سیاست‌خارجی ایران و بازی با اندک کارت‌های باقیمانده، دکتر مهدی نوربخش، استاد روابط خارجی و تجارت جهانی دانشگاه هریسبرگ آمریکا

سیاست‌خارجی ایران و بازی با اندک کارت‌های باقیمانده

 دکتر مهدی نوربخش، استاد روابط خارجی و تجارت جهانی دانشگاه هریسبرگ آمریکا

دو استراتژی مهم سیاسی که کشور ما در این روزها نمی‌بایست لحظه‌ای از آنها غافل بماند؛ اول حفظ امنیت خلیج‌فارس و دوم ماندن در برجام و ایجاد روابط و مکانیزم‌هایی است که هزینه خروج از و شکستن این معاهده مشروع بین‌المللی را برای آمریکا بالا می‌برد.

 در بخش اول متاسفانه دولت روحانی و دستگاه دیپلماتیک کشور ما نتوانست و یا نخواست به اهمیت موضوع حفظ امنیت خلیج‌فارس توجه لازم را مبذول کند.

 آقای روحانی بعنوان رییس دولت در ابتدای ایجاد مشکلات تحریم آمریکا برای صدور نفت ایران اعلام کرد که در این حالت امنیت تنگه‌هرمز با مخاطره روبه‌رو خواهد شد و یا اگر نفت کشور ما از منطقه خلیج فارس صادر نشود، نفت کشورهای دیگر منطقه هم نمی‌تواند صادر شود.

 وزیر امور خارجه ایران حتی تا جایی پیش رفت که ورود کشتی‌های خارجی نظامی به منطقه را منوط به اجازه از ایران دانست؛ درحالیکه در حالت صلح،  قوانین بین‌الملل حتی به کشتی‌های جنگی دول خارجی اجازه می‌دهد که از این شاهراه آبی بین‌المللی استفاده کنند

به‌دنبال این مواضع که از سر خرد اتخاذ نشده بود؛ گروه‌های محافظه‌کار افراطی و نشریات متعلق به آنها مثل “کیهان” دولت را تشویق کرده‌اند که تنگه هرمز را ناامن کند.

به‌دنبال مورد هدف قرار گرفتن چندین کشتی نفتی در بنادر کشورهای عربی در هفته‌های گذشته و خصوصا نزدیک به تنگه‌هرمز، دولت آمریکا در ابتدا از کشورهای خریدار نفت این منطقه خواست که برای امنیت کشتی‌های نفتی خود مکانیزم‌های عملی اتخاذ کنند.

با توقف کشتی نفتی ایران حول‌وحوش جبل‌الطارق توسط دولت انگلیس در هفته گذشته و با ادعای اینکه این کشتی در حال تردد به کشور تحریم‌شده سوریه بوده و اینکه نیروهای نظامی ایران اعلام کرده‌اند که در صورت آزاد نشدن این کشتی دست به عکس‌العمل خواهند زد؛ آمریکا و کشورهای اروپایی (خصوصا انگلیس) به این فکر افتاده‌اند که برای امنیت کشتیرانی در این منطقه یک ائتلاف جهانی ایجاد کنند.

دراین‌حال، محافظه‌کاران افراطی در ایران که از ایجاد یک جنگ هراسی به دل راه نمی‌دهند و در مواقعی آن را تشویق می‌کنند، از دولت روحانی خواسته‌اند که مقابله‌به‌مثل کند و یک کشتی نفتی از انگلیس را در آب‌های خلیج‌فارس متوقف کند.

روز پنجشنبه دولت انگلیس ادعا کرد که یک نفتکش این کشور (British Heritage) در بخش شمالی ورودی تنگه هرمز مورد مزاحمت چندین کشتی کوچک جنگی ایران برای انحراف به آب‌های ایران قرار گرفت که کشتی جنگی (HMS Montrose) نیروی دریایی ارتش انگلیس بین این تانکر و کشتی‌های کوچک جنگی ایران قرار گرفت و از این کار ممانعت به‌عمل آورد.

منطقه خلیج‌فارس در حال ناامن شدن است. کشورهای خارجی با کشتی‌های جنگی خود وارد این منطقه شده‌اند تا امنیت کشتیرانی را خصوصا برای تردد کشتی‌های نفتی و تجاری از بنادر کشور های عربی حفظ کنند.

متاسفانه ایران نتوانست و یا نخواست تا اقتدار نظامی خود را برای حفظ امنیت خلیج‌فارس نشان دهد.

ورود کشتی‌های نظامی و جنگی آمریکایی و اروپایی به این منطقه اولا می‌تواند امنیت داخلی خلیج‌فارس را با چالش روبه‌رو سازد

دوم: ورود کشتی‌های جنگی و نظامی در این منطقه می‌تواند به تشکیل یک ائتلاف آمریکایی، انچه دولت ترامپ می‌خواهد و به‌دنبال آن است، کمک کند. با ورود بوریس جانسون به صحنه سیاست انگلیس، آمریکا و انگلیس در سیاست‌هایشان به یکدیگر نزدیک می‌شوند.

سوم: ازدحام نیروهای خارجی در این منطقه شانس تصادف و جرقه برای شروع یک جنگ را بالا می‌برد.

در بخش دوم، ایران اعلام کرده که با هر هزینه‌ای در برجام نمی‌ماند و میزان اورانیوم غنی‌سازی‌شده را افزایش می‌دهد.

این استراتژی اگرچه می‌تواند در ابتدا زمینه‌ای را برای مذاکرات بیشتر آماده کند؛ اما هرگز کشور ما بعنوان یک استراتژی پایدار و درازمدت، نمی‌تواند از آن استفاده کند.

کشورهای اروپایی و حتی چین از ایران خواسته‌اند که در محدوده تعهدات برجام بماند. اگرچه میزان غنی‌سازی چهارونیم‌درصد اورانیوم توسط ایران در ابتدا نمی‌تواند اجماع جهانی را علیه کشور ما ایجاد کند؛ اما اگر نظام بخواهد میزان غنی‌سازی اورانیوم را به سطح ۲۰درصد برساند؛ بدون‌شک با عکس‌العمل شدید جامعه بین‌المللی روبه‌رو می‌شود و در صورت بازگشت پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل با تحریم‌های مجدد این سازمان بین‌المللی روبه‌رو می‌شود.

هرگز نباید فکر کرد که چین و یا روسیه در شورای امنیت سازمان‌ملل از حق وتوی خود برای ایران استفاده خواهند کرد. هر دو کشور به‌دنبال معامله با آمریکا هستند و امکان رای اکثریت مطلق در این شورا بسیار بالاست.

چین و روسیه حتما به‌دنبال آن خواهند بود که در مقابل رای مثبت خود در شورای امنیت سازمان ملل از آمریکا چه خواهند گرفت.شرایط سیاسی خارجی کشور ما بسیار نامساعد است. ایران برای بازی کارت‌های زیادی ندارد. از اینستکس و حمایت اروپا نمی‌توان توقعات بالا داشت.کشورهای اروپایی به‌سختی می‌توانند کمپانی‌های خصوصی انرژی خود را راضی کنند که از ایران نفت خریداری کنند. این کمپانی‌ها هرگز منافع خودرا در بازار بزرگ اقتصادی آمریکا را فدای بازار اقتصادی محدود ایران نخواهند کرد.

باید توجه داشت که با تقلیل خرید نفت از ایران و ونزوئلا، بازار جهانی دچار کمبود و بحران نشده است. با کارت‌های خود باید حساب‌شده بازی کنیم و از سیاست‌های احساسی دوری جوییم.باید در سیاست خارجی کشور به‌دنبال بنیانی نو بود.