فهرست مطالب
پيام امام خميني به مناسبت اربعين شهداي تبريز
انعكاس وقايع اخير قم و تبريز در جهان
پيام 19 دي
نامه علماي تبريز به هيئت بازرسي
نامه جمعي از علماي قم و تهران به علماي تبريز
تبريز دگرباره بپاخاست
اخبـــار
مقتل شهيد دو تن از جوانترين شهداي واقعه قم
اعلاميهها و بيانيههاي دعوت به تعطيل عمومي به مناسبت چهلم واقعه قم
تحكيم وحدت نيروهاي اسلامي
اعلاميههاي منتشرشده در ايران به مناسبت جنايات دولت در تبريز و قم
متن اعلاميه مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيتالله العظمي آقاي شريعتمداري مدّظله العالي
پيام امام خميني
به مناسبت اربعين شهداي تبريز
14 ربيعالثاني 98
بسمالله الرحمن الرحيم
و لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم
با فرارسيدن اربعين مقتولين مظلوم تبريز غمهاي ملت غيرتمند تجديد ميشود. ملت مظلوم ايران بايد در هر صبحدمي پرچمهاي سياه افراشته كنند و در سوگ بنشينند براي جوانان عزيز و عزيزان اسلام كه بدست عمال امريكا و به امر شاه در خاك و خون كشيده شدند و هنوز چشمها گريان و دلها بريان است.
براي يك قتل عمومي كه دست امريكا و ساير اجانب از آستين شاه بيرون آمده و ملت را به عزاي ديگر مينشاند و من نميدانم دنبال اين اربعين قتلهاي ديگري و جنايات تازهاي است و ضحاك عصر در خونخواري تجديد مطلع ميكند يا مأمور جنايت به صورت ديگر ميشود.
ما از اين جنايات پيدرپي و كشتار وحشيانه ناراحت و در عين حال اميد داريم، ناراحتي براي آنكه جوانان رشيد روحاني و دانشگاهي و بازاري و ساير طبقات را كه اميد براي آتيهي كشور هستند از دست دادهايم و ميدهيم. و اميدواريم چون ميبينيم اين جنايات شاهانه و اين كشتار وحشيانه نتوانست و نميتواند نهضت اين ملت بيدار بپاخاسته و دلبستيگرايانه هرچه جنايت و قتل افزايش يافت ملت در اراده آهنين خود قويتر و مستحكمتر شد.
كشتار بيرحمانه قم، ايران را به هيجان درآورد و تبريز عزيز در به قيام همگاني مردانه در قبال ظلم و بيدادگري كشاند و كشتار دستهجمعي تبريز، ملت غيور ايران را چنان تكان داد كه در آستانه انفجار است، انفجاري كه دست اجانب را به خواست خداي متعال براي پيشه قطع كند، انفجاري كه انتقام مظلومان را از شاه بگيرد و دودمان سياهروي پهلوي را براي هميشه از تاريخ ايران محو كنند و اين ننگ را از صفحه آن بزدايد.
ما كشته داديم و رنج برديم، لكن هر قطره خون آنها، خونهائي را در رگ جوانان غيرتمند ما به جوش آورد و آتشي در دل آنها روشن كرد كه به خواست خداوند تعالي خاموش نشده، مگر پس از سوزاندن درخت جهنمي استعمار و به آتش كشيدن عمال روسياه آن شما اي ملت بزرگ ايران از اين تلاش مذبوحانهي دستگاه جبار و از اين قتل و جرح قم و تبريز نهراسيد و ميدانيد كه خود اين جنايات نشانه وحشتزدگي شاه و از دست دادن اعتدال اعصاب اوست.
اكنون معلوم است وحدت كلمه ؟؟؟؟ كه به حمدالله حاصل است با كمال جديت حفظ كنيد و صفوف خود را در زير پرچم عدالتپرور اسلام فشرده كنيد و لازم است تمام جناحها كه در پيشرفت مكتب رهائيبخش اسلام در تكاپو هستند به هم بپيوندند و با شعار واحد كه شعار اسلام و قرآن است همصدا شوند از درون مدارس روحاني تا درون دانشگاهها و از عمق بازارها و كارگاهها تا دشت پهناور و دهقانان زحمتكش صحرانورد و از كمينگاه محراب مساجد تا صحنهي احزاب سياسي و گروه دانشمندان دكترا و مهندسين و جناحهاي محترم لشكري و كشوري همه و همه، همدست و همزبان كوشش مردانه كنند و در راه نجات اين كشتي كه با چنگال و دندان، اهريمنان خارج و داخل با خطر غرق مراجه است.
اسلام عزيز از شما اي گروههاي مسلمان درهر لباس و شغلي استمداد ميكند وظيفهي همه است كه در نجات آن كوشش كنيد و ضربههايي كه از سران خود خصوصا در اين پنجاه سال حكومت ضد اسلامي و دودمان پهلوي خورده است و ميخورد جبران كنيد (كلكم راع و كلكم مسئول..)
و لازم است با كمال قدرت و هشياري اشخاص يا گروههائي كه گرايش به مكتبهاي غيراسلامي دارند و به نحوي فرصتطلبي ميخواهند در اين اوقات از فرصت استفاده نموده خود را در صفوف شما داخل كنند و به شما در موقعش از پشت خنجر بزنند از خود دور كنيد و بدانها مجال تحرك ندهيد اسلام و شعار اسلامي كشور از خطر نجات پيدا ميكند و لازم است اين بوقهاي تبليغاتي شاه و دستنشاندگان بيآبرويش را هرچه بيشتر رسوا و افتضاح آنرا اشكارتر كنيد چه يوقهائي كه پنجاه سال است براي جازدن دودمان جنايتكار پهلوي به جاي دوست به وطن كه در چند روز به اوج خود رساندند و اشخاص از خدا بيخبر به مداحي پرداختند كه هم خود و هم ملت به دروغ و چه يوقهائي كه شاه معلومالحال را به اسلامخواهي و عدالتپروري معرفي ميكنند، اخيرا باز زمزمههاي بسيار خطرناك دانشگاه اسلامي در مشهد مقدس آغاز شده است غافل از آنكه اينها كوچكتر از آنند كه بتوانند اسلام راه به اسلام بكوبند، ما همان طور كه سابق گفتيم كساني كه در اين دانشگاه قلابي وارد شوند به ملت معرفي ميكنيم و آنها را از اعضاء رسمي سازمان امنيت بدتر و مضرتر به اسلام و كشور اسلامي ميدانيم و ملت اسلام با آنها معاملهي [دشمنان با] اسلام خواهد كرد و چنان آبروي آنها در جامعه ريخته ميشود كه نتوانند دم از اسلام شاهساخته بزنند.
مصيبتهاي ما تنها كشتارهاي وحشيانه پيدرپي به امر شاه نيست اخيرا باز درصدد خريدن اسلحه به مقدار سرسامآور و كشتيهاي متعدد است و تا يك قطره از نفت داريم و يا مخازني كه مورد احتياج اجانب است با خريد اين آهنپارهها كه هيچ به درد ملت نميخورد جريان دارد و تا اين كابوس خطرناك بر سر اين كشور سايه افكنده بدبختي دنبال بدبختي براي اين ملت مظلوم امري عادي است. و از مصيبتهاي بزرگ مسلمين قضيه اسرائيل تجاوزكار است كه اكنون با مسلمين در حال جنگ و مشغول پيشروي در خاك لبنان است و از طرف شاه برخوردار و كمك است.
دول اسلامي غالبا در اين امر مهم حياتي بيتفاوت هستند غافل از آنكه اگر در اين پيشرويها خداي نخواسته توفيق پيدا كند با ساير كشورها به همين نحو رفتار خواهد كرد اين مصبتها كه ما مبتلاي آن هستيم از امريكا و از ناب آن است. برخورداري شاه از پشتيباني رئيس جمهور امريكا اين كشتار بيرحمانه را به ياد آورد و ملت مسلم را سوگوار كرد. برخورداري از امريكا تبريز را به خاك و خون كشيد. قيام تبريز چون نهضت همه ايران اسلامي است و براي دفاع از حق و اسلام است و نسبت اين قيام به ماركسيستها يا ماركسيستهاي اسلامي كه در تبليغات شاهانه است جز خدعه نيست. دليل بر آن است كه اين مكتبهاي انحرافي پايگاهي در ايران ندارند و الّا شاه از آنها ذكري نميكرد و اكنون بايد تمام جناحها از هر طبقه بدانند كه جز در سايهي اسلام و در زير پرچم توحيد و قرآن راه پيروزي مسدود است. و چون شاه ميخواهد نهضتهاي اصيل اسلامي را از مجراي خود منحرف و به گروههايي كه هم منحرف و هم بين ملت پايگاهي ندارند نسبت دهد.
بايد همه گروههاي سياسي و طبقات روشنفكر با صراحت و بدون هيچ ابهام نهضت و تحرك خود را اسلامي و براي اجراي قوانين عدالتپرور قرآن كريم معرفي كنند و به گروه روحاني و كارگري و توده ملت بپيوندند كه با اين منطق حيلهي حسابشده اجانب را كه به زبان شاه اجرا ميشود خنثي كنند و در غير اين صورت با برچسب ماركسيسم و احيانا ماركسيسم اسلامي جناحهاي روشن و متحرك را [از توده مردم] كه ملت مسلم است جدا و از خاصيت مطلوب ساقط و ملت را نيز تضعيف نموده و پيروزي را عقيم يا به مدت طولاني معوق ميكنند.
مصيبتهاي ما گرچه يكي دو تا نيست و در اين كشور آزادمردان و آزادزنان نميتوان شاه و جريان عدالت اجتماعي و حركت به سوي تمدن بزرگ باصطلاح كارتر ـ شاه ملت بايد هميشه در عزا باشد لكن مصيبت بزرگي را كه بر برادران تبريزي ما وارد شد اربعين آن را در سوگ هستيم و ملت ايران نيز در آن روز با عزاي عمومي خود به ملتهاي آزاد جهان بفهمانند كه ما با چه شرايطي زندگي ميكنيم. از خداوند تعالي عظمت اسلام و مسلمين را خواستار و قطع ايادي اجانب را اميدواريم.
روحالله الموسوي الخميني
نامه سرگشاده جمعيت ايراني دفاع از ازادي و حقوق بشر
بسمه تعالي
قم، محضر مقدس مراجع عظام دامت بركاتهم
ضمن تشكر از عناياتي كه در طريق حفظ حرمت اسلام و حقوق اساسي ملت ايران مبذول ميفرماييد كميته اجرائي جمعيت دفاع از آزادي و حقوق بشر به اين وسيه مراتب تأثر و تسليت خود را در مورد فجايع متوالي شهرستانهاي قم و تبريز كه در روزهاي 19 دي و 30 بهمن و اول اسفند 1356 رخ داده است به حضور عموم پيشوايان معظم و علماي اعلام و تمام مردم ايران اعلام ميدارد و مشمول بيشتر توجهات مغتنم عاليه نسبت به حقوق اسلامي و انساني و قانوني ايرانيان مسئلت مينمايد.
براي اين جمعيت و همهي افراد آگاه و روشن ضمير ايران و جهان مسلم است كه عليرغم تبليغات دروغين و يكجانبه دولت، محرك و مسبب اصلي حركت مردم در قم و تبريز و شهرستانهاي ديگر براي تجمع و تظاهر و انزجار عميق و دروني عمومي از رفتارهاي ظالمانه ضدملي و ضدقانون و از تعديات ستمر هيئت حاكمه نيتس به حقوق ملت ايران طي سالهاي بعد از 28 مرداد خصوصا موضعگيري اهانتآميز آن عليه روحانيت و پيشوايان مورد احترام و اطاعت مسلمانان است.
تظاهركنندگان نه گناهي داشتند نه خيالي و سلاحي كه اغتشاش و آشوب و جنگ به راه اندازند. در قم اينچنين بود كه به قصد زهرچشم گرفتن و در نطفه كشتن هرگونه اعتراض ملي راهپيمائي آرام و مسالمتآميز عمومي ما به حمله بيرحمانه براي ايراد ضرب و جرح و سپس تيراندازي و كشتار دستهجمعي مبادرت نموده آن فاجعه سهمگين را (كه مايه خشم و جنبش براي ملت و مايه شرمساري جهاني براي دولت بود) بوجود آورد و حال آنكه پليس ميتوانست در صورت لزوم و اقتضا بجاي گلوله و آتش از گاز اشكآور و آب براي متفرق ساختن جمعيت استفاده نمايد.
در تبريز هم تدارك قبلي مقامات دولتي براي منع ورود هزاران نفر به مساجد در اربعين شهداي قم خصوصا «قتل يك نوجوان دانشآموز» (كه فقط سرگرد حقشناس افسر شهرباني را به رعايت عفت كلام و ادب در برابر خانه خدا و مردان خداپرست تبريز دعوت نموده است) موجبات تأثر و خشم و طغيان مردم داغديده و بستوهآمده را فراهم نموده و عقدههاي بيست و چند ساله ناشي از انواع فشار و مردمآزاري را عليه مظاهر و مؤسساتي كه مغاير و مخالف معتقدات مذهبي و ملي مردم بوده عامل تعديات اجتماعي و اقتصادي شناخته شدهاند كه ظاهر ساخت.
ناگفته پيداست كه آتش زدن ساختمان حزب رستاخيز يا كاخ جوانان وابسته به سازمان امنيت يا اتومبيلها و كيوسكهاي پليس عكسالعمل طبيعي در مقابل رفتار نابهنجار هيئت حاكمه عليه قاطبه ملت ايران است.
متأسفانه در بروز چنين عكسالعملهاي غيرقابل كنترل گاهي خشك و تر با هم ميسوزند. آنچه در تبريز به وقوع پيوست در حقيقت مصداق قسمتي از مقدمه اعلاميه جهاني حقوق بشر مصوب مجلسين ايران است كه اشعار ميدارد: «حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت نمود تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد) در كشور ما قانون اساسي براثر حكومت فردي عملا منسوخ گرديده اجرا نميشود. با تعطيل مطلق مشروطيت ايران. با نقض مستمر و بيپرواي حقوق ملت ايران، با نفي احكام اعلاميه جهاني حقوق بشر، با درماندگي هيئت حاكمه در رفع تنگناها و نابسامانيها (كه خود عامل اصلي بروز و ظهور و رشد آنها بوده است) وقوع حوادث خونين و اسفانگيز از آن قبيل كه در قم و تبريز اتفاق افتاد يك امر طبيعي و قهري و غيرقابل پيشگيري و اجتناب بوده است.
هتك حرمت امنيت و ازادي مراجع عاليقدر توأم با نفي آشكار اصول مشروطيت ايران علتالعلل [گفتمان] مردم از پير و جوان، زن و مرد، عالم و عامي عليه حكومت استبدادي بوده و مسئوليت عواقب نامطلوب هر جنبش و حركت عمومي در گذشته و آينده، در شرايط و اوضاع فعلي بدون ترديد متوجه هيئت حاكمه و فرماندهي آن خواهد بود كه حقوق و شئون ملت، ثروت و حيثيات مملكت و قواي مقننه و قضائيه يعني قانون و قضا را يكسره در اختيار خود گرفته عرصه زندگي را در جميع موارد براي اكثريت قريب به اتفاق مردم تنگ و تلخ و كمرشكن و طاقتفرسا ساخته است.
اكثريت قريب به اتفاق مردم ايران در حد امكان براي تعطيل كار و كسب خود از نيت پيشوايان معظم در بزرگداشت چهلم شهداي راه حق و حقيقت و شهداي پاسداري از مجد عظمت اسلام، شهداي دفاع از حرمت و منزلت پيشوايان مذهبي پيروي كردند و حال اين اميد در قاطبه ملت پيدا شده است كه عزم و همت و اراده راسخ مراجع عظام تجاوز و تعدي به حقوق شرعي و طبيعي و قانوني افراد اين مملكت را خاتمه خواهد داد.
اعضاء جمعيت ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر همواره در تمام مراحل با شما مراجع معظم دين و شما ملجاء و پناه بزرگ مردم اسير مملكت همصدا خواهند بود. صداي حقطلب شما را در مراجع بينالمللي و براي مردم جهان منعكس خواهند نمود.
از خداوند قادر متعال سلامت و بقا و توفيق علماي اعلام و محترم را مسئلت داريم.
كميته اجرائي دفاع از آزادي و حقوق بشر
مهندس مهدي بازرگان ـ دكتر علي تابنده ـ دكتر علياصغر حاج سيد جوادي ـ دكتر كريم سنجابي ـ احمد حاج سيدجوادي ـ دكتر عبدالكريم لاهيجي ـ دكتر اسدالله مبشري ـ دكتر ناصر ميناچي ـ حسن نزيه
انعكاس وقايع اخير قم و تبريز
در جهان
قيام مردم مسلمان ايران در سراسر جهان انعكاس وسيع يافت. روزنامهها، راديوها و تلويزيونها با پخش اخبار قم و تبريز و تفسير وقايع آن دو شهر شكست برنامههاي شاه در ايران را خاطرنشان ساختند. پيام مجاهد به عنوان نمونه گزارشهاي چند موسسه خبرگزاري و روزنامهها و راديو تلويزيونهاي جهان را منعكس مينمايد.
در برنامه تلويزيوني ولت اشپيگل (آئينه جهان) در تاريخ 12 مارس 1978 ساعت 19 و بيست دقيقه به وقت محلي خود فيلمي از شهر تبريز و ويرانيهاي حاصله از آشوب را نشان داد. خبرنگار تلويزيون مذكور توانست با يك نفر كه زبان آلماني ميدانست مصاحبه نمايد. شخص مذكور حاضر نبود به پرسشهاي خبرنگار پاسخهاي روشني بدهد. خبرنگار تلويزيون ضمن تفسير آنكه در ايران كسي جرأت ندارد عقايد و حرفهايش را ولو آنچه كه واقعيات هم باشند به زبان آورد، خود ميكوشيد كه با پرسشهاي گوناگون كسب خبر نمايد.
خبرنگار مذكور بهرحال توانست اخباري در مورد نارضايتي زياد مردم، گراني، كميابي، در بسياري از موارد نايابي حتي مواد خوراكي درايران بدست آورد. خبرنگار مذكور ضمنا با يكي از مقامات دولتي در مورد وقايع قم و تبريز مصاحبه كرد. مقام دولتي مذكور با بياعتنائي گفت كه، خبر مهمي نبود. اتفاقي جزئي بود كه زود هم گذشت.
خبرنگار مذكور در دومين قسمت برنامه خويش بعضي از دهات آذربايجان و بعضي از محلات فقيرنشين در تبريز را كه از ابتدائيترين وسائل زندگي محرومند نشان داد و خاطرنشان ساخت كه شاه مدعي است كه توانسته با انقلاب خويش درتمام شئون مملكت تغييرات و تحولات با ارزشي بوجود آورد ولي واقعيات موجود ادعاي او را تكذيب مينمايند.
خبرنگار مذكور با نشان دادن خانه دكتر سنجابي در تهران مصاحبهاي با او بعمل آورد. خبرنگار به زبان فرانسه با دكتر سنجابي مصاحبه مينمود. رئوس مصاحبه سنجابي با خبرنگار مزبور عبارت بودند از:
1ـ دكتر سنجابي بيان داشت كه با مشروطيت كنوني مخالف است چون كه مملكت از طريق ديكتاتوري اداره ميشود و نه دمكراسي
2ـ دكتر سنجابي چنين معتقد بود كه با انقلاب در ايران موافقتي ندارد بلكه تكامل تدريجي و قدم به قدم به سوي مشروطيت را بهتر ميپسندد. دكتر سنجابي اظهار اميدواري نمود كه از خارج به او و گروه همفكرانش براي عوض كردن وضع موجود كمكهائي برسد.
3ـ خبرنگار مذكور از سنجابي پرسيد كه آيا از مخالفت با دولت بيمي ندارد؟ دكتر سنجابي نيز پاسخ داد كه تابحال سه مرتبه زندان بوده، در حال حاضر نيز چندان در امان نيست و درون و بيرون زندان در ايران تفاوت چنداني با هم ندارند. به علاوه دولت هر لحظه كه مايل باشد او را مجددا دستگير نموده روانه زندان خواهد ساخت.
خبرنگار تلويزيون مذكور در آخرين قسمت از برنامه خود چنين عنوان نمود كه شاه اصرار دارد كه ماركسيستهاي اسلامي عوامل مخرب و تحريككننده و گرداننده تظاهرات هستند. در حالي كه اينچنين نيست. خبرنگار مذكور براي اثبات گفته خويش شهر مذهبي قم را نشان ميداد كه ارتشيها با توپ و تانك و مسلسل مساجد و حرم مطهر حضرت معصومه را محاصره نمودهاند. همچنين مردمي را نشان مي داد كه براي ورود آيات الله العظام با شور و هيجان تمام صلوات ميفرستند.
خبرنگار تلويزيون مذكور پس از اشاره به وقايع شهرستانهاي ديگر كه همزمان با وقايع تبريز صورت گرفته اشاره نموده چنين نتيجهگيري كرد كه ادعاي شاه براي رسيدن به دروازههاي تمدن بزرگ هيچگونه پايه و اساسي ندارد. مردم همه ناراضياند، همه با شاه مخالفند و تظاهرات يكپارچه مسلمين در ايران نشان داد كه ادعاي شاه در مورد ماركسيستهاي اسلامي تا چه اندازه ميتواند صحت داشته باشد! حقيقت اينست كه كليه مخالفين شاه مسلماناند.
ايران اكونوميست نيز وقايع اخير قم و تبريز را در مقاله مفصلي تجزيه و تحليل نموده كه خلاصه آن در اينجا نقل ميگردد. روزنامه مذكور درشماره مورخه چهارم مارس 78 خود مينويسد: بعد از آنكه شاه رفراندوم معروف خود را انجام داد و برنامهاي را كه بدان انقلاب سفيد نام داد پياده نمود به صورت مقدسي غيرقابل حمله درآمد، كوچكترين حمله به شاه كيفر عظيم يافت.
از آن پس شاه مدام وعده ميداد كه در سالهاي دهه 1970 به تمدن بزرگ خواهد رسيد و ايران در رديف كشورهاي درجه اول جهاني قرار خواهد گرفت. بحران سرسامآوري كه از سال 1973 بوجود آمد موجب شد كه تمام انتظارات و وعدهوعيدها به يأس مبدل گردند و هيجانات اجتماعي افزايش يابند. يكي از عوامل شكست اين برنامه سرسامآور بهاي خانه و اجاره آن است. اين شكستها موجب شدهاند كه اولا شاه موعد رسيدن ايران به دروازههاي تمدن بزرگ را به تأخير انداخته و به سالهاي آخرين دهه قرن بيستم موكول نمايد. ثانيا شاه مرتب از مردم بخواهد كه كار كنند، كار كنند و بازهم بيشتر كار كنند، در عين حال شاه و ديگر مقامات دولتي ادعا مينمايند كه مشغول تهيه برنامه دادن آزاديهائي به مردم هستند. و اين براي هر آماتور سياسي تاريخي كاملا روشن است كه خطرناكترين موقع براي ديكتاتوري زماني است كه ديكتاتور شروع به برداشتن كنترل مينمايد.
بعد از سالها خفقان، استادان ـ نويسندگان، دانشجويان و حقوقدانان شروع كردهاند كه ازادانه سخن بگويند. اينان، هرچند درصد مختصري از جمعيت ايران هستند ولي با توجه به اينكه در ايجاد وقايع قم و تبريز اينان نقشي تعيينكننده داشتهاند اهميت آنان معلوم ميگردد.
روز دهم ژانويه گذشته پليس در ميان جمعيت انبوهي از تظاهركنندگان مسلمان آتش گشود كه حداقل 70 نفر را كشت و چهل روز بعد يك تظاهرات اعتراضآميز نسبت به وقايع قم در شهر تبريز به دخالت ارتش در آن شهر منجر شد كه به گفته ديپلماتهاي غربي در آن شهر صد كشته از خود بجاي گذاشت. واقعه قم اشتباه بزرگ و بدي بود از جانب مقامات دولتي كه مشتاق بودند دستهاي معيني را در طغيان آن شهر نشان دهند. طغياني كه به وقايع تبريز و ساير شهرستانها انجاميد.
وقايع اخير تأثير چنداني در ثبات نظام نداشته ولي وحشت شاه از اين است كه مبادا گروههاي مبارز موجود كه غير از مسلمين بقيه گروههاي ضعيف هستند با هم متحد شده و نيروي بزرگي را عليه او بوجود آورند. به همين دليل در پايان سال گذشته ممكن است چنين برنامهاي از طرف پليس خيلي استادانه طرح شده باشد تا آنكه نيروهاي زيرزميني و مخفي و گروههاي فعال و طرفدار علني آنان را تحت فشار بيشتري قرار دهد. نيروهاي زيرزميني كه 7 سال است جنگهاي شهري را ادامه ميدهند و هر مرتبه كه ساواك اعلام كرده كه ريشه آنان را به كلي بركنده است آنان با سرعت هرچه تمامتر با يك اقدام انقلابي موجوديت خود را نشان دادهاند.
اما نيروهاي علني و مخالف شاه كه به خصوص شيعيان هستند، اينان گروهي بسيار مقتدر، انقلابي و اصلاحطلباند. به همين دليل شاه در ماههاي اخير كوشيده است كه خود را حامي اسلام نشان دهد. عكسهاي شاه كه در روز عاشورا در مراسم مذهبي شركت نموده و در بزرگترين مسجد تهران حضور يافته است و يا اعلام تصميم دولت مبني بر ساختن يك دانشگاه جديد مذهبي در شهر مشهد و سروصداي بسياري كه روزنامههاي دولتي براي تبليغ دينداري شاه و حمايت او از اسلام برپا مينمايند همگي حاكي از طرح دولت براي مقابله با شيعيان است.
آيتالله شريعتمداري رهبر 76 ساله شيعيان ايران كه بسيار مورد احترام عموم است و در گذشته به اعتدال زياده از حد معروف گرديده اكنون عليه شاه و ديكتاتوري او قيام نموده است. شاه كه همه مخالفين خود را ماركسيست اسلامي ميخواند به ماشينهاي تبليغاتي خويش دستور داده كه ايشان را هم ماركسيست اسلامي بخواند! اين هم از توهمات شاه و اطرافيان اوست كه مخالفين خود را ماركسيستهاي اسلامي، كمونيستها و عوامل دولتهاي بيگانهاي ميخواند كه از توسعه صنعتي و فني ايران بيمناكند.
پيام 19 دي
«واعدو لهم مااستطعتم من قوّه و….»
و بايد براي پيكار با ضدانقلابيون (رژيم ضداسلامي شاه جلاد و اربابان تجاوزگر آمريكائيش) شما پاسداران نهضت رهائيبخش اسلامي، تا آنجا كه ميتوانيد، نيرو و تجهيزات مهيا سازيد.
بسمالله القاصم الجبارين
سلام بر شهداء 19 دي خونين
برادران و خواهران مبارز
19 دي روز خشم مردم هم در تقويم انقلابي خلق مسلمان ما به عنوان تجربهاي تاريخي در مبارزه ضدطاغوتي به ثبت رسيده و يك بار ديگر در برخورد جبهه حق و باطل خشم مقدس با صفير گلولههاي رژيم ضحاك به خون كشيده شد.
يك بار ديگر نيروهاي مزدور با يورش وحشيانه به انبوه مردم كه با نفرت و خشمي كه به نظام باطل عاري از مهري، داشتند در شرائطي كه زور حاكم دستها را بسته و خفقان حاكم زبانها را خريده يا بريده، خشم خود را و تصميم خود را فرياد كردند، به كشتار پرداخت ولي اين نه اولين و نه آخرين تبلور ارادههاست» مردم اراده پيكاري خونين را به پشتيباني پيشاهنگان مبارزش نموده.
مردم تصميم خود را در مبارزه با اين حكومت يزيدي و مقاومت در برابر ددمنشيهاي هيئت حاكمه گرفته است، چرا كه حسين انقلابي بزرگ تاريخ الگو و پيشرو راهش است و با فلسفه قيام حسيني به خوبي آشنائي دارد كه با دشمنان مردم و طاغوتها تنها و تنها بايد به مبارزهاي خونين و آشتيناپذير مواجه شد.
خلق زحمتكش ما كه بر اثر تسلط مفسدين و استثمارگران با درد و رنجهائي سهمگين دست به گريبان است هرگاه زمينه فرياد را يافته براي رهائي خود حماسههاي خونيني را آفريده است و در شرايط خفقان و سركوب پليسي چه با شور دست به اقدامات معترضانه زده و جنايات رژيم را افشا نموده است.
رژيم خائن خود ميداند كه هيچ پايگاه مردمي ندارد و با تشديد نفرت مردم و اقدامات محترمانه مردم، اتكاء هر چه بيشترش بر سرنيزه و نيروهاي سركوب، روزافزون ميگردد. و رزالتهاي ضحاكانهاش را بروز ميدهد.
برادران مبارز هوشيارانه و قاطعانه در اين جو آماده مردمي عمل كنيم. رژيم بيش از هر موقع ديگر خود را متزلزل و تنها ميبيند، لذا كينهتوزتر از گذشته عليه مردم عمل مينمايد. بايد تجربه آموخت و راه صحيح مبارزه را در پيش پاي مردم قرار داد و اگر با دقت تاكتيكهاي حركت اصولي مبارزه در شرائط كنوني را در پيش نگيريم و با عمليات حسابشده به دشمن ضربه نزنيم و احساسات جديدي كه در قلوب مردم بارور شده را شكل ندهيم و تأييد نكنيم، حركت انقلابي مردم را تبديل به برگ برنده رژيم نموده و نهتنها اين زمينه آماده را از دست دادهايم كه خصوصا با تبليغات و تشديد خفقان از طرف رژيم، يأس عمومي و سرخوردگي را دامن زدهايم، هرچند كه خلق ما ضربههاي هولناكي را متحمل شده ولي همچنان راه آشتيناپذيرش را ادامه داده، بهويژه كه اكنون داراي تجربيات مشي مسلحانه پيشروانش است.
وظيفه هر مسلمان متعهد و انقلابي آگاه است، اقدام به سازمان دادن نيروهاي پراكنده جنبش نمايد و برمبناي تجربيات و مقتضيات مبارزاتي شرائط كنوني حاكم بر ميهن ما، راهحلها و شكل عمل را تعيين نمايد.
برادر و خواهر ـ
اكنون كه شهيدان با خون خود سند رسوائي رژيم را امضا نمودهاند، تو رسالت پيام و ادامه راه پرشكوه پيكار را بر دوش داري و اين توئي كه بايد حركت كني و در سنگري به دشمن بشريت ضربه زده و براي نابودياش تلاش آگاهانه نمائي.
برادر پيام 19 دي را برسان و به تجربهاش عمل نما. مگذار كه خون شهداء را لوث كنند. مگذار دشمن قدارهبند از اين برههها استفاده برد. اي رسول شهداء حركت انقلابي و عمل اسلاميت را شكل بده و منظم نما، با تهاجم به دشمن بشريت او را در حالت دفاعي قرار ده. تصميم بگير و با تحليل حوادث و برمبناي تجربيات انقلابي، هوشيارانه همراه با ديگر برادران صادقت هستههاي مخفي مبارزه را سازمان ده. بدان كه دشمن تنها اتكاءاش به تكنولوژي و تسليحاتش است و روزي كه حس كند مردم حاضرند در پيكار با او شهادت را بپذيرند، چونان آدم بزدلي خود را از معركه بدر خواهد برد و با رسوائي تمام فرار خواهد نمود و ارتش و تسليحاتش نيز تدريجا به نفع انقلابيون و جنبش بكار ميافتد، اينست خاصيت و خصلت اساسي امپرياليسم و لون نولهاوو انتيوها آلت تسلطش، تنها يك تصميم تودهايست كه ميتواند تسلط استثمارگران را درهم بشكند.
برادر مبارز
اسامي شهداء و شرححال آنها را در اختيار عموم بگذار. مشاهدات و تجربيات مبارزاتيت را در اختيار ديگر برادران قرار ده، عوامل دشمن را شناسائي نما و آن گاه 19 دي را تحليل نموده و فكر كن كه چگونه بايد از اين زمينه در مسير هدفهاي رهائيبخش جنبش استفاده نمود.
سرنگون باد رژيم ننگين شاه قاتل
نابود باد سلسله استثمارگرانه امپرياليسم
پيروز باد پرچم انقلاب مسلح خلق ايران
تكثير و نشر از «پيام انقلاب»
نامه علماي تبريز به هيئت بازرسي
علماي مجاهد تبريز طي اين نامه نظر خود را در مورد وقايع قم و تبريز اعلام نموده و به افشاگري رژيم كه خود عامل اصلي بروز چنين حوادثي است پرداختهاند و براي اينكه گروههاي فرصتطلب با تحريف متن اين نامه، آن را براي حمله به روحانيت و مراجع و بخصوص علماي تبريز مستمسك قرار ندهند، متن نامه را براي اطلاع عموم منتشر نمودهاند.
بسمه تعالي
هيئت عاليه بازرسي اعزامي جناب تيمسار ارتشبد شفقت دامه…
نظر روحانيت تبريز را در جريانات اخير اعلام ميدارد.
1ـ حادثه اسفبار قم كه منجر به قتل عدهاي بيگناه گرديد احساسات مذهبي مردم سرتاسر كشور را جريحهدار ساخت.
2ـ تا چهل روز كوچكترين قدمي در جريان و تدارك آن حادثه مؤلمه از طرف مقامات برداشته نشده است.
3ـ مرم تبريز طبق دستور مراجع عظام، تقليد يا ايمان به نظم و آرامش اربعين مظلومين قم را كه به عنوان عزاي عمومي اعلام شده بود به سوگ و ماتم ميپرداختند.
4ـ پليس در مسجد را بسته و مامورين خود را مستقر ساخت و از ورود مردم به مسجد ممانعت كرد. خشونت و فحاشي و شروع به تيراندازي كه منجر به قتل گرديد. منشاء انفجار گرديد و زمينه براي وضع موجود فراهم شد.
5ـ خواستههاي حضرت مستطاب آيتاله العظمي آقاي شريعتمداري مدظله العالي و ساير مراجع تقليد خواسته همه علماي اعلام است.
6 ـ بياعتنائي به خواستههاي مردم مسلمان كشور و اظهارنظر آنها در مسائل اسلامي در جرائد و غيره سبب انزجار و عصبانيت افكار شده.
دستور مقدس اسلام است كه در موقع آشفتگيها و ظهور بدعتها علماي دين به ياري مردم بشتابند. حديث نبوي هم است. (اذا ظهرت البدع في عالم ان بظهر علمه) اينك جامعه روحانيت تبريز با كمال دلسوزي و واقعبيني طبق وظيفه مقدس ارشادي كه دارند از مقامات حكومتي خواستارند كه با واقعبيني از راه ارشادات مراجع بزرگ ديني در اين روزگار آشفته جهاني استفاده نموده و مملكت عزيز شيعه ايران را كه نمونه كاملي از اسلام است نگذارند دستخوش يك عده انگشتشمار ضد مذهب و ضد روحانيت شيعه قرار بگيرد.
بيائيد عموما با پيروي از مراجع تقليد سلامت و عزت و تماميت و استقلال اين مملكت مبارك را با تمام مقدسات آن تا ظهور فرج آل محمد نگهداري نمائيم.
سيدمحمدعلي قاضي طباطبائي ـ عبدالمجيد واعظي ـ سيدحسن انگجي ـ الاحقر كاظم دينوري ـ سيدمحمدعلي انگجي ـ عبدالحميد شربياني ـ الاحقر عبداله مجتهدي سرابي ـ الاحقر جعفر اشراقي ـ الاحقر عبدالحسين غروي ـ سيديوسف الهاشمي.
محمد فاضل ـ عبدالحميد باقري ـ سيدمحمدحسين ؟؟؟؟ ـ عبدالرحيم قائمي ـ محمد وحدت ـ حسن ناصرزاده
بسمهتعالي
اين مضمون و متن نامهاي است كه حضرات آيات عظام و علماي اعلام و خطباي گرام تبريز به هيات اجرايي رساندهاند.
سيدمحمدعلي قاضي طباطبايي
نامه جمعي از علماي قم و تهران به علماي تبريز
بسمه تعالي
حضرات آيات و حجج اسلام و علماء اعلام تبريز دامت بركاتهم
اقدام دليرانه علماي معظم و مردم شرافتمند تبريز كه به دعوت مراجع تقليد همراه با عموم مردم مسلمان ايران براي دفاع از حريم اسلام و قرآن و به منظور بزرگداشت چهلمين روز شهداي قم بپا خاسته بودند با كمال تاسف به دست عمال حكومت به حادثهي خونيني مبدل شد كه تلفات چندان فراوان به بارآورد. دستگاههاي تبليغاتي حكومت ميكوشند اين مبارزة مقدس مردم غيور تبريز را تحريف كرده و به گونهاي كه ميخواهند… كنند و ملت آگاه ايران ماهيت واقعي مبارزه خويش آگاه هستند و هرگز فريب دستگاههاي دروغپرداز حكومتي را نخواهند خورد. اين فاجعه مولمه را به حضور حضرت وليعصر ارواحنا فداه و مراجع عظام و عموم مردم و خانوادههاي داغدار و عموم ملت مسلمان ايران و مردم آگاه جهان تسليت ميگوييم و اميدواريم مبارزات ملت بيدار با هدايت علماي اسلام و عموم برادران مسلمان به پيروزي برسند و جنايتكاران حادثهآفرين به كيفر خود برسند.
اسماعيل ابراهيمنژاد، نجمالدين اعتمادزاده، نظامالدين الهي قمشهاي، محمد امامي كاشاني، حسين انصاريان، محيالدين انواري، سيدمهدي امام جماراني، رضا باهنر، سيدمحمد بهشتي، جعفري اصفهاني، سيداحمد حسيني، اكبر حميدزاده، محمدحسين دانش آشتياني، سيدحسين درچهاي، سيدتقي درچهاي، سيدجمالالدين دينپرور، سيدهاشم رسولي محلاتي، محمود رستگاري، حسين روحاني، عباسعلي سرفرازي، مهدي شاهآبادي، جعفرشبحوني، غلامرضا صفايي، سيدرضا ضيايي، محمدحسن ظاهري اصفهاني، سيدنورالدين علوي طزالقاني، يحيي عابدي زنجاني، سيدعلي غيوري، خليلالله فاضلي، مهدي كروبي، محسن كرباسي، سيدمحمدرضا كشفي، حجتالله كياني، فضلالله محلاتي، اسماعيل مرادي، علياصغر مرواريد، مرتضي مطهري، محمد مفتح، مصطفي ملكي، احمد مولايي، سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي، سيدمحمد موسوي خوئيني، سيدابوالحسن موسوي همداني، محمدعلي موحدي كرماني، محمدمهدي موحدي كرماني، علي موحدي ساوجي، سيدمهدي موسوي، محمدرضا مهدوي كني، مهدوي كرماني، علياكبر ناطق نوري، علياصغر غروي، سيدمحسن هزاوهاي براني، سيدمحمدرضا ياسيني.
تبريز دگرباره بپاخاست
مقدمه:
شعر زير را فرزند دليري از شهر قهرمانپرور تبريز همراه با متن زير فرستاده است كه عينا منتشر ميسازيم.
اين روح پاك و احساسات عالي را به اين قارداش عزيز تبريك ميگوئيم.
«پدري هستم كه جهت معالجه همراه همسرم به كشوري غريب سفر كردهام. سه فرزندم دو دختر و يك پسر يكي دبير فرهنگ و دوتاي ديگر در تبريز دانشجو هستند. همگي مسلمان و مؤمن هستند و مخالف جور و ستم و ظلم.
پس از واقعه كشتار تبريز خبري از آنها ندارم و نتوانستهام تماس حاصل كنم. نميدانم كشته شدهاند يا در زندان هستند. از آنجائي كه به دين خود اسلام و كشورم و زادگاهم تبريز علاقمند و وفادار هستم و مبارزه افتخارآميز برادران و خواهران ديني و توده مردم را ستايش ميكنم از بيخبر بودن از فرزندانم نگران نيستم و اميدوارم آنان نيز در اين قيام مقدس شركت كرده باشند.
با اينكه در بيمارستان بستري هستم. شعري به افتخار مردم تبريز سرودهام. انتظار دارم با درج آن در روزنامه مجاهد صدا و احساس يك پدر بيمار و دور از وطن را به گوش ساير فرزندان دانشجو و هموطنانم برسانيد. من جواب خود را در روزنامه مجاهد جستجو خواهم كرد. تشكر ميكنم.
پدر بيمار
«تبريز دگرباره بپاخاست»
اي مردم آزاده تبريز
اي مهد دليران
خيزش ز تو بوده است به دوران
چون حيدر و ستار و باقرخان
باردگرت خلق، از جاي بجنبيد
برتاخت چپ و راست
تبريز دگرباره بپاخاست.
من فخر كنم، گوشهاي از شهر تو زادم
برخاك توات پاي نهادم، ديده گشادم
آري، كه حفظ وطن از جور ستمكار
پيگيري پيكار
در خون و رگ ماست
تبريز دگرباره بپا خاست.
نازم به تو اي سلسله جنبان شهامت
درياي شجاعت
چشم و دل ايران
با خيزش آني با جنبش عالي
مردان و زنانت
همگي صف بياراست
تبريز دگرباره بپاخاست
من هم پدرم، مرا هست سه فرزند فداكار
روشندل و بيدار
فريادكشان همره صدها دل خونين
بگفتند
بايد نفس از دشمن ما كاست
تبريز دگرباره بپاخاست
از ياد نبردي كشتار شهيدان
در مشهد و در قم
هر نقطه ايران
با مشت گرهخورده خالي
با رزم دليرانه
درگير شدي با، اسلحه گرم
خلق تو همي خواست
تبريز دگرباره بپاخاست
گلگون شده آن برف زمستان
از خون شهيدان
آري، كه همان قاتل سفاك، آن زاده ضحاك
كه فرمان دهد از ترس به كشتار
آهسته بگويد
از ماست كه برماست
تبريز دگرباره بپاخاست
اي مرد عروسك كه شوي كوك، با پنجه ارباب
اي روبه مكار، بيدين رياكار
خوشخدمت و بازيچه اغيار
كه ز وحشت خزيدي، بر گوشه دربار
اين همبستگي و جنبش خلق است
اين نعره دلهاست
كه تبريز دگرباره بپاخاست.
اخبـــار
در دنباله وقايع تبريز
· آيتالله شريتعمداري روز چهارشنبه سوم اسفند در مجلس ختمي كه براي شهداي تبريز برگزار شده بود هر خبري را مبني بر دخالت خويش براي دعوت مردم به آرامش را شديدا تكذيب كردهاند. همچنين آقاي ناصرزاده از علماء ميانه تبريز به نمايندگي از طرف آيتالله شريتعمداري تشكر ايشان را به مناسبت فداكاري اخير مردم تبريز به آنان اعلام نمودند. آقاي ناصرزاده در همين سخنراني كه با تفسير سوره فيل شروع كردند مردم تبريز را به پرندگاني تشبيه نمودند كه با سنگريزههاي خود آنچنان محكم و از بالا بر سر فيلها و فيلبانان كوبيدند كه فيل و فيلبان هر دو از پاي درآمدند.
· در تظاهرات تبريز، علاوه بر مردم اين شهر، از شهرهاي اطراف و حتي دهستانها و دهات نيز در تظاهرات شركت نموده بودند. دانشجويان مسلمان به شهرها و دهات اطراف رفته و پيام آيتالله شريعتمداري را مبني بر دعوت شركت در ختم شهداء به مردم اطلاع دادند. دولت بسيار كوشيده بود تا از پخش اعلاميه آيتالله جلوگيري نمايد ولي با مقاومت مردم اعلاميهها در سطح وسيعي پخش شد.
اين تظاهرات برعكس آنچه دولت سعي دارد جلوه دهد هدفش منحصرا صدمه زدن به نظام طاغوتي شاه بوده و بس. به همين دليل با اينكه در اين تظاهرات 50 بانك به كلي آتش زده شد، 61 بانك را خرده نمودهاند. به مجسمههاي شاه در دو فلكه حمله بردند كه البته به دليل استحكام زياد نتوانستند آنها را پائين بكشند ولي گوشها و بيني آنها را شكستند، بناي يادبود انقلاب را ويران ساختند، كاخ جوانان و مقر حزب شهساخته رستاخيز را ويران نمودند و برخي از مغازههاي يهودي و بهائيها را (كه با مردم همكاري ننموده بودند) سوزاندند و خراب نمودند، با اين همه كوچكترين دزدي، غارت و تاراج صورت نگرفت. اين مسئله حتي در مطبوعات خارجي نيز منعكس گرديده است كه در تمامي وقايع تبريز كمترين دزدي و يا تخلفي صورت نگرفته است.
در قسمت جلوي ساختمان باصطلاح حزب رستاخيز قالي خوشبافت بسيار گرانقيمتي با عكس شاه بر آن بود. چند نفر پيشنهاد كردند كه به نفع مردم ضبط شود ولي استدلال شد كه مردم به خاطر خدا خون ميدهند نه براي بدست آوردن مال. در نتيجه ابتدا با چاقو به جان قالي ميافتند ولي چون كه خيلي محكم بوده و پاره نميشود آن را در آتش مياندازند و ميسوزانند.
· نشانههاي تمرّد در ارتش روزبهروز زيادتر ميشود، چنانكه پادگان تبريز به فرماندهي سرلشكر بيدآبادي از بدست گرفتن انتظامات شهر و كشتن مردم خودداري ميكند. در نتيجه مقامات استاني آذربايجان در تبريز ناچار ميشوند از پادگانهاي عجبشير دعوت مينمايند. آنان هم فقط با دريافت دستور از تهران حاضر به تيراندازي به روي مردم ميشوند. استاندار آذربايجان همچنين سه گروه ضربتي ساواك از مشهد و تبريز براي سركوبي مردم اعزام ميكنند. پس از اين واقعه به دستور شاه سپهبد شفقت و گروه ديگري از افسران مامور رسيدگي به تمرد سرلشكر بيدآبادي و پادگان تبريز ميگردند.
شايع است كه روز سهشنبه سرلشكر بيدآبادي را به جرم تمرد تيرباران نمودهاند.
همچنين در سهراه فردوسي تبريز افسري از سربازان و درجهداران ميخواهد كه بر روي مردم تيراندازي نمايند. استوارش با اين دستور مخالفت مينمايد و همين كه افسر مذكور به قصد تيراندازي آماده ميشود سربازان به او حمله كرده و جابجا كشته ميشود.
· در ساير شهرستانها نيز به منظور دفاع از حريم اسلام و روحانيت و به قصد انهدام نظام طاغوتي به شدت تظاهرات صورت گرفته است.
در مشهد تظاهرات بسيار شديدتر بوده چنانكه يكي از مسافرين مشهد كه شاهد واقعه بوده اظهار ميدارد در مشهد همان برنامهاي تكرار شد كه در تبريز. ولي در مقياس كمي كمتر بود. در اين شهر هنوز توپها و تانكها در خيابانها مستقر هستند. در شاهرود يك هفته حكومت نظامي برقرار بوده است. همچنين در شهرستانهائي نظير جهرم، زاهدان، شيراز، اهواز و….. تظاهرات خونيني صورت گرفته است. عدم انعكاس جريانات شهرهاي كوچك به دليل پراكندگي عمليات و كمي جمعيت و دخالت سريع پليس بوده است.
در دانشگاه فردوسي مشهد اسرائيل كهن رئيس دانشكده علوم را كتك مفصلي زدهاند تا آنكه ديگر از دانشكده علوم به عنوان محلي براي منافع اسرائيل سوءاستفاده ننمايد، اسرائيل كهن مزدوري است كه تمام درآمد خود را (پس از مخارج شخصي) به اسرائيل ميفرستد و از آزمايشگاه علوم به نفع اسرائيل بهره ميگيرد.
علاوه بر دانشگاه تمام بازار مشهد نيز تعطيل شده و تظاهرات وسيعي برپا نمودند. در اين تظاهرات به مراكز فساد منجمله سينما سانترال حمله شده و اين سينما به آتش كشانيده شد.
· جو غالب مبارزات را مسلمانان در دست دارند و رشد جنبش اسلامي روزبروز افزايش مييابد. در تمامي تظاهرات شعارها كلا اسلامي است. لااله الاالله، الله اكبر، درود بر خميني، درود بر طالقاني و امثال اينها تنها شعارهاي تظاهرات است. به عنوان نشانهاي ديگر، ازدياد قابل توجه علاقمندان به اسلام در دانشگاه ملي تهران است. در اين دانشگاه بيش از 80 درصد دختران،خواهران مسلماني هستند كه با حجاب كامل اسلامي به دانشگاه ميآيند. اين مقاومت خواهران مسلمان سخت براي دولت سنگين است، به طوري كه پليس روز 8 اسفند به دانشگاه حمله نموده و عدهاي از خواهران مسلمان را بازداشت مينمايد.
با تمام قدرت مسلمين در سطح جنبش، معهذا آنان در مبارزات خود بسيار آگاهانه عمل ميكنند. در وقايع اخير تبريز، صبح روز اعتصاب همگاني دانشجويان ديدند كه تمام در و ديوارها پر از شعارهائي است با يك خط و يك مضمون،: «مرگ بر امپرياليسم، مرگ بر كمونيسم».
دانشجويان خيلي زود متوجه شده و اغفال نگشتند و زير همه شعارها نوشتند «مرگ بر ساواك». آگاهي و روشنبيني مسلمانان بدين ترتيب از رودررو قراردادن آنان با چپيها و سودجستن نظام طاغوتي در آن شرايط بحراني جلوگيري كرد.
· گفته ميشود كه مردم روز قبل به تمام سينماها و بانكها و مؤسسات دولتي تذكر داده بودند كه فردا تعطيل عمومي است. اگر باز كنيد زير وروتان خواهيم كرد. اما آنها اين مطلب را جدي نميگيرند و در نتيجه روز بعد همهجا بسته بوده به جز اين مراكز فساد و مؤسسات دولتي.
· در يكي از نقاط شهر پاسباني جلوي در بانك كشيك ميداده است كه ميخواهند به طرف او حمله كنند از ترس جانش پيشدستي نموده و با باتوم به شيشههاي بانك حمله نموده و با جمعيت همكاري مينمايد.
· مامورين رژيم سعي مينمايند كه صاحبان يكي دو سينمائي را كه نيمه سالم ماندهاند وادار نمايند كه سينماي خود را باز كنند. رئيس يكي از ادارات به صاحب سينما تلفن ميزند و به او ميگويد تو سينما را باز كن ما از آن محافظت مينمائيم. پس از اين مكالمه، تلفن صاحب سينما به صدا درميآيد. تا گوشي را برميدارد شخصي ناشناس به او ميگويد اگر سينمايت را باز كني، به هوا پرتابت ميكنيم.
همچنين به يكي از مشروبفروشيهاي خرابشده كه احتمالا ارمني است ميگويند مغازهات را باز كن، او ميگويد ميخواهم به جاي مشروبفروشي جواهرفروشي دائر كنم. اما به او اجازه اين كار را نميدهند. ظاهرا يكي دو نفر ديگر نيز چنين تصميمي داشتهاند و مردم در تغيير شغل به آنها كمك نمودهاند.
· چند شب پس از واقعه سربازي كه در پادگان تبريز مشغول كشيك دادن بود به محض اينكه افسر نگهبان به او نزديك ميشود اسلحهاش را بر روي افسر مزبور كشيده و او را درجا ميكشد. با صداي تير افسران ديگر بيرون ميآيند و او باز تيراندازي ميكند و چهار نفر را متواليا از پاي درميآورد و سپس و سوار اتومبيل پيكاني كه در همان نزديك بوده ميشود و به طرف در خروجي پادگان حركت ميكند. نگهبان در پادگان را كه سعي ميكند جلوي او را بگيرد زير گرفته و به سوي خارج شهر حركت مينمايد، فورا به مامورين ارتش، پليس و ژاندارمري براي دستگيري او اطلاع ميدهند و در نتيجه نزديكي دروازه شهر در كوچهاي به محاصره ميافتد. از ماشين پياده شده و سنگر گرفته شروع به شعاردادن ميكند و ميگويد هر كس به من نزديك شود ميكشماش. شعارهاي اين سرباز شجاع بدين قرار بوده است:
زنده باد خميني، مرگ بر شاه، زنده باد شريعتمداري، مرگ بر خاندان ننگين پهلوي و….
افسري كه در ميان تعقيبكنندگان بود به بقيه دستور ميدهد كه عقبنشيني كنند و خودش بدون اسلحه جلو ميآيد و به آرامي با او صحبت ميكند و با وعده وعيد و نصيحت سعي ميكند او را وادار به تسليم نمايد. سرباز در ابتدا به اين حرفها گوش نميداده و مشغول شعار دادن بوده است ولي پس از سهربع ساعت بالاخره حاضر به تسليم ميشود ولي به افسر مزبور ميگويد اول بايد يك تلفن بزنم، سپس همراه با افسر به بانكي كه در همان نزديكي بود ميروند و او به مادرش در قم تلفن ميزند و ميگويد:
«مادر تابحال پنج نفر را كشتهام و انتقام خون برادرم و خونهاي ديگر را گرفتهام و حالا ميروم تا تيرباران شوم و ميخواهم كه مرا ببخشي و خداحافظي ميكند. سپس به آن افسر و كارمندان بانك دستور ميدهد كه از بانك خارج شوند زيرا ميخواهد يك تلفن خصوصي بزند. همه از بانك بيرون ميروند و او پس از مكالمه تلفنياش بيرون ميآيد و تسليم ميشود.
تظاهرات شيراز:
· در روز 29 بهمن ماه به خاطر بزرگداشت اربعين شهداي قم تمام بازار و مغازهها تعطيل كردند. فقط مغازههاي نانوائي از اين تعطيل استثناء شده بودند تا مردم شهر دچار كمبود نان نگردند.
مردم شيراز در چند نقطه به انجام تظاهرات پرداختند. در جلوي امامزاده سيدعلاءالدين حسين معروف به آستانه تظاهرات به زدوخورد با پليس منجر شد كه در نتيجه شش دانشجو هدف گلوله قرار گرفته و زخمي شدند. همچنين در جلو دانشكده ادبيات پس از تظاهرات باشكوهي كه با درود بر خميني، مرگ بر كارتر، مرگ بر نوكر كارتر و مرگ بر شاه دنبال شد. اين تظاهرات نيز با برخورد با پليس منجر گرديد.
در اين روز در همه نقاط شهر به خصوص جلو شهرباني، كلانتريها و روبروي مساجد تعداد زيادي پليس و نيروهاي مسلح مستقر شده بودند تا از بروز هرگونه حادثهاي جلوگيري نمايند. با اين همه تظاهرات ادامه داشت و اصولا براي مردم شيراز رسمي شده كه هر دو سه هفته يكبار بعد از خروج از مسجد به تظاهرات عليه دربار شاه و هيئت حاكمه مبادرت نمايند.
سهم حجت الاسلام مجدالدين محلاتي در بيداركردن مردم بسيار است. به خصوص كه روشنگريهاي ايشان به شهرهاي اطراف مانند كازرون نيز سرايت كرده و به طور متوالي در آنجا تظاهرات برپا ميشود. به همين دليل پس از 29 اسفند ايشان را دستگير نموده و به محل نامعلومي تبعيد نمودهاند.
اعلاميههاي زير از طرف مراجع عاليقدر صادر شده است كه در آن مردم را دعوت به تعطيل عمومي و شركت در مراسم چهلم شهداي قم نمودهاند.
بسمالله الرحمن الرحيم
الذين اذا اصابتهم مصيبت قالوا انا لله و انا اليه راجعون.
به مناسبت فرارسيدن اربعين حادثه اسفناك و غمانگيز كشت و كشتار و تبعيد جمعي از طلاب و مؤمنين در حوزه علميه قم كه قلوب مسلمانان جهان را جريحهدار نموده و به دنبال آن علماء اعلام و طلاب و فضلا و ساير طبقات انزجار و تنفر خود را به وسيله تعطيل درسها و نماز جماعتها ابراز داشتند و همچنين در ساير شهرستانها با تعطيل مغازهها همدردي خود را اظهار نمودند. لذا روز شنبه دهم ربيعالاول 1398 روز عزاي ملي اعلام ميشود. باشد كه باعث تسلي قلوب شكسته پدران و مادران داغديده شود. زيرا كه خفقان و محاصره منازل ما مانع از اين شد كه مردم به موقع در مجلس ترحيم و تذكر ما شركت كنند.
ملت ايران فهميدند كه تحريكات و توهينات مطبوعات بيارزش و غيرقابل اهميت است و مصادر امور نميتوانند با سرپوش گذاشتن و يا تحريف هدفهاي مقدس جامعه روحانيت و ملت مطالب را واژگون سازند.
حقير بوسيله اعلاميه قبلي مراتب تأثرات و اعتراضات خود را اظهار نمودهام…..
اميد است كه مصادر امور تنبه پيدا كنند و از اينگونه ظلمها و تعدّيها بپرهيزند و نگذارند اين صحنهها تجديد شود و حوادث ناگوار بوجود آيد.
و ازعموم طبقات و برادران ديني كه با روحانيت همدردي نموده و پشتيباني خود را اظهار داشتند تشكر مينمايم.
در خاتمه مجددا اين مصيبت را به حضرت بقيه الله روحي و ارواح العالمين له الفداء و بازماندگان و پدران و مادران داغديده تسليت گفته و عظمت اسلام و مسلمين را از قادر متعال مسئلت مينمايم.
واسلام عليكم و رحمت الله و بركاته.
7 ربيع المولود 1398
هوالحق
مقتل شهيد
دو تن از جوانترين شهداي واقعه قم
در قيام مردم قهرمان ما در روزهاي 17-19 ديماه در قم ارتش شاه، به فرمان مستقيم وي دست به كشتار مردم بيگناه ما زد. انقلابيون مسلمان با خون خود داغ رسوائي و ننگ را بر پيشاني سياه محمدرضا پهلوي زدند و با انتخاب شهادت به حقانيت جهانبيني توحيدي و جنبش نوين اسلامي صحه گذاردند.
در اين قيامها همكاري و وحدت همه اقشار و طبقات مستضعف خلق مسلمان ايران بيش از پيش به چشم ميخورد و عليرغم دسائس و تفرقهانگيزيهاي رژيم، اين وحدت روزبهروز بيشتر و عميقتر ميگردد.
يكي از شهيدان غرقه به خون قم در آخرين لحظات حياتش با سرانگشتان غرقه به خون خود، بر ديوار مقتل خود به اين وحدت گواهي ميدهد.
و همانطور كه در عكس ديده ميشود نوشته است:
مقتل شهيد ـ شهيد دكتر شريعتي رضوانا… عليه ـ اين خون،خون يك شهيد در راه انقلاب است 19 دي هر كس اين خون را پاك كند بايد از رگ گردنش خون دهد.
عكس ديگر جاي تيري است كه بدست جلادان شاه و به فرمان وي رها شده است و بر سينه طلبهاي مجاهد نشسته و او را شهيد نموده است و سپس يارانش در كنار آن نوشتهاند كه «درش نياوريد».
درود به شهيدان راه حق
مرگ بر جلادان
نمونههائي از
اعلاميهها و بيانيههاي دعوت به تعطيل عمومي
به مناسبت چهلم واقعه قم
اين اعلاميهها مشت محكمي است بر دهان ياوهگوياني كه حركت مردم مسلمان ما را در درون جنبش نوين اسلامي، غريزي!! خودبخودي!! قيام مليتهاي تحت ستم با بهانه قراردادن مذهب!! و …. ميخوانند.
«درود بر جوانان پرشور آگاه دانشگاههاي ايران كه با قيامهاي هوشيارانه و پياپي وفاداري خود را به اسلام بزرگ و كشور عزيز خود ثابت كردند».
آيتاله خميني
«نقل از اعلاميه 18 صفر 98 معظمله»
در توالي نبرد ميان حق و باطل، الله و طاغوت و نيروهاي تكاملي با دار و دستههاي ضدتكاملي، شهيدان گواهان هميشه حاضر در ميدان، پرچمدار افراشته اين جنگ سازشناپذير و اسوه و نمونههائي براي همه رزمندگان عليه نظام طاغوتي هستند و نقش يادآوري آنان زنده نگهدارنده انقلابهاست.
ما ياد شهداي نوزدهم دي ماه قم را پيوسته گرامي ميداريم و از همه دانشجويان و ديگر انسانهاي آزاديخواه ميخواهيم روز شنبه 29 بهمن 1356، روز چهلم آن شهدا را تعطيل نموده با آرامش و صبر سرخ انقلابي در مراسمي كه بدين مناسبت در هر كجا تشكيل شود شركت كنند.
دانشجويان مبارز مسلمان
بسمه تعالي
به اطلاع عموم ملت شريف ايران به خصوص اهالي محترم تهران ميرسانند بر اينكه:
روزنامه معلومالحال اطلاعات به انتشار مقالاتي در روز شنبه 17 ديماه پنجاه و شش زير عنوان ايران و استعمار سرخ و سياه جامعه روحانيت شيعه را به موافقت با برنامههاي غيراسلامي و ضدمردمي متهم نموده و به ساحت مقدس زعيم عاليقدر و مرجع تقليد شيعه حضرت آيتالله العظمي خميني متعالله المسلمين بطول بقائه اهانتها كرده است. حوزه علميه قم كه مسئوليت خطير پاسداري و حفظ مقدسات اسلام و حقوق مسلمين را بر عهده دارد به دنبال انتشار مقاله مزبور بلافاصله به عنوان اعتراض به اين گستاخيها درسها را تعطيل اعلام كرده و طلاب و مدرسين در منزل مراجع تقليد اجتماع نموده و طي سخناني مراتب انزجار و نفرت خود را ابلاغ كردند و خواستار اقدامي جدي براي جلوگيري از انتشار اينگونه نوشتههاي ضداسلامي شدند و مراجع تقليد نيز مندرجات مقاله مزبور را محكوم نموده و تنفر و انزجار خود را طي نامهاي به عموم مسلمين ابلاغ فرمودند.
در روز دوشنبه 19 ديماه تجار و كسبه قم به عنوان پشتيباني از حوزه مقدس قم و اعلام وفاداري به زعيم و پيشواي عاليقدر شيعه دست به تعطيل عمومي زدند و در اجتماعات روحانيون شركت نمودند و لكن با كمال تأسف عمال دولت برخلاف همه موازين انساني و حقوق بشري اين اعتراض منطقي و درخور تحسين شهر مذهبي قم را با چوب و چماق و گلوله پاسخ دادند و در يك يورش وحشيانه صدها نفر را مضروب و مجروح و در يك كشتار دستهجمعي عدهاي را به قتل رساندند (كه بخشي از قربانيان اين حادثه طبق نقل خبرگزاريهاي خارجي به هفتاد نفر ميرسد) و اين حملات ناجوانمردانه از تعرض نسبت به زنها و بچههاي معصوم نيز خودداري نكردند.
متعاقب اين حوادث موج خشم و نفرت شهرهاي ايران را يكي پس از ديگري فراگرفت. دانشگاهها در نقاط مختلف كشور دست به تظاهرات و پيادهروي زدند. در بعضي از شهرستانها بازارها عليرغم تهديدهاي پليس به صورت تعطيل يا نيمهتعطيل درآمدند علما و روحانيون تهران و حومه متعاقب نامهاي به حضور مراجع تقليد شيعه كه مراتب همدردي و نيز پشتيباني خود را نسبت به حوزه علميه و مردم غيور و شرافتمند قم ابراز داشتند اقامه نماز جماعت در مساجد را به مدت يك هفته تعطيل اعلام نمودند و خطبا و گويندگان مذهبي نيز در همين مدت برنامههاي خود را تعطيل نمودند و به اطلاع عموم ميرساند كه در پايان اين تعطيلات روز پنجشنبه 29 ديماه پس از نماز مغرب و عشاء در مساجد به پاس احترام به شهداي قم مجالس بزرگداشت و ترحيم منعقد ميباشد.
وسيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون.
علماء و وعاظ تهران و حومه
فضلالله المجاهدين علي القاعدين اجرا عظيما
بيست و هشتم ديماه سال 1356
بازاريان مبارز مسلمان ايران
جامعه مبارز روحانيت ساليان دراز است با سرسختي همهجانبه در قبال استبداد ايستادگي نموده است. فاجعه دلخراش كشتار مسلمانان بيدفاع در شهرستان قم و ايراد تهمت و افترا به مراجع عاليقدر تشيع حضرت آيتالله العظمي حاج آقا روحالله خميني و بيحرمتي به احكام اسلامي و تبعيد و زنداني كردن آيات عظام و حجج اسلام نمونه بدكرداري حكومت جابر ايران است.
مردم مسلمان شهرستان اصفهان به شدت از اين همه توهين به مراجع عاليقدر تقليد و كشتار مسلمانان پاكنهاد اعتراض نموده است بازار و سپس تمام شهر يكپارچه به حالت تعطيل عمومي درآمده است.
ما بازرگانان و پيشهوران اصفهاني مقيم مركز نيز با شركت در تعطيل عمومي روز پنجشنبه 29/10/56 بازار تهران همدردي خود را به جامعه روحانيت اعلام و نسبت به كشتار فجيع مردم بيگناه شهرستان قم ابراز نفرت مينمائيم.
بازرگانان و پيشهوران اصفهاني مقيم مركز
ولاتحسبن الذين قتلو في سبيلالله
امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون
آلعمران 169
بنام ايزد يكتا
مردم شرافتمند تهران:
دستگاه استبداد كه سالهاست با پايمال كردن منافع ملي بر ايران حكومت ميكند و خوب ميداند كه پايگاهي در ميان هيچيك از گروههاي اجتماعي ندارد و سخت از اتحاد مردم بيمناك ميباشد در دو ماهه اخير با حادثهآفرينيهاي پيدرپي براي ايجاد وحشت و خفقان بيشتر به تلاش دامنهداري پرداخت و چون از برهمزدن جلسههاي سخنراني شاعران و نويسندگان و ايجاد «فاجعه عيد قربان» و دسيسههاي گوناگون ضددانشجوئي طرفي برنبست، دگرباره «جامعه روحانيت» را كه همواره در مبارزات ملت ايران در راه آزادي و استقلال نقش اساسي داشته است هدف اصلي توطئه ضدمردمي خود قرار داد.
پس از تبعيد و زنداني كردن چند تن از برجستهترين روحانيان ناگهان ننگيننامه اطلاعات كه پيوسته در خدمت استبداد و استعمار بوده است در روز هفدهم ديماه در مقالهاي تحت عنوان «ايران و استعمار سرخ و سياه» با وقاحت تمام به ساحت پيشواي عاليقدر حضرت آيتاله العظمي حاج آقا روحالله خميني مرجع تقليد شيعيان جهان اهانت كرد.
اين هرزه در آبي در سراسر كشور موجي از نفرت پديد آورد و با اعتراضهاي شديد روبرو شد ولي دستگاه استبداد بر وحشيگري خود افزود و در روز نوزدهم ديماه دست به كشتار طلاب علوم ديني و مردم بيدفاع قم زد.
با گذشت چند روز از اين فاجعه خونين هنوز حوزههاي علميه تعطيل و آيات عظام و حجج اسلام از اقامه نماز جماعت خودداري ميكنند و در بيشتر شهرها، بازرگانان و پيشهوران حجرهها و مغازههاي خود را بستهاند و به طور كلي مملكت در حالت عزاي عمومي بسر ميبرد.
بازار تهران كه در به ثمر رساندن نهضتهاي بزرگ مشروطيت و ملي شدن صنعت نفت كوششهاي ارزشمندي داشته، بازار تهران كه همواره پشتيبان «جامعه روحانيت» بوده در شرايط خطير و حساس كنوني بجاست يكبار ديگر نقش فعالانهاي را كه در خور سابقه درخشان آن باشد به عهده گيرد.
جامعه بازرگانان و پيشهوران بازار تهران كه با احياي سازمان خود و پيوستن به اتحاد نيروهاي جبهه ملي ايران گام استواري در راه وحدت گروههاي مختلف اجتماعي و پيشبرد مبارزات آزاديخواهانه و استقلالطلبانه برداشته است. روز پنجشنبه بيستونهم ديماه برابر با نهم ماه صفر را كه آخرين روز هفته عزاداري و اعتراض جامعه روحانيت و روز برقراري مجالس يادبود شهيدان به خونخفته قم خواهد بود به نشان تنفر عميق از كشتار وحشيانه مردم بيدفاع و حمايت از روحانيان ترقيخواه تعطيل عمومي اعلام و از همه بازاريان شرافتمند دعوت مينمايد كه در اين روز از بازكردن حجرهها ومغازهها خودداري كنند.
ما از همه بازاريان آگاه ميخواهيم كه اين تعطيل عمومي با نظم كامل و دور از هر گونه تظاهر انجام گيرد تا كوچكترين فرصت اخلالگري و حادثهآفريني براي دشمنان ملت باقي نماند.
27 ديماه 1356
جامعه بازرگانان و پيشهوران بازار تهران
بسمالله الرحمن الرحيم
بازرگانان و پيشهوران بازار تهران
انتشار مقالهاي در سياهنامه اطلاعات در اهانت به ساحت حضرت آيت ا…. العظمي خميني كشتار بيرحمانه هموطنان مسلمان ما را در قم بدنبال آورده، به محض وصول خبر به شهر شيراز بازار و دانشگاه شيراز تعطيل گرديد و مجالس سوگواري برگزار ميباشد. اكنون كه از طرف بازاريان تهران براي حمايت از جامعه روحانيت و تسليت به خانوادههاي شهدا روز پنجشنبه 29 ديماه تعطيل عمومي اعلام شده است، بازرگانان و پيشهوران شيرازي بازار تهران هم پشتيباني خود را از اين دعوت اعلام و در اين روز تعطيل عمومي شركت ميكنيم.
27/10/56
شيرازيهاي بازار تهران
بسمه تعالي
بازاريان شرافتمند تهران
به دنبال كشتار دستجمعي مردم مسلمان قم و اعتراض مراجع تقليد و آيات عظام به اين رويه ضداسلامي حكومت، بازاريان تبريز و شهرهاي ديگر آذربايجان تعطيل و عزاي عمومي اعلام شد.
اينك كه از طرف جامعه بازرگانان و پيشهوران بازار تهران روز پنجشنبه 29 ديماه تعطيل عمومي اعلام شده است ما بازاريان آذربايجان مقيم تهران اين دعوت را اجابت و ضمن شركت در اين تعطيل عمومي تسليت خود را به پيشگاه جامعه روحانيت تقديم ميداريم.
8 صفر 1398 ـ 28/10/56
آذربايجانيهاي بازار تهران
تحكيم وحدت نيروهاي اسلامي
به دنبال قتلعام مردم قم و در اربعين شهيدان آن روز، خلق مسلمان ايران دست به تعطيل و تظاهر عمومي ميزند. و در تبريز در 29-30 بهمن قهرمانان آذربايجاني بپا ميخيزند. در مجلس يادبود شهيدان كه در مسجد اعظم قم با شركت بيش از 50 هزار نفر تشكيل شده بود، خطباي بسياري سخن گفتند. يكي از خطبا، داستان عيني و زنده وحدت نيروهاي اسلامي را چنين توصيف نمود كه در جريانات قم دانشجوئي تير ميخورد ـ طلبهاي به يارياش ميشتابد ـ عمامهاش را باز ميكند تا براي جلوگيري از خونريزي محل تير را ببندد. اما او نيز مورد اصابت گلولههاي دشمن قرار ميگيرد و در كنار برادر دانشجويش شهيد ميشود. و بدينگونه، وحدت نيروهاي اسلامي، در صحنه نبرد، و با خون تحكيم ميگردد.
اعلاميههاي منتشرشده در ايران
به مناسبت
جنايات دولت در تبريز و قم
· در طي تظاهرات اخير بيش از 130 نوع اعلاميههاي ضدرژيمي دركوچهها و خيابانها پخش شده بود. از دانشآموزان گرفته تا سازمانهاي مسلح اسلامي همه اعلاميه داده بودند. در ميان اين اعلاميهها، نشريات «جنبش مسلمانان ايران»، جبهه ازاديبخش مسلمانان ايران، سازمان مجاهدين خلق ايران (با آرام اصلي)، گروه كهف، گروه فجر، پيام انقلاب، آواي انقلاب به چشم ميخورد.
· اعلاميهاي به امضاي 41 نفر از اساتيد و فضلاي حوزه علميه قم در مورد حوادث خونين تبريز در ايران منتشر شده است كه طي آن به افشاي اعمال وحشيانه دولت در كشتار مسلمانان تبريز پرداخته با استناد به اخبار روزنامههاي دولتي مقامات جنايتكار دولت را مسئول فجايع 29 بهمن ماه معرفي كرده است. در اين اعلاميه خاطرنشان شده است كه همزمان با وقايع تبريز، تظاهراتي در شهرستانهاي مشهد، اصفهان، شيراز، قم، اهواز، فسا، كاشان، كازرون، زنجان، آبادان، خرمشهر، يزد، رفسنجان و بندرعباس رخ داده است.
· اعلاميه ديگري با امضاي 36 نفر از فضلاي قم در تاريخ 15 ربيعالاول منتشر شده كه به هر دو فاجعه قم و تبريز اشاره نموده اعمال ضدانساني و جنايات رژيم را محكوم و به امام زمان و مراجع و بازماندگان شهداي اين دو فاجعه تسليت گفتهاند.
· آقاي دكتر سنجابي در طي اعلاميهاي كه منتشر كردهاند به توضيح مختصري از وقايع قم و تبريز پرداخته و دولت را مسئول واقعي رويدادهاي اخير معرفي نموده است.
در طي اين اعلاميه از دروغپردازان پهلوي سئوال شده است كه اين چگونه بوده است كه وقايع قم توسط «ارتجاع سياه» آغاز شده است و در رويدادهاي تبريز «استعمار سرخ» با همكاري «ماركسيستهاي اسلامي» دست داشتهاند؟ مگر دولت ادعا نكرده است كه در مبارزات خودش ماركسيستهاي اسلامي را نابود كرده است؟ اين افراد دوباره از كجا پيدايشان شد؟ كه توانستهاند در عرض چند روز 40 هزار نفر از اهالي تبريز برعليه دولت بشورانند؟ از همه بالاتر براي چه اين دو نيروي عظيم «استعمار سرخ» و «ارتجاع سياه» فقط و فقط ايران را صحنه فعاليتهاي خود قرار دادهاند. و در هيچ جاي ديگر نشاني از آنها نيست؟
در طي همين اعلاميه ضمن برشمردن توطئهها و ودروغهاي رسواي رژيم، مردم مسلمان را به اتحاد و همكاري در مبارزه عليه حكومت موجود دعوت نموده است.
اعلاميهاي نيز به امضاء 58 نفر از روحانيون تهران در تاريخ 7/12/56 صادر شده است كه خدمت مراجع شيعه و علماي تبريز و مردم تبريز تسليت گفته و تنفر و انزجار خود از مسببين اين جريانات ابراز نموده و پشتيباني خود را از مراجع عظام اعلام نمودهاند.
در تاريخ 14 ربيعالاول 98 مطابق با 3 اسفند 56 گروهي از خطبا و فضلاي حوزه علميه قم اعلاميهاي منتشر كردهاند كه در آن به اهداف جنبش اسلامي در مجموع و روحانيت خصوصا اشاره نموده و سپس به نقل قطعنامهاي كه در جلسه يادبود شهداي قم در مسجد اعظم به تصويب رسيده است پرداختهاند.
اهم مطالب اين قطعنامه به شرح زير است:
1ـ ما با قيام خويش عليه نظام حاكم فاشيستي «ديكتاتوري و آمريكائي» ايران تا گرفتن انتقام خون شهيدان از كليه عاملين و مرتكبين كشتارهاي ايران به منظور تسلاي خاطر داغديدگان ملتِ قرآن بپاخاسته و از پاي نخواهيم نشست.
………………..
5ـ ما همبستگي و پيوستگي خود را با همه افراد مسلمان ملت و كليه مسلمانان مبارز خارج كشور از فقهاي عاليمقام تعهدشناس اسلام، علماي عظام، دانشجويان والامقام علوم ديني، اساتيد دانشگاهها، دانشجويان عزيز، دبيران، معلمان، دكترها، مهندسين، كارگران، بازاريان،دانشآموزان و همه طبقات متعهد و وظيفهشناس بهخصوص ارتشيان و نظاميان جانبدار ملت و تمام جناحهاي رزمنده عدالتخواه و متعهد و مسئوليتدان كه در راه ريشهكن كردن ظلم و احياء عدالت و استقرار حكومت اسلامي تلاش ميكنند اعلام ميداريم.
6 ـ ما ننگ و نفرت و انزجار شديد خود را از طرف قاطبه ملت مسلمان و آزاديخواه ايران، از تمام كشتارهاي پنجاهساله حكومت ننگين پهلوي، بهويژه كشتار خونين مسجد گوهرشاد و كشتار بيرحمانه پانزده خرداد، هجومهاي وحشيانه و پيدرپي به مدرسه فيضيه، يورشهاي مكرر به دانشگاهها و تظاهركنندگان معترض اسلامي، حبس و قتل و زجرهاي بيشرمانه بخصوص قتل نهاني سعيديها، غفاريها، حنيفنژادها، رضائيها، شريف واقفيها، خوشدلها، ذوالانواريها، آقا مصطفيها، دكتر شريعتيها، و بالاخص كشتار اوباشانه و مذبوحانه قم و كشتار سبعانه تبريز و مومنين زنده و بيدار اعلام داشته و اينگونه جنايت درندهخويانه بدتر از قرون وسطائي را به شدت محكوم ميكنيم.
7ـ ما خواهان لغو هرگونه مصوباتي هستيم كه در قانون اساسي و متمم آن برخلاف مقررات اسلامي و شيعي درج شده است.
در بخشي از اين قطعنامه آزادي تمام زندانياني كه براي تحقق آرمان اسلامي و عدالت به زندانها افتادهاند بهخصوص آيتاله منتظري و آيتاله طالقاني نيز خواسته شده است.
در خاتمه از تمام طبقات سپاسگزاري نموده و همبستگي خود را با قيام آگاهانه مسلمانان متعهد در همه نقاط كشور اعلام داشته و از برادران مبارز خارج از كشور درخواست نمودهاند كه صداي حقطلبانه آنان را به گوش جهانيان برسانند.
متن اعلاميه مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيتالله العظمي
آقاي شريعتمداري مدّظله العالي
بسمالله الرحمن الرحيم
وَاعْتَصِموُا بِحَبْلِ اللهِ جَميعاً وَلاَ تَقْرَقوُا
اكنون كه برگزاري مراسم اربعين فاجعه خونين حوزه علميه قم در سراسر كشور به پايان رسيده لازم ميدانيم كه از علماي اعلام، آيات گرام، خطباي عاليمقام و طلاب محترم حوزههاي علميه قم، نجف، خراسان، تهران، آذربايجان، خوزستان، مازندران، گيلان، لرستان، زنجان، اصفهان، شيراز، يزد و ساير حوزههاي علميه كه در تعطيل و برگزاري مجالس ترحيم و بزرگداشت مراسم چنين روزي با وحدت كامل شركت نمودهاند صميمانه سپاسگذاري مينمائيم و همچنين از علماي عاليقدر شهرها و قصبات و طبقات مختلف مردم مسلمان مخصوصاً دانشجويان محترم، اصناف و بازاريان شريف و متدين كه در شرايطي سخت و دشوار به نداي روحانيت پاسخ مثبت داده و در اين سوگواري سهمي عظيم دارند قدرداني و تشكر فراوان نمائيم.
با تعطيل و بزرگداشت روز شنبه دهم ربيعالاول 1398 هجري به عنوان روز عزاي عمومي، ملت ايران يكبار ديگر ثابت كرد كه با روحانيت و حوزه علميه قم پيوندي استوار و ناگسستني دارد. مردم مسلمان ايران به خوبي نشان دادند آنچنان از آگاهي و مسئوليت اجتماعي بهرهمندند كه در برابر طوفانهاي فساد و بيديني و در مقابل تهاجماتي كه به مذهب و روحانيت ميشود با تمام قدرت دفاع نموده و به مصداق «كَاَنهم بنيان مرصوص» صفوفشان متشكل و خللناپذير است. و اما حادثه خونين ديگري كه در شهر تبريز بوجود آوردند و موجب كمال تأسف و تأثر است. هنور جراحات فاجعه قم التيام نيافته و اشكها از جريان نيفتاده فاجعه مصيبتبار تبريز هم بر آن افزوده گرديد. اين بار نيز عدم درايت مقامات مصائبي تازه به بار آورد و ندانمكاري، فحاشي و خشونت مامورين در مقابل تعطيل عمومي و تشكيل مجالس ترحيم، فاجعهاي را كه منجر به قتل عدهاي و مجروح شدن گروه كثيري گرديد پديدار نمود.
اكنون در جستجوي علت قضيه به دستگيري و زنداني كردن افراد بيگناه پرداختهاند و زمينه را براي نارضايتيهاي بيشتر آماده ميسازند. در صورتي كه بايد علل بروز اينگونه وقايع را در خود جستجو كنند. بايد بدانند كه فاجعه اسفبار تبريز دنباله طبيعي فاجعه دردناك قم بود كه اگر در قضيه دلخراش قم به اين حادثه رسيدگي ميشد و عاملين اين بجاي تنبيه و محاكمه تشويق نميشدند شايد حادثه تبريز به اين شكل اتفاق نميافتاد.
دولت بايد قدرت مذهب را در اين مملكت تشخيص دهد. افكار و عقايد اكثريت ملت ايران را احترام مخصوص قائل شود. و به قانون اساسي عمل نمايد. اكثريت مردم شريف ايران مسلمانانند و مذهب رسمي آنها مذهب جعفري است. قوانين جاريه در ايران نبايد مخالف دين و مذهب باشد. وقتي كه دولت، خود، قانون را محترم نشمارد و در اجراي آن تبعيض قائل شود از ديگران چه انتظاري ميتواند داشته باشد. بايد بدانند كه راه تحقيق و رسيدگي صحيح در حادثهها جستجو و يافتن علل و موجبات آنها است زيرا اگر مسلما مورد توجه قرار نگيرد و موجبات بروز حوادث از بين نرود هيچ اطميناني نميشود كرد كه در آينده مشابه آن به وقوع نپيوندد.
آيا معناي عدالت و مساوات در برابر قانون، اينست كه مردم تبريز به جرم ناكرده دستگير و زنداني شوند و عاملين كشتار قم از مجازات معاف بوده و مورد تشويق واقع شوند؟ راستي جاي بسي تعجب است كه مردمي در مقابل خواندن و نشر اعلاميه مرجع ديني خود گرفتار شوند در صورتي كه صدور اعلاميه حق شرعي و طبيعي و قانوني ما بوده و خواندن و پخش و تكثير آن نيز از ابتدائيترين حقوق مشروع و طبيعي مردم مسلمان است و اگر صدور آن توليد مسئوليتي نمايد مسئول مستقيم آن شخص اينجانب است.
لذا با تأسف فراوان از فاجعه تبريز، به عموم مسلمانان ايران به خصوص به مردم شريف و متدين آذربايجان تسليت ميگوئيم و از اهالي مسلمان و غيور تبريز كه در موقعيتي دشوار، از تأييد و پشتيباني كامل كه به عنوان طرفداري از حقيقت و عدالت و بنام خدا و براي خدا و براي خدا بوده است هيچگونه دريغ ننمودهاند، امتنان و تشكر داريم و مزيد توفيقات و تأييداتشان را از درگاه احديت مسئلت مينمائيم. خداوند قادر متعال ملت مسلمان ايران را در كنف حمايت خويش محفوظ داشته و همواره آنان را سربلند نمايد و توفيق عمل به دستورات عاليه اسلام را كرامت فرمايد.
به تاريخ بيست و دوم ربيع الاول 1398 هجري قمري
سيدكاظم شريعتمداري

