بيانيه نهضت آزادي ايران
در آستانه سفر دبيركل سازمان ملل متحد به تهران
به درخواست دولت ايران، دبيركل سازمان ملل متحد، با هدف مذاكره پيرامون نحوه اجراي قطعنامه ده مادهاي 598 شوراي امنيت مورخه 29 تيرماه 66 مربوط به جنگ ايران و عراق به تهران ميآيد، عراق بلافاصله پس از تصويب، اين قطعنامه را پذيرفت. اما ايران تاكنون جوابي روشن مبني بر قبول يا رد به آن نداده است.
قطعنامه 598 در شرايطي به تصويب رسيد كه جو حاكم بر شوراي امنيت نسبت به ايران مساعد نبود، هرج و مرج گسترده در مناسبات خارجي و بينالمللي دولت ايران خصوصاً تيرگي و قطع روابط ديپلماتيك با برخي از كشورهائي كه در هنگام بحث و تصميمگيري درباره قطعنامه، در شوراي امنيت عضويت داشتند، سبب گرديد كه ايران باقيمانده قدرت حركت مانور ديپلماسي خود را از دست بدهد و قطعنامهاي به اتفاق آراء به تصويب برسد كه پذيرش كامل آن پيامدهاي غيرقابل قبولي براي كشورمان به همراه داشته باشد. گذشته از جو حاكم بر شورا، زمان تصويب و اصرار به اجراي آن نيز از عناصر مهم اين مسئله به حساب ميآيد.
شوراي امنيت اين قطعنامه را در زماني تصويب كرده و دبيركل سازمان ملل را مامور اجراي آن نموده است كه خليج فارس به اردوگاه نظامي عظيمي تبديل گرديده است و نه تنها تجهيزات نظامي دريائي آمريكا بلكه اكثر كشورهاي عضو پيمان نظامي آتلانتيك شمالي (ناتو) و شوروي در آن حضور فعال دارند. عراق با استفاده از اين جو و همچنين جو ناشي از وقايع مكه و شايد هم با اشاره و تأييد نيروهاي ديگر موثر در منطقه حملات هوايي خود را به مراكز صنعتي ـ اقتصادي در خليج فارس و ساير نقاط ايران گستردهتر كرده است. در چنين شرايطي است كه دبيركل سازمان ملل متحد به ايران ميآيد.
شرايط بحراني فوق ايجاب ميكند مذاكرات مسئولين با وي و همچنين برخورد ايران با تحولات ماههاي اخير در منطقه و قطعنامه اخير شوراي امنيت سنجيده، منطقي و عاقلانه باشد و از اقداماتي كه مبهم بوده و بدون توجه كافي به عواقب و پيامدها اتخاذ ميشود خودداري گردد.
بر اين پايه نهضت آزادي ايران لازم ديد نظريات خود را پيرامون اين امر حياتي و سرنوشتساز به شرح زير به اطلاع عموم برساند:
1ـ نهضت دعوت از دبيركل سازمان ملل متحد و اعلام آمادگي دولت ايران براي مذاكره با وي را يك حركت سياسي مثبت از جانب ايران ارزيابي نموده و آن را در رأستاي اصلاح خطمشي تبليغاتي ـ سياسي گذشته ميداند و اميدوار است حاكميت به جاي سياست تبليغ ادامه جنگ و شعارهاي ضد و نقيض و تحريك كننده بر سياست عاقلانهاي كه خواستار پايان جنگ و استقرار صلح باشد، تكيه نمايد.
2ـ نهضت، ضمن اعتقاد به لزوم آتشبس و استقرار صلحي عادلانه معتقد است مطالبي در قطعنامه آمده است كه پذيرش آن به نفع ايران نيست و دولت نبايد آنها را بپذيرد. يكي از اين مطالب عبارت مبهم و تعريف نشده «بازگشت به مرزهاي شناخته شده بينالمللي» آن هم بلافاصله بعد از برقراري آتشبس ميباشد.
اين مطلب داراي دو جزء است كه يكي درخواست آتشبس فوري در تمام جنبهها و ديگري عقبنشيني به مرزهاي به اصطلاح شناخته شده بينالمللي است.
اگر چه قرارداد 1975 بين ايران و عراق تكليف «مرزهاي شناخته شده بينالمللي» بين دو كشور را روشن كرده است و جمهوري اسلامي ايران اين قرارداد را تأييد و آن را نافذ و معتبر ميداند اما عراق اين قرارداد را به طور يكطرفه لغو و بياعتبار اعلام نموده است. بنابراين عبارت مرزهاي شناخته شده بينالمللي، در بطن خود، بذر اختلافات و درگيريهاي آينده را پنهان نموده است.
اگر قرار است ايران اين قسمت از قطعنامه را بپذيرد لازم است جمله «بر اساس قرارداد 1975 الجزائر» را بعد از كلمه بينالمللي اضافه كند و يا بر اساس تجارب گذشته در موارد مشابه به صورتي، عقبنشيني نيروهاي متخاصم «پشت مرزهاي قبل از آغاز جنگ» تضمين گردد. مرزهاي قبل از آغاز جنگ روشن و بدون ابهام است و در صورتي كه هر يك از طرفين در مورد اين مرزها ادعائي داشته باشند ميتوانند بر طبق ضوابط كنوانسيونهاي شناخته شده بينالمللي از طريق مذاكره ـ و نه با اعمال زور و حمله نظامي به حل و فصل آن بپردازند.
علاوه بر نكات بالا نكته ديگري كه شايان توجه است اين است كه در صورتي كه ايران قبل از آنكه تعهد و تضميني در مورد اجراي خواستههاي عادلانهاش در دست داشته باشد بازگشت به مرزها، خواه بينالمللي و يا قبل از آغاز تخاصمات را پذيرفته و عقبنشيني نمايد. خود را از داشتن حربهاي موثر در مذاكرات خلع سلاح خواهد نمود.
به نظر ميرسد آنچه مورد نظر اصلي تدوين كنندگان اين قطعنامهها بوده است همين مادهاي است كه متضمن آتشبس و عقبنشيني نيروهاست و فشار يكپارچه شوراي امنيت تماماً براي اجراي همين ماده است. ساير موارد قطعنامه اولاً تماماً نسيه هستند ثانياً هيچگونه ضمانتي براي اجراي آنها پيشبيني نشده است.
نهضت آزادي ايران گرچه بعد از فتح خرمشهر، با صراحت و صداقت بارها مخالفت خود را با ادامه جنگ اعلام داشته است ولي در عين حال نگراني خود را از اينكه جنگ كنوني پاياني غمانگيزتر از داستان گروگانگيري براي ملت ايران پيدا كند، پنهان ننموده است.
دستاندركاران جنگ تاكنون نتوانسته و يا نخواستهاند در شرايطي مساعد هماهنگ با عمليات نظامي، از ديپلماسي صحيح و قبول آتشبس و مذاكره هوشيارانه براي ختم جنگ و استقرار صلحي شرافتمندانه و عادلانه كه به نفع ملت ايران و عراق باشد استفاده نمايند.
نهضت آزادي ايران معتقد است حل مسئله جنگ از طريق ديپلماتيك و مذاكره سياسي زماني ميسر خواهد شد كه بر سر مجموعهاي از شرايط و نظرات، كه در برگيرنده كليه مراحل جنگ ـ صلح، از آتشبس گرفته تا تعيين تكليف، پرداخت خسارات (همراه با تضمينهاي لازم)، مبادله اسراي جنگي، بازگشت نيروها به مرزها قبل از آغاز تخاصم و پيشگيري تضمين شدهاي از تجاوزات مجدد عراق به ايران باشد، توافقهاي اصولي و همه جانبه صورت گيرد.
اگر چه نهضت برخورد ملايم كنوني حاكميت با سازمان ملل و امكان قبول آتشبس را قدمي مثبت تلقي ميكند ولي پذيرفتن كليه مواد قطعنامه شوراي امنيت را مفيد به حال ملت ايران نميداند.
به نظر نهضت آزادي ايران، با توجه به آرايش نظامي و ساير شرايط موجود، آنچه در مقطع كنوني به نفع ايران است پذيرفتن آتشبس همه جانبه بدون قبول هيچگونه قيد و شرط اضافي ميباشد.
نهضت آزادي ايران
18 شهريورماه 1366
