تاسيس دفتر حافظ منافع، در آستانه‌ی درگيری نظامی گفت‌و‌گو با ابراهيم يزدی و عزت‌الله سحابی، مريم محمدی، ١٥/٤/١٣٨٧

 

درباره‌ي پيشنهاد گشايش دفتر حافظ منافع امريکا در تهران

تاسيس دفتر حافظ منافع، در آستانه‌ي درگيري نظامي

گفت و گو با ابراهيم يزدي و عزت‌الله سحابي، مريم محمدي، 15/4/1387

روزنامه واشنگتن پست چند روز پيش خبري مبني بر احتمال گشايش دفتر حافظ منافع امريکا در تهران منتشر کرد. به گزارش سايت تابناک، مقامات وزارت خارجه ايران به اين خبر واکنش نشان داده و اظهار کرده‌اند که اگر اين درخواست از مجاري رسمي دريافت شود، مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

اين به معناي نوعي حضور ديپلماتيک آمريکا در ايران است و در اوج شايعات و اخبار ضد و نقيض درباره روابط ايران و آمريکا که از احتمال حمله نظامي به ايران تا توافقات جدي بر سر بسته‌هاي پيشنهادي ايران و غرب را مطرح مي‌کند، با اهميت تلقي مي‌شود.

 

در اين مورد با دو تن از مقامات دولتي سابق در دولت موقت آقايان ابراهيم يزدي، دبير کل نهضت آزادي ايران و آقاي عزت‌الله سحابي، از سياست‌مداران طيف ملي مذهبي در ايران گفت و گو کردم. آقاي يزدي در مورد اين خبر مي‌گويد:

خب، منبع خبر روزنامه‌هايي در امريکا هستند. دفتر حفاظت منافع براي امريکا در تهران، در سفارت سوئيس وجود دارد. و دفتر حفاظت منافع ايران در سفارت پاکستان در واشنگتن وجود دارد.

اما اشکالي که طي سال‌هاي گذشته بوده اين است که در حالي‌که دفتر حفاظت منافع ايران در سفارت پاکستان در واشنگتن، خدمات کنسولي به مراجعين مي‌دهد، دفتر حفاظت منافع امريکا، در سفارت سوييس درتهران، به ايرانياني که مراجعه کرده‌اند، خدمات کنسولي نمي‌داده است و اين مشکلي براي ايرانيان به‌وجود آورده بود.

به‌طوري که ما مي‌دانيم هر سال هزاران ايراني بنا به دلايل گوناگون، مجبور بوده‌اند به آمريکا بروند و براي اين‌که ويزا بگيرند، در کشورهاي مختلف سرگردان بودند، هزينه‌هاي بسيار سنگيني را متحمل مي‌شدند. چون بايد به دوبي بروند يا قبرس و يا ترکيه و يا جاهاي ديگر، و درخواست ربدهند، برگردند و دوباره بروند.

 

آقاي يزدي، ضرورت اين کار چرا الان و در اين شرايط احساس شده؟

‌از مدت‌ها قبل اين بحث مطرح بوده است. حتي يک بار خود من در يک مقاله‌اي نوشتم چرا دولت ايران نسبت به منافع ايرانيان، بي‌تفاوت است. ايران بايد از ‌امريکا بخواهد که دفتر حفاظت منافعش را در تهران فعال بکند تا در خود تهران به ايرانيان خدمات کنسولي بدهند.

يکي از مقامات در آن موقع به من جواب داد که اگر ما اين کار را بکنيم، تعداد کثيري از ايرانيان در برابر دفتر حفاظت منافع امريکا تجمع مي‌کنند و آبروريزي مي‌شود.

خب، اين يک راه دارد. خدمات کنسولي از اين نوع را بگذارند در جزيره کيش. يعني مي‌توانند با آمريکايي‌ها توافق بکنند که امريکايي‌ها، اين خدمات را در کيش بدهند. ايراني‌ها به آنجا بروند و با توجه به امکانات اينترنتي لزومي ندارد همه بروند آن‌جا جلوي سفارت.

اگر دفتر حفاظت منافع در تهران فعال بشود، مي‌توانند از طريق اينترنت، درخواست‌ها و پرسش‌نامه‌ها را پر بکنند، بدهند، نوبت بگيرند و سر موقع معين، تعداد معيني هر روز مراجعه کنند.

اين خبر که حالا مصمم هستند که اين کار را بکنند، خبر خوبي است. حرکتي است به نفع ايرانياني که به هرحال مي‌خواهند به امريکا سفر کنند و نياز به ويزا دارند.

 

آقاي يزدي، ايجاد چنين دفتري فراتر از امکانات تسهيلاتي براي مسافران،‌ آيا تاثير سياسي در رابطه بين ايران و آمريکا نخواهد داشت؟

قطعاً همين‌طور است. اگر ايران و آمريکا در مذاکرات مستقيم رسمي، علني يا غير‌علني، بخواهند مسايل خودشان را حل بکنند و بخواهند آرام آرام به سمت و سوي برقراري روابط حرکت بکنند، گام اول توافق، فعال کردن دفتر حفاظت منافع آمريکا در تهران است. اين بازتاب اوليه‌اش، سياسي نيست. ولي پيامد سياسي دارد‌ و خواهد داشت.

 

سوال ديگري که ممکن است وجود داشته باشد اين است که آيا دولت ايران مي‌تواند حفاظت چنين دفتري را در تهران، در مقابل حملات برخي تندروها تأمين بکند‌؟

دولت کنوني، نماينده‌ي افراطي‌ترين گروه‌هايي است که از اين صحبت‌ها مي‌کنند. اگر در زمان اين دولت، اين تصميم عملي بشود که شواهد و دلايلي هم وجود دارد که امکان آن را بسيار بالا مي‌برد؛ قطعاً اين عمل بدون موافقت و تأييد و تصويب شوراي عالي امنيت ملي و بدون تأييد اين تصميم از طرف مقام رهبري، امکان‌پذير نيست.

بنابراين اگر چنين بشود، آن گروه‌هاي افراطي که شما اشاره مي‌کنيد، علي‌الاطلاق تحت کنترل و مهار همين قشرها هستند. من تصور نمي‌کنم که اگر اين کار در زمان اين دولت انجام بگيرد، آن گروه‌هاي تند اعتراضي داشته باشند و مخالفت بکنند؛ کما اين‌که سخنگوي وزارت خارجه هم گفته است که اين موضوع در دست بررسي است. اطلاعاتي هم که ما داريم تاييد مي‌کند که ايران در حال بررسي است.

 

آقاي يزدي، فکر مي‌کنيد اين تصميم مخالفيني هم در ميان دولت و حاکميت فعلي داشته باشد؟

قطعاً مخالفيني با يک چنين کاري وجود دارد. اما منطق آن‌ها، ضعيف است اگر مخالفتي وجود داشته باشد که دارد، بيشتر در ميان همين گروه‌هاي تند و تيزي است که در برخي از نهادها وابسته هستند.

در ميان نيروهاي به اصطلاح راست، يا اصول‌گرا، بنيادگرا ـ هر چه اسم خودشان را مي‌گذارند ـ ‌کساني هستند که به شدت مخالف هستند. اما همان‌طور که عرض کردم اگر در اين دولت با آن شرايط صورت بگيرد، من تصور نمي‌کنم هيچ يک از آن‌ها تظاهري به مخالفت بکنند.

 

آقاي عزت‌الله سحابي در اين باره مي‌گويد:

بله، به نظرم اقدام مناسبي است از طرف آمريکا. چون امريکا در ايران دفتر حفاظت منافع دارد که همان سفارت سوييس است. وليکن اين‌که دفتر مستقيم به نام خودش باشد، به نظر من يک چراغ سبزي است از سوي آمريکا براي اين‌که مي‌خواهد روابط با ايران را نزديک‌تر بکند.

 

آقاي سحابي در پاسخ به اين سوال که آيا حفاظت از چنين دفتري براي دولت ايران در تهران مقدور خواهد بود يا خير، گفت:

البته اگر دولت بخواهد، مقدور است. حاکميت بخواهد، کاملاً مقدور است، بله!

 

آقاي سحابي، به نظر شما چرا اين مساله در شرايط فعلي طرح مي‌شود؟

ما روند حوادث را خيلي بد مي بينيم. روز به روز هم دارد خطرناک‌تر مي شود. وليکن دولت ما هميشه در آخرين لحظات، دقيقه نود! يک تصميماتي مي‌گيرد. مثل جنگ که قطعنامه ۵۹۸ را بالاخره آن لحظاتي که وضع خيلي خيلي خراب شده بود، پذيرفتند. يا قضيه گروگان‌ها را در بدترين موقع، خيلي دير، حاضر شدند حل بکنند.

اين است که بنده روي اين تجربه‌اي که از حاکميت ايران دارم، فکر مي‌کنم که اين‌ها خيلي هم مخالفتي با اين روند نکنند.

 

آقاي سحابي، اگر اميد به گشايش مشکلات بين ايران و امريکا،مشوق چنين اقدامي باشد؛ آمريکا در هاوانا پايتخت کوبا هم سال‌ها است که اين دفتر را دارد و ظاهراً نتيجه مثبتي هم تا به حال به‌دست نيامده؟

خب، آن‌جا تا زماني که کاسترو بود، کاسترو،‌ ژستي داشت که‌ با امريکا مقابله کند. الان که رائول آمده، تحولات زيادي را در داخل کوبا شروع کرده است. به نظر من کوبا هم به طرف بهبود روابط مي‌رود.

 

آقاي سحابي، فکر مي‌کنيد که اين کار متقابلاً در امريکا هم اتفاق بيفتد، يعني ايران هم دفتري در آن‌جا باز بکند؟

‌از اين حاکميت ما همه کار برمي‌آيد. درحيني که فحش مي‌دهد به آمريکا، ممکن است همين کار را هم بکند. چون از قراري که شنيديم، در آن بسته پيشنهادي دولت ايران، يک چراغ سبزي نشان داده‌اند. من بعيد نمي‌دانم.