شماره ٣ بدون تاريخ

title

جلد دوم اسناد، بخش سوم، با تفسيرها و بي‌تفسيرها، شماره 3

اخبار

دكتر اميني به اروپا رفته است. ظاهرا از اينجهت رفته است كه وامي يا وامهايي تحصيل كند. اما در باطن براي اين رفته است كه بمنابع موثر و صاحب نفوذ توضيحاتي درباره نقشه‌هاي خود بدهد و از آنها رفع شبهه كند و تعهداتي را بنام مردم ايران بگردن بگيرد با علم به موقعيت و شهرت و مقام خود را ارضاء نمايد. روزنامه‌ها گوشه‌اي از اين پرده را بالا ميزنند و دم خروس را نشان ميدهند. اگر بخاطر داشته باشيم دانشجويان ايراني در آمريكا با رابرت كندي وزير دادگستري آمريكا ملاقات ميكنند و از او ميخواهند بعنوان اعتراض به رجاله بازيهاي دولتها در دانشگاه به تهران مسافرت نكند و يا اگر مسافرت ميكند از دانشگاه تهران نيز بازديد كند. باين دليل مسئله مسافرت رابرت كندي به تهران منتفي ميگردد. اما روزنامه كيهان در شماره مورخه دوشنبه 7 اسفند خبر ميدهد كه فرمانفرمائيان عضو هيئات نمايندگي اميني در بن با رابرت كندي مذاكره كرده است. نحوه خبر طوريست كه نشان ميدهد قرار بوده است اميني و رابرت كندي در برلين ملاقات و مذاكره نمايند. و لابد از اينگونه ملاقاتها و مذاكرات نيز با سايرين بعمل خواهد آمد و بخاطر همين است كه جبهه ملي اعلاميه داده و اصول 23 و 24 و 25 قانون اساسي را يادآوري كرده.

اما با اينكه اميني در اروپا مشغول ساخت و پاخت است و مسئله اصلاحات فعلا جاي محاكمات بزرگ را گرفته است مسئله دانشگاه هنوز هم مسئله روز است دولت جرات بازكردن دانشگاه را ندارد زيرا ميداند از عهده دانشگاه برنمي‌آيد و از آن ميترسد كه باز حادثه اي از قبيل حادثه اول بهمن رخ بدهد و اثرات آن طومار هستي‌اش را در هم نوردد. اما دانشجويان بيكار نيستند. مبارزه را هم چنان ادامه ميدهند آنها سنگر اول را در دست دارند. نه تنها در تهران بقرار معلوم در پاكستان نيز دانشگاه بپا خواسته است. حكومتهاي دموكراسي بدون انتخابات و مجلس من درآوردي استعمار كه از دموكراسي فقط اسمي را دارند مورد قبول مردم نيست. آنها ميخواهند انتخابات و مجلس باشد و قانون بر همه حكومت كند. اما حالا دموكراسي غربي تحفه‌هاي جديدي براي ما سوقات آورده است. منشور شاه مشروطه بدون پارلمان و حكومت مصلح نظامي (مثل اينكه واقعا نظامي مصلح آنهم در شرق ميتواند بوجود آيد). و خنده‌آور اينجاست كه اين كار را براي نجات ما از خطر كمونيسم ميكند. مثل اينكه كمونيسم غير از اينها چيز ديگري بما خواهد داد. وقتي مردم از حق اظهار نظر و نوشتن و زيستن و انتخابات آزاد محروم باشند. آيا براي آنها فرقي ميكند كه منبع اين سلب آزادي كجاست؟ بهر حال دانشجويان بيكار نيستند روزنامه پيام دانشجو در شماره 5 اسفند خود مينويسد «ديكتاتورها سرانجام دانشگاه بدون قيد و شرط باز خواهد شد و رسوايي بر شما خواهد ماند» و بعد ضمن شرح هجوم نفرت بار روز اول بهمن شجاعت رئيس و اعضا شوراي دانشگاه را ستوده و اقدامات آنان را تحسين كرده است.

يادتان هست كه درخشش وزير فرهنگ كه زماني از دارودسته زاهدي خائن بود و بعدا با اميني ساخت و اعتصاب معلمين را براه انداخت و در اين ميان (البته و صد البته كاملا اتفاقي) دكتر خانعلي كشته شد و شريف امامي رفت و اميني بالاخره آمد، و او هم بالاخره وزير فرهنگ شد. بله اينها يادمان هست و باز بخاطر داريم كه ايشان در هفته اول تشكيل كابينه هنوز وزير نشده بودند و اصرار داشتند كه اول بايد قاتل دكتر خانعلي معلوم شود خوب حالا اين خبر را هم از سرمقاله روزنامه پيام دانشجويان استخراج ميكنيم (اگر راست ميگويد (يعني اميني اگر راست ميگويد) و نميخواهد موضوع را مثل قتل دكتر خانعلي كه قاتل در دولت او بجاي محاكمه و مجازات درجه هم گرفت. . . . .) ديگر بس است پس قاتل درجه هم گرفته است. چشم جناب وزير پرتدبير فرهنگ و هوادارانشان روشن. اين اضافه حقوق‌ها چه جور از گلويشان پايين ميرود. دكتر خانعلي شهيد ميشود تا اميني نخست وزير و درخشش وزير فرهنگ شوند و معلمين اضافه حقوق و قاتل درجه بگيرند. جل‌الخالق؟ ؟ و آنوقت اين بندگان خدا هيچكدامشان بسوداي صدارت و وزارت نيامده‌اند. فقط آمده‌اند به ولي نعمان خود خدمت كنند. قاتل دكتر خانعلي يكي از ولي نعمان است.

كميته دانشجويان دانشگاه وابسته به جبهه ملي در اعلاميه‌اي از پدران و مادران خواسته است كه به هتك حرمت دانشگاه و به كشتار دانشجويان و به تخريب دانشگاه و به قانون شكنيها ووووو اعتراض كند. و به آنان ميگويد كه (فرزندان شما، ما و شما را به دفاع خود فرا ميخوانند و نگران قيام و اقدام شما هستند)

سازمان دانشجويان حزب پان ايرانيست اعلاميه داده است و مدعي است كه (تشكيل سازمان رسمي دانشجويان يگانه راه حل مشكلات امروز و فرداي دانشگاه است) و از همه دانشجويان دعوت كرده است كه در اين راه اقدام جدي كنند.

اما باختر امروز ارگان جبهه ملي ايرانيان مقيم خارجه در شماره 22 مجبور شده است به خاطر كثرت اخبار و عكسهايي تظاهرات دانشجويان مقيم خارج 2 صفحه بيشتر منتشر كند. شعر زيبايي از بابك دارد كه بخاطر كلهر دانش‌آموز شهيد دبيرستان علميه سروده شده است.

پيش چشم باز شهر پير

غنچه‌اي شكفته پرپر شد

اختري از اختران افسرد

بار ديگر شعله‌اي پژمرد

يك ستاره سوخت

يك شراره مرد

يك جوان در خون خود غلطيد

و آنوقت ميگويد

دشمن از اين خون نخواهي رست

زين جنايتهاي نخواهي جست

از دل هر قطره خون او

خون صد‌ها مرد ميجوشد. . . . .

شيردل ياران دانشگاه

يك صدا در راه و در سردار

 

متحد در سنگر پيكار

و بعد نطق آقاي دكتر شايگان را كه در بهمن 1340 در واشنگتن ايراد كرده‌اند چاپ كرده است دكتر شايگان پس از اظهار تاييد از حادثه اول بهمن و شرح ماجرا صاف و صريح علت اصلي آن حادثه و حوادث نظير آنرا فاش ميكند.

نسبت جهل به آنها (طبقه حاكمه) عنوان بدگويي ندارد. واقعا جاهل و از وضع زمان غافلند و نميدانند كه ديگر دنيا به حكومت مطلقه فردي بر نميگردد و هيچ ملتي بهوي و هوس يك نفر تن در نميدهد و در قرن بيستم با روش مندرس عهد خاقان مغفور نميتوان مملكت را اداره كرد. مضحك اينست كه هر عملي بر ضد ظلم و جور و فساد و دزدي ميشود آنرا معلول علتي سواي دستگاه حكومت جلوه ميدهند به اين ترتيب هم معتقدند آنها كه به كمك اجانب ملتي را اسير كرده و به زنجير كشيده‌اند آنها كه از راه غصب اموال مردم و دزدي علني و خيانت به مملكت ملتي را فقير و مستاصل نموده‌اند آنها كه. . . . . . . . مسوول نيستند.

آري دانشجويان دانشگاه يعني نخبه مردم ايران. . . مسوولند زيرا نميخواهند با سكوت خود بفرمان ختم مشروطيت امضاء‌ بگذارند. . . . . . آنها مسوولند زيرا ميفهمند و ميدانند كه بر خلاف عقل سليم و بر خلاف امروز و وضع دنيا نميتوان راي سخيف و عقل ناقص يك تن را جانشين راي و عقل و هوش و فهم بيست ميليون مردم و صدها هزار نفر اشخاص تحصيل كرده كرد. . . دست حق عنقريب از آستين ملت ايران بدر خواهد آمد و عمر نحس دستگاه ظلم و جور و فساد بسر خواهد رسيد. باميد آنروز»

اما باختر امروز عكس‌هاي زيبايي از تظاهرات دانشجويان در لندن و در آلمان و در اطريش و آمريكا و تركيه دارد كه همه جا شعارهاي آزاديخواهانه را با خود ميبرند و عكسهاي بزرگ پيشواي بزرگ ملت دكتر مصدق را به دوش ميكشند.

انوربارتو روزنامه نگار ترك هم در روزنامه حريت قطعه دارد:

سلام بتو اي دوست ايراني من                 درود به جثه ظريف و جوان و گل مانند تو كه در راه آزادي مشبك شد

درود به آرزوهاي تو                 سلام و افتخار به خانواده داغديده تو

اما ساير اخبار هم دلالت بر اين دارد كه دانشجويان مقيم خارج بخاطر اينكه نسبتا آزادي عمل بيشتري دارند در هر جا و بهر وسيله كه دانسته اند صداي اعتراض ملت ايران را پخش كرده‌اند و پرده از روي دژخيمان دولتي و اعمال و نيات شرم‌آور آنها برداشته‌اند. دانشجويان ساير ملل نيز در اغلب نقاط بعنوان همدردي در تظاهرات ايرانيان شركت داشته‌اند و از اعمال اوباش دولتي كه به دانشگاه هجوم برده‌اند ابراز نفرت نموده‌اند.

اينها نشان ميدهد كه ما تنها نيستيم تب آزادي و آزاديخواهي همه جاست. در قرن اتم بشريت ميخواهد براي هميشه مسئله آزادي و حقوق فردي و حكومت قانون و نسخ ديكتاتوري و طرد اوباشان و رجاله‌ها را حل كند. دانشگاهيان در همه جا سنگرهاي اول را در اين مبارزه اشغال كرده‌اند.

در عدن دختران دانش‌آموز دست به تظاهرات زدند.

عدن. ديروز در عدن دختران دانش‌آموز بار ديگر در خيابانها تظاهر كردند و كوشيدند بعضي از پسران دانش‌آموزيرا كه اعتصاب را شكسته و به كلاسها بازگشته بودند از مدارس خارج كنند.

نيمي از هزار تن پسر دانش‌آموز ديروز دوباره بسر كلاسها رفتند ولي بقيه در تظاهرات دختران شركت داشتند.

كندي براي تقويت بنيه اقتصادي آمريكا تقاضاي اختيار كرد

واشنگتن. يونايتدپرس. پرزيدنت كندي ديشب از كنگره درخواست كرد تا به او اختيار بدهد در صورت بروز كسادي بتواند براي تقويت اقتصاديات آمريكا مبلغي در حدود دو ميليارد دلار خرج كند.

پرزيدنت كندي از اين اختيارات هنگامي ميتواند استفاده كند كه در سه ماه متوالي از چهار ماه درجه بيكاري يك درصد افزايش يابد.

كيهان سه‌شنبه 20 فوريه 1962 شماره 5589

 

 

تعطيل دانشگاه

براي چندمين بار دانشگاه تهران تعطيل شد يكبار بعد از پانزده بهمن و يكبار در دوران زاهدي پس از تظاهرات 16 آذر دانشگاه را بستند در زمان حكومت شريف امامي نيز پس از تظاهرات عليه انتخابات درهاي دانشگاه را بستند و اينك در زمان حكومت انقلابي اميني نيز براي چندمين بار دانشگاه تعطيل ميشود و مسعودي معروف هم مينويسد كه دولت براي دانشگاه مقررات جديدي وضع ميكند.

چرا دولت دانشگاه را ميبندد؟ و چرا مقررات جديدي وضع ميكند؟ براي اينكه از دانشجويان اين فرزندان آگاه و بيدار و مبارز ملت ميترسد در قيام اول بهمن دانشجويان چه ميگفتند و چه ميگويند؟ ميگويند هشت ماه است مجلس را تعطيل كرده‌ايد و اساس مشروطيت را برانداخته‌ايد بايد مجلس را كه مظهر اراده ملت است باز كنيد. . . . . .

ميگويند كه خانه ما نبايد در اشغال نظاميان شاه باشد. . . . . .

ميگويند بايد بگذارند ما آزادانه بكار درس و بحث خود سرگرم باشيم. . . . .

ميگويند ما جزيي از اجزاي ملت ايرانيم و نمي‌خواهيم ملت ما را در بند و زنجير نگاه داريد. .

ميگويند اراده شاه نبايد جانشين قانون شود. . . . . .

ميگويند بگذاريد مردم آزاد باشند و حكومت دلخواه خود را برگزينند. اينها و نظاير اين خواستهاي بحق و درست حرفهاي دانشجويان است. . . . . . آيا بايد بخاطر بيان اين حقايق و تلاش در راه تحقق آن كه آمال ملتي است بر سروسينه دانشجويان گلوله باريد؟ آيا دانشجويان بخاطر ابراز اين عقايد راست و صحيح مقصر هستند؟ نه مقصر دولتي است كه به تظاهرات مسالمت آميز جوانان دانشجو را به خون ميكشد. مقصر دولتي است كه به قانون و شرف پشت‌پا ميزند و تنها در انديشه حفظ منافع بيگانگان است.

منطق چنين دولتي درباره نام‌نويسي مجدد دانشجويان اين است كه از ورود دانشجويان مزاحم به دانشگاه جلوگيري كند. همه كس معني اين قانون جديد و اين بازي تازه را مي‌فهمد.

دانشجويان مزاحم عنوان بي‌دروازه‌ايست كه فقط و فقط مانند شمشير داموكلس بالاي سر دانشجويان قرار خواهد گرفت و حق كوچكترين اظهار نظري را از آنان سلب خواهد كرد.

حكومت ميخواهد در حقيقت مبارزترين و آگاه‌ترين دانشجويان را از ادامه تحصيل محروم كند و آنها را از ورود به دانشگاه باز دارد حكومت شاه و اميني دشمن بيداري و آگاهي ملت ماست و در هر مورد اين دشمني را آشكارتر ميسازد.

دانشگاه بايد بدون قيد و شرط باز شود و جوانان دانشجو و دانش‌پژوه امكان تحصيل در محيطي آزاد بيابند. اين خواست دانشجويان و ملت ايران است.

از روزنامه باختر امروز. شماره 22 مورخ 15/بهمن/1340

شايعه

ميگويند كه:

سپهبد بختيار پس از خروج از ايران طي مصاحبه‌اي همكاران خود را كه قرار بوده در كابينه او شركت داشته باشند به اين ترتيب معرفي كرده است:

وزير امور خارجه                                                                   عبدالله انتظام

وزيركشور                                                                          سپهبدآريانا

وزير جنگ                                                                          سپهبد يزدان پناه

وزير صنايع و معادن                                                               مهندس اصفيا

وزير راه                                                                             مهندس طالقاني

وزير پست و تلگراف                                                              مشيري

عمران                                                                              تفضلي

وزيركار                                                                              شاهپور بختيار

نفت                                                                                 دكتر فلاح

وزير كشاورزي                                                                     احمد حسين عدل

اصلاحات ارضي                                                                   دكتر خنجي

وزيردادگستري                                                                    دكتر شاهكار

امور مالياتها                                                                      سرلشگر ضرغام

خزانه                                                                             مهندس انصاري

وزير اقتصاد                                                                       باقر شريعت

تبـليغات                                                                          صادق بهداد

وزير فرهنگ                                                                     دكتر صناعي

تعليمات                                                                         دكتر كريم فاطمي

رئيس سازمان امنيت و اطلاعات                                            سپهبد علوي كيا

مشاور سازمان برنامه                                                        احمد آرامش

مشاور امور استخدامي                                                      احمد طباطبايي

وزيربهداري                                                                     دكتر لقمان ادهم

بهداشت                                                                       جمشيد آموزگار

معاون سياسي و پارلماني                                                  دكتر تاجبخش

 

 

اخبار

از يك نامه:

مصدق پيروز است. ديكتاتور محكوم است. اين فريادي بود كه بيش از 200 تن دانشجوي ايراني در بعدازظهر روز پنجشنبه در مقابل سفارت ايران در «وين» در خيابان ميكشيدند.

گروه عظيمي پليس (بدعوت سفير كبير ايران) با زور دانشجويان را متفرق ميكنند (عكس پايين ضميمه) و در عكس بالا يكي از دانشجويان مجروح كه روي دست ساير دوستانش حمل ميشود ديده ميشود.(1)

نامه‌اي از آمريكا:

همانروز يكشنبه راديو‌ها خبر تظاهرات دانشگاه تهران را دادند و بلافاصله در همان روز كه مصادف با تعطيل بود در حدود 90 نفر از دانشجويان در مقابل عمارت سازمان ملل به تظاهرات پرداختند و همان شب در برنامه 11 شب و 7 صبح فردا در تلويزيون ضمن انتشار اخبار مربوط به تهران و نشان دادن عكس‌هايي از دكتر مصدق و بعد شاه و دكتر اميني جريان را تشريح كرد و پس از نشان دادن عكسهايي از جريان زدوخورد و حمله پليس گفت كه اينها طرفداران مصدق هستند وبعد هم فيلم دمونستراسيون دانشجويان را در مقابل سازمان ملل نمايش داد. روز دوشنبه عده زيادي به كنسولگري ايران در واشنگتن رفتند و قطعنامه‌اي دائر بر آزادي دكتر مصدق و زندانيان اخير، استعفاي اميني و شروع انتخابات توسط كنسول به تهران مخابره كردند.

روز چهارشنبه نيز در حدود صد نفر در برابر سفارت ايران اجتماع ميكنند با اينكه در بسته بود دانشجويان بداخل سفارت راه پيدا ميكنند. تمام افراد سفارت فرار ميكنند. در اين موقع در حدود 50 پليس اطراف سفارت را محاصره ميكنند. عكس بزرگي از مصدق در داخل سفارت نصب ميشود و خبرنگاران شروع به فيلم برداري ميكنند. اردشير زاهدي از ترس در خانه‌اش مخفي شده و از پليس استمداد ميطلبد. صداي زنده باد مصدق؛ دست شاه از دخالت در امور كوتاه؛ پيروز باد دانشگاه تهران؛ سفارت را بلرزه در ميآورد و در ساعت شش بعدازظهر به دستور پليس دانشجويان بدون مقابله با پليس از سفارت خارج ميشوند. اكنون سفارت ايران به وسيله تعداد زيادي پليس محاصره شده و تحت مراقبت شديد است و واردين را بازجويي ميكنند.

روز پنجشنبه هم دانشجويان به عنوان اعتراض در جلوي وزارت دادگستري آمريكا اجتماع كردند و تقاضاي ملاقات با رابرت كندي را داشتند و عده‌اي باطاق رابرت كندي رفتند و صحبتهاي زيادي شد و نتيجه اين شد كه روزنامه‌ها خبر دادند كه برنامه مسافرت رابرت كندي به ايران لغو شده است.

از آلمان: ترجمه از روزنامه‌هاي آلمان غربي

در شهرهاي مختلف آلمان تظاهرات و دمونستراسيونهاي زيادي بر عليه اعمال خلاف قانون دولت و به پشتيباني از دانشجويان ايراني انجام شد. تنها در شهر كوچك برانشويك 300 نفر از داشنجويان در هواي باراني و خراب به دمونستراسيون پرداختند و اين ميتينگ بر عليه فشارهاي دولت ايران بر دانشجويان ايراني بود. از شهرهاي هانور، هامبورك، كلوستهال نيز دانشجويان در اين تظاهرات شركت كرده بودند.

دانشجويان ايراني عليه عمليات ديكتاتوري دولت ايران دمونستراسيون دادند.

ما به مبارزه ملي و مقدس دانشجويان در تهران بر ضد عمليات ديكتاتوري درود ميفرستيم و آنرا از صميم قلب ميستائيم. ما همدردي خود را نسبت به برادران دانشجوي خود ابراز ميداريم.

اين جملات از قطعنامه دانشجويان ايراني كه در ميدان «لورك» خوانده شد به چشم ميخورد. بيش از 300 نفر از دانشجويان در اين دمونستراسيون شركت داشتند كه از شهرهاي مختلف آمده بودند و حتي دانشجويان عرب، هندي، اندونزي، يوناني و آلماني نيز شركت كرده بودند و پشتيباني خود را از دانشجويان ايراني ابراز داشتند.

در پلاكاردهاي مختلف كه در دست داشتند اين شعارها به چشم ميخورد. ما خواهان آزادي فوري دوستان دانشجوي خود در تهران هستيم. ما پشتيباني خود را نسبت به خواسته‌ها و تظاهرات دانشجويان در تهران ابراز ميداريم. دانشجويان خواستار انجام انتخابات آزاد و تكذيب دعاوي دولت مبني بر اينكه دانشجويان بستگي به سياستهاي خارجي داشته و مخالف اصلاحات ارضي هستند بودند.

اكنون 5000 دانشجوي ايراني در آلمان غربي خود را آماده براي تظاهرات دامنه‌داري به پشتيباني خواهران و برادران دانشجوي خود در ايران مينمايند. تا توجه جهان را به فشارها و تضييقاتي كه در ايران وجود دارد جلب نمايند. در برانشزويك دمونستراسيون با راهنمايي تعداد كمي پليس انجام شد و نمونه كاملي از نظم و انضباط دانشجويان بود.

خبرنگاران محلي و خبرنگاران آلمان غربي با دانشجويان مصاحبه كردند و همان شب جريان به طرز مفصل از راديو و تلويزيون پخش شد.

روزنامه باختر امروز شماره 19 پنجشنبه 30/آذر

 

 

 نامه يك افسر ارتش:

بيست سال است كه در ارتش با صداقت خدمت كرده و داراي تحصيلات عالي در كشورهاي اروپا و آمريكا هستم ولي شرم دارم خود را عضو سازماني بدانم كه براي فرمانروايي بر عده‌اي لخت و گرسنه دستها را به خون بيگناهان آلوده و دسته دسته ميهن‌پرستان را به ديار عدم فرستاده و زندان‌هاي ايران را مملو از كارگران، دهقانان، روشنفكران، كارمندان، نمايندگان مجلس و حتي نخست‌وزيري كه بر قلبها حكومت ميكرد پر ساخته است. استادان شريف دانشگاه را مورد كينه‌توزي قرار داده و در محيط علم و ادب سبعانه خون دانشجويان بيگناه را ميريزد. من خجالت ميكشم خود را همقطار جانياني همچون آزموده‌ها و بختيارها بدانم كه با دستگاههاي شكنجه قرون وسطايي به جان آزاد مردان افتاده و جوانان نورس و مردان كهنسال را با دستبند‌هاي قپاني با آويزان كردن وزنه به بيضه، با تنقيه آب جوش، با بيخواب نگاهداشتن با چوب و فلك و تخته شلاق و اعمال غير انساني در شكنجه‌گاههاي تيپ يك، قزل‌قلعه، باغ مهران و تبعيد گاههاي جنوب از بين ميبرند. . . . . . .

ملت عزيز ايران من با كمال شرمساري اعتراف ميكنم سازماني كه عضو آن هستم تا امروز نه تنها حافظ منافع منعم خود و نواميس ملي نبوده بلكه در كوبيدن جنبش‌هاي بسيار بزرگ ميهني نقش بسيار بزرگي را بازي كرده است و هيأت حاكمه فاسد فقط بزور سرنيزه و گلوله‌هاي جانگداز همقطاران من در روي جسد نيمه جان ملت به رقص ميپردازد.

كودتاي ننگين 28 مرداد صحنه سياهي در تاريخ ارتش ايران باقي گذاشت و با برگرداندن (وضع سابق) كه با دلارهاي آمريكايي و اوباش و چاقوكشان درباري و ارتش صورت گرفت ضررهاي غيرقابل جبراني را دربرداشت.