فاجعه چچن و پيامدهای آن تاريخ: ١٣/١١/٧٣

title

شماره: 1484

تاريخ:13/11/1373

فاجعه چچن و پيامدهاي آن

حملات سنگين و بي‌رحمانه ارتش روسيه به جمهوري نوپاي چچن، به ويژه بمباران مناطق مسكوني شهر گروزني كه آن را به ويرانه‌اي تبديل كرده است، از يك سو خبر از وجود بحران عميق در روسيه در روند تحول به دموكراسي مي‌دهد و از سوي ديگر نشانه‌اي از مخالفت و دشمني روس‌ها با مسلمانان مناطق آزاد شده از سيطره شوروي سابق است.

  مردم دلير چچن كه از آخرين اقوامي بودند كه پس از شكست ايران از روسيه به زير سلطه روسيه تزاري كشيده شدند و پس از تسلط يافتن روس‌ها نيز مبارزه سختي را عليه اشغالگران روس ادامه دادند، به جهت دلاوري و رشادت خاص خود به صورت نمادهاي قدرت و شجاعت روسيه درآمدند، به گونه‌اي كه لباس‌هاي مردان جنگجوي چچن و هنرهاي رزمي آنان مظاهر مردانگي و شجاعت در روسيه گشتند. تاثير عميق فرهنگ مردم خطه چچن و قفقاز را مي‌توان در آثار نويسندگان برجسته‌اي چون تولستوي و يا در موسيقي و رقص مردانه لزگي و … يافت. و نيز راسخ بودن در دين‌داري و پاسداري از شعائر قومي و فرهنگي و آزادگي و استقلال‌طلبي اين مردم دلير را مي‌توان در مبارزات شيخ شامل كه ساليان دراز و تا هنگام شهادتش از حق‌طلبي باز نايستاد و الگوي برجسته آزادگي و رشادت گشت، مشاهده كرد. همين شجاعت، آزادگي و دينداري مردم چچن خشم استالين را چنان برانگيخت كه به كشتار گسترده مردم آن مرز و بوم دست زد و پس از آن با تقسيم‌بندي‌هاي ظاهراً قومي و در باطن تفرقه افكنانه «جمهوري»‌هاي شوروي سابق (به عنوان مثال، الحاق بخارا و سمرقند پارسي زبان به سرزمين‌هاي ترك‌زبان)، اقتدار مردم چچن را در زمينه‌هاي گوناگون از آنان سلب كرد. با وجود اين، سرزمين چچن هرگز جزئي از امپراطوري روسيه نشد و در تقسيمات كشوري. استقلال قومي خود را حفظ نمود. به اين ترتيب، برخلاف اظهار برخي از مسئولان سياسي، جنبش فعلي مردم دلير چچن نه يك حركت تجزيه‌خواهانه بلكه تلاشي براي حفظ استقلال و خودمختاري در چارچوب قانون فدراسيون روسيه است.

  رهبران روسيه امروز كه عمدتاً از همان گروه نخبگان يا به گفته ميلوان جيلاس «طبقه جديد» وابسته به حزب كمونيست شوروي سابق هستند، اكنون با ابداع نوعي ناسيوناليسم مبتني بر احياي شكوه امپراطوري تزاري به حفظ سلطه خويش برخاسته‌اند. اين رهبران در راه زنده كردن امپراطوري گذشته و تحقق خواب‌هاي طلايي سلطه‌جويي خويش، جنبش‌هاي قومي، خاصه با انگيزه و رنگ اسلامي يا ايدئولوژي منبعث از آن را سد بزرگ و سختي مي‌دانند كه بايد بر آن فايق آيند. به همين دليل، هر جا كه روس‌ها با نهضت‌هاي اسلامي روبرو شده‌اند با بيرحمي و ويرانگري كامل به رويارويي با آنها برخاسته‌اند. به عنوان مثال، آنها با سياست يك بام و دو هواي خود از يك سو به سادگي به اوكراين پس از سيصد سال، آزادي و استقلال مي‌دهند و از سوي ديگر جنايات وحشتناك و بي‌سابقه‌اي را عليه مردم مظلوم بوسني ـ هرزگوين و جنبش‌هاي مردمي در تاجيكستان و … مرتكب مي‌شوند.

  اينها تنها نمونه‌هايي از دشمني و ويرانگري روس‌ها نسبت به مسلمانان مي‌باشد. در مورد جمهوري چچن، مبارزه پيگير و طولاني (نزديك به دو قرن) مردم آن بر شدت عمل و حساسيت روس‌ها افزوده است.

  و اما برخوردهاي اخير و شكست‌هاي اوليه ارتش روسيه در اشغال گروزني، ميوه‌هاي تلخ ديگري را به شرح زير به بار خواهد آورد:

1) تسريع فروپاشي روسيه كه پيامد‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي آن براي جهان بسيار سنگين خواهد بود.

2) تضعيف دموكراسي و پايمال شدن احتمالي آن در كشاكش جنگ‌هاي قومي و مشكلات اقتصادي ناشي از آنها.

3) رشد و قوت يافتن جناح‌هاي ميليتاريست روسيه و به تبع آن ميليتاريسم آمريكا كه نتيجه آن به خطر افتادن همه كشورهاي جهان از جمله ايران عزيز خواهد بود.

  احساس عداوت با جنبش‌هاي اسلامي توسط جناح‌هاي ذي‌نفع وابسته به ميليتاريسم آمريكا، ناسيوناليسم‌هاي غربي و شرقي، صهيونيسم و عوامل آن گسترده شده و توسط نگرش‌هاي سطحي و نادرست و نامسلماني‌ها و رفتارهاي غيرمسئولانه برخي از به اصطلاح «آرمان‌ گرايان اسلام» نيز دامن زده مي‌شود به طور غيرمستقيم بر شدت و خشونت اين جنگ‌ها افزوده، زمينه‌هاي سركوب مردم دلير چچن را آماده‌تر كرده است.

  نهضت آزادي ايران ضمن حمايت از خواست بر حق مردم چچن براي آزادي و استقلال خود، كشتار وحشيانه و پايمال كردن بيرحمانه حقوق آنان را شديداً محكوم مي‌كند و سكوت و بي‌تفاوتي مجامع جهاني در اين مورد و بي‌عدالتي‌هاي آشكار مشابه را گناهي نابخشودني در پيشگاه عدل خداوند و تاريخ دانسته، از ملت‌ها، دولت‌ها، سازمان ملل متحد و ساير سازمان‌هاي جهاني مي‌خواهد كه با تمام نيرو و امكانات، دولت تجاوزگر روسيه را از ادامه جنايات ذكر شده باز دارند و احترام و آزادي مردم چچن را بر طبق منشور فدراسيون روسيه رعايت نمايند.

  نهضت آزادي ايران پيامدهاي اين سهل‌انگاري جهاني و بيرحمي و قساوت ارتش روسيه، به ويژه نيروي هوايي آن را فاجعه‌اي مي‌داند كه دامن‌گير جهان خواهد شد و آثار شوم آن ممكن است به فروپاشي روسيه آزاد و ناكام ماندن آرمان‌ها و پژمرده شدن غنچه‌هاي آزادي و استقلال كه پس از اختناق سياه ساليان دراز گذشته شكفته شده است، منجر شود. در چنين صورتي، بحران‌هايي در جهان رخ خواهد نمود كه نتايج گسترده سياسي، اقتصادي و نظامي آنها تنها به منطقه‌اي كوچك و دياري گمنام محدود نخواهد ماند.

  تا زماني كه حقوق اقوام و ملل جهان توسط قدرت‌هاي سلطه‌جو پايمال گردد و آزادي و حقوق حقه مردم ستمديده تشنه آزادي و استقلال ناديده گرفته شود، صلح و آرامش و سازندگي افسانه‌هايي بيش نخواهد بود.

به اميد روزي كه همه اقوام و ملل گيتي در سايه صلح و عدالت زندگي كنند.

نهضت آزادي ايران