حفظ حقوق خودي ها، دموکراسي نيست
دكتر غلام عباس توسلي در گفت و گو با روز
يکشنبه 30 دي 1386 [2008.01.20]، اميد معماريان
دکتر غلامعباس توسلي جامعهشناس، از اعضاي نهضت آزادي ايران و از بنيانگذاران انجمن جامعه شناسي ايران درگفت و گو با روز از نگرانيهاي موجود در خصوص عملکرد شوراي نگهبان در انتخابات پيش روي مجلس هشتم در مرحله بررسي صلاحيتها ابراز نگراني کرده است. به گفته اين جامعه شناس و پژوهشگر نمونه کشور در سال 80 و82، “حفظ حقوق خوديها، دموکراسي نيست”.
اين گفت وگو را درپي مي خوانيد.
اعلام شده است که از ميان ثبت نام شدگان، 200 نفر سابقه کيفري داشتهاند. طرح چنين موضوعاتي چه تاثيري بر روند انتخابات مي گذارد؟
سابقه کيفري، اگر واقعا مربوط به جرم سياسي بشود با اينکه افراد سابقه کيفري واقعي داشته باشند، تفاوت ميکند. اگر افراد از نظر سياسي مشکل داشتهاند بايد آنها را از موارد ديگر جد اکرد. سابقه کيفري معلوم است و افراد بايد تن به مقررات بدهند، اما جرم سياسي تکليفش فرق ميکند. اين مسائل نبايد با هم قاطي بشود.
مرجع تشخيص اين تفاوتها کجاست و چطور ميشود اين موضوع را پيگيري کرد؟
قوه قضاييه و خود مجلس که سالهاست بحث شان، تعريف جرم سياسي است ولي تاکنون تعريف نکردهاند که جرم سياسي چيست و چه تفاوتي با جرم هاي ديگر دارد. بنابراين اين عدم شفافيت مي تواند مورد سوء استفاده قرار بگيرد.
با پايان يافتن مهلت ثبت نام کانديداها براي انتخابات مجلس هشتم، ارزيابي شما از حضور گروه هاي مختلف چيست؟
افراد نسبتا زيادي ثبت نام کردهاند واميدوارم مسئولين هم پاسخ مناسبي به علاقهمندي شرکت کنندگان بدهند.
شما و دوستانتان با چه تحليلي وارد انتخابات شديد؛ با توجه به اينکه در نوبت هاي مختلف توسط شوراي نگهبان رد صلاحيت شدهايد؟
از نظر ما انتخابات جنبه هاي مختلفي دارد؛ يکي از اينها جنبه دموکراسي است که به موجب آن مردم نبايد از انتخابات منع بشوند و به همين دليل تحريم انتخابات کار درستي نيست. اين کار به جريان دموکراسي در جامعه صدمه ميزند. بنابراين ما از وقتي که گفتهايم شرکت ميکنيم، يعني اينکه با مشارکت عملي، تعهد خود را نشان داده ايم. بر اين اساس اميدواريم جامعه با انتخاب آزاد به سوي دموکراسي برود و به صورت گذشته در نيايد که به دليل فاصله دولت و مردم، مردم در فرآيند دموکراسي قرار نگيرند.
به نظر شما چه موانعي در مسير برگزاري انتخابات آزاد وجود خواهد داشت؟
اشکالات زيادي بر انتخابات وارد است که مهمترينش همان شيوه کار شوراي نگهبان و شيوه اعمال رد صلاحيت هاست؛ البته امسال گفته اند نمايندگان احزاب حضور فعال تري خواهند داشت. به هر حال مشکلات انتخابات کماکان به قوت خود باقي است، اما فرآيند مشارکت مردم در هر حال مي تواند موثر باشد تا در آينده اي دور به سوي دموکراسي برويم و قانون اساسي اعمال شود و مردم هم حقوق شهروندي خود را بشناسند و دولت هم وظايف خود را انجام بدهد. مردم هر چه بيشتر وارد جريان انتخابات بشوند، امکان اصلاح اموررابيشتر خواهند داشت. مردم اگر خود را کنار بکشند اولين کسي که صدمه مي خورد خود آنها خواهند بود. بنابراين هيچ تناقضي وجود ندارد که ما هم انتقاد بکنيم و اصلاح انتخابات را بخواهيم و هم خواستار تغيير رويه ها و روش هاي اعمال شده باشيم و در انتخابات هم شرکت کنيم. البته شرکت در انتخابات لزوما به اين معنا نيست که مي خواهيم به مجلس برويم. به هر حال اگر کساني بخواهند به مجلس بروند، بايد فعال باشند و امکاناتي مثل روزنامه و رسانه داشته باشند. انتخابات تنها در چند روز و منوط به چسباندن پوستر نيست، بايد روندي باشد که احزاب ظرف چهار سال فعاليت کنند و افراد خود را نشان بدهند و در آخر نتيجه کار خود را در انتخابات به معرض نمايش بگذارند.
اما در جامعه ما که روزنامه ها محدود هستند، اسم اعضاي نهضت و خود نهضت را نمي گذارند، راديو و تلويزيون اصلا اسم نهضت را نمي آورد، امکانات وجود ندارد؛ لذا براي ما اينکه انتخاب بشويم مهم نيست. براي ما اصل شرکت درانتخابات مهم است. اين آموزش دموکراسي است که نبايد آن را متوقف کرد و به همين جهت مردم درهمان حدي که امکانش وجود دارد بايد در انتخابات شرکت کنند.
چه تفاوتهايي بين مجلس هفتم و هشتم در خصوص رفتار شوراي نگهبان در تاييد و يا رد صلاحيت کانديداها مشاهده ميکنيد؟
ببينيد اتفاقي نيافتاده که شوراي نگهبان بخواهد تغيير رويه بدهد ولي اميدواريم اين شورا، افراد را حقيقتا، بدون اينکه صلاحيت وعدم صلاحيتشان احرازشده باشد، کنار نگذارد. بگذارند مردم حق انتخاب افراد را داشته باشند. تغييرو تحولات زياد است و اين تغييرات دردرون محافظه کاران هم زياد است. برخي ازافراد حاکميت، خودشان از برخي شيوه ها ناراضي هستند و به همين علت به گروه هاي مختلفي تقسيم شده اند وافکار وانديشه هاي مختلفي دارند. يعني اينطور نيست که درميان محافظه کاران هم يکدستي وجود داشته باشد. اين هم از برخي جهات مفيد است. براي اينکه وقتي افراد درمعرض مشکلات و موانع قرار مي گيرند ونابساماني را مي بينند، متوجه مي شوندکه بايد عدالتي وجود داشته باشد که همه را دربر بگيرد. عدالت مخصوص يک گروه خودي ها و برضد غير خودي ها نيست. بنابراين از همه آنچه تاکنون اتفاق افتاده مي توان درس گرفت وجامعه ما خودش راه خود را پيدا خواهد کرد.
اينکه هيات هاي اجرايي و نظارت کنندگان شوراي نگهبان همه از يک جناح سياسي هستند آيا مي تواند نگراني هايي درخصوص وضعيت سلامت انتخابات ايجاد کند؟
نگراني هايي را ايجاد کرده است. حتي دردرون خود حاکميت افرادي بوده اند که به طور مثال در انتخابات گذشته فريادشان بلند شد و گفتند درانتخابات اشکالاتي وجود داشته است. انتخابات در جامعه دموکراتيک، به همراه گروه هاي اپوزيسيون است. نبايد بخواهند همه را يکدست کنند و به اين ترتيب حق کساني را که در حاکميت نيستند ضايع کنند. افراد بايد به عنوان شهروند وعضو حزب جايگاهشان حفظ شود. بايد مراکزي باشد که نه تنها حقوق افراد را ضايع نکنند بلکه از حقوق شهروندان صيانت هم بکنند. متاسفانه تاکنون گروه هايي ازاول درشوراي نگهبان بوده و رويه هايي داشته و هميشه هم به همان ترتيب عمل کرده اند و به هيچ وجه درغم اينکه برديگران چه اثرات منفي وارد مي شود، نبوده اند. بنابراين بايد به نحوي عمل شود که قوه قضاييه به اين مسائل به صورت مستقل رسيدگي کند تا شوراي نگهبان نتواند مستقل از روابط معيني که درقانون وجود دارد عمل کند. ما فکر مي کنيم اگر اينها درست عمل بشود همه به حقشان مي رسند، امکان حصول دموکراسي محقق مي شود و کسي هم اعتراض نخواهد داشت. اما درحال حاضر جاي اعتراض زيادي وجود دارد.
مي گويند هرکسي دروزارت کشور حکومت مي کند، نام هواداران خود را ازصندوق هاي راي بيرون مي آورد. موضوعي که دواستثنا دارد. يکي انتخابات دوم خرداد که عملا يک غافلگيري براي محافظه کاران بود، دوم انتخابات زمان آقاي خاتمي که عملا شرايط متفاوتي با دوره هاي ديگر داشت. شما چه وضعيتي را براي انتخابات مجلس هشتم پيش بيني مي کنيد؟
در اين دوره اميدوار هستيم انتخابات درست انجام شود و به نحوي باشد که بتوان نام انتخابات آزاد را بر آن نهاد و نه فقط خوديها، بلکه گروه هاي ديگري هم که ممکن است مخالف باشند، بتوانند در آن مشارکت فعال داشته باشند. چون اصل مساله اين است که حقوق غيرخودي ها را حفظ کنند، حفظ حقوق خودي ها که کار مهمي نيست؛ به اينکه دموکراسي گفته نمي شود. دردموکراسي حقوق همه افراد، ازجمله مخالفان حفظ مي شود. اگر اين کار انجام بگيرد و شوراي نگهبان از حقوق همه يکسان دفاع کند و دلايل رد را دقيقا بگويد، وضع متفاوت خواهد بود. در حاليکه در بسياري از موارد شوراي نگهبان وهيات هاي اجرايي اصلا جواب افراد را نمي دهند که به چه دليل قانون پسند و يا حقوقي، افراد رد مي شوند. اين است که ازاين لحاظ ما نمي دانيم واقعا داريم به کجا مي رويم. اگر به افرادي حقوقي مافوق قانون اساسي بدهيم که به عنوان نظارت استصوابي تصميماتي بگيرند که حقوق افراد ضايع شود اين جاي نگراني دارد و جاي اين را دارد که فکر کنيم دموکراسي هيچ گاه جاي خود را در جامعه باز نکند. به همين دليل به نفع نظام و شهروندان و حقوق عمومي است که دستاندرکاران انتخابات، چه در وزارت کشور، چه هيات هاي اجرايي وچه شوراي نگهبان، حقوق افراد نايده نگيرند وضايع نکنند.
