جلد دوم اسناد، بخش اول، نشريات داخلي، شماره 4 ، تاريخ 9/12/40
رابطه
اين روزها شايعه يك اقدام مجدد و مهم شاهانه كه خدمتهاي گذشته در مقابل آن بيارزش جلوهگر خواهد كرد به تدريج منتشر شده. شكل انتشار اين شايعه هم بنوبه خود جالب ميباشد. . . . عينا مثل خبر مرگ عزيزي كه اعلام صريح آن دوستانش را به اغماء افكند. . . زير لب با خوف و رجاء و يا گوشه و كنايه زمزمه ميشود. اما همين ايماء و اشارهها در محافل و مجالس مختلف مورد بحث و تفسير قرار گرفته و در خصوص اينكه اين اقدام از چه مقولهايست گفت و شنودهايي ميشود. . .
گروهي معتقدند كه اين اقدام از نوع كنارهگيري شاه و تشكيل شوراي سلطنتي و يا اصولا تغيير رژيم و اعلام جمهوري است.
اين عده شكستهاي اخير حكومت شاه و خستگي و بيماري رواني او را از يكطرف و عدم تامين نظر آمريكا را از اقدامات اصلاحي (و يا بهتر بگوييم تظاهر باقدامات اصلاحي) از طرف ديگر دليل اين تشخيص و تفسير خود ميدانند. اينان ادعا ميكنند كه شاه گفته است اين آمريكاييها معلوم نيست چه ميگويند. از يك طرف ميگويند اصلاحات بكنيد و از طرف ديگر ميگويند تند رفتهايد. . . اينان ميگويند اگر هم هيچ يك از اين دلائل موجود نبود معذلك اقدام مهم و قابل ملاحظه براي ملت در شرايط كنوني چيزي جز آنچه فوقا گفته شد نميتواند باشد.
گروه ديگر ضمن اعتراف به عقبنشينيهاي «حكومت» شاه در مراحل مختلف اقدام آينده را اقدامي انتقامي و جبران كننده ميدانند. . . اينان معتقدند با آنكه هيأت حاكمه در تجاوز بقانون اساسي و قانون شرع در زمينه تغيير شرايط انتخاب كنندگان و گنجاندن كلمه كتاب آسماني بجاي قرآن كريم شروع كرده بود سخت شكست خورده و با آنكه رفراندوم شاهانه با بياعتنايي شديد مردم مواجهه گشت قوانين به رفراندوم گذاشته شده در مراجع قضايي عملا بياعتبار شناخته شده معذلك اين شكستها و عقبنشينيهاي اجباري آقايان را مفتضح و خشمگين كرده و اكنون ميخواهند با چاشني كردن قوانين ظاهرا مترقي ديگر نظير تعديل ثروت و يا ماليات تصاعدي بر درآمد و مستغلات همان قوانين پس گرفته را مجددا عنوان نمايند و در اين مورد دلائلي هم ارائه ميدهند. ـ از جمله ميگويند بگير و ببندهاي اخير كه نه تنها متوقف نشده بلكه روز افزون است خصوصا اينكه اين بازداشتها در ميان روحانيون مبارز هنوز هم ادامه دارد همه مويد آنستكه اقدام مهم! ! آينده در سويي است كه براي دينداران مبارز و مليون غيور غيرقابل تحمل است و اگر زندانيان آزاد شوند مثل گذشته موقعيت هيأت حاكمه را خنثي خواهند كرد. . . دليل محكمتر و مستدلتري كه اين دسته. . ارائه ميدهند تعهداتي است كه هيأت حاكمه براي حفظ بقاي خود به حاميان فرقه سياسي در پوست مذهب داده است تا وعدههاي كرارا بتعويق افتاده اين گروه را كه عبارت است از عالمگير شدن آيين و مسلكشان باشد رنگ و روغني بخشد و در اين زمينه به كنفرانس لندن و گزارش نماينده بهاييان ايران در آن كنفرانس كه گفته است «قريبا در ايران دولت را در دست خواهيم گرفت» اشاره ميكنند و با جرات ميگويند اين خبر در اختيار حضرات آقايان علماء قم قرار گرفته و در اعلاميههاي آنان نيز اشاراتي در اينمورد موجود است. اما بين اين نظريات عقايد و تفسيرهاي معتدلتري هم وجود دارد كه دلائل آنها هم باوركردني است و ذكر همه آنها موجب طول كلام ميگردد و منظور اين نبوده است كه ما عقايد و تفسيرهاي مختلف كه دنبال اين شايعه «اقدام مهم آينده شاه» ميشود بيان كنيم بلكه ميخواستيم «رابطه» اقدامات آينده را با موضوع تغيير دولت؟! جستجو نماييم.
قبل از بيان اين رابطه لازم است بگوييم كه بنظر ميرسيد اين اقدام مشعشع و خيرهكننده در نطق افتتاحيه كنفرانس اقتصادي اعلام خواهد شد و اگر اين عقيده صحيح باشد اكنون كه اين نطق از راديو و در روزنامهها منتشر شده است بايستي گفته شود كه واقعا «وقتي كوه زاييد معلوم شد كه موش مرده زاييده است» زيرا عوامفريبانهترين قسمت اين نطق مسئله انتخابات زنان است كه اولا تازگي ندارد ثانيا يكبار شكست خورده ـ ثالثا نوبرانه اين ميوه عوامفريبي را قبلا و بطور نارس ارسنجاني چيد و خورده و بالاخره رابعا خانمها عاقلتر از آنند كه حتي پس از رو شدن نقشهاي عوامفريبي و ظاهر سازي هيأت حاكمه گول آنان را بخورند.
اما اين نطق آنقدر محتويات قابل ملاحظه! ! دارد كه شايد به تنهايي بتوان باندازه كتاب «ماموريت براي وطنم» از آن استفاده برد و در آينده بآن خواهيم پرداخت فقط بد نيست بدانيد از مقاله «بدون رتوش» خواندنيهاي شماره 45 جمله «وقتي كوه زاييد معلوم شد كه موش زاييده است» توقيف شد ولي خوشبختانه نشريه ما از توقيف وحشتي ندارد و بهمين جهت از نوشتن اين واقعيت كه «موش نوزاد كوه مرده بدنيا آمد» خودداري نكردهايم. . اما اين مرده بودن تاكنون مسلم است ولي بعيد نيست كه فردا با بوق و كرنا و دستور سازمان امنيت روزنامهها و راديوها ابتدا موش مرده را زنده كنند و بعدا هم بتدريج ثابت كنند كه اصولا كوه موش نزاييده بلكه موش كوه زاييده است (مثل اينكه از مطلب دور شديم و قرار بود «رابطه» اقدامات آينده را با موضوع تغيير دولت جستجو كنيم). بخوبي اطلاع داريد كه كابينه چند روز قبل بصورت حيرتانگيز و گيجكنندهاي تغيير كرد. سالها بود كه شاه نيازي باين نوع تغيير وزراء پيدا نكرده بود و بقول خودش هيأت دولت را با اشارهي چشم اداره ميكرده. وقتي علم استعفا كرد و مجددا مامور تشكيل كابينه شد تعبيرهاي مختلفي ميشد كه بيشتر حول اين نكته دور ميزد كه باين طريق ارسنجاني از كابينه اخراج خواهد شد. اين حداقل علتي بود كه ميشد براي استعفاء و مجددا مامورشدن علم قائل شد و حتي هنوز هم عدهاي معتقدند كه مقصد همين بوده منتهي بعدا بهيأت حاكمه تحميل شده است كه بايستي ارسنجاني بماند! . . . در هر حال با معرفي كابينه جديد اين شايعات خاتمه يافت ولي ابهام موضع شديدتر گشت. . همه از هم سوال ميكنند يعني چه؟ اين چه تغيير كابينهاي بود؟ اصولا چرا براي اين تغييرات باستعفاي دولت متوسل شدهاند؟ و كابينه جديد را چه خصوصياتي خواهد بود و در آينده چه وظايفي را انجام خواهد داد؟ ؟ ولي يك چيز در ميان همه اين ابهامات با وضوح بيشتر بچشم ميخورد و ميتواند قسمتي از علت اين خيمه شببازي تغيير كابينه باشد و آن موضوع «بيشخصيتي» كابينه است. . ما متاسف ميشويم اگر اين تعبير پيش بيايد كه منظور ما آنست كه وزراي قبل داراي شخصيت ممتازي بودهاند. نه اين طور نيست ما معتقديم كه بيشخصيتي درجاتي دارد و وزرايي كه در اين «تحول» وارد كابينه شدهاند ركورد بيشخصيتي را شكستهاند بطوريكه حتي خودشان خجالت ميكشند كه در همين حكومت بيسروته خود را وزير بخوانند: بيوگرافي اين آقايان جديد الوزاره خيلي جالب است ولي اجازه بفرماييد كه ما فعلا وارد اين موضوع نشويم و بهمين اكتفا شود كه وزير فعلي دو وزارتخانه صنايع و معادن و بازرگاني «بالاشتراك» ممتازترين سمت قبل او معاونت مشاور حقوقي سازمان امنيت و اطلاعات ايران بوده است! . حالا معلوم است كه مشاور حقوقي ساواك و معاون او چقدر مردمان شريفي خواهند بود و چه مقامات والايي را شاغل بودهاند.
خوب! با اين كابينه بيشخصيت چه ميشود كرد؟! و يا بهتر بگوييم چه نميشود كرد! ! ؟ از اين كابينه همه نوع كاري ساخته است و اصولا برنامههاي انقلابي اخير احتياج مبرم به چنين كابينههايي دارد.
نقطه ضعف مقاله «بدون رتوش» خواندنيها كه قبلا بتوقيف قسمتي از آن اشاره شده در همين جا است كه فكر ميكنند اولا قرار است قوانين ششگانه واقعا اجرا شود و در ثاني اجراي آنها كابينهاي با «وزن و سنگين» احتياج دارد! . آنوقت ضمن اعتراف به بيشخصيتي كابينه حتي بآن درجه كه در لياقت بله قربان گويي آنها هم «شك» ميكند ميگويد كه اين كابينه براي اجراي «اين مواد» مناسب نيست. ولي اين يك اشتباه يا يك انكار واقعيت بيش نيست. حقيقت آنستكه اجراي اين برنامههاي انقلابي و اصلاحي رفراندوم گذشته و آينده محتاج چنين كابينههاي بيشخصيت ميباشد زيرا در اينصورت ديگر دادگستري بين قانون و غير قانون فرقي قائل نخواهد بود و ديگر وزير كشور نخواهد گفت شرايط شركت در رفراندوم طبق آگهيهاي منتشره همان شرايط انتخابات مجلس شورا است و در نتيجه خانمها حق شركت ندارند. . و اين است يكي از «رابطه» هاييكه بين تغيير كابينه و «اقدام مهم! ! !» و خيلي مهم! ! ! شاهنشاه «در آينده» موجود است.
سلام. . .
به آيت الله طالقاني. مهندس بازرگان. دكتر سحابي و ساير سربازان و رهبران مبارزي كه در زندان ارتجاع و استبداد بسر ميبرند.
درود بدكتر مصدق كه ماجراي شوم نهم اسفند را چون صدها حوادث شوم ديگر در هم كوبيد و با جمله معروف «مرغ از قفس پريد» خاطره نفرت انگيز آنروز را فراموش ناشدني ساخت. . .
دانشگاه
شكستناپذير است
«كشته دادند و پيروز شدند. . . . كشته ميدهيم و پيروز ميشويم»
اين شعاريست كه اكنون زينت بخش تمام درهاي ورودي هر دانشكدهايست. اين شعاريست كه زندگي و حيات نسل جوان و مرگ و نابودي جيره خواران استبداد و استعمار را متجلي ميسازد. . . اين شعاري است كه اكنون در دانشگاه مبارزات را رهبري و صفها را مجزا ميسازد. . .
از يكطرف دكتر باهريها را وادار ميكند كه با كمك معدودي دانشجويان لاابالي در عالم خيال دارودستهاي بسازد و از طرف ديگر مهندس سيحونها را وادار به معذرت خواهي از دانشجوياني ميكند كه با مشتهاي گره كرده و مصمم رفيق خود را از آغوش مامورين بدنام سازمان امنيت نجات داده و عليرغم دستور مهندس سيحون روي دست بدانشكده ميبرند و مهندس سيحون را وادار ميكنند كه بلافاصله ابلاغ اخراج اين دانشجو را از تابلوهاي دانشكده جمع كند.
اين شعاريست كه از يكطرف دكتر فرهادها را به سكوتي كه در مقابل فجاريع سازمان امنيت (در داخل دانشگاه) ميكند معرفي مينمايد و از طرف ديگر مهندس بازرگانها و دكتر سحابيها و دكتر صديقيها و دكتر سنجابيها و. . . را كه در معامله شرافت و زندان با بله قربان گويي و حفظ جاه و مقام شق اول را انتخاب كردهاند متجلي ميسازد.
اما خوب توجه بفرماييد: نه اين شعار منحصر بفرد است و نه مبارزات دانشجويان محدود به زمان و مكان مخصوصي.
اين شعار ديروز هم بصورت «اصلاحات بلي ـ ديكتاتوري شاه نه» خائنين را رسوا ميكرد و يقينا فردا نيز با كلمات و اقدامات زنده ديگر حقوق از دست رفته مردم اين مرز و بوم را استيفا خواهند نمود و اين مبارزهايست كه ديروز با پر كردن طومارهايي براي آزادي استادان زنداني و سخنراني در جمع دانشجويان الجزيره دانشگاه بغداد صورت ميگرفت (اگر چه بقيمت بياطلاعي از سرنوشت ميلاني دانشجوي با شهامت دانشكده كشاورزي و ماموريت دكتر مهدوي به هندوستان تمام ميشود) و امروز در همان دانشكده كشاورزي بصورت برگزاري جشن شب عيد فطر عليرغم مخالفت مقامات دانشكده كشاورزي و با استفاده از سالن ورزش دانشكده در مقال جلوگيري از ورود به سالنهاي كنفرانس و در دانشكده حقوق بصورتي حياتبخشتر جلوه ميكند.
توجه فرماييد: ديروز آقاي سلطاني دانشجوي شريف دانشكده حقوق در جلوي دانشگاه گرفتار دام و حلقه محاصره آدم دزدان سازمان امنيت ميگردد ولي حاضر نميشود دست بسته و زبون خود را تسليم سازد. . مامورين دست بچاقو ميشوند. . . دانشجو نمايان سازمان امنيتي به گروه آنان ميپيوندند ولي دانشجويان دانشگاه هم تماشاچي باقي نميمانند. . سلطاني را حمايت ميكنند و بالاخره جسم بيحال او را از ميان چنگال خونين اين نجباي اراذل نجات ميدهند و بدانشگاه ميبرند. . . ولي داستان بهمينجا خاتمه نميپذيرد. در دانشگاه يكي از همكاران اين سازمانچيان را سخت تنبيه ميكنند تا بدينوسيله به جسم و جان سلطاني نيرو و سلامت بخشند. قرآن كريم دستور فرموده: (وفي القصاص حياه يا اولالباب). . . و مگر نه اين است كه حيات دانشگاه و دانشجويان را تامين نمايند. مگرنه اينست كه كميته دانشجويان جبهه ملي ايران در آخرين دستور سازماني خود اعلام نموده است:
«كميته دانشجويان جبهه ملي ايران اخطار ميكند نظر باينكه راهزنان سازمان امنيت ماموراني كه بلباس دانشجويي! درآمدهاند در پناه سكوت مقامات دانشگاهي از هيچگونه اعمال بيشرمانه در داخل دانشگاه خودداري نميكنند دانشجويان براي ايجاد محيط سالم در دانشگاه راسا از ورود اين عناصر بداخل دانشگاه جلوگيري خواهند كرد». . . .؟
اي. . . مومنين: براي اينكه اميدوار به پيروزي خود باشيد پشتكار و تحمل بخرج بدهيد و با هم ارتباط برقرار كنيد.
قرآن كريم
. . دستور اسراف كنندگان و حيف و ميل كنندگان اموال عمومي را اطاعت نكنيد.
قرآن كريم
با حاشيه و بي حاشيه
٭خطر صهيونيست
رئيس اداره همكاريهاي بينالمللي اسرائيل در ميان خانمهاي ايراني ساعت 6 بعد از ظهر دوشنبه گذشته مراسمي در محل نمايندگي دولت اسرائيل در ايران با شركت روسا و نمايندگان و اعضاي جمعيتهاي مختلف زنان ايران بمناسبت ورود خانم دورالون سيرني بايران ترتيب داده شده بود. خانم الون از شخصيتهاي برجسته اسرائيل و نماينده زنان آن كشور بشمار ميرود. (اطلاعات بانوان شماره 301)
٭ ٭ ٭
يك مجله اقتصادي خبر داده است كه مديران شركتهاي لاستيك سازي معروف اسرائيل براي مطالعه بمنظور تاسيس يك كارخانه لاستيك سازي در ايران بتهران آمدهاند. (ديپلمات شماره 426 ـ 10 بهمن 41)
٭ ٭ ٭
چند ماه قبل «ژنرال موشه دايان» رئيس سابق ستاد ارتش اسرائيل (فرمانده سپاه اسرائيل در زمان حمله به مصر) كه بازنشسته شده و كارهاي فلاحتي و اقتصادي ميكند بايران آمد و مهمان دكتر ارسنجاني وزير كشاورزي بوده و متعاقب سفر او جمعي از كارشناسان كشاورزي اسرائيلي براي مشاهده و معاينه اراضي قزوين جهت احداث چاههاي عميق بايران آمدند.
(ديپلمات شماره 428 ـ 24 بهمن 41)
حاشيه خوانندگان بايد توجه داشته باشند كه تمام لاستيكهاي ماشينهاي شركت واحد ساخت دولت اسرائيل است و چنانچه بلاستيكها توجه شود روي آن مارك «سامسون» و ساخت اسرائيل را خواهند ديد.
بنابراين بغير از كشورهاي استعماري كه در ايران نفوذ دارند بايد دولت (؟) اسرائيل را هم بآنها اضافه كرد.
٭ ٭ ٭
. . . تا دو ماه پيش ايران رژيم قاسم را در برابر ناصر حمايت ميكرد.
(خوشه شماره 23 ـ 21 بهمن 41)
٭ ٭ ٭
عبدالكريم قاسم دشمن شماره يك ملت و ميهن ما بود و از اين بدتر دوست ديوانه و نادان ملت عراق بود.
(نقل از مقاله جهانگير تفضلي از مجله خوشه شماره 24 ـ 28 بهمن 41)
حاشيه: با توجه بدو خبر بالا خوانندگان بايد بدانند كه هيأت حاكمه ما از چه كساني و بر عليه چه اشخاصي ميكرده و ميكند.
خداوند به سه كس چشم رحمت نيفكند:
كسيكه به بيداد و ستم كار كند. كسيكه بيدادگر را مدد نمايد و كسيكه به بيداد رضا دهد. (علي عليهالسلام)
سخني با خوانندگان
خوانندگان گرامي:
بياد داريد كه نزديك دو سال قبل هنگاميكه نهضت آزادي ايران بهمت شما و با استفاده از ضعف و پيري حكومت كودتاي ننگين 28 مرداد كه بصورت آزادي نسبي جلوه ميكرد فعاليت خود را آغاز نمود. . با استفاده از امكانات توانست «نشريه داخلي نهضت آزادي ايران را بصورت قابل ملاحظهاي چاپ و در اختيار شما قرار دهد. . ولي امروز با آنكه قدرت تشكيلاتي و وسعت مبارزات ملي افزوده گشته معذلك اين نشريه با زحمت فراوان و وسيله نامطلوب آماده گرديده و اين خود «نمونهاي» از محدوديت بيش از پيش آزادي در ميهن ما است. . . محدوديتي كه بدون ترديد معلول مبارزات و فداكاريهاي شما مردم شريف و جانباز ايران است.
شك نيست كه هر قدر مبارزات حق طلبانه شما شديد و قاطعتر گردد فشار دستگاه آزاديكش نيز افزوده خواهد شد. ولي اين فشار حدي دارد كه پس از آن انفجار و نابوديست.
اين مبارزات پيگير و بادوام و مقاومت نامحدود شماست كه اجبارا اين فشار را كه اكنون بحد نهايي نزديك شده است بانفجار و نابودي منتهيش خواهد كرد. . ما نيز با اتكاء به اين همت مردانه شما مصمميم كه در انتشار آن مقاومت كنيم حتي اگر امكانات نامحدودتر و وسائل ما ابتداييتر گردد.
بياييد با هم پيمان ببنديم كه اين نشريه را بعنوان زبان مردم مبارز ايران هميشه گويا نگهداريم حتي اگر ناگزير شويم كه نسخ متعدد آنرا با دست خود بنويسيم و با همت خود منتشر سازيم.
اخبار وشايعات
از سه ماه قبل از طرف دربار بتمام دوائر و شعبات املاك پهلوي در شهرهاي شمال دستور داده شده است كه هر چه زودتر كليه جنگلهاي متعلق به املاك را بفروش برسانند(تا پس از تصويب لايحه ملي كردن جنگلها ضرري به دستگاه نخورد)
مدتيست مذاكرات و رفت و آمدهايي در پيش است كه زمينهاي عليآباد مجدالدوله را كه متعلق به بوالاحضرت عليرضا است بيكي از وزارتخانهها بفروش برسانند و قرار است اين عمل قبل از انجام تشريفات تقسيم اراضي اطراف تهران صورت بگيرد زيرا وسعت اين املاك از حد نصاب مالكيت در تهران بيشتر است.
ايضا در مورد اراضي: چند ده بنام شاه دشت در مردآباد كرج كه متعلق بملكه مادر ميباشد چون از حد نصاب تجاوز كردهاند قبل از تقسيم بين زارعين بشركت ملي نفت فروخته شده است تا در آنجا پالايشگاه نفت قم را تاسيس نمايند و «گويا» شركت ملي نفت سرزميني مناسبتر و ارزانتر و بهتر و نزديكتر برودخانه جاده از اراضي فوق نيافته است.
براي تفريح
ميگويند يك يهودي براي حفظ منافع خود و گول زدن مسلمانان تظاهر به مسلماني ميكرد. . از او پرسيدند چه شد كه مسلمان شدي؟ گفت «شبي» در خواب خود را در اطاقي ديدم كه يك طرف آن دوازده امام و يكطرف ديگر چهارده معصوم و طرف ديگر هم پنج تن نشسته بودند و هر سي و يك نفر به «من» دستور دادند كه مسلمان بشوم.
٭ ٭ ٭
آقاي جهانگير تفضلي وزير مشاور در مصاحبه تلويزيوني خود مدعي شدند كه جبهه ملي يك واحد سياسي كوچك و بيارزش است و بيش از سه چهار نفر از افراد آنها در زندان نيستند. ما گفتار ايشانرا فقط باينطريق تاييد ميكنيم كه مقارن همانساعتي كه ايشان مشغول مصاحبه بودند 4 نفر از دانشجويان دانشگاه را «آدم دزدها» ي سازمان امنيت از ميان دوستانشان ربودند و به جمع كثير بازداشت شدگان اخير كه متجاوز 400 نفر ميباشد افزودند.
در مصاحبه تلويزيوني وقتي آقاي تفضلي از جواب صريح در خصوص تعداد بازداشتيها و شايعه محاكمه آنان طفره رفت و اظهار بياطلاعي نمود بهرام شاهرخ مخبر خبرگزاري آلمان پرسيد «پس ما بايستي اين سوال را از كدام مقام بكنيم مراكز خبرگزاريها از ما ميپرسند و ما هم بهر كجا مراجعه ميكنيم جوابي بما نميدهند».
كسانيكه مايه آزارند از سر راه مسلمانان برداريد. (رسول اكرم ص)
