ردصلاحيت ها با اراده روحاني انجام نگرفته است
ردصلاحيت ها با اراده رييس جمهوري انجام نگرفته است/ اصلاح طلبان به تغييرات اساسي اميدوار مي مانند
مهدي معتمدی مهر ، تحليلگر سياسي در گفتگو با #عصرما درباره علت انجام و اعلام ردصلاحیتها از سوی وزارت کشورگفت: دليل چنين رفتاري با توجه به پایگاه سیاسی آقای رحمانی فضلی کاملا مشخص است. ایشان از ابتدا جزء جریان اصلاحات نبود و سمت و سوي وابستگی جرياني او كاملا قابل تشخيص است و مي دانيم رویکردي كه در پيش گرفته شده، از کدام قضایا متاثر است. آنچه در آبانماه به وقوع پیوست موجب شد که برای ایشان و مجموعه مدیریتی ایشان این فرصت به وجود آيد که در سطح بالاتری نسبت به گذشته فعالیت انجام دهند.
وی در ادامه افزود: در این بین مسئول دولت هم که شخص رییس جمهور است، در تصمیماتش نتوانست از ابتکار عمل بهره ببرد. بنابراین به نظر من ، رد صلاحیت اصلاحطلبان از سوی وزارت کشور را نمیتوان به پای اراده دولت یا شخص رییس جمهور تلقی کرد. در واقع این اتفاق فرایندی است متاثر از دولت پنهان كه روز به روز بيشتر قدرت مي گيرد و در فضای امنیتی بعد از آبان 98 توانسته است خود را در سطح بالاتری نشان دهد. در اين بين بعيد نيست این رویه نسبت به همکاران دولت هم تسری پیدا کند.
مسئول كميته آموزش نهضت آزادي در پاسخ به اين سئوال كه آیا رييس جمهور در اين رويه بي تقصير است؟ ، تصریح کرد: طبیعتا استفاده از کلماتی مانند بیتقصیر در قبال رییس جمهوری درست نیست. به هر حال ایشان مسئولیت نهاد دولت را دارد و اصطلاح بیتقصیر بعد اخلاقی دارد. مسئولیت این رویه وزارت کشور قطعا به عهده رییس جمهور است اما اینکه با اراده رییس جمهوری رقم خورده باشد؛ من این را قبول ندارم و برآمده از ساختارهای بالادستی است.
معتمدی مهر در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه کاهش هزینه ردصلاحیتها برای شورای نگهبان چه تاثیری بر اصل روند دارد؛ که دولت حاضر به انجام آن شده است؟ تصریح کرد:ما یک جامعه توسعه یافته و یا یک ساختار سیاسی توسعه یافته نیستیم که جریان ها ضمن رقابت با هم رفتار و مناسبات خود را منطقي نگه دارند. به همین دلیل بعضی اوقات این جریانها به دنبال حذف یکدیگر هستند.
وی در ادامه افزود: در فضای سیاسی کشور، جریان اصلاحطلبی به عنوان یک جریان اصلی در کل مورد پذیرش قرار گرفته است اما افراد برجسته آن هنوز قابل قبول به شمار نمیروند و متاسفانه افراد و جریان محافظه کار به دنبال حذف اصلاحطلبان است بدون توجه به اینکه این حذف بخشی از ظرفیتهای نظام را از بین میبرد و هدف نهایی اینها حتی فراتر از اصلاحطلبان است و به دنبال حذف چهرههای شناخته شدهتر و برجسته تر جریان محافظه کار است. لزوما این حذف محدود به اصلاح طلبان نیست. بحث دولت پنهانی که ما میدانیم هویت امنیتی و نظامی است؛ حتی به پذیرش چهرههای معقول، خردگرا و شناخته شده نیز پرداخته است. فعلا در شرایط کنونی لبه تیز آن اصلاحطلبان را نشانه رفته است.
این عضو حزب نهضت آزادی در پاسخ به اینکه چرا اصلاحطلبان با وجود تکرار رد صلاحیتها باردیگر نوعی دستپاچگي در واکنششان به چشم میخورد، و این اصرار بر حضور از سوی اصلاح طلبان به چه علت است؟گفت: بحث حضور نوعی اثرگذاری آگاهی بخش دارد؛ چنانچه هم اصلاحطلبان و هم ما در نهضت آزادی مطرح کرديم که در انتخابات حضور خواهيم داشت، این حضور به معنای مشارکت نیست و قرار نيست در لحظه نهایی لیست دهیم، بلکه منظور تعداد کاندیداهایی است که میتوانیم از آنها حمایت کنیم.
وی در ادامه افزود: شرایط طی چندماه گذشته بسیار غیر شفاف بود؛ حداقل اخباری مطرح میشد که رد صلاحیتها گسترده نخواهد بود و حتی این گمانه هم به وجود امد که به شکل شورای شهر دوم برخورد میشود و افراد بسیاری تایید صلاحیت مي شوند. البته چنین اتفاقی با این تصور انجام میگرفت که مشارکت مردم حداقلی باشد و جریان خاصی رای بیاورد. بنابراین این ردصلاحیتهای گسترده برای همه قابل پیش بینی نبود.
اين فعال سياسي با بيان اينكه ما در نهضت میدانستیم کاندیداهای ما رد صلاحیت میشوند؛ گفت: اين احتمال بسیار قوی بود اما در میان اصلاحطلبان چنین دیدگاهی وجود نداشت و فکر میکردند که حاکمیت با توجه به بحرانهایی که دارد، انعطاف نشان مي دهد. این دو گانگی تحللیل موجب شد که نتوانند نتیجه مورد نظر را پیشبینی کنند.
معتمدی مهر درباره علت امید به تغییر رویکرد از سوی حاکمیت در میان جریان اصلاح طلب گفت:در یادداشتی به نام “چرا امید” به این موضوع پرداخته ام . ما زمانی ممکن است عملکرد نهادهای محافظه کار را بر اساس افرادی که در آن حضور دارند بررسی کنیم. بر این اساس چشم انداز خیلی روشنی وجود ندارد، رد صلاحیت میکنند، مانع از فعالیت اصلاحطلبان و سایر جریانات میشوند؛ اما اگر این ساختار قدرت را در چارچوب نهادهای موثر در آن ارزیابی کنیم؛ قضيه فرق مي كند.
وي در پايان گفت: به نظر من دو نهاد موثر در ساختار حقیقی و حقوقی وجود دارد. یکی سپاه و یکی روحانیت است(نه افرادی که امروز در راس آن قرار دارد). اين دو نهاد در شرف تصمیمگیریهاي جدی جديدي هستند.مثلا در ميان روحانيت نهادهایی با موضوعات جدید مطرح مي شود چنانچه در قم بحث سکولاریسم مطرح شده و یا اولویت هایی که سپاه برای پروژه های اقتصادی دارد اين نوع موارد نمایانگر این است که این نهادها خود را بازسازی و باز تعریف میکنند و شايد رویکردی دموکراتیک پیدا کنند. اين نهاده ممکن است حتی جایگاه خود را از حوزه سیاست به حوزه عمومی بازتعریف میکنند.
