رابطه نهضت آزادی ايران با دولت – پاسخی به روزنامه «جنبش» ٢٥/مرداد/١٣٥٨

title

رابطه نهضت آزادي ايران با دولت پاسخي به روزنامه «جنبش»

  در مقالة «ظرائف انتخاباتي در انتخاب خبرگان» روزنامة جنبش(1) چنين آمده است:

«مهندس سحابي به مناسبت شهرت مبارزات پدرش و خودش مورد تائيد و قبول اكثر گروهها و از جمله گروه پنجگانه ائتلافي جنبش بود و همچنين به مناسبت گوشة كوچكي از قدرت كه در دست دولت است و دولت در دست نهضت آزادي و ايشان كانديداي نهضت آزادي و بر اثر همين سهم كوچك از قدرت نيز كه مورد توجه حزب حاكم است ‌ايشان در ليست كانديداهاي حزب حاكم هم بودند، يعني بايد صاحب آراي حزب حاكم به اضافة آراي ما و ديگران شود و نفر دوم باشد، اما رفتن ايشان به نفر ششم و كم آوردن سيصدوده هزار رأي از نفر دوم و به ترتيب از نفرات بعد، نشان‌دهنده رفتار «ديالكتيكي» گردانندگان انتخابات با دولت است، يعني از سوئي كنار آمدن با نهضت آزادي «دولت» و از سوي ديگر نشان دادن برتري خود به آن.»

  در اين عبارات مبهم چند نكته مهم به شرح زير عنوان شده است:

  1- گوشه‌اي از قدرت در دست دولت است.

  2- حزب حاكم كه در تعبير جنبش «حزب جمهوري اسلامي» است به مناسبت مختصر قدرت دولت، با وي داراي روابط ديالكتيكي است «كنارآمدن با دولت و در عين حال نشان دادن برتري خود به او».

  3- دولت همان نهضت آزادي است.

  4- و در نتيجه چون نهضت آزادي داراي مختصر قدرتي است حزب حاكم، مهندس سحابي كانديداي نهضت آزادي را در ليست كانديداهاي خود آورده است.

  در مورد اين نكات يادآوريهاي زير بجاست:

  ـ در اينكه هيأت دولت، همة قدرتهائي را كه بايد در اختيار داشته باشد، در دست ندارد، سخني نيست.

  اصولاً بخش مهمي از دشواريهاي كنوني ناشي از تعدد مراكز قدرت و تصميم‌گيري و فقدان صلاحيت شرعي، قانوني، فني و علمي مراكز گوناگوني است كه ‌اين قدرتها را از دولت سلب كرده و به خود اختصاص داده‌اند و چنين وضعيتي بي‌هيچ گفتگو به زيان انقلاب ماست.

  اما اين سخن كه دولت همان نهضت آزادي است بهيچوجه با حقايق و واقعيات عيني تطابق ندارد. اصولاً تصور مي‌كرديم كه يادآوريهاي معدود ولي صريح شش ماه گذشته و نيز طرز رفتار ما اين امر را بر همگان روشن ساخته است كه دولت با نهضت آزادي يكي نيست و نهضت آزادي از همان مختصر قدرت دولت نيز نصيبي ندارد و سهمي نمي‌برد. اما با كمال تأسف ملاحظه مي‌كنيم كه روزبروز در مورد آنچه حقيقت نيست پافشاري بيشتري مي‌شود بطوريكه امر بر گروهي از افراد با حسن نيت و متعهد نيز كه ما را مي‌شناسند، مشتبه شده است.

  به هرحال نكته گيريهاي جنبش اين فرصت را به ما مي‌دهد كه موضع خود را در اين باب به اطلاع همة هموطنان خود برسانيم:

  1- همانطور كه امام در فرمان نخست‌وزيري مهندس بازرگان نوشته‌اند، ايشان را به صفت شخصي و بدون در نظر گرفتن روابط گروهي به سمت نخست‌وزيري برگزيده‌اند. براي ما مسلم است كه هيچ فرد ميهن‌دوست و بي‌غرضي ـ اعم از آنكه موافق يا مخالف روش مهندس بازرگان باشد ـ در صداقت و امانت وي كوچكرين ترديدي ندارد، در نتيجه هيچ فردي نمي‌گويد و نمي‌تواند گفت كه نخست وزير محتواي فرمان امام را برخلاف امانت، دگرگون ساخته و خداي ناكرده مناسبات گروهي را در تلقي موقع و مقام خود دخالت داده و برخلاف حكمي كه دريافت كرده، خود را نخست‌وزير نهضت آزادي و دولت را دولت اين جمعيت دانسته است و يا مي‌داند.

  2- ما در بيانيه خود: «تحليلي از شرائط امروز انقلاب اسلامي ايران و نقد نيروهاي درون انقلاب» (خرد اد 58) (اين بيانيه به ضميمه براي دفتر جنبش ارسال مي‌شود) متذكر شده‌‌ايم كه:

  «باوجود بودن چند نفر از اعضاي نهضت آزادي در كابينه نه حزب كوچكترين وابستگي به دولت دارد و نه دولت تعهدي در برابر حزب» در اينجا بار ديگر يادآور مي‌شويم كه كلية وزراء، و برخي از معاونان عضو نهضت آزادي مستقلاً و بي‌آنكه درباره عضويت خود در دولت با نهضت آزادي مشورت كنند و يا مطابق قرار و مدارهاي حزبي اجازه بگيرند و در هر حال به صفت فردي همكاري مستقيم با دولت مهندس بازرگان را پذيرفته‌اند و چون اين افراد اخلاقاً و اصولاً نمي‌توانند تعهدي در برابر حزب داشته باشند به پيروي از روشي كه در احزاب اصولي و جدي رعايت مي‌شود، در رابطه با نهضت، به اصطلاح در حال تعليق و يا مرخصي تلقي مي‌شوند، و در واقع رابطة اعضاي دولت با نهضت بيشتر از رابطة آنان با جنبش نيست.

  3- برنامه دولت، برنامه‌اي است كه بدون تعهد در برابر نظرات نهضت آزادي تنظيم شده است و يا از اين پس تنظيم ميشود. مراجع تائيد و تصويب آن نيز هيأت دولت و شوراي انقلاب‌اند. در نتيجه نهضت آزادي در مقام اظهارنظر راجع به محتوا يا شكل اجراي آن نظير ديگر جمعيت‌هاي مسئول و متعهد در برابر انقلاب، هيچگونه تعهدي در قبال فرد فرد اعضاي هيأت دولت و يا جمع آنها ندارد، تنها تعهد و مسئوليتي كه نهضت در اين برهه از زمان براي خود مي‌شناسد، تعهد در برابر انقلاب اسلامي است.

  اما اگر نهضت آزادي راجع به برنامه‌ها و كارنامه دولت تاكنون اظهارنظر مرتب نداشته است، علت آن كمبود و در برخي موارد فقدان امكانات مادي جمعيت است. هموطنان با حسن نيت خصوصاً قلت وسائل اين جمعيت را به هنگام تبليغات انتخاباتي بطور محسوس مشاهده كرده‌اند و نفس اينكه جمعيت، نتوانست شايعات حساب شده مربوط به پس گرفتن كانديداتوري مهندس سحابي را تكذيب كند به خوبي نشان ميدهد تا چه ‌اندازه ‌اين حزب «به اصطلاح دولتي» از وسائل و لوازم تبليغاتي بهره‌ور است.

  4- اگرچه سوابق مبارزاتي و علمي و تقواي آقاي دكتر يدالله سحابي بسيار درخشان و موجب افتخار همه فرزندان جسمي و روحي او است، ولي تبليغ براي انتخاب آقاي مهندس عزت‌الله سحابي به خاطر نسبت فرزندي داشتن با دكتر سحابي توهيني است به رأي‌دهندگان و مردم شريفي كه خود بايد آزادانه و از روي شناخت كانديداهاي خود را انتخاب كنند.

  در پايان يادآوري اين نكته بجاست كه اگر روابط قدرت «ديالكتيكي بين دولت و شوراي انقلاب و يا دولت و حزب جمهوري اسلامي وجود داشته باشد، اين مسأله مربوط به دولت و در نهايت امر اعضاي دولت است و ربطي به نهضت آزادي بعنوان يك جمعيت و يك حزب سياسي ندارد». نهضت آزادي معتقد است كه رابطه احزاب و دسته‌هاي موجود در كشور بايد بر اساس احترام متقابل و بر پايه تقواي سياسي استوار گردد. خصوصاً با توجه به اوضاع و احوال كنوني كشور ايجاد تفاهم و در نتيجه وحدت كلمه و تعيين شعارهاي ميان كليه احزاب و دسته‌هاي وطنخواه و مؤمن به آرمان انقلاب را ـ‌‌ ولو با سليقه‌هاي متفاوت‌ـ شرط اصلي و اساسي حفظ دستاوردهاي انقلاب و پيروزي نهائي مي‌داند و در اين راه مي‌كوشد و از خدا و خلق نيز ياري و همكاري طلب مي‌كند.

نهضت آزادي ايران

25/ مرداد/1358

  (1) شماره 51، يكشنبه 21/ مرداد/58