بيانيه نهضت آزادي ايران به مناسبت درگذشت علامه مجاهد آيتالله طالقاني
بسمه تعالي
منالمومنين رجال صدقوا ماعاهدواالله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا(1)
او از ميان ما رفت و چه زود رفت! در ايامي كه طوفان انحصارطلبي و تفرقه، وحدت انقلاب اسلامي را تهديد ميكند، او كه منادي نستوه توحيد و وحدت انقلابي مسلمين و پيامآور رحمت و وسعت ديد در برخورد با مردم بود، از جمع ما رخت بربست.
طالقاني كه صراحت و شجاعت و دلباختگي به مكتب اسلام و توحيد را از پدر خود به ارث برده و در حوزه جديدالتأسيس علمية قم، در محضر مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري، معارف اسلامي را فرا گرفته بود، با تقواي علمي كم نظيري، با تماس با علوم و فرهنگ جديد طبيعي و مطالعة تاريخ معاصر كشورهاي اسلامي، وسعت بينش و سعهصدري بيمانند و روح رحمت و انساندوستي و عدالتطلبي خاص شاگردان قرآن را دريافت كرد.
او پس از خلع رضاخان، نخستين كسي بود كه كلاس و مجالس درس و بحث قرآن و معارف اسلاميرا در «كانون اسلام» و محافل سيار در مساجد و منازل و در مجلة دانش آموز آغاز كرد. كساني كه در آن ايام سخنان او را ميشنيدند و مقالات او را ميخواندند، در نخستين برخورد، عشق و ايماني خالص و بيشايبه نسبت به اسلام و مكتب اهل بيت گرانقدر رسول خدا و شاگردان واقعي آنها و سوز و دردي نسبت به عقبماندگي و اسارت و تفرقة امت اسلامي از يك طرف، و وسعت بينش و سعة صدري نسبت به همة انسانها و معارف بشري احساس ميكردند، او را كسي مييافتند كه در بند لباس و تعصب صنفي نبود و اشخاص را از درجه تقوا و معرفت و ميزان معرفت و شجاعت و عدالتپروري و خدمتگزاريشان به خلق خدا ارزيابي و روابط خود را با آن تنظيم ميكرد.
اين صفات كم نظير، او را از همان آغاز با مردان علم و ايمان، از هر صنف و ملت، بويژه دانشگاهيان و دانشجويان آشنا و محشور كرد. او از همان سالهاي 22 به بعد دوستدار و حامي صادق دو تن از استادان متدين و شجاع دانشگاه و انجمن اسلامي دانشجويان گرديد.
پدر طالقاني با حشر با قرآن كه سرچشمة لايزال الهامات او بود، و با قلب پاك و شفافي كه داشت و حقايقي كه از خلوت با خدا و جهان حياتبخش قرآن دريافت ميكرد ابتكارات و انشاآتي در معارف اسلامي و درك از تعاليم اسلام و قرآن وارد ساخت، و همين نعمت او را در ميان مردم جامعه، بخصوص تحصيلكردگان و مبارزان راه حق و حقيقت، در هر لباس و صنف، به صورت الگوئي محبوب و پيشوائي گرانقدر درآورد.
عدم وابستگيش به دنيا و مظاهر آن و دلبستگي و شور و شوق عظيم او نسبت به رسول خدا و فرزندان معصومش او را از همان آغاز، مجاهدي صادق و به دور از مصلحتگرائيهاي شخصي و صنفي عليه بيعدالتيها و نامردميها و رياكاريها ساخت.
او بود كه پس از كودتاي خائنانه 28 مرداد 32 با جسارت و شجاعتي بينظير مسجد هدايت را پايگاه نشر معارف ضدظلم و ضداستبداد قرآن و اسلام و پرورش و تجمع جوانان آرمانگراي مجاهد و مبارز مسلمان ساخت، لذا از همان هنگام مورد بغض و كينة سردمداران رژيم قرار گرفت. در ايامي تاريك و سياه كه احدي را جرأت حمايت و پناه دادن به فدائيان اسلام تحت تعقيب نبود، تنها پدر طالقاني بود كه مرحوم نوابصفوي و خليل طهماسبي و ياران از جان گذشتة ايشان را در منزل شخصي خود جاي داد و پذيرائي كرد.
هم او بود كه از ميان روحانيون مبارز آن روز، جرأت تشكيل يك جمعيت سياسي اسلامي مبارز يعني نهضت آزادي ايران را با دو تن از استادان دانشگاه آن روز، برادران: بازرگان و سحابي كه از بيست سال پيش آنان را مؤمناني صادق و آگاه و شائق به اسلام و آگاهاني به علم و فرهنگ روز و از خودگذشتگاني بيريا در مبارزه با جور و استبداد يافته بود، تأسيس كرد و منبعي براي تربيت و سازمان دادن جوانان و مجاهدان آگاه و صادق انقلابي اسلامي و ملجائي براي دشمنان ظلم و استبداد و آرزومندان عدالت و دموكراسي اسلامي پايهگذارد. او را با خداي قرآن و مكتب رسول خدا و ائمه اطهار پيماني بود كه بر سر اين جهاد از پاي نننشست و هر گونه ملاحظات شخصي و صنفي را به كناري نهاد و مبارزه با دستگاه استبداد و استعمار و استحمار را ادامه داد و نسلي از جوانان با ايمان و مجاهد را به جامعه عرضه كرد كه همگي از مباني و عناصر جنبش انقلابي اسلامي اخير ايران گرديدند.
از سال 41 كه جنبش ملي ايران با رهبري امام خميني، عمق و گسترش تودهاي تازهاي يافت، مبارزه طالقاني با رژيم استبداد و استعمار به همراه ياران نهضتياش بعد تازهاي يافت. بدين سبب بود كه در آن زمان مورد شديدترين كينهجوئي شاه مخلوع قرار گرفت و به ده سال زندان محكوم گرديد. روش و رفتار او در دادگاه نظامي و در زندان و بياعتنائي و شجاعتش نسبت به عوامل قدرت آن روز، زبانزد و الگوي مبارزان و مجاهدان قرار گرفت.
پس از آزادي از زندان، مردانه مبارزه و مجاهده را در نهان و آشكارا عليه دستگاه و حمايت بيدريغ خود را از اشخاص و سازمانهاي مبارز و مجاهد و انقلابي ادامه داد. او به همراه ياران نهضتي خود طي هفده سال مبارزه و مجاهدة مكتبي و حزبي هرگز به دستگاه جباران و رژيم وابسته و مستبد زمان آري نگفت و پيوسته اين نهضت سازماني سرسخت و سازشناپذير با هر گونه استبداد فردي و گروهي و استعمار و استثمار و استحمار باقي ماند و خواهد ماند.
ازدست رفتن چنين رهبر و معلم آگاه و صادق و با ايماني، براي ما افراد و فعالين نهضت آزادي ايران، همچون، همة ملت مسلمان ايران چقدر دردناك و جبرانناپذير است.
ما با او و خداي او و با مكتب و راه او تعهدي ناگسستني داريم و بر سر اين تعهد و پيمان عمر و جان خود را به گرو ميگذاريم و به روح پرفتوحش عرضه ميداريم كه: اي معلم گرانقدر قرآن و اي پيشوا و الگوي صداقت و ايمان اسلامي ترا در پيشگاه پروردگار و پيشوايان و شاهدان بزرگت از انبياء و اولياء و صديقين و شهدا مقامي بلند بادا. آرام و مطمئن باش كه فرزندان و شاگردان و پيروان و تعليم يافتگان تو با قلبي مجروح، غم گرانقدر ترا تحمل ميكنند و به اميد پيوستن هرچه زودتر به تو و خداي تو و پيشوايي تو راهت را ادامه ميدهند.
ولنبلونكم بشيء منالخوف والجوع و نقص منالاموال والانفس والثمرات و بشرالصابرين الذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا انا لله و انا اليه راجعون.(2)
نهضت آزادي ايران
21/ شهريور/1358
(1) برخي از مؤمنان بزرگمرداني هستند كه به عهد و پيماني كه با خدا بستند كاملاً وفا كردند، پس برخي بر آن عهد ايستادگي كردند (تا به راه خدا شهيد شدند) و برخي به انتظار مقاومت كرده و هيچ عهد خود را تغيير ندادند. (احزاب/ 23)
(2) ما حتماً شما را به چيزي از ترس و گرسنگي و از دست دادن اموال و جانها آزمايش ميكنيم و صابرين را بشارت ده، آنان كه هر گاه مصيبتي بديشان رسد گويند ما از خداييم و به سوي او باز ميگرديم. (بقره/157-156)
