شماره ۴ ( سال يكم، شهريور ١٣٥١ )

 

فهرست مطالب

 نفت و كودتاي 28 مرداد

خانواده مجاهد

پيام قائد بزرگ اسلام حضرت آيت‌الله عظمي خميني  به ملت ايران و حوزه‌هاي علميه

در ايران چه مي‌گذرد؟

مجاهدين در دادگاه

سرود شهادت

تولد، حيات و شهادت يك مجاهد

خريد وسايل شكنجه از آمريكا

كنكورد هواپيماي منحوس

بدون تفسير

تجاوز آشكار

خبرها و نكته‌ها

ايران در مطبوعات جهان

اعلاميه حوزة علمية قم

 

 

 

پس از پنجاه سال مطالعه و تجربه به اين نتيجه رسيدم که جز با تأمين آزادي و استقلال، ممکن نيست ملت ايران بر مشکلاتي که در راه سعادت و عظمت خود دارد غلبه کند. براي نيل به اين منظور تا آنجا که توانستم کوشيدم. راست است که مي‌خواهند سرنوشت من و خانواده‌ام را درس عبرت ديگران کنند ولي من مطمئنم که نهضت ملت ايران خاموش شدني نيست و هرگز فراموش نمي‌کنند که سرنوشت افراد در مقابل حيات ملل بي‌ارزش است. تنها آرزويم اينست که ملت ايران اهميت نهضت ملي خود را به خوبي درک کرده و به هيچ صورت از تعقيب راه پرافتخاري که رفته است دست نکشد.

                                                      «از سخنان دکتر مصدق در دادگاه نظامي»

 

 

 

نفت و كودتاي 28 مرداد

تاريخ ملتها ـ ديكتاتورها، فرعون‌ها، تزارها، قيصرها، اشرار و اوباش، مفسدين بنام، خائنين مشهور فراوان به خود ديده است و بياد دارد. اما شاه ايران چيز ديگري است. شاه محمدرضا در تاريخ منحصربفرد است. او عصاره بتمام معناي رژيم 2500 سالة شاهنشاهي است.

رژيمي كه بقول زعيم عاليقدر، خميني بت‌شكن «شاهنشاهي ايران از اولي كه زائيده شده تاكنون خدا مي‌داند چه مصيبت‌هايي ببار آورده؟ و چه جناياتي كرده است. جنايات شاهان ايران روي تاريخ را سياه كرده است» و شاه محمدرضا روي همه شاهان را سفيد كرده است.»

اگر شاه‌عباس مردم را در تنور مي‌انداخت، شاه محمدرضا بهترين فرزندان خلق مسلمان ما را روي اجاق‌هاي برقي مي‌سوزاند و برشته مي‌كند. با متّه سرها را سوراخ مي‌نمايد. اگر آغامحمدخان قاجار از سرهاي بريده مناره درست مي‌كرد، شاه در 15 خرداد، عاشوراي بازيافته، فرمان (تيراندازي به قصد كشت) صادر كرد و هزاران نفر از مردم بيگناه را از زن و مرد، پير و جوان، كوچك و بزرگ درو كرده و همه را مرده و زنده يكجا با هم دفن كردند.

اما نبايد خيال كرد كه اين شخصيت انحصاري شاه ايران ناشي از وجود خود اوست. و او از خود مايه‌اي دارد، خير. محمدرضا پهلوي همان كسي است كه قبل از كودتاي 28 مرداد، مطبوعات آمريكائي درباره او نوشتند كه جز ماشين‌هاي كورسي و زن به چيز ديگري علاقه ندارد. و اين استعمار خارجي و امپرياليسم است كه پس از كودتاي 28 مرداد، از او چنين معجوني ساخته است، معجوني كه خميرمايه آن نفت و ساير منابع طبيعي ماست. منابعي كه چوب حراج آنرا بر سر چهار سوق جهان زده‌اند. در هيچ زماني و در هيچ كشوري سياستهاي  استعماري و امپرياليست‌هاي سرخ و سياه و زرد اينچنين بر سر غارت و چپاول منابع ملتي با هم متفق نبودند.

لابد خوانده‌ايد كه بعد از يك سلسله رفت‌وآمدها و مذاكرات پشت پردة شاه با نيكسون در ايران و سپس با مقامات انگليسي در لندن، قرار شد كه قراداد نفت را با كنسرسيوم براي مدت بيست سال تمديد نمايند. در تيرماه 1333 وقتي صحبت از عقد قرارداد با كنسرسيوم بود، يكي از نمايندگان (جمال امامي معروف به جمال لندني) در مجلس گفت «اگر امسال فقط 110 ميليون دلار عايدات نفت به خزانه كشور واصل مي‌گرديد اين مملكت گلستان ميشد» در مهرماه همان سال دكتر اميني، وزير دارائي حكومت كودتائي شاه و زاهدي امضاكننده قرارداد، با خوش‌بيني كمتري معتقد بود كه از محل عوايد رضايت‌بخش نفت، كسري توليد و درآمد، خصوصاً عدم تعادل بودجه بنحو مطلوب جبران خواهد شد. «اما سه سال بعد همان نماينده (جمال لندني) در تيرماه 26 در مجلس گفت «درد آنقدر زياد است كه نمي‌توان شمرد. مردم لخت و عور در وسط بيابان‌هاي خشك جنوب براي يك (هسته خرما) سر و دست مي‌شكنند و بجاي نان علف مي‌خورند.»

و همان اميني عاقد قرارداد در سال 1339 در مقام نخست‌وزيري گفت «خزانه مملكت در اثر بند و بست‌ها و عدم لياقت متصديان امور در معرض تفريط قرار گرفته. دستگاه‌هاي مالي و اقتصادي مملكت ديگر رمقي ندارند.»

و امروز بعد از گذشت 18 سال، نه كسري بودجه تأمين شده است و نه گلي در ظلمت‌كده و استعمارزده ميهن ما روئيده است. با وجود بليون‌ها دلار درآمد نفت، هنوز ميليون‌ها دلار كسر بودجه داريم. بدهي دولت به بانكها و دولت‌هاي خارجي بحدي است كه بانكها ديگر حاضر به پرداخت وامي به دولت ايران نمي‌باشند. وضع عمومي مردم و مملكت بيش از پيش خراب است. هنوز بسياري از دهات ما از برق و حمام و بهداشت و آب و مدرسه محرومند. هنوز «بين عشاير جنوب آنچنان قحطي و گرسنگي پديد آمده كه بچه‌هايشانرا در معرض فروش قرار داده‌اند…» در سيستان و بلوچستان و نواحي خراسان قحطي و گرسنگي طوري به مردم فشار آورده كه به شهرها هجوم آورده‌اند و حيوانات خود را بر اثر نداشتن علوفه رها كرده‌اند»                           (نقل از بيانات تاريخي خميني در تحريم جشن 2500 ساله)

اين مسائل يكبار ديگر بينش واقع‌بينانه دكتر مصدق رهبر عاليقدر نهضت ملي را نشان ميدهد كه در دادگاه سلطنت آباد گفت: «ميلياردها ليره و دلار اگر عايد هيئت حاكمه غيرمبعوث مردم گردد نه‌تنها دردي را چاره نخواهد كرد بلكه فقر و بحران اقتصادي روزبروز بيشتر خواهد شد.»

هموطن ـ قرارداد نفت با كنسرسيوم جهاني يكبار ديگر براي مدت 20 سال تمديد مي‌گردد، در منابع ملي ما را در اختيار استعمارگران قرار مي‌دهد و رژيم شاه چوب حراج را برسر هرچه كه هست زده است. او به وعده خود، در برابر استعمارگران سخت وفادار مانده است و مصمم است كه تا آخرين دينار (سنت) درآمد نفت را به خود آنها برگرداند. (به مقالات كنكورد هواپيماي منحوس و ايران در مطبوعات جهان مراجعه كنيد)

هموطن: تا زماني كه استعمار و امپرياليسم از ميهن ما طرد نشده است و تا زماني كه هيئت‌هاي حاكمه مبعوث ملت و تبلور اراده خلق خدا نيستند، صحبت از محكوم كردن تمديد قرارداد نيست و با خريد اسلحه و چپاول منابع ملي، بيمعني است و ما را به جائي نمي‌رساند.

هموطن: فرزندان قهرمان خلق ما ـ مجاهدين مسلمان و چريكهاي فدائي، كارگران و دانشجويان، روشنفكران و كسبه و اصناف و روحانيت مترقي، همه براي طرد استعمار و امپرياليزم و سرنگوني رژيم وابسته و دست‌نشانده خارجي بپا خاسته‌اند و جان و مال خود را عاشقانه هديه و نثار راه اين جهاد مقدس ساخته‌اند و مي‌سازند. در چنين معركه‌اي نمي‌توان تماشاچي بود، چه تماشاگر چنين صحنه‌اي خود شريك جرم است و تو در هر كجا كه باشي و در تحت هر شرايطي، مي‌تواني به اندازه قدرت خود، سهم خود را با كمك‌هاي جاني، مالي، قدمي و قلمي به رستاخيز انقلابي ايران بپردازي. باشد تا طومار هستي اين اعلي هرزه‌هاي تاريخ را در هم بكوبيم و جامعه‌اي آباد و آزاد و مستقل بنا نهيم.

 

 

 

خانواده مجاهد

مجاهد شهيد مهدي رضائي كه در حادثه خيابان خورشيد دستگير شده بود،  در دادگاه نظامي شاه محكوم به سه بار اعدام گرديد. او كه همراه مجاهد شهيد حبيب رهبري عازم مأموريتي بود در خيابان خورشيد با مأمورين مواجه گشته و در نزاعي كه درمي‌گيرد، حبيب‌الله رهبري به شهادت رسيده و مهدي رضائي دستگير مي‌گردد. رضائي قبل از دستگيري موفق ميشود كه يكي از مزدوران كثيف دستگاه را بنام ستوان جاويدمند به قتل برساند. مجاهد مهدي رضائي سحرگاه روز پنجشنبه 16 شهريور ماه 1351 بدرجه شهادت رسيد و با اين شهادت افتخار ديگري نصيب خانواده رضائي گرديد. خانواده رضائي‌ها سهم بزرگي در نهضت ملي ايران داشته و بيش از هر خانواده‌اي مجاهد تربيت و تحويل اجتماع داده است. پدر اين خانواده مدتي است كه دستگير و زنداني شده و از پنج پسر اين خانواده احمد رضائي اولين شهيد سازمان مجاهدين خلق ايران، در مقابله با پليس شهيد گرديد. مهدي كه جديداً بشهادت رسيد و رضا كه قبلاً دستگير شده بود با فرار انقلابي خود از جنايات و فجايعي كه در زندان‌هاي شاه مي‌گذشت پرده برداشت. يكي ديگر از برادران در زندان بسر مي‌برد هرچند كه ظاهراً در دادگاه تبرئه شده ولي هنوز هم زنداني است. پسر پنجم كه شش ساله است و آرزوي مادرش اين است كه او را هم مانند ديگر برادران تربيت كرده تا راه آنها را دنبال كند. همسر تنها خواهر اين برادران مجاهد آقاي ساجدي نيز چندي قبل دستگير و به دو سال زندان محكوم شده است.

 

 

 

پيام قائد بزرگ اسلام حضرت آيت‌الله عظمي خميني
به ملت ايران و حوزه‌هاي علميه

بسمه تعالي

خدمت عموم ملت محترم ايران و خصوص حضرات روحانيون و فضلاء و محصلين حوزه‌هاي علميه ايدهم الله تعالي پس از سلام و تحيات وافره

گرفتاريهاي ملت محترم ايران و خصوص طبقة جوان روحاني و دانشگاهي در چنگال رژيم غيرقانوني و سرسپردة ايران موجب كمال تأسف است. سربازي بردن علماء و روحانيون به جرم اظهار تأثر از رفتار غيرقانوني و غيرشرعي دستگاه جبار و ابراز تنفر از زجرها، شكنجه‌ها، اعدام‌ها، تبعيدها و حبس‌هاي بدون مجوز قانوني و شرعي انتقامي است كه رژيم دست‌نشاندة استعمار از اسلام و هواداران آن مي‌گيرد. شما بايد به سربازخانه‌ها برويد. مدارس ديني بايد هتك شود و حبس و تبعيد و اعدام به مجرد اتهام بايد واقع گردد تا راه براي اجانب چپ و راست و اذناب آنها از قبيل اسرائيل هرچه بيشتر باز شود. به اسم پرهياهو و جاروجنجال انقلاب سفيد كه در طليعة آن قتل‌عام 15 خرداد واقع شد بايد ملت ايران عقب‌ مانده و فرهنگ قرآن و اسلام مهجور و قوانين نقض شود و فساد و فحشاء تا اعماق اين ماتم‌سرا كه اسمش ايران است كشيده شود تا استعمار نو با خيال راحت به چپاولگري خود ادامه دهد و عمال بي‌حيثيت آن بر سر اين گورستان به عيش و عشرت و جمع ثروت پايكوبي كنند، بايد با راه‌انداختن سروصداي كشور مترقي و در بوق‌وكرنا كردن آن، اين كشور بي‌صاحب به عقب رانده شود و از ضروريات و اوليات يك كشور در حال رشد محروم باشد. بايد ملت ايران به اسم ترقي و پيشرفت، از آب و برق و طبيب و دارو و حق به اعتراف روزنامه‌هاي وابسته به دستگاه بسياري از نان و هزينة اولية زندگي محروم باشند و اگر نفسي بكشند با سرنيزه صداي آنها را در گلو خفه كنند تا مخازن نفت و ساير معادن ما غارت گردد و براي ملت ايران جز ذلت و خواري و حبس و زجر نباشد. بايد به اسم مأموريت براي وطنم اين وطن به حال خرابي و عقب‌افتادگي باقي باشد و اسلام كه تنها پناهنگاه اين ملت و سد راه اجانب است شكسته شود و گوئي مأمور است كه طبقة جوان روشن را چه روحاني و چه دانشگاهي سركوب كند، مأمور است كه مدارس ديني را هتك و علماي اسلام را حبس و زجر كند. مأمور است مقدسات كشور را به دست اسرائيل، مربيان آن دهد، مأمور است كه سرمايه‌گذاران خارجي را به باقي‌ماندة ثروت كشور مسلط كند، مأمور است كه موجبات فحشاء را با هر صورت اشاعه دهد و هتك قواميس قرآن كند. مأمور است كه مستشاران خارجي و كارمندان آنان را مصونيت دهد و از ملت و روحانيون و دانشمندان و دانشجويان سلب مصونيت نمايد. مأمور است كه به اسم اسلام اين چراغ هدايت را خاموش كند، مأمور است كه فرهنگ استعمار نو را تا آخرين نقاط دورافتادة كشور برساند و اسلام و فرهنگ اسلام را كنار زند و مأموريتهاي ديگري كه اگر خداي نخواسته فرصت پيدا كند، اجرا نمايد.

شما اي ملت ايران، اي مسلمانان پاك‌طينت، به احكام نوراني قرآن كريم بيش از پيش گرايش كنيد و دست اتفاق و برادري را به هم دهيد و از اختلافات دست برداريد و براي قرآن کريم و اسلام عزيز فکري کنيد تعليمات اسلام را نصب‌العين قرار دهيد. مساجد و محافل دينيه را كه سنگرهاي اسلام در مقابل شياطين است هرچه بيشتر گرم و مجهز نگهداريد و با اين استعمارزدگان بي‌عاطفه با روي قهرآميز و چهرة متنفر مواجه شويد و از احكام خلاف عدل و انصاف آنها هرقدر مي‌وانيد تخلف كنيد. برادران خود را تواصي به حق و تواصي به صبر كنيد و احكام اسلام و كيفيت حكومت اسلامي را تحقيق و نصب عين خود قرار دهيد و ناآگاهان را از آن آگاه نمائيد. باشد كه خداوند قهار اساس اين ظلم را برچيند.

شما اي محصلين علوم دينيه، اي فضلاء و روحانيون حوزه‌هاي مقدسه بخصوص حوزة مقدسه قم از اين اهانتها و آزارها نهراسيد. شما كه امروز پاسداران اسلام و قرآنيد وظيفه داريد اين سنگر مهم را كه آماج تير اجانب و عمال آنها است حفظ نمائيد و با كمال دلگرمي و اتكال به خداوند متعال و استمداد از ارواح مقدسة صاحبان شريعت و حفاظ قرآن به كار خود كه تحصيل فقه اسلام، تهذيب اخلاق، تنوير افكار و هدايت ملت ستمديده است ادامه دهيد، خداي متعال با شماست.

شما اي سربازان غيور ولي‌عصر عجل‌الله تعالي فرجه كه به سربازخانه‌ها كشيده شده‌ايد با كمال شجاعت تعليمات نظامي را تحكيم كنيد، باشد كه چون حضرت موسي(ع) كه در آغوش فرعون بزرگ شد و اساس ظلم و جور او را درهم‌پيچيد شما هم روز مناسبي تحت دستور مقام صالحي بتوانيد اين دستهاي خبيث را قطع و اين ريشه‌هاي فساد و ظلم را از بيخ‌وبن برآوريد.

من مصائب و فجايعي را كه از طرف دستگاه جبار هر روز بر اين كشور بلازده و ملت ستمديده وارد مي‌آيد به عموم مسلمانان تسليت مي‌گويم. خداوند متعال قطع يد اجانب را از بلاد مسلمين و بخصوص ايران بفرمايد و توفيق سعادت به ملت اسلام عنايت فرمايد. والسلام عليكم و رحمت‌الله و بركاته.

اول/ رجب/ 1392 ـ روح‌الله الموسوي الخميني

 

 

 

در ايران چه مي‌گذرد؟

پس از رسوايي رژيم ايران در مقابل افكار عمومي مردم جهان در جريانات اخير و اينكه اكنون هرگاه نامي از شاه و دولت ايران برده ميشود بلافاصله با زجر و شكنجه و كشت و كشتار و قاچاق مواد مخدر، تداعي ميگردد، رژيم ايران دست به حيله ديگري زده است و آن اينكه هر مجاهدي را كه دستگير ميكند در همان زندان آنها را ميكشد و بعد اعلام ميكند كه آنها در زدوخورد با مأمورين انتظامي كشته شده‌اند و به اين وسيله سعي مي‌كند كه ميزان اعدام‌ها را كاهش دهد تا هم تبليغات عليه رژيم كمتر شده و هم اينكه دستگاه را قوي و شكست‌ناپذير معرفي كرده باشد.

دست يكي از مجاهدين را با اره بريده و اعلام كرده‌اند كه در هنگام كارگذاشتن بمب، بعلت اشتباه بمب منفجر شده و دست او را قطع كرده است (البته بمب فقط دست او را قطع كرده و هيچ خراش ديگري نداده است!).

آقاي مهندس عزت‌الله سحابي كه يكي از مبارزين و رهبران نهضت آزادي ايران است و سوابق مبارزه طولاني و خستگي‌ناپذيري عليه رژيم شاه دارد، در دادگاه نظامي شه‌ساخته به يازده سال زندان محكوم شده‌اند. ايشان مدتي قبل به تازگي از زندان چهارساله آزاد شده بودند. جرم اين مبارز مجاهد داشتن رابطه با سازمان مجاهدين خلق ايران و تسليم نشدن در مقابل فشارهاي رژيم بوده است.

ايشان از حق ملاقات با پدر و برادران و دوستان و خويشان محروم هستند و حتي پس از محكوميت نيز فشار برايشان همچنان ادامه دارد.

تاج بزرگي را كه به مناسبت يادبود جشن دوهزاروپانصد ساله در ارتفاعات دربند نصب كرده بودند، در ابتداي تابستان توسط مجاهدين منفجر گرديد.

گفته مي‌شود كه انفجار مجله اين هفته توسط مجاهدان شهيد علي‌اصغر منتظرحقيقي و مهدي رضائي انجام گرفته است. آنها قبل از انفجار به دفتر مجله مي‌نويسند كه از چاپ عكسهاي لخت در مجله خودداري كند ولي مسئولين مجله اعتنا نكرده در عوض كيفيت و كميت عكسها را شديدتر مي‌كنند و آندو نيز دفتر مجله را منفجر مي‌كنند. البته جواد علا نيز گفته است كه دوباره مجله را چاپ خواهد كرد و مجاهدين نيز تلفني به او گفته‌اند كه «اين بار خودت به هوا خواهي رفت». اخيراً مأمورين سازمان امنيت به هر منزلي كه مي‌روند صرف‌نظر از روش قديمي كه اموال آن خانه را به غارت مي‌بردند اكنون تمامي افراد خانواده را از زن و بچه و كوچك و بزرگ دستگير كرده و به زندان مي‌برند. در چند هفته قبل مأمورين سازمان امنيت به خانه حاج زمرديان حمله‌ور شده و تمامي افراد خانواده را كه مركب از سرپرست خانواده آقاي زمرديان، خانم ايشان، دختر ايشان را با فرزندانش كه دو دختر 15 و 9 ساله بودند دستگير و به زندان روانه كرده‌اند. دخترهاي كوچك 24 ساعت، بزرگترها شش روز و پدر و مادر 23 روز در زندان نگه داشته شدند. اين خانواده پس از «آزادي» نيز از حق ملاقات با دوستان و بستگان محروم شده‌اند.

آقايان بسته‌نگار، مفيدي و توكلي كه از رهبران و فعالين نهضت آزادي ايران هستند و بتازگي از زندان چندساله آزاد شده بودند مدتي قبل مجدداً دستگير و زنداني شده و در انتظار محاكمه شه‌ساخته ديگر بسر مي‌برند. چندي قبل در ظرف دو سه روز عده‌اي قريب ششصد الي هفتصد نفر در تهران دستگير شده‌اند. جرم آنها معلوم نيست و نه تكليف آنها. در اين روزها تهران و شهرهاي ديگر ايران چون زمان جنگ در حالت حكومت نظامي بسر مي‌برد و در هرگوشه و كنار پليس و سرباز ريخته و فشار بر مردم هر روز روبه‌فزوني است. در خيابان‌ها به‌هر كس كه مظنون شوند و گاهي هم بطور شانسي مردم را متوقف كرده و بازرسي بدني كرده و كيف آنان را مي‌گردند. با اينهمه، عمليات جهاد مسلحانه هر روز ادامه دارد و عجز دستگاه دولتي در كنترل آنها روبه‌فزوني است.

سازمان امنيت بعضي از روحانيون راستين را كه موفق به خريدن آنان نشده، سعي مي‌كند با شايع‌ساختن اينكه آنان سازمان امنيتي هستند و يا از اوقاف پول مي‌گيرند، وجهه آنان را در بين مردم از بين ببرند.

جديداً اوقاف شديداً دست به امام‌زاده‌سازي زده است. امام‌زاده‌هاي جديدي پا به عرصه وجود گذاشته‌اند و امام‌زاده‌هاي قديمي نيز اكثراً نوسازي و يا تزئين شده‌اند.

مراجع شديداً تحت كنترل هستند و حتي گاهي از اوقات ملاقات با آنها ممنوع است. از تشكيل جلسات درس آقاي نجفي مرعشي جلوگيري كرده‌اند و ايشان تقريباً ديگر درسي ندارند و تنها كارشان نماز خواندن در مسجد است.

بعد از آنكه سناتور خودفروخته جمشيد اعلم در مجلس سنا شروع به ياوه‌گوئي كرد و به آقاي خميني اهانت مي‌كند، آقاي فلسفي در بالاي منبر شديداً به سناتور خودفروخته و دولت حمله مي‌كند و شديداً دولت و مجلس را مي‌كوبد. پس از آن آقاي فلسفي براي هميشه از منبررفتن محروم شده‌اند.

برخي از روحانيون مترقي معتقدند كه براي دفاع از مجاهدين به هيچ‌وجه نبايد به شاه و يا كس ديگري متوسل شد. مي‌گويند همانطور كه خود مجاهدين مي‌خواهند بگذاريد آنها را اعدام كنند و از اين راه بزرگترين تبليغات را بدست آوريد و مطمئن باشيد كه از خون آنها مجاهدين زيادي خواهند روئيد.

دولت شديداً تلاش مي‌كند كه با پول‌خرج‌كردن‌هاي بي‌حساب عده‌اي از روحانيون را بسوي خويش جلب كند و از آنها براي تشكيل جناح ضدخميني و مجاهدين استفاده كند و در اين راه پول اوقاف بي‌حساب خرج مي‌شود. همچنين پول زيادي نيز بين طلاب تازه‌وارد پخش مي‌شود تا آنها را از هم‌اكنون موافق با خود تربيت كنند.

سازمان امنيت در حدود پنجاه تاكسي با رانندگان آن كه همه آنها مأمور سازمان امنيت هستند در اختيار دارد و وظيفه آنها اين است كه هرگاه به كسي سوءظن بردند بلافاصله آنها را به سازمان امنيت ببرند. اخيراً يكي از مجاهدين در تاكسي بوده مورد سوءظن واقع مي‌گردد و راننده امنيتي آن مي‌خواهد او را به سازمان امنيت ببرد. مجاهد قهرمان مقاومت كرده و پس از يك مشاجره بالاخره فيوز نارنجك را كشيده و در خيابان فردوسي تاكسي را منفجر كرده خود را شهيد و راننده تاكسي را به درك واصل مي‌كند.

طبق يك خبر مجاهدين پس از كشتن طاهري كلت روسي او را نيز با خود مي‌برند و در يك درگيري كه در خيابان شهباز روي مي‌دهد يكي از مجاهدين كه كلت روسي طاهري را با خود داشت زخمي و دستگير مي‌شود.

در آب‌منگل و خيابان ري نيز درگيري‌هايي بين مجاهدين و مزدوران رژيم درمي‌گيرد كه از هر دو طرف عده‌اي كشته و زخمي شده و يك يا دو نفر از مجاهدين دستگير مي‌شوند.

عمليات جهاد مسلحانه مجاهدين با موفقيت همچنان ادامه دارد. انفجار در انجمن ايران و آمريكا در شيراز، انفجار در فروشگاه فردوسي، فروشگاه بزرگ تهران، و فروشگاه كوروش از جمله فعاليت‌هاي اخير است. توضيح آنكه قسمت عمده سهام دو فروشگاه اولي متعلق به شاه و سومي با سرمايه مشترك شاه و سرمايه‌گذاران خارجي به وجود آمده است.

مجاهدين براي بدست‌آوردن اسلحه پاسبانها را محاصره كرده و به زور اسلحه‌شان را مي‌گيرند و يك فصل كتك حسابي هم به آنها زده و فرار مي‌كنند. البته كتك‌زدن تنها به اين خاطر است كه پاسبانها بتوانند ثابت كنند كه اسلحه‌شان به زور گرفته شده است.

اعلاميه مجاهدين در ايران بوفور يافت مي‌شود و ترتيب پخش چنين است كه شبها اعلاميه‌ها را از لاي درب منازل و مغازه‌ها به داخل انداخته و در تاكسي‌ها و اتوبوس‌ها روي صندلي‌ها مي‌گذارند. مردم نيز پس از خواندن آن دوباره مي‌گذارند روي صندلي و يا زير پا تا ديگران هم استفاده كنند.

امسال در جشن هنر شيراز شايع شد كه آقاي خميني جشن را تحريم كرده‌اند. اين امر باعث شد كه هيچ‌كس به جشن نرود و بلافاصله دستگاهيان شركت در جشن را مجاني اعلام كردند، گرچه قبل از آن بليط‌ها را با قيمت گزاف مي‌فروختند، ولي باز كسي حاضر نشد كه در جشن شركت كند. دستگاهيان اتوبوس به شهرهاي اطراف فرستادند و در آن نواحي كه اين شايعه وجود نداشت، اعلام داشتند كه شركت در جشن و اياب و ذهاب مجاني است. با تمام اين تفاصيل حتي نصف عده‌اي را كه دستگاهيان تصور مي‌كردند در جشن شركت خواهند كرد حضور نداشتند.

 

 

 

مجاهدين در دادگاه

متن مدافعات و قسمتهايي از آنچه در دادگاه گذشت قبلاً منتشر شده است ما در زير به قسمت‌هاي برجسته از محاكمات مجاهدين كه تاكنون منتشر نشده است اشاره‌اي ميكنيم: «مجاهدين در دادگاه از روحيه عالي برخوردار بودند. در يك قسمت از محاكمه بين ملايري و رجوي برسر مالكيت هفت تير مشاجره درميگيرد و هر كدام مي‌گفتند كه اسلحه مال من است. از ناصر صادق در دادگاه سئوال شد: آيا شما قصد ترور اعليحضرت را داشتيد؟ صادق جواب داد كه: «براي ما كشتن شاه مطلب مهمي نيست. محمدرضا برود غلامرضا خواهد آمد. وظيفه ما روشن كردن مردم و دادن آگاهي انقلابي به آنهاست.» در بين صحبت ناصر رئيس دادگاه حرف او را قطع كرده و مي‌گويد: «بگوئيد شاهنشاه آريامهر» ولي ناصر با خونسردي ميگويد «يكي از همين رضاها»

محاكمه ناصر صادق 11 ساعت طول كشيد و در طول محاكمه كليه مأمورين محافظ، منشي‌ها و كاركنان دادگاه غير از محاكمه‌كنندگان هر يك ساعت به يك ساعت عوض مي‌شدند. چون كارمندان به شدت تحت‌تأثير گفتار او قرار مي‌گرفتند. ناصر مي‌دانست كه كشته خواهد شد و به خانواده‌اش گفته بود كه: «آنها بالاخره ما را خواهند كشت، مبادا خود را كوچك كرده و نامه به كسي بنويسيد و يا از مقامي خواهش كنيد كه ما را ببخشند. ما خطائي نكرده‌ايم كه مستحق بخشش باشيم. آنها بالاخره ما را خواهند كشت،‌ منتها تمناي شما ارزش كار ما را كم خواهد كرد.»

صادق پيش از اينكه از اعدام خود خبر داشته باشد با خانواده‌اش خداحافظي مي‌كند و مي‌گويد «اين آخرين باري است كه ما يكديگر را مي‌بينيم» مأمور محافظش مي‌گويد كه «مطمئن باشيد كه شما را نخواهند كشت». صادق نگاهي كرده و مي‌گويد «خر خودتي».

دولت تا آخرين لحظه به خانواده‌هاي مجاهدين اطمينان داده بود كه آنها را نخواهند كشت و به عنوان نصيحت گفته بودند كه «ولي براي سبك‌شدن جرمشان بهتر است سفارش كنيد كه در دادگاه ملايمتر صحبت كرده و با نزاكت باشند».

ناصر صادق وقتي كه حكم اعدام خود را مي‌شنود فرياد مي‌زند «نصر من‌الله و فتح قريب».

محمد بازرگاني هنگام خداحافظي از برادرش او را در آغوش گرفته و ميگويد «براي ما ابداً گريه نكنيد، همان‌گونه كه تو از ديدن من خوشحالي ما صدچندان بيشتر از اينكه شهيد خواهيم شد خوشحاليم.»

روزي كه صادق و يارانش را اعدام كردند به خانواده‌شان اطلاع دادند كه پس‌فردا فرزندان شما اعدام خواهند شد و اين از آنجهت بود كه آنها را وادار به نشان‌دادن ضعف كرده و از شاه بخواهند كه آنان را ببخشد. ولي اين عمل سازمان امنيت هيچ‌گونه تزلزلي در آنها وجود نياورد و اكثراً معتقدند كه «آنها به وظيفه اسلامي خويش عمل كردند.

اجساد هيچ‌يك از مجاهدين را به خانواده‌شان پس ندادند و حتي اطلاع هم ندادند كه در كجا مدفون شده‌اند. پدر و مادر شهدا و بستگانشان از روحيه‌اي عالي برخوردارند و در جواب تبريكي كه ملاقات‌كنندگان مي‌گويند با لبخند تشكر مي‌كنند و يكي از مادران گفته بود كه «انشاءالله همه به اين راه بروند».

مجاهدين اكثر روزها را در زندان روزه مي‌گرفتند و اكثراً با صداي بلند قرآن مي‌خواندند و اين عمل آنها زندانيان را شديداً تحت‌تأثير قرار داده بود و براي همين مرتب نگهبانها را عوض مي‌كردند.

«مجاهد علامه سيد محمود طالقاني»

 

 

 

سرود شهادت

درباره مجاهدين شهيد چند قطعه شعر رسيده است كه به ترتيب در هر شماره يك قطعه آن را تقديم خوانندگان مي‌نمائيم.

خداوندا «سعيدت» را

گل باغ بهشتت را

و «محمود» عزيزت را

كه از نيكوخصال پاك انساني

چو مرواريد زيبايي

بروي بستر آب زلالي

نرم نرمك در ره عشق تو پيش آمد

«محمد» بندة پاكت

كه چون خورشيد نورافروز

به دامان بلند آسمان نيلگون

بروي پهنه دنياي انسانها

همي نوري فروزان گستراند

خدايا «ناصر» پاك و صديقت را

كه همچون شبنم پاكي

كه از نيكو هواي صبحگاهي

بروي گونه‌هاي سرخ گلبرگي فروافتد

«علي» اين آهوي زيبا

كه در شيدائي ديدار رويت

به آهنگي خدايي و نوايي آسماني

كه از متن طبيعت نيك دريابد

بسوي تو همي رقصان و پيچان است

خدايا «اصغرت» را

اين كبوتر كو ز هجر تو

همي بال و پرش را در ره عشق تو سوزانده است

خداوندا «رسولت» را

كو پيامي باشكوه از جانب درگاه با فرّ خدائي

بگوش آدمكهايت رسانيده است

خدايا اين كبوترهاي دورانديش

اين جوانان بجان تسليم

اين عزيزان بپا زنجير

اين گلان باغ گيتي

غنچه‌هاي نوشكفته

اين فروزان‌اختران آسماني

با بسي جنبش بسي كوشش

با دلي مملو ز عشق كبريائي

بآهنگي بسان نغمه زيباي رودي

بسوي درگهت افتان و خيزانند

 تو دربر گير آنها را

بفرما چلچراغاني كنند از بهر آنها آسمانها را

بگو تا لاله‌ها، زيبا و عطرآگين كنند

اين لاله‌زاران را

بگو تا اختران پاك و روشن در دل اين آسمان‌ها نيك بنوازند

سرود گرم و زيباي «شهادت را»

 

و سلام عليه يوم وُلِدَ و يومَ يموت و يومَ يبعثُ حيا

 

 

 

تولد، حيات و شهادت يك مجاهد

سي و سه سال پيش همراه با اولين غرش توپهاي جنگ بين‌الملل در فضاي بوي باروت و خون و آتش،‌ در دوراني كه جوّ سياسي ايران و جهان را دودي مرگبار فراگرفته بود، مولودي در محله خيابان تبريز پا به عرصه هستي گذارد و به مردم ستمديده ايران مژده پيروزي داد. در اولين روزهاي بهاري كه گره ارض بر شمس انقلاب هجرت، يكهزار و سيصد و هجدهمين دور خود را مي‌گذرانيد. او مهندس محمد حنيف‌نژاد از خون پاك جدّش روئيد، جدّش آن بزرگمرد توحيد «حاج ميرزاعلي شيخ‌الاسلام» كه در دوران انقلاب مشروطيت ايران در صف مخالفين رژيم استبداد شركت كرد و شهيد گرديد. اين طفل خفته در گاهواره زمان بزبان راز مي‌گفت: اي مردم ستمديده ايران و اي جوانان همزبان من فرزندان آذربايجان، من از سوي ستارخان شما را پيام آورده‌ام، پيامي از سوي مردمي آزاده كه براي سقوط محمدعليشاه قيام كردند و تا پاي جان از انديشه مذهبي و سياسي خود بازنگشتند. آنكسان كه در ميانه قهر سنگر گرفته و با ارتش مزدور شاهنشاه ايران رودرروي ايستاده و تنها بر مردم و نيروي ملت تكيه داشتند. آمده‌ام تا پس از مطالعه امور اجتماعي و ديني و شناخت نسبت‌ها و نيازمندي‌هاي مردم همه را گردهم آرم تا پس از تحقق‌بخشيدن به آيه «وَاعْتَصِموُا بِحَبْلِ اللهِ جَميعاً وَلا تَفَرَّقّوُا» توجه شما را به ميزان ـ حَديد و كتاب كه از نظر فلسفه اسلام اصول يك مبارزه راستين است معطوف دارم و سپس در آستانه انفجار فكري و آگاهي مذهبي بگويم «قُمْ، فَاسْتَقِمْ» (برخيز و استقامت كن) آمده‌ام شما را به راه خدا و پيكار عليه بت‌پرستي و شيطان‌پرستي بسيج كنم و بعنوان آخرين علاج دردهاي اجتماع قيام مسلحانه را برمبناي ايدئولوژي اسلامي رهنموم شوم.

اسلامي كه ريشه‌اش خداپرستي و شعارش قيام در مقابل هر قدرت غيرخدائي‌ست. براستي كه فلسفه تاريخ تكرار است. يكروز ابراهيم بت‌شكن در مقابل نمرود و يكروز موسي در برابر فرعون ديروز حسين‌بن علي در مقابل يزيد و امروز محمد حنيف‌نژاد با گروهي از مسلمانان پاك در مقابل مظالم و ستمكاريها، در آن روز واقعه عاشورا و سرزمين كربلا و امروز در پايان فروردين و چهارم خرداد، تيرباران‌ها در خيابانها، درگيريها در چيتگر و اوين و قزل‌لقعه‌ها.

ياد باد آن روزگاراني كه تحصيلات ابتدايي و متوسطه‌اش را در دبستان همام و دبيرستان‌هاي منصور و فردوسي در شهرستان تبريز به پايان رسانيد. آنگونه شيفته اسلام بود كه به فراگيري ادبيات عرب و فقه اسلامي و تفسير قرآن در نزد حجت‌الاسلام حاج ميرزاعلي شهيدي كه از بانيان تفكر صحيح اسلامي زمان خود بود به شاگردي پرداخت. او هنگامي كه دانشجوي دانشكده كشاورزي كرج بود در كادر انجمن اسلامي دانشجويان به فعاليت‌هاي مذهبي و ارشاد جوانان پرداخت و نيز با جبهه ملي همكاري مي‌نمود تا اينكه پس از چندي توقيف و به اتفاق سران جبهه ملي و نهضت آزادي محبوس گرديد. در زندان نزد آيت‌الله طالقاني توانست يك دوره دقيق و صحيح قرآن را بياموزد.

او پس از بارورشدن از بذرهاي وسيع اسلامي به نهضت آزادي پيوست و او بود و مهندس سعيد محسن و مهندس اصغر بديع‌زادگان كه به اتفاق توانستند از درون نهضت آزادي ايجاد يك نهضت انقلابي اسلامي كنند. در سال 42 بود كه اين مكتب كه اكنون بنام «سازمان مجاهدين خلق ايران» لانه ابليس را هدف قرار داده است پا گرفت. با همفكري و اتحاد سه رادمرد بزرگ كه هر سه آنان در سحرگاهان چهارم خرداد در ميدان تير بشهادت رسيدند و گفتند «اِنْ كانَ دينٌ مُحَمّدٍ لَمْ يَسْتَقِمْ اِلاّ بِقَتْلي يا سيوُف خُذيني» (اگر ابقاء دين محمد بسته به كشته‌شدن منست اي تيرها بر سينه من فرود آييد).

در سال 1342 اين گروه كه شعارش قيام مسلحانه بر مبناي ايدئولوژي اسلامي است به پايمردي سه رادمرد پاگرفت. و اما محمد حنيف‌نژاد، او پس از خارج شدن از دانشكده كشاورزي كرج و گذرانيدن دوره سربازي در سازمان مستقل نظام وظيفه دشت قزوين استخدام گرديد و رياست تعميرگاه ماشين‌هاي كشاورزي را داشت و چون عمال اسرائيلي در آنجا مشغول مكيدن شيره اقتصادي ايران مي‌باشند توانست از نزديك به سياست استعماري و استثماري صهيونيسم پي ببرد و خطر يهود را براي مسلمين احساس كند و مفهوم آيه «يا ايّها الّذينَ آمَنوا لاتَتَّخِذوُا والْيَهودَ وَالنَّصاري اوليائَ بَعْضُهُمْ اَوليائ بَعْضٍَ» (اي اهل ايمان يهود و نصاري را به دوستي مگيريد كه آنها فقط دوست يكديگرند) را با يك ديد عيني ارزيابي كند. او همواره براي كارگراني كه آنجا بودند سخنراني مي‌نمود و در ميان آنان محبوبيتي بسزا داشت در اوايل جواني به اختراع يك نوع جك در ماشين‌هاي كشاورزي و اختراع ديگري در شاتونهاي آن نايل آمد كه هر دو مورد در دفتر اختراعات ايران ثبت گرديده است. ولي دوستان روشن‌بين و توده ستمديده‌اي كه از ظلم و استعمار بجان آمده‌اند مي‌گويند مهمترين اختراع او تشكيل سازمان مجاهدين خلق ايران بوده است. او پس از مدتي از شغل خود استعفا مي‌دهد و سراسر اوقات خود را به مطالعه مي‌پردازد به‌طوري كه قرآن را آنگونه تفسير كرد كه باعث اعجاب مفسرين روشن‌بين زمان ماست. او بينش خاصي داشت، استنتاجات منحصربفرد او از آيات قرآن ملهمي است مفسرين باريك‌انديش و انقلابي كنوني را. او براي آنكه از رنج مردم محروم باخبر گردد چندي به كارهاي سخت پرداخت و زماني كارگر كوره‌پزخانه بود. چنين بود راه‌ و رسم همگي افراد اين گروه كه تنها معتقد به اصالت تكامل روح هستند، براي رسيدن به خدا و انگيزه آنان در راه پيكارهاي خونين تنها انجام رسالتي است كه بر دوش خود احساس مي‌كنند، چنانكه محمد حنيف‌نژاد در دادگاه در تشريح انگيزه خود بفرمان نهج‌البلاغه اشاره كرده كه مي‌گويد (خدا از افراد آگاه پيمان گرفته است كه بر سيري ظالم و گرسنگي مظلوم راضي نشوند) چشمهايي كه شعله‌هاي خشم و قهر خدايي داشت بر هيئت دادگاه نظامي خيره گرديد و زباني كه يادآور خاطره پيامبر بزرگ اسلام بود فضاي تخنيق را شكافت و گفت: «وَ ما لَكُمْ لاتُقاتِلوُنَ في سَبيلِ اللهَ وَالْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الّرِجالَ وَالنّساء وَالوِلْدانَ الَّذينَ يَقُولوُنَ رَبَّنا اَخْرِجْنا مِنْ هذَا الْقَريهِ ظالِمُ اَهْلِها واجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَليّاً واجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» (و شما را چه شده كه در راه خدا جهاد نمي‌كنيد، در حالي كه جمعي ناتوان از مرد و زن و كودكان شما كه اسير ظلم كفارند، دائم مي‌گويند كه پروردگارا ما را از اين شهري كه مردمش ستمكارند بيرون آر و از جانب خود براي ما سرپرست و ياوري قرار ده) و سپس با كلامي آرام كه از نفس مطمئنش حكايت مي‌كرد گفت: «اَلَّذينَ آمَنوُا وَ هاجَروُا وَ جاهَدوا في سَبيلِ‌اللهَ بَاَمْوالِهِمْ وَاَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَاللهِ و اوُلئكَ هُمُ الْفائِزوُنَ» (آنانكه ايمان آوردند و براي [قبول نكردن ظلم] هجرت كردند و در راه خدا به مال و جان جهاد كردند، منزلت آنان نزد خدا بس رفيع است و ايشان از رستگارانند). و در آخرين لحظات بود كه بر پشت‌سر نگريست و به چشمان همسر خود چشم دوخت و بزبان قرآن او را وداع گفت و بيكباره آيه‌اي از حنجره‌اش جوشيد و در گوش همسرش براي هميشه طنين افكند «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيٍ مِنَ الخوُفِ وَالْجوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْاَموالِ والاَنْفُسِ وَالثَّمراتْ وَبَشّرِ الصّابرينَ الّذينَ اِذا اَصابَتْهُمْ مُصيبهً قالوُا اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ» (و البته شما را به سختيها چون ترس و گرسنگي و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بيازمائيم و بشارت آسايش از آن صابران است، آنانكه چون مصيبتي بدانها رسد گويند ما از خدائيم و بازگشتمان بسوي اوست).

اين بود كارنامه يك مصلح اجتماعي كه همواره ميگفت «اِنَّ صَلاتي وَنُسُكي وَ مَحيايَ وَمَماتي لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ» همانا نماز و عبادات و زندگي و مرگ من براي پروردگار جهان است) استعمار او را خوب شناخت زيرا كه اين دشمن بي‌امان خود را پس از هفت ماه شكنجه و زندان اوين در روز چهارم خرداد 51 چند روز قبل از ميهماني براي نيكسون تيرباران كرد. در آنروز پنج انسان بزرگ تيرباران شدند، مهندس محمد حنيف‌نژاد، مهندس سعيد محسن، مهندس اصغر بديع‌زادگان، محمود عسگري‌زاده و مهندس رسول مشكين‌فام. اينان حافظين قرآن بودند،‌ اينان از مسلمانان راستين بودند، آنگونه كه در آخر فروردين نيز چهار تن تيرباران شدند ـ مهندس علي ميهندوست، مهندس ناصر صادق، محمد بازرگاني و مهندس علي باكري. اينان برگزيدگان عصر ما بودند كه هسته مركزي سازمان مجاهدين خلق را تشكيل مي‌دادند. ياد آريم از شهيد اولين اين مكتب احمد رضائي اين عزيز عزيزان كه باب شهادت را گشود و با خون خود دفتر مكتب مجاهدين خلق را امضا كرد و نيز حبيب رهبري و مهندس علي‌اصغر منتظر حقيقي كه در ميان مردم به يك درگيري پرشكوه پرداختند تا رعب خون ريختن از ميان برود.

گفتار را پايان مي‌دهيم به سخن يكي از مراجع تقليد كه فرمود: اين تيرها بر قلب امام زمان اصابت كرد. ما اين شهادت را به خاندان آنان تهنيت گفته و به جامعة مسلمين تسليت مي‌گوييم.

 

 

 

خريد وسايل شكنجه از آمريكا

از: جك اندرسن

(نقل از روزنامه‌هاي شيكاگو ديلي نيوز و مرنيتك سنتي‌نل) واشنگتن ـ دولت پاكستان مشغول خريد وسائل شكنجه از آمريكا براي به اعتراف واداشتن افراد مظنون و شستشوي مغزي زندانيان سياسي مي‌باشد ـ اين دولت همچنين مي‌خواهد تجهيزات تكنيكي مخصوص تعبيه در اطاق‌ها (جهت كنترل صحبت‌ها) و وسايل استراق‌سمع از تلفن، گرفتن عكس‌هاي منفي و نوشتن پيام‌هاي سري با مركب نامرئي را نيز بدست آورد اگرچه بطور مثبت نمي‌توان گفت، اما حدس زده شده است كه بودجه خريد وسائل شكنجه و جاسوسي افراد، از محل كمك‌هاي خارجي آمريكا تأمين خواهد شد.

سرهنگ احمدخان‌شمشاد آنلشه نظامي پاكستان در واشنگتن يك ليست خريد 17 رقمي از وسائل عجيب و غريبي را براي كارخانجات توزيع كرده است. اولين قلم در صدر ليست مزبور عبارت است از وسيله شُك ضرباتي برقي با ضرباتي به فواصل از يك تا ده ثانيه براي استفاده در بازجوئي از افراد مظنون و وادارساختن آنها به اعتراف. رقم ديگر ليست «چراغ‌هاي نور بازجوئي و تغييردهنده نور چراغها بمنظور شستشوي مغزي مظنونين، پاكستاني‌ها همچنين بدنبال ضبط‌صوت‌هايي هستند كه مي‌تواند مكالمات آزاد را ضبط كند و دوربين‌هاي عكاسي براي عكس‌برداري‌هاي فوري و مخفي (منظور ميكروفون‌هاي بسيار قوي براي نصب در منازل و يا دفتر كار و يا روي لباس افراد مظنون مي‌باشد). وسائل گيرنده ساكن براي ضبط مكالمات آزاد باضافه دوربين‌هاي عكاسي مجهز به اشعه ماوراءقرمز براي عكس‌برداري‌هاي آزادانه و بدون جلب توجه و دستگاه‌هاي كنترل و ضبط مكالمات تلفني ظاهراً براي استفاده جاسوسان پاكستاني سرهنگ خان‌نظري است كه مركب‌هاي نامرئي براي نوشتن پيام‌هاي نامرئي و همچنين وسيله‌اي براي ظاهركردن نوشته‌هاي نامرئي نيز بخرند. ما به دقت اين ليست عجيب را بررسي كرديم و سپس از سرهنگ خان‌نظري خواستيم، با اكراه گفت كه من نمي‌دانم چه بگويم البته اين مطلب يك موضوع داخلي است من فقط اين‌قدر مي‌توانم بگويم آنچه شما مي‌خواهيد موافقم اما خريد اين اقلام محركات شيطاني ندارد. او گفت كه هر دولتي از وسايل شكنجه و كنترل مخابرات مخفي استفاده مي‌كند، او اضافه نمود كه اين ليست عجيب براي يك بررسي مقدماتي و استعلام بها مي‌باشد. ولي او ليست خود را يك فروشنده اسلحه بنام avitorra corp.or ed تسليم كرده است بضميمه يک نامه حاكي بر اينكه ما علاقمنديم وسائلي را كه در اين ليست آمده است خريداري كنيم و اينكه قبل از آنكه دستور نهائي براي خريد آنها داده شود مايليم كه يك كتابچه دستورات فني را براي مطالعه و ارزيابي دريافت نمائيم. رئيس اين شركت آقاي هورست كلينسورج كه تصادفاً آلماني است با پاكستان معاملاتي هم انجام داده است، خاطرات تلخي از آدولف هيتلر دارد. اين شخص بعد از ديدن ليست مزبور خطاب به سرهنگ خان‌ جواب داد كه ياد خاطراتي مي‌افتم كه بچه بودم در آلمان و متأسفانه شاهد آن بودم كه وسايلي مانند اينها در دسترس افرادي نظير خريداران فعلي قرار داشت. به‌عقيده من بجاي صرف پول براي اين نوع تجهيزات خيلي مناسب‌تر بود كه با اين بودجه به بچه‌هاي خردسال كوچه پس‌كوچه‌هاي لاهور غذا بدهيد. اگر آنها را امروز سير كنيد، ناچار نخواهيد شد كه فردا به بازجوئي بكشيدشان.

 

 

 

كنكورد هواپيماي منحوس

چند ماهي است كه بسياري از جرايد و مجلات وابسته به دولت كه جز اجراي اوامر شاه و دستورات سازمان امنيت كاري انجام نمي‌دهند، جسته و گريخته از خريد هواپيماهاي كنكورد توسط شاه ايران سخن مي‌رانند و آنرا نمونه پيشرفت و جزو افتخاراتي كه نصيب رژيم شاه شده است نشان مي‌دهند. كسي را هم جرأت اين نيست كه بپرسد دولت درمانده‌اي كه در تأمين احتياجات اوليه ملت ما ناتوان است، از هشتاد هزار داوطلب شركت در كنكور دانشگاه فقط ده هزار نفر اجازه ورود پيدا كرده‌اند و بقيه بايد عاطل و باطل در خيابان‌ها ول بگردند، در كشوري كه در شهر بزرگ صنعتي اصفهان بنا به اعتراف خودشان (بيان خانم جهانباني عضو مجلس شوراي ملي) 60 درصد نيروي فعال انساني بيسواد است، بايد پرسيد به چه مناسبت بايد هواپيماي 60 ميليون دلاري (نيم ميليارد تومان) خريداري كند؟ سه فروند هواپيماي كنكورد كه سفارش داده شده است جمعاً يك و نيم ميليارد تومان بهاي خريد آن مي‌شود، و چون كسي را نداريم كه با اين هواپيماها و طرز كارش، طرز تعمير و نگهداريش آشنا باشد، بايد متخصصين مغز الكترونيك، خلبان، مهندس همه از خارج استخدام شوند و حساب‌ شده است كه خود اينها در عرض چند سال بالغ بر يك ميليارد تومان خواهد شد. گرفتاريها تازه به همينجا ختم نمي‌شوند. دستگاه‌هاي الكترونيك و غيره احتياج به لوازم يدكي دارند. از طرف ديگر هواپيماهاي مزبور بيش از هر وسيله نقليه هوائي ديگري (بجز موشكها) بنزين مي‌سوزانند و از همه شرم‌آورتر اينكه سوخت بنزين در اين هواپيما بسيار ناقص است. بطوريكه كنكورد در خراب كردن هوا و آلوده‌كردن آن بدترين نوع هواپيماهاي موجود مي‌باشد. دانشمندان آمريكائي برحسب تصادف كشف كردند كه هواپيماي كنكورد با سوخت ناقص بنزين، توليد گازهائي مي‌كند كه در سطح فوقاني جو (يونوسفر) با اكسيژن هوا تركيب مي‌شوند و مانع از آن مي‌گردند كه اكسيژن تشكيل‌ حلقه‌هاي اُزُن را بدهد. حلقه‌هاي اُزُن كه 3O و 5O و 7O مي‌باشند در ساعات شب (سرما) تشكيل مي‌گردند و سپس در مدت روز (گرما) توسط اشعه ماوراءبنفش خورشيد شكسته مي‌شوند و در نتيجه مانع رسيدن اين اشعه به مقدار زيان‌آور به سطح زمين مي‌شوند و اينچنين خداوند زمينيان را از گزند اشعه ماوراءبنفش خورشيد محفوظ نگاه مي‌دارد. اما وقتي گازهاي حاصله از سوخت ناقص هواپيماي كنكورد (يا هر هواپيماي جت ديگري) با اكسيژن هوا تركيب شدند، موجب مي‌گردند كه اشعه ماوراءبنفش مستقيماً به زمين بتابد. برطبق تحقيق دانشمندان اگر هواپيماهاي موجود ـ نظير كنكورد ـ مافوق سرعت صوت حركت مي‌كردند، در عرض 50 سال تمامي موجودات روي زمين كباب مي‌شدند. برطبق همين تحقيقات بود كه سناي آمريكا لايحه تهيه هواپيماهاي مافوق صوت را رد كرد. اما شاه با كمال بيشرمي در مصاحبه‌اش مي‌گويد: «اين شايعه است كه هواپيماي كنكورد هوا را خراب مي‌كند»!!

علاوه بر آلوده كردن هوا و ازدياد تشعشعات اشعه ماوراءبنفش، صداي بيش از حد تحمل اين هواپيما عامل ديگري است كه مقامات اروپائي و آمريكائي حتي پرواز آنها را از لندن به نيويورك، كه قسمت اعظمش از روي اقيانوس اطلس مي‌باشد، اجازه نداده‌اند. اما شاه معتقد است كه «در مورد صداي زياد اين هواپيما مبالغه شده است» و اينكه «چون قسمت اعظم ايران خالي از سكنه است پرواز آن بر فراز ايران مانعي ندارد.» ! !

حالا چرا تمام اين گرفتاري‌ها را با چنين قيمت گزافي خريده‌اند؟ بنا به دلايلي كه ذكر شد، از اين هواپيماها براي پرواز خارج از كشور كه نمي‌توانند استفاده كنند! آيا اين هواپيماها براي آن است كه مثلاً ملت را از اصفهان 10 تا  15 دقيقه زودتر به تهران برسانند؟ كه بعداً با وضع نابسامان عبورومرور تهران سه ساعت وقت از فرودگاه تا خانه صرف كنند؟

اگر دولت كودتا به فكر مردم است معلوم نيست چرا هواپيماهاي 747 را نخريده‌اند كه اولاً 450 نفر را براحتي دربر مي‌گيرد، قيمتش يك‌سوم قيمت كنكورد است، خلبان‌هاي ما مي‌توانند آنرا هدايت كنند، بنزين كمتر مصرف مي‌كند، از آن مي‌توان براي پروازهاي داخل و خارج هر دو استفاده كرد. چرا بايد هواپيماي كنكورد را بخرند كه 150 نفر را با ناراحتي حمل مي‌كند، خرجش چندين برابر است و هيچ‌يك از شركت‌هاي هواپيمايي بزرگ آنرا خريداري نكرده‌اند! !

واقعيت اينست كه خريد اين هواپيماها ـ نظير خريد سلاح‌هاي جنگي ديگري كه قرار است از آمريكا و انگليس خريداري شوند ـ صرفاً براي كمك به كمپاني‌هاي ورشكسته آمريكائي و فرانسوي و انگليسي است. همانطور كه شاه گفته است: «ما به شما (انگليس) در امر توازن پرداخت‌هايتان در سالهاي آينده كمك‌هاي زيادي خواهيم كرد.» و اين همانست كه شاه در سه سال قبل در مصاحبه مطبوعاتي خود در آمريكا گفت كه: «ما تا آخرين سنت درآمد نفت را در خود آمريكا صرف خواهيم كرد.»

آيا چه كسي جز خائن خائنين، يك اعلي‌هرزه، نوكرترين نوكران مي‌تواند چنين خيانتي بنمايد؟؟

آيا رژيمي جز يك رژيم وابسته به استعمار خارجي، وابسته به سوداگران بين‌المللي، كه كمترين رابطه‌اي با ملت ندارد مي‌تواند چنين آشكارا به تاراج منابع ملتي دست بزند؟؟!! و آيا مي‌توان خود را انسان ناميد و در برابر اين خيانت‌ها ساكت و آرام بود؟؟

 

 

 

بدون تفسير

كمك نظامي آمريكا به تركيه و يونان بخاطر حفظ امنيت اسرائيل

يونان و تركيه كه هر دو سعي مي‌كنند حداقل روابط حسنه قابل تحملي را با اعراب برقرار سازند، باعث خجالت و شرمندگي آنها گشت وقتي كه پرزيدنت نيكسن اخيراً به كنگره آمريكا گفت كه ادامه كمك‌هاي نظامي آمريكا به آنكارا و آتن براي محافظت امنيت اسرائيل ضروري است. 

نقل از روزنامه كريستين ساين مونيتور

شوروي پشتيبان اسرائيل تجاوزكار:

از زمان جنگ ژوئن 1967 ـ اسرائيل و اعراب تابحال بيش از سي‌هزار نفر از يهوديان روسي به اسرائيل مهاجرت كرده‌اند. و اين تعداد بمراتب بيش از تعداد كل يهودياني است كه طي 19 سال قبل از آن (48-1967) به اسرائيل مهاجرت كرده‌اند. علاوه بر افزايش قابل توجه تعداد مهاجرين يهودي، روسي به اسرائيل، نوع مهاجرين نيز فرق فاحش كرده است. تا قبل از ژوئن 67 دولت شوروي فقط به سالمندان و خردسالان اجازه مهاجرت مي‌داد و اين مهاجرين در هر دو حال، جنگجوئي براي اسرائيل نمي‌توانستند باشند. اما مهاجرين بعد از 67، اكثراً جوانان و يا ميان‌سالان هستند و در ميان آنان تعداد قابل ملاحظه از مهندسين، اطباء، علماي متخصص مي‌باشند كه در هر حال قادر به همه نوع كمك اساسي به اسرائيل مي‌باشند.

خبرگزاريها (يو ـ بي ـ آي)

٭ به موجب خبرگزاري‌ها (آسوشيتدپرس) اسرائيل با دو مليون جمعيت بيش از سه ميليارد دلار كسر بودجه دارد! چندي پيش دولت آمريكا اعلام كرد كه اگر اسرائيل طرح راجرز را بپذيرد، آمريكا يك ميليارد دلار به آن كشور كمك اقتصادي خواهد كرد.

٭ عمليات مجاهدين، بخصوص گروه «سپتامبر سياه» به ميزان قابل توجهي باعث تقليل ورود سياحان خارجي به اسرائيل شده است. اثرات اين عمليات كه ابتدا سعي مي‌شد ناچيز جلوه‌گر شود، اكنون پس از يك سال بتدريج نمودار شده است. ضرر اسرائيل از تقليل ورود مسافرين خارجي به اسرائيل نزديك به بيست ميليون دلار بوده است.

٭ سئوال ـ ژنرال جي.اف.ژاكوبسن (يعقوب) يكي از فرماندهان عالي ارتش هند آيا يهودي است؟

هاريسون كهن ـ ميامي ـ فلوريدا

٭ جواب: ژنرال ژاكوبسن، فرمانده كل قواي هند در شرق، يهودي است كه اخيراً بخاطر اعمال فوق‌العاده‌اش در جنگ هند و پاكستان ارتقاء درجه يافته است.

نقل از مجله پاريد 19 مارس 1972

٭ دولت جديد بنگلادش از اسرائيل درخواست كرده است كه براي تأسيس يك وزارتخانه توريستي به آن دولت كمك نمايد.

بيسوادي در اصفهان

از ويژگيهاي اصفهان آن است كه از جمعيت فعال اين شهر كه مطابق سرشماري سال 45 حدود پانصدهزار نفر است، حدود 60 درصد بيسواد هستند.

خانم شوكت جهانباني (اطلاعات هوائي اول ژوئن 72)

يكصد مجسمه براي تهران

دكتر حسين فرهودي استاد دانشگاه و رئيس انجمن شهر تهران اظهارنظر مي‌كند كه مجسمه شخصيت‌هاي تاريخي بايد از محدوديت عدد خارج شود و به يكصد مجسمه‌اي كه شهرداري قصد تهيه آنرا دارد اكتفا نشود.

اطلاعات هوائي ـ اول ژوئن 72

 

 

 

تجاوز آشكار

يك هفته است كه اسرائيليان لبنان را مورد تعرض قرار داده‌اند. شهر حاصبيه را بمباران كرده و زن و مرد و بچه را در وسط شهر كشتند و عشاير را نيز بمباران كردند و اين بمباران براي انتقام‌جوئي از مردم عادي و بيگناه است. شهر صور نيز مورد تعرض ناگهاني چند زورق جنگي اسرائيلي قرار گرفت ولي پس از بمباران شهر توسط اسرائيلي‌ها فدائيان نيز به آتش آنان جواب گفتند و حتي فدائيان به يك قايق كوچك ماهي‌گيري سوار شده از داخل آن و از نزديكي زورق اسرائيلي يك راكت پرتاب كردند كه زروق اسرائيلي را آتش زده و غرق كردند. در اين حادثه قايق فدائيان هم در اثر انعكاس و عكس‌العمل راكت غرق شد و «سرنشينان آن معلوم نيست چه شده‌اند. تيراندازي ساعتها ادامه داشت و پس از اينكه تانك‌هاي لبناني در نبرد شركت كردند اسرائيليان فرار كردند. شب بعد از آن نيز كشتي‌هاي اسرائيلي آمدند و در طرف ديگر شهر تيراندازي كردند. هواپيماهاي اسرائيلي مرتب مي‌آيند و عكس‌برداري مي‌كنند و گويا نقشه‌هاي خطرناكي دارند. هركس خود را براي حمله‌اي بزرگ آماده مي‌كند بعيد نيست كه اسرائيل همه جنوب لبنان را تسخير كند و يا آنرا مدتي در تحت تصرف نگه داشته و هر نفس‌كشي را قلع‌وقمع كند. يك ده مرزي توسط نيروهاي اسرائيلي اشغال شده و براي هميشه در آن مستقر شده‌اند و همه مردم و عابرين را كنترل مي‌كنند. شناسنامه‌ها و مشخصات افراد را ميبينند حدود 50 شناسنامه از جوانان گرفته‌اند كه احتمالاً عكس آنها را عوض كرده به جاسوسان اسرائيلي خواهند داد تا آزادانه در لبنان سفر كنند. شبها و روزها گشتي‌هاي اسرائيلي در دريا ظاهر ميشوند، هليكوپترها در آسمان ديده مي‌شوند و هواپيماها نيز با دود سفيد خود آسمان را نقشبندي مي‌كنند گويا اسرائيل براي جنوب لبنان نقشه‌هاي شيطنت‌آميزي كشيده است. عده‌اي معتقدند كه ميخواهند همه جنوب لبنان را به كلي تسخير كنند و فدائيان و مخالفان خود را تصفيه نموده و بعد بيرون روند. و بعضي عقيده دارند كه فقط از طريق بمباران هوايي مي‌خواهند اردوگاه فلسطيني‌ها را ويران كنند. اسرائيلي‌ها در بعضي نقاط مرزي مثل عرقوب كه روزگاري سرزمين فتح گفته مي‌شد مستقر شده‌اند و خيال بيرون رفتن را هم ندارند مي‌گويند لبنان در اين نقاط قدرتي ندارد و نمي‌خواهد هم سيطره داشته باشد بنابراين ما حق داريم مالك آن باشيم.

 

 

 

خبرها و نكته‌ها

٭ حضرت آيت‌الله آقاي سيدمحمود طالقاني از مؤسسين و رهبران نهضت آزادي ايران كه در رابطه با گروه مجاهدين در سال گذشته دستگير و به زابل تبعيد شده بودند، بطور رسمي، به يك سال و نيم تبعيد محكوم گرديدند. ايشان را به بافت تبعيد كرده‌اند و هزينه سفر از زابل به بافت (سيصد تومان) را نيز از خود ايشان گرفته‌اند.

٭ بعد از سفر نيكسون به ايران،‌ لباس دوختن از پرچم آمريكا مد شده. دخترها و پسرها پيراهن و شلوار پرچم آمريكا مي‌پوشند.

٭ به سربازان ديپلمه و بخصوص ليسانسيه و به بالا با تفنگ چوبي! (بلي، چوبي) تمرين مي‌دهند، كليه حركات نظام جمع با تفنگ چوبي است. هر سرباز در طول سربازي فقط يكبار ميدان تير را مي‌بيند آنهم حداكثر ده گلوله فشنگ مي‌تواند شليك كند.

٭ بعد از اعدام انقلابي طاهري،‌ هيچ‌يك از وزرا و كله‌گنده‌ها آفتابي نمي‌شوند و رفت‌وآمد آنها يا اكثراً با هليكوپتر انجام مي‌گيرد و منزل تمام افراد سرشناس بشدت محافظت مي‌شود. (اينرا مي‌گويند زهرچشم!)

٭ روزنامه‌هاي ايران اطلاع دادند كه يك فروند هليكوپتر نيروي زميني در حوالي كوي كن «بعلت نقص فني» سقوط كرد و سه نفر سرنشينان آن در اين حادثه «شهيد» شدند.

٭ پس از اعدام سرتيپ جنايتكار طاهري به او درجه سرلشگري داده‌اند و سپهبد صدري رئيس شهرباني مرتب يا مصاحبه تلويزيوني مي‌كند، يا روضه‌خواني. در مصاحبه‌هايش به اين مطلب اشاره مي‌كند كه: مرحوم! طاهري مسلمان پاكي بود، او دو سال پيش به زيارت خانه خدا رفته بود و ايام محرم تماماً خود را وقف امام‌حسين مي‌كرد! و اينكه اين افسر شريف! پس از يك عمر خدمت صادقانه خانه‌اي داشت به قيمت پنجاه هزار تومان كه نصف آنرا از بانك قرض كرده بود! و از اين قبيل حرفها. صدري كه خيلي دلش براي طاهري تنگ شده، در تلويزيون حمله شديدي به مجاهدين كرده و گفته است كه يك عده جوان بي‌تجربه و فريب‌خوردة خارجي خيال مي‌كنند كه با چند تا ترقه‌بازي مي‌توانند حكومت را عوض كنند. ما اگر بخواهيم خيلي زود مي‌توانيم آنها را ريشه‌كن كنيم! منتها به آنها مهلت مي‌دهيم تا شايد رحم به جان خودشان كرده و به راه بيايند! !

٭ ناصر صادق در دادگاه گفت: سازمان امنيت اسم و مشخصات چهل نفر از مجاهدين را در دست دارد ولي هنوز نتوانسته آنها را دستگير كند.

 

 

 

ايران در مطبوعات جهان

از ميشل كتلر ـ اينترناسيونال هرالد تريبون 11 سپتامبر 72 واشنگتن ـ وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون) بدنبال دستورات كاخ سفيد، بزودي نيمي از متخصصين خود را براي بيان توضيحاتي درباره سلاح‌هاي جديد آمريكائي كه ايران علاقه خود را به خريد آنها ابراز داشته است به ايران خواهد فرستاد.

در جزو سلاح‌هايي كه مذاكره خواهد شد، هواپيماهاي جنگنده جديد «اف 15» و «اف 14» كه هنوز حتي خود آمريكا آنرا مورد استفاده قرار نداده است، قرار دارد. همچنين گفته مي‌شود در جزو ليست خريد ايران،‌ اقلامي نظر باصطلاح (بمب زيرك) كه براي بمباران كردن‌هاي دقيق در ويتنام شمالي بكار برده شده‌اند قرار دارد. تصميم مقامات عالي‌رتبه مبني بر اعزام تيم وزارت دفاع به ايران، به موجب منابع دولتي آمريكا، در تعقيب مسافرت و استقبال گرم نيكسون در ماه مه گذشته به ايران و بعلت نگراني دوجانبه ايران و آمريكا از بابت مسائل دفاعي و استقرار ثبات در منطقه غني نفت‌خيز خليج‌فارس مي‌باشد كه در همان زمان در مذاكرات شاه و نيكسون مطرح گرديد.

بنا بر نظر مقامات دولتي آمريكا، فروش اين سلاح‌ها را مي‌توان بخشي از تجديد كوشش آمريكا و ازدياد فروش سلاح‌هاي آمريكائي به كشورهاي هم‌پيمان و توسعه‌يافته دانست كه به دو منظور مي‌باشد. يكي كمك به بالابردن سطح دفاعي اين كشورها و ديگري تسهيل برخي از مشكلات خاص آمريكا نظير كمك به كمبود و كسر تعادل پرداخت‌هايش.

جلب توافق: در حوادث مشابهي كه به همين مسئله مربوط مي‌گردد، منابع پنتاگون و وزارت كشور آمريكا گزارش مي‌دهند كه ايتاليا و آلمان غربي به زودي درباره خريد موشك‌هاي (لِنس) از ارتش آمريكا موافقت خواهند نمود. هلند نيز قبول كرده است كه از اين موشكها خريداري نمايد. همين مقامات اضافه كرده‌اند كه دولت آمريكا ظرف شش ماه آينده درباره فروش هواپيماهاي جنگنده (اف ـ 5 ـ اي) به كشورهاي آمريكاي جنوبي نظير برزيل، آرژانتين، ونزوئلا و پرو تصميم خواهد گرفت. اين كشورها در سال گذشته به يك بليون دلار سلاحهاي خارجي خريداري كرده‌اند نظير هواپيماهاي ميراژ از كشور فرانسه. اكنون دولت آمريكا مصمم است كه با هواپيماهاي (اف 5 اي) خود با فرانسه رقابت كند. تمام تلاشهاي اخير آمريكا براي فروش سلاحهاي مزبور با مشكلاتي كه اكنون آمريكا با آنها روبرو است، مربوط ميگردد. فروش بيشتر اين سلاحها به كشورهاي خارجي ميتواند به كنترل صنايع نظامي آمريكا و بيكاري كارگران اين صنايع در مناطق پرجمعيت كشور كمك بزرگي نمايد. مقامات رسمي مي‌گويند كه فروش اين سلاح‌ها همچنين مي‌تواند كمك بزرگي باشد به اينكه صنايع دفاعي نظامي بخصوص كارخانجات هواپيماسازي، دست‌نخورده باقي بمانند (و بكار خود ادامه دهند) بدون آنكه مخارج حفظ اين صنايع به عهده بودجه پنتاگون باشد.

 

 

 

اعلاميه حوزة علمية قم

بسم الله الرحمن الرحيم «ولا تَحْسَبَنّ الَّذينَ قُتِلوُا في سَبيلِ الله اَمْواتاً بَلْ اَحْياءً عِنْدَ رَبِّهِمْ يَرْزِقوُنْ».

بار ديگر اعدام بهترين جوانان كشور، بدست جلادان شاه ملت ايران را در اندوه و غم فرو برد و خشم مقدس آنانرا عليه دربار شاه و اربابانش برانگيخت. ملت اصيل و مسلمان ايران با ديدن اينگونه جنايات روزبروز نسبت به حكومت شاه نفرت بيشتري پيدا كرده و آتشفشان خشم آنان شعله‌ورتر و بيشتر آماده انفجار مي‌گردد. اينگونه جنايات باعث گشته كه ملت ايران هر چه بيشتر دريابند كه يك مشت سرسپرده آمريكائي بمنظور حفاظت از منافع نظامي، اقتصادي و سياسي اربابان خود حاضرند انسان‌هاي نمونه و شخصيت‌هاي كمياب ملت ايران با وحشي‌ترين روش نابود سازند و عزاي عمومي براي مردم بيافرينند. آري اين خصلت ذاتي دربار پهلوي است كه روزگاري پدرش براي حفظ منافع بريتانيا بهرگونه جنايت و آدمكشي دست مي‌زند و دوراني هم پسرش با مزدوري براي آمريكا و اسرائيل از هرگونه جنايتي كه مأمورش سازند دست‌بردار نبوده و نخواهد بود. آنچه كه براي رژيم شاه ارزش دارد ايجاد شرايط و زمينه‌هائي است كه استعمارگران هرچه بيشتر نفت و معادن و ثروت ايران عزيز ما را به يغما ببرند و بازار و اقتصاد ما را دربست در اختيار سرمايه‌داران آمريكائي و اسرائيلي قرار داده و ايران را در منطقه بصورت خطرناك‌ترين پايگاه آمريكا پس از اسرائيل درآورند. پايگاهي كه همهمترين هدف آن ضربه زدن به برادران عرب و مسلمان ما در مبارزات خستگي‌ناپذير خود عليه اسرائيل است و به همين جهت است كه شاه درنده ايران مي‌خواهد از ثروت ملت فقير و بيچاره ما قدرت نيروي دفاعي ايران را تا سه سال ديگر سه برابر سازد و آيا نيروي دفاعي ايران كه به وسيله «سيا» رهبري مي‌گردد و مستشاران نظامي آمريكائي و اسرائيلي آنرا سامان مي‌بخشند و تعليمات لازم را عنايت مي‌دارند، آيا چنين ارتشي جز براي سياست‌هاي غارتگرانه آمريكا نقش ديگري مي‌تواند داشته باشد؟؟ آيا جز حمايت همه‌جانبه از اسرائيل و ديگر كشورهاي وابسته به آمريكا و نابودساختن شعله‌هاي سازنده و انقلابي مردم اين منطقه، كار ديگري از اين ارتش ساخته است؟؟ روي همين اصل است كه به مدرسه فيضيه و دانشگاه‌ها يورش مي‌برند و انسان‌ها مي‌كشند، در پانزده خرداد 15000 نفر از مردم ايران را با مسلسل و تانك درو مي‌سازند، مرجع تقليد شيعه و رهبر انقلاب ايران آيت‌الله العظمي خميني را به زندان مي‌اندازند و يا به تركيه و عراق تبعيد مي‌سازند و گروه گروه از جوانان ارزنده و مايه اميد ملت ايران را به محاكمه مي‌كشانند و به جوخه‌هاي اعدام مي‌فرستند و اخيراً نيز سرمايه‌هاي گرانقدر ما را چون حنيف‌نژادها، بديع‌زادگان‌ها، ناصر صادق‌ها، سعيد محسن‌ها نابود مي‌سازند و بيش از سيصد تن از روحانيون ارزنده قم را كه براي اين شهدا مجلس فاتحه برقرار مي‌سازند و به اعدام آنان اعتراض مي‌كنند به زندان‌ها و سربازخانه‌ها مي‌كشانند. آري بايستي استعمار و آمريكا و اسرائيل بر شئون مختلف مردم ايران حكم برانند و بايستي هر مانعي كه در راهشان به چشم مي‌خورد با وحشيانه‌ترين روش‌ها از ميان برداشته شود.

ملت مسلمان ايران! رژيم سلطنتي دربار پهلوي جز اين نمي‌تواند باشد و تنها تشكل و اوج‌گيري مبارزات شما مردم است كه مي‌تواند اسلام عزيز را ياري كرده و به عمر استعمار و جنايت و بدبختي خاتمه بخشد و ايراني آزاد و پيشرفته به وجود آورد. در پايان لازم است كه يادآور شويم كه اخيراً اعلاميه‌اي به اسم «فضلا و طلاب حوزه علميه قم» منتشر گشته و در آن به رهبر الهام‌بخش ملت ايران آيت‌الله خميني اهانت شده. ما اعلام مي‌كنيم كه اعلاميه مزبور مربوط به حوزه علميه قم نيست و توقع نداشتيم كه اينگونه اعلاميه‌ها از عراق انتشار يابد. ما جداً از جمهوري عراق خواستاريم كه از انتشار و پخش اينگونه اعلاميه‌ها جلوگيري لازم را بعمل آورده و موضوع را تعقيب نمايد.

حوزه علميه قم

12 جمادي‌الثاني 1292 ـ‌ 1 مرداد ماه 1351