بيانيه پيرامون نظرخواهي در باره ادامه جنگ در راهپيمائي روز قدس
«وامرهم شوري بينهم»
و امور آنها(مؤمنين) مابين خودشان تصميم گرفته ميشود. شوري/38
آقاي هاشمي رفسنجاني سخنگوي شورايعالي دفاع و رئيس مجلس شوراي اسلامي در خطبه نماز جمعه 10 خرداد ماه جاري به منظور شناخت نظر مردم ايران پيرامون مسئله جنگ اظهار داشتند:
«من با جناب رياست جمهوري و نخستوزير هم در اين قضيه مشورت كردم، آنها هم موافقند كه ما براي اينكه هم خودمان را بشناسيم، هم مردممان را بشناسيم، هم ديگران ما را بشناسند اعلام ميكنيم آنهائي كه در سراسر اين كشور، زير اين آسمان موافقند كه جنگ تا پيروزي و رفع فتنه ادامه پيدا كند در مراسم 15 خرداد يا روز قدس، يا هر روزي اعلام گرديد شركت كنند و نظرات خودشان را با پلاكاردهائي كه با خودشان ميآورند به دنيا اعلام بكنند.»
به دنبال اين اظهارات، ستاد تبليغات جنگ و سازمان تبليغات اسلامي از مردم دعوت نمودند تا روز قدس را به روز اعلام نظر خود در باره جنگ تبديل نمايند. صرفنظر از انتخاب زمان اين نظرخواهي، نهضت آزادي ايران خوشوقت است كه تصميمگيرندگان در امر جنگ براي اولين بار و با صراحت به ضرورت شناخت نظر و رأي مردم در مورد سياستهاي جنگي خودشان يعني مهمترين مسئله حال و آينده مملكت توجه نمودهاند. اما از طرف ديگر پيشنهاد سخنگوي شورايعالي دفاع موجب بهت و حيرت بسياري از ناظرين آگاه سياسي گرديد. نظرخواهي در باره ادامه جنگ و سياست جنگي دولت به منظور شناخت نظرات مردم و يا اثبات حقانيت خط مشي حاكميت، در بحبوحه جنگ، كاري بيسابقه و قابل تأمل است. هيئتهاي حاكمهاي كه قدرت خود را از طريق اعمال حق حاكميت مردم و اجراي صادقانه اصول مصرحه در قانون اساسي كسب كرده باشند، و مراكز تصميمگيرنده آنها از راههاي مشروع قانوني و براساس شايستگيها شكل گرفته باشند، خط مشيهائي را اتخاذ و پيگيري نموده و به دنبال آنها تصميمات خود را به اجرا در ميآورند. چنين دولتها و يا هيئتهاي حاكمهاي نه تنها نياز ندارند براي اثبات قانوني و مشروع بودن و يا حقانيت سياستهاي خود در زمان اوجگيري مقابله با دشمن از مردم دعوت به راهپيمائي بنمايند بلكه خود ميدانند چنين عملي فاقد ارزش و اعتبار مورد نظر است. زيرا اجتماعاتي كه به منظور موافقت از هئيت حاكمه تشكيل ميشود و همه گونه آزاديها و امكانات آن از طرف دولت تأمين ميگردد و احياناً به دليل امنيت مالي، شغلي، اجتماعي و سياسي و رگبار تبليغات دولتي موجب اكراه و يا الزام ميگردد، به لحاظ آمار و استخراج آراء عمومي قهراً فاقد هرگونه اعتبار و ارزش خواهد بود. به عبارت ديگر در جوامعي كه حقوق ملت و آزاديهاي آنان مورد احترام نيست، طبيعي است كه بسياري از مردم كه به طور مستقيم و يا غيرمستقيم از حقوق دولتي و يا مزاياي وابسته بودن به ارگان يا نهادي دولتي استفاده ميكنند ناچارند در مراسمي كه به عنوان طرفداري از نظر حاكميت تشكيل ميشود، شركت كنند. كما اينكه به همين دليل اجتماعات و تظاهرات ظاهراً مردمي و پرشكوهي كه در رژيم گذشته به مناسبت بزرگداشت كودتاي 28 مرداد، 6 بهمن انقلاب سفيد، تاجگذاري و غيره ترتيب داده ميشد با وجود مشاركت طبقات و گروههائي كه مراكز بزرگي نظير استاديوم ورزشي آزادي را پر ميكرد در نظر مردم ايران و نه خارجيها جدي و اثباتكننده مردمي بودن حكومت تلقي نميشد. تنها نتيجه اين مراسم آن بود كه براي مدتي خوراك تبليغات و رجزخوانيهاي حاكميت را فراهم آورده ضمناً مبالغ هنگفتي از بيتالمال را هزينه كند.
دعوت مردم به راهپيمائي و اظهارنظر معمولاً از جانب نيروهاي مخالف حاكميت صورت ميگيرد و در جوامع بسته و استبدادي، كه راهپيمائي و اجتماعات مخالف حاكميت مجاز نيستند و سركوب ميشوند، راهپيمائيها ارزش و اصالت بيشتري پيدا ميكند. سالهاي آخر حكومت شاه كه راهپيمائيهاي طبيعي ميليوني در تهران و شهرستانها تشكيل ميشد و حضور و مشاركت مردم با مشكلات و خطرات سنگيني مواجه بود، كمتر كسي ميتوانست در اصالت آنها و استنتاج صحيح نظرات مردم در باره حاكميت شك و ترديدي داشته باشد.
در يك جامعه باز گروهها و شخصيتهاي سياسي مستقل از حاكميت و قشرهاي مختلف ملت، به منظور مخالفت يا موافقت با سياستها و خط مشيهاي حاكميت، مردم را دعوت به راهپيمائي مينمايند و حاكميت با ارزيابي نظرات و رضايت يا رضايتي مردم در سياستهاي خود تجديدنظر كلي نموده و يا سياستهاي جديد اتخاذ مينمايد.
حال اگر تصميمگيرندگان در باره جنگ صادقانه ميخواهند مردم در باره جنگ اظهارنظر نمايند و اين امر را ضروري تشخيص دادهاند، به نظر نهضت آزادي ايران،شيوه پيشنهاد شده كافي و وافي به مقصود نبوده و نميتواند منتهي به حل مسئله و دستيابي به پاسخي درست، مفيد و قابل استناد گردد. بنابراين پيشنهاد ميكنيم به جاي آن از راهحل دقيقتر و بيشائبهتر و مطمئنتر و حتي سهل و سادهتر همهپرسي كتبي و مخفي ـ يا رفراندوم ـ به صورت آزاد و قانوني همراه با نظارت مردم استفاده شود. البته در آن صورت موضوع رفراندوم و سؤالي كه از مردم ميشود بايد با عباراتي ارائه گردد كه با مقايسه جوابهاي مثبت و منفي نظر اكثريت ملت در باره سياست جنگي معلوم گردد تا حاكميت در اتخاذ سياستهاي جنگي تكليف خود را بداند.
موضوع دعوت به راهپيمائي و يا عنوان رفراندوم نميتواند شعار متداول جنگ، جنگ تا پيروزي و يا تا رفع فتنه در عالم باشد، شعاري كه محتوي و منتهاي آن معلوم نيست و تا كنون به طور صريح تعريف نشده است.
به نظر ما به دليل شرايط جنگي و مسأله امنيت ملي لازم است رفراندوم به شكلي انجام گيرد كه دستاويزي براي دشمن متجاوز نشود.
در صورتيكه رفراندوم ميسر و مصلحت نيست حاكميت ملزم است به مخالفين سياست جنگي خود نيز مجال و امنيت بدهد، در روز ديگري راهپيمائي و ابراز نظر نمايند تا از مقايسه دو جمعيت استنتاج صحيحي به عمل آمده نظر اكثريت مردم روشن و مشخص شود.
طبيعي است كه اگر دعوت به راهپيمائي يا رفراندوم تحت عنوان حمايت و تجليل از رزمندگان و محكوم ساختن متجاوز به ايران يا ابراز نفرت نسبت به صدام باشد اكثريت قريب به اتفاق مردم با چنين عناويني موافقند و كمتر كسي است كه فداكاريها، ايثارگريها، شهادتها و حماسههاي رزمندگان غيور را نستايد و به آنها دعا نكند يا تجاوز عراق و جنايات رئيس جمهورش را محكوم ننمايد. بديهي است چنان تجمع و يا رفراندومي به منزله تأييد سياست جنگي حاكميت تلقي نميگردد. توجه بدين نكته نيز لازم است كه اجتماع و راهپيمائي تعدادي از مردم در خيابانها و دانشگاه تهران ولو به يك ميليون هم تخمين زده شود، درصد نسبتاً اندكي از مجموع جمعيت تهران و شهرهاي مجاور را كه بالغ بر 8-9 ميليون ميگردد را تشكيل ميدهد و بنابراين دلالتي بر نظر اكثريت مردم و يا حقانيت مواضع حاكميت و يا ادعاي مورد نظر آنان نمينمايد. از طرف ديگر خيل ماشينها و سيل خانوادههائي كه شبهاي ماه مبارك رمضان به منظور فرار از خطرات بمبارانهاي دشمن شهر را ترك ميكنند ولو تعدادشان به حدود يك ميليون تخمينزده شود نميتواند از نظر منطق آماري مبنائي براي مخالفت با جنگ محسوب گردد.
( ( (
به نظر نهضت آزادي ايران عملي كه آقاي هاشمي رفسنجاني پيشقدم و پيشنهاددهنده آن شده است ميتواند به طور كلي و اصولي در صورتي كه مورد دستاويز دشمن قرار نگيرد، كاري مفيد باشد ولي اين وضع در صورتي امكانپذير است كه به دور از ابهام و شبهه و ميدان دادن به تعبير و تلقينهاي بيحساب و كتاب، كه خود باعث فتنه و فساد خواهد شد، با صراحت و امانت و عدالت كافي، يك مراجعه عمومي به عامه ملت به عمل آيد. عامه ملتي كه شريك در انقلاب، سهيم در حقوق و مزاياي مملكت و در سرنوشت خود و نسل آينده هستند.
اللهم اهدنا من عندك و افض علينا من فضلك
نهضت آزادي ايران
18/3/1364
