تحزب در جناح راست، دستاورد اصلاحات
گفت و گوي خبرنگار روزنامه كارگزاران با محمد توسلی رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران

23/2/1387
تبدیل ستادهای رایحه خوش خدمت به یك حزب سیاسی و تشكیل حزب نواندیشان توسط آقای امیر محبیان كه هر دو در درون جناح راست رخ دادهاند را میتوان مجموعا اقدامی مثبت و در راستای تقویت فرهنگ تحزب در كشور دانست. بیشك تقویت و توسعه فعالیت حزبی و تشكیلاتی میتواند زمینهساز برقراری دموكراسی در كشور باشد. اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، فعالیت احزاب و انجمنهای صنفی را حتی بدون اخذ پروانه فعالیت از كمیسیون ماده 10 احزاب، علیالاطلاق آزاد دانسته است. از سوی دیگر، در قانون احزاب مصوب مجلس اول شورای اسلامی و بهرغم اعمال برخی تغییرات در آن، هنوز هم طبق این قانون فعالیت احزاب در كشور آزاد است و برای این كار نیازی به اخذ پروانه از كمیسیون ماده 10 وجود ندارد.
آنچه این روزها به عنوان ضرورت اخذ پروانه فعالیت احزاب مطرح است، تنها برای كسب شخصیت حقوقی توسط احزاب است و این مسئله پیششرطی برای فعالیت احزاب و انجمنهای صنفی كه در قانون اساسی بر آن تاكید شده، نیست.
با این حال و با وجود تصریح این قوانین، افرادی پس از انقلاب در راس وزارت كشور قرار گرفتند كه در اقلیت مطلق مجلس خبرگان قانون اساسی بودند اما به سبب مخالفت با احزاب، اجرای قوانین مربوط به آن را مرتب به تعویق میانداختند.
همین مقاومت در برابر اجرای قوانین مربوط به احزاب و تجربه تحولات دهههای 60 و 70 بود كه باعث شد گفتمان توسعه سیاسی و متشكلكردن مشاركتهای سیاسی و اجتماعی مردم در قالب احزاب و انجمنهای صنفی به گفتمان غالب بدل شود. این تغییر گفتمان و الزامات فعالیت سیاسی هم بود كه باعث شد حتی آنهایی كه پیش از دوم خرداد هیچ اعتقادی به حزب و اصل تحزب نداشتند، محافل و گروههای خود را تبدیل به احزاب رسمی كردند. نمونه شاخص این مسئله تبدیل هیاتهای موتلفه اسلامی به حزب موتلفه اسلامی بود.
در واقع اتفاقی كه پس از دوم خرداد در جامعه سیاسی ایران افتاد، این بود كه علاوه بر اصلاحطلبلان، حتی آن دسته از نخبگان و عقلگرایان جناح راست نیز آگاه شدند كه برای حضور اجتماعی باید به صورت تابلودار و با شناسنامه فعالیت كنند و از اینرو تشكیل احزاب در این جناح نیز باب شد.
اگر به خاطر داشته باشیم تا همین چند سال پیش بود كه بسیاری از افراد عدم عضویت خود در احزاب و گروههای سیاسی را به عنوان یك ارزش مطرح میكردند اما این امر در شرایط كنونی شاید در برخی موارد یك واقعیت باشد اما دیگر ارزش نیست و این از دستاوردهای انقلاب اسلامی و جنبش اصلاحات است كه طی یك فرآیند در سه دهه گذشته روی داد. از این روست كه بنده معتقد هستم برخلاف برخی اظهار نظرات كه نگاهی مطلقا منفی به تحولات سه دهه اخیر دارند و به رغم تمام افت و خیزها و كاستیها، فرآیند اصلاحی ایران رو به تكامل و پیشرفت است.
همچنین تجربه كشورهایی كه توانستند دوران گذار به دموكراسی را با موفقیت طی كنند هم نشان میدهد كه طی این مسیر جز توسط تقویت احزاب، تربیت افراد در درون احزاب و پاسخگو بودن احزاب در قبال مسوولیتها میسر نیست.
امروز همه به این نتیجه رسیدهاند كه دستیابی به توسعه و دموكراسی بدون تقویت انجمنهای صنفی، مدنی و احزاب، بیمعناست و به عبارت دقیق، راه دموكراسی از توسعه احزاب میگذرد.
حركت جناح راست به سوی فعالیت حزبی و بهخصوص اینكه آقای احمدینژاد و دوستانشان از ضدیت با تحزب و اعتقاد به اینكه احزاب ضد اسلام هستند، به این نتیجه رسیدهاند كه باید از حالت محفلی خارج شده و به صورت یك تشكیلات شناسنامهدار حزبی در بیایند هم در چارچوب همین فرآیند قابل تحلیل است.
نهضت آزادی ایران بهرغم آنكه خود از داشتن پروانه فعالیت حزبی به دلایلی كه همگان از آن آگاهند، محروم است، اما همواره از توسعه تحزب در ایران به هر شكل ممكن و در هر جناح سیاسی استقبال كرده است.
بنده اطمینان دارم با وجود احزاب متعدد و فراوان در كشور، به سبب اینكه این احزاب غالبا در اهداف با یكدیگر همپوشانی دارند، آنها اندك اندك در یكدیگر ادغام خواهند شد و ما در كشورمان در آینده از چند حزب پرقدرت حرفهای برخوردار خواهیم شد؛ فرآیندی كه شاید زمان بر باشد اما اجتنابناپذیر است.
