شماره ١١ ـ 1341/4/8

title

جلد دوم اسناد، بخش اول، نشريات داخلي، شماره 11، تاريخ 8/4/42

 

دوران تدارك

سنگين نميشد اين همه خواب ستمگران

ميشد گر از شكستن دلها صدا بلند

پس از مبارزات خونين و تظاهرات خشم‌آلود 15 خرداد ـ مبارزاتي كه در آن پيروجوان روشنفكران و عوام ـ دانشجويان و بازاريان و كارگران و پيشه‌وران همه و همه واقعا جان بر كف در صحنه مبازره آمده بودند و بهيچوجه از مرگ هراسي نداشتند تظاهراتي كه برهبري روحانيون صورت گرفت و عملا احساسات ضد حكومتي و ضد استبدادي مبارزين با انجام وظيفه ديني آنان چنان آميخته گرديد كه بصورت شديد‌ترين اعتراض سياسي مبارزات اخير نسبت به هيأت حاكمه ديكتاتور درآمد.

مبارزاتي كه اركان حكومت ديكتاتوري را به لرزه آورد و پايان عمر استبداد را بدنبال خواهد داشت. آري پس از اين مبارزات اكنون حالت خاصي بر اجتماع ايران حاكم است. حالتي مملو از ابهام و استفهام توام با فعاليت و جنب و جوش. حالتي پر از بيم و اميد همراه با مبارزه و از خود گذشتگي.

اين حالت را معمولا با آرامش قبل از طوفان تشبيه ميكنند و ما اين تشبيه را كرارا ديديم و به دلائلي هم تشبيه بي‌تناسبي نيست ولي به دلائل ديگر مناسبتر ميدانيم كه اين حالت را دوران تدارك بناميم دوران تدارك از آن جهت خصوصا مناسبتر است كه فقط وضع دريا و حالت آماده طوفاني شدن آنرا تجسم نميكند بلكه صف آرايي مسخره صخره‌هاي ساحلي را هم بيان نموده كه لختي بعد در زير ضربات امواج خروشان و خشمگين دريا خورد خواهند شد و در قعر آب مدفون ميگردند آشكار ميسازد.

اكنوت اجتماع دوران تدارك را ميگذراند بعد از آدمكشي‌ها و وحشي‌گري‌هاي هيأت حاكمه ديكتاتور و نكته و ادباري كه نصيب او گرديده. بعد از آنكه هيأت حاكمه تمام قواي جنگي خود را به خيابانها كشيد. بعد از آنكه در شهرها حالت فوق‌العاده اعلام شد و حكومت نظامي برقرار گرديد و مدتها تمام قواي نظامي و ژاندارم و شهرباني در حال آماده باش بسر بردند و بعد از آنكه هزاران نفر كشته و زخمي و دهها هزار زنداني و آواره از خانه و زندگي گرديدند آري پس از همه اين ماجراها اكنون بصورت ظاهر اوضاع نيمه آرام بر اجتماع حاكم است ولي آرامشي پر التهاب و پر معني و بسيار ارزنده. آرامشي كه از آن جوش و خروشها پر بهاتر است. آرامشي كه در آن مردم تدارك آينده ميبينند و خود را براي وارد ساختن آخرين ضربه بر حريف و باز ستاندن همه حقوق و مزاياي انساني خود از چنگال غاصبين حكومت آماده ميسازند. هيأت حاكمه نيز در اين ايام تدارك ميبيند. و تلاش ميكند تلاشي نكبت‌بار و مذبوحانه و از مقايسه بين تدارك ملت و تلاش هيأت حاكمه است كه افق روشن آينده، آينده‌اي پر از پيروزي و موفقيت آينده‌اي خالي از ظلم و استبداد و ديكتاتوري بخوبي هويدا ميگردد.

اندكي دقت كافي است. تلاشهاي هيأت حاكمه چه نيرو و امكانات جديدي براي او ايجاد ميكند؟ در اين تلاشها به تعداد سربازانش افزوده ميشود. يا برميزان صميميت و فداكاري آنان؟ مقدار اسلحه و استحكاماتش افزايش مي‌يابد يا نقشه‌ها و طرح‌هاي جنگيش كامل‌تر خواهد شد؟ قدرت مالي و درآمدش بالا ميرود يا از حرص و آزش كاسته ميگردد؟ آخر به كداميك از اين نتايج ميتواند برسد؟ واقعيت اينست كه در گذشته ديكتاتور سياه از همه اين امكانات در بالاترين حدش استفاده كرده است حتي از عالي‌ترين حمايتهاي يك پارچه سياستهاي خارجي كه منافعشان در ايران بدست تواناي فرزند رشيد ملت دكتر مصدق دچار مخاطره شده بود برخوردار بود و از نيرنگهاي گوناگون و تبليغات همه جانبه و عوامفريبيهاي مختلف و حتي از انواع مختلف تظاهر به مظلوميت و نظر كرده شدنها و قيافه حق بجانب گرفتنها و تضرع و زاري و التماس كردنها هم خودداري نكرده است معذالك باين روز افتاده كه ترس و ياس سراپاي وجودش را فرا گرفته و مربي و مستشار آمريكايي انتخاب نموده تا بهترين و سريعترين طريق فرار را به او بياموزد و ساعتها تمرين پرش در هواپيما مينمايد و در كنار خوابگاهش باند هواپيما ساخته است.

اما تدارك ملت: ملتي كه با دست خالي با ملايمت و رعايت قانون و احترام به اصول اخلاقي با نداشتن اتحاد كامل و ندانستن كار تشكيلاتي با ضعف رهبري سياسي. . . . . . . . . هيأت حاكمه در اوج قدرت را به اين روز رسانيده. اكنون به خوبي درك كرده است كه براي وارد كردن آخرين ضربه محتاج به وسائل و تجهيزات، به برنامه و نقشه، به قساوت و انتقام جويي به اتحاد وسيع‌تر و ارتباط منظم‌تر به تيزهوشي و خنثي كردن نقشه‌ها و تبليغات حريف به استقامت و پيگيري در مبارزه به سعه صدر و موقع شناسي به. . . ميباشد و با دقت هر چه تمامتر ميكوشد تا همه اين امكانات را براي خود مهيا سازد ـ اين يا واقعيت موجود و غيرقابل انكار است كه ماحصل اين دو تدارك بدون ترديد «پيروزي ملت»‌ خواهد بود. پيروزي بر استبداد و ديكتاتوري سياه.

 

 

لولو سرخرمن

مسلمانان غيور:

اين روزها ريزه خواران شاه زمزمه آغاز كرده‌اند كه يك كودتا متعاقب آن يك ديكتاتور در كمين نشسته است. واي بر شما! ! زود. زود يك 9 اسفند ديگر تدارك ببينيد.

اين ريزه خواران باوفا و اين غلامان جان نثار باب مذاكره را با همه گشوده‌اند به كاسب و تاجر ميگويند بعرض مراجع عاليقدر تقليد برسانيد كه اگر با دولت مذاكره نفرمايند ديكتاتوري صاحب اختيار مملكت خواهد شد.

علا رفقاي فرماسيوني خود را جمع ميكند و ميپرسد كه چه بايد كرد؟

اگر از اين خيرانديشان بپرسيم ديكتاتوري چيست قطعا خواهند گفت رژيمي منحط و غيرانساني است. ديكتاتوري خون مي‌ريزد و نفسها را در سينه خفه ميكند. اما مگر اكنون خون نميريزند؟ مگر اكنون در ايران ديكتاتوري نيست؟ مگر در اين مكتب ديكتاتوري هزاران نفر درس آدم‌كشي و جنايت نياموخته‌اند؟ مگر اين هيأت حاكمه گروه گروه مردم اين مملكت را در زندانها زير شكنجه نداده و نكشته است؟ كدام جنايت كدام آزادي كشي انجام نشده كه بترسيم از ديكتاتوري آينده كدام روزنامه كدام مجلس تعطيل نشده كه بعدا تعطيل شود؟ كدام ثروتي باقيست كه ديكتاتور آينده بدزدد و بتاراج ببرد؟ كدام قانون در اين مملكت اجرا ميشود كه او بيايد موقوف الاجرا گذارد؟ آيا جنايت و خيانت و خفقان هم بيش از اين متصور است؟

مردم با ايمان بهوش باشيد اگر امكان داشت كه ديكتاتوري سياه بيش از اين عمر كند همينها كه اكنون بفرمان ديكتاتوري ده هزار ده هزار ميكشند زير فرمان همين ديكتاتوري بجنايات خود ادامه ميدادند. غرض از اين زمزمه‌ها اينست كه شما مردم خشم بنيان كن خود را فراموش كنيد مرگ عزيزانتان را نديده بگيريد و باصطلاح محيط براي مذاكره «يعني عقب‌نشيني ملت» آماده شود و ديكتاتوري از سقوط قطعي نجات يابد.

مردم با شرف بياييد بپرسيم خوب اگر ما از ترس لولوي سرخرمن تن به مصالحه داديم پس اين خونها كه ريخته شد چه ميشود پس خون مدرس، خون شهداي مشهد، خون شهداي 30 تير خون سردار شهيد نهضت ملي دكتر حسين فاطمي، خون قندچي و بزرگ‌نيا و شريعت رضوي، خون صدها نفريكه در قيام قهرماني 15 خرداد شهيد شدند چه ميشود. خون ده هزاران نفريكه ظرف 40 سال بناحق ريخته شده است چه ميشود؟

اي مبارزان بنام بشما ميگوييم.

همه بايد بدانيد هر مصالحه‌ايكه منجربه توقف مبارزات ملت و پايمال شدن خون شهدا راه حق و آزادي شود، هر مصالحه‌ايكه منجربه نجات ديكتاتوري از زوال قطعي گردد خيانت بدين مليت و خلاف نظر حضرت ولي عصر اوراحنا فداه بوده از طرف ملل مسلمان مردود است. دوران ديكتاتوري بسر رسيده و سيل خروشان اراده ملت ميرود كاخ ديكتاتوري را در كام خود ناچيز كند. پاي فشاريم. دشمنان ملت را بزانو درآوريم و كاري نكنيم كه محمد عليشاه و لياخف و امير بهادر سر از گور برداردند و دادخواهي كنند كه ما صد يك اين جنايات را مرتكب نشديم. چه شده با ما چنان كرديد و اكنون چنين ميكنيد. گرچه ديگر حناي نيرنگها و تبليغات دروغ ديكتاتور رنگي ندارد و رهبران نيروهاي ضد ديكتاتوري هوشيارتر از آنند كه فريب خورند معذالك نهضت آزادي ايران ضروري ديد ملت ايران را آگاه كند كه وقتي روزگار ديكتاتوري بسر رسيد نوبت بشاگرد او نميرسد و جانشين نظام سياه ديكتاتوري يك ديكتاتور ديگر نيست بلكه جبرا رژيم نجات‌بخش دموكراسي است.

بياييد مردانه تا مرگ ديكتاتوري بمبارزه آشتي ناپذير خود ادامه دهيم.

آن عده از افراد زبون و ضعيف‌النفسي كه ديگر قدرت مبارزه با دستگاه ديكتاتوري مرتجع را ندارند بايد بدانند كه خون شهداء و از خود گذشتگي مبارزين راه حق وجه‌المصالحه قرار نخواهد گرفت و اين عده عرض خود ميبرند و زحمت ما ميدارند.

 

 

توصيه نهضت آزادي ايران بهمه مبارزين و پويندگان راه حق

پيمان ببنديم كه:

1 ـ فراموش كار نباشيم ـ جنايت‌ها و خدمتهاي گذشته افراد را هميشه در نظر خود مجسم بداريم ـ و هرگز گول تبليغات دروغ پردازيهاي هيأت حاكمه را نخوريم.

2 ـ مبارزات را بطور مدام و پي‌گير ادامه دهيم و هرگز آرام نگيريم.

3 ـ با كار توضيحي وسيع و مستمر حتي‌المقدور تبليغات دروغ دستگاه را خنثي و ضعف امكانات انتشاراتي خود را جبران كنيم.

4 ـ با دوستان مورد اطمينان ارتباط دائمي و دقيق برقرار كنيم.

5 ـ از احتياط و محافظه كاريهاي بيجا كه منتهي بمبارزه نكردن بشود حذر كنيم.

6 ـ دقت نماييم كه بيهوده بدام نيافتيم و نيروها را بيجا بهدر ندهيم.

7 ـ سعي كنيم كه فقط ديگران را مسوول بدبختيها ندانيم و آنرا مجوزي براي انجام وظيفه نكردن خود نشماريم. وجدان خود را در مقابل قصور خود گول نزنيم و راضي نسازيم.

8 ـ سعي كنيم كه تنها به اميد ديگران ـ باميد پيشقدمي و رهبري ديگران نباشيم.

9 ـ اگر قرار است در مبارزات براي خود راهنما و مرشد انتخاب كنيم در انتخابش دقت كنيم تا دچار رهبري زبون و مردد و غير قاطع نشويم.

10 ـ توصيه فوق را از نهضت آزادي ايران بپذيريم و براي هميشه آنها را در مبارزات آينده بكار بنديم  و هرگز آنها را فراموش نكنيم.

 

 

نهضت آزادي ايران بهيأت حاكمه ديكتاتور و مستبد اعلام ميكند كه:

هرگز از پاي نخواهد نشست. هرگز از بزندان كشيدن افراد خود هراس نخواهد داشت تا آخرين نفر و آخرين نفس اين پرچم مقدس ضد استبداد و ضد ديكتاتوري را بر ويرانه‌هاي كاخ ظلم و ستم استوار خواهد داشت.

 

 

سخني با خوانندگان

خوانندگان گرام ـ نميدانيم تا چه حد از مشكلاتي كه در راه تهيه يك شماره از اين نشريه موجود است آشنايي داريد. نميدانيم تا چه اندازه از سرنوشت نشريه شماره 10 نشريه‌ايكه در 8 صفحه و بمناسبت پايان دو سال مبارزه شما مبارزين تهيه شده بود اطلاع داريد. بهرحال براي آگاهي شما از سرانجام شماره 10 اين نشريه مختصري با شما صحبت ميكنيم.

برادران عزيز. مبارزين هم‌پيمان و شما آحاد ملت مسلمان ايران و خارج از كشور در هر وقت، مخصوصا هنگاميكه سعي ميكنيم در حدود (محدود) توانايي خود با شما بوسيله نشريه تماس پيدا كنيم و از نزديك اخبار و جريانات و حوادث كشور خودتانرا برائتان بازگو كنيم و شما را در جريان بگذاريم هيچگاه باور نداريم كه حاصل زحمات خودمانرا بتوانيم بدست شما برسانيم و هر آن منتظر هستيم كه انقلابيون مثبت! ! و اشاعه دهندگان باصطلاح دموكراسي و ناسيوناليستهاي قرن موشك ما و ديگر ياران ما را بازداشت و بزندانها گسيل دارند شماره گذشته نشريه داخلي نهضت آزادي ايران كه شماره مخصوص آن بود مستثنا از اين قاعده نبود. دژخيمان ديكتاتوري در لحظاتي كه هشتمين صفحه از نشريه زيبا و كوبنده شماره 10 ما كه بمناسبت آغاز سومين سال مبارزه عميق و ارزنده نهضت آزادي منتشر ميشد و در زير چاپ بود مورد حمله قرار دادند و متعاقب آن عده‌اي از انسانهاي شرافتمند را بسلولهاي زندان بردند.

 

 

اخبار

 مجله تايم آمريكا در شماره 14 ژوئن خود مقاله‌اي در مورد وضع اخير ايران نوشته است كه خلاصه‌اي از آن بدست ما رسيده كه عينا نقل ميشود:

هفته گذشته تهران براي مدت سه روز تبديل بميدان جنگ شد. جمعيت فرياد ميكشيدند ـ مسلسلها بصدا در آمدند. . . ابتدا تظاهرات كوچكي در حوزه علميه قم به پيشوايي آيت الله روح‌الله خميني و همچنين در شهرهاي ديگر به وقوع پيوست. مامورين پليس دست بكار شدند و آيت‌الله الخميني و 15 نفر ديگر كه هسته مركزي مخالفين هيأت حاكمه را تشكيل ميدهند توقيف نمودند. از اينجا طرفين جنگ را آغاز نمودند و صحنه آنرا بخيابان‌ها وسعت دادند. فرياد مرگ برشاه ده هزار نفر مردم مسلمان و پيراهن سياه و پابرهنه كه با هزارها نفر ديگر كه كم و بيش با سلاح سرد مسلح بودند خيابانهاي پايتخت ايرانرا بلرزه درآورد. اين جمعيت عكسهايي حمل ميكردند. اگر چه محل اقامت شاه در اين سه روزه سري بود معهذا صفوف سربازان كه با تانك پشتيباني ميشدند بفوريت اطراف كاخ‌هاي سلطنتي در شهر و شميران را محاصره نموده و كليه راههاي منتهي بآن را سد كردند در قلب شهر سربازان با لباسهاي سبزرنگ در حاليكه انگشتان دستان آنها روي ماشه سلاحهاي خود بود فقط تا 40 دقيقه از شليك خودداري كردند. آخرالامر هنگاميكه جمعيت با سپر قراردادن اطفال در جلوي خود بطرف ايستگاه راديو و ساير ساختمانهاي مهم دولتي حمله‌ور شدند مامورين بيدريغ آنها را زير رگبار آتش گرفتند. ابتدا جمعيت عقب‌نشيني كرده و دوباره جمع شدند و حملات خود را بخيابانهاي اصلي آغاز كردند. . . لااقل هزار نفر در اين تظاهرات مجروح شدند و ميزان كشته‌شدگان برابر اعلاميه رسمي 86 نفر بود كه بدون شك از اين رقم بيشتر است اما از آنجا كه گورستان عمومي شهر براي جلوگيري از تصادمات بعدي تحت نظر مامورين بود رقم صحيح كشته‌شدگان معلوم نشد. . . براي اولين بار در چند سال اخير حكومت نظامي اعلام شد و رفت و آمد از شب تا صبح ممنوع گرديد باين اميد كه آرامش تا چندي برقرار بماند. . . در آخر هفته شاه از پناهگاهش خارج شد ولي طبق اعلام آقاي اسدالله علم نخست‌وزير قوا بحال آماده باش خواهند ماند و بآنها دستور تيراندازي داده شده است. اين مقاله با كليشه جالبي از تظاهرات 15 خرداد كه در آن عكسهاي حضرت آيت‌الله خميني در دست تظاهركنندگان است همراه است.

روزنامه الكفاح شماره 1612 مورخ 15 ژوئن 1963 ـ نماينده مصدق از سازمان ملل درخواست مداخله در جريانات ايران براي جلوگيري و لغو دستورات بكار بردن اسلحه نمود.

سازمان ملل متحد 14 ژوئن. نهضت ملي ايران كه تحت رهبري نخست وزير سابق دكتر مصدق قرار دارد از دبير كل سازمان ملل (‌اوتانت) و از كميته رعايت حقوق بشر تابع سازمان ملل جدا درخواست نمود كه در اجراي انتخابات آزاد در ايران و آزادي زندانيان سياسي و جلوگيري از كشتارهاي دستگاه حاكمه وارد اقدام شود.

دكتر شايگان كه نماينده جبهه ملي ايران در خارج ايران است نامه‌اي بسازمان ملل مبني بر درخواستهاي فوق تقديم نمود. شايگان وزير فرهنگ سابق ايران است و امروز استاد علوم اجتماعي در دانشگاه نيويورك است.

راديو قاهره

حضرت شيخ شلتوت راي داده‌اند كه تمام افراد عرب از هر دسته‌اي هستند وظيفه دارند با مسلمانان ايران همكاري كنند و هر دستوري علماي شيعه بدهند براي اهل تسنن فتوي است.

راديو قاهره. حضرت جمال عبد‌الناصر اعلام داشت آنچه در مبارزات اخير ايران بما نسبت داده‌اند كذب محض است ولي اگر كمكي بتوانيم بكنيم كودتاهي نخواهيم كرد.