درخواست ملاقات رئيس هيئت‌اجرائی و دوتن از مسئولين نهضت با وزير كشور تاريخ: ٢٤/٠٦/٧٨

title

شماره: 1692

تاريخ25/06/1378

دانشگاه‌ها در آستانه سال نو تحصيلي

  نهضت آزادي ايران با تبريك آغاز سال جديد دانشگاهي و اميد به موفقيت كليه دانشجويان و دانشگاهيان عزيز بر اين باور است كه توسعه علمي از پيش نياز‌هاي غيرقابل اجتناب توسعه اقتصادي، فرهنگي و حتي سياسي است و دانشگاه بزرگترين نهاد شايسته براي ايفاي نقش و رسالت توسعه علمي مي‌باشد. متأسفانه اين نهاد علمي در سالهاي گذشته، بويژه در چند ماه گذشته، با جفاها و ستم‌هاي فراوان روبرو بوده است. اكنون هم سال تحصيلي در شرايطي آغاز مي‌شود كه زخم‌هاي تازه‌ پديد‌ آمده از جنايات كوي دانشگاه تهران و دانشگاه تبريز التيام نيافته و هنوز پرونده اين جنايات بسته نشده است و مسببين آن به مجازات‌هاي‌ قانوني درخور نرسيده‌اند، هنوز جمعي از دانشجويان تهران و شهرستانها‌ در زندان و بازداشت به سر مي‌برند اما جنايتكاران آزادند، هنوز هم دانشگاه‌هاي ايران زير سيطره نهادهايي قرار دارند كه غير دانشگاهي هستند و از بيرون نه تنها در مديريت، بلكه در برنامه‌هاي آموزش علمي و تحقيقاتي آن‍ها دخالت مي‌كنند‌.

  با توجه به وضعيت كنوني، نهضت آزادي ايران توجه عموم دانشجويان و دانشگاهيان عزيز و ارجمند را به نكات زير معطوف مي‌دارد:

  1- روح حاكم بر دانشگاه و فلسفه وجودي آن طرح سئوال و يافتن پاسخ است. دانشگاه بي‌سئوال وجود ندارد. استاد و دانشجويي كه درباره محيط زيستي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي جامعه خود و جامعه بشري سئوال نداشته باشد، عدم‌اش به ز وجود است. دانشگاه جايي نيست كه مسائل و مطالب، چشم و گوش بسته و حكيم فرموده پذيرفته شوند و بر آن‍ها گردن نهاده شود.

  نگاهي اجمالي به دانشگا‌ه‌هاي زنده دنيا نشان مي‌دهد كه جريان‌هاي نوگرا و نوانديش طرح كننده پرسش‌هاي جديد، شكننده اسطوره‌هاي باطل تثبيت شده در ذهن جامعه و مقاوم در برابر نظام‌هاي سركوب‌گر و خشونت‌گرا، همواره از اين مراكز برخاسته‌اند. مقدمات ضروري و پيش‌شرط‌ اساسي رشد و توسعه علمي، آزادي فكر و انديشه، امنيت نقد و بررسي آزادانه آرا و عقايد رايج در جامعه است. در جامعه بسته سياسي- فرهنگي رشد و توسعه علمي امكان‌پذير نيست.

  2- احترام اصولي اسلام به علم، احترامي عام به تمام علوم است و نه بخشي خاص از آن. احترام به علم، احترام به كرامت انساني و امانتي الهي در نزد انسان است. اصل وجوب تحصيل علم براي هر زن و مرد مسلمان، ناظر بر كليه علوم است.

  3- احترام واقعي و عملي به علم و دانشگاه‌ها، به عنوان مراكز و نهادهاي علمي، يعني رعايت استقلال آنها و عدم مداخله نهادها و نيروهاي غير دانشگاهي در آن. ساحت دانشگاه مقدس است و حفظ اين حرمت ضروري است. تا قبل از كودتاي ننگين انگليسي – امريكايي 28 مرداد 1332، دانشگاه تهران از استقلال و احترام برخوردار بود. دانشجويان سازمان مستقل منتخب خود را داشتند و استادان و رؤساي دانشكده‌ها، به نوبه خود، رئيس دانشگاه را برمي‌گزيدند. نيروهاي انتظامي و نظامي حق ورود به دانشگاه را نداشتند. دانشجويان بورسيه نيروهاي مسلح ‌اگر چه اجازه داشتند با لباس نظامي در سر كلاس حاضر شوند، اما حق دخالت در امور دانشجويان و دانشگاه‌ها را نداشتند. متأسفانه بعد از كودتاي نظامي سال 1332، كماندوهاي ارتش حرمت و قداست استاد، دانشجو و دانشگاه را شكستند و محيط دانشگاه صحنه جولان نيروهاي مسلح و سركوب‌گر گرديد. به اين بدعت ناميمون و شوم باقيمانده از دوران استبداد سلطنتي بايد پايان داده شود. حاكميت بايد بپذيرد كه نيروهاي مسلح حق ورود به ساحت مقدس دانشگاه‍ها را ندارند. در اين راستا نهضت آزادي ايران از طرحي كه جمعي از نمايندگان مجلس درباره منع قانوني ورود نظاميان به دانشگاه‌ها تهيه و ارائه كرده‌اند، حمايت مي‌كند.

  4- استقلال دانشگاه‌ها‌ يعني سپردن مديريت آن به دانشگاهيان. تا قبل از كودتاي 28 مرداد 32، رؤساي دانشكده‌ها با رأي مخفي و مستقيم استادان و گروه‍هاي علمي همان دانشكده انتخاب مي‌شدند. شوراي رؤساي دانشكده‌ها رئيس دانشگاه را بر‌مي‌گزيدند و شاه فقط حكم را صادر مي‌كرد. به اين ترتيب رئيس دانشگاه و رؤساي دانشكده‌ها مسئول و جوابگوي كادر علمي و آموزشي دانشگاه و دانشجويان بودند. دربار و دولت حق و اجازه مداخله در امور دانشگاه‌ها را نداشتند. بعد از كودتاي نظامي سال 1332، هنگامي كه جمعي از استادان دانشگاه به اتفاق ساير شخصيت‌هاي سياسي و ديني اعتراضيه‌اي را عليه قرارداد كنسرسيوم نفت ‌امضا كردند، ‌شاه براي اخراج استادان امضا كننده نامه، دكتر سياسي رئيس وقت دانشگاه را زير فشار گذاشت، اما او زير بار نرفت. در دولت زاهدي، وزير فرهنگ برخلاف قانون استقلال دانشگاه، به طور مستقيم حكم اخراج استادان دانشگاه را صادر كرد و اين بدعت متأسفانه هم چنان ادامه پيدا كرده است.

  احترام به علم و مراكز علمي و ضرورت توسعه علمي ايجاب مي‌كند كه مديريت دانشگاه‌ها به كادر علمي و آموزشي خودشان سپرده شود تا راه براي مديريت علمي، افزايش سطح آموزشي و ايجاد احساس تعلق در دانشگاهيان و مسئوليت‌پذيري و پاسخ‌گويي آنان باز‌گردد.

  5- دانشجويان دانشگاه‌ها در مقايسه با ساير گروه‌هاي اجتماعي داراي ويژگي‌هاي سني، اجتماعي، ‌فرهنگي و علمي ويژه‌اي هستند. محيط اجتماعي- فرهنگي دانشگاه‍ها و مناسبات حاكم بر آن بايد با اين ويژگي‌ها تناسب داشته باشد. يكي از عمده‌ترين و اساسي‌ترين نيازهاي دانشجويي، آزادي دانشجويان در تشكيل سازمان‌هاي دانشجويي و فعاليت در آن است. دانشجويان به دو نوع تشكل‌ دانشجويي نياز دارند. يكي تشكل‌هاي متعدد و متنوع ديني، فرهنگي، هنري و تخصصي است كه گرايش‍ها ، سليقه‌ها و عقايد مختلف دانشجويي را نمايندگي كرده، به اين نوع نياز‌ها پاسخ مي‌دهد. هم اكنون اين نوع تشكل‌ها كم و بيش در اكثر دانشگاه‌ها، وجود دارد هرچند كه فضاي سياسي و فرهنگي غالب در بسياري از دانشگاه‌ها، اجازه فعاليت به همه آرا و عقايد و گرايش‍ها را نمي‌دهد. نوع ديگري از تشكل‌ها، تشكلي عام، گسترده و فراگير است كه بايد نماينده تمامي دانشجويان،‌ صرف‌نظر از افكار و عقايد و آراي ديني و سياسي آنان باشد. به تعبيري، دانشجويان به يك پارلمان دانشجويي نياز دارند.

  قبل از كودتاي نظامي 1332، دانشجويان دانشگاه تهران داراي چنين پارلمان سازمان يافته‌اي بودند. دانشجويان هر كلاس در هر دانشكده‌ به تناسب تعدادشان نمايندگاني را با آراي مستقيم و مخفي خود انتخاب مي‌كردند. انتخابات در يك روز معين در تمام دانشكده‌ها برگزار مي‌شد. چند هفته قبل از برگزاري، دانشجوياني كه آمادگي داشتند، داوطلبي خود را اعلام مي‌كردند. نمايندگان با آراي اكثريت مطلق دانشجويان انتخاب مي‌شدند. نمايندگان كلاس‌ها در هر دانشكده به دور هم جمع مي‌شدند و شوراي همان دانشكده را تشكيل مي‌دادند. اين شورا از ميان خود سه تا پنج نفر را به عنوان هيات دبيران براي اداره سازمان دانشجويي در آن دانشكده معين مي‌كرد. علاوه بر اين، شوراي هر دانشكده دو نفر را براي عضويت در شوراي دانشگاه انتخاب مي‌كرد. نمايندگان شوراها‌ي دانشكده از ميان خود‌ هفت نفر را به عنوان هيات دبيران انتخاب مي‌كردند. تمام امور دانشجويي دانشگاه زير نظر اين شورا و هيات دبيران هفت نفره اداره مي‌شد. مديريت دانشگاه‌ در روز برگزاري انتخابات، افرادي را صرفا براي نظارت تعيين مي‌كرد. به اين ترتيب سازمان دانشجويان دانشگاه تهران در آن سالها به عنوان نماينده رسمي و برگزيده تمام دانشجويان، وظيفه دفاع از منافع دانشگاه و ايفاي رسالت دانشجويان را بر عهده داشت. روزنامه ارگان سازمان، منتشركننده مواضع سازمان دانشجويي بود. وجود و فعاليت اين سازمان بسياري از روابط دو طرفه ميان دانشجويان با استادان و مديريت دانشگاه را بسيار روشن و شفاف مي‌كرد. هر زمان مشكلي ميان دانشجويان و مديريت دانشگاه به وجود مي‌‌آمد، سازمان واحد منتخبي از خود دانشجويان وجود داشت كه هم در برابر دانشجويان و هم در برابر مديريت دانشگاه شناخته شده و مسئول بود. وجود و فعاليت اين سازمان، مخل و مانع فعاليت انجمن‌هاي فرهنگي يا سياسي ديگر دانشجويان‌ نظير انجمن اسلامي دانشجويان نبود.

  يكي از مشكلات كنوني جنبش دانشجويي، فقدان يك سازمان واحد به عنوان نماينده تمام دانشجويان است. مصالح جنبش دانشجويي ايران و استقلال دانشگاه، تشكيل سازمان واحد دانشجويي را مي‌طلبد و سازمان‌ها و انجمن‌هاي مختلف دانشجويي، صرف‌نظر از هر نوع گرايشي، مي‌توانند در جهت ايجاد پارلمان دانشجويي گام بردارند.

  6- جنبش دانشجويي به عنوان بخشي از نيروي آگاه ملت در تمام ادوار تاريخي ‌پيشگام و پيشتاز در طرح مطالبات مردمي بوده است. جنبش دانشجويي نمي‌تواند رسالت مردمي خود را ناديده بگيرد و هيچ نهاد و مرجعي نمي‌تواند آن را از ايفاي اين رسالت بازدارد. جوانان و دانشجويان علي‌الاصول آرمانگرا هستند. مبارزه با ظلم و ستم، آزادي‌خواهي و عدالت‌طلبي از اركان عمده آرمان‌گرايي جوانان است. اما جنبش دانشجويي براي انجام رسالت ملي و مردمي خود، علاوه بر حفظ روحيه آرمان‌گرايي و پيگيري خواست‌هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و صنفي نياز به شناخت واقع‌بينانه از شرايط ويژه جامعه بيروني نيز دارد.

  جنبش نويني كه از دوم خرداد 76 با انتخاب آقاي خاتمي حضور فعال خود را نشان داد، تمام بخش‌هاي جامعه، از جمله دانشجويان و دانشگاهيان ايران را تحت تاثير قرار داده است. دانشجويان ايران بخش جدايي‌ناپذير از درياي خروشان ملت هستند. نمي‌توان اين رابطه تنگاتنگ را ناديده گرفت و از دانشجويان انتظار داشت نسبت به آنچه در جامعه بزرگتر مي‌گذرد بي‌تفاوت و يا بي‌اعتنا باشند.

  فاجعه ملي هنگامي است كه دانشجويان و دانشگاهيان به مرحله بي‌تفاوتي برسند. به همان اندازه كه جنبش دانشجويي نمي‌تواند رابطه كمي و كيفي خود را با آنچه در جامعه مي‌گذرد، قطع كند، ضروري است ظرفيت‌هاي لازم براي فعاليت مثبت و مفيد در اين دوران حساس و سرنوشت‌ساز را درك ‌كرده و عميقا به آنها وفادار بماند. استراتژي مبارزه مسالمت‌آميز قانوني در جهت تأمين و تحقق تدريجي حقوق و آزادي‌هاي اساسي ملت، پرهيز از هر گونه خشونت و رفتار‌هاي سياسي افراطي يا گرايش‌هاي تند و زودگذر را مي‌طلبد.

  جنبش دانشجويي و انجمن‌ها و تشكل‌هاي مختلف درون آن وظيفه دارند نيروهاي دانشجويي را از طرح خواست‌هاي غيرواقع‌بينانه و ‌افراطي و استفاده از روش‌هاي خشونت‌آميز پرهيز دهند. در شرايط كنوني كشورمان، توسعه سياسي و تحقق قانونمندي قدرت، نياز به جو آرام سياسي دارد. معتقدان و هواداران جامعه مدني بيش از هر چيز و پيش از همه بايد مقررات بازي مدني را رعايت كنند. رعايت اين مقررات به خويشتن‌داري و تامل‌هاي بسيار نياز دارد.

  در شرايط كنوني دو دسته از گروه‌هاي سياسي و اجتماعي از دو قطب كاملاً‌ مخالف در راستاي ناكامي برنامه‌هاي سياسي اعلام شده رئيس جمهور فعاليت مي‌كنند. در يك طرف، طيف نيروهاي معتقد به سياست و استراتژي براندازي قرار دارند كه با تمام قوا عليه برنامه‌ توسعه سياسي آرام و قانونمند توطئه كرده و از هيچ حركتي براي خرابكاري در اين برنامه‌ها دريغ نمي‌كنند. آنان رشد و موفقيت استراتژي مبارزه مسالمت‌آميز آرام قانوني را سم مهلكي براي استراتژي براندازي مي‌دانند و به همين دليل، عقيم نمودن و خنثي ساختن برنامه‌هاي توسعه سياسي را سياست خود كرده‌اند. در طرف ديگر طيف، بخشي از نيروهاي درون جمهوري اسلامي قرار دارند‌ كه علي‌الاصول اعتقادي به حاكميت مردم، مردم‌سالاري، حقوق و آزادي‌هاي اساسي مردم ندارند‌ و به جاي جمهوري اسلامي به حكومت اسلامي با تعبير و تفسير و قرائت‌هاي خاصي از آن معتقدند و با تمام قوا در برابر برنامه توسعه سياسي رئيس جمهور ايستاده‌اند و از هر نوع حادثه‌آفريني عليه فرايند توسعه سياسي فروگذار نيستند. بخشي از اين نيروها، پيامبران و مبلغان خشونت هستند و استراتژي “پيروزي در سايه وحشت” يا “النصر بالرعب” را تبليغ مي‌كنند. هر دو طيف از هر فرصتي استفاده مي‌كنند تا جنبش دانشجويي را به خشونت بكشانند. حوادث 18 تا 22 تير ماه به روشني جاي پاي هر دو طيف را نشان مي‌دهد.

  سازمان‍ها، انجمن‌ها و گروه‍هاي دانشجويي نه تنها مي‌توانند، بلكه موظف هستند بدنه اصلي دانشجويان، بويژه دانشجويان تازه وارد در ابتداي هر سال تحصيلي جديد را كه عموما گرايش‍ها و احساسات تندي دارند،‌ با مباني و مقررات اساسي حركت مدني آشنا سازند و به آنان آموزش دهند كه چگونه مي‌توانند بدون ابراز خشونت و يا تسليم شدن به شانتاژها و تحريكات عوامل مرئي و نامرئي نيروهاي وابسته به قطب‌هاي خشونت‌طلب، مطالبات و خواسته‌هاي خود را به طور قانوني، جدي و قاطعانه مطرح سازند و با پايداري و استقامت آنها را پيگيري نمايند.

  نهضت آزادي ايران به همه نيروهاي دانشجويي هشدار مي‌دهد كه عوامل و عناصري از درون و بيرون دانشگاه‍ها در سال تحصيلي جديد، بويژه تا قبل از برگزاري انتخابات مجلس ششم، به طور جدي مصمم هستند به بهانه‌هاي مختلف جو دانشگاه‌ها را متشنج سازند. خبر محكوميت چهار نفر دانشجو و غير دانشجو به اعدام به اتهام مشاركت در اعتراضات دانشجويي، بدون انتشار جزئيات محاكمه و هويت محكوم شدگان و نيز زمان انتشار خبر آن، مي‌تواند موجب تحريكات جديدي در محيط‌هاي دانشجويي شود. منافع و مصالح كلان ملي كشورمان و در راستاي آن، رشد و تثبيت فرايند توسعه سياسي و تاسيس دموكراسي، در پيش‌گيري از هر نوع خشونت و آشوب مي‌باشد و اين وظيفه، به عنوان اصلي‌ترين و جدي‌ترين رسالت در برابر جنبش دانشجويي ايران قرار دارد.

  نهضت آزادي ايران از سوي ديگر لازم مي‌داند به دولت و نهادهاي مسئول هشدار دهد چنانچه نخواهند و يا نتوانند در قبال مسائل دانشگاه‌ها درايت و تدبير لازم را به‌كار گيرند و به موقع به مطالبات قانوني و به حق آنان پاسخ دهند بايستي مسئوليت تبعات و واكنش‌هاي طبيعي دانشجويان را بپذيرند و هزينه‌هاي سنگين اجتماعي ـ سياسي آن را تحمل كنند.

  نهضت آزادي ايران مجددا آغاز سال تحصيلي جديد را به عموم دانشجويان و دانشگاهيان، بويژه به پذيرفته‌شدگان در امتحان ورودي تبريك مي‌گويد و توفيق همگان را در جهت توسعه علمي كشورمان و ايفاي وظايف مردمي و انساني و ساماندهي جنبش دانشجويي از خداوند متعال مسئلت مي‌نمايد.

نهضت آزادي ايران