درد دل نهضت با رهبر انقلاب تاريخ: ٠٤/٠٤/٦٠

title

تاريخ: 04/04/1360

درد دل نهضت آزادي ايران با رهبر انقلاب

محضر رهبر انقلاب و بنيانگزار جمهوري اسلامي امام خميني مدظله

  اجازه مي‌خواهيم درد دل خود را با ترجمه سخني از سرور آزادگان حسين عليه‌السلام آغاز كنيم كه فرمود «اگر دين محمد(ص) جز با قتل من استوار نمي‌شود اي شمشيرها مرا بگيريد».

  چندي است طبق نقشه‌اي پيش‌پرداخته، حملات و اتهامات ناروا نسبت به مكتب و حيثيت اعضاء نهضت آزادي ايران شدت يافته و زمينه‌چيني براي بركناري اين گروه از صحنه سياست و خدمت و شايد حيات مي‌شود.

  ما كه شهادت در راه اسلام و ميهن اسلامي را عين سعادت و احراز شخصيت مي‌دانيم و طي سال‌هاي سياه حكومت محمد رضاخاني اين اعتقاد را نشان داده‌ايم از تحمل بار سنگين تهمت‌هاي ناروا نهراسيده و حمله دشمنان اسلام و ايران را دليل بر حقانيت راه خود دانسته‌ايم. ولي سخنراني‌هاي اخير امام امت كه به صورت درد دل بيان شده است حاوي مطالبي است كه سلاحي بدست دشمنان ديرينه ما داده و مقدمات لكه‌دار ساختن اين جريان اصيل اسلامي را فراهم نموده است.

  سوابق افكار و اعمال نهضت براي مردم روشن مي‌باشد و تجربه نشان داده است كه هر زمان اتهام و دشنام اوج گرفته است براي نهضت جايي وسيع‌تر و عميق‌تر از گذشته در قلوب مردم باز شده است. ولي كوبيدن ما با سوء تعبير و تفسير سخنان امام تنها به منظور نابود ساختن نهضت آزادي ايران صورت نمي‌گيرد بلكه با هدف لكه‌دار ساختن انقلاب اسلامي و مقام رهبري دنبال مي‌شود. احساس اين خطر عظيم است كه ما را به درد دل كردن وامي‌دارد وگرنه مبارزات گذشته و اقدامات ما تنها به خاطر انجام وظيفه اسلامي و انساني‌مان بوده و در اين راه نه بر كسي منتي داشته و نه از انساني اجري مي‌طلبيم. دعاي ما اين بوده است كه با اقدامات خود خداي را خشنود ساخته و قدمي در راه او برداريم.

 

اتهام طرفداري از سلطنت شاه و وابستگي به آمريكا و غرب‌زدگي

  امام در اجتماع فرماندهان ارتش پيروزمند ايران كه روز ٢٤ خرداد خدمتشان رسيده بودند بياناتي بدين مضمون ايراد فرمودند: «كساني كه از آنها نيستند و به اصطلاح خودشان صلاح ملت را مي‌بينند كه وابسته باشند و شايد نماز شب هم مي‌خوانند ولي از بچگي توي گوششان خوانده‌اند كه شما خودتان را نمي‌توانيد اداره كنيد و بايد به طرف غرب و آمريكا برويم و اين‌ها كه اغفال شده‌اند يكي از محترمينشان به پاريس آمده و گفته است شاه حالا باشد و سلطنت كند . . .» براي اعضاء نهضت كه در مذاكرات پاريس حاضر و طرف صحبت بوده‌اند ترديد نيست كه اشاره رهبر عاليقدر انقلاب بدان‌ها نبوده است. ولي آيا آنان كه كمر به نابودي اين حركت اصيل اسلامي بسته‌اند فرصت را از دست خواهند داد و از سخنان امام براي نابودي نهضت استفاده نخواهند كرد؟

  ما كه از داشتن رسانه‌اي كه بتواند فرياد مظلوميتمان را به مردم برساند محروميم و حتي برخي رسانه‌ها حاضر نيستند پيام تسليتمان را در شهادت يكي از عزيزترين همرزمان ساليان درازمان، دكتر مصطفي چمران، منتشر كند، به كجا پناه بريم و چگونه از خود دفاع كنيم؟ چگونه به مردم بگوييم كه نهضت آزادي در ٦ شهريور ١٣٥٧ در زمان حضور و قدرت شاه در ايران و دو ماه قبل از ملاقات پاريس با امام در اعلاميه‌اش صريحاً‌ گفته «شاه بايد برود» و رهبر نهضت در ارديبهشت ٥٧ يعني ٦ ماه قبل، در مصاحبه مخفيانه با راديو تلويزيون بلژيك كه در سراسر اروپا و آمريكا پخش شد فرياد زده بود كه «تا شاه در كشور ما هست آزادي و حقوق بشر نخواهيم داشت؟» آخر به چه وسيله‌اي اعلام كنيم كه امام امت در نامه ١٦ شهر صيام ٩٨ خود به اين مصاحبه اشاره فرموده و از نهضت آزادي به عنوان حركتي «كه در طول مبارزات در نوشته‌ها و سخنراني‌هاي خود پيوستگي و همگامي خود را با اسلام و انزجار و تبري خود را از رژيم منحط پهلوي اعلام نموده‌اند» ياد كرده‌اند؟ به كه درددل كنيم كه غرض‌ورزان با كوبيدن و آمريكايي خواندن ما اصالت انقلاب را منكر شده و در قدرت تشخيص و صلاحيت و صداقت رهبر انقلاب ترديد روا مي‌دارند؟ مگر نه اين بود كه امام در روزهاي پرتلاطم قبل از پيروزي دو تن از مؤسسين نهضت آزادي، بازرگان و سحابي را براي تأمين نيازهاي داخلي فرآورده‌هاي نفتي و هم‌آهنگ ساختن اعتصابات عليه شاه انتخاب كردند؟ مگر رهبر انقلاب دولت بازرگان را دولت امام زمان و واجب‌الاطاعه اعلام نفرمودند؟ آيا رئيس دولت امام زمان را طرفدار سلطنت و وابسته به آمريكا و غرب‌زده خواندن ترديد در اصل امامت نيست؟ تأسف ما از اين است كه اين تهمت‌ها نه تنها از طرف چريكهاي فدايي خلق و ماركسيستهاي شرقي و غربي كه از رسانه‌هاي عمومي و صدا و سيماي جمهوري اسلامي نيز به ما زده مي‌شود.

  ما و وابستگي به آمريكا و يا خارجيان؟ پناه بر خدا!!

  آيا مأمور خلع يد از شركت غاصب نفت انگليس و مسئول اداره تأسيسات عظيم نفتي به دست ايرانيان، مهندس بازرگان نبود؟ آيا بازرگان و سحابي از پيشتازان بي‌نياز ساختن دانشكده‌ها از استادان خارجي نبودند؟ آيا در سال ١٣٣٢ زماني كه بسياري زبانها بسته بود استادان مؤسس نهضت آزادي، به اشاره سيا و به دستور كفيل وزارت فرهنگ زاهدي، به خاطر نامه سرگشاده‌اي كه عليه قرارداد تحميلي كنسرسيون امضاء كرده بودند از دانشگاه اخراج نشدند؟ آيا اين استادان هر جا وارد شدند موجبات بي‌نيازي و اخراج خارجيان را فراهم نساختند و روح خودجوشي و خودكفايي را در ايرانيان زنده نكردند؟ آيا اعضاء نهضت آزادي خارج كشور همچون دكتر شريعتي، دكتر چمران، دكتر يزدي و مهندس توسلي بنيانگزار حركت اسلامي در ميان دانشجويان خارج از كشور، بوجود آورنده انجمن‌هاي اسلامي و از مبارزان سرسخت ضد رژيم و اربابان غربي و آمريكائيش آن هم، در غرب و آمريكا نبودند؟

  اگر دشمنان نهضت، با چنين سوابقي ما را مورد حمله قرار دهند و در اين راه به سخنان امام استناد كنند ما چاره‌اي جز درددل بردن به امام نداريم.

 

اتهام خصومت با مجلس خبرگان و روحانيت و اسلام

  دشمنان ما سخنان اخير امام در مورد مجلس خبرگان را چون شمشيري عليه ما بكار مي‌برند و ما را دشمن اسلام و مجلس خبرگان قلمداد مي‌كنند.

  ما و محو اسلام و ترس از علماي اسلام؟ حاشاالله!!

  تشكيل مجلس خبرگان و انتخابات آن را دولت موقت باعث شد. در يكي از جلسات هيأت دولت موقت و شوراي انقلاب كه امام احضار فرموده بودند كليه روحانيون عضو شورا و خود ايشان با نگراني از بروز اغتشاش در اثر تأخير تدوين قانون اساسي به اين فكر افتاده بودند كه همان پيش‌نويس تنظيمي دولت و شوراي انقلاب و تأييد شده از طرف خودشان به رفراندوم گذارده شود. اعضاي دولت، مرحوم طالقاني و آقاي بني‌صدر پافشاري كردند كه بحكم «الكريم اذا وعد وفا » عدول از انتخاب مجلس مؤسسان نشود. بالاخره مجلس مؤسسان به صورت مختصر مجلس خبرگان در آمد و مدت يكماه مهلت قانوني آن به سه ماه كشيد. طرح قبلي كه امام جز در دو سه مورد جزيي ايرادي نداشتند زير و رو شد. هيأت دولت در صدد چاره و كسب اجازه برآمد. نپسنديدند اما دولت هم كاري نكرد و صدايش را در نياورد پيشنهاد اين بود كه امام پيش‌نويس تأييد شده قبلي را با هر اصلاح و اضافات كه لازم بدانند به آراء عمومي بگذارند، نه اغوايي در كار بود، نه اختفايي، نه قصد تضييع حق از كسي و نه اغفالي. آيا ما و مؤسسين انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان و مهندسين كه در روزگار سياه افتراق و اختناق پاي روحانيت مؤمن متقي روشنفكر را به دانشگاه و به مبارزه كشانديم، در سال‌هاي قبل از ملي شدن نفت پل ارتباطي مابين دانشگاه تهران و حوزه علميه قم برقرار ساخته بوديم و به قول مرحوم مطهري بزرگترين خدمتمان و علت خصومت دستگاه با نهضت، پيوند دين و دانشگاه يا روحاني و روشنفكر بود، از اسلام و از مجلسي كه بر پايه اسلام تشكيل شود واهمه داشته‌ايم؟

  دوستان و همفكران ما بودند كه بحث راجع به ولايت فقيه و مرجعيت را در ميان روشنفكران آغاز كردند و سميناري كه محصول آن كتابي بنام «بحثي دربارة مرجعيت و روحانيت» به قلم آقايان علامه طباطبايي، سيد محمود طالقاني، مهدي بازرگان، مرتضي مطهري، سيد محمد بهشتي، حاج سيد ابوالفضل موسوي زنجاني و سايرين بود. … آقايان مهندس تاج، مهندس كتيرايي، دكتر سحابي، مهندس بازرگان و حاج شبستري‌زاده تشكيل شد كه چهار نفر اول از اعضاء دولت موقت بوده‌اند.

اي امام:

  غرض از نوشتن اين درددل‌نامه اين نيست كه مسلمان بودن خود را اثبات كرده و يا از جسم و جان خود دفاع كنيم. كه اگر كاري هر چند ناچيز كرده‌ايم به خاطر رضاي خدا بوده است و اگر هم در اين راه قرباني شويم باز هم به سوي او برمي‌گرديم هدف ما اين است كه به عرض برسانيم سوءتعبير و تفسير سخنان امام باعث آن مي‌شود كه اسلام و انقلاب و علاقمندان و مدافعان آن مورد حملات ناجوانمردانه دشمنان قرار گيرند.

  آخر چه دستي در كار است كه اطلاعيه مورخ ٢٧ خرداد نهضت آزادي كه به دنبال بيانات امام منتشر شده و موضع نهضت را در مورد احزاب، لايحه قصاص و تشنجات خياباني روشن نموده است، عليرغم نظر رهبر انقلاب، هرگز از صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش نگردد و حتي روزنامه‌هايي كه به اصرار نهضت و با چند روز تأخير آن را منتشر مي‌سازند قسمت آخر آن را حذف كنند؟ ما در اين قسمت به هموطنان اخطار كرده‌ايم كه «ميهن اسلامي ما دوران پرتلاطم و حساس را مي‌گذراند. دشمنان انقلاب اسلامي تلاش دارند تا هر روز به بهانه‌اي و تحت عنوان جديدي با انتشار شايعات بي‌اساس و نسبت‌هاي كذب صفوف متحد مسلمانان را بر هم ريزند. هوشيار باشيد تشنجات و تجاوزات خياباني به ضرر جمهوري اسلامي و به نفع بيگانگان است».

  تسليم دسيسه‌هاي نفاق‌افكنانه دشمنان انقلاب اسلامي نشويد. از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي گرانبهاي آن حراست كنيد.

  هدف از اين درددل اين است كه خطري را كه به نظر ما متوجه اسلام و انقلاب است به اطلاع امام رسانيده از ايشان استدعا كنيم اگر آنچه گفتيم مورد قبول است اجازه ندهند اين وضع ادامه يابد و اگر پيروزي انقلاب و استقرار جمهوري اسلامي را در ادامه اين وضع مي‌بينند اعضاء‌ نهضت آزادي آماده‌اند، عاشقانه به استقبال اتهامات، آزارها و حتي زندان و شهادت بروند.

  و بالاخره اگر نظر رهبر انقلاب اين است كه اعضاء نهضت مكلفند، عليرغم اتهامات و افتراها ساكت بنشينند، تمنا مي‌كنيم نظر خود را به طور خصوصي به ما اعلام دارند تا به حكم تكليف و به خاطر مصالح انقلاب صبر و سكوت را پيشه ساخته براي استقرار جمهوري اسلامي و پيروزي كامل انقلاب دعا كنيم.

نهضت آزادي ايران