تحليل نهضت از حوادث تأسف‌بار اخير تاريخ: ٢٤/٠٤/٧٨

title

شماره: 1685

تاريخ:24/04/1378

تحليل نهضت آزادي ايران از حوادث تأسف‌بار اخير

  حوادثي كه در ده روز گذشته در كشورمان رخ داده است، به لحاظ گستردگي و شدت خشونت نيروهاي درگير داراي اهميت بسياري است. اين رخدادها نشان داد كه اگر جريانها، جناحها، احزاب و گروههاي سياسي اصلاح‌طلب و محافظه‌كار، چه در درون حاكميت و چه بيرون از آن، حاضر به قبول و تمكين به قواعد و مقررات تقابل‌هاي سياسي قانوني نشوند، چه خطراتي مي‌تواند در كمين كيان كشور باشد.

  مي‌توان گفت كه اين رويدادها از نقطه‌اي آغاز شد كه جناح محافظه‌كار در مجلس شوراي اسلامي، در راستاي برنامه محدود و محصور كردن مطبوعات مستقل كشور بر تصويب طرحي كه تهيه شده بود، به رغم مخالفت دولت، بسياري از مطبوعات و اكثريت قاطع دانشجويان و انديشه‌ورزان خيرخواه نظام جمهوري اسلامي پافشاري نمود.

  البته در يك تقابل مدني و قانونمند، گروه قدرتمند محافظه‌كاران در مجلس مي‌تواند از حق دموكراتيك خود استفاده كرده، هر نظر و برنامه‌اي را در چارچوب ضوابط قانوني مطرح كند و بر تصويب آن اصرار ورزد. چنين كاري يك رفتار سياسي نامتعارف نيست، اما سابقه نشان مي‌دهد كه اين جريان در هر جا كه كم مي‌آورد، پاي رهبري را به ميان مي‌كشد و آن چنان عمل مي‌كند كه گويي تمامي تصميمات و فعاليتهاي اين جريان مورد تأييد مقام رهبري است. حركت اخير جريان ياد شده نه تنها يك رفتار نامتعارف و دور از خردورزي بود، بلكه با توجه به حركتهاي بعدي از نوعي تعمد و غرض‌ورزي ‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خاص براي تحريك حكايت مي‌كرد. اين تحريك هنگامي قوت گرفت كه بلافاصله پس از تصويب كليات طرح قانون مطبوعات در مجلس، دادگاه ويژه روحانيت وارد عمل شد و روزنامه سلام را بر خلاف اختيارات قانوني مطبوعات توقيف كرد.

  در واكنش به اين دو تهاجم معنادار، در روز 18 تيرماه اعتراضي ملايم و قانونمند توسط دانشجويان در يك محيط محدود صورت گرفت. اگرچه در اين حركت اعتراضي، برخي از عناصر تندرو بدون رعايت ضوابط مبارزه قانوني و عقلانيت مدني شعارهاي نامناسبي سر دادند، اما همه چيز در حوالي نيمه شب آرام و پايان گرفت. ولي ناگهان پرده سوم نمايش قدرت با يورش نيروهاي ويژه انتظامي به خوابگاه دانشجويان در سحرگاه آن شب، همراه با گروهي در لباس مبدل اما مجهز به انواع وسايل ضرب و شتم و كشتار آغاز شد و مهاجمان صحنه هايي را به وجود آوردند كه حتي به اقرار مقامات مسئول كشور، غيرانساني ، ددمنشانه و در تاريخ چند دهه گذشته ايران بي‌سابقه بود. يورش يگانهايي از نيروهاي انتظامي بدون موافقت و يا اطلاع مقامات وزارت كشور و يا هماهنگي با مقامات دانشگاهي تبديل به يك انفجار سياسي شد. هزاران نفر از دانشجويان و مردمي كه نگران سرنوشت دانشجويان بودند به خيابانهاي اطراف خوابگاه و دانشگاه تهران ريختند. دانشجويان براي تأمين درخواستهاي خود دست به اعتصاب وتحصن زدند. دانشجويان دانشگاههاي تبريز، اصفهان، مشهد و همدان نيز به حمايت برخاستند و در تبريز تظاهرات دانشجويان به خاك و خون كشيده شد.

  در واكنش به اين حوادث اقدامات به موقع شوراي امنيت ملي اگرچه تأمين‌كننده تمامي خواسته‌هاي دانشجويان نبود، مي‌توانست آغاز خوبي براي حل مسالمت‌آميز بحران باشد و اگر گام بلندتر با عزل يا استعفاي فرمانده نيروي انتظامي برداشته مي‌شد به احتمال قريب به يقين بحران فروكش مي‌كرد. اما حوادث بعدي نشان داد كه حمله به خوابگاه دانشجويان و آن صحنه‌هاي شرم‌آور، حمله به مغازه‌ها و بانكها، آتش زدن ماشينها و … سردادن شعارهاي تند تحريك‌آميز عليه رهبري، هيچ يك بدون برنامه و هدف نبوده است. كساني كه با تاريخ آشنايي دارند مي‌توانند به سادگي معنا و مفهوم آن حملات و حركتهاي بعدي را درك كنند. اين گونه برخوردها در كشورهاي جهان سوم روشهاي شناخته شده كلاسيك در تقابل نيروهاي محافظه‌كار با اصلاح‌طلبان مي‌باشد.

  رأي اكثريت بزرگي از مردم كشورمان به آقاي خاتمي در واقع تجلي اراده ملت ايران براي گذار آرام، قانونمند و مطمئن جامعه به يك نظام مردم سالار در چارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بوده است. جريانهاي افراطي، خشونت‌طلب و بي‌اعتقاد به ركن جمهوريت و به مردم‌سالاري و حاكميت قانون در طي دو سال گذشته از هيچ حركتي براي جلوگيري از ادامه اين فرايند اجتناب‌ناپذير و رو به رشد خودداري نكرده‌اند. هدف اصلي اين جريانها ايجاد وضعيتي است كه آقاي خاتمي را قبل از پايان دوره چهارساله رياست جمهوري وادار به استعفا و كناره‌گيري كند. چنين به نظر مي‌رسد كه محور اصلي در اين برنامه ايجاد تقابل ميان مقام رهبري و رئيس جمهور است. حركات خودسرانه گروهي در وزارت اطلاعات، كه وزير آن احتمالاً با نظر رهبري برگزيده مي‌شود، يورش وحشيانه يگانهايي از نيروي انتظامي به خوابگاه دانشجويان،كه قانوناً زير نظر فرمانده كل قوا قرار دارند، شركت فعالانه و منسجم گروههاي فشار، هماهنگي سازمان صدا و سيما – كه طبق قانون اساسي زير نظر مستقيم مقام رهبري قرار دارد – با اين برنامه‌ها، غوغاسالاري روزنامه‌هايي كه مديران آنها منصوب مقام رهبري هستند و عملكرد قوه قضائيه، همه در اين جهت است كه پاي مقام رهبري را به اين ماجراها بكشانند و سياستها و اهداف خود را با چنين پوششي به پيش ببرند. نهضت آزادي ايران چنين تقابلي را نه به نفع مقام رهبري و كيان كشور مي‌داند و نه به نفع هيچ يك از مسئولان كشور و يا محافظه‌كاران و اصلاح‌طلبان.

  جريانهاي معتقد به استراتژي براندازي نيز از چنين برنامه‌ها‌يي كه در نهايت منجر به ناكامي رئيس جمهور براي توسعه سياسي و حل مسالمت‌‌آ‍ميز و مدني مسائل و مشكلات مي‌شود، نه تنها استقبال مي‌كنند، بلكه خود با تمام نيرو به آنها دامن مي‌زنند. در حوادث شوم روزهاي اخير، بسياري از نيروهاي اصلاح‌طلب از جمله نهضت آزادي ايران نگراني عميق خود را از حضور و تأثير اين عناصر، آشكارا ابراز كردند و جنبش دانشجويي و رهبران آن را به خويشتن‌داري و پرهيز از گرفتار شدن در دام اين جريانها توصيه كردند. براساس چنين تحليل و نگرشي، نهضت آزادي ايران از تصميم مشترك شوراي متحصنين دانشجويان و دفتر تحكيم وحدت در مورد توقف موقت فعاليتهاي دفاعي به منظور دادن مهلت و فرصت به دولت و مقامات مسئول براي تأمين خواسته‌هاي دانشجويان استقبال كرد و حمايت خود را طي اطلاعيه مورخ 23/4/78 اعلام نمود. اما فروكش كردن بحران و آرامش پديدآمده را نبايد به معناي حل قطعي بحران تصور كرد.

  نهضت آزادي ايران از رياست محترم جمهوري و شوراي امنيت ملي مي‌خواهد كه اولاً با نمايندگان دانشجويان به گفتگو بنشينند و به درخواستهاي منطقي آنان هرچه سريعتر پاسخ دهند، ثانياً دست به چاره‌جوئي‌هاي اساسي بزنند تا از تكرار حوادثي نظير آنچه در 18 تيرماه و روزهاي بعد رخ داد پيشگيري گردد. بايد اقداماتي انجام گيرد كه وزارت كشور بتواند مسئوليت مستقيم حفظ امنيت داخلي كشور و اداره نيروهاي انتظامي را بر عهده گيرد و در برابر افكار عمومي و مجلس شوراي اسلامي پاسخگو باشد.

  در شرايط كنوني بايد كوشش كرد كه فضا براي ادامه گفتمانهاي مدني ميان جناحهاي مختلف درون و بيرون حاكميت، ميان اصلاح‌‍‌‌طلبان و محافظه‌كاران همچنان باز نگاه داشته شود. ممكن است گروهها و جريانهاي قدرتمند درون حاكميت به جاي عبرت‌اندوزي از حوادث اخير جهت اصلاح سياستها و عملكردهاي خود، از آنها به عنوان بهانه‌اي براي بستن فضاي سياسي كشور استفاده كنند. برخي از روزنامه‌هاي غوغاسالار و خشونت‌طلب، با جوسازي و اشاعه اكاذيب، نهضت آزادي ايران را كه همواره به طور صريح با هر گونه خشونت و تشنج مخالفت ورزيده است، متهم به مشاركت در ايجاد تشنج مي‌كنند تا زمينه را براي وارد كردن فشار بيشتر بر نهضت آزادي ايران و دستگيري فعالان نهضت آزادي و ساير نيروهاي ملي- مذهبي با سابقه كشور فراهم سازند.

  اگر تمامي نيروهاي اصلاح‌طلب و محافظه‌كار از وقايع بسيار تلخي كه در روزهاي گذشته رخ داده است عبرت بگيرند شايد بتوان گفت كه زيانها و خسارات جاني و مالي وارد شده ارزش چنين دستاوردي را داشته است وگرنه بايد بر آنچه گذشته است سوگمندي مضاعف داشت كه هرگز چنين مباد.

نهضت آزادي ايران