بيانيه پيرامون اعدام عده‌ای از زندانيان سياسی با عنوان «از دست بی‌قانونی‌ها، بی‌عدالتی‌ها و بی‌رحمی‌ها خدايا به تو پناه می‌بريم» تاريخ: دی ٦٧

title

بيانيه پيرامون اعدام عده‌اي از زندانيان سياسي

« از دست بي‌قانوني‌ها، ‌بي‌عدالتي‌ها و بي‌رحمي‌ها ، خدايا به تو پناه مي‌بريم »

ولايجرمنكم شنئان قوم علي الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي واتقوالله ان الله خبير بما تعملون.(1)

  از جمله امتيازات بر حقي كه متوليان به حاكميت رسيده امروز، در روزگار طاغوت براي اثبات حقانيت آئين انسان‌دوستي و رحمت اسلام تبليغ مي‌كردند مدارا و محبت يا ملايمت و ملاطفتي بود كه پيامبر (ص) و اوليا دين (ع) نسبت به اسرا ابراز مي‌كردند، داستان اسيراني كه در دامان اسلام با رفتار كريمانه و جوانمردانه مسلمانان منقلب و متحول شده، جان و مال خود را در راه اين آئين فتوت فدا كرده بودند همواره نقل مجالس وعظ و خطابه روحانيون بوده است. شيعيان اهل بيت افتخار مي‌كنند پيرو امامي هستند كه در بستر شهادت ظرف شير خود را براي ضارب اسيرش مي‌فرستد و به فرزندش سفارش اكيد مي‌نمايد كه او را عفو نموده و يا در صورت قصاص از حدود مقابله به مثل تجاوز نكند.

  شگفتا كار اين آئين به جائي رسيده است كه مدعيان پيروي از آن امامان، با داعيه ادامه رسالت انبيا، به اينكه نتوانسته‌اند پس از گذشت 10 سال از انقلاب، در زندانهائي كه دانشگاهش مي‌نامند تأثيري تحول‌آفرين بر خيل عظيم اسيران خود كه شمار آنان بي‌سابقه در تاريخ اسلام و ايران است، بگذارند بلكه مجبور شده‌اند كساني را كه از “عقيده” خود بر‌نگشته‌اند، روانه ديار عدم نمايند.

  ما اگر از آنچه در ماههاي اخير در زندانهاي متعدد رژيم در سراسر كشور گذشته است، عليرغم خطرات محتمل آن، ابراز انزجار و اعتراض مي‌كنيم به هيچوجه با مواضع سياسي و عقيدتي گروههايي كه با مشي براندازي و شيوه تضاد و تخاصم و خشم و خشونت گره‌هاي كور بر ريسمان رهايي اين ملت مظلوم زده‌اند موافق نيستيم و آنرا تأئيد نمي‌كنيم. كلام و دفاع ما صرفاً به خاطر عدالت و انسانيت و از حق و حيثيتي است كه به حكم قرآن و قانون براي بندگان خدا و هموطنان وجود دارد.

  اختلاف عميق سياسي و عقيدتي نهضت آزادي ايران را با سازماني كه امروز در رقابت قدرت به دامان بيگانه با ايران و ايمان پناهنده شده و با حمايت دشمن به شهرهاي ميهن حمله‌ور شده، كمتر كسي است كه نداند و قهر و كينه آنان را نسبت به نهضت كمتر كسي است كه از دستگاه دشنام پراكني آنها نشنيده و در فحشنامه‌هايشان نخوانده باشد. همچنين عدم تأئيد و همسوئي و معارضه و مخالفت هميشگي ما با مرام و برنامه‌هاي ماركسيسم و دشمني و كارشكني بنيادي كه حزب توده و گروههاي چپ، با نهضت آزادي ايران داشته‌اند بر همگان روشن بوده و بديهي است كه اين نوشته در انتقاد از حاكميت در “مقابله قانوني” با توطئه هاي كمونيستي نمي‌باشد يادآوري اين موضوع و تأكيد و تصريح بر آن از اين جهت است كه كساني كه عادت كرده‌اند هر حركت و نداي انتقادآميزي را با انگ و برچسبي عوامفريبانه سركوب نمايند، از اين شيوه كهنه احتراز نمايند.

  گرچه در سايه سانسور حاكم بر جامعة رسانه‌هاي داخلي، طبق معمول اشاره‌اي به آنچه در زندانها گذشته است نكرده‌اند ولي ناله و نداي داغديد‌گاني كه جگرگوشه‌هاي خود را از دست داده‌اند سينه به سينه در سطح جامعه پخش گشته و راديوهاي خارجي آنرا نقل كرده‌اند تا جائي كه مجمع عمومي سازمان ملل متحد با 55 راي موافق 380 راي ممتنع و تنها 23 راي مخالف قطعنامه‌اي را در نقض حقوق بشر در ايران به تصويب رساند!

  آيا براي حكومت جمهوري اسلامي ايران كه داعيه نجات مستضعفين جهان را دارد تأسف‌انگيز نيست كه ملل غيرمسلمان مدافع حقوق انساني اوليه اتباعش باشند و به ما كه مدعي پيروي از پيامبر رحمت هستيم درس رحم و انسانيت بدهند؟ آيا تأثرآور نيست كه طردشدگان اين نظام براي تظلم و عدالتخواهي تكيه‌گاهي جز سازمانهاي بين‌المللي نداشته باشند؟

  اگر اين اعدامها مطابق شرع و قانون اساسي انجام گشته چرا در سكوت و بيخبري و در پشت درهاي بسته اجرا شده است؟ چرا خانواده‌هاي اعدام شدگان تهديد شده‌اند كه مبادا گريه كنند، سياه بپوشند و يا مجلس ختم تشكيل دهند؟ بگذريم از اين كه اهانت و زخم زبان به مادران و پدران داغديده و تبريك گفتن به آنان به عنوان اين كه لكه ننگي را از دامان خانواده شما پاك كرده‌ايم، با هيچ معيار اسلامي و انساني قابل توجيه نيست.

  انگيزه اعتراض ما كشتار گسترده اسرايي از هموطنان است كه در سالهاي گذشته در دادگاههاي همين رژيم و با احكام همين حكام شرع به محكوميتهائي كمتر از اعدام، حتي يك ‌سال و دوسال محكوم شده و بعضاً روزهاي آخر اسارت خود را مي‌گذراندند و خانواده‌هائي قبل از تحويل ساك و لباس خونين، خانه را براي ورود آنها آب و جارو كرده بودند! ‌آيا در جوامع متدين و موحد و در كشورهاي متمدن دنيا سابقه دارد كه زندانيان محكوم شده را بدون آنكه كار تازه‌اي كرده باشند به جرم ايستادگي بر “موضع عقيدتي” بدون محاكمه يا با محاكمه مجدداً اعدام نمايند؟

  سخن از اعدام كسانيست كه در آستانه انقلاب عمدتاً نابالغ بوده و چشم تشخيص خود را روي عملكرد حاكمان امروزي باز كرده‌اند. آيا در كشيده شدن اين جوانان به راههاي خشونت‌آميز انفجار و انهدام و توجيهي كه براي شدت عمل خود پيدا كرده‌اند، انحصارطلبي‌ها و خشونتهاي متقابل در دانشگاهها و زندانها و در سطح جامعه موثر نبوده است؟ كه به فرمايش اميرالمومنين (ع) (آنگاه كه مالك اشتر را در مقام ولايت مصر به دلسوزي و لطف و محبت به مردم توصيه و از درنده‌خو بودن نسبت به آنها كه در هر حال يا برادر ديني يا همنوع هستند نهي مي‌كند.) لغزش‌ها بر آنان پيشي گرفته (شرايط اجتماعي بر اراده آنان تحميل شده) و موجبات خطا به آنان رو آورده و عمداً يا به خطا در دسترشان قرار گرفته است. بنابراين كسي كه فوق آنها و ولي امر آنهاست، همانطور كه عفو و گذشت خدا را برخود آرزومند است وظيفه دارد نسبت به بندگاني كه امرشان را عهده‌دار شده در اين ابتلاي عظيم از آنها درگذرد.(2)

  سخن از آثار بلند مدت كينه عميقي است كه در دل خانواده‌هاي بيشماري كه عمدتاً سوابق طولاني مذهبي دارند كاشته شده است و دور نيست كه ميوه‌هاي تلخ آن به بار بنشيند و همگان زهر خشونت آنرا بچشند . . . و يضيق بعضكم باس بعض.(3)

  عجبا كه پس از گذشت 10 سال از انقلاب هنوز دروازه زندانها باز است و با دروازه ديگري كه به ابديت گشوده مي‌گردد روز بروز آمار آزاد‌شدگان از زندگي افزايش مي‌يابد.

  البته رياست ديوانعالي كشور رسماً اعلام داشته‌اند: “ما آماده‌ايم با ارائه اسناد و مدارك در يك كنفرانس مسائل مربوط به گروهكهاي محارب را اعلام كنيم” و براي آنكه نشان بدهند آنها در سالهاي قبل محكوم به اعدام شده بودند اضافه كرده‌اند:

“افراد زيادي از آنها محاكمه شده بودند و حكمشان تائيد شده بود اما به خاطر روال عادي و اين كه تا آخرين مرحله فرصت توبه و بازگشت به آنها داده مي‌شود اجراي حكم به تعويق مي‌افتاد اما متأسفانه اين افراد نه تنها اصلاح نشدند بلكه از طرق مختلف در زندان دست به تحريكاتي زدند كه اين تحريكات پس از عمليات مرصاد به اوج خود رسيد و به اين ترتيب عناد خود را با نظام به اثبات رساندند و آدم محكومي كه حكم محكوميتش تائيد شده و به او نيز فرصتي براي اصلاح شدن داده‌اند تازه در زندان مامور زندان را كتك مي‌زند.”(4)

  و مقام رياست جمهوري جرم اصلي اين اسرا را ارتباط پنهاني با گروههاي محارب و هماهنگي با آنان در عمليات مرصاد شمرده‌اند.

  آيا به راستي همه اين اسرا در سراسر كشور چنين تماسهائي داشته‌اند يا بعضاً براي رهايي خود يا پيوستن به مهاجمان ارتباطهايي برقرار كرده بودند؟ آيا باور كردني است عليرغم برج و باروها و بندوبست‌هاي متعدد و نگهبانان بيشمار و دستگاههاي اطلاعاتي هوشيار، عمليات برون مرزي با همفكري  و هماهنگي دسته جمعي زندانيان طراحي و هدايت شده باشد؟ تازه اين توجيه‌ها عذر بدتر از گناه نيست؟

  از نظر فقهي مگر علماي شيعه اعدام زنان را به جرم ارتداد اجماعاً رد نكرده‌اند؟ و حكم اعدام درباره زنان باكره شرعاً ممنوع نشده است‌؟ پس چرا تيغ عدالت شما يكسان عمل كرده است؟

  واقعيت امر به دليل گستردگي و عظمت آن، عليرغم ضد و نقيض‌گويي مسئولين، قابل كتمان نيست. امروز در شهرهاي بزرگ كمتر فاميلي است كه نصيبي از اين نقمت ( كه به قول راديوهاي بيگانه 12 هزار و به قول مقامات مصاحبه كننده كمتر از 15درصد اين رقم قرباني داشته است) نگرفته و بي‌خبر از اين ماجرا باشد.

  مي‌گويند انگيزه اصلي اين اعدامها، خلاص شدن و نفس راحت كشيدن از نيروي مخالف بالقوه‌اي بوده است كه با تجربه تلخ زندان مي‌توانسته است در آينده براي حاكميت خطر آفرين باشد و خواسته‌اند با تصفيه جدي آنها پايه‌هاي نظام و اقتدارشان را تحكيم بخشند. اگر چنين بوده باشد خوب است نظري به نصيحتي كه اميرالمومنين در عهدنامه خود به مالك اشتر در مورد سركوب خونين مخالفين كرده‌اند بنمايند و عاقبت اين شيوه را ارزيابي كنند:

اياك والدما و سفكها بغير حلها فانه ليس شي ادني لنقمه ولا اعظم لتبعة ولا احري بزوال نعمة وانقطاع مدة من سفك الدماء بغير حقها والله سبحانه مبتدي بالحكم بين العباد فيما تسافكوا من الدما يوم قيامة فلا تقوين سلطانك بسفك دم حرام فان ذالك مما يضعفه و يوهنه بل يزيله و ينقله.

بر حذر باش از خونها(ي مردم) و ريختن غير حلال آن، كه هيچ عاملي در نقمت (پيدايش ناهنجاريهاي اجتماعي) موثرتر و از نظر تبعات و عوارض سوء عظيم‌تر و در زوال نعمت و كوتاه شدن مدت (عمر حكومت) شتاب‌آور‌تر از ريختن خونهاي به ناحق نيست و خداوند سبحان در روز قيامت داوري ميان بندگان را از خونهائي كه از يكديگر ريخته‌اند آغاز مي‌كند. پس مبادا (پايه‌هاي) سلطه خود را با خونريزي حرام تقويت كني كه چنين رويه اي نه تنها موجب ضعف و سستي حكومت مي‌شود بلكه آنرا زائل ساخته و (به نظام ديگري) منتقل مي‌سازد.

  و ان ربك لبالمرصاد

  نهضت آزادي ايران

  دي‌ماه 1367

(1) مائده 8- مبادا دشمني با گروهي شما را به گناه ترك عدالت وادار سازد، عدالت كنيد كه به تقوي نزديكتر است و از خدا بپرهيزيد كه همانا خداوند به آنچه مي‌كنيد بس آگاه است.

(2) يفرط منهم الزلل وتعرض لهم العلل ويوتي علي ايديهم في العمد والخطا

(3) مزه خشونت يكديگر را خواهيد چشيد.

(4) كيهان 20/9/67.