شماره: 1624
تاريخ: 24/9/76
كنفرانس اسلامي تهران پيروزي مهمي براي ايران
هشتمين اجلاس سران سازمان كنفرانس اسلامي با موفقيت چشمگيري در تهران برگزار شد. اين اجلاس براي هر ايراني و مسلمان علاقمند به سرنوشت حال و آينده كشور و جهان اسلام قابل توجه و اهميت است.
سازمان كنفرانس اسلامي در سال 1969 ميلادي، بعد از آتش زدن ساختمان اصلي و قديمي مسجدالاقصي، قبله اول مسلمانان جهان و دومين مكان مقدس آنان (بعد از مكه معظمه) كه بعد از جنگ 1967 توسط صهيونيستها اشغال شده بود، تأسيس شد. آتش زدن مسجدالاقصي توسط يهوديان افراطي بازتاب وسيعي در جهان اسلام يافت و آنچنان موجي در افكار عمومي پديد آورد كه سران كشورهاي اسلامي را به نشان دادن واكنشي در برابر اين تهديد ناگزير ساخت. بدين ترتيب، اولين اجلاس سران كشورهاي اسلامي با انگيزه اتخاذ يك سياست واحد و مشترك درباره سرنوشت قدس شريف و مسجدالاقصي برگزار شد. اما زمينههاي عميق سياسي ـ اجتماعي براي ايجاد يك نهاد بينالمللي اسلامي، با شركت مسلمانان، از سالهاي قبل فراهم شده بود؛ زمينههايي كه بخش عمدهاي از آنها ريشه در آموزشهاي قرآني دارد. براساس چنين زمينههايي، حتي در سالهاي قبل از تأسيس سازمان كنفرانس اسلامي، كنگرههاي اسلامي متعددي در كشورهاي اسلامي، با شركت متفكران، انديشهورزان مردمي و نمايندگان دولتهاي اسلامي برگزار شده بود. ولي هيچ يك از آنها، بنا به علل و دلايل گوناگون ادامه نيافت. اما سازمان كنفرانس اسلامي توانست به حيات خود ادامه دهد. در واقع، تأسيس اين سازمان پاسخ به يك نياز اساسي و عميق سياسي، اجتماعي و ديني مسلمانان بوده است.
در دوران جنگ سرد و تقابل دو بلوك شرق و غرب، سازمان كنفرانس اسلامي در موقعيت ويژهاي قرار داشت و با توجه به مجموعهاي از عوامل و گرايشهاي حاكم بر آن، ابزاري براي مقابله با رشد و توسعه نفوذ بلوك شرق در كشورهاي اسلامي بود. با پايان گرفتن جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، روابط دنياي غرب ـ يا به طور عام، نيمكره صنعتي شمالي ـ با جهان اسلام وارد مرحله تازهاي شد. در حالي كه طيفي از محافل و قدرتهاي غربي، به دنبال نياز به يك «دشمن»، سعي كردهاند و ميكنند كه «اسلام فوبيا» (ترس موهوم از اسلام) را جايگزين خطر موهوم كمونيسم سازند، آينده تمدن بشر به همكنشي ميان غرب و جهان اسلام بستگي پيدا كرده است. اين وضعيت تعريف تازهاي از سازمان كنفرانس اسلامي را ميطلبد. كنفرانس اسلامي نه ميتواند در چارچوبهاي گذشته به حيات خود ادامه دهد و نه ميتواند ضرورت وجود و حضور خود را ناديده بگيرد. هشتمين كنفرانس سران در چنين شرايطي در تهران برگزار شد و اهميت سخنرانيهاي ايراد شده را بايد از اين زاويه بررسي كرد.
همچنين، زمان برگزاري هشتمين اجلاس سران كشورهاي اسلامي از ويژگي منطقهاي مهمي نيز برخوردار بود؛ اين ويژگي به بنبست رسيدن روند صلح خاورميانه است. در واقع، بيش از بيست سال است كه قدرتهاي غربي، به ويژه شركتهاي نفتي آمريكايي، براي حل نهايي بحران خاورميانه تلاش كردهاند. در حالي كه اعراب عليالاصول شرايط صلح را ـ صرف نظر از غيرعادلانه بودن آن ـ پذيرفتهاند، دولت غاصب اسرائيل با تمام قوا از ايفاي تعهداتش خودداري ميورزد و بنابراين، مسئوليت بنبست روند صلح كاملاً بر عهده صهيونيستها ميباشد. در چنين شرايطي، طرح يك برنامه جديد براي خاورميانه ضرورتي اجتنابناپذير شده است. اما هيچ برنامه جديدي بدون مشاركت ايران معنا و مفهوم نخواهد يافت. در واقع، يكي از رئوس برنامه جديد كنفرانس جلب مشاركت ايران ميباشد. حتي اگر هدف ديگر آن اين باشد كه با تحت فشار قرار دادن صهيونيستها فرايند صلح را از نابودي كامل نجات دهند، باز هم طراحي برنامه جديد مورد نياز ميباشد. حضور فعال سران دولتهاي عربي متنفذ منطقه در كنفرانس بازتاب توجه به اين واقعيت و ضرورت ميباشد. كنفرانس تهران آغاز نيكو و مناسبي براي طراحي يك برنامه جديد به سود منطقه و ايران است. در مقابل، شكست كنفرانس دوحه در قطر دقيقاً به اين علت بود كه در آنجا هيچكس انتظار رويداد و خبر تازهاي را نداشت.
اما عامل سوم در موفقيت كنفرانس تهران، تحول شگفتانگيز انتخابات دوم خرداد 76 بود. پديده باور نكردني دوم خرداد ديدگاهها و داوريهاي جهاني را نسبت به انقلاب ايران و ملت ما تعديل و تصحيح كرد. انتخاب آقاي خاتمي به رياست جمهوري، با برنامههاي مترقي توسعه سياسي، رفع موانع ايجاد جامعه مدني، آزادي احزاب و اجتماعات، قانونمند شدن رفتارهاي دولتمردان و مردم، صداقت و يكرنگي در كلام و عمل رئيس جمهور منتخب، نه تنها مردم كشورمان را جلب كرد، بلكه موجب توجه جهانيان به چهره ديگري از انقلاب اسلامي ايران شد.
درست است كه تصميم به برگزاري اجلاس تهران از سه سال پيش در مراكش گرفته شده بود، اما همه ميدانند كه اگر شرايط داخلي ايران و اوضاع خاورميانه مناسب نبود، كنفرانس تهران برگزار نميشد و يا با اين درجه از موفقيت به انجام نميرسيد.
در هر حال، فارغ از اين كه چه علل و اسباب موجبات برگزاري اجلاس تهران را فراهم ساخت، برگزاري اين اجلاس، با توجه به تعداد و اهميت شركتكنندگان، يك پيروزي بزرگ براي ايران محسوب ميشود و براي كشورمان واجد اهميت فوقالعادهاي در اتخاذ سياستهاي خارجي و داخلي ميباشد.
از نظر روابط خارجي، ايران بعد از 18 سال انزواي مزمن، با يك پيش درآمد و مقدمه بسيار خوبي وارد صحنه بينالمللي شده است و به عنوان رياست سازمان كنفرانس اسلامي در سه سال آينده، در موقعيتي قرار گرفته است كه ميتواند قدرت و خلاقيت ديپلماتيك خود را در اين صحنه كارزار به دنيا نشان دهد. به عبارت ديگر، انتخاب رئيس جمهور ايران به عنوان رئيس سازمان كنفرانس اسلامي يك چيز است و اِعمال موفقيتآميز مديريت آن، مقوله ديگري است و اين موفقيت حاصل نخواهد شد مگر آن كه دولتمردان ايران، با واقعبيني و به دور از شعارهاي رايج، با چنين مسئوليت خطيري برخورد كنند. اين امر به دولتمردان ايران، بيش از هر زمان، كمك خواهد كرد كه به مقررات و قوانين ديپلماسي حاكم بر مناسبات بينالمللي توجه كنند. بررسي عملكرد ايران در اجلاس سران در تهران نشان داد كه مقامات ايراني به اين نكات توجه پيدا كردهاند و اين خود يكي از دلايل رضايت سران شركتكننده در اجلاس تهران بوده است. اجلاس تهران و احراز رياست سازمان كنفرانس اسلامي تجربه خوبي براي بسياري از دولتمردان ايران است كه عملاً به اين جمعبندي برسند كه اولاً حضور و فعاليت در صحنههاي بينالمللي به معناي چشمپوشي از ارزشها و مواضع و سازشكاري از موضع ضعف نميباشد و ثانياً، هر يك از دولتهاي جهان براساس منافع سياسي و اقتصادي و اولويتهاي ملي خود وارد صحنه ميشود و تحقق آنها را در مناسبات جهاني پيگيري ميكند. پايداري و پافشاري بر مواضع و ارزشها در روابط خارجي بخش اجتنابناپذير فعاليتهاي ديپلماتيك هر دولت است. بنابراين، پاي فشردن بر مصالح و منافع ملي اشكالي در روابط بينالمللي به وجود نميآورد، بلكه اشكال و بحران هنگامي بروز ميكند كه بازيگران صحنه مقررات ديپلماسي را نفهمند و يا نخواهند به آنها احترام بگذارند. رفتار مقامات مسئول ايران در اجلاس تهران، به رغم برخي پيشينهها، نشان داد كه اين اجلاس تأثير خود را بر جاي گذاشته است. از اين حيث نيز بايد از برگزاركنندگان ايراني اجلاس تشكر كرد. نكتهاي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه گرچه رياست ايران طي سه سال آينده ممكن است موجبات تغييرات مثبتي را در سازمان كنفرانس اسلامي فراهم آورد، اما نبايد تصور كرد و انتظار داشت كه مشكلات جهان اسلام با اين قطعنامهها و يا با رياست ايران بر سازمان حل و فصل گردد. بسياري از مشكلات جهان اسلام ريشه در مناسبات نژادي، قومي و مذهبي ملتهاي مسلمان از يك طرف و ساختارهاي سياسي و اقتصادي و تعصبات ديني و مذهبي از طرف ديگر دارد. عوامل بيروني نيز از همين زمينههاي دروني بهرهبرداري ميكنند. تا زماني كه اين مشكلات به طور ريشهاي حل نشود، نبايد انتظار رفع آنها را در كوتاه مدت داشت.
برگزاري اجلاس تهران و انتخاب ايران به رياست سازمان كنفرانس اسلامي در درازمدت نيز بر اوضاع داخلي ايران اثر خواهد گذاشت. همانگونه كه در كوتاهمدت، به علت برگزاري اجلاس تهران، برخي از حوادث و آشوبهاي در حال تحريك و توسعه به ناچار متوقف شد و فروكش كرد، در درازمدت نيز اثرات مثبت آن بروز خواهد كرد.
در اين كنفرانس مطالب فراوان، متنوع و جالبي از سوي مسئولان ايراني مطرح گرديد كه هر كدام به نوعي نظر شركتكنندگان در اجلاس و ناظران بينالمللي را جلب كرد. اما اگر مسئولان نخواهند و يا نتوانند آنچه را در سخنان خود بيان كردهاند، در كشور خودمان پياده كنند، نخواهند توانست الگو و سرمشقي براي ديگران باشند. در دنياي كنوني كسي از ما نميپذيرد كه به مصداق «اَتَأمُرونَ النّاسَ بِالبِرِّ و تَنسَونَ اَنفُسَكُم»(1) مردم و دولتهاي اسلامي را به چيزي دعوت كنيم كه آن را از مردم خويش دريغ ميكنيم. بها دادن به مردم، ايجاد جامعه مدني، تساهل و تسامح، تكثر افكار و انديشههاي سياسي و فرهنگي و… كه دولتهاي اسلامي بدانها دعوت شدهاند، چيزهايي است كه جامعه كنوني ما بيش از هر زمان به آنها نيازمند است.
بايد بدانيم كه كشورهاي اسلامي از جهت ساختارهاي سياسي، اقتصادي، مذهبي و فرهنگي، ميزان اعتقاد و تعهد واقعي سران آن به اسلام، درجه استقلال ملي يا وابستگي به بيگانگان و پايبندي به اصول اخلاقي، وضعيت بسيار متفاوتي دارند. اگر دولت ايران نتواند مسائل و مقولاتي را كه در اجلاس تهران مطرح كرده و خود را نسبت به آنها متعهد ساخته است در كشور خودمان كه تكثر و تنوع فكري، مذهبي و سياسي و تفاوتها و اختلافات گروهي در آن به مراتب كمتر از چنين تكثر و تنوعي در كل جهان اسلام است پياده كند، هيچ دليل عقلي و منطقي ما را اميدوار نخواهد ساخت كه بتواند در سطح سازمان كنفرانس اسلامي موفق گردد. در آن صورت، رياست ايران بر سازمان كنفرانس اسلامي نخواهد توانست تحولي متناسب با شأن ملت ايران و انقلاب اسلامي در اين سازمان پديد آورد و رياست ايران بر سازمان هيچ تفاوت اساسي با رياستهاي قبلي نخواهد داشت.
اميدواريم كه رياست ايران بر سازمان كنفرانس اسلامي موجب شود كه دولت ايران خود را ملزم به رعايت برخي از مسائل از جمله حقوق و آزاديهاي اساسي ملت، خصوصاً در ارتباط با احزاب و گروههاي سياسي دگرانديش يا به تعبير رئيس جمهور محترم، مخالفان وفادار بنمايد.
همچنين، اميدواريم كه اين امر موجب شود كه ايران با اجراي بيكم و كاست حقوق و آزاديهاي اساسي ملت، مصرح در قانون اساسي و تحقق برنامهها و تعهدات رياست جمهوري، به يك كشور الگو و نمونه از حيث توسعه سياسي ـ و به دنبال آن، توسعه اقتصادي ـ در جهان اسلام تبديل گردد.
نهضت آزادي ايران موفقيت قابل توجه و چشمگير ايران را در برگزاري آبرومندانه، منظم و با شكوه هشتمين اجلاس سران سازمان كنفرانس اسلامي در تهران به همه دستاندركاران، تصميمگيرندگان، اجراكنندگان، مديران و مسئولان، به ويژه به جناب آقاي خاتمي رياست محترم جمهوري، صميمانه تبريك ميگويد و معتقد است كه هر ايراني علاقمند به سربلندي ايران عزيز از موفقيت اجلاس تهران احساس غرور و افتخار ميكند و خواهان موفقيتهاي بيشتر سازمان در سالهاي آينده است.
نهضت آزادي ايران
(1) (بقره، 44) چگونه شما كه مردم را به نيكوكاري فرمان ميدهيد، خود را فراموش ميكنيد؟
