعي كرد از گسترش اين حركت بكاهد، وقتي از مهار كردن دانشگاه تهران نااميد شد كوشيد حداقل مانع سرايت جنبش بساير دانشگاهها شود و علاوه بر آن در تلاش اين برآمد كه محيطهاي تازه دانشگاهي بوجود آورد و يكي از دلخوشي هايش براي تاسيس اين دانشگاهها اين بود كه از ابتدا با برنامه حساب شده اي در گزينش استاد و دانشجو مانع بروز تظاهرات گردد. بر اساس اين برنامه دانشگاه پهلوي شيراز، دانشگاه ملي، و دانشگاه آريامهر را تاسيس كردو بشدت كوشيد آنها را از جريانات دانشجويي و جنبش بركنار داردو بخاطر رقابت با دانشگاه تهران بيشترين بودجه و كاملترين امكانات را براي آنها فراهم كرد اما بمصداق «انّ كيد الشيطان كان ضعيفا» همين دانشگاه ها بزودي بزرگترين پايگاه عليه خودش شدند بطوريكه امروز بالاترين رقم شهداي جنبش مسلحانه خلق متعلق به دانشگاه آريامهر است و دانشگاه پهلوي شيراز كه مدتها تحت رياست غلام خانه زاد «علم» بوده است امروز پر تحرك ترين و مبارزترين دانشجويان را دارا است.

 مبارزات دانشجويي همه ساله در 1٥ آذر اوج ميگيردو ساواك با تمام امكاناتش هرگز نتوانسته آتش اين عشق و اميد را خاموش كند، نه با حضور گارد مسلح نه تهديدو محروميت و نه اخراج و منحل كردن ترم و …

1٥ آذر تا سال 1٣٣9 هر سال در دانشكده فني بتنهايي برگزار ميشد اما از آن سال ببعد اين مراسم با شكوه بيشتري در همه دانشكده هاي داخل و خارج برگزار ميشد. رژيم براي جلوگيري از تظاهرات ابتدا روز 1٥ آذر و بعداً هفته قبل و بعد اين روز را به بهانه امتحانات ميانسال تعطيل كرد اما اكنون دانشجويان بجاي يك روز ماه آذر را ماه اعتصاب ميخوانند. پليس از تظاهرات در داخل دانشگاه جلوگيري كرد، دانشجويان دامنه تظاهرات را به خيابان و چهارراه و بازار كشاندند… …

در آخرين و تازه ترين چاره جويي ضمن تشكيل اتحاديه اي از دانشجويان وابسته به ساواك و خودفروخته و پخش مجله اتحاد و توضيحات و پيغامهاي انحرافي به دانشجويان، مشاورين پست ساواك چنين توصيه كرده اند كه چاره اي جز پذيرفتن 1٥ آذر و تظاهر به تجليل از آن نيست اما بايد آنرا تحريف كرده و از محتوي خالي ساخت بگونه اي كه اثر انقلابي خود را از دست بدهد و به اين طريق به آزادي ابراز عقيده او را فريب داده از حمايت جنبش مسلحانه بر كنار داردو به كارهاي حاشيه اي مشغول سازد. اين برنامه كه با مشورت و صلاحديد خود فرعون تنظيم شده بود در شروع سال تحصيلي جاري بشرح ذيل اجرا شد:

در روز اول مهر ماه هنگام افتتاح دانشگاه در حضور شاه سه نفر از دانشجويان و فارغ التحصيلان به صورت باز و بي پرده مقاله اي را كه ساواك ماهرانه تهيه كرده بود قرايت كردند، مامورين دانشجونماي ساواكي مسيله تظاهرات و اعتصابات و واقعه تاريخي 1٥ آذر را بازگو و تحليل كرده تقصير ها را بگردن سربازان و سرپرستان دانشكده مياندازندو شاه و دولت را از اين جنايت مبرا ميسازند. ساواك از اين برنامه چند هدف را تعقيب مينمايد:

1 ـ واقعه 1٥ آذر را عمل تصادفي و اتفاقي جلوه ميدهد كه عده اي سرباز بدون برنامه و دستور قبلي بخاطر آنكه مورد اهانت بعضي از دانشجويان قرار گرفته اند عصباني شده و تير اندازي كرده اند بنا بر اين نه انگيزه سياسي در كار بوده و نه وابستگي به جنبش ضد استبدادي وجود داشته.

2 ـ با وجود اينكه ادعا ميكند اين واقعه تصادفي بوده ميكوشدتا با مطرح كردن اينكه چرا شاه مملكت در 1٥ بهمن در دانشگاه مورد سوءقصد قرار گرفت و چرا گروهي بنام دانشجو در دانشگاه با اصلاحات ارضي مخالفت كردند (اشاره به نهضت امام خميني و قيام خرداد) و چرا بختيار كه در آن موقع (1٥ آذر) فرماندار نظامي بوده و بعد ها از مخالفين دولت شده و با كنفدراسيون دانشجويان و دولت عراق بر عليه شاه همكاري كرده است، اصالت آنرا نفي كرده و موضوع را، برنامه از قبل طراحي شده اي توسط بيگانگان معرفي نمايد كه مي خواسته اند شاه را بدنام سازند؟

٣ ـ با مطرح كردن ابهام و پيچيدگي مسايل سياسي آن دوره و سرگرداني و عدم پختگي سياسي زعما، آنروز اضافه ميكند چگونه يك دانشجوي 20 ساله سال اول بدون آموزش سياسي ميتوانسته است مسايل آنروز را درك كند؟ بنابراين آلت دست قرار گرفته و از خارج رهبري شده است.

 ما در اينجا فقط يك سوال مطرح ميكنيم و تاريخچه دقيق 1٥ آذر را جداگانه منتشر ساخته در معرض قضاوت شما قرار ميدهيم: سربازان را چه كسي بدانشگاه راه داده بودو چرا مسلسل داشتند؟

چرا افسر فرمانده و سربازان و درجه داران مسوول اين جنايت بجاي آنكه تسليم قانون و اعدام شوند، از طرف فرمانداري تهران (سرلشكر باتمانقليچ) درجه و نشان و پاداش گرفتندو خود بختيار كه مسوول

اينكار بوده به رياست سازمان امنيت ارتقاء پيدا كرد؟

خواهران و برادران دانشجو

 در اين شرايط كه دشمن همه وسايل و امكانات پليسي، سياسي و تبليغاتي خود را براي نابود كردن مبارزه انقلابي مردم ايران و سركوب جنبش هاي پيشتاز بكار انداخته است، ما بايد با هوشياري كامل توطيه هاي خاينانه رژيم را خنثي كرده و با فشردن صفوف خود در جنبش ضد استبدادي خلق، به مبارزه خويش با تمام قوا ادامه دهيم. با بلند كردن فرياد اعتراض ملت ايران و پاره كردن نقاب هاي فريبنده، از تنگناهاي فعلي كه رژيم بدان دچار شده است براي گسترش ابعاد مبارزه و بسيج خلق ستمديده سود جوييم. در اين مبارزه دانشجويان مبارز و مسلمان كه در دهه اخير صفوف مقدم جبهه مبارزه ضد استعماري و ضد استبدادي ملت ايران را اشغال كرده سهم بزرگي در حمايت از جنبشهاي مسلحانه خلق بر عهده داشته اند وظيفه و مسووليتي مشترك بر دوش دارند.

 خواهران و برادران شما بخوبي احساس كرده ايد كه رژيم لبه تيز حملات پليسي و تبليغات و جنگ رواني خود را عمدتاً، متوجه سازمانهاي ما و آرمانها و اهداف مقدس ما كرده است اين امر به تنهايي ثابت ميكند كه فداكاريها و جانبازيهاي شما تا چه حد در تضعيف دشمن و گسترش مبارزه مردم ايران تاثير داشته است.

 رژيم مكار ميخواهد با تشديد جنگهاي تبليغاتي و نفاق افكني و ايجاد اختلاف و همراه با آن با وارد كردن ضربات پليسي و نظامي روحيه شما را متلاشي سازد. اجازه ندهيد عناصر فاقد احساس مسووليت نسبت به جنبش و يا ناآگاه نسبت به توطيه هاي رژيم و يا مغرض و فرصت طلب با اشتباهكاري با اقدامات دانسته و مغرضانه خود به تفرقه و نفاق و اختلاف در ميان مبارزين كمك كنند ضمن تقويت مباني فكري و ايديولوژيك و همراه با فشردن صفوف خود در جنبش و حفظ اصالت و استقلال كامل خويش پرچم هم آهنگي بين همه مبارزين ضد رژيم را بر دوش حمل كرده، هدفهاي اصيل مبارزه مردم و مصالح جنبش هاي انقلابي خلق را هميشه پيش رو نگاه داريم زيرا عوامل دشمن و يا فرصت طلبان سياسي سعي خواهند كرد با استفاده از موقعيت ها جنبش را از مسير اصلي منحرف سازندو مردم مبارز و در پيشاپيش آنها دانشجويان را متوجه هدفهاي غير اصيل ساخته مبارزه خلق را از حمايت قشرهاي مبارز محروم سازند و مبارزه انقلابي و مسلحانه مجاهدان پيشتاز را به انزوا بكشانند.

 ميكوشيم تا بار ديگر دشمن را در برنامه هايش دچار شكست سازيم و مبارزه ضد ديكتاتوري ملت ايران را يك گام ديگر بسوي پيروزي نهايي به پيش رانيم.

 پيروز باد مبارزه ضد استبدادي ملت ايران درود بر مجاهدان قهرمان جنبش هاي پيشتاز موفق باد جنبش دانشجويي پيشتاز مبارزه ضد محمد رضا شاهي خلق ايران دانشجويان مسلمان مبارز

 آذر 1٣٥٥