فهرست مطالب
خلق عرب بپاخاسته گزارشي از خاورميانه
پيام قائد بزرگ اسلام حضرت آيتالله العظمي خميني به دول و ملل اسلامي
پيامي از ايران
اعلاميه نهضت آزادي ايران (خارج از كشور)
اخبار
فدائيان فلسطين
بتپرستي قرن بيستم
گزارش روزبروز از جنگ در خاورميانه
اعلاميه نهضت آزادي ايران
اکنون که دستها از همه جا بريده شده و حتي اعتصاب غذا هم رژيم را از خواب غرور بيدار نکرده و در ايران مرجعي براي رسيدگي بشکايات باقي نمانده، بر شما ياران خارج از بند زندان و بند بزرگتر ايران است که نالههاي پيامآور رزمندگان در زنجير را بگوش جهانيان برسانيد.
خانوادههاي رنج کشيده زندانيان مهرماه 52
خلق عرب بپاخاسته گزارشي از خاورميانه
نبرد حماسهانگيز اعراب براي كسب شرف و تجديد حيات سياسي خويش پنجمين روز خود را ميگذراند. دنيا و بيش از همه اسرائيل نميتوانست تصور كند كه اعراب قادرند با اينهمه شهامت و شجاعت خطوط دفاعي اسرائيل را درهمبشكنند و اينچنين معجزهآسا در ميان خون و آتش به پيش برانند. هيچكس نميتوانست تصور كند كه هواپيماهاي مرگزاي اسرائيل همچون برگخزان بر زمين بريزند و هواپيماهاي سوري بيباكانه به آنها حمله كنند و هواپيماهاي اسرائيلي وحشتزده از مقابل آنها بگريزند… ما و همه مردم اين نواحي شاهد اين صحنههاي پرشكوه بوديم….
براي 25 سال عرب هميشه و همهجا سرشكسته بود و خفت و خواري نصيبش ميشد چه اهانتها كه به ارتش عرب روا نداشتند، چه ظلمها و چه جنايتها كه به سر اعراب وارد نكردند، چه دروغها و تهمتها كه نزدند و چه مبالغهها و گزافهها كه درباره ارتش اسرائيل نگفتند… پس از اينهمه خفت و خواري، عرب بپاخاسته است كه با فداكردن خون خود و قدرت آهن و آتش كسب حيثيت كند و دامن خود را از آلايش دروغها و تهمتها پاك نمايد… و چه خوب از عهده برآمده است… آنطور كه اسرائيل هنوز انگشت تعجب به دندان گزيده است، همين غرور بيش از حد اسرائيل دليلي براي پيشروي سريع اعراب در روزهاي اول بود.. اكنون دنيا به خود آمده است، اسرائيل بيدار شده است، آمريكا چشمهاي خوابآلوده خود را ميمالد، بت مغرور و نشكن اسرائيل شكسته شده است. استعمار ديگر نميتواند با عرب به منزله برده و اسير رفتار كند و اسرائيل ديگر نميتواند اراده شيطاني خود را بر اعراب تحميل نمايد. عرب شكستخورده بپاخاسته است و ديگر نميتوان موجوديت و شخصيت و قدرت او را نديده گرفت… اسرائيل در خود ميسوزد، رنج ميبرد، از روي اضطرار و بدبختي دست به جنگهاي عصبي و تبليغاتي و گزافهگوئي زده است، دست به كارهاي كثيف و زنندهاي زده است كه هيچكس جز در حالت اضطرار و بدبختي متوسل به چنين راههائي نميشود! در حالي كه در رودرروي با ارتش عرب شكست خورده است، شهرهاي بيدفاع دور از معركه را به آتش ميكشد، مردم را در مدارس، بيمارستانها، خيابانها و كوچهها بهزير بمبهاي آتشزاي خود ميگيرد. در راديوي خود خطاب به سربازان ازجانگذشته سوري اعلان خطر ميكند و ميگويد: «اي سرباز سوري، آيا ميداني كه دمشق توسط هواپيماهاي اسرائيلي بمباران ميشود؟ آيا ميداني كه ارتش مصر دو روزي است كه در صحراي سينا متوقف شده است؟ آيا ميداني كه افسران تو گريختهاند و تو بيپناهي؟ و افسران و مسئولين به تو آب و آذوقه نميرسانند؟ تو اي سرباز، مسئول خود هستي و نبايد بيجهت جان خود را تلف كني….» بار ديگر خطاب به يك افسر مصري ميگويد «اي ملازم فلان، كه درجبهه مقدم سينا فداكاري ميكني، آيا ميداني كه قاهره زير حمله هواپيماهاي اسرائيلي است؟ آيا ميدانيد كه ارتش سوريه شكسته شده است؟ آيا ميداني كه فرماندهاي بزرگ گريختهاند و تو را بدست بلا سپردهاند؟ چرا بيخود ميجنگي؟…»
از اين جنگهاي عصبي و خيلي بدتر از آن بطور مداوم منتشر ميشود كه خود نشانه ضعف ارتش اسرائيل است در مقابله مردانه با ارتش عرب.
يك مفسر انگليسي گفته است كه «اين هفته تأديب بزرگي براي اسرائيل است» و روزنامهنگار ديگر انگليسي در بيروت ميگويد «من اگر شخصاً با چشم خود نميديدم كه چطور هواپيماهاي اسرائيلي از مقابل هواپيماهاي سوري ميگريزند، هرگز باور نميكردم!» يكي از فرماندهان اسرائيلي ميگويد «اگر مقدار خسارات اين چندروزه اسرائيل علني شود، كار اسرائيل خيلي خراب خواهد شد» امروز شنيدم كه راديوي اسرائيلي از روي فلاكت به ناپاكترين تاكتيكها دست زده است. و ميخواست بين شيعه و سني كينه و نفاق اندازد. ميگفت:
«اي سرباز سني سوري بهوش باش كه افسران علوي ميخواهند تو را به كشتن بدهند» و منظورش اينكه حافظ اسد شيعه علوي است و اكثريت سوريه سني هستند. بنابراين ميخواهد كه تودههاي سرباز سني را بر ضد فرماندهي شيعه تحريك كند. ولي آنچه مهم است تحرك اعراب است، نشاط بيحد آنها و آمادگي براي فداكاري است. مسافري كه از سوريه ديدن كرده بود تعريف ميكرد كه كوه و صحرا از مردم كوچه و بازار پرشده بود و هر يك اسلحهاي بدست داشته و آماده مقابله با دشمن بود، از كوچك و بزرگ مسلح شده و بسوي جنگ ميروند، وقتي مردم سربازي را ميبينند براي او كف ميزنند و احتمالاً او را ميبوسند اشعار انقلابي و سرودهاي جنگي مرتب خوانده و نواخته ميشود، گوئي ترس و وحشت ديگر مفهومي ندارد.
يك خبرنگار خارجي گزارش ميدهد كه در دمشق هنگام هجوم هواپيماهاي اسرائيلي سوتخطر زده ميشود ولي ملت بجاي آنكه به پناهگاهها رفته و مخفي شوند، به پشتبام ميروند تا نبرد قهرمانانه خلبانان از جان گذشته سوري را با فانتومهاي اسرائيلي مشاهده كنند. و هنگامي كه يك هواپيماي اسرائيلي سرنگون ميشود همه كف ميزنند، شعار ميدهند، الله اكبر ميگويند و به خلبانان سوري دعا ميكنند. روحيه سربازان و مردم بحدي قوي است كه هيچكس نميتوانست آنرا پيشبيني كند. خبرنگار ديگري مينويسد كه اسرائيل قسمتهاي زيادي از شهرهاي سوريه را بمباران كرده و عده زيادي مردم غيرنظامي را كشته است ولي برخلاف انتظار هيچ ترس و يأسي وجود ندارد و يك نشاط و خوشحالي عجيبي سراپاي ملت را فراگرفته است، امروز روز هفتم جنگ است. از سرتاسر جنوب لبنان فدائيان فلسطيني به خاك اسرائيل حمله كردند. براي كسب خبر به مناطق جنوبي لبنان سفر كردم. صداي انفجار در تمام روز و شب شنيده ميشد و هماكنون كه هنگام نوشتن هستم، صداهاي پياپي انفجار را ميشنوم. اسرائيل البته مركز فدائيان را بمباران ميكند و حتي شهرهاي داخلي لبنان مقداري از نيروهاي اسرائيلي را به خود مشغول داشته است. بيش از 26000 فدائي الفتح در جبهههاي جولان و جنوب لبنان ميجنگند و تابحال صدها شهيد دادهاند. ياسرعرفات شخصاً فرماندهي اين قوا را بهعهده دارد و مدام از نواحي جنوب و نقاط سوقالجيشي بازديد ميكند. عده زيادي از فدائيان نيز به داخل اسرائيل نفوذ كرده و خرابكاري ميكنند. راهها را قطع ميكنند، منابع را آتش ميزنند و روحيه دشمن را ضعيف ميكنند. امروز صبح ــ روز هشتم جنگ ــ اسرائيل براي انتقام به شهرهاي جنوبي لبنان و مواضع فدائيان بار ديگر حمله برد البته فدائيان نيز در سرتاسر مرزهاي جنوبي لبنان مشغول نبرد با اسرائيليان هستند. روحيه جنگ و دفاع لبنان را نيز تسخير كرده است.
ديشب بزرگترين فرمانده نيروهاي زرهي اسرائيل، در سينا كشته شد و راديوي اسرائيل موزيك عزا نواخت. و مقدار زيادي تانك و سرباز اسير عربها شدند.
نام فرمانده زرهي اسرائيل ژنرال آبراهام مندلر ميباشد. در جبهه جولان جنگ و گريز بطور مدام ادامه دارد و سربازان مغربي خيلي شجاعانه دوشبدوش سربازان سوري ميجنگند. ميگويند موشهدايان نيز در جبهه جولان شركت داشته و مجروح شده است (اما مطمئن نيستم) متأسفانه خبرنگاران خارجي و راديو لندن در اخبار و گزارشات خود خيليخيلي دروغ ميگويند. آمريكا مرتب اسلحه ميفرستد. اسرائيل فهميده است كه ديگر جنگ 67 تكرار نخواهد شد….
پيام قائد بزرگ اسلام حضرت آيتالله العظمي خميني به دول و ملل اسلامي
بسمالله الرحمن الرحيم
واقتلوهم حيث ثقفتموهم و اخرجوهم من حيث اخرجوكم و الفتنه اشد من القتل ـ و قاتلوهم حتي لاتكون فتنه
اكنون كه دولت غاصب اسرائيل براي فتنهانگيزي بيشتر و تجاوز زيادتر به سرزمينهاي عربي و ادامة دست غاصبانه در قبال صاحبان حق بپاخواسته و آتش جنگ را براي چندمينبار شعلهور ساخته است و برادران مسلمان ما در راه ريشهكن كردن اين مادة فساد و آزادي فلسطين جان بركف نهاده در جبهة نبرد و ميدان شرف به جنگ پرداختهاند برعموم دولتهاي ممالك اسلامي و خصوص دول عربي لازم است كه با توكل به خداي متعال و تكيه بر قدرت لايزال همة قوا و نيروي خويش را بسيج ساخته به ياري مردان فداكاري كه در خط اول جبهه چشم اميد به ملت اسلام دوختهاند بشتابند، براي آزادي فلسطين و احياء مجد و شرف و عظمت اسلامي در اين جهاد مقدس شركت كنند، از اختلافات و نفاقهاي خانمانسور و ذلتبار دست برداشته، دست برادري بهم داده صفوف خود را فشرده و متشكل سازند، از قدرت پوشالي مدافعان صهيونيسم و اسرائيل نهراسند، از وعده و وعيدهاي پوچ قدرتهاي بزرگ مغرور و مقهور نگردند، از سستي و مسامحه كه شكست ننگبار و عواقب خطرناكي بدنبال خواهد داشت بپرهيزند، سران كشورهاي اسلامي بايد توجه داشته باشند كه اين جرثومة فساد را كه در قلب كشورهاي اسلامي گماشتهاند تنها براي سركوبي ملت عرب نميباشد بلكه خطر و ضرر آن متوجه همة خاورميانه است، نقشه، استيلا، و سيطرة صهيونيسم بر دنياي اسلام و استعمار بيشتر سرزمينهاي زرخيز و منابع سرشار كشورهاي اسلامي ميباشد و فقط با فداكاري، پايداري و اتحاد دولتهاي اسلامي ميتوان از شر اين كابوس سياه استعمار رهائي يافت و اگر دولتي در اين امر حياتي كه براي اسلام پيش آمده كوتاهي كرد بر ديگر دولتهاي اسلامي لازم است كه با توبيخ و تهديد و قطع روابط او را وادار به همراهي كنند، دولتهاي ممالك نفتخيز اسلامي لازم است از نفت و ديگر امكاناتي كه در اختيار دارند بعنوان حربه عليه اسرائيل و استعمارگران استفاده كرده از فروش نفت به آن دولتهائي كه به اسرائيل كمك ميكنند خودداري ورزند.
ملت اسلام به حكم وظيفة انساني و اخوت و طبق موازين عقلي و اسلامي موظفند كه در راه ريشهكن كردن اين گماشتة استعمار از هيچ فداكاري دريغ نورزند و با كمكهاي مادي و معنوي و نيز با ارسال خون، دارو، اسلحه و آذوقه، برادران خود را كه در جبهة جنگ هستند ياري كنند. بهخصوص ملت شريف و مسلمان ايرانست كه در قبال تجاوز وحشيانة اسرائيل و مصيبتهائي كه اكنون گريبانگير برادران عرب و مسلمان آنان ميباشد بيتفاوت ننشينند و از هر راه ممكن برادران مسلمان خود را در آزادي سرزمين فلسطين و نابودي صهيونيسم كمك نمايند و دولت ايران را وادار سازند كه اين سكوت را شكسته در صف دولتهاي ممالك اسلامي به پيكار عليه اسرائيل برخيزد، بر همة آزاديخواهان جهانست كه با ملت اسلام همصدا شده تجاوزات غيرانساني اسرائيل را محكوم نمايند.
دولتهائي كه اكنون با اسرائيل در حال جنگ ميباشند لازم است كه در اين پيكار مقدس اسلامي جدي و قويالاراده باشند، استقامت و پايداري كنند. از تواصي به حق و تواصي به صبر كه دستور الهي ميباشد غفلت نورزند. به توصيه يا امر سازمانهاي وابسته به قدرتهاي استعماري براي آتشبس اعتنا نكنند و مطمئن باشند كه در ساية بردباري و استقامت با بكاربستن دستورات اسلامي فتح و ظفر از آن ملت اسلام ميّاشد.
ان تنصروالله ينصركم و يثبت أقدامكم ـ و لا تهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين.
و از خداوند متعال نصرت مسلمين را خواستارم.
رمضان المبارك/ 1393 ـ روحالله الموسوي الخميني
پيامي از ايران
پيام خانوادههاي زندانيان سياسي به مبارزين خارج از كشور ياران خارج از بند!
اين گزارش كه بعنوان مشتي از خروار با استفاده از اطلاعات پراكنده خانوادههاي مبارزين زنداني تهيه شده است، نشاندهنده رفتار وحشيانه پليس مزدور با فرزندان دلير خلق ايران ميباشد. اين فشار و سختگيري كه در ماههاي اخير بمراتب شدت يافته، موضعگيري جديد پليس را براي خردكردن و كوبيدن روحيه مبارزين جانباز در داخل زندانها نشان ميدهد. خشونت و سبعيت پليس اين حقيقت را آشكار ميكند كه رژيم ضدخلقي حتي بعد از شكنجهكردن و محكوم نمودن طولاني مبارزين، ترس و وحشتش تخفيف نيافته، بصورت ناجوانمردانهاي با شكنجه و آزار با زندانيان محبوس و دستبسته رفتار ميكند، غافل از آنكه فرزندان دلير ما هرگز تسليم پليس نشده، عليرغم محدوديتهاي موجود، دامنه مبارزه را به داخل زندان كشانده مردانه در برابر يورشهاي وحشيانه كوماندوهاي مزدور مقاومت ميكنند و تا پاي جان از شرف خود پاسداري ميكنند. در چنين شرايطي رژيم جنايتكار حتي حق اعتصاب را هم از مبارزين دريغ كرده و اعتصاب ملاقات را با شكنجه دستهجمعي و اعتصاب غذا را با تزريق اجباري پاسخ ميدهد. در اين مورد حتي اعتصاب غذاي 11 روزه زنان مبارز در زندان قصر، رژيم را وادار به حل مشكلات نكرد. رژيم پليسي ايران در سالهاي اخير زندانهاي مدرن متعددي به سبك و نقشه آمريكائي در نقاط مختلف ايران ساخته و يا در دست ساختمان دارد، اين زندانها كه بصورت بتنآرمه و خارج از محدوده شهرها با رعايت مسائل امنيتي شديد ساخته ميشود براي مرحله وسعتگرفتن دامنه مبارزات آزاديبخش ايران پيشبيني شده است. از اين قبيل زندانها ميتوان زندان مشهد، اصفهان، شيراز، تبريز و قزلحصار كرج را بعنوان نمونه نام برد. در اين زندانها فشار و سختگيري به حداكثر ممكن اعمال ميشود. در زندان قزلحصار كه اخيراً اعتصاب ملاقات و اعتصاب غذا بوده است، زندانيان حق استفاده از محوطه آزاد و زمين بازي، كتابخانه و تماس با زندانيان عادي را ندارند. در زندان مشهد كه در بيابانهاي اطراف شهر قرار گرفته زندانيان بصورت دستهجمعي در محل تنگي زندگي ميكنند و از كوچكترين حقوق محرومند. در زندان مدرن شيراز كه با صرف بيش از ششصد ميليون ريال در اطراف شهر ساخته شده است بيش زا 140 تن از فرزندان دلير ما دربند هستند. با اينكه رژيم امكان هرگونه تماس را با خارج قطع كرده با اينحال از تماس و تبادل فكري مبارزين سخت در هراس است و از اينكه ميبيند مبارزين پس از آزادي بجاي پشيماني، مصممتر از گذشته جانبازي ميكنند، بشدت نگران است. به اين جهت هرچندگاه مأمورين ساواك و شهرباني براي از بين بردن يادداشتها و جزوات به زندانها هجوم ميآورند. اخيراً در اين زندان اهانت و بدرفتاري ساواك در يكي از بازرسيها نسبت به عليرضا تشيّد، مجاهد رزمنده، مبارزين را مجبور به مقابله و بيرونريختن آشغالهاي هرزه ساواكي ميكند. اين جسارت و مردانگي مبارزين براي پليس بسيار سنگين ميآيد و روز بعد از آن با 140 پليس به زندان حمله ميكند. هوشياري و رزمندگي مبارزين باعث ميشود درها را از داخل قفل كرده با تجهيز وسايل و جمعآوري پتوها و قصد آتشسوزي مانع از تسلط پليس شوند و در برخوردي كه حاصل ميشود، مقاومت دليرانهاي ميكنند و پليس را بيرون ميريزند. روز بعد كليه قواي ضربتي شيراز با 1400 نفر كماندو به زندان حمله ميكنند… بعد از اين حمله ناجوانمردانه (ده نفر به يك نفر) مبارزين فداكار با وجود زخمها و جراحات عميق مجبور به اعتصاب غذا ميشوند تا شايد با وسيله قراردادن جان خود مرجعي براي رسيدگي به جنايتهاي پليس پيدا شود… بعد از پنج روز اعتصاب غذا پليس مجدداً حمله ميكند و بعد از آنكه با ضربات باتون و كتك آخرين رمق آنها را ميگيرد، مواد غذائي و شير به اجبار به دهان آنها فرو ميكند و كساني كه هنوز رمقي داشتند و باز مقاومت ميكردند، عضلات لب و دهانشان در اثر كشيدن و فشار از حالت ارتجاعي خارج و پاره ميشود. پنج نفري كه مبتلا به زخم معده بودند دچار خونريزي شديد شده در آستانه مرگ قرار ميگيرند. پليس در اين يورشها چنان سبعانه حمله ميكند كه حتي به زندانيان سالمند و قديمي رحم نميكند و مبارز دلير «حجري» را كه بيست سال از عمرش را در زندانهاي رژيم گذرانده بشدت مجروح ميكند. اين از زندانهاي مدرن، اما وضع زندانهاي قديمي كه خود شنيدني است. در قزلقلعه زندانيان از داشتن قلم و كاغذ و كتاب محروم هستند و ملاقات هم مدتهاست ممنوع شده. در زندان اوين كه ستاد عملياتي جلادهاست شكنجه و خشونتهاي وحشيانه روي جنايتكاران تاريخ را سفيد كرده است، بخصوص در سلولي كه به مناسبت 2500 ساله شاهنشاهي ايران ساختهاند.
در زندان شماره 3 و 4 قصر كه قريب 500 نفر دربند هستند فشار پليس از اوايل تيرماه شدت ميگيرد، در زندان شماره 3 اعتراض دستهجمعي مبارزين نسبت به شكنجه يكي از دوستان خود كه از شنيدن صداي فريادهاي او متأثر شده بودند، پليس را به خشم ميآورند و در زندان شماره 4 تجمع مبارزين براي خداحافظي با مشارزاده، مجاهدي كه دست خود را در نبرد از دست داده است و اينبار مجدداً براي بازجوئي و شكنجه احضار شده بود، پليس را به حمله مسلحانه ميكشاند، در اين حملات پليس علاوه بر زخمي كردن تعداد كثيري از مبارزين بيش از هفت هزار تومان مجموع موجودي زندانيان را غارت ميكند. عينك و ساعتها را به غنيمت ميبرد، قرآن و نهجالبلاغه را پارهپاره ميكند، لباسها را پاره و قفسهها را متلاشي كرده و بيماران بستري در اطاقها را مجروح مينمايد. پليس با استقرار يك گروهان كماندو در داخل زندان به بهانههاي ساده هر روز مبارزين را به باد كتك و شكنجه ميگيرد يا آنها را به سلولهاي انفرادي و زندان عادي نزد بيماران رواني و جنايتكاران ميفرستد.
برخي تضيقاتي كه اخيراً پليس نسبت به زندانيان اعمال ميداشته بقرار زير است:
ممنوع كردن كلاسهاي درسي و اجتماعات بيش از دو نفر.
ممانعت از نماز جماعت و روزه و پخش موسيقيهاي مبتذل براي آزار و تخدير اعصاب.
از بين بردن زندگي دستهجمعي بصورت كمون و شكنجه كساني كه وظايف عمومي را انجام ميدهند.
محاكمه مجدد زندانيان قديمي و سابقهدار به بهانههاي پوچ و گزارشهاي مغرضانه پاسبانان و محكوم كردن آنها به سلولهاي انفرادي توأم با شكنجه. آويزان كردن به درخت و ميلههاي زندان در جهت مخالف دست و پا. بيدار نگهداشتن چندين شبانهروزي با مراقبت نگهبانان، فحاشي و اهانتهاي شرمآور، سوزاندن صورت و بدن با سيگار، فلككردن با شلاق و باتون، بستن پاها به گردن در ساعتهاي متوالي و ايجاد ناامني و وحشت از طريق گزارشهاي مأمورين و انتقال وسايل شكنجه به زندان.
جلوگيري از دست دادن و خداحافظي نسبت به كساني كه آزاد ميشوند تا جائي كه تاكنون عده كثيري را به جرم خداحافظي و ديدهبوسي با برادرانشان به شكنجه كشيدهاند و آزادشدگان را به سلول فرستادهاند.
جمع كردن كفشها و وسايل ورزشي و ممانعت از ورزش.
بريدن درختها و از بين بردن باغچهها براي سختتر كردن شرايط زندگي.
انعقاد جشن كودتاي 28 مرداد در داخل زندان شماره چهار با ارعاب و تهديد و حمايت كماندوها.
…………………………………
اين وضع زندانهاي عمومي و فشار نسبت به كساني است كه دوران شكنجه و بازجوئي خود را گذراندهاند و محكوميت گرفتهاند. اما وضع كساني كه هنوز تحت بازجوئي ساواك در زندان اوين يا كميته مشترك شهرباني هستند شنيدني است. در همين سه ماهه با تبديل زندان موقت به سلولهاي انفرادي تعداد سلولها را دو برابر كردهاند. در ساختمان جديدي كه در زندان اوين ساختهاند در سلولهاي كوچك يكنفري، سه نفر به سختي تنفس ميكنند. پليس با كوچكترين سوءظن عده زيادي را دستگير ميكند و تا روشن شدن قضيه ماهها محبوس ميكند. اكنون در سلولهاي انفرادي رژيم قريب 800 نفر بسر ميبرند و با شكنجههاي جديدي كه ارمغان اسرائيل است پذيرائي ميشوند.
اكنون كه دستها از همهجا بريده شده و حتي اعتصاب غذا هم رژيم را از خواب غرور بيدار نكرده و در ايران مرجعي براي رسيدگي به شكايات باقي نمانده بر شما ياران خارج از بند زندان و بند بزرگتر ايران است كه نالههاي پيامآور رزمندگان در زنجير را به گوش جهانيان برسانيد.
خانوادههاي رنجكشيده زندانيان
اعلاميه نهضت آزادي ايران (خارج از كشور)
روزنامههاي لوموند و اطلاعات
نهضت آزادي ايران در خارج از كشور، پس از دريافت اخبار ناراحتكننده مربوط به گزارش برگزاري جشن باصطلاح سپاس و وضع ناهنجار زندانيان سياسي و تاكتيكهاي شرمآوري كه اخيراً رژيم ايران براي به حرف درآوردن مجاهدين و مبارزين «ابداع» كرده است (براي اطلاع از جزئيات به بخش اخبار و نامه خانواده زندانيان سياسي در همين شماره رجوع كنيد)، اطلاعيهاي روشنگرانه تهيه و براي مطبوعات جهاني و مقامات بينالمللي ارسال ميدارد كه منجر به چاپ اطلاعيه مزبور در روزنامه لوموند 30/9/73 ميگردد.
انتشار اين اخبار موج اعتراض محافل بينالمللي و سازمانهاي مترقي را عليه شيوههاي شرمآور ايران برميانگيزد. بطوري كه روزنامههاي دولتي در ايران مجبور ميشوند در حمله به لوموند قلمفرسائي كنند. روزنامه اطلاعات پس از درج ترجمه قسمتي از اطلاعيه نهضت آزادي، در همين زمينه مينويسد «آنچه لوموند بدان مبادرت كرده متأسفانه معنياش اين است كه گردانندگان اين روزنامه پس از ساليان دراز هنوز مفهوم واقعي خدمت مطبوعاتي را درك نكردهاند…». لابد گردانندگان اطلاعات از لوموند و ساير مطبوعات جهاني دعوت خواهند كرد كه براي درك مفهوم واقعي خدمت مطبوعاتي به ايران بروند و پاي درس اطلاعات و اربابش بنشينند و از آنها ياد بگيرند. اطلاعات كه خود را قادر نميبيند كه كمترين دفاعي از اعمال رژيم بنمايد و يا حتي آنها را تكذيب نمايد و يا از مقامات رسمي از اينباره سئوال كند و جواب آنها را بنويسد، صرفاً به اينكه «اراجيف و لاطائلات» هستند و «به تفسيري در رد آنها نياز ندارد» اكتفا ميكند.
آري، آخر چگونه ميشود با دستهاي تا به آرنج آلوده به خون شهداي خلق ما و با وجود زنداني كه در سرتاسر ايران از فرزندان قهرمان مردم اين سرزمين، اين مسلمانان متعهد و نمونه، مملو شده است، اين اخبار را تكذيب كنند.
اخبار
زندانيان سياسي و زندانهاي ايران
مقاومت و مبارزه ادامه دارد:
با توسعه مبارزات بيامان مردم وگسترش جهاد مسلحانه، تعداد زندانيان سياسي ايران بسرعت رو به ازدياد است. زندانهاي جديد با كمكهاي بيدريغ آمريكا تأسيس يافته و يا در دست ساختمان است. اما اين بدان معني نيست كه نيروهاي دشمن پيروز شدهاند. برعكس، شكنجه و زندان، در اين عصر جديد مبارزات حقطلبانه مردم ما، موجب آبديدگي هرچه بيشتر مبارزين شده است. دشمن آنها را به بند كشيده است، اما ارادههاي آنان را نتوانسته است درهم بكوبد. لذا، برنامه وسيعي را براي درهمكوبيدن مقاومت مبارزين در زندان در دست اجرا دارد.
اخبار زير گوشهاي از اين برنامهها را افشا ميكند:
� نامه خانوادههاي زندانيان سياسي
خانوادههاي زندانيان سياسي در تاريخ 9/5/52 براي تيمسار بهزادي دادستان ارتش، نامهاي نوشته و در آن شديداً به وضع زندانها و رويه مأمورين با زندانيان اعتراض ميكنند. اين نامه افشاكننده اينست كه: كماندوهاي پليس در محوطه زندان چادر زده و وقت و بيوقت، به سلولها و عموميها حمله كرده و زندانيان را كتك ميزنند. همچنين در داخل زندان نمازخواندن آنهم به جماعت، شديداً ممنوع است و در صورت اجرا كماندوها به صفوف نماز حمله كرده و با باطوم نمازگزاران را زده و صفوف را بهم ميزنند. هرگاه يك زنداني آزاد ميشود دست زدن و ابراز احساسات برايش ممنوع است. در صورت تخلف دوباره حمله كرده و برنامه كتك اجرا ميشود و سر زنداني تازه آزادشده را تراشيده و دوباره به زندان برميگردانند. البته در هر حمله كليه اموال زندانيان اعم از پول، كتاب، لباس و غيره به غارت ميبرند. خانوادههاي زندانيان را كه براي اطلاع از كسان خود به مراجع مسئول مراجعه ميكنند گرفته و كتك ميزنند.
بعضي از زندانيان سياسي را پس از كتكزدن شديد، به بند يك زندان قصر كه محل افراد جاني و شرور است منتقل كرده و به زندانيان عادي ميگويند كه هر كار مي خواهيد با اينها بكنيد. زندانيان سياسي در بند يك شبها خواب ندارند، زيرا زندانيان فاسدالاخلاق بند يك شبها به قصد تجاوز جنسي به آنها نزديك ميشوند و هر شب در زندان به اين خاطر دعوا و سروصداست. و البته پس از هر دعوا گناهكار، زنداني سياسي شناخته ميشود. افرادي را به اسم ديوانه به بند يك منتقل كرده و اينها را مأمور آزار زندانيان سياسي كردهاند. يك پاسبان هم مراقب است كه زنداني باصطلاح ديوانه آزادانه كار خود را انجام دهد!!
درزندان زنان و بند سه و چهار ملاقات ممنوع است و هيچگونه وسايلي را نميپذيرند.
براي اطلاع بيشتر از وضع زندانها به پيام خانوادههاي زندانيان سياسي به مبارزين خارج از بند، در همين شماره مراجعه كنيد.
� سرقت اعضاي خانواده زندانيان
جديداً افراد خانوادههائي را كه مبارزين و مجاهدين را تربيت ميكنند، سرقت كرده و پس از كتكزدن شديد آنها را آزاد ميكنند. براي مثال دكتر باهنر را كه مردي است مسلمان، متعهد و مبارز، دو بار يكي از زنان فاميلشان را دزديدهاند و پس از شكنجه و كتك زدن آزاد كردهاند.
� شكنجه خانواده زندانيان
مجاهدين و مبارزيني كه در زير شكنجههاي سبعانه ساواك مقاومت كرده و حاضر به افشاي اسرار نميشوند، با وحشيگري جديدي روبرو شدهاند. سازمان امنيت خواهران و يا همسران اينان را دستگير كرده و در حضور زنداني به آنها تجاوز ميكنند. اخيراً دو پسر يك روحاني عاليقدر را كه دستگير كرده بودند و در زير شكنجه نميتوانستند از آنها حرف بكشند، خواهرشان را كه دانشجوي سال دوم دانشگاه است دستگير و مورد تجاوز قرار دادهاند. بقرار اطلاع گويا يكي از خانمهائي كه مورد تجاوز قرار گرفته است پس از آنكه احساس ميكند حامله شده است به جنون مبتلا ميشود.
� خانم فخري احمدي نوه دختري آيتالله شاهآبادي و خانم (زري) اسماعيلزاده كه هر دو قبلاً دستگير شده و توسط حسيني ديوانه مورد شكنجه قرار گرفته بودند، براي ديدن برادر و همسر خود به مشهد ميروند و در آنجا توسط مأمورين سازمان امنيت دوباره ربوده ميشوند و از وضع آنها هيچگونه اطلاعي در دست نيست.
اين عمليات حتي در ميان آنان كه «آزادي زنان» را از بركات وجود جنايتكار رژيم ميدانند، تأثير بسيار بدي نموده است. رژيم حتي از شكنجه و ازار اطفال 3 تا 4 ساله نيز ابائي ندارد.
� جراحي بعد از شكنجه
يكي از دانشجويان مبارز اصفهان بنام اصغر علينقي، در زير شكنجههاي يكي از جلادان بنام نادري، يكي از بيضههايش معيوب ميگردد. بطوري كه بعد از باصطلاح آزادياش مجبور ميشود يكسر به بيمارستان برود و با عمل جراحي بيضه معيوبشده را خارج كنند.
� شهادت در زير شكنجه
گفته ميشود كه دو روحاني مبارز آقايان موسوي زنجاني و شجاعي كه چندي پيش دستگير و در زندان كميته تهران تحت شكنجههاي غيرانساني قرار گرفته بودند، در زير شكنجه به شهادت رسيدهاند.
� حمله به كوي دانشگاه
در بيستم مرداد ماه مأموران سازمان امنيت به خوابگاههاي دانشجويان دركوي دانشگاه ريخته و در حدود صدو پنجاه نفر را دستگير ميكنند. در اين حمله درِ اطاقهاي دانشجويان شهرستاني را كه به مسافرت رفته بودند، شكسته و در حدود سه هزار جلد كتاب كه اكثراً كتابهاي دكتر شريعتي بوده، دزديده و با خود ميبرند. قاتلين سازمان امنيت همچنين دو تن از دانشجويان مبارز را از طبقات بالاي ساختمان به پائين پرتاب ميكنند كه هر دو به شهادت ميرسند. اما دولت با وقاحت هرچه تمامتر اعلام ميكند كه آنها بعلت نامعلومي بعد از بازگشت از كوهنوردي! از طبقه سوم پرتاب شده و مردهاند!!
� پس از شهادت رضا رضائي
مطبوعات مترقي جهان، همهجا ضمن انتشار خبر شهادت رضائي و بعضي مواقع با انتشار نامه معروفش پس از فرار از زندان از جهاد مسلحانه خلق ما پشتيباني كردهاند. روزنامه ملي «شين سيسوكر» (توكيوـ ژاپن 25 اوت 72) كه از زمره مطبوعات ملي و وزين ژاپن است و بين كارگران و زحمتكشان نفوذ فراوان دارد، به مناسبت شهادت رضا، شرح حال او را همراه نامه معروفش چاپ كرده است.
� اسامي دستگيرشدگان جديد
روحانيون مبارز آقايان رباني، صالحي نجفآبادي، احمد منتظري قمي، صادق خلخالي، حسن صانعي، منتظري نجفآبادي، مولانا، احمدي خميني و علي مشكيني دستگير و به نقاط بدآبوهوا تبعيد شدهاند.
آقاي آلاسحق به جرم همكاري با مجاهدين هنوز زنداني است و در زندان قصر بسر ميبرد و آقاي مهدي عراقي كه به حبس ابد محكوم شده است به نقطهاي بدآبوهوا تبعيد شده است. آقاي مرواريد هنوز در خلخال زنداني است.
� روحانيون مبارز آقايان زندوكيلي، ميرهاشمي خرمآبادي، تقويان اشكوري و سيدجواد موسوي سليماني را كه همگي از روحانيون مبارز ميباشند توسط سازمان امنيت دستگير و در شهرباني قم شديداً شكنجه شدهاند. جرمي را كه ساواك به اينها منسوب ميكند اينست كه ميگويد شما گروه ضربت تشكيل داده و مهدي گلپايگاني و باستاني (دو روحانينماي ساواكي) را كتك زدهايد. روحانيون مزبور در زندان دست به اعتصاب غذا زدهاند، بخاطر اعتراض به اين مسئله كه بدون دليل زنداني شدهاند. طبق گفته ساواك براي آزادي اينها گلپايگاني بايد رضايت بدهد.
� افشاي مزدوران ساواكي
مردم مبارز قم بدنبال افشا و مجازات روحانينماها، در اوايل شهريورماه يك روحانينماي مزدور را بنام اشرف گيلاني با پاشيدن اسيد بر روي صورتش مجازات و مايه عبرت ديگران قرار دادند. بقرار اطلاع دولت نامبرده را براي معالجه به اسرائيل فرستاده است.
� محكوميت به زندان
آقاي حسين منتظرحقيقي، برادر مجاهد شهيد علياصغر منتظرحقيقي، را هشت ماه پيش با حملهاي كه به منزل ايشان كردند، دستگير كرده و بعد از هشت ماه شكنجه و زندان، اخيراً در دادگاه نظامي، ايشان را به 15 سال زندان محكوم ميكنند.
� حمله به مدارس دخترانه
اول مهرماه كه مدارس باز شده بود، مأمورين سازمان امنيت به مدارس دخترانه مذهبي مثل اماميه، نرگس و… ريخته و گفته بودند كه بايد چادرها را بردارند و در مدارس دولتي هم به دختراني كه چادر داشتند گفتهاند كه از روز بعد با چادر آنان را راه نخواهند داد. اين عمل بدون هيچ بخشنامه دولتي انجام شده است و دليلش هم اينست كه اگر عكسالعمل شديد بود بسادگي عقبنشيني كنند. آيتالله خوانساري به اين عمل به شاه شكايت كرده است.
� تلفات رژيم در ظفار
در هفته آخر مرداد ماه در محله دردشت و خواجو اصفهان جنازه چند سرباز تحويل بستگانشان ميشود كه دفن كنند. اينها سربازاني بودند كه در جنگ جنايتكارانه ايران عليه انقلابيون ظفار كشته شدهاند. اما مسئولين دولتي از ترس رسوائي گفتهاند كه اينها «شهداي درگيري آبادان» هستند.
فدائيان فلسطين
فدائيان فلسطيني كه مدتهاست در متن مبارزه مسلحانه بر عليه صهيونيستهاي اشغالگر ميباشند، با آغاز جنگ جديد، بر ميزان فعاليتهاي خود بطور بيسابقه اي افزودهاند. فدائيان فلسطيني جبهه سومي را گشودهاند و در سرتاسر جنوب لبنان وارد جنگ شدهاند. فدائيان همچنين در همهجا پراكنده شده و حتي به قلب دشمن رخنه كرده و توانستهاند كه موفقيتهاي زيادي بدست آورده و ضربات سنگيني بر پيكر صهيونيستها وارد آورند. گلداماير كه قبلاً گفته بود: «فدائيان مثل موم در دست ما هستند و هر وقت اراده كنيم آنان نابود خواهند شد» ولي امروز ميگويد «متأسفانه بايد يك جبهه جداگانه هم براي فدائيان باز كنيم».
ذيلاً گزارشي از عمليات فدائيان الفتح را كه مخصوص پيام مجاهد است به نظرتان ميرسانيم:
بطوري كه از دمشق اطلاع ميرسد فدائيان با پرتاب بمب و نارنجك موفقيتهاي شاياني بدست آوردهاند. بعضي از مناطق تحت اشغال را كه مورد حمله فدائيان قرارگرفته بدين شرح است:
انفجار رادار در منطقه «الناقوره» و انهدام مواضع نظامي اسرائيل در «المناره، مسكاف عام، آدميت و سعسع» راديو تلآويز نيز انفجار بمب وحشتناكي را در نابلس توسط فدائيان گزارش داد.
در سومين روز جنگ، هنگام شب فدائيان تأسيسات نفت را درحيفا بمباران نمودند كه به انفجار تأسيسات و انهدام آن انجاميد. خبرگزاريهاي دمشق حملات پياپي و بيامان فدائيان را در جليلالاعلي و بمباران مواضع نظامي اسرائيليها را گزارش ميكنند. روز چهارم ساعت سه بامداد فدائيان الفتح يكي از تأسيسات اسرائيل را در «نهاريا» با پرتاب بمب به آتش ميكشند كه تا ساعت پنج صبح آتشسوزي ادامه داشت. همچنين ساعت يك بامداد يك گروهان اسرائيلي را در راه بين مالكيه و مناره غافلگير كرده و به گلوله ميبندند كه تا ساعت چهار صبح به طول انجاميد. در اين عمليات تعداد زيادي از افراد اسرائيلي كشته و زخمي و مهمات ايشان بكلي منفجر گشت.
در اين عمليات سه نفر از فدائيان شهيد شدند. المناره نيز كه تحت اشغال صهيونيستهاست توسط بمب به آتش كشيده شد و طي آن يك فدائي زخمي گرديد. مركز ادارات را در «يفتاح جليلالاعلي» مورد هجوم قرار داده بيش از نصف آنرا منفجر نمودند. انفجارات در منطقه «كربات شمونه» و «بانياس» در شمال فلسطين اشغالي خسارات جاني و مالي بيحسابي را براي اسرائيل ببارآورد. طي اين عمليات كمنظير پنج فدائي شهيد و دو نفر زخمي شدند. در المطله شمال فلسطين اشغال شده سه موضع نظامي دشمن تصرف و كليه شبكههاي داخلي را منفجر و نابود ساختند. طي اين عمليات هشت فدائي مجروح و پنج فدائي شهيد شدند.
روز پنجم سازمان مقاومت فلسطين اعلام كرد كه فدائيان خط آهن شمال شهر غزه را در سه موضع منفجر و همچنين يك رادار را در منطقه كفرمالك شرقي منهدم نمودند. همچنين گزارش كردند كه مواضع دشمن را در «تل ابوالفينار» منفجر و مركز مهمات سربازان دشمن در بانياس در قسمت شمالي جولان را از بين بردند. در جنوب تلآويو سه برج «الضفط العالي» را منفجر و شبكه برق را در اين ناحيه نابود ساختند.
امروز سيزدهم اكتبر با انفجارات پياپي در نابلس خسارات قابل توجهي توسط فدائيان به اسرائيليها وارد شد. حملات فلسطينيها به مراكز نظامي و تأسيسات دولتي به اوج شدت و حدت خود رسيد. چند فرودگاه نظامي دشمن نيز مورد حمله سرسختانه انقلابيون فلسطين قرار گرفت. كشتن و زخمي كردن يك گروه از سربازان دشمن در راه التوابيه، انفجار يك تانك و كشتن همراهان آن، از بين بردن چند دستگاه ماشين كه نيرو به جولان ميرسانيد بين «بانياس ـ القنبطره»، نابود كردن يك گروه تداركاتي و سه زرهپوش و كشتن عدهاي سرباز اسرائيلي در راه «العام». در كليه اين عمليات كليه فدائيان سالم به پايگاههاي خويش بازگشتهاند.
در غزه چندين موضع نظامي را منفجر نمودند و مخزن بنزين در شهر المجدل شمال غزه به آتش كشيده شد كه تمام محوطه را غرق در نور و آتش ساخت. نابود كردن تعداد زيادي از كاميونهاي حامل سرباز به صحراي سينا در منطقه شرقي خانينوس و انفجار يك زرهپوش و كشتن ده سرباز اسرائيلي از عمليات منطقه غزه ميباشد كه در كليه عمليات فدائيان سالم به پايگاههاي خود بازگشتند.
عمليات انقلابي ديگري در قلب فلسطين اشغالشده بهوقوع پيوست كه قسمتي از آن چنين است:
آتشزدن مركز مهمات در منطقه العريش، حمله به يك گروه سرباز دشمن در جنوب الرمه كه طي آن 35 سرباز دشمن كشته و زخمي و شش فدائي شهيد گرديد، سه حمله ديگر را نيز فدائيان به «باب الواد، الخضيره، عتليت» گزارش دادهاند.
و امروز 15 اكتبر است. فدائيان در جبلالشيخ پيروزيهاي چشمگيري بدست آوردهاند و همچنين مواضع شرقي دشمن را در بركه النقار منفجر ساختند. در اين روز فدائيان به مواضع دشمن در المناره، كفرشوبا، راشيا، الفخار و كفرحمام، حمله كرده و انفجارات زيادي به وجود آوردند و چند شبكه ضدهوائي در منطقه بينالعباسيه و الفجر را منهدم و چندين مركز صنعتي را در قلب تلآويو منفجر كردند كه فهرستوار گزارش ميشود. 1ـ انفجار كارخانه نارنجكسازي در خيابان «بورخزف» 2ـ انفجار كارخانه اسلحه سبكسازي و مواد منفجره «لاهف» در خيابان «بتاح هتكفا» كه بر اثر انفجار اين دو مركز، جهنمي در تلآويو برپا ميشود. 3ـ انفجار مركز ساختمان بمبهاي هوائي در «بيتشيمش» در جنوب غربي شهر القدس كه بر اثر آن مركز ساختمان بمبهاي هواپيمائي «عرفاه» و «كمودورجت» آتش گرفت. فدائيان در هر سه قسمت از عمليات سالم به پايگاههاي خويش بازگشتند. فدائيان همچنين در ارتفاعات العرقوب مواضع دشمن را زير آتش گرفتند. حملات فدائيان فلسطيني در سطحي وسيع و گسترده متوجه كليه تأسيسات اقتصادي و نظامي اسرائيليها ميباشد و تقريباً در سرتاسر اسرائيل و فلسطين اشغالشده با پيروزي كامل به حملات خود ادامه ميدهند و خسارتهاي زيادي ببارآوردهاند. آتشزدن كارخانه كاغذسازي و پلاستيكسازي در تلآويو، باعث شد كه چند کارخانه نزديک به آن نيز کاملاً آتش بگيرد. در اين چند روزه چندين كاميون سربازبر و تانك و زرهپوش در خاك اسرائيل طعمه آتش و انفجار فدائيان شده است.
بتپرستي قرن بيستم
تفسير با خودتان
جناب آقاي دكتر نيكپي شهردار محترم پايتخت
مطبوعات خبري منتشر كرده بودند دائر بر اينكه شهرداري پايتخت درنظر دارد مجسمه اعليحضرت همايون شاهنشاه آريامهر را از ميدان جوانان به ميدان محسني انتقال دهد اين خبر موجب كمال تأسف يكيك اهالي محل كه با قلبي مالامال از شادي و با بهترين وجه طي ايام در پناه مجسمه ذات اقدس همايوني روزگار بسرميبرند گرديد. مردم در اين منطقه بسي مفتخر و مباهي هستند كه در جوار پيكره شاهنشاه آريامهر زيست ميكنند در حقيقت افتخاريست كه نصيب آنان شده و آمادهاند كه مانند مردمك چشم از آن پاسداري كنند. تصميم به تغييرمحل مجسمه شاهنشاه آريامهر در صورتي كه صحت داشته باشد ضربة محكمي است به احساسات و علاقه قلبي اهالي اين محل و همچنين دانشجويان دانشكدههاي پارس و علوم ارتباطات و ورزشكاران استاديوم داوديه كه عبورشان از اين منطقه ميباشد به شاهنشاه عظيمالشان خود و بسيار دردناك خواهد بود كه اگر چنين تصميمي جامه عمل بپوشد، اين شاهدوستان فداكار بههيچوجه حاضر نيستند كه چنين فيض و افتخاري از ايشان بازگرفته شود و به همين علت پيشنهاد ميكنند چنانچه شهرداري پايتخت از جهات مادي آمادگي براي تهيه مجسمه اعليحضرت همايون شاهنشاه آريامهر ندارد خود اهالي بجاي مجسمه انتقالي به ميدان محسني اين وظيفه را به عهده ميگيرند و از جان و دل براي ساختن مجسمه ديگري اقدام نمايند، اهالي اين محل با بيصبري به انتظار روشنشدن تصميم شهرداري پايتخت روزشماري ميكنند.
محمد نقيبي ـ دكتر ابوالقاسم مقبل ـ مهندس علي نوريشاد
گزارش روزبروز از جنگ در خاورميانه
جنگ بين نيروهاي مصر و اسرائيل و سوريه و اسرائيل از ساعت سه بعدازظهر روز شنبه 6 اكتبر 73 آغاز شد. سربازان مصري پس از دريافت فرمان حمله با استفاده از قايق خود را به آن طرف كانال سوئز رسانده و نيروهاي اسرائيلي را غافلگير نمودند. سربازان مصري با استفاده از نردبان به ديوار محكم بارليف كه آنرا خط بارليف ميگويند حمله كردند. سربازان اسرائيلي اغلب بدون پوشيدن چكمه فرار ميكنند. توضيح آنكه خط بارليف 15 متر ارتفاع دارد و مصالح سازنده آن سنگريزه و سيمان و فولاد ميباشد. در بعضي قسمتها ارتفاع آن به 18 الي 20 متر ميرسد. طول آن بيش از 80 كيلومتر است كه از جنوب پورفؤاد تا شمال پورتوفيق در شرق كانال سوئز كشيده شده است. هزينه ساختمان آن را 238 ميليون دلار برآورد كردهاند. گلداماير بارها شكستناپذيري اسرائيل را با به رخ كشيدن خط بارليف اعلان نموده است و پس از فتح آن توسط مصريها، روحيه سربازان دشمن به شدت خراب شده عدهاي فرار و عده زيادي تسليم شدند. تا روز چهارم مصريها توانستند پس از بيدار كردن مينهائي كه دشمن در صحرا قرار داده بود و انفجار آنها پانزده كيلومتر پيشروي كنند.
مصريها روز چهارم جنگ را «يومالدّبابات» يعني روز تانك نام گذاردند در اين روز يك لشكر زرهي دشمن به طور كامل منهدم و سرفرمانده نظامي به اسارت نيروهاي مصري درآمد. فرمانده لشكر 192 اسرائيل كه نامش «العقيد عاف ياجوري» است در يك مصاحبه تلويزيوني قاهره شركت كرده اظهار داشت:
«هرگز فكر نميكرديم كه سرباز مصري تا اين حد دلير و از خودگذشته باشد. من ميپذيرم كه شكستناپذيري اسرائيل افسانهاي تمامشده است». دكتر مان دانيال كه يك افسر 27 ساله اسرائيلي است ميگويد «ما نيروي هوائي خود را شكستناپذير ميدانستيم لكن امروز قبل از اينكه هرگونه عملي انجام دهم خود را در آبهاي خليج يافتم». مصريها آمار هواپيماهائي را كه تا روز چهارم سرنگون ساختهاند 82 فروند اعلام نمودهاند و همچنين 102 تانك را منهدم و بيش از يكصد نفر اسير گرفتهاند. اعلاميه شماره دو وزير جنگ و فرمانده كل قواي مسلح مصر احمد اسماعيل علي، تأثير زيادي بر روحيه سربازان گذاشت. اين اعلاميه روز سوم منتشر شد و ضمن آن چنين آمده «پسران و برادرانم، دو روز شجاعانه جنگيديد و قسمت زيادي از سرزمين خود را آزاد كرده و تحسين جهانيان را برانگيختيد. شما از سختترين مرحله عبور (خط بارليف) گذشتهايد، افتخار به شما قهرمانان كه پيروزمندانه ميجنگيد. خدا فرمود «ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم» صدق الله العظيم.» (اگر خدا را ياري كنيد، خدا نيز ياريتان كرده و قدمهايتان را استوار خواهد داشت. سوره محمد 7)
از طرف ممدوح سالم معاون فرماندهي كل قوا گفته شد كه كليه افراد جهت دفاع از جان و ميهن خويش اسلحه بدست گيرند.
روز پنجم: مصريها با حملات دشمن در يك نقطه مواجه شدند لكن در بقيه جبهههاي جنگ نيروهاي مصري ابتكار عمل را همچنان در دست داشتند. تعداد هواپيماهاي جنگنده كه توسط آتشبارهاي ضدهوائي مصر امروز سرنگون شد، 23 فروند گزارش شده.
اعلاميه شماره 28 كه روز ششم صادر شده حاكيست كه در يك نقطه سربازان مصري خط محاصره را درهم شكسته افراد دشمن را كشته و يا به اسارت گرفتهاند. در اين عمليات 25 تانك و يك خودروي زنجيري دشمن سالم به غنيمت گرفته شد. روز ششم به خبرنگاران مطبوعات و راديوتلويزيون جهان اجازه داده شده تا از صحراي سينا و كانال سوئز ديدن كنند. روزنامه المحرر چاپ بيروت به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس جمعه 12 اكتبر 73 خود مينويسد «سربازان مصري با روحيهاي باز در حالي كه تفنگهايشان را در فضا حركت ميدهند و صداي اللهاكبر ايشان به انسان نشاط ميبخشد فوجفوج از پلهائي كه همان روز اول جنگ احداث شده گذشته وارد جنگ در صحراي سينا ميشوند. امروز كه ششمين روز جنگ است برعكس سال 1967 كه همهجا چكمه سربازان مصري ديده ميشد، چكمه سربازان فراري اسرائيلي ديده ميشود و اين ميرساند كه حمله تاچهحد غافلگيركننده بوده است.
روز هفتم: هواپيماهاي دشمن چند دهكده را در دلتاي نيل با بمبهاي آتشزا مورد حمله قرار داده كه طي آن 150 نفر كشته و يا زخمي شدند. مطبوعات مصري عكس بدنهاي سوختهشده غيرنظاميان را منتشر ساختند. در حمله متقابل مصريها 15 تانك و نوزده زرهپوش منهدم و سه موشكانداز نابود و قريب دويست سرباز اسرائيلي را كشتهاند. غرقشدن دو كشتي مصري در آبهاي سوئز، امروز (12 اكتبر) تكذيب شد.
روز دهم ماه اكتبر اسرائيل اعلان ميكند كه هركس از جبهه جنگ بگريزد بدون محاكمه اعدام خواهد شد. توضيح اينكه بعلت فرارهاي زياد قانون اعدام براي اولين مرتبه در اسرائيل وضع شد. رئيس قواي مسلح مصر «سعدالشّاذلي» گفت روز هفتم بزرگترين روز تاريخي جنگ بين تانكها بود. اين جنگ در نهايت درجه شدت بود و اسرائيل هشتصد تانك خود را وارد معركه كرده بود كه نيمي از آن را از دست داد. در كليه مساجد مصر نماز غايب جهت شهداي جنگ و نماز پيروزي خوانده شد. انورالسادات گفت اگر اسرائيل همچنان به حملات خود بر عليه غيرنظاميان ادامه دهد نقاط پرجمعيت اسرائيل را بمباران ميكنيم و اسرائيل از قدرت ما اطلاع كافي دارد.
المحرر مينويسد خبرنگاران آلمان غربي و بيبيسي لندن و صوت آمريكا سيبياس و فرانسه و همچنين خبرنگار نيوزويك تحتتأثير روحيه شاد و فريادهاي اللهاكبر سربازان مصري قرار گرفتهاند. خبرگزاري آمريكا ــ واشنگتن ــ تلفات و خسارات مصر و اسرائيل را چنين گزارش كردند: از روز اول جنگ تا پنجم اسرائيل ششصد تانك از 1700 تانك و 75 هواپيما از 480 فروند و 1500 تا 2000 كشته و زخمي متحمل شدند. خبرگزاريهاي مصر ارقام ديگري گزارش ميدهند. روزنامه المحرر چاپ بيروت مينويسد «اسرائيل كنترل اعصاب خود را از دست داده و لذا به بمباران مناطق غيرنظامي دست ميزند و اخبار دروغ شايع ميكند.
مردم سوريه روز ششم جنگ (12 اكتبر) را «يومالطائرات» (روز هواپيماها) نامگذاردهاند. كه طي آن 23 جنگنده توسط مصر و 92 جنگنده ديگر توسط سوريه سرنگون گشت. يعني در يك روز 116 فروند از هواپيماهاي دشمن نابود گشت، به اين ترتيب كليه خساراتي كه در هفت روز توسط مصر بر اسرائيل وارد شده 130 هواپيما، 14 كشتي و قايق موشكانداز بيش از ششصد تانك و هزاران كشته و زخمي و يكهزار اسير.
مصر نيز متقابلاً به قول خبرگزاري آمريكا ــ واشنگتن ــ المحرر 3217، خسارتهائي متحمل شده كه ذيلاً نقل ميشود: 200 تانك از دوهزار تانك موجودي، 80 فروند هواپيما از 600 و بين پنج تا شش هزار كشته و زخمي. روز ششم عدهاي از كماندوهاي اسرائيلي موفق شدند از كانال سوئز گذشته پس از منهدم نمودن يك كاروان تداركاتي كه بطرف صحراي سينا در حركت بوده، سالم به پايگاههاي خويش برگردند.
در جبهه جولان
و حال به جولان ميرويم تا وضع آنجا را بازبين كنيم.
قواي سوريه بعدازظهر روز شنبه به اسرائيل جهت آزادساختن مناطق اشغالي، حمله نمودند و تا صبح روز چهارم ابتكار عمل را در دست داشتند و مجموعاً 92 جنگنده دشمن را سرنگون نمودند. صبح روز چهارم قواي سوريه در چندينجا بمباران شد لكن در شب سوريها موفق شدند شهر القنيطره در مركز ارتفاعات جولان را فتح كنند. و همين امر باعث شد كه مورد حملات بسيار شديد و دامنهدار جنگندههاي اسرائيلي قرار گيرند. در اين حملات 23 فروند از هواپيماهاي دشمن سرنگون شد. اغلب جنگندهها فانتوم آمريكائي و يا ميراژ فرانسوي هستند. از اين 23 هواپيما پنج فروند آن سالم بدست نيروهاي سوريه افتاده است. ظهر روز چهارم راديو اسرائيل اعلان كرد كه جنگندههاي اسرائيلي فرودگاه نظامي «رامات دافيه» را بمباران كردهاند. لكن اين خبر از طرف مقامات سوريه تكذيب شد و عكس ويرانيهائي كه توسط بمباران دشمن به يك بيمارستان و مدرسه و تعدادي خانه مسكوني بوجود آمده بود، در روزنامهها انتشار دادند. هواپيماهائي كه دمشق را بمباران كرده بودند تماماً سرنگون شدند لكن دو نفر از خلبانان آنها كه زنده بودند فرار كردند و دولت از مردم دعوت كرد تا ايشان را دستگير سازند. روز پنجم جنگ فرودگاه دمشق توسط چهار فانتوم بمباران شدند كه هر چهار فروند سقوط داده شدند. همچنين در روز پنجم اسرائيل فرماندهان نظامي را عوض نمودند و نيز ژنرالهاي بازنشسته را به خدمت خواند. در اين روز پالايشگاه نفت را در لاذقيه بمباران كردند كه خسارت زيادي به سوريه وارد شد. سختترين حملات دشمن را روز پنجم قواي سوريه تحمل كرد و در بعضي از نقاط ابتكار عمل را از دست داد و قواي اسرائيل به طرف دمشق سرازير شدند. تعداد كشتهها و زخميها در شهرهاي طرطوس دمشق، اسفر، اللاذقيه و حمص به بيش از 500 نفر رسيد كه اغلب آنها زن و كودك هستند. خسارات وارده به نيروي هوائي اسرائيل را در روز پنجم 43 فروند فانتوم و ميراژ گفتهاند. روز ششم راديو تلآويو گفت نيروهاي اسرائيل بطرف دمشق در حركتند و هماكنون در 29 كيلومتري دمشق مشغول جنگ ميباشند. هواپيماهاي اسرائيلي كه در جنگ سال 67 در ارتفاع كم پرواز ميكردند و هر اسكادران به 14 فروند ميرسيد، دراين جنگ آنچنان اوج ميگيرند كه با چشم به زحمت ديده ميشوند و هر اسكادران از چهار فروند تجاوز نميكند. روز ششم بطور بيسابقه سوريه مورد حملات پيوسته نيروي هوائي اسرائيل قرار گرفت و مراكز نفتي طرطوس و لاذقيه بسختي بمباران شد. نيروهاي خط دفاعي سوريه را نيز بسختي مورد حمله قرار داده تلفات و خسارات زيادي ببارآورد. بعدازظهر راديو تلآويو خطاب به مادران دمشقي گفت فرزندان خود را به نقاط امن انتقال دهيد و سيل هواپيماها به طرف سوريه به پرواز درآمد. آتشبارهاي ضدهوائي سوريه موفق شدند 93 فروند جنگندههاي تهاجمي را سرنگون سازند. رويتر گزارش ميدهد كه نيروهاي صهيونيستي مركز برق و تأسيسات نفتي را در حمص بمباران كردهاند. نيروهاي سوريه سه ناوچه را نيز در لاذقيه غرق و 61 تانك را منهدم نمودند. مردم دمشق كه شاهد سقوط اغلب جنگندههاي اسرائيلي بودند كه مثل ورق يكي پس از ديگري سرنگون ميشدند. روز ششم را روز هواپيماها نامگذاري كردهاند. براثر بمبارانهاي شديد در انفجار پالايشگاه بيش از دويست ميليون ليره سوري خسارت وارد شد. همچنين يك كشتي يوناني كه حامل 1979 تن بار بود بين لاذقيه و طرطوس غرق شد.
روز 11 اكتبر 73 اعلان شد كه آمريكا 41 فروند فانتوم بطرف اسرائيل فرستاده و مجلس سناي آمريكا تصويب كرده كه قواي بيشتري در اختيار صهيونيستها قرار دهند.
روز هفتم اعلام شد كه سربازان اسرائيلي ابتكار عمل را در كليه ارتفاعات جولان بدست گرفته و نيروهاي سوري بشدت مشغول مدافعه هستند. نيروهاي عراقي نيز كه از چند روز پيش وارد جنگ شدهاند سرسختانه ميجنگند. همچنين خبرگزاريها سقوط 25 هواپيماي جنگنده و يك هليكوپتر و انهدام 40 تانك و بيست زرهپوش اسرائيلي را در جبهه جولان گزارش ميدهند. سوريه امروز (هفتمين روز جنگ) اعلام داشت كه هواپيماهاي ناوگان ششم آمريكا وارد جنگ شدهاند. روزنامههاي مصر و سوريه و لبنان عكس هواپيماهاي جنگندهاي را كه سرنگون شده و مارك هواپيماها را نشان ميداد منتشر كردند. گفته ميشود هواپيماهائي كه روزي با مردم ويتنام جنگيدهاند، امروز مردم عرب را بمباران ميكنند.
خسارات وارده به سوريه را هزاران كشته و زخمي و بيش از هفتاد هواپيما و ششصد و پنجاه تانك گزارش كردهاند.
موشهدايان گفت روز هفتم در دمشق شامپاني خواهيم نوشيد.
حضرت آيتالله خميني و آيتالله خوئي بيانيهاي مبني بر كمك جاني و مالي براي آزادساختن فلسطين از دست كفار صادر فرمودند. بيانيهها در روز سوم جنگ (هشتم اكتبر) صادر شده. همچنين از طرف روحانيون ايراني مقيم نجف تلگرافهائي مبني بر پشتيباني از اعراب به ابوعمّار (ياسرعرفات) و انوارالسادات و حافظ اسد مخابره شده است. نيروهاي عراقي توانستند پنجاه تانك دشمن را سالم به غنيمت بگيرند.
در جبهه مصر
روز هشتم: خبرگزاريهاي قاهره و دمشق و الجزاير گزارش دادهاند كه يكصد و پنجاه خلبان از آمريكا به تلآويو تحويل شده است. همچنين 47 فانتوم نيز از طريق آلمان غربي تحويل اسرائيل شده، يكي از خلبانان آمريكائي كه اسير شده ميگويد همه ما در جنگ ويتنام شركت كردهايم و تجربه داريم ويتكنگ اعلام كرد كه آماده است تا به كمك اعراب در جنگ با امپرياليسم آمريكا شركت كند.
انورالسادات ماليات جهاد وضع كرد. امروز 37 سرباز و افسر اسرائيلي با سه تانك تسليم شدند. گلداماير گفت ما براي مذاكره حاضريم لكن اعراب ما را رها نميكنند.
اعراب تصميم گرفتند با قطع جريان نفت به مبارزه با آمريكا بپردازند، لذا روز سهشنبه (16 اكتبر) در كويت جلسه خواهند داشت. عراق قبلاً نفت خود را ملي كرده و صدور نفت از عربستان سعودي 26 درصد تقليل پيدا كرده است. قسمت اعظم نفت عربستان سعودي به آمريكا ميرود.
در استكهلم با شركت بيش از پانصد نفر تظاهراتي مبني بر تأييد انقلاب فلسطين و پشتيباني از اعراب انجام گرفت. كردهاي عراق آمادگي خود را جهت جنگ عليه اسرائيل اعلام داشتند. دولت پاكستان نيز آمادگي نظامي خود را جهت پشتيباني از اعراب و ارسال نيرو به جبهههاي مصر و سوريه اعلام داشت.
روز نهم: مصر در سرتاسر جبهه سينا دست به يك حمله تهاجمي زده و تعداد بسيار زيادي را كشته و زخمي و اسير كرده، 215 تانك را منهدم و 47 فروند هواپيماي جنگنده را سرنگون كرده. اسرائيليها تعداد تانكهاي انهدامي مصر را دويست عدد گزارش كردهاند و اضافه نمودند كه حمله آنها به خوبي دفع شده است. ليكن خبرنگار رويتر كه از جبهه ديدن كرده، اخبار اسرائيليها را تكذيب ميكند. راديو تلآويو تعداد كشتگان خود را 650 نفر اعلام نموده كه فرمانده نيروي زميني اسرائيل در صحراي سينا نيز جزو همين عده است ولي دولتهاي عربي متقابلاً تعداد كشتهشدگان اسرائيلي را بيش از اين گزارش كردهاند. گلداماير كه روزي گفته بود «مقاومت فلسطين را هر وقت اراده كنيم نابود ميكنيم» امروز گفت:
«متأسفانه بايد يك جبهه داخلي هم براي عمليات خرابكارانه فلسطينيها باز كنيم». انورالسادات پيشنهاد لاروبي كانال سوئز را به دولت شوروي تسليم كرد و گفت اين بدان معني است كه خط آتشبس آنطرف كانال خواهد بود.
يكي از فرماندهان نظامي اسرائيل با بلندكردن پرچم سفيد خود و همراهانش تسليم شدند، 14 نفر زخمي شديد بين آنها بود.
روز دهم: بزرگترين حمله مصر به اسرائيل شروع شده و نيروهاي مصر سرسختانه پيش ميتازند. پيشروي مصر در طول 164 كيلومتر ميباشد. همچنين اعلام شد كه اسرائيل بزرگترين اسلحه ضدنفر را بروي شهرهاي مصر گشوده است.
در جبهه سوريه
روز هشتم: يك خلبان ميگ سوري كه به اسارت اسرائيليها افتاده در يك مصاحبه راديوتلويزيوني شركت كرد. از وي سئوال شد كه يك ميگ 21 چند بمب ميتواند حمل كند؟ خلبان جواب داد پنج تا. مصاحبهكننده پرسيد چگونه پنج تا در حالي كه بيش از چهار تا نميتواند حمل كند. خلبان جواب داد:
«من صاروخ خلبان هواپيما بمب پنجم آن هستم» در همين جا مصاحبه قطع ميشود.
سوريه خبرهاي صوت آمريكا و بيبيسي را مبني بر پيشروي نيروهاي دشمن به طرف دمشق شديداً تكذيب كرد و گفت غير از چند مورد، نيروهاي سوريه هنوز دشمن را به عقب ميرانند. از تلآويو گزارش رسيد كه عدهاي از نيروهاي اسرائيلي تانكهاي خود را منفجر نموده و عقب نشستهاند.
نيروهاي اردن امروز وارد جنگ در ارتفاعات جولان شدند.
مدرسه كرولالها در دمشق همراه بيست خانه مسكوني بمباران شد و 95 كشته و زخمي برجاي گذاشت. (رويتر 13 اكتبر) يك كشتي تجاري يوگوسلاوي در طرطوس براثر بمبهاي اسرائيل غرق شد. دمشق اظهارات راديو اسرائيل را مبني بر بمباران مناطق نظامي تكذيب كرده و گفت جهانيان دانستند كه اسرائيل به بمباران بيمارستان و منازل مسكوني دست زده و در اين ميان عده زيادي از اتباع خارجي از جمله عدهاي از آمريكائيها و تعدادي خبرنگار و ديپلمات خارجي و سينفر از اتباع شوروي ديده ميشود. المحرر مينويسد جولان به گورستاني از صهيونيستها تبديل شده.
از رباط گزارش رسيد كه موشهدايان وزير دفاع اسرائيل در ارتفاعات جولان به سختي مجروح شده است.
روز نهم: جنگ همچنان با شدت و غلظت بيشتري ادامه دارد. نيروي توپخانه اسرائيل مشرف بر شهر سههزار ساله دمشق قرار گرفت. سوريها در اطراف به شهر به كندن و ساختن سنگرهاي جديد جهت احتياط پرداختند. اسرائيل اعلام نكرده كه تا چه حد پيشرفته و سوريها ميگويند تمام حملات دشمن دفع شده و مقداري هم جنگنده و تانك از جمله شش فانتوم دشمن را نابود كردهاند.
سفير سوريه در لندن گفت «ايالات متحده با فانتوم» و «سكاي هوك» خود كه داراي مارك آمريكائي هم هستند به دمشق حمله نموده و پالايشگاه نفت بايناس را منفجر نمودهاند. در دهلي نو تظاهراتي عليه آمريكا جهت ارسال اسلحه به اسرائيل برپا شد.
روز دهم: اسرائيل اعلام داشت كه نيروهاي اسرائيل تا 22 كيلومتري دمشق پيش رفتهاند.
ژنرال حافظاسد رئيسجمهور سوريه اعلام داشت كه بالاخره موفق شديم شهر القنيطره را فتح كنيم. بنابراين خبر اسرائيل دائر بر پيشروي تا 22 كيلومتري دمشق عملاً تكذيب شد. اسرائيل تأييد كرد كه موشهدايان در ارتفاعات جولان زخمي شده است.
در اين روز جنگندههاي فانتوم اسرائيل كه جهت بمباران دمشق به حركت درآمده بودند توسط جنگندههاي سوري و عراقي تحت تعقيب قرار گرفتند. آژير خطر كشيده شد تا مردم به پناهگاهها بروند ليكن همه به پشتبامها رفتند تا جنگ هوائي را تماشا كنند. پس ازمدتي جنگندههاي فانتوم تماماً سرنگون شدند و يكي از خلبانان اسرائيلي موفق شد با چتر نجات از هواپيما بيرون بپرد ولي مردم ريخته و دستگيرش كردند. امروز سوريها 34 اسير گرفتند. سوريه اعلام كرد كه كليه صهيونيستهاي القنيطره را بيرون خواهد كرد. همچنين اعلام شد كه چهار هواپيما و يك عرابه جنگي منهدم شده است. در دمشق اعلام شد كه اسرائيل اكنون براي بمباران شهرها از اسلحه ضدنفر استفاده ميكند. به اين صورت كه اين بمبها مثل انار هستند و وقتي پرتاب ميشوند در دفعات چند منفجر ميشود (اسلحهايست آمريكائي)
حملات شديد مصر به مواضع اسرائيل امروز هم ادامه يافت و طي آن 19 هواپيماي جنگنده، 13 تانك و 23 عرابه جنگي اسرائيل نابود گشت. اسرائيل به دولت فرانسه شكايت كرد كه ليبي مقداري از جنگندههاي ميراژ خود را در اختيار مصر گذاشته است. توضيح آنكه يكي از شرايط تحويل جنگندههاي ميراژ به ليبي، شركت ندادن آن در حمله عليه دولتي ديگر ميباشد و ليبي فقط بعنوان دفاع ميتواند از آن استفاده كند. ليبي خبر را تكذيب كرد و مصر گفت كه اين ميراژهايي است كه از اسرائيل به غنيمت گرفته شده است. مصر امروز نيز مقداري ديگر از سرزمينهاي اشغالشده را تصرف كرد و خسارتهاي جاني و مالي زيادي به اسرائيل وارد آورد. اسرائيل كمتر هواپيماهاي خود را در جنگ وارد ميكند. عربستان سعودي با ارسال 140 جنگنده هوائي، 285 تانك، 36 هزار سرباز به سوريه و مصر بر ميزان كمكهاي خود افزود. عربستان اعلام كرده بود كه مبلغ يك ميليارد دلار بابت خسارتهاي وارده به سوريه به اين كشور پرداخت خواهد نمود.
سفير جمهوري دمكراتيك ويتنام جنوبي (ويتكنگ) پيامي توسط اسماعيل فهمي وزير خارجه مصر به انورالسادات كه از طرف سازمان انقلابي ويتنامي ارسال شده بود تحويل داد. در اين پيام آمادگي جوانان ويتنامي براي شركت در جنگ عليه صهيونيستها و امپرياليسم اعلام داشتهاند.
در شماره آينده دنباله گزارش روزبروز خبرنگار پيام مجاهد در خاورميانه را درباره جنگ به نظرتان خواهيم رساند.
اعلاميه نهضت آزادي ايران
هموطنان عزيز بار ديگر بدنبال تحريكات مداوم اسرائيل تجاوزگر، آتش جنگ جديدي در خاورميانه شعلهور شده است. بمبافكنهاي اسرائيلي ساخت آمريكا، مردم بيدفاع عرب را در شهرها، مساجد، بيمارستانها، در خيابانها و كوچهها بزير آتش مرگبار خود گرفتهاند. و از انجام هيچ جنايتي فروگذار نكردهاند. آمريكا با اعزام نيروهاي خود تحت عنوان داوطلب و ارسال بيش از دو بليون دلار سلاحهاي نظامي، نقش فعال خود را در اين جنگ نشان داده است. سرعتي كه آمريكا در اعزام و ارسال كمكهاي نظامي از خود نشان داد، و حجم كمكها و تنوع آنها بحدي است كه براي بسياري از ناظرين سياسي و نظامي كاملاً غيرمترقبه بوده است بطوري كه تنها ميتوان آنرا حمل بر تداركات وسيع قبلي و طبق برنامه دانست. براساس همين تداركات قبلي است كه بروز و ظهور جنگ براي ناظرين مطلع غيرمترقبه نبوده است و حمله اسرائيل به كشورهاي عربي ــ بخصوص نفتخير ــ نظير كويت و يا ليبي، كاملاً پيشبيني ميشده است. در حالي كه آمريكا بزرگترين قدرت نظامي دنيا، ازآستين اسرائيل سربدر آورده است و خاورميانه را به ميدان نمايشات نظامي و سلاحهاي مدرن خود تبديل ساخته است، اعراب عليرغم همه اين تداركات و عليرغم برتري نظامي دشمن، اعلام كردهاند كه صرفنظر از آنكه پيروز شوند يا شكست بخورند نبردشان تا بازگرفتن سرزمينهاي اشغالي ادامه خواهد داشت.
ما معتقديم جنگ عادلانه اعراب حاصل وجود تناقض و تضادهاي موجود در منطقه ميباشد. تا زماني كه پديدهاي بنام امپرياليسم به غارت و چپاول منابع حياتي ملتهاي اين منطقه ادامه ميدهد، و تا زماني كه حكومتهاي دستنشاندهاي نظير ملكحسين و فيصل و امثالهم با تمام قوا نهضتهاي آزاديبخش مردم ما را درهمميكوبند و «شاپور» وارتسمه از گرده مردم ميكشند، تا آمريكا آسانتر و آرامتر به غارت خود ادامه دهد. تا زماني كه زائدهاي بنام اسرائيل، بعنوان خدمتگزار امپرياليسم، و خصم نهضتهاي حقطلبانه مردم منطقه وجود دارد، و تا زماني كه صهيونيسم با بيشرمي و وقاحت منكر اساسيترين حقوق انساني مردم فلسطين ميباشد، جنگ در خاورميانه ادامه خواهد داشت. به عبارت ديگر تا زماني كه تناقض و تضاد اصلي در خاورميانه وجود دارد، جنگ در خاورميانه اجتنابناپذير است. و اين امپرياليسم و صهيونيسم و ايادي آنها هستند كه مسئول ادامه اين جنگ ميباشند. مصالحه قدرتهاي بزرگ و مذاكرات صلح، آتشبس و غيره…. تنها ميتواند تناقضات فرعي و جانبي را براي يك مدت كوتاه و موقت حل كند و حل اين تناقضات بههيچوجه نميتواند جاي حل تناقضات اصلي را بگيرد. امپرياليسم ميكوشد تا براي احتراز از حل نهائي تناقض اصلي ــ كه ميان منافع مردم اين منطقه و غارت منابع و اموالشان بدست امپرياليسم است ــ به حل تناقضات فرعي متوسل گردد.
ما معتقديم از آنجا كه دشمن كليه مردم اين منطقه، بلكه كليه مردم دنياي سوم، دشمني واحد و يكسان است، جنگ ما هم مشترك و يكسان است. و تنها با همكاري مشترك تمام نيروهاي مترقي و ضداستعماري منطقه است كه ميتوان ضربات كاري بر دشمن وارد ساخت و او را به عقبنشيني از مواضع فعلياش مجبور ساخت.
«ان الله يحبالذين يقاتلون فيسبيله صفا كانهم بنيان مرسوس» (سوره صف 3)
(خداوند كساني را كه در صفوف فشرده متحدد در راهش پيكار ميكنند دوست دارد)
به قول مجاهد شهيد علي ميهندوست: زماني كه دشمن خلق هر نوع حركتي را كه موجوديت وي را به خطر مياندازد با وحشيانهترين روشها سركوب ميكند، و زماني كه دشمنان خلقهاي جهان در كوبيدن و نابود كردن جنبشها با هم يكپارچهاند، وحدت و يكپارچگي انقلابيون و مبارزين راه ازادي از ضروريات رسيدن به پيروزي است» (مدافعات علي ميهندوست در دادگاه نظامي از انتشارات مجاهدين خلق ايران)
ما جنگ و جهاد برادران عرب خود را جنگي برحق و عادلانه ميدانيم و آنرا جداي از جهاد رهائيبخش خلق مسلمان ايران نميدانيم.
هموطنان عزيز: به عنوان يك انسان آگاه و يا يك مسلمان متعهد نميتوان در چنين وضعيتي بيتفاوت بود اگر با حضور خود در آنجا نميتوانيم در اين جنگ شركت كنيم، ولي ميتوانيم و بايد از نظر مالي و تبليغاتي به آنها كمك كنيم. در هر كجا كه هستيد در برنامههاي افشاگرانه شركت كنيد.
در برنامههاي جمعآوري كمك مالي كه توسط سازمانها و انجمنهاي مختلف تشكيل شدهاند شركت كنيد. كمكهاي مالي خود را همچنين ميتوانيد با قيد «براي آسيبديدگان جنگ» براي ما بفرستيد.
پيروز باد جنگ عادلانه مردم عرب در راه آزادي و عدالت و طرد امپرياليسم و اسرائيل تجاوزگر.
شكوفان باد همبستگي خلقهاي مسلمان ايران و برادران عرب «اذن للذين يقاتلون بانهم ظلمو و ان الله علي نصرهم لقدير» سوره حج 39
(اين حق مسلم ستمديدگان است كه به نبرد برخيزند و خدا بر ياري آنها تواناست.)

