تلاش دولت موقت براي جلوگيري از جنگ تحميلي عراق
اخيراً برخي از دشمنان انقلاب اسلامي و تحت تأثير جوسازيهاي آنان عدهاي از مسلمانان ناآگاه مدعي شدهاند كه جنگ و تجاوز ارتش عراق عليه ايران در اثر سهلانگاري دولت موقت بوده است.
براي رفع هرگونه سوءتفاهم افراد ناآگاه و جلوگيري از توطئه مغرضين توضيحات زير منتشر ميشود:
دولت موقت در 15 آبان 1358 استعفا داد و جاي خود را به دولت شوراي انقلاب سپرد. ارتش بعثي عراق در شهريورماه 1359 يعني ده ماه پس از استعفاي دولت موقت در زمان نخستوزيري مرحوم رجايي به ايران حمله كرد.
نسبت سهلانگاري به دولت موقت به خاطر جنگ عراق عليه ايران خيلي بيانصافي و به دور از تقوي اسلامي است.
آنها كه چنين مسئلهاي را مطرح ميسازند يا از مسائل سياسي به دور بوده و بياطلاع هستند و يا خداي ناكرده مغرض و نسبت به دولت موقت كينهتوز و يا آنكه اسير جو سياسي بيمارگونه موجود. آخر چطور ممكن است كساني خود را مسلمان بدانند و خود را در مسائل سياسي هم صاحب نظر بدانند و اين چنين قضاوت كنند؟ دولت موقت كجا و تجاوز عراق به ايران كجا؟
درست برعكس، آنچه اين برادران ادعا كردهاند، موضع دولت موقت در برابر دولت عراق از موضع قدرت و بسيار قاطع و واقعبينانه بوده است.
همه ميدانند كه از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، رژيم بعث عراق درصدد حمله به ايران بوده است و تدارك ميديده و تحريكات مينموده است. حمله نظامي به ايران بعد از پيروزي انقلاب قابل پيشبيني بود. در تمام انقلابات جهان، بعد از پيروزي و سقوط نظام كهنه و پوسيده گذشته، در دورهاي كه نظام جديد و جامعه دوره انتقال را ميگذراند و نظام جديد هنوز كاملاً مستقر نشده است، نيروهاي ضدانقلاب در خارج كشور متمركز شده و از آنجا حمله را آغاز ميكنند تا به خيال خود مانع استقرار نظام جديد شده و آن را ساقط سازند. در انقلاب ايران نيز همين امر پيشبيني ميشد و لذا حمله عراق به ايران غيرمنتظره نبود. دولت عراق تصور ميكرد در ايران بعد از پيروزي انقلاب، هرج و مرج حاكم است و به دليل تعدد مراكز قدرت ميتواند با تحريكات خود و ايجاد زمينه مساعد حمله را آغاز نمايد. مردم ما به خاطر دارند كه در اسفندماه 57 يعني در زماني كه هنوز يك ماه از عمر دولت موقت ميگذشت، هواپيماها و هليكوپترهاي عراقي دهات مرزي ايران را در غرب بمباران كردند. در آن زمان عناصر و گروههاي مرموزي، دست به تحريكات شديدي عليه دولت موقت زدند و از دولت خواستار مقابله به مثل و شدت عمل شدند. اما آنها هرگز نميگفتند دولت موقت آنهم در اسفند 57، با كدام نيروي مسلح بايد به مقابله با عراق برود و شدت عمل به خرج بدهد؟ آنها كه دولت موقت را به حمله متقابل نظامي به عراق تشويق ميكردند هيچگاه به مردم نميگفتند كه عراق چرا حمله كرده است و چه اهدافي دارد و يا چگونه بايد به خنثي ساختن اين توطئه پرداخت.
حمله عراق در زماني صورت گرفت كه ارتش شاهنشاهي در برابر اراده ملت و انقلاب به زانو درآمد و بافت اداري ـ نظامي حاكم بر آن از هم گسيخته شده بود. پادگانها تعطيل و متوقف و يا تخليه شده بودند. نيروي انتظامي، شهرباني و ژاندارمري از هم گسيخته و تعطيل شده بودند. نيروهاي مسلح مردمي هنوز تشكل واقعي قابل اعتمادي پيدا نكرده بودند. به موازات تخليه پادگانهاي نظامي اسلحه فراواني به دست مردم بويژه نيروهاي نامطمئن افتاده بود. اين تنها مردم مومن و علاقمند به انقلاب نبودند كه اسلحه به دست گرفته بودند. ساواكيها و سلطنتطلبان، گروههاي منحرف ضد اسلامي و ضد انقلاب نيز مسلح شده بودند. درست است كه دولت انقلاب روي كار آمده بود اما هنوز قدرت دولت به طور كامل و وسيع مستقر نشده بود. توطئه بود كه در چنين شرايطي جنگ را، چه در كردستان و چه در مرزهاي غرب و جنوب ايران بر ما تحميل كنند به طوري كه دولت مجبور شود از تنها راه يعني ارتش براي مقابله استفاده نمايد و از اين رهگذر، ارتش به طور زودرس منسجم شود. به اين ترتيب در حاليكه هنوز تصفيه لازم در ارتش صورت نگرفته است ارتش منسجم شده كه ظاهراً هم در جنگ با عراق پيروز شده است با قدرت جديدي، اما اين بار، نه بهعنوان ارتش شاهنشاهي بلكه ارتش جمهوري اسلامي ايران پاك و منزه! در صحنه حضور پيدا ميكند و به عنوان يك روزنه اميد براي برنامههاي احتمالي دشمن باقي بماند. نظير همين توطئه در كردستان نيز مطرح شده بود و يكي از محورهاي اصلي و عمده تحريكات و توطئههاي دشمنان انقلاب اسلامي در كردستان تحقق همين هدف بوده است كه دولت موقت را مجبور سازند تا ارتش را به كردستان اعزام دارد، تا در يك مقابله و درگيري نظامي ارتش مجدداً به طور زودرس منسجم گردد. و اين از واقعبيني دولت موقت بود كه تن به چنين تحريكات و توطئههايي نداد و تسليم نشد.
در چنين وضعيتي چه كساني جز دشمنان انقلاب اسلامي و مزدوران اجانب و دوستان نادان به دولت موقت حمله ميكردند كه چرا به عراق حمله نميكند! و شدت عمل بخرج نميدهد؟!
از نظر دولت موقت مسئله تنها اين نبود كه عراق درصدد حمله به ايران است بلكه مسئله اين بود كه با توجه به ماهيت شناخته شده رژيم بعثي صدام در عراق آيا انقلاب ايران بايد طوري رفتار كند كه بهانهاي به دست آن رژيم بعثي بدهد تا حمله خود را توجيه كند يا برعكس بايد تمهيداتي را به كار گرفت كه مانع حمله عراق به ايران شد و يا حداقل زمان حمله را هرچه بيشتر به تعويق انداخت تا شرايط داخلي به آنچنان انسجام برسد كه بتوان در براي تهاجم نيروهاي خارجي مقاومت كرد و آن را دفع نمود. دولت موقت روش اول را انتخاب كرد يعني كوشيد توطئه عراق را خنثي كند و از درگيري در زماني كه به نفع دشمن است اجتناب ورزد.
در برابر اين توطئهها دولت موقت از موضع قدرت اما صريح و قاطع و با يك ديپلماسي حساب شده با دولت عراق برخورد نمود. روش و عملكرد دولت موقت باعث شد كه دولت عراق كتباً طي يادداشتي رسمي به دولت ايران به بمباران دهكدههاي مرزي توسط هواپيماهاي خود اعتراف و ضمن قبول اشتباه و عذرخواهي آمادگي خود را براي پرداخت غرامت خسارات وارده اعلام نمايد.
به دنبال اين يادداشت نمايندگاني از جانب دو دولت دهكدههاي مرزي را براي تعيين ميزان خسارت بازديد نمودند. ادامه امر تا وصول خسارات بعد از استعفاي دولت موقت به دولت شوراي انقلاب محول گرديد كه ما از نتايج آن اطلاعي نداريم.
آيا اين روش مدبّرانه دولت موقت به مصلحت نزديكتر بود يا تسليم شدن به توطئه و قبول جنگ تحميلي! مگر ادعاي به حق دولت ايران در حال حاضر اين نيست كه ارتش عراق از ايران به كلي برون برود. دولت عراق متجاوز شناخته شود و غرامت خسارات جنگ را بپردازد و اگر دولت عراق اين شرايط بپذيرد و به تجاوز خود اعتراف و آمادگي خود را براي پرداخت غرامت اعلام نمايد آيا دولت ايران نخواهد پذيرفت؟ آيا به مصلحت انقلاب و ايران بود كه دولت موقت عذرخواهي دولت عراق و قبول پرداخت خسارات را نميپذيرفت و تسليم تحريكات توطئهگران و دوستان نادان ميشد و جنگ را ميپذيرفت؟
البته علاوه بر شرايط بالا، در حال حاضر دولت ايران يك شرط ديگري نيز براي پايان جنگ قائل شده است و آن سقوط صدام حسين ميباشد. اما اين شرط را دولت ايران زماني اعلام كرده است كه ارتش بعثي عراق بخش عظيمي از سرزمين ميهن ما را اشغال كرد و هزاران جوان ارزشمند ما را بخاك و خون كشيد و چند ميليون از هموطنان ما را آواره ساخت. جنايات صدام در اين جنگ از آن حدي كه بتواند تنها با قبول اشتباه و پرداخت غرامت خسارات جبران كند گذشته است و هيچ مسلمان متعهد و ايراني وطندوستي در اين شرايط، كه كاملاً با شرايط اواخر سال 57 و اوائل سال 58 متفاوت است، آن را نميپذيرد.
برخلاف آنچه مدعي شدهاند جنگ و تجاوز عراق به دليل سهلانگاري دولت موقت نبوده است و ادعاي ناحق و بدور از تقواي اسلامي تحريف تاريخ و ظلم به ملت قهرمان و شهيدپرور ايران است.
ما به آن برادران مسلمان و ناآگاه كه اين مسائل را مطرح ميسازند اعتراض نداريم. ميدانيم كه جو سياسي عليه دولت موقت و نهضت آزادي ايران و جريان اسلامي منبعث از دانشگاه و تمامي روشنفكران مسلمان بسيار گسترده و قوي و حكايت از يك برنامه ريشهدار مينمايد. احتمالاً اين برادران تحت تأثير اين جو ندانسته چنين نسبتي را به دولت موقت دادهاند. ما به همه برادران مسلمان و متعهد توصيه ميكنيم كه اگر سؤال و ابهام و يا انتقادي از نهضت آزادي ايران و دولت موقت دارند مستقيماً با خود ما تماس بگيرند و اگر توضيحات ما قانعكننده نبود، آنوقت انتقاد و ايراد و حمله را با توضيحات ما يك جا براي اطلاع ملت ايران منتشر سازند و اين به تقواي اسلامي نزديكتر است. والسلام. العاقبه للمتقين
روابط عمومي نهضت آزادي ايران
اول تير 1364
