شماره ۲٧ ( سال سوم، بهمن ١٣٥٣ )

 

فهرست مطالب

 درباره اين شماره

نامه وزارت فرهنگ و هنر

ناظرين اعزامي به ايران تهديد به قتل شدند

نامه روحانيون مبارز به كميسيون حقوق بشر

اخبار

تبريک به ما

 

 

 

از مؤمنين کساني هستند که نسبت به پيمانشان با خداوند وفادار مانده‌اند. عده‌اي از آنها به پيمانشان وفا کردند و عده‌اي در انتظار بسر مي‌برند کساني که در راه خدا (راه رهائي انسان از هرگونه ستم) کشته شدند هرگز مرده مپندار، چه، آنان را زندگي جاودانه است.

قرآن مجيد

 

 

 

درباره اين شماره

هموطنان عزيز: همانطور که وعده کرده بوديم در اين شماره نشريات خبري شماره 4 و 5 تقديم مي‌گردد و چون اخبار مربوط به نشريه شماره 6 قبلا در پيام مجاهد چاپ شده است از چاپ آن خودداري مي‌گردد. اگر هموطنان عزيز علاقمند باشند يک نسخه از آن را داشته باشند مي‌توانند از دفتر پيام مجاهد درخواست نمايند. ضمنا يکي از نامه‌هاي وزارت فرهنگ و هنر بدست ما رسيد است که حاوي نکات بسيار مهمي مي‌باشد و يکي از هزاران مدارکي است که نشان مي‌دهد چگونه رژيم فاسد و منفور شاه از تأثير مذهب واقعي در بين مردم بخصوص افراد تحصيل کرده هراسناک است و چگونه از کوچکترين حرکتي که در جهت جنبش نوين اسلامي بوده و يا در آن مؤثر باشد به شدت و با وقاحت تمام جلوگيري مي‌نمايد. بنابراين براي اطلاع شما هموطنان عزيز عين نامه را در اين شماره درج مي‌نماييم.

پيروز باد جهاد مسلحانه خلق ما

سرنگون باد رژيم استبدادي و استعماري شاه

 

 

 

نامه وزارت فرهنگ و هنر

از: وزارت فرهنگ و هنر

به: آقاي سهراب شهيدثالث

موضوع: توقيف فيلم

بدين‌وسيله ـ به اطلاع آقاي سهراب شهيدثالث مي‌رسانيم كه بنا به گزارش رسيده به اداره بررسي ساخته جديد شما تحت عنوان مصيبت داراي مسائل اجتماعي و بخصوص مذهبي حاد مي‌باشد و بنا به اظهارنامه شخص شما در كميسيون بررسي و فستيوال برلين گفته بوديد كه اين فيلم دقيقاً داراي تم مذهي مي‌باشد و بنا به نامه شماره 180/07/503 مصادره از دربار سلطنتي به امر ملوكانه از نشر و توسعه فيلم‌هاي مذهبي شديداً جلوگيري به عمل آيد و بدين علت که شما تنها سازنده‌ي اين قبيل فيلمها مي‌باشيد و کارگرداني هستيد که شديداً به مذهب علاقمند و در نشر آن فعاليت دامنه‌داري مي‌نمائيد. همچنين شما به شديدترين وجهي به سيستم سينماي تجارتي و سنديكاي هنرمندان ايران و مؤسسين اين سيستم جناب آقايان مهدي ميثاقيه و محمدتقي شكرائي اعتراض نموده و آنها را انسان‌هائي فاقد ارزش و بي‌شرم و خيانتكار معرفي نموده‌ايد.

و در ضمن شما بخاطر مذهب با حقوق ماهيانه چهل هزار ريال (40000 ريال) از فرهنگ و هنر استعفا داده‌ايد در صورتي كه شخص شما تعهدنامه‌اي كه اين وزارتخانه در دست دارد امضاء و تمايل خويش را به سمت سينماي تجارتي ابراز نمائيد از هرگونه كمك فراوان مادي و معنوي برخوردار خواهيد بود در غير اين صورت محكوم و از كارهاي آينده‌تان جلوگيري و اجازه اقامت همسرتان در ايران لغو از نظر مادي به شديدترين وضع ممكنه بسر خواهيد برد و فيلم اخيرتان با نظر شخص وزير جناب آقاي مهرداد پهلبد توقيف خواهد گشت.

سرپرست و قائم‌مقام وزارت فرهنگ و هنر

دكتر خردمند

 

 

 

ناظرين اعزامي به ايران تهديد به قتل شدند

هموطنان عزيز: با اوج گرفت مبارزات خلق فشار جهنمي شاه بر مبارزين نيز روزبروز بيشتر و شديدتر مي‌گردد. هر كس را با كوچك‌ترين سوءظني مي‌گيرند و طي برنامه‌اي سربه‌نيست مي‌كنند (عمليات معروف به فينيكس) و يا به سياه‌چال‌هاي زندان‌هاي رژيم شاه مي‌فرستند و گاه در زير شكنجه مي‌ميرند بدون آنكه خانواده‌هايشان نيز مطلع گردند. به موجب اخبار و اطلاعات رسيده از ايران هم اكنون نزديك به 50 هزار زنداني سياسي در زندان‌هاي ايران تحت انواع و اقسام شكنجه‌هاي كشنده مي‌باشند.

با توجه به وخامت اوضاع و بدنبال دريافت نامه خانواده‌هاي زندانيان سياسي (پيام مجاهد شماره 15) و در راه انجام وظائف مسلكي و ميهني خود و به منظور دفاع از حقوق انساني زندانيان سياسي ايران نهضت آزادي دست به اقداماتي زده و از سازمان‌هاي بين‌المللي بشردوست درخواست نمود كه به دفاع از جان و حقوق انساني زندانيان سياسي در ايران برخيزند. به موازات اين اقدامات، نهضت آزادي همچنين از هموطنان عزيز خارج از كشور درخواست كمك و مساعدت نمود. بسياري از هموطنان ما با ارسال كمك‌هاي خود به درخواست ما جواب مثبت دادند.

در تعقيب اين اقدامات و عمليات بود كه كميته موحدين جهاني (Unitarian Universalist Service Comm) كه در ميان نيروهاي مترقي و آزاديخواه آمريكا داراي نفوذ و امتياز فراواني است و در گذشته هم اقدامات مشابهي درباره زندانيان سياسي برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين بعمل آورده است (نظير بليوي و شيلي) رسيدگي به كار ايران را پذيرفت و براي انجام آن اقداماتي را آغاز نمود.

كميته مزبور طي نامه‌اي به سفارت ايران در واشنگتن نظر و تصميم خود را درباره اعزام ناظر به ايران و بازرسي زندان‌ها و مصاحبه با زندانيان سياسي بخصوص زندانيان و زندان‌هاي نامبرده در زير را اعلام مي‌دارد.

1ـ مهندس عزت‌الله سحابي ـ زندان عادل‌آباد شيراز.

2ـ طاهر احمدزاده ـ زندان عادل‌آباد شيراز (پدر فدائيان شهيد مسعود و احمد احمدزاده و خانم دكتر مستوره احمدزاده)

3ـ دكتر علي شريعتي ـ زندان كميته شهرباني تهران.

4ـ دكتر عباس شيباني ـ زندان قصر ـ تهران

5ـ علامه محمدتقي شريعتي ـ زندان قزل‌حصار كرج.

علاوه بر اطلاعات لازم و كافي درباره افراد و زندان‌هاي بالا ـ نهضت آزادي اطلاعات مبسوطي درباره 282 نفر از زندانيان سياسي ـ با اسم و مشخصات كامل و محل زندان در اختيار آنان قرار مي‌دهد.

سفارت ايران ابتدا به انواع وسايل و بهانه‌ها متثبت مي‌گردد تا مانع اجراي اين برنامه بشود. جالب آنكه به نماينده كميته مزبور در واشنگتن كه جهت دريافت ويزاي نمايندگان اعزامي مراجعه كرده بود مي‌گويند: آيا شما هم به ما اجازه مي‌دهيد بيائيم زندان‌هاي شما را بازرسي كنيم؟ آقاي ويلز، نماينده كميته ـ مي‌گويد: البته با كمال ميل. بخصوص علاقمنديم كه شما وضع زندان‌هاي ايالات جنوب ـ مخصوصاً ويرجينيا بازرسي كنيد؟

آقاي ويلز، اصلاً از ايالات ماساچوست مي‌باشد و كسي است كه با نفوذ و اقدامات و فعاليت‌هاي خود توانست قانوني از مجلس ايالتي بگذراند كه «شركت آمريكا در جنگ ويتنام يك جرم است و هركس در آن جنگ شركت كند مجرم است» و اتباع اين ايالت را از شركت در جنگ مزبور منع كرده است. سفارت ايران كه چاره‌اي نداشت ويزاي سفر نمايندگان انتخابي را مي‌دهد.

اما ترتيب ديدار از زندان‌ها و ملاقات با زندانيان، را به تهران حواله مي‌نمايد. نمايندگان انتخابي، طي نامه‌اي درخواست ملاقات با نخست‌وزير، وزير بهداري، و ساير مقامات مسئول را نيز مي‌نمايند. در 15 جون دو نفر وكلاي مزبور رهسپار ايران شدند و در آنجا با مقامات مختلف ايراني و امريكايي تماس‌هائي گرفتند و اقداماتي نموده‌اند.

اين اقدامات در طي گزارش سفر آنها آمده است كه متن كامل آن از طرف كميته خدمات موحدين جهاني منتشر شده است. اين گزارش شامل دو بخش است، بخش اول گزارش سفر و ملاقات‌ها و بخش دوم تحليل علمي و عيني است از اوضاع سياسي ايران، كه داراي نكات بسيار جالب و ارزنده‌اي است.

به موجب اين گزارش، آسيستان ريچارد هلمز، در ملاقات به آنها تذكر داده است كه اولاً مسائل سياسي به اين حادي را بهتر است آنها در تلفن مورد بحث و مذاكره قرار ندهند. چه تلفن‌ها كنترل مي‌شوند و ثانياً، اگر چنانچه واقعه‌اي براي آنها اتفاق بيفتد و يا به جان آنها سوءقصد بشود و يا دستگير شوند، سفارت آمريكا قادر به انجام كاري و يا كمكي به آنها نه خواهند بود.

به عبارت ديگر سفارت آمريكا زير نظر آقاي هلمز كه مسئول بخش برنامه‌هاي فتنه‌انگيز و شيطان‌صفتانه سياي آمريكا و بعداً، رئيس كل سيا بوده است و خود مبتكر طرح «عمليات فينيكس» (سربه‌نيست كردن بي‌سروصداي مخالفين) در ويتنام مي‌باشد و لابد مستشاران و معلمين ورزيده آنها و اسرائيل مأمورين ساواك ايران را خوب تربيت و مجهز نموده‌اند باكي نداشته‌اند كه طرح مزبور را در حق ناظرين اعزامي نيز اجرا نمايند. منتها قبلاً خواسته‌اند به آنها هشدار داده باشند و التيماتومي باشد قبل از عمل.

در طي اقامت در تهران،‌ ناظرين مزبور، عملاً در هتل خود زنداني بودند. هركس به محل اقامت آنها تلفن مي‌زده است جواب مي‌شنيده است كه افراد مزبور از هتل رفته‌اند.

در تماسي كه با سازمان بين‌المللي عفو گرفته شده است، مسئولين سازمان مزبور ضمن تأييد عمليات كميته خدمات موحدين جهاني، برنامه تهيه شده براي ناظرين را «بهترين و كامل‌ترين برنامه در نوع خود» خوانده است. وكلاي اعزامي گزارش ديدار خود را براي كليه سازمان‌هاي بين‌المللي، مقامات سازمان ملل متحد و محافل خبري جهان بطور وسيعي ارسال نموده‌اند. علاوه بر آن طي يك مصاحبه مطبوعاتي كه در 9 دسامبر در برابر كاخ سازمان ملل متحد برگزار شد، متن گزارش آنان در اختيار مطبوعات نيز قرار گرفت.

كميته خدمات موحدين جهاني، اعلام نموده است كه با همكاري ساير سازمان‌هاي بين‌المللي مصرا مسئله زندانيان سياسي را تعقيب خواهد نمود.

نهضت آزادي ايران در خارج از كشور، بنا بر وظائف مسلكي و مردمي خود نيز با تمام قوا براي دفاع از حقوق زندانيان سياسي خواهد كوشيد.

شعار ما در اين مبارزه: يا پيروز مي‌شويم و يا رسوا مي‌كنيم.

يا با ايجاد فشارهاي بين‌المللي رژيم پليسي شاه عقب‌نشيني نموده و حاضر خواهد شد درهاي زندان‌ها را براي بازرسي بين‌المللي بازنمايد و فشار بر مبارزين قهرمان خلق ما را تقليل خواهد داد، و ما با ايجاد اين فشارهاي بين‌المللي خواهيم توانست جان برخي از اين فرزندان دلاور خلق خودمان را حفظ كنيم… ويا اينكه بيش از پيش نقاب از چهره سالوس و رياي رژيم شاه، برداشته خواهد شد.

در اين رهگذر ما به پشتيباني همه هموطنان خارج از كشور، همه سازمان‌هاي پيشرو مترقي نيازمنديم.

سرنگون باد رژيم ارتجاعي ـ استبدادي ـ استثماري شاه

پيروز باد مبارزات بر حق مردم قهرمان ما

شكوفا باد جهاد مسلحانه خلق ما.

 

 

 

نامه روحانيون مبارز به كميسيون حقوق بشر

به مناسبت دهمين سال تبعيد غيرقانوني رهبر عاليقدر حضرت آيت‌الله العظمي آقاي خميني، روحانيون مبارز گروه 15 خرداد، طي نامه‌اي به تاريخ 15 آبان 1350 به سازمان‌هاي بين‌المللي به تبعيد معظم‌له اعتراض و درخواست نمود‌‌ه‌اند كه:

1ـ رژيم شاه به جرم عدم رعايت حقوق بشر در ايران و زيرپاگذاشتن تمام اصول و قوانين بين‌المللي، از كميسيون حقوق بشر، اخراج گردد.

2ـ اقدام جدي و اساسي جهت پايان دادن به تبعيد غيرقانوني قائد بزرگ اسلام حضرت آيت‌الله العظمي خميني و بازگشت معظم‌له به ايران،‌ بعمل آيد.

3ـ به منظور دفاع از حقوق بشر و موازين انساني، رژيم شاه از طرف مقامات انسان‌دوست جهاني مدافعين حقوق بشر، جهت كوتاه كردن دست (ساواك) از جان و مال و ناموس ملت ايران، تحت فشار قرار گيرد.

 

 

 

اخبار

٭ تبريز: پخش اعلاميه‌ به مناسبت نزديك‌شدن 16 آذر، روز دانشجو

در 16 آذر هر سال دانشجويان سراسر ايران، خاطره 16 آذر سال 1332 را با اعتصابات و تظاهرات خويش گرامي مي‌دارند و به همين مناسبت اعلاميه‌ها و تراكت‌هاي مختلفي در دانشگاه‌ها پخش مي‌شود. و ما در ذيل اعلاميه‌اي را كه در اوائل آذر امسال در دانشگاه تبريز پخش شده است نقل مي‌كنيم:

دانشجويان آگاه و مبارز!

روز 16 آذر سال 1332، سه تن از دانشجويان مبارز، رضوي، قندچي، بزرگ‌نيا، در جريان اعتراض دانشجويان دانشگاه تهران به مسافرت نيكسون جنايتكار به ايران توسط عمال شاه نوكرصفت به رگبار مسلسل بسته شده به شهادت رسيدند تا خون پاكشان نهال انقلاب آزادي‌بخش ايران را آبياري كند. بدين جهت امسال نيز چون سال‌هاي گذشته ما تظاهرات پرشور خود را بخاطر بزرگداشت ياد شهداي 16 آذر و بخاطر اعتراض به وحشي‌گري‌هاي رژيم خائن پهلوي، هر چه پرطنين‌تر به گوش خلق خواهيم رساند.

ما اين تظاهرات را با عمق و وسعت بيشتري نسبت به سال‌هاي گذشته به ميان تودة مردم خواهيم كشاند. زيرا رشد و توسعه و تكامل هر جنبشي در صورتي امكان‌پذير خواهد بود كه از پشتيباني خلق برخوردار بوده و در جهت خواسته‌هاي آنان باشد. در ضمن ما در روز 16 آذر، حمايت و پشتيباني خود را از اعتصابات حق‌طلبانه كارگران سراسر ايران و جنبش مسلحانه خلق ايران و همچنين جنبش چريكي خلق كبير لرستان اعلام خواهيم نمود. به همين مناسبت از كليه دانشجويان مبارز دعوت مي‌شود كه صفوف خود را متشكل‌تر نموده و خود را براي بزرگداشت اين روز بزرگ آماده نمايند.

درود بر شهداي قهرمان 16 آذر

هرچه گسترده‌تر باد جنبش دانشجوئي دانشگاه‌هاي ايران

مستحكم باد پيوند جنبش دانشجوئي با پيشتازان مسلح خلق

مرگ بر ديكتاتوري رژيم فاسد پهلوي

٭ شهادت دانشجو حميد خليلي:

در واقعه ختم دانشجوياني كه در هنگام كوهنوردي كشته شده بودند عده‌اي از دانشجويان در پايان ختم چند شعار سياسي مي‌دهند. پاسبان كثيفي با آنها مواجه مي‌شود دانشجويان كه از ارگ تا حسن‌آباد آمده بودند به پاسبان مي‌گويند ما با تو كاري نداريم و به دشمن مردم ناسزا مي‌گوئيم. او هم كلت كمري خودش را درآورده و يكي از دانشجويان دانشكده علم و صنعت (هنرسراي عالي نارمك) را بنام حميد خليلي مي‌كشد. فردا نيز در ختم ديگري كه به مناسبت همان واقعه كوهنوردان تشكيل شده بود درب مسجد را مي‌بندند و كماندوهاي شهرباني وارد مسجد شده و تا آنجا كه مي‌توانستند دانشجويان را كتك مي‌زنند و عده‌اي را هم مي‌گيرند و مي‌برند. به همين مناسبت دانشكده علم و صنعت از چهارشنبه گذشته كه واقعه اتفاق افتاد تا يكي دو روز بعدش بسته بود و دانشجويان تمام شيشه‌هاي ساختمان‌ها را خرد كردند و اكنون نيز زير سرنيزه امتحان مي‌دهند. دانشجويان فني نيز به دفتر رئيس دانشكده رفتند و بعنوان اعتراض تمام اشياء اطاق را خرد كردند و فعلاً قرار شده است تا 15 بهمن دانشكده فني تعطيل باشد.

گفته مي‌شود يك دانشجو از دانشكده علوم دانشگاه تهران كشته شده است و اين در جريان تظاهرات به عنوان اعتراض به كشتن حميد خليلي بوده است.

در جريان اعتصابات دانشگاه صنعتي (عاري از مهر) يك استاد كتك خورد و استادان يك روز اعتصاب كردند. مي‌گويند كه چهار دانشجو كشته شده‌اند.

٭ فعاليت‌هاي دانشجوئي در هند

اولين شماره «قيام» ارگان محصلين و دانشجويان ايراني مقيم هند اخيراً بدست ما رسيده است. اين نشريه در چهار صفحه چاپ شده است و شامل سرمقاله‌اي تحت عنوان سخني با خوانندگان ـ سرودي از مجاهدين بنام «قم» پيامي از حضرت آيت‌الله خميني و اخبار است.

٭ شهادت آيت‌الله حاج شيخ حسين غفاري (آذرشهري)

تهران سوم بهمن 53 ـ آقاي حاج شيخ حسين غفاري آذرشهري، امام مسجد تهران‌نو كه شش ماه قبل به جرم داشتن برخي نشريات سياسي و رساله و فتواهاي امام خميني دستگير شده بود، پس از آنكه زير شكنجه شهيد مي‌گردد جنازه‌اش را براي دفن به قم مي‌فرستند. هنگامي كه جسد كفن‌پوشيده ايشان را به خانواده‌اش نشان مي‌دهند مأمورين ساواك ادعا مي كنند كه آيت‌الله غفاري در زندان سكته كرده است. اما خانمش با گريه و زاري و به عنوان اينكه شايد جسد شوهرش نباشد آنها را مجبور مي‌سازد كه كفن را باز كنند. جسدي مي‌يابند غرقه به خون، كتك‌خورده و متلاشي‌شده.

گفته شده است كه در جريان شكنجه، پاهاي اين پيرمرد 60 ساله را در روغن زيتون در حال جوشش قرار داده بودند بطوري كه گوشت‌هايش ذوب شده و همچنين ضربه‌هاي محكمي بر مغزش زده بوده‌اند كه موجبات خونريزي و شهادت او را فراهم مي‌سازد. از شهيد آيت‌الله غفاري دو تن از پسرانش نيز در زندان هستند.

پس از انتشار خبر شهادت آيت‌الله غفاري، حوزه علميه قم تعطيل و مجالس ختم و فاتحه برگزار مي‌گردد. پس از فاتحه طلاب و مردم غيور قم دست به تظاهرات وسيعي مي‌زنند كه طي آن قريب 250 نفر دستگير مي‌شوند. در اين تظاهرات شعارها عبارت بود از: غفاري ما كشته شد ـ در كنج زندان كشته شد ـ بخون خود آغشته شد ـ درود بر خميني ـ سلام بر خميني ـ مرگ بر استعمار.

به مناسبت شهادت آيت‌اله غفاري اعلاميه‌اي از طرف روحانيون مبارز گروه (15 خرداد) انتشار يافته است كه در زير قسمت‌هائي از آن آورده مي‌شود:

شهادت جانگداز و جانكاه اين پيرمرد موجي از خشم ونفرت در ميان تمام طبقات بوجود آورد. به طوري كه دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران،‌ اصفهان،‌ شيراز،‌ و مشهد براي همدردي با حوزه‌هاي علميه قم تظاهرات وسيعي تدارك ديدند. در اين اعتصاب دانشكدة ادبيات تهران مركزيت داشت دانشجويان عكس منحوس شاه را از ديوار پائين كشيده پاره كردند،‌ گلدان‌ها و جام‌هاي دانشكده را شكستند. لازم به يادآوريست كه اساتيد اين دانشكده نيز با دانشجويان همراه و همگام بودند و اين دانشكده از طرف رژيم شاه منحل اعلام گرديد، و عده زيادي از دانشجويان در اين تظاهرات دستگير گرديدند كه تعداد دقيق ايشان هنوز بدست ما نرسيده است و از طرف ديگر در اكثر مساجد تهران و ساير شهرستان‌ها اعلام فاتحه و عزا گرديد و مردم با شور و هيجان و روح انقلابي در اين مجالس شركت كرده و هيچ مجلسي منعقد نمي‌شود مگر اينكه چند نفر دستگير مي‌شوند.

بايد دانست اين اولين و آخرين افتخار روحانيت نيست كه در راه تحقق‌بخشيدن آرمان‌هاي اسلامي و بدست آوردن آزادي و استقلال نصيبش مي‌شود بلكه رژيم ننگين پهلوي ده‌ها گل از گلزار روحانيت چيده و پرپر كرده است. يك روز مرحوم ايت‌اله سيدمحمدرضا سعيدي را با فجيع‌ترين شكنجه‌ها مثله مي‌كنند و امروز پيرمرد مبارز حجت‌الاسلام غفاري را با سوختن و ضربه‌هاي مغزي به شهادت مي‌رساند و… و مادام كه اين دودمان ننگين بر سر كارند اين شهادت‌ها تكرار خواهد شد.

ما اين مصيبت عظمي را به ساحت حضرت ولي عصر امام زمان عليه‌السلام و روحانيت بويژه حضرت آيت‌الله العظمي خميني مرجع تقليد شيعيان جهان تسليت مي‌گوئيم و قطع‌دست جنايت‌پيشه دودمان پهلوي را از پيشگاه خداوند متعال خواهانيم.

روحانيون مبارز

٭ كشف يك گروه سياسي:

اصفهان ـ در تابستان گذشته يك گروه سياسي در دانشگاه اصفهان كشف مي‌شود. آنها يك ماشين پلي‌كپي از دانشگاه مصادره و در خانة مخفي از آن استفاده مي‌كرد‌ه‌اند. وجود چنين گروهي در دانشگاه اصفهان نشان‌دهندة ارتقاء مبارزات مخفي‌ـ علني دانشجوئي و تشكيل هسته‌هاي مخفي و سياسي مي‌باشد. در رابطه با اين گروه حدود 45 نفر از دانشجويان دانشگاه‌هاي اصفهان،‌ تهران و شيراز دستگير مي‌شوند كه تعدادي از آنها چند ماه بعد آزاد مي‌شوند. اسامي بعضي از دستگيرشدگان عبارتست از: سيروس ودادي، رحمت‌الله الهامي، حميد صديق (دانشكده پزشكي اصفهان)،‌ محمودزاده (دانشكده ادبيات اصفهان)،‌ محمد بشارت، محمد جليل (دانشگاه اصفهان)،‌ احمدرضا روحاني (متالوژي دانشگاه صنعتي تهران)،‌ در اين ميان حميد صديق را بيش از سه ماه تحت شكنجه قرار داده بودند.

افراد اين گروه به علت اينكه مسائل امنيتي و تشكيلاتي را به خوبي رعايت نكرده بودند لو رفتند. هنگام بازرسي ساواك از كمدهاي دانشجويان از داخل يكي از كمدها تعدادي كتاب مخفي بدست مي‌آيد كه روي يكي از كتاب‌ها نام [؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟]

تهران ـ روز 29 و 30 مهر دانشجويان دانشگاه صنعتي اعتصاب مي‌كنند و مأمورين گارد دانشگاه به مقابله با آنها برخاسته و آنها را مورد حمله قرار مي‌دهند.

تهران ـ روز 30 مهر دانشجويان دانشكده علم و صنعت دست به اعتصاب زدند.

٭ اعتصاب دانشجويان به مناسبت سالروز تبعيد آيت‌الله خميني:

تهران ـ روز دوشنبه 13 آبان‌ماه مصادف با سالروز تبعيد آيت‌الله خميني بوده به همين مناسبت دانشجويان دانشكده ادبيات و پزشكي تهران اعتصاب نمودند و با دادن شعارهائي از قبيل اتحاد ـ مبارزه ـ پيروزي ـ «مرگ بر اين آموزش فرمايشي» شيشه‌ها را خرد و كلاس‌ها را تعطيل نمودند. تظاهرات مشابهي از طرف دانشجويان دانشكده كشاورزي كرج بوقوع پيوست. اين تظاهرات نشانه اتحاد و همبستگي نيروهاي مبارز و آزاديخواه عليه امپرياليسم و ارتجاع حاكم بر ميهن ماست.

چندي قبل بدنبال برنامه‌هاي جديد آموزشي اعلام شد كه دانش‌آموزان و دانشجويان كم‌بضاعت مي‌توانند با سپردن تعهد خدمت از آموزش رايگان و كمك هزينه تحصيلي استفاده كنند. اين تعهد كه عملاً محل خدمت را نيز اجباري مي‌كند،‌ موجب سلطه بيشتر رژيم بر جوانان تحصيل‌كرده و در خدمت خود درآوردن آنها مي‌شود كه با مخالفت و اعتصابات متعدد دانشجويان مواجه شده است.

٭ تهران ـ روز 14 آبان دانشجويان دانشكده فني تهران در اجتماعي با مسئله «تعهد خدمت» مخالفت مي‌كند آنها در سالن سرپوشيده و در حالي كه براي شناخته نشدن افراد چراغ‌ها را خاموش كرده بودند، جلسه تشكيل داده بودند (خفقان پليسي) پس از آن مسئولين دانشگاه در مقابل خواسته دانشجويان عقب‌نشيني مي‌كند و تنها «تعهد خدمت» را از دانشجويان سال اول مي‌گيرند.

٭ تبريزـ روز 14 آبان دانشجويان دانشکده‌ي ادبيات تبريز به اعتصاب دست مي‌زنند و با پخش اعلاميه‌ها و تراکت‌هاي دست‌نويس از همه‌ي دانشجويان براي اعتصاب دعوت به عمل آورند و روي ديوارهاي دانشگاه شعارهائي از اين قبيل به چشم مي‌خورد:

«مرگ بر شاه مزدور كه بوسيله تعهد خدمت مي‌خواهند دانشجويان را برده خود كنند»

«ما به نوكران امپرياليسم تعهد خدمت نمي‌دهيم»

خودكشي مظلومانه خلق رنجديده ما ـ زير بار ستمي كه بر مردم رنجديده ما وارد مي‌آيد، عده‌اي تاب تحمل را از دست داده و چون راه چاره‌اي نمي‌يابند دست به خودكشي مي‌زنند. سال قبل يك هموطن تبريزي آبرومند ما تمامي اعضاي خانواده خود را كشت و با خون آنها روي ديوار نوشت» آريامهر… لاف نزن … ما گرسنه‌ايم» و سپس خودكشي كرد و اكنون از ميان ده‌ها حادثة مشابه ديگر چند نمونه را كه جزئيات آنها در دسترس هست نقل مي‌كنيم.

٭ زنجان ـ خليل رفيعي، خواربارفروش زنجاني، در اواخر خردادماه گذشته در اين شهر با گرد د.د.ت خودكشي كرد. خليل رفيعي خواربارفروش بعلت شدت فشارها و ستم‌هاي رژيم دست به چنين كاري زد. او سرپرست يك خانواده هفت نفري بود و با تلاش و زحمت فراوان اين خانواده را اداره مي‌كرد. او يكي از هزاران كاسب خرده‌پايي بود كه ستم سرمايه‌داران و فشارهاي رژيم را بخوبي لمس مي‌كرد. ظلم و ستم‌هاي اطاق اصناف رژيم تحت عنوان مبارزه با گرانفروشي كارد را به استخوان او رسانيده بود. در جريان بحران ساختگي قندوشكر كه رژيم آنرا ناشي از احتكار كسبه اعلام كرد،‌ خليل كه به زحمت مخارج خوراك روزانه خانواده‌اش را تأمين مي‌كرد، 1200 تومان بناحق جريمه كردند. چندي پس از آن مجدداً 500 تومان از او بعنوان جريمه اخاذي نمودند. خليل رفيعي كه فشار جنايت‌ها و بي‌عدالتي‌هاي رژيم كارد را به استخوانش رسانده بود شب‌هنگام در مغازه‌اش دست به خودكشي زد. علت اين عمل او بر هيچ‌يك از آشنايان و نزديكان رنج كشيده‌اش پوشيده نبود. لذا مجلس يادبود او با شكوه فراوان و استقبال گروه كثيري از مردم زحمتكش زنجان انجام شد. و شركت‌كنندگان عموماً درباره سختي تحمل فشارهاي اقتصادي رژيم صحبت مي‌كردند.

٭ تهران ـ تعداد زيادي از تكنسين‌هاي راه‌آهن كه بعد از سال 40 در راه‌آهن استخدام شده‌اند و داراي مدارك تحصيلي سيكل تا ديپلم بوده، معمولاً يك دوره كارآموزي دوساله در راه‌آهن تهران و يا خارج كشور ديده‌اند، بارها بعنوان اعتراض به كمبود ميزان حقوق خويش و بدي غيرقابل شرايط زندگيشان دست به اعتصاب زده‌اند. اما علي‌رغم همه اين كوشش‌ها تاكنون هيچ‌گونه توجهي به خواست‌هاي عادلانه آنها نشده است.

فشار رواني بد زندگي و مخارج و جو پليسي حاكم و عدم توجه به آنها در اعتصابات گذشته باعث شده است كه بعضي از تكنسين‌ها دست به خودكشي و [؟؟؟؟؟؟؟؟] زده‌اند عبارتند از:

1ـ محمد آقاجان‌زاده، اهل زنجان (تكنسين) نامبرده خود را در راه‌آهن تهران با نفت آتش زده و كشته است. مزدوران باصطلاح مسئول راه‌آهن علت مرگ او را تركيدن كپسول گاز شايع كردند.

2ـ در تيرماه گذشته يك تكنسين ديگر بنام نامدار (يا نامداد) خود را به زير چرخ‌هاي لوكوموتيو انداخته و كشته است.

3ـ تكنسين ديگري نيز كه نام او در دست نيست، خود را به زير چرخ قطار انداخته و كشته است هم‌اكنون كينه و خشمي شديد نسبت به رژيم دشمن در بين تكنسين‌ها وجود دارد.

برنامه تغذيه رايگان رژيم و فرزندان بي‌پناه مردم ما: در مهرماه گذشته در يكي از مدارس جلفاي اصفهان كه حدود 800 دانش‌آموز دارد بعلت فاسدبودن غذا اكثر محصلين مسموم مي‌شوند بطوري كه تعدادي از آنها را به تهران منتقل مي‌كنند. چنان كه شايع است چند نفر از مسمومين درگذشته‌اند.

خبرهائي حاكي از تهران و شهرستان‌ها نشان مي‌دهد كه در بعضي از مدارس ديگر نيز تاكنون تعدادي از دانش‌آموزان مسموم شده‌اند. به همه بيمارستان‌ها و درمانگاه‌هاي كرج طي بخشنامه محرمانه‌اي دستور داده شده است كه اگر دانش‌آموزان مسموم شده در اثر تغذيه رايگان به بيمارستان مراجعه كردند،‌ بدون سروصدا و سريعاً به معالجه آنها بپردازند. رژيم مزدور كه به غارت وسيع منابع ملي و استثمار خلق زحمتكش ما ادامه مي‌دهد با كارهائي نظير تغذيه رايگان مي‌خواهد مردم بويژه نوجوانان را راضي نمايد در حالي كه خلق زحمتكش ما فريب نيرنگ‌هاي رژيم شاه خائن را نخواهد خورد و تا بدست‌آوردن كامل حقوق و دسترنج خود از پا نخواهد نشست.

٭ تبريز ـ توطئه رژيم را در سرپوش‌گذاشتن بر چگونگي كشته شدن نيروهاي ايراني كه در عمان كشته مي‌شوند، بايد افشا كرد: رژيم هراسناك از عدم رضايت خلق ما از اعزام جوانان ايراني به جنگ تجاوزكارانه برعليه خلق هم‌زنجير ما خلق عمان «هرچه بيشتر مي‌كوشد تا از فاش شدن محل كشته شدن سربازان و افسران ايراني كه در جنگ تجاوزكارانه ظفار خونشان به هدر مي‌رود جلوگيري نمايد. افشاي اين توطئه خائنانه رژيم با آگاهي هرچه بيشتر خلق از ماهيت ضدخلقي هدف‌هاي جنايتكارانه رژيم شاه به نفع اربابان امپرياليسم روشن خواهد كرد. روز اول مهرماه گذشته مراسم يادبودي براي ستوان‌يكم علي‌اكبر [……..] افسر ارتش در يكي از مساجد تبريز برگزار شد. نامبرده به گفته‌ي افراد مطلع در درگيري با انقلابيون عمان كشته شده است.

٭ تهران ـ آموزش دفاع غيرنظامي سرپوشي براي مقابله با فعاليت‌هاي انقلابي: رژيم از وجود 11 هزار نفري كه به آنها «آموزش دفاع غيرنظامي» داده است در حفظ تأسيسات صنعتي و دولتي و مقابله با اقدامات چريكي استفاده مي‌كند. در جريان بازي‌هاي آسيائي تعداد زيادي از اين افراد براي حفاظت از تأسيسات برق گماشته شده بودند.

٭ بلوچستان ـ در نشريه خبري شماره 2 در مورد مصادره تعدادي اتومبيل توسط بلوچ‌ها مطالبي درج گرديد: در آنجا گفته شد كه اگر بلوچ‌ها دست به چنين اقدامي زده‌اند و بعداً نيز در مقابل مأمورين دولتي مقاومت مسلحانه نموده‌اند نشانه وسعت فقر و بي‌چيزي و فشار اقتصادي در آن منطقه مي‌باشد. اين بلوچ‌ها عمدتاً از طايفه «شه‌بخش»اند كه از قديم با رژيم حاكم و مأموران آن برخورد داشته‌اند. مدتي قبل در طي چهار عمل حدود 40 اتومبيل را متوقف كرده و اموال آنها را مصادره مي‌كنند. سه دفعه در راه زاهدان و يك بار در راه خاش اين اقدامات صورت گرفته است. پس از اين وقايع با فشاري كه از تهران وارد مي‌شود ژاندارمري منطقه فعاليت وسيعي را آغاز مي‌كند. يكي از افرادي كه در اين طغيان شركت داشته‌اند «ميرزا شمشير» از سران طايفه «شه‌بخش» مي‌باشد. بلوچها او را همچون «دادشاه» مي‌شناسند. دادشاه شخصي بود كه سابقاً ‌با قواي دولت جنگيده و سرانجام با خيانت عده‌اي بلوچ كشته مي‌شود. ميرزا شمشير نيز توسط ژاندارم‌ها و به كمك عده‌اي از بلوچ‌هاي طايفه «ناروئي» كه وابسته به دولت هستند كشته شده است. كيهان 13 آبان

مطلبي مزورانه در اين مورد از طرف ساواك نوشته است. كيهان نوشته است:

«دو راهزان مسلح تيرباران شدند،‌دو نفر ديگر به حبس ابد محكوم گرديدند.»

بالاخره در خاتمه مي‌گويد:

«يك نفر ديگر بنام ميرزا شمشير كه سرهنگ پارسا را كشته بود، در زدوخورد با مأمورين كشته شد.»

يك تذكر مهم:

در شرايط فعلي «از يك طرف خفقان و ديكتاتوري و از طرف ديگر توطئه سكوت رژيم پليسي شاه درباره اخبار و وقايع مبارزات طبقات زحمتكش با طبقه حاكم و عوامل آنها و بويژه اخبار و وقايع مبارزه مسلحانه پيشتازان خلق بر ميهن حاكم گرديده است. مسلما اين امر به هيچ وجه نمي‌تواند مانعي در رشد مبارزات تود‌ه‌هاي خلق ما و بالارفتن آگاهي سياسي‌ـ انقلابي آنان باشد. ليكن باعث مي‌شود كه اين اخبار و وقايع نتواند دقيق و سريع درميان مردم منتشر و پخش شود. و در چنين شرايطي با توجه به اينكه به غير از اخبار و مطالبي كه از طرف خود سازمان تهيه مي‌گردد، بقيه از درون مردم مي‌باشد، لذا تحقيق و بررسي درباره صحت كامل برخي از آنها كه از چند دست گذشته است، امريست دشوار، به همين خاطر تا آنجا كه امكان دارد، دقيق‌ترين و صحيح‌ترين اخبار و وقايع را به اطلاع هم‌ميهنان مبارز مي‌رسانيم. و در موارد گوناگون اگر بعدا خبر كامل‌تري بدست آورديم آنرا تكميل مي‌نمائيم و نيز اگر خبر جديدي كسب كرديم كه نشان‌دهنده اشتباهي در خبرهاي گذشته باشد، آنرا تصحيح كرده، توضيح خواهيم داد.

٭ تهران ـ عمليات انقلابي مجاهدين خلق ايران به مناسبت ديدار توطئه‌آميز وزير خارجه آمريكا از رژيم مزدور شاه:

در روز سه‌شنبه هفتم آبانماه 1353، چند واحد از مجاهدين خلق،‌ چندين عمل انفجاري مهم عليه مؤسسات و شركت‌هاي آمريكايي اجرا نمودند. اين عمليات همزمان و به مناسبت ورود هنري كسينجر خائن وزير خارجه آمريكا به ايران و همچنين افشاي سرسپردگي و وابستگي هرچه بيشتر رژيم مزدور ايران به امپرياليسم آمريكا و همكاري دو رژيم در تجاوز به خلق‌هاي ايران و منطقه انجام شد. در اين عمليات هيچ‌گونه آسيبي به مردم نرسيده و مجاهدين نيز سالم به پايگاه‌هاي خويش بازگشتند. اين عمليات عبارت بودند از:

1ـ انفجار در شركت آمريكايي آي.تي.تي. اين كارتل بين‌المللي در بسياري از كشورهاي وابسته به‌ويژه كشورهاي آمريكاي لاتين و خاورميانه نفوذ فراواني دارد. چندي پيش نيز توطئه كودتا در شيلي برعليه حكومت ملي و مترقي آلند و بوجود آوردن يك ديكتاتوري كثيف نظامي به همكاري اين شركت و سازمان جاسوسي «سيا»ي آمريكا صورت گرفت. رژيم دشمن علي‌رغم توطئه سكوتش درباره مبارزات و عمليات انقلابي خلق و پيشگامان مسلح آن، بخاطر اهميت اين عمل مجبور شد كه خبر آن را، هرچند سربسته در كيهان مورخ 8 آبان 53 درج نمايد.

2ـ انفجار شركت كشت و صنعت نراقي اين سرمايه‌دار كثيف وابسته به آمريكا كه زمين‌هاي مرغوب و وسيع زير سد دز را اشغال كرده و با استثمار گروه كثيري از كارگران و كشاورزان زحمتكش و ستمديده ما ثروت‌هاي هنگفتي را به نفع خود و اربابان آمريكايي‌اش بدست مي‌آورد.

3ـ انفجار دفتر شركت آمريكائي جان ـ دير واقع در خيابان حافظ.

طنين اين انفجارها در اغلب نقاط تهران به گوش رسيد. و پليس مزدور دشمن را كه وسيعاً براي حفاظت از جان كسينجر خائن بسيج شده بود به وحشت انداخت.

٭ بروجرد ـ ماشين دولتي به آتش كشيده شد: به دنبال حركت انقلابي پيشگامان مسلح خلق در لرستان (گروه دكتر هوشنگ اعظمي) تلاش‌هاي انقلابي توده‌اي به صورت‌هاي گوناگون در اين منطقه گسترش قابل ملاحظه‌اي پيدا كرده است. براي نمونه در شهريور ماه گذشته مردم بروجرد يك ماشين پيكان دولتي را در كوچه بهار اين شهر شبانه به آتش كشيده‌اند.

٭ تبريز ـ مصادره بانك بازرگاني ايران: صبح روز اول مهرماه 53 بانك بازرگاني ايران شعبه تبريز واقع در خيابان منجم مورد حمله قرار گرفته و حدود 5 ميليون ريال موجودي آن مصادره گرديده است. مصادره‌كنندگان كه چهار نفر بوده‌اند، با مهارت كامل عمل كرده و هيچ‌گونه ردپائي برجاي نگذاشته‌اند. بدنبال اين حادثه تمام كارمندان شعبه مزبور بازداشت شده‌اند.

٭ آبادان ـ اعتصاب موفقيت‌آميز: بدنبال اعتصاب موفقيت‌آميز كارگران پالايشگاه آبادان و ساير تأسيسات نفتي جنوب در بهار سال 53 به ميزان محدودي (حدود 40 ـ 30 ريال در روز) بر حقوق كارگران افزوده شده است. كارگران در اين اعتصاب به خاطر اينكه از حملات وحشيانه پليس در امان بمانند شيوه كندكاري را انتخاب نمودند.

٭ تهران ـ اعتصاب كارمندان بيمه بازرگانان سابق: پس از انحلال بانك بيمه بازرگانان، كارمندان اين بانك كه بيكار شده‌اند، همچنان بدون شغل و بلاتكليفند. بانك ملي عده‌اي از آنان را كه سنشان كمتر از 30 سال است استخدام كرده است. رژيم به ساير كارمندان پيشنهاد داده است كه يا به استخدام شركت‌هاي تعاوني درآيند و يا اينكه در ازاء هرسال خدمت هزار تومان گرفته و از استخدام شدن رسمي صرف‌نظر كنند. كارمندان اين پيشنهاد را رد كرده‌اند.

حدود دهم مهرماه كارمندان به مدت چند روز در شعبه مركزي بانك بيمه بازرگانان در خيابان شاه اجتماع كردند. تعداد اجتماع‌كنندگان به هزار نفر مي‌رسيد. كارمندان دو نفر از بين خود بعنوان نماينده انتخاب كرده به نخست‌وزيري فرستادند. در صورتي كه آنان قبلاً از نخست‌وزير وقت گرفته بودند به آنان ملاقات نداده و علاوه بر اين در راه بازگشت فرستادگان توسط مزدوران ساواك دستگير مي‌گردند.

پس از اين جريان يكي از مقامات باصطلاح مسئول به شعبه مركزي بانك بيمه بازرگانان (محل اجتماع) رفته و كارمندان را تهديد مي‌كند كه «اگر به شركت تعاوني نرويد شما را با باتوم مي‌فرستيم». اين حرف در كارمندان تأثير نمي‌كند. از فرداي آنروز مأمورين مسلح رژيم از ورود و اجتماع كارمندان در شعبه مركزي بانك بيمه بازرگانان جلوگيري مي‌كند، كارمندان هم اعلام مي‌كنند كه از اين پس در شاه عبدالعظيم اجتماع خواهند كرد.

درگيري كارمندان بيكارشده با رژيم برسر گرفتن حقوق خويش همچنان ادامه دارد.

٭ خرم‌آباد ـ در اثر اوجگيري مبارزات انقلابي در منطقه لرستان بويژه در خرم‌آباد، سطح آگاهي سياسي بطور قابل ملاحظه‌اي بالا رفته است. ناظري اظهار مي‌داد كه خود شخصاً شاهد گوش كردن علني مردم به راديوي ميهن‌پرستان در خيابان‌هاي اين شهر بوده است.

٭ بروجرد ـ مردم مجبورند خانه‌هاي اطراف شهرباني را تخليه كند: اخيراً شهرباني بروجرد دستور داده است كه خانه‌هاي اطراف شهرباني را تخليه كنند.

٭ تبريزـ شكايت صاحبان كارگاه‌هاي قندريزي: به كارگاه‌هاي قندريزي تبريز اخطار شده بود كه در عرض 30 روز كارخانه‌هاي خود را به خارج از شهر منتقل كنند. در روز معين هيچ‌كدام به اين اخطار توجهي نكرده بودند و از طرفي اگر هم مي‌خواستند در عرض اين مدت كوتاه امكان چنين اقدامي نبود. در پايان اخطار، دولت 6 كارگاه را با پلمب كردن شير گاز گازوئيل آنها تعطيل كرد. ولي چون با عكس‌العمل قندريزها روبرو شده و همچنين بخاطر ترس از نايايي قند و عكس‌العمل مردم از تعطيل ساير كارگاه‌ها صرفنظر مي‌كند. صاحبان اين كارگاه‌ها در استانداري به بست نشستند. و شكايت‌هايي به مقامات مختلف نمودند.

٭ تهران ـ نمونه‌اي از اقدامات افشاگرانه دانشجويان در حمايت از انقلابيون: در نيمه مهرماه اعلاميه‌اي در دانشكده فني تهران نصب گرديده بود كه در آن از دانشجويان دعوت شده بود كه براي نجات خواهر قهرمان مجاهد سيمين صالحي بكوشند. متن اعلاميه بدين شرح است: براي نجات جان خواهر مجاهد دكتر سيمين صالحي بكوشيد. وي در 27 مرداد، در طي يك نبرد قهرمانانه بدست دژخيمان مزدور پهلوي اسير و روانه شكنجه‌گاه مي‌گردد. وي اكنون در حالي كه حامله است شديداً تحت شكنجه قرار گرفته است. مرگ بر شاه خودفروش و خائن.

٭ تبريز ـ حيله جديد دشمن براي شناسائي افراد: يكي از هنرجويان هنرستان صنعتي تبريز بنام اصغر اسلامي از يكي از كتاب‌فروشي‌هاي تهران تعدادي از كتاب‌هاي نويسندگان مترقي از آنجمله صمد بهرنگي را خريد. بلافاصله پس از خروج از كتاب‌فروشي مزدوران ساواك او را ربوده بداخل ماشين انداخته با خود مي‌برند و او سه ماه زنداني مي‌شود. مزدوران دشمن اين عمل را در حالي انجام مي‌دهند كه كتاب‌هاي خريداري‌شده جزو كتاب‌هاي به نمايش‌گذاشته شده در ويترين كتاب‌فروشي بوده است. اين شيوه جديد شناسائي افراد از طرف رژيم نماينده بي‌نتيجه ماندن شيوه‌هاي پيگرد و سركوب ساواك جهنمي شاه در مورد هسته‌ها و سازمان‌هاي انقلابي مسلح مي‌باشد.

٭ مشهد ـ دستگيري يك دانشجو: چندي پيش يكي از دانشجويان دانشكده ادبيات مشهد بنام متين توسط مزدوران ساواك در خانه خويش دستگير گرديد.

٭ تبريز ـ توقيف كتاب‌هاي كتابخانه‌ها از طرف ساواك: برنامه توقيف و جمع‌آوري كتابها از كتابخانه‌ها از طرف ساواك شامل تبريز نيز شده است. اخبار رسيده حاكي از آنست كه در اين شهر كتابخانه‌هاي عمومي و همچنين كتابخانه‌هاي مساجد و مدارس و دانشگاه تبريز مورد هجوم مزدوران ساواك قرار گرفته و كتاب‌هاي روشنفكري و سياسي و كتاب‌هاي آگاه‌كننده در زمينه‌هاي سياسي‌ـ اجتماعي و مذهبي مورد تصفيه قرار گرفته است. كليه كتاب‌هاي موجود در كتابخانه اسلامي دانشجويان توسط ساواك جمع‌آوري شده است. مزدوران ساواك حتي قرآن و نهج‌البلاغه را نيز جمع‌آوري كرده‌اند. و در اين بين از مديران مدارس خواسته شده است كه هر يك ليستي از كتابهاي موجود در كتابخانه مدرسه خود را تسليم ساواك نمايند.

٭ تهران ـ اعتصاب دانشجويان دانشگاه صنعتي: بنا به گفته شخصي، روز يكشنبه 28 مهرماه در دانشگاه صنعتي اعلاميه‌اي از طرف دانشجويان پخش مي‌شود. در اين اعلاميه از دانشجويان خواسته شده كه براي اعتراض به گرفتن تعهد خدمت از طرف رژيم و همچنين ندادن كار و وام دست به اعتصاب همگاني بزنند. اعتصاب از فرداي آن روز يعني دوشنبه 29 مهرماه شروع مي‌شود. گارد حمله مي كند. عده‌اي از دانشجويان به خيابان رفته شروع به شعار دادن مي‌كنند و از جمله شعارهاي آنها شعار «مرگ بر اين حكومت فاشيستي» بوده است. تظاهركنندگان به همين صورت تا پپسي‌كولا مي‌روند.

اعتصاب تا پايان هفته ادامه مي‌يابد. منتها در روزهاي چهارشنبه و پنج‌شنبه تنها كلاس‌ها تعطيل بوده است. در جريان اين اعتصاب از جمله اعمال اعتصاب‌كنندگان يكي هم خردكردن شيشه‌هاي ساختمان‌ها بوده اسم. عده‌اي از دانشجويان نيز دستگير مي‌شوند.

٭ تهران ـ اعتصاب دانشجويان پلي‌تكنيك: بدنبال ورود دانشجويان ارتشي به دانشكده پلي‌تكنيك دانشجويان اين دانشكده بعنوان اعتراض به اين اقدام ضددانشجوئي رژيم، در روزهاي 23 و 24 مهرماه دست به اعتصاب زدند. در اين اعتصاب يكي از شعارهاي دانشجويان عبارت بود از: زنده باد اتحاد بين دانشجو و كارگر. اين شعار بروشني جهت‌گيري سياسي مبارزات دانشجوئي را به سمت جنبش انقلابي پيشرو نشان مي‌دهد.

٭ تهران ـ اعتصاب دانشجويان موسسه عالي آموزش مخابرات‌: دانشجويان موسسه عالي آموزش عالي مخابرات (واقع در جاده قديم شميران) در تاريخ دهم مهرماه دست به اعتصاب زدند. دانشجويان در اين اعتصاب خواستار اصلاح سيستم آموزشي و بدست آوردن آزادي‌هاي بيشتري در اداره امور خويش شدند. اعتصاب براي مدت چند روز ادامه داشت كه طي آن چند تن از دانشجويان دستگير شده و عده بيشتري ممنوع‌الوروديه موسسه اعلام گرديدند.

٭ تهران ـ مخالفت دانشجويان با جشن وزارت فرهنگ و هنر: روز چهارشنبه هفتم آبان از طرف وزارت فرهنگ و هنر جشني در آمفي‌تئاتر دانشكده علم و صنعت تشكيل مي‌شود كه با مخالفت شديد دانشجويان مواجه مي‌گردد. دانشجويان اجازه صحبت به رؤساي دانشكده نمي‌دهند. و جشن را با پرتاب گوجه و تخم‌مرغ بسوي اعضاي اركستر بهم مي‌زنند. در اين هنگام گارد دانشكده فراخوانده مي‌شود و دانشجويان در حالي كه شعار اتحاد، مبارزه، پيروزي، را مرتب و با فرياد تكرار مي‌كردند محل را ترك مي‌كنند.

٭ تبريز ـ دستگيري دانشجويان مبارز ايراني مقيم خارج پس از مراجعت به ايران: دكتر سرابي از مبارزين ايراني مقيم سوئيس به هنگام مراجعتش به ايران به محض پياده شدن از قطار دستگير و به تهران فرستاده شده است. شايع است كه 30 تن از دانشجويان مبارز ايراني مقيم سوئيس كه در خارج فعاليت‌هائي داشته و در تظاهراتي بر عليه شاه در سوئيس شركت داشته‌اند بعد از مراجعت به ايران دستگير شده‌اند.

٭ بروجرد ـ يك گروه انقلابي مسلح جديد: در شهر بروجرد يك گروه انقلابي جديد مورد هجوم مزدوران ساواك دشمن قرار گرفت و عده‌اي از آنان دستگير شدند. برخي از دستگيرشدگان هنرجوني مخابرات تهران وابسته به وزارت پست و تلگراف و تلفن بودند. در يكي از خانه‌هاي تيمي اين گروه در بروجرد مقاديري اسلحه و مواد منفجره بدست مزدوران ساواك افتاد.

٭ دزفول ـ عمليات در مركز مخابرات دزفول: طبق اخبار رسيده اوائل آبان ماه بمب شديدالانفجاري كه در مركز مخابرات دزفول كارگزاري شده بود منفجر مي‌شود، متعاقب اين عمل چند نفر از كارمندان اين مركز دستگير مي‌شوند.

٭ ملايرـ دستگيري 23 نفر در رابطه با حمله به بانك ملي: اخيراً 23 نفر در رابطه با حمله به بانك ملي شعبه ملاير، كه در تابستان گذشته منجر به كشته شدن رئيس شعبه گرديد، دستگير شده‌اند.

٭ همدان ـ دستگيري مبارزين: در مهرماه گذشته تعدادي كارمند در همدان دستگير مي‌شوند، يك نفر از آنها فردي به نام مصطفي كارمند شهرداري مي‌باشد.

٭ لرستان ـ در رابطه با عمليات انقلابي دكتر اعظمي، در لرستان چه مي‌گذرد؟:

گفته مي‌شود كه گروه دكتر اعظمي در مرحلة اول موفق به خلع‌سلاح دو پاسگاه ژاندارمري مي‌شود. تعدادي از جوانان 800 هزار ريال پول مصادره كرده و در اختيار گروه دكتر اعظمي گذاشته‌اند. خانوادة دكتر اعظمي را دستگير و زنداني مي‌كنند و از خانة دكتر عاليخاني كه در ارتباط با دكتر اعظمي دستگير شده بود و فرد با سابقه‌ايست، سلاح بدست مي‌آورند. شايع است كه دكتر عاليخاني در زير شكنجه به شهادت رسيده است.

«دلاوران محلي» را كه از مدت‌ها قبل براي مقابله با چريك‌هاي محلي تعليم داده بود، ‌برعليه گروه دكتر اعظمي و همكاري با پليس و ارتش بسيج كرده است. تا اواخر آبانماه اين افراد در خيابان‌ها با لباس‌ها نظامي و در حالي كه سلاح بسته بودند ديده مي‌شدند.

٭ تبريز ـ مبارزات مردم با تبليغات رژيم:

در اوائل آبانماه تعدادي تابلو حاوي شعارهاي درباري به طرفداري از رژيم شاهنشاهي به نام اتحاديه‌هاي صنفي و درواقع از طرف ساواك در بازار تبريز نصب مي‌شود. مردم كه نسبت به رژيم مزدور شاهنشاهي دشمني آشتي‌ناپذير و كينه‌هاي عميق دارند مخفيانه روي شعارها را رنگ مي‌زدند و مأمورين مجبور به جمع كردن آنها مي‌شوند.

 

انعكاس عمليات اخير مجاهدين خلق در بين مردم: با وجود سكوت دستگاه‌هاي ارتباطي و تبليغاتي رژيم شاه خائن در مسكوت گذاردن اخبار و مطالب مربوط به عمليات انقلابي انفجار مؤسسات آمريكائي، توسط مجاهدين خلق، در تهران، همزمان با ديدار كسينجر وزير خارجه امپرياليسم آمريكا از ايران با سرعت و وسعت زيادي بين مردم پخش مي‌گردد. بسياري از مردم خودشان صداي انفجارها را شنيده‌اند در محل‌هاي انفجار نيز جمعيت اجتماع كرده بودند. پليس مزدور طبق روال گذشته و دستور مقامات بالا، مردم را از محل دور كرده و سعي مي‌كرد وانمود كند كه حادثه‌اي نيست و گاز تركيده است. شخصي كه هنگام انفجار دفتر آي.تي.تي ناظر صحنه بود، مي‌گويد:

«انفجار اين بمب نيرومند باعث شده تمام شيشه‌هاي شركت خرد شده و ايجاد آتش‌سوزي نمايد. مردم جمع شده و با خوشحالي راجع به آن بحث مي‌كردند. يك نفر به پاسباني كه مردم را متفرق ميكرد با طعنه مي‌گفت سركار باز هم گاز تركيده؟… اگر گاز تركيده چرا اينقدر دستپاچه شدين؟…. ديگري مي‌گفت اگر گاز بود پس چرا شيشه‌هاي چند ساختمان آن‌طرفش هم خرد شده….؟

٭ تهران ـ يك اقدام ضدانگيزه خائنانه: در آخر مهرماه آئين‌نامه‌اي از طرف وزير علوم در دانشكده فني تهران اعلام كرده بود كه:

ديپلمه‌هاي واجد شرايط از مناطق مرزي و عشايري کردستان…. و بويراحمد، نقده، مهاباد، سيستان و بلوچستان … بدون امتحان و کنکور به دانشگاه راه مي‌يابند و از تمام امتيازهاي دانشجويي استفاده مي‌نمايند…… اين اقدام رژيم يکي از اقدامات عکس‌العملي او در برابر جنبشهاي دانشجويي و مقابله با آن اتخاذ شده است (به علاوه رژيم با اين کار قصد دارد که مزورانه راه را براي وارد کردن افراد بيسواد به دانشگاه هموار کند)

٭ تهران ـ تظاهرات كارگران كفش بلا: ساعت 5/8 صبح سه‌شنبه 7 آبان حدود 150 نفر از كارگران شب‌كار كارخانه كفش بلا دسته‌جمعي براي شكايت به طرف كرج حركت مي‌كنند. انگيزه حركت آنها كمي دستمزد بوده است.

٭ ادامه و رشد مبارزات دانشجويان عليه رژيم مزدور:

تهران ـ چندي پيش يك دستگاه ماشين پلي‌كپي از انستيتو مكانيك دانشكده پلي‌تكنيك تهران مصادره شد، بدنبال اين جريان دو تن از دانشجويان دستگير شدند.

 

 

 

تبريک به ما

من يک مادرم

من مادر احمدم

شايد که بخنديد

ولي باور بداريد مرا

شب عيد بود و من چشم به راه

چشم به راه پسرم که بيايد

مردما سخت مشغول به خود، از زن و مرد

صحبت از سبزي‌پلو، ماهي، صحبت از سيزده بدر

پسر کوچک همسايه‌ي ما، که پر از مهر و وفاست

خبري داد مرا

که پر از صدق و صفاست «احمدت رفت به پيش دگران

صورتش غرقه به خون ز آتش خصم

دل او صاف و درخشان چو سحر»

احمدم، تبريک به تو

به تو اي شادي من، به تو اي روشني ظلمت شب، تبريک به تو

ولي اين شادي من نيست به تنهايي،

صحبت از شادي ماست

صحبت از احمد من نيست

صحبت از احمدهاست

تبريک به من، تبريک به ما

و تو هم گوش  بدار جغد عبوس

و تو هم گوش بدار

صحبت از غصه و غم نيست

صحبت از شور و وفاست

صحبت از جشن و صفاست

صحبت از شادي من نيست به تنهايي

صحبت از شادي ماست

صحبت از احمد من نيست به تنهايي

صحبت از احمدهاست

تبريک به ما

تبريک به ما

شايد حتي کلمه‌اي از اين شعر بازگوي سرود آزادگان گمنام و شهيدان ايران باشد، و اگر چنين شد حق ادا شده است. به هر حال اين شعر پس از شهادت احمد رضايي و به مناسبت مقارن بودن آن با عيد نوروز گفته شده است.

سيمين