شماره: 1684
تاريخ:20/04/1378
توضيحي پيرامون حملههاي گسترده هفتههاي اخير
در چند هفته اخير، حملات عليه نهضت آزادي ايران و طيف وسيعي از انجمنها و سازمانهاي دانشجويي قوت و شدت بيشتري گرفته است. در اين مدت، بسياري از افراد و شخصيتهاي متعلق به جناحهاي مختلف، از سردبيران روزنامهها گرفته تا اعضاي شوراي نگهبان و وزراي اسبق و سابق اطلاعات به موضعگيري عليه نهضت آزادي پرداخته، ضمن ايراد انواع تهمتها و نسبت دادن مطالب خلاف واقع، نگراني خود را از خطر بهرهبرداري نهضت آزادي از موقعيت كنوني كشور گوشزد كردهاند. در اين ميان، موضعگيري ناشيانه برخي از سازمانهاي سياسي درون حاكميت و مدعي حمايت از برنامههاي آقاي خاتمي در حمله به دفتر تحكيم وحدت و نهضت آزادي ايران و قرار دادن اين دو در كنار جناح راست و منافقين بيش از همه بحثانگيز بوده است.
مطرح كردن هر يك از اين حملات و دادن پاسخ جداگانه به هر يك از اين دروغها و افترائات نه ضروري و نه مفيد است. كساني كه اين مطالب را مطرح كرده و ميكنند، خودشان آنها را باور ندارند و بهتر از هر كس به بيپايه بودن ادعاهايشان آگاهي دارند. در شرايط كنوني ايران، حتي افرادي با اطلاعات كم سياسي نيز ميدانند كه هيچ وجه تشابهي ميان منافقين و نهضت آزادي و يا دفتر تحكيم وحدت و ساير انجمنها و نهادهاي جنبش دانشجويي وجود ندارد. همه ميدانند كه موانع اساسي موفقيت آقاي خاتمي چه گروهها و نيروهايي هستند.
بنابراين، به جاي پاسخگويي به اين اتهامها و نسبتهاي بياساس بايد به بررسي دليل و انگيزه اين حملات پرداخت.
انگيزه حملات گروهها، شخصيتها و منابع وابسته به جريان راست و محافظهكار تا حدود بسيار زيادي روشن است. اما همصدايي جريانها و گروههاي مدعي حمايت از آقاي خاتمي و جنبش جامعه مدني براي چيست؟ آيا اين همنوايي به علت ترس از فرايند تحولات سياسي ايران و جهتگيريهاي آن نيست؟
يكي از ويژگيهاي حركتي كه در دوم خرداد بروز و تجلي بروني پيدا كرد، بر هم زدن آرايش نيروهاي سياسي ايران و تقسيمبنديهاي مرسوم و رايج “چپ سنتي، راست مدرن و…” و “خودي و غيرخودي” بر اساس مشاركت در قدرت ميباشد. در شرايط كنوني، تنها معيار قابل قبول و مميز تقسيم نيروهاي سياسي – چه در بيرون و چه در درون حاكميت – اعتقاد و باور عملي به حق حاكميت ملت و ركن جمهوريت نظام است.
برخي از نيروها و گروههاي سياسي هنوز نتوانستهاند مواضع، جايگاه و پايگاه سياسي خود را با اين معيار و با شرايط جديد هماهنگ و تنظيم كنند و از اين نكته غافلند كه جنبش دانشجويي در ايران دو ويژگي مهم دارد: ويژگي اول آنكه دانشگاههاي ايران طبقاتي نيستند و دانشجويان تنها به يك قشر يا گروه خاص جامعه تعلق ندارند. دوم آنكه دانشجويان نماينده همه طبقات يا قشرهاي اجتماعي ايران هستند و هرگونه بيان يا اقدام از سوي آنان بيانگر خواستهها، نيازها و شرايط ويژه سياسي جامعه است. اين دو ويژگي زمينههاي اصلي استقلال عمل جنبش دانشجويي را فراهم كرده است. چنين استقلالي همواره جنبش دانشجويي را در طول عمر دانشگاههاي ايران چند گام جلوتر از احزاب و گروههاي سياسي در دفاع از حقوق ملت قرار داده است. بنابراين، تجلي خواستههاي مردم در جنبش دانشجويي از اهميت ويژهاي به لحاظ دفاع از توسعه سياسي برخوردار است. طبيعي است كه اين استقلالخواهي مورد خشم همه كساني قرار گيردكه نزديك به دو دهه دانشگاهها را ابزار قدرت خود كرده بودهاند. از گروههايي نيز كه بر خلاف برنامه رئيس جمهوري براي توسعه سياسي، هنوز جامعه را به دو بخش درون حاكميت يا “خودي” و بيرون حاكميت يا “غيرخودي” تقسيم ميكنند، دور از انتظار نيست به خاطر موضعگيريهاي پريشان خود فقدان جايگاه شايستهاي را در جنبش مستقل دانشجويي احساس كنند و نسبت به تشكلهاي دانشجويي بغض و كينه نشان دهند.
از يادمان نرفته است كه نيروها و گروههاي خودي درون حاكميت دانشگاهها را در سال 60 تعطيل كردند و سپس با يك برنامه بسيار دقيق، استادان و دانشجويان را با معيارهاي تنگ گروهي گزينش نمودند و بخش قابل توجهي از ظرفيت دانشگاهها را به عنوان سهميه به نهادهاي خودي اختصاص دادند. كميته هاي انضباطي دانشجويان و استادان و نمايندگان ويژه مقام رهبري در همه جا تمام حركتهاي دانشجويي را زير نظر قرار داده بودند. اما ناگهان مشاهده ميكنند كه هيچكدام پايگاهي در ميان دانشجويان ندارند. حال اينان چه كسي يا گروهي را بايد ملامت كنند و انگشت اتهام به سوي كدام حزب و جرياني بايد دراز نمايند؟ آنها ديواري كوتاهتر از ديوار نهضت آزادي نيافتهاند. بنابراين به جاي نگاهي به درون و مرور و ارزيابي سياستها و اعمال گذشته خود، فرافكني ميكنند؛ از يك سو لبه تيز حملات خود را به طور گسترده متوجه نهضت آزادي ساختهاند و از سوي ديگر، جنبش دانشجويي را متهم به پيروي و حمايت از نهضت يا همسويي با آن ميسازند. اين نكته اخير حكايت از يك شگرد كهنه و از كار افتاده ديگري نيز دارد. تصور آنها اين بوده كه با چنين ترفندي، جنبش و تشكلهاي دانشجويي و در رأس آنها دفتر تحكيم وحدت را به واكنش انفعالي و موضعگيري عليه نهضت آزادي وادار سازند. اما جنبش دانشجويي نشان داد كه بسيار آگاهتر از آن است كه اينان تصور ميكردهاند.
اگر چه موضعگيريهاي ناشيانه برخي از گروهها و جريانهاي خودي درون حاكميت با استقبال گرم و جانانهاي از جانب محافظهكاران روبرو شد، اما به نظر نميرسد كه بتواند موجب نرم شدن آنها و دادن امتيازي به اين گروهها و جريانها در انتخابات مجلس ششم بشود، ضمن اين كه در عمل باعث جدا شدن هر چه بيشتر اين نيروها از نسل جوان شده است.
بنابراين، به نظر مي رسد كه در شرايط كنوني تمام تلاش محافظهكاران و گروههاي فشار ايجاد پراكندگي در جبهه موسوم به دوم خرداد و تشديد اختلافات بين نيروهاي درون حاكميت و احزاب و گروههاي مستقل بيرون از حاكميت اما وفادار به جامعه مدني است. وارد كردن فشار بر احزاب و مطبوعات مستقل و جنبش دانشجويي بخشي از اين برنامه است.
در چنين شرايطي، كليه نيروهاي مدافع جامعه مدني وظيفه دارند كه با درك شرايط حساس موجود از هرگونه حركت اختلافانگيز كه منجر به تضعيف جبهه جامعه مدني گردد، خودداري كنند و توجه داشته باشند كه هرگونه مصالحهاي خارج از قواعد بازي تحت عنوان “خودي و غيرخودي” باعث افزايش قدرت و فشار محافظهكاران، گروههاي فشار و حاميان آنها – كه منتظرند جبهه دوم خرداد يك گام به پيش، دوگام به پس بردارد – خواهد شد.
نهضت آزادي ايران در شرايط حساس كنوني كشور كه محافظهكاران، انحصارطلبان و دشمنان ملك و ملت با تنگتركردن فضا براي مطبوعات، ايجاد تنش و سلب آرامش و امنيت در جامعه، درصدد مقابله با فرايند توسعه سياسي و تحقق حاكميت ملت و اجراي اصول معطل مانده فصول سوم، پنجم و هفتم قانون اساسي بويژه در آستانه انتخابات دوره ششم مجلس شوراي اسلامي ميباشند، همگان را به خويشتنداري و پرهيز از هر گونه اقدامي كه موجب تشنج و ناآرامي در فضاي جامعه شود دعوت مينمايد. بر اين اساس، نهضت آزادي ايران در موقعيت كنوني از پاسخگويي به اين گونه حملات، تهمتها و تحريفها كه واهي بودن و بطلان آنها براي مردم آگاه ايران آشكار است، جز در موارد ضروري، خودداري مينمايد. ملت شريف و رشيد ايران خدمتگزاران و بدخواهان خود را به خوبي از هم تميز ميدهد و همان گونه كه در موارد حساس با رأي خود اعلام نظر كرده است در آينده هم چنين خواهد كرد.
نهضت آزادي ايران
