شماره ٤ ـ 1340/5/14

title

جلد دوم اسناد، بخش اول، نشريات داخلي، شماره 4، 14/5/1340

 

از اصول مرام و هدفها:

اصل چهارم:

1 ـ تامين استقلال اقتصادي، ايجاد رژيم صحيح مالي، بازرگاني اجتماعي، فرهنگي، بهداشتي، كشاورزي و صنعتي.

2 ـ توسعه بيمه‌هاي اجتماعي، تهيه و اجراي طرح بيمه كشاورزان.

 

 

آزادي محدود

بهانه كردن ـ شدت عمل

درامي كه هشت سال است ادامه دارد

بعد از كودتاي 28 مرداد و خشونتهاي حكومت زاهدي بروي كار آمدن علاء كمدي اعطاء آزادي بملت شروع شد؛ زمزمه آزادي اعطايي تا آنجا پيش رفت كه گفتند علاء قصد دارد از مصدق اجازه دادرسي گيرد صالح را بوزارت دادگستري منصوب نمايد ولي اعلاميه نهضت مقاومت ملي منتشر و اين توطئه فاش شد كه زاهدي و علاء در معنا فرقي ندارد. و ديديم كه مهندس بازرگان ـ مهندس سحابي زنداني و دكتر معظمي و كاظمي و امير علايي و. . . تبعيد شدند.

علاءايكه قصد داشت با بازي نرمش زمينه عادي در مملكت ايجاد كند عملا پيمان بغداد را در ميان سهمگين‌ترين اختناق از مجلس گذارند و چون در زمينه جلب رضايت مردم و پر كردن فاصله وحشتناك بين ملت و دستگاه بعد از كودتا هيچ توفيقي بدست نياورد جاي خود را باقبال داد‌ ـ با روي كار آمدن اقبال برنامه نرمش و كمدي اعطاء آزادي تجديد و به روزنامه‌ها اجازه داده شد كه تا حدودي نظرات طرفداران آزادي را درج نمايند كه بنوبه خود اين مندرجات مدتي موضوع روز شده بود. اين نرمش و اين كمدي ـ نيز ديري نپاييد ـ بدنبال عدم موفقيت اقبال در جلب توجه مردم بگيروبند شروع شد ـ عطايي و سميعي و سيد محمد صادقي و عده‌اي ديگر از تهران ـ شريعتي و احمد زاده و بيست و نه نفر ديگر از مشهد توقيف و بدنبال يك نطق پر سروصدا دكتر اقبال در مجلس كه توقيف شدگان اقارير مهمي كرده و اسناد و مدارك ارتباط آنها با خارجيان گوني گوني بدست مقامات انتظامي افتاده! !

آيت الله زنجاني و دكتر عبدالله معظمي بازداشت و بقزل قلعه اعزام شدند ـ دكتر اقبال در آنروز پس از حماسه‌اي كه در قدرت نفوذ حكومت و ابدي بودن دولت خود خواند ادعا كرد كه من از مجازات كسانيكه عليه مشروطيت بدستور اجانب قيام كرده‌اند صرفنظر نخواهم كرد آنها را اگر چه برادرم ميانشان باشد در ميدان سپه چوبه‌دار آويزان خواهم كرد (رجوع شود بمذاكرات مجلسي) اين كمدي هم با پيش آمدن برنامه انتخابات آزاد در تابستان گذشته و ببار آمدن افتضاحات فراوان تمام شد و بدنبال آن شريف آمد كه جانب آزادي را رعايت و مردم را از نعمت آزاد بودن! برخوردار سازد ولي اين پرده نيز بسرعت بالا زده شد و نوبت بدكتر اميني رسيد.

دكتر اميني پس از اينكه مدتي از محامد اخلاقي خود و آزاد منشي پدر و اجدادش داد سخن داد سرانجام بكمك صحنه گردانان اصلي صحنه سي‌ام تير 1340 را ساخت بميدان جلاليه و خيابانهاي تهران قشون كشيد و هنوز خورشيد جهانتاب بسياهي فرو نرفته بود كه لشگر ظفر نمون او طبل پيروزي! نوازيد. كسانيكه بدستور خارجيان؟! قصد ايجاد بلوا؟! و آشوب و برادركشي داشتند در مقابل قدرت بينظير تدابير حكومت شكست خوردند! ! ـ ايادي دشمن و دست نشاندگان خارجي اسير و زنداني گرديدند! ! عناصر خطرناك و وحشتناكي كه از خارجي دستور گرفته بر عليه مصالح وطن اقدام كرده قصد بپا كردن آشوب و بلوا داشتند كساني از قبيل آيت‌الله طالقاني ـ دكتر امير علايي ـ مهندس بازرگان ـ مهندس حسيبي ـ نزيه ـ دكتر سحابي و دكتر صديقي ـ دكتر سنجابي و مهندس عطايي و آسايش از آب در آمدند وقشونيكه بزعم دولت شكست خورده بود جبهه ملي ايران بود گرچه ديدن اين صحنه‌ها براي ملت ايران چندش آور است ولي اميدوار كننده نيز هست زيرا تجربه تاريخ نشان ميدهد وقتي كار زمامداران باين مرحله از رسوايي رسيد چاره‌اي جز سقوط و نابودي در پيش ندارد تنها تاسفي كه هست در اين است كه دستگاه حاكمه با انجام بازيهاي مسخره خود عمر مملكت را در شرايط مساعد فعلي دنيا بهدر ميدهد دشمني آنها با ملت امري طبيعي است و تاريخ تحولات ملتها هميشه شاهد اين صحنه‌ها بوده است چندي قبل توسط يك نفر امريكايي كتابي تحت عنوان «يانكي بشنو» منتشر شد كه ترجمه و نقل قسمتي از آن بي‌تناسب نيست در صفحه 23 اين كتاب مولف چنين مينويسد:

«از نظر باتيستا هر كس كه مخالف او بود و بخود جرات مي‌داد از اوضاع انتقاد كند كمونيست ناميده مي‌شد بايد شكنجه‌اش كرد مجازاتش كرد و او را كشت» نويسنده از قول يك كوبايي نوشته است. باتيستا احساسات نداشت ـ باتيستا يك وحشي مريض يك جنگلي خون آشامي بود كه جديدترين وسائل شكنجه و اسلحه‌هاي مرگ‌آور را در اختيار داشت مرد كوبايي هم چنين ميگويد:

«خدا عالم است چند مرد در هاوانا زير شكنجه دژخيمان باتيستا اخته شده‌اند چه شوهرهايي ناظر ربودن زنهايشان بوده‌اند بدون اينكه از ترس جرات نفس برآوردن داشته باشند اطاقهاي پليس باتيستا شكنجه گاه بود ـ افراد پليس ميزدند ـ ميدزديدند توقيف ميكردند و از بين مي‌بردند و در مقابل همه اين كارها ميگفتند كه اين كمونيستهاي كثيف قصد داشتند دموكراسي معتدل ما را از بين ببرند»

منطق همه ديكتاتورها همه كسانيكه ميخواسته‌اند و ميخواهند در غارت اموال مردم در تجاوز بحقوق اوليه و اساسي مردم آزادي عمل داشته باشند همين بوده باتيستا فرياد داد دموكراسي محمد عليشاه فرياد زد و دنيا دستگاه فعلي هر وقت كه قافيه برايش تنگ ميشود فرياد آزادي برميدارد ولي در عمل زندانها را از آزاديخواهان بنام دشمنان وطن! پر ميكنند.

اين است نقش ديكتاتورها، نقش دست نشانده خارجيها، تا نقش تاريخ و نقش ملت و نقش خدا و آيين بشريت چه باشد؟ آينده قضاوت خواهد كرد

نهضت آزادي ايران

پرده‌ها به يكسو شد

دست ناكسان «رو» شد

اين طلسم باطل گشت

سحر خصم وارو شد

چشم خلق بيدار است

ديو فتنه جادو شد

ملت دلير من!

اين تويي و عزم تست

عزم جزم رزم تست

وقت بردباري نيست

«در جبين اين كشتي

نور رستگاري نيست»

٭٭٭

ملت بزرگ من

وز دو گانگي بگريز

متحد زجا برخيز

جان فداي ايمانت

مشت تست فرمانت

وقت بردباري نيست

«در جبين اين كشتي

نور رستگاري نيست»

٭ ٭ ٭

 

 

تلگراف ناصر قشقايي بصدر اعظم آلمان

نقل از شماره 8 باختر امروز (آمريكا)

جناب صدراعظم جمهوري فدرال آلمان!

دوستي چندين ساله ملل آلمان و ايران و احترام عميقي كه براي جمهوري فدرال آلمان قائل هستيم و همچنين اطمينان ملت ايران بشخص جنابعالي موجب تحرير اين نامه شده است از اخبار جرايد برمي‌آيد كه اين روزها هيئاتي از طرف دولت ايران برياست آقاي ارسنجاني وزير كشاورزي بخاطر دريافت كمك و قرضه مالي با شما مذاكره خواهند كرد.

ما اطمينان داريم كه وضع اقتصادي ايران از نظر شما پوشيده نيست و ميدانيد كه با وجود عايدات هنگفت نفت مملكت ما دچار اقتصاد درهم ريخته‌اي است و هر آن خطر ورشكستگي، دولت ايران را تهديد ميكند، تمام پولهايي كه تا كنون بنام انجام كارهاي عمراني و اصلاحات عمومي از دول خارجي گرفته شده بجاي مصارف واقعي در بانكهاي خارجي بحساب شخصي اعضاي هيئات حاكمه فاسد واريز گرديده است.

ملت ايران بدولت كنوني اعتماد ندارد و مطمئن است كه اين دولت نيز بحل مشكلات اقتصادي كشور توفيق نخواهد يافت. سامان دادن بوضع اقتصاد مملكت تنها از يك حكومت ملي متكي بمردم ايران ساخته است و چنين دولتي است كه مي‌تواند مملكت ما را از نابساماني نجات دهد.

با در نظر گرفتن اين شرايط جبهه ملي ايران كمك احتمالي دولت آلمان را مساعدتي در راه رفاه زندگي مردم تلقي نميكند و معتقد است كه با اين عمل ملت ايران بيش از پيش زير بار تعهدات كمرشكن تازه‌اي خواهد افتاد، بر دوش مردم ناتوان ايران هم اكنون قرضه‌اي در حدود يك ميليارد دلار تحميل شده است و ديگر نميتواند تضميني براي قروض اضافي بسپارد.

جناب صدر اعظم

ما بنام نمايندگان جبهه ملي ايرانيان مقيم خارجه بدينوسيله با اعلام و تشريح وضع ايران و با توجه باينكه شما باهميت اين مذاكرات از نظر ملت ايران واقف هستند اميدواريم با دقت كافي تصميمات نهايي را اتخاذ نمايند.

از طرف جبهه ملي ايرانيان مقيم خارجه

ناصر قشقايي سناتور سابق و نماينده اسبق مجلس شوراي ملي

 

 

بيزرت

آتش در پايگاه استعمار

تلاش شگفت افزاي ملل اسير و ضربتهايي كه نتيجه شدت اين كوششها بر پيكره چندين قرني استعمار است تصادمات و برخوردهاي شديدي را ميان صاحبان حق و غاصبان آن پديد آورده است. بيداري افكار ملل و روشن بيني آنان و تصميم باحقاق حق، اين پيكار را شورانگيزتر ساخته است.

ملي شدن صنعت نفت سرآغاز نهضتهاي ملي شرق ميانه بود. بزير كشيدن رژيم ضد ملي فاروق و ملي شدن كانال سوئز ما جنبش قهرمانانه مردم الجزاير دگرگونيهاي (خوب و بد) عراق و تركيه، سقوط كاميل شمعون و پيروزي مليون در لبنان، حوادث كنگو و بالاخره غوغاي بيزرت همه از اثرات جنبش ملي ايران است.

تونس در شمال آفريقا قرار دارد. از اعراب، بربر و ايتاليايي تركيب شده است. جمعيتش در حدود چهار ميليون نفر مي‌باشد. كشوري است نوخاسته و تازه باستقلال رسيده. از جمله كشورهايي است كه كوشش دارد از گروه كشورهاي توسعه نيافته و كم رشد وارد گروه «كشورهاي نيمه توسعه يافته» و بالاخره «توسعه يافته» گام نهد و همين قصد براي كشور «مادر» كه فرانسه باشد از نظر اقتصادي گران تمام خواهد شد چون تونس قبل از استقلال «تحت الحمايه» فرانسه بوده است و استعمارگران بنابر روش ديرين خود اينچنين لقمه‌هاي چرب و نرم را بآساني رها نمي‌كند.

تونس مرتكب گناه خدا دادي ديگري نيز شده و آن قرار گرفتن در ساحل مديترانه و شمال آفريقاست بيزرت گويا محل ارتكاب اين گناه است چون موقعيت نظامي متوسطي هم دارد. غير از بيزرت تونس بنادر ديگري مانند «اسفاكس» و «سوس» دارد كه قبلا فرانسه در آنجا نيرو داشته است.

اين اولين باري نيست كه فرانسه به تونس يورش ميبرد بلكه فاجعه «سيدي يوسف» و قتل صدها نفر از مردم بيگناه آن نشان داد كه فرانسه بهيچيك از مقررات و رسوم بين‌المللي پايبند نيست و اين مقررات و رسوم را ديگران «ملل ضعيف» بايد لازم الاتباع بدانند. كوچكترين انحرافي از اين مقررات از جانب ضعفاء با گرانترين ضربه «ناسزا» و «بهتان» و بالاخره «حمله» از طرف «اقويا» چنانكه «افتاد و داني» پاسخ داده مي‌شود.

تونس استدلال مي‌كند بيزرت كه حتي بگواهي خود فرانسه جزء لاينفك تونس است بايد از نيروهاي نظامي بيگانه تخليه گردد و بملت باز گردد

فرانسه ميگويد مساله بيزرت مساله‌اي است كه بايد بين فرانسه و تونس حل شود و دخالت دول ديگر در اين امر ضرورت ندارد.

پيشنهادي است به ظاهر منطقي و مطابق با حكم عقل سليم، اما آيا واقعا فرانسه اين پيشنهاد را از روي حسن نيت داده است؟

با توجه بيشتري به مساله در مي‌يابيم كه نايره جنگ علف خودرويي نيست كه يكمرتبه و بي‌مقدمه زبانه بكشد. هر چند بوجود آمدن علف خودرو هم بنا بر قانون طبيعت مقدمات و شرايطي را لازم دارد.

آيا عقل سليم و منطق حق مي‌پذيرد ملتي ضعيف كه تازه بوي آزادي بمشامش رسيده، فقرمالي او را گريبانگير است، بسامان دادن وضع اقتصادي و اجتماعي خود اشتغال دارد و سرگرم مداواي زخمهايي است كه با دشنه ستمگر استعمار شكافته شده تا وقتي عرصه بر او تنگ نشود و تمام راههاي مسالمت‌آميز بر او مسدود نگردد و آزادي تازه بدست آمده‌اش مورد تهديد قطعي قرار نگيرد حاضر است در اين دنياي پر گيرودار عليه يكي از اقويا زمان گردن فرازي نمايد و جنگ آغازد؟

تونس از فرانسه درخواست كرده خيلي هم مودبانه و مسالمت آميز نه يكمرتبه بلكه چندين بار و هنوز چند ماهي از سفر بورقيبه بپاريس نميگذرد كه در اين سفر مساله الجزاير و بيزرت را با دوگل در ميان نهاد عمل فرانسه و طرز استدلالش به دزدي ميماند كه بخانه شما آمده و پس از تاراج اموال و ضرب شتم اهل منزل سر درب خانه را متصرف شود ضمنا مالكيت شما را هم بر خانه انكار نكند ولي با سنگري كه درست كرده آزادي شما را مقيد و محدود نمايد و گاهي هم كه فرصت مناسب باشد بصندوقخانه منزل شما سري بزند اما شما متانت خود را از دست ندهيد باو تكريم و تعظيم نماييد و گاهي هم مودبانه تخليه اطاق را باو يادآوري كنيد اما او بروي خودش نياورد و احتمالا توپ و تشر هم بزند اگر شما باشيد با ايشان چه خواهيد كرد؟ اگر خود فرانسه بود چه ميكرد؟

سعي فرانسه بر اينكه موضوع را از حوزه بين‌المللي خارج سازد اينستكه اولا بتواند مانند گذشته طفره برود ثانيا از حدت و شدت و اهميت موضوع نكاهد ثالثا از جنبش كشورهاي ديگر كه در آنجا پايگاه دارد جلوگيري نمايد.

با وجود آنكه با تصويب قطعنامه ليبريا و توافق طرفين آتش‌بس اعلام شد اما فرانسه مقررات موجود را نقض نمود. در برابر، بورقيبه از دولت آمريكا استمداد جست و تلويحا آمريكا را تهديد كرد كه اگر از حقانيت او جانبداري نكند جبرا به طرف دستهاي آماده به كمك بلوك كمونيست متوجه خواهد شد. قطعا اگر آمريكا روي خوشي به بورقيبه نشان ندهد. تونس هم مانند كشورهايي از قبيل مصر و كنگو كه اول بسوي آمريكا دست دراز كردند و پس از اينكه دستها خالي برگشت اضطرارا به بلوك كمونيست نزديك شدند خواهد شد و باز در جهان سياست آمريكا بنفع شوروي يكقدم عقب خواهد نشست. اما اگر آمريكا بسوي تونس متمايل شود آنوقت دل نازكتر از شيشه دوگل آزرده و احيانا شكسته شده و شكاف بين بلوك غرب عميق‌تر و هويداتر خواهد شد.

اكنون با تمام نقاط ضعف و قوتي كه هر يك از طرفين دارند اين مساله پيش مي‌آيد كه سرنوشت بيزرت به سرنوشت پيروزمندانه «كانال سوئز» منتهي خواهد شد و يا بجريان تاسف بار «آبادان» منتهي مي‌شود؟

از اينجهت از شكست موقت آبادان (البته اهميت آبادان گرچه پايگاه نظامي نبود براي انگلستان بيش از بيزرت است براي فرانسه) فاصله ميگيرد كه در نهضت ملي ايران بطور خلاصه:

1 ـ شرايط زماني و بين‌المللي علاوه بر آنكه مساعد نبود مخالف هم بود.

2 ـ «فرس»(1) موافقي از ملت ايران پشتيباني نميكرد.

3 ـ ملت ايران آگاهي و بصيرت كافي براي درك مسائل و اهميت و خطر مساله نداشتند.

4 ـ تضاد سياسي بين دول بزرگ كه مورد استفاده ملل بعدا قرار گرفت وجود نداشت.

5 ـ اتفاق راي بين دول بزرگ براي سركوبي جنبش ملي ايران حاصل شده بود بدين سبب به پيروزي. سوئز. نزديك مي‌شود كه:

شرايط زماني و مقتضيات بين‌المللي موافق نسبي نهضتهاي ملي است نيروي اتحاديه عرب پشت سرش ايستاده است و عكس موارد آبادان در آنجا بيشتر صدق مي‌كند. براي فرانسه! انفع است كه هميشگي اقتصادي مناسبي با تونس دارد بيزرت را با همه دردسرهايش بمنافع اقتصادي‌اش تعويض نمايد و قبل از آنكه بجنگ در دو جبهه بيزرت و الجزاير مجبور شود باز هم عقب‌تر بنشيند.

(1)فرض

 

 

سوگ و عزاي مشروطيت!

سالگرد مشروطه در حالي آغاز مي‌شود كه نمونه‌هاي مبارز و شجاع اين جنبش در زندان بسر ميبرند.

سالگرد مشروطه در وضعي فرا ميرسد كه زندانها پر از مردمي است كه فقط خواسته‌اند مراسم سوگواري شهداي خود را بر پا سازند.

سالگرد مبارزه ملتي كه بخاطر كسب آزادي فداكاري كرده و كشته داده‌اند شروع ميشود در حاليكه دشمنان ملت اين نهال نورسته را با ضربه‌هاي متوالي خشك كرده‌اند.

رژيم محمد عليشاهي، دوران بيست ساله و جريانات بعد از 28 مرداد ضربه‌هائي بودند كه بر پيكر مشروطه وارد شد.

جشن مشروطيت زماني آغاز ميشود كه نوه مظفرالدين شاه (امضاء كننده فرمان مشروطيت) صدراعظم فعلي ايران با نيرنگ آزادي مي‌گويد براي ملتي مثل ملت ما عقب‌مانده و توسعه نيافته! ديكتاتوري لازم است.

جشن مشروطيت آغاز ميشود در زماني كه هركس نغمه آزادي در دهد و اجراي قانون اساسي را بخواهد اخلالگر، تحريك شده و مخالف با مصالح عاليه ناميده ميشود.

آري. در ايران استبداد اصل شده است و آزادي استثناء

آقاي دكتر اميني! شما كه هميشه خود را مظهر آزادي و وارث مشروطه ميدانيد چه دليلي براي وجود مشروطه در اين مملكت داريد؟

آيا جز اينستكه براي خفه كردن صداي حق طلبانه مردم ايران قشون بميدان ميكشيد؟

معناي حكومت مشروطه و دولت آزاديخواه شما جز اينستكه قبرستان عزيزان و جگرگوشگان ملتي را كه قانون آنان را (شهيد) و روز رستاخيزشانرا «قيام مقدس ملي» شناخته پر از قداره‌بندان حكومت مي‌كنيد تا از مراسم ساده فاتحه بازماندگان شهداء جلوگيري كنند و با هتك حرمت نسبت بروحانيت و دين ملتي كه بنيان قانون اساسي است، رهبران مذهبي را سوار بر كاميون نظامي كرده و همچون «اسرا» در پايتخت مملكت شيعه مي‌گردانيد! ؟

شما كه دولت خود را با پشت پا زدن باصول مشروطيت نمايندگان مردم يعني مجلس شوراي ملي معرفي نكرده‌ايد.

شما كه بدون مجوز قانوني انتخابات مجلس را معوق گذاشته‌ايد چگونه بخود اجازه ميدهيد كه خويشتن را «آزاديخواه» بدانيد اگر بنا باشد نقض قانون اساسي محاكمه شود شما متهم شماره 2 محاكمه خواهيد بود.

آقاي دكتر اميني شما به سردار فاخر حق نميدهيد كه مردم را راحت كرد و اعلام داشت كه امسال جشن مشروطه برگزار نخواهد شد او بهتر از شما نميدانست كه خود و همكاران و دوستانش با مشروطه چه كرده‌اند و ديگر مشروطه‌اي نمانده است كه ايشان صاحب مجلس آن شوند و به تبريك اين و‌ آن پاسخ دهند؟ آيا بهتر نيست شما هم از ايشان پيروي كنيد و بجاي جشن عزاي مشروطه اعلام و در يكي از اماكن عمومي مردم را براي تعزيه دعوت فرموده و آنان را آگاه كنيد كه ديگر مشروطه مرده است و قانون اساسي وجود ندارد و اصل اصيل استبداد جانشين آن گرديده.

 

 

دو سوال از دولت؟

جناب آقاي دكتر اميني اكنون كه پارلمان ايران را بپاي مركب رياست وزرايي شما فدا نموده‌اند اجازه بفرماييد دو سوال از شما و دولت صددرصد ملي! ! و آزادي خواه! ! شما بنمايم:

1 ـ خواهشمند است پاسخ دهيد اگر شخصي نسبت به ملكوتي بودن دولت شما ترديد داشته باشد چه شرايطي بايد در خود جمع كند تا از تهمت عمومي شما و دولت شما يعني تهمت كمونيست بودن مصون بماند.

2 ـ چنانكه يكي از خصوصيات دولت آزاديخواه! ! شما ممنوعيت اكيد هر گونه تجمع و ميتينگ در هر نقطه شهر با هر شرايط و در هر زمان ميباشد، لطفا دستور فرماييد وزارت كشور مقام ارفع شهرباني شما اعلام نمايد شرايط و خصوصيات لازم جهت برخورداري از تشكل ميتينگ چيست ما بدين وسيله تقاضاي برگذاري ميتينگ داريم. هر روز و هر ساعت و هر محل دورافتاده‌اي كه براي اين كار تجويز ميفرماييد بوسيله سخنگوي كم‌حرفتان باطلاع ما برسانيد.

رونوشت جهت اطلاع و اقدام جناب آقاي دكتر ارسنجاني تقديم ميشود.

رونوشت جهت طرح در جلسات مصاحبه دولت با سخنگوي ايشان ارسال ميگردد.

رونوشت براي يك مخبر شريف و با جرات ارسال و اضافه مينمايد كه تنها اميد كوچكي كه به دريافت پاسخ اين سوالات ميتوان داشت. لطف محبت شماست.

با تقديم احترام

سايل

 

 

باشگاه جبهه ملي و كلوپ نهضت آزادي ايران از طرف مامورين مسلح اشغال شد.

اصل سيزدهم قانون اساسي ـ منزل و خانه هر كس در حفظ و امان است در هيچ مسكني قهرا نميتوان داخل شد مگر بحكم و ترتيبي كه قانون مقرر نموده.

اصل شانزدهم ـ ضبط املاك و اموال مردم بعنوان مجازات و سياست ممنوع است مگر بحكم قانون.

رهبران نهضت آزادي ايران و جبهه ملي بازداشت شدند. طبقات مختلف مردم دسته دسته بدون مجوز قانوني و بدون آنكه بدانند گناهشان چيست بزندان افكنده شدند.

اصل دهم ـ غير از مواقع ارتكاب جنحه و جنايات و تقصيرات عمده هيچكس را فورا نميتوان دستگير نمود مگر بحكم كتبي رئيس محكمه عدليه بر طبق قانون و در‌ آن صورت نيز بايد گناه مقصر فورا يا منتهي در ظرف 24 ساعت باو اعلام و اشعار شود.

اصل نهم ـ افراد مردم از حيث جان و مال و مسكن و شرف محفوظ و مصون از هر نوع تعرض هستند و متعرض احدي نميتوان شد مگر بحكم و ترتيبي كه قوانين مملكت معين مينمايند.

اصل دهم ـ انجمنها و اجتماعاتي كه مولد فتنه ديني و دنيوي و مخل نظم نباشد در تمام مملكت آزاد است ولي مجتمعين با خود اسلحه نبايد داشته باشند.

ماده 9 اعلاميه حقوق بشر ـ احدي نميتواند خودسرانه توقيف ـ حبس يا تبعيد بشود.

ماده 20 ـ هر كس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز تشكيل دهد.

هيأت حاكمه براي اولين بار در تاريخ افتخار توقيف دسته جمعي مردم و رهبران آنانرا در مجلس فاتحه كسب نمود