شروطی با هدف اخذ موافقت نهادهای قدرت راهبردی نيست گفت‌وگوی خبرنگار «فرارو» با مهندس محمد توسلی درباره دو شرط آقای خاتمی، ١٦ مهر ١٣٨٧

 

شروطی با هدف اخذ موافقت نهادهای قدرت راهبردی نیست

گفت و گوی خبرنگار«فرارو» با مهندس محمد توسلي درباره دو شرط آقای خاتمی

16 مهر 1387

رئیس دفترسياسي نهضت آزادي ایران با اشاره به شروط سيد محمد خاتمي براي اعلام نامزدي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري تاكيد كرد كه محقق شدن شرط اول ايشان در این مرحله نيازمند تشكيل يك جبهه فراگير اصلاح طلبي وجلب حمایت احزاب و گروه ها و فعالان سیاسی – اجتماعی است و درمرحله رأی دادن میزان آراء مردم در حمایت از برنامه ایشان است، برای تحقق شرط دوم نیز ضروری است ایشان بیش از منابع قدرت حاکمان، به پشتیبانی نیروهای سازمان یافته مردمی تکیه کنند.

حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي چندي پيش در ديدار با مديرعامل و دبيران خبرگزاري ايلنا، دو پيش شرط خود را براي ورود به عرصه انتخابات- با عبوراز پیش شرط سلامت انتخابات- «تفاهم با ملت بر سر خواسته‌هايشان» و «امكان عملي شدن برنامه‌هايش» اعلام كرد.

در همين حال محمد توسلي رئیس دفتر سياسي نهضت آزادي با بيان اينكه «شروطي كه آقاي خاتمي براي اعلام نامزدي خود مطرح كردند نياز به بررسي بيشتری دارد» در گفتگو با خبرنگار «فرارو» گفت: «شرط اول ايشان بحث گفتماني است كه ايشان مي خواهند با مردم داشته باشند يعني اينك اگر من مي خواهم نامزد شوم بايستي بر سر اين گفتمان با مردم ايران به تفاهم برسم، محور گفتمان ايشان هم بحث آزادي، پيشرفت، عدالت و سازگاري با ارزشهاي ديني است و در جمع بندي هم تاكيد مي كنند كه گفتمان قالب و اصلي اصلاح طلبي هم همين گفتمان است.»

وي افزود: «بنده چند نكته در اين باره بايد عرض كنم: نخست آنكه گفتمان اصلاح طلبي علاوه بر آزادي و عدالت و ارزشهاي فرهنگي و بومي ما كه همان ارزشهاي ملي و ديني ما است به يك محور ديگر هم بایستی تاکید شود كه همان حاكميت قانون و قانون مداری است كه خود ايشان نيز قبلا براين نكته تاكيد داشته اند.»

توسلي تصريح كرد: «در واقع اين گفتمان نوعي پيگيري مطالبات تاريخي ملت ايران در انقلاب مشروطه، نهضت ملي و مطالبات مردم در انقلاب سال 57 است كه در اصول قانون اساسي هم تبلور يافته و تصريح شده است.»

اين فعال سياسي ادامه داد: «اما نكته دوم اين است كه چگونه آقاي خاتمي مي خواهند با مردم ايران دراین مرحله تفاهم كنند و ساز و كار عملي تفاهم با مردم چيست، آيا مي خواهند مثلا برنامه خودشان را به رفراندوم بگذارند و از مردم نظر خواهي كنند؟»

وی افزود: «اين در حالي است كه ما مي دانيم در جامعه مدني، اين احزاب و گروهاي سياسي و نخبگان جامعه هستند كه مي توانند پلي باشند ميان مردم و كساني كه مي خواهند در انتخابات نامزد شوند براي تصدي قوه مجريه، بنابراين راهمكار عملي تفاهم با مردم اين است كه آقاي خاتمي با نمايندگان گروهاي سياسي ديدار داشته باشند و با آنها تفاهم كنند.»

توسلي با تاكيد بر اينكه «آقاي خاتمي براي ورود به عرصه انتخابات رياست جمهوري بايد از دو راهكار استفاده کنند» گفت: «نخست آنكه بايد به پذيرند که بدون مشاركت گسترده احزاب، گروهاي سياسي و نخبگان جامعه نمي توانند در اجراي برنامه خودشان موفق بشوند و براي این منظور بايد با آنها به گفتگو بنشيند و بر سر يك برنامه حداقلي به تفاهم برسند كه اين برنامه در راستايي همان گفتمان اصلاح طلبي است که به آن اشاره شد. دريك چنين فرايندي است که مي توان تفاهم با مردم ايران را تضمين کرد.»

وي افزود: «نكته دوم اين است كه آقاي خاتمي می توانند يك جبهه فراگير اصلاح طلبي تشكيل دهند. ديدار و گفتگو با احزاب و گروهاي اصلاح طلب زمينه شكل گيري چنين جبهه اي را فراهم مي كند و وقتي كه همه احزاب و گروهاي سياسي و نهاد هاي مدني در سراسر كشور يك چنين گفتماني را حمايت كنند خود به خود شرط اول ايشان محقق مي شود.»

توسلي در پاسخ به اين سوال كه «آيا آقاي خاتمي با طرح پيش شرط اول خود قصد اين را دارند كه سطح مطالبات را از دولت آينده معقول كنند»، گفت:« بسيار خوب است اما چگونه مي توان متعادل بودن و معقول بودن برنامه ها را مشخص كرد آيا راهكاري غير از گفتگو با احزاب و گروهاي سياسي و نخبگان وجود دارد؟ در ديدارهایي كه ايشان معمولا با نمايندگان مردم از استان ها دارند بیشتر يك ارتباط مونولوگ و يك طرفه اي برقرار مي شود و كمتر آنها فرصت دارند به صورت جمع بندي شده نظرات خود را منتقل كنند.»

وي با بيان اينكه «خود آقاي خاتمي قبول دارند كه در يك جامعه مدني اين گروه ها و احزاب هستند كه مي توانند سر پلي باشند ميان مردم و نهاد هاي قدرت» گفت:« بنابراين ساز و كار منطقي ارتباط با مردم، ارتباط با احزاب وگروه های مرجع اصلاح طلبان است كه در نتيجه آن آقاي خاتمي به يك برنامه حداقلي نه حداكثري دست پيدا خواهند كرد. اگر ايشان با همه احزاب و گروهاي سياسي گفتگو كنند و آن انتظارات حداقلي مجموعه اصلاح طلبان را مد نظر قرار دهند خود به خود زمينه شكل گيري يك برنامه حداقلي و متعال براي ورود به عرصه انتخابات تهيه مي شود كه خود اين نيز مي تواند زمينه ساز شكل گيري يك جبهه فراگير اصلاح طلبي در كشور باشد.»

توسلي در پاسخ به اين سوال كه آيا در چنين شرايطي كه احساس مي شود كشور با مشكلات فراواني مواجه است يك برنامه حداقلي مي تواند براي مردم راضي كننده باشد گفت:« كساني كه استراتژي اصلاح طلبي را پذيرفته اند مي دانند كه تغييرات در جامعه بايستي تدريجي، و قانون مند باشد تغييراتي كه بخواهد از طريق اقدامات راديكال صورت بگيرد پایدار نبوده و در چارچوب استراتژي اصلاح طلبي نمي گنجد.»

وي افزود: «ما بايستي در شرايط كنوني واقع بين باشيم و بنابراين نبايد جنبش اصلاحات شعارهايی مطرح كند كه نتواند با توجه به امكاناتي كه دارد آنها را محقق كند كه اگر نتواند آنها را اجرايي كند نتيجه اش سرخوردگي مردم خواهد بود. البته بايد در اینجا تاکید شود كه برنامه ها نبايد محافظه كارانه باشد بايد در چارچوب و سقف امكانات اصلاح طلبي حركت کرد تا با برنامه ريزي و تدابيري كه اتخاذ مي شود بتوان اين سقف را بالاترهم برد.»

اين فعال سياسي تصريح كرد:« همچنين هم آقاي خاتمي و هم گروهاي اصلاح طلبي با كارهاي تحليلي و توضيحي كه انجام مي دهند مي بايست ذهنيت مردم را كاملا آگاه و آشنا كنند كه بدانند نبايد به دنبال شعارهاي غير قايل تحقق باشند و بپذيرند كه تمام تحولات پايدارهم در طبيعت و هم در جامعه هميشه تدريجي بوده در واقع اين همان گفتماني است كه زنده ياد مهندس بازرگان در مقابل شعارهاي راديكالي كه برخي گروها در سال اول انقلاب مطرح مي كردند مي گفتند كه كارها بايد “گام به گام” انجام بشود. »

وي افزود: «البته مي توان گام خود را براي ايجاد تغييرات بلند تر برداشت اما اگر بدون توجه به موانع بخواهيم يك برنامه اصلاحي را پياده كنيم به دور از واقعيت است. اساسا جنبش اصلاحي و اصلاح طلبان نبايد در فضا حركت كنند ما بايد روي زمين حركت كنيم تا بتوانيم گام بعدي را محكمتر برداريم.»

توسلي درباره شرط دوم خاتمي نيز گفت:« اگر منظور آقاي خاتمي از طرح شرط دوم اخذ موافقت نهادهای قدرت برای پذیرش مسئولیت باشد چنین شرطی راهبردی و به مصلحت نیست زیرا با توجه به شرایط کنونی کشور نهادهاي قدرت هيچ نوع تضميني برای اجرای برنامه های ایشان نخواهند داد که اگر هم به فرض بدهند به تنهایی قابل اعتماد نیست.»

وي تاكيد كرد:« رهبري جنبش اصلاحات بايستي يك راهكار ديگري را مد نظر قرار دهد و آن اين است كه با تشكيل جبهه فراگير اصلاح طلبي و برخورداري از حمايت قاطع و همه جانبه مردم- نه حمايت توده وار- است كه مي توان به اجراي برنامه ها اميد وار بود.»

توسلي در ادامه گفت:« اگر بخواهيم نقدي به عملكرد 8 ساله آقاي خاتمي داشته باشيم می توان به همين نکته اشاره کرد كه ايشان نتوانستند جنبش اصلاحات را رهبري و آنرا سازماندهی كنند تا آن سازمان از برنامه های ایشان حمايت كند.»

وي افزود:« ايشان در آن 8 سال بیشتر در نقش و قامت يك رييس جمهور ظاهر شدند اين درحالي است كه در شرايط كنوني ايشان می توانند اين مشکل را اصلاح كنند و پیامد اين اقدام قوي ترين ضمانت براي اجراي برنامه هاي ايشان خواهد بود.»