1985
04/06/1385
زمينهها و پيامدهاي جنگ و مقاومت ملي در لبنان
زمينه ها
در سال 1982 ميلادي، در هنگامه ورود ارتش اشغالگر اسرائيل به لبنان ـ که در عرض يک هفته به بيروت رسيده بود، مقاومت گروه کوچکي از جوانان مسلمان شيعه لبناني وابسته به سازمان “امل” مانع ورود نيروهاي مهاجم اسرائيلي به نواحي جنوبي بيروت شد و توجه جهانيان را به خود جلب کرد. با گسترش نفرات و امکانات اين هسته اوليه در سالهاي بعد، گروه ياد شده ” حزب الله لبنان ” نام گرفت . در پي شهيد شدن سيد عباس موسوي رهبر پيشين حزبالله، به دست جوخه هاي ترور رژيم صهيونيستي در سال 1991، سيد حسن نصرالله دبير کلي حزب الله را عهدهدار شد و پس از آن، امنيت نيروهاي اشغالگر بيش از پيش در معرض هجوم و خطر قرار گرفت . سرانجام، در سال 2000، پس از 18 سال حضور نيروهاي اسرائيلي در لبنان، با فروپاشي افسانه و اسطوره شکست ناپذيري اسرائيل ، ارتش متجاوز مجبور به خروجي خفت بار از لبنان شد و پس از نيم قرن، براي نخستين بار، ملتهاي منطقه نشانه هاي شکست را در سيماي سياستمداران رژيم صهيونيستي ديدند. اين پيروزي ملت لبنان در سال 1984 با بازگشت اسيران لبناني رنگ و بويي خوشتر گرفت و اين مردم رنجديده از رويدادهاي تلخي چون كشتار گسترده آوارگان فلسطيني ميهمان آنان در اردوگاههاي صبرا و شتيلا شاهد ورود عزيزانشان پس از سالها تحمل اسارت در زندانهاي اسرائيل شدند، اگر چه همه اسيران آزاد نشده بودند. به دنبال صدور قطعنامه 1559 شوراي امنيت سازمان ملل متحد ـ که تاکيد بر خلع سلاح حزب الله داشت ـ در عصر روزي که گفته مي شد توافقي مهم و مشروط در اين زمينه ميان نخست وزير لبنان و حزب الله – يعني تغيير کسوت نظامي حزب الله از ميليشياي محلي به ارتش ملي پس از تخليه مزارع شبعا به وسيله نيروهاي اسرائيلي – صورت گرفته بود، رفيق حريري در يکي از پيچيده ترين صحنه هاي ترور سياسي جهان در ساحل بيروت از صحنه معادلات منطقه حذف مي شد. ابتکار سياسي حزب الله – که به گفته سيد حسن نصرالله، همه امور مهم و راهبردي آن به صورت شورايي و با برخورداري از فعاليتهاي تشکيلاتي قوي صورت مي گيرد – در تشکيل ميتينگي 5/1 ميليون نفري در قلب بيروت و در حمايت از يکپارچگي ملي لبنانيان ، به ميزان زيادي آثار منفي اين ترور حساب شده، ولي مبهم و مشکوک، را خنثي کرده، قسمت اعظم نقشه توطئه گران نقش بر آب شد.
توطئه جديد اسرائيل
بن بست سياسي حاکم بر رژيم نژادپرست اسرائيل – که خود را با روند تشکيل دولت و كشور مستقل فلسطيني و غرق شده در امواج مردم فلسطين ميديد – نياز به مانع شکني داشت . تحمل 18 ماه آتش بس با نيروهاي حماس و حزب الله براي نيروهاي نظامي همواره در تحرک اسرائيلي بسيار سنگين بود. در نخستين گام براي برون رفت از بنبست، سواحل غزه براثر موشک باران کور ناوچه هاي اسرائيلي به خون نشست و غيرنظاميان بيگناه در هنگام گذراندن تعطيلات تابستاني جانشان را ناباورانه در برابر ديدگان بازماندگان آن جنايت از دست دادند. در پي تلافي نيروهاي حماس در اسيركردن يک سرباز اسرائيلي، ارتش اسرائيل با يورشي گسترده به دولت منتخب فلسطينيان تعداد زيادي از وزيران و سياستمداران دولت حماس را به اسارت برد و دفتر نخست وزيري را منفجر كرد.
پس از بروز اين رخدادها، حزب الله لبنان، ناکام از بازپس گيري بقيه اسيرانش در سال 2004 و شاهد ادامه تجاوزات رژيم اسرائيل در فلسطين و جنوب لبنان ، در عملياتي محدود به اسير کردن دو سرباز اسرائيلي در 6 ژوئن 2006 مبادرت كرد و اين آغازي براي درگيريهاي چندجانبه اسرائيل با نيروهاي حزب الله ـ و در واقع، با ملت لبنان ـ در مرز، شهرها، و روستاها و پناهگاه هابود.
حمله اسرائيل به لبنان
رژيم اسرائيل، با بهره برداري از فضاي مساعد، در راستاي برنامه هاي راهبردي آمريكا در منطقه براي تشكيل خاورميانه جديد، برخوردار از کمک هاي از پيش هماهنگ شده غرب و وعده فتح زود هنگام لبنان و با هدف تحريك افكار عمومي مردم لبنان عليه حزبالله، بمباران شهرهاي لبنان و نقاطي كه آنها را مواضع حزب الله در روستاها مينامد از زمين، هوا ودريا از سر گرفت وبا ويران كردن زير ساخت هاي اقتصادي لبنان به كشتار مردم غير نظامي پرداخت و فجايعي چون كشتار روستاي قارنا را براي چندمين بار مرتکب شد.
در طول 33 روزجنگ ويرانگر در لبنان، در حالي كه افكار عمومي جهان خواستار توقف كشتار وحشيانه مردم بي گناه بود، دولت زورگوي آمريكا، با بهره گيري از حق وتو، از تصويب قطعنامهاي درباره آتش بس فوري و بي قيد وشرط در شوراي امنيت سازمان ملل جلو گيري كرد ودرنتيجه، جنگ و كشتار ادامه يافت تا شايد هدفهاي اسرائيل در حمله به لبنان تحقق يابد. در جنگ لبنان، بنا بر اظهارات رسمي آمريکاييان، بيشتر کشته شدگان اسرائيلي نظامي و برعكس، بيشتر جان باختگان لبناني غير نظامي بوده اند. به باور اکثر ناظران بيطرف بين المللي، حاصل شش سال تجهيز و تدارک ملي و منطقه اي حزب الله بر محصول نزديک به شصت سال تدارک و تجهيز بين المللي ارتش اسرائيل – آنهم در بالاترين سطوح نظامي مطرح در جهان – غلبه کرد. سرانجام، براي نجات اسرائيل از باتلاق لبنان ، قطعنامه 1701 شوراي امنيت درباره قطع بمباران شهرهاي لبنان از سوي اسرائيل ـ در برابر پايان يافتن موشک باران شمال اسرائيل از سوي حزبالله، صادر شد.
محورهاي اصلي قطعنامه 1701
1- نخستين و فوريترين بند قطعنامه توقف عمليات نظامي يا آتشبس است. تداوم حملات نظامي اسرائيل به لبنان نهتنها دستاوردي براي اسرائيل نميداشت، بلكه به دليل واكنشهاي شديد جهاني به زيان بيشتر آن دولت ميانجاميد. از اين رو، صدور قطعنامه و برقراري آتشبس راه محترمانه خودداري اسرائيل از ادامه عمليات بيفايده نظامي بود. از سوي ديگر ، ادامه حملات نظامي اسرائيل به لبنان براي حزبالله نيز زيانآور بود. بنابراين، آتشبس به سود حزبالله نيز تمام ميشد.
2- آزادي دوسربازاسرائيلي اسيردر لبنان
3- خلع سلاح حزب الله و ممنوعيت تداوم تدارک و تجهيز نظامي غير دولتي در لبنان.
اين بند در واقع تکراري بر مفادي از قطعنامه هاي 425 (1978)، 426 (1978)، 520 (1982)، 1559 (2004)، 1655 (2006)، 1680 (2006) و 1697 (2006) و 1697 (2006) بعلاوه همه بيانيههاي رئيس شوراي امنيت درباره اوضاع لبنان، به ويژه بيانيههاي 18 ژوئن 2000، 19 اكتبر 2004، 4 مه 2005، 23 ژانويه 2006 و 30 ژوئيه 2006 است . (برگرفته از بند اول قطعنامه 1701)
البته خلع سلاح حزبالله يا پيوستن نيروهاي مسلح آن به ارتش لبنان هنگامي قابل اجرا خواهد بود كه اسرائيل شبعا را به طور كامل تخليه كند، اسراي دو طرف مبادله شوند و ميان دولت لبنان و حزب الله بر سر پايان دادن به خطرات خارجي توافق صورت گيرد. نخست وزير و وزير دفاع لبنان بارها بر اين نكته تأكيد كردهاند. حزبالله نيز در ساليان اخير بارها بر تخليه کامل لبنان از اشغالگران – خروج اسرائيليها از شبعا – به عنوان پيششرط پايان دادن حزبالله به اقدامات مسلحانه و تبديل به يك حزب سياسي سخن گفته است .
4- ايجاد خط حايل به عمق حدود 20 کيلومتر در خاک لبنان، در حاشيه جنوبي رود ليتاني
البته بايد توجه داشت كه ايجاد منطقه حائل با کمک نيروهاي سازمان ملل (موسوم به يونيفل) و ارتش لبنان مانع تردد و سکونت دائم نيروهاي حزب الله ـ که به واقع شهروندان عادي و داراي کار و پيشه در آن منطقه هستندـ نخواهد شد .
5- پذيرفتن اصل مذاکره در زمينه آزاد سازي بقيه لبنانيان به اسارت گرفته شده در سالهاي دهه 80 و دهه 90 ميلادي و اين كه براي تخليه کامل مزارع شبعا اسرائيل بايد با دولت لبنان مذاكره كند.
پيامدهاي جنگ 33 روزه
1- اسرائيل از طريق جنگ به دو هدف اصلي و اعلام شدهاش ـ كه آزادي دو سرباز اسرائيلي و خلع سلاح حزبالله بود ـ نرسيده است. با آن كه هر دو خواست اسرائيل در قطعنامه آمده است، هر دو مورد نياز به آمادگيها و فراهم كردن مقدماتي دارد. بنابراين، ميتوان گفت كه اين جنگ براي اسرائيل دستاوردي نداشته است.
2- حملات نظامي گسترده اسرائيل، اگرچه خرابيها و تلفات عظيمي براي مردم لبنان داشت، نتوانست مردم لبنان را عليه حزبالله بشوراند. البته ممكن است كه در دوره آرامش پس از جنگ برخي از گروههاي سياسي، كه هيچگاه روابط خوبي باحزبالله نداشتهاند، تلفات انساني و خرابيهاي ناشي از حملات نظامي اسرائيل را بهانهاي براي حمله به حزبالله قرار دهند. اما تا زماني كه شبعا تخليه نشود و مبادله اسيران جنگي صورت نگيرد، حزبالله خلع سلاح نخواهد شد. و از سوي ديگر، در صورتي كه شبعا آزاد گردد و حزبالله نيز با پذيرش خلع سلاح به يك حزب سياسي تبديل شود، اين دو رويداد به عنوان دستاوردهاي جنگ 33 روزه براي مردم لبنان تلقي شده، تبليغات تهاجمي عليه حزب الله را بياثر يا كماثر خواهد ساخت .
3- جنگ 33 روزه يك شكست سياسي ـ اقتصادي براي دولت اسرائيل به شمار ميرود و بيترديد يك تلاطم سياسي ـ رواني براي اسرائيل پديد آورده است كه آثار درازمدت خواهد داشت.
اين درحالي است كه مقاومت دلاورانه حزبالله در برابر تهاجمات جنايتكارانه اسراييلي يك پيروزي سياسي براي حزب الله ـ نهتنها در لبنان، بلكه در ميان اعراب و مسلمانان ـ رقم زده است. بنابراين، قدرت حزبالله نهتنها كاهش نيافته بلكه افزايش پيدا كرده است.
4- بنابر دلايل زير، جنگ يادشده بر فلسطينيان و روابط ميان اسرائيل و فلسطين نيز بيتأثير نبوده است.
1 ـ دولتمردان اسرائيلي به ضرورت اجتناب ناپذير دستيابي به يك توافق عام و جامع با فلسطينيان بيش از پيش توجه پيدا كردهاند. برخي از مقامات اسرائيلي تصريح كردهاند كه اسرائيل نهتنها بايد از غزه كاملاً خارج شود، بلكه بايد شهركهاي يهودي نشين در كرانه غربي رود اردن را نيز تخليه كند.
2 ـ دولت فلسطين (به رهبري حماس) و رئيسحكومت خودگردان فلسطين (محمودعباس) در پي مذاكرات گسترده و فشرده با تمام گروههاي سياسي فلسطيني به توافقهايي دست يافتهاند. حماس، به عنوان دولت، آمادگيش را براي ادامه يافتن مذاكرات صلح، در چارچوب هاي تصويب شده به وسيله شوراي ملي و دولت سابق فلسطين،و پيگيري اجراي قطعنامه 242 شوراي امنيت سازمان ملل متحد اعلام كرده است.
جمعبندي
نهضت آزادي ايران بر پايداري وتلاش دليرانه نيروي مقاومت لبنان، پيشتر در عرصههاي نبرد و اينك در بازسازي، ارج مي نهد و انتظار دارد كه شوراي امنيت سازمان ملل متحد به رسالت اصلي خويش در پيشگيري از وقوع چنين حوادثي عمل كند و مانع گسترش جنگ و خونريزي و خرابي باشد.
نهضت آزادي ايران نيروي مقاومت حزب الله ودولت و ملت لبنان را در عرصه سياسي پيروز جنگ اخير ارزيابي مي كند. در عرصه نظامي، اگر چه اين جنگ نابرابر پيروز واقعي نداشته است، ارتش مجهز اسرائيل به رغم حمايت هاي بي دريغ آمريكا وساير هم پيمانان در اجراي برنامههايش ناكام بوده است. از سوي ديگر، نيروهاي حزب الله، هماهنگ با دولت ومردم لبنان، با مقاومت و ايستادگي در برابر تهاجم اسرائيل از حيثيت خودشان ،ملت لبنان و همه ملت هاي مسلمان و عرب به ويژه در منطقه، دفاع كرده و تحولي شگرف در مناسبات سياسي و نظامي منطقه پديد آورده اند.
نهضت آزادي ايران، بر اين باور است كه به دنبال محكوم شدن اسرائيل در شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد،پرونده جنايات جنگي و نسل كشي اسرائيل در لبنان و فلسطين بايد به دادگاه كيفري بين المللي ارجاع شود.
نهضت آزادي ايران، اميدوار است که حزب الله لبنان نيز با بهره گيري کامل از هوشياري و تدبير سياسي بر اهميت فعاليت برنامه ريزي شده و نظاممند در چارچوب حاكميت دولت لبنان کماکان پايبند بماند.
نهضت آزادي ايران، مقاومت اخيرلبنان را زنده كننده خاطره پايداري و فداكاريهاي مجاهدان رشيد و فروتن از کشورمان، چون امام موسي صدر وشهيد دکتر مصطفي چمران، که در شبهاي تاريك سالهاي دور آن ديار خوش درخشيدند و راههاي صبر و تلاش و پيروزي را به آيندگان و روندگان نشان دادند، ميدادند… يادشان گرامي و راهشان پر رهرو باد.
نهضت آزادي ايران
