شمارش معكوس يادداشت مهندس سيد امير خرم، ١٤/٣/١٣٨٨

 

شمارش معكوس

یادداشت مهندس سید امیر خرم

14/3/88

از روزها قبل، بسياري از دوستانم توصيه مي‌كردند كه برنامه چهارشنبه شب را از دست ندهم. مناظره آقاي احمدي‌نژاد رييس‌جمهور با آقاي موسوي، جديترين رقيب انتخاباتي ايشان. اينهمه اشتياقي كه در بين همگان برا ي مشاهده اين مناظره محسوس بود، شايد تنها يكبار ديگر و آنهم در هنگام جلسات محاكمه آقاي كرباسچي و در مقام شهردار عزل شده تهران، ديده شده بود. شايد جاذبه بيش از حد اين برنامه بدان جهت بود كه در اين شب قرار بود نه فقط دو كانديداي انتخابات رياست جمهوري، كه نمايندگان دو ديدگاه و دو نگرش ديني و اجتماعي در مقابل يكديگر قرار گيرند و انديشه خود را در معرض قضاوت عمومي قرار دهند. به اعتقاد نگارنده در اين مناظره، نكاتي بود كه بايد بدانها توجه داشت.

نكته اول- در جامعه‌اي كه عصبيت و رفتارهاي عجولانه و احساسي، تبديل به يك مولفه فرهنگي شده است، متانت، آرامش، وقار، صبوري و ادب،كالاهايي دست نايافتني و گوهرهايي گرانبها هستند كه مردم با مشاهده آن در وجود هركسي، نوستالژي نهفته در ضمير ناخودآگاه خود را بياد مي‌آورند و ناخواسته براي صاحب اين خصايل، كلاه به احترام از سر برمي‌دارند. بخش اعظم احترامي كه مردم ما براي شخص آقاي خاتمي قائل هستند نيز نه به جهت تلاش ايشان براي بهبود اوضاع سياسي و اجتماعي كه صرفاً به دليل مشاهده همين خصلت‌هاي نيك در شخصيت او است. در برنامه امشب نيز آقاي مهندس موسوي توانست بدور از هرگونه تصنع، اين آرامش و متانت را  در رفتار و كلام خود، به بيننده منتقل نمايد. اين مشخصه رفتاري هنگامي در چشم بيننده بيشتر خود را نشان مي‌داد، كه در مقابل آن رفتار آقاي احمدي‌نژاد را مي‌نشانديم. رفتاري سرشار از مولفه‌هاي منفي فرهنگي همچون اتهام‌زني به ديگران در غياب آنها، افشاگري پرونده‌هايي كه محل طرح آنها- حتي به فرض صحت- در جاي ديگري است، ارايه اطلاعات و آمارهاي كذب، لبخند استهزاء بر گوشه لب نشاندن و ….. . نهايت اينكه در اين برنامه، مهندس موسوي توانست از خود شخصيتي پايبند به اخلاقيات، داراي سعه‌صدر و ادب ارايه دهد، سمبلي از آنچه اينك نياز اصلي جامعه ما است و در مقابل، آقاي احمدي‌نژاد نشان داد كه همچون چهارسال گذشته تلاش دارد با افشاگري‌هاي بي‌پايه، تهمت‌زني‌هاي بي‌اساس و غيرحقوقي و ارايه آمارهاي نادرست و كذب، ته‌مانده اخلاق اجتماعي- اسلامي مانده در جامعه ايران را نيز نابود سارد. در يك سو كسي نشسته بود كه درد اصلي جامعه را بدرستي در فراگير شدن شيوه دروغ و تهمت و رخت بربستن اخلاق و ادب از ميان مردم مي‌دانست و در سوي ديگر نيز كسي كه در طول چهار سال گذشته، با ترويج فرهنگ اتهام‌زني، اهانت، دروغگويي و فريبكاري، كاري جز نابودي بنيان‌هاي فرهنگي و اخلاقي اجتماع، انجام نداده است.

نكته دوم- مشاهده برنامه چهارشنبه شب براي كسي كه در رفتارهاي هر دو كانديدا دقت مي‌كرد، كمترين ترديد را در شكست آقاي احمدي‌نژاد در انتخابات پيش‌رو از ميان ميبرد. به عبارت ديگر با ديدن اين برنامه ديگر نبايد ترديد كرد كه آقاي احمدي‌نژاد، بازنده اين انتخابات است و خود نيز به اين موضوع اشراف دارد. در اين برنامه ايشان با نام بردن از كساني كه هنوز در اين نظام داراي مرتبت و شان خاص هستند و زدن اتهام به آنها، عملاً بدنبال ارايه چهره يك شهيد از خود بود. ايشان با نام بردن از ديگراني كه به هيچوجه با موضوع مناظره ارتباط نداشتند و زدن اتهاماتي كه بار حقوقي داشته و مي‌تواند ايشان را قانوناً تحت پيگرد قضايي قرار دهد، از هم اكنون بدنبال توجيه شكست انتخاباتي خود است. بگونه‌اي كه بتواند پس از اين، گناه شكست خود را نه بدليل رويگرداني مردم از ايشان كه به تلاش مافياي قدرتي بيندازد كه در مقابل مردم از آنها نام برده بود و فسادشان را افشا كرده بود، تا اينچنين از خود چهره يك شهيد را در ذهنيت جامعه جاودان سازد. به عبارت ديگر آقاي احمدي‌نژاد نقش غريقي را ايفا كرد كه براي نجات خود به هر تخته‌پاره‌اي نيز دست مي‌اندازد. اين شيوه برخورد، قطعاً شيوه كسي نبود كه احتمال مي‌دهد چهار سال ديگر قرار است در چارچوب اين نظام و به همراه ساير مديران ارشد نظام، كشور را اداره كند.   

سخن آخر اينكه، اين انتخابات نه گزينش ميان چهار كانديدا، كه عملاً انتخاب ميان دو جريان فكري عمده است. انديشه‌اي كه نفس قدرت را اصل مي‌داند و براي كسب آن از هيچ شيوه‌اي رويگردان نيست، در مقابل انديشه‌اي كه رعايت اخلاق را تنها اصلي مي‌داند كه بايد رعايت كرد و اعتبار هر چيز ديگري، از جمله قدرت را در ظل آن معنا مي‌دهد.

 

www.amirkhorram.ir