قطعنامه كنگره هفتم تاريخ: بهمن ٦٣

title

قطعنامه هفتمين كنگره نهضت آزادي ايران

بهمن 1363

تحليل وضع موجود جامعه ايران

مواضع و خط‌مشي‌ ما


 


  بسم‌الله الرحمن الرحيم

ربنا و لاتحمل علينا اصرا كما
حملته علي‌الذين من قبلنا، ربنا ولا تحملنا ما لا طاقه لنا به واعف عنا
و اغفرلنا و ارحمنا، انت مولينا فانصرنا علي القوم الكافرين(1).   
(بقره/286)


  با نام خداي رحمن رحيم و به حول و قوه رب العالمين، كه عزيز حكيم و
دوستدار انسان‌ها است، هفتمين كنگره نهضت آزادي از 18 تا 22 بهمن‌ماه
1363 تشكيل گرديد. اينكه نتيجه گزارش‌ها و مذاكرات و تصميمات اتخاذ شده
به صورت قطعنامه حاضر تقديم مي‌گردد تا رهنمودي براي شورا و ارگانهاي
ديگر و اعضاء نهضت باشد و وسيله‌اي براي آشنائي و تبادل نظر با
علاقمندان و طالبين گردد.


  كنگره هفتم با توجه به شرايط بحراني نظام جمهوري و ميهن عزيز و
انحرافات، از يك‌طرف و نارسائي‌ها و نارضائي‌ها و نگراني‌هاي عمومي
وحشتناك، از طرف ديگر كه آينده ايران و اسلام را تهديد مي‌كند، مصلحت
ديد بحث و بررسي‌هاي سال جاري بيش از آنچه به خاطرات و افتخارات گذشته
انقلاب و تحليل پيروزي‌ها و يا شكست‌ها بپردازد و معطوف به رويدادهاي
بعد از پيروزي و دولت موقت شود، وضع حال و آينده مملكت و نظام را تجزيه
تحليل كند. بنابراين خلاصه گزارش مذاكرات و تصميمات كنگره در دو بخش به
ترتيب ذيل ارائه مي‌گردد:


  الف: تحليل وضع موجود جامعه ايران


  ب: قطعنامه و خط‌مشي نهضت آزادي ايران


 

الف) تحليل وضع موجود جامعه
ايران


  به منظور بررسي موضع فعلي و نظر مردم نسبت به انقلاب و نظام، با آنچه
اصالت و مشروعيت و ريشه تاريخي دارد آغاز مي‌نمائيم. يعني اهداف
سه‌گانه مندرج در شعار انقلاب «آزادي ـ استقلال ـ جمهوري اسلامي» را
مورد بررسي قرار مي‌دهيم تا مشخص شود هر يك از اين سه خواسته تا چه
اندازه برآورده شده و ملت را به منظور خود از انقلاب رسانده است.


 


   1ـ آزادي


  آنچه مردم در وضع حاضر شاهد هستند، حاكميت انحصار و اختناق و فقدان
بسياري از آزادي‌هاي قانوني است. از جمله:


  ( برخلاف اصل 23 قانون اساسي، تفتيش عقايد و تجسس در استخدام‌هاي
دولتي و ثبت‌نام دانشجويان اعمال مي‌شود.


  ( در معابر و حتي در صحن مجلس شوراي اسلامي شعارهاي مرگ‌خواهي و
دشنام براي مخالفين عقيدتي و سياسي داده مي‌شود. از جمله در مورد ولايت
فقيه كه به هيچ وجه متفق عليه فقهاي گذشته و حاضر شيعه نبوده ضروري دين
نمي‌باشد.


  ( احزاب مخالف يكي بعد از ديگري طرد و ممنوع گرديده دفاتر و گاهي
منازل اعضايشان مورد حمله و تخريب دستجات غيرمسئول ولي مأمور يا مأذون
قرار گرفته‌اند.


  ( مساجد و منابر و ائمه جماعات تحت كنترل و انحصار قرار گرفته‌اند.


  ( آزادي قلم و مطبوعات و تبليغات، آنطور كه در قانون اساسي مطرح
گرديده به شدت محدود و ممنوع شده، غيرموافق‌ها نه تنها محروم از
روزنامه و شركت در مصاحبه‌ها و ميزگردها هستند بلكه دفاعيات و پاسخ‌هاي
آنها در برابر اتهامات و اهانت‌هاي متداول را روزنامه‌هاي رسمي كمتر
حاضر هستند درج نمايند.


  ( علاوه بر فقدان آزادي قلم و بيان، غيرموافقين از تشكيل اجتماعات،
راهپيمائي و تظاهرات كه در قانون اساسي مجاز شمرده شده حتي براي
انتخابات محروم هستند.


 


   2ـ استقلال


  منظور و هدف ملت ايران از «استقلال» خودمختاري و عدم تمكين و تبعيت
از هر قدرت يا دولت خارجي در ابعاد و جهات مختلف سياسي، اقتصادي، نظامي
و فرهنگي بوده است.


  در مقايسه با رژيم گذشته كه وابسته به امپرياليسم امريكا بود مي‌توان
گفت حاكميت فعلي از نظر سياسي مستقل و غيروابسته مي‌باشد اما استقلال
سياسي بدون استقلال اقتصادي و نظامي و فرهنگي ميسر نيست.


  از نظر استقلال اقتصادي، عليرغم تبليغات فراوان، وضع كشور به طور
محسوسي بدتر از گذشته شده هم نيازمندتر و وابسته‌تر به خارج گشته‌ايم و
هم ظرفيت و توليد يا خودكفائي ما كاهش يافته است.


  ـ استقلال نظامي كه تابع نيروي دفاعي بالقوه و بالفعل كشور مي‌باشد
به لحاظ سلاح‌هاي سنگين و مدرن و تعليمات، در مقايسه با قبل از انقلاب،
خيلي از امكانات و تشكيلاتش را از دست داده است اما به لحا‌ظ كيفيت و
روحيه و عقيده مطلقاً قابل قياس با گذشته نبوده توانائي، تفوق و
ارزندگي معجزه‌آساي خود را به دليل ايمان، اخلاص، ايثار و عشق به شهادت
به ظهور رسانده است.


  ـ استقلال فرهنگي به معناي مكتبي و ايدئولوژي آن را كه در شعار «نه
شرقي نه غربي» مندرج است، مي‌توانيم تا حدودي، لااقل به صورت رسمي،
تأمين شده بدانيم. زيرا كه با اتخاذ نظام اسلامي خود را منفك و مستقل
از مكاتب كمونيسم، سوسياليسم، كاپيتاليسم و ساير ايسم‌ها كرده‌ايم. حتي
با گرايش به تعصب و كهنه‌پروري، از اسارت فرهنگ جديد در مواردي به
اسارت پاره‌اي آداب و سنت‌هاي خرافي افتاده‌ايم.


 


  كنگره عقيده دارد كه استقلال يك كشور يا ملت و نظام، انحصار به ابعاد
فوق و جهات صوري قضيه نداشته جلوه واقعي استقلال در ابتكار اداري يا
فكري و يا خودجوشي جامعه است، همچنين در اعتقاد آنها به استقلال ذاتي
خود و به عدم دخالت و حاكميت غير. اين دو سرمايه و صفت است كه استقلالي
مستمر و استوار از آن نشأت مي‌گيرد.


  استقلال ذاتي يا رواني و انساني كه مسئله ضدبيگانه‌پرستي است و جنبه
اعتقادي توحيدي دارد، در اين است كه شخص يا جامعه هرچه از بد و خوب سرش
مي‌آيد سرگذشت و سرنوشتش را يكسره از خدا و خود دانسته ديگران را مقصر
و موثر درجه اول نشناسد. اما متوليان براي خودشان و گردانندگان امور و
شيوه حكومت كمترين تقصير و ضرورت تغيير را قائل نبوده و همه چيز را به
بيگانگان نسبت مي‌دهند. همانطور كه برخي از مخالفين حاكميت و سرخوردگان
از انقلاب با نفي اصالت انقلاب، نظام موجود را خواسته و ساخته بيگانگان
مي‌دانند.


  مسلماً كشوري كه امانتدار و مالك آن يعني ملت بركنار از حكومت و
آزادي و حيثيت بوده بيگانه‌ترسي و بيگانه‌پرستي بر آن سايه انداخته
باشد هيچگونه نمي‌تواند به استقلال واقعي و پرستش خداي يگانه كه شرط
سعادت دنيا و آخرت است، برسد.


 


   3ـ جمهوري اسلامي


  قسمت نهائي شعار جامع و مصوب انقلاب كه تشكيل‌دهنده نظام ما است در
سه كلمه يا سه جزء «جمهوري ـ اسلامي ـ ايران» خلاصه مي‌شود كه ذيلاً به
يك يك آنها نظر مي‌اندازيم.


  از «جمهوري» كه حضور و حاكميت «جمهور» مردم را در صحنه كشور و دولت
مي‌رساند چندان خبري نيست، خيل عظيم مسلمانان خداپرست غير خط امام،
مليّون، مخالفين و معتقدين به مكاتب سياسي ديگر و بي‌طرف‌ها كه بر طبق
قوانين اساسي داراي حقوق مساوي بايد باشند به چشم بيگانه ديده مي‌شوند
و خارج از جمهوري به حساب مي‌آيند.


  اما صفت «اسلامي» اگرچه اسماً پابرجا مانده است دچار تخصيص و تحريف
آشكار گرديده تنها اسلامي حاكميت دارد كه مترادف با روحانيت و حوزه
بوده توسط گروهي از فقها تعريف و اجرا شده باشد. گذشته از آن ميان
بسياري از دست‌اندركاران، اصول عدالت، تقوي، انصاف، امانت، مشورت و
همكاري و اخوت كه منظور مردم از حكومت اسلامي بود فراموش گرديده دولت
وظيفه خود را نظارت بر اجراي احكام و عبادت تلقي كرده رسالت خود را
صدور انقلاب به اقصي نقاط جهان مي‌داند. در ميان مردم نيز انحطاط
اخلاقي و توسعه انواع مفاسد آينده تاريكي را براي ايران و نظام جمهوري
اسلامي ترسيم مي‌نمايد.


  جزء آخر، «ايران» است كه در شرايط حاضر و با جو حاكم، ملت و مليّون
آن، فرهنگ و زبان فارسي و تاريخ و افتخارات آن، به عقيده حاكمان، چيزي
است كه با مكتب توحيد و جهاني بودن اسلام منافات داشته نبايد مورد توجه
قرار گيرد.


  (   (   (


   پس به طور خلاصه و جمع‌بندي، شعار: «جمهوري اسلامي ايران» براي
بسياري از مردم داستان شير بي‌يال و دم و اشكم مولوي را تداعي
مي‌نمايد. زيرا بدين ترتيب مردم، مذهب و كشور فداي باورهاي ذهني
متوليان شده است.


  عدم تحقق اهداف سه‌گانه «آزادي ـ استقلال ـ جمهوري اسلامي» موجب آن
شده است كه تأمين عمده‌ترين خواسته‌ها يا شرايط و عواملي كه سرمايه‌هاي
ملي و معنوي را به لحاظ حال و آينده انقلاب و ايران و اسلام به وجود
مي‌آورد دچار اشكال شود.


  خواسته‌ها و شرايط و عوامل فوق‌الذكر را مي‌توان در پنج بند ذيل
دسته‌بندي و بررسي كرد:


 


   1ـ تامين نيازهاي مادي و معيشت ملي


  با آنكه به حكم «من لامعاش له لامعاد له» تامين معيشت شرط اوليه حيات
دنيوي و اخروي است، در سال‌هاي اخير مشكلتر شدن تهيه مايحتاج زندگي در
همه جا مشهود است. به ويژه در موارد ذيل:


  ـ ارزاق و مصارف روزمره فوق‌العاده گران و بعضاً كمياب است.


  ـ قميت پوشاك به دليل گراني عوامل جنسي، مزد و ماشين سرسام‌آور شده
است.


  ـ وضع مسكن به دليل گراني بي‌تناسب زمين و كمبود كالاهاي ساختماني
دچار مشكلات عظيمي گرديده است.


  ـ بهداشت عمومي و درمان بيما‌ري‌ها به دليل عدم توانائي دولت در مهار
كردن بيماري‌هاي عفوني و وضع نابساما‌ن درمانگاه‌ها و بيمارستان‌ها و
نرسيدن داروها چهره مصيبت‌باري پيدا كرده است.


  ـ خدمات شهري و كشوري مانند آب، برق، تلفن، نظافت و حمل و نقل با
وجود ترقي هزينه‌ها به لحاظ كيفيت و كميت تنزل فاحش پيدا كرده است.


  ـ درآمد و توليد ملي نسبت به سال‌هاي اول انقلاب كاهش چشم‌گيري يافته
و عليرغم افزايش هزينه‌هاي زندگي ميزان اشتغال و درآمد متوسط عمومي
دچار سقوط و تقليل شده است.


 


   2ـ امنيت و آرامش عمومي


  پس از گذشت شش سال از پيروزي انقلاب مردم هنوز از نعمت امنيت و آرامش
محروم‌اند. مشاهده تب و تاب‌ها، تبليغات، شعارها، وعده‌ها، افشاگري‌ها،
پاكسازي‌ها، بمباران‌هاي شهرها، مشكلات مادي و رواني جنگ، مژده‌هاي فتح
و صدور انقلاب آنان را دچار يأس و سرخوردگي كرده و به شكوه و شكايت و
به انتقاد و اعتراض واداشته است.


  از نظر امنيت مالي و جاني كمتر زماني شهرهاي ما دچار چنين ناامني و
وحشت بوده‌اند. آمار دزدي‌هاي مسلحانه كه گهگاه به قتل‌هاي هولناك
مي‌كشد بي‌داد مي‌كند. كلاهبرداري و تقلب و قاچاق سكه رائج شده و در
برابر اين اوضاع، امنيت دستخوش اختلاف رويه قضائي دادگاه‌ها و قضات
جوراجور عملاً بي‌حساب و كتاب گرديده هر قاضي به علم خود و در مواردي
به عقيده و عقده خود قضاوت مي‌نمايد.


  با گسترش ناامني‌ها و نگراني‌هاي عمومي، احساس بسياري از مردم چنان
است كه عقيده دارند به انقلاب و به اميدواري‌ها و فداكاري‌هاي آنان
خيانت شده است.


 


   3ـ مكتب و معتقدات مردم


  ارزنده‌ترين ارمغان انقلاب ما و قوي‌ترين محرك و عامل موثر آن احياي
ايمان و اعتبار اسلام مخصوصاً تشيع بود. بدون ترديد ايدئولوژي ديني و
رهبري روحانيت بزرگترين نقش را در تشكيل و توحيد مردم و توفيق انقلاب
در حركت اول آن ايفا نمود. روحانيت شيعه كه در برابر هجوم تمدن و تسلط
غرب انزوا گزيده بود پس از تجربه‌اندوزي از نتايج روشن خود در مشروطيت،
تحت رهبري قاطعانه آيت‌الله خميني موضعي قاطع عليه استبداد شاهنشاهي
اتخاذ كرد و پيروان مخلص و جانبازاني در اين راه به دست آورده به قدرت
رسيد و در حركت دوم انقلاب ساير گروه‌ها و افكار و پيكره ملت را
ماهرانه از صحنه بيرون راند.


  از موقعيت صنفي روحانيت كه بگذريم اسلام و دينداري مردم نيز در اين
كشاكش دچار تحولات و تغييراتي گشته كه ذيلاً اشاره مي‌كنيم.


  اسلام و پياده شدن يا اجراي آن اولاً صورتي و ظاهري دارد كه تشريفات
و شعائر است و فروع دين را تشكيل داده موضوع بحث رساله‌هاي فقهي
مي‌باشد، ثانياً باطني و محتوائي دارد كه معتقدات يا ايدئولوژي است و
از مقوله عشق و عبادت مي‌باشد. ما براي رسيدگي به اينكه با تجربه شش
ساله انقلاب، اسلام و مسلماني ما به چه مرحله رسيده است مطلب را با
تفكيك دو نظر فوق بررسي مي‌نمائيم.


 


   1ـ3ـ ظواهر و فروع دين


  از اين جهت و بدون ترديد بايد بگوئيم كه موفقيت و خدمت، تا آنجا كه
ارتباط با قالب و قيافه خارجي ديانت در جامعه انقلاب كرده ايران پيدا
مي‌كند، فوق‌العاده بوده است. خوشبختانه از آن مظاهر ننگ‌آور و
مشمئزكننده سابق، مانند وفور مشروب‌فروشي‌ها در معابر ـ روزه‌خوري
علني‌ـ  بي‌حجابي تحريك‌آميز ـ بي‌بند و باري‌هاي كنار دريا ـ
عشرتكده‌ها، كاباره‌ها و قمارخانه‌ها ـ فيلم‌ها و نمايشنامه‌هاي خلاف
شرع و اخلاق و به طور كلي وجود جو ضداسلام و ضداخلاق و پرده‌دري‌هاي
ضدانقلاب، خبر چنداني نيست و از بروز آن با سماجت و خشونت و حتي نفوذ
به درون خانه‌ها جلوگيري مي‌شود.


  حال اين حالت و اوضاع حاضر تا چه حد از نظر خود اسلام و قرآن و شرع
مبين صحيح و مثاب يا قابل قبول و مرضي خداوند عزيز حكيم باشد، مسئله
ديگري است. آنچه مسلم است و قرآن و سنت درباره آن صراحت دارند اين است
كه هيچگونه عبادت و انجام فرائض تا از روي عقيده و ايمان و اختيار و به
قصد و اطاعت خداي رحمن نباشد نزد خدا پشيزي ارزش ندارد و ثوابي در آخرت
به عامل آن نمي‌رساند. عملي كه به صورت غيرآزاد مختار،‌ روي دستور و
فشار و يا براي جلب نفع و دفع ضرر و به خاطر ريا و غيره انجام شود نه
تنها ثواب ندارد، در مواردي گناه هم بر آن مترتب مي‌شود.


  بديهي است كه بستن اماكن فحشاء و قمار يا فروش مسكرات و جلوگيري دولت
از افراد و عواملي كه با تجاوز به حقوق و آزادي سايرين ايجاد ضرر و
زيان و اشاعه فساد و معاصي مي‌نمايند، لازم است ولي الزام و اكراه در
عقايد و فرائض ديني يا تجسس و تجاوز به حريم خصوصي و خانگي اشخاص عمل
خلاف شرع و خلاف مصلحت و ضد اسلام است. تبليغ دين و ارشاد مردم صرفاً
بايد با تأسّي به رسول اكرم و ائمه اطهار به وجه احسن و با ملاطفت و
برهان انجام گردد. حتي تبليغ از راه تبعيض در ادارات و مؤسسات دولتي و
تفاوت‌گذاري ميان موافقين و مكتب‌ها يا غيرموافق‌ها و غيرمتظاهرها كار
پسنديده و منطبق با شيوه مولاي متقيان، در دوران خلافت پنجساله‌اش،
نمي‌باشد و از مواردي است كه هدف مشروع علتي براي وسيله غيرمشروع شده
است.


 


   2ـ3ـ باطن و اصول دين


  منظور آن قسمت از دينداري و اعتقاد و ايماني است كه پذيرفته عقل و
خواسته دل اشخاص بوده مراقب باطني آنها و منشاء خدمات به خلق و عبادت
خالق باشد. ايمان را به‌عنوان اعتقاد به قلب، اقرار به زبان و عمل
تعريف نموده‌اند.


  اعتقادي را كه متوليان انقلاب و جمهوري اسلامي ايران به رسميت
مي‌شناسند اسلام است اما نه اسلام علي‌الاطلاق عام و اصيل، كه چيزي جز
قرآن خدا و سنت رسول اكرم نمي‌تواند باشد، بلكه اسلام فقاهتي. از اين
اسلام به اصطلاح فقاهتي كه اعتقاد رسمي يا دولتي است گفتارهائي تراوش
مي‌نمايد كه در منابر، مساجد، مطبوعات، محافل، معابر و در صدا و سيماي
جمهوري اسلامي ايران بيان مي‌شود و در سخنراني‌ها و شعارها و در
تظاهرات و تبليغات انعكاس پيدا مي‌كند. پندارها و گفتارها نيز به نوبه
خود منشاء كردارهائي مي‌شود كه ميدان بروز و ظهور آنها دادگاه‌ها و
زندان‌ها، راه‌پيمائي‌ها، نهادها و رسانه‌هاي گروهي و دستگاه‌ها و
نهادهاي دولتي مي‌باشد.


  از تركيب و تاثير سه عنصر يا سه ركن فوق، در رابطه با دينداري مردم و
موقعيت اسلام در ايران و جهان، در اين شش سال تجربه انقلاب و به‌عنوان
محصول و عملكرد نظام، دو نتيجه متفاوت يا دو جريان متضاد مشهود شده
است. يكي جريان مكتبي و به اصطلاح حزب اللهي مخصوص و ديگري جريان عمومي
مردمي و روشنفكري.


  جريان اول محصول مثبت انقلاب و روحانيت حاكم، تحت لواي اسلام فقاهتي،
بوده است. بعضي از پيروان اين مكتب كه ضمن عمل متشكل گشته و تعليمات
ديده‌اند به لحا‌ظ ايمان و عشق و ايثار خالصانه تا سر حد جان و مال پيش
رفته‌اند و در مقايسه با گذشته ايرانيان و با وضع حاضر مسلمانان
كشورهاي عربي و غيرعربي سني و شيعه موجب شگفتي و حيرت گشته‌اند. افراد
اين جريان يا جناح، هم از معتقدين قبلي، اعم از روشنفكر و قشري و طلبه
بوده‌اند و هم از گروندگان بعدي. اين قشر، حزب حاكم و ايادي و اذناب او
را در نهادها و دستگاه‌ها تغذيه نموده ستون فقرات و پايه و پنجه‌هاي
حاكميت را تشكيل مي‌دهند. اين جريان، هم با گذشت زمان سير نزولي داشته
به طور طبيعي فرسودگي و سرخوردگي روي آن اثر مي‌گذارد و هم مشاهده و
برخورد با واقعيات و تجربه عملكرد متوليان چشم و گوش‌ها را باز كرده
است.


  اما جريان دوم كه شايد دردناكترين تجربه نظام حاكم و زيانبارترين
عملكرد متوليان انقلاب باشد برگشت بسياري از مردم و متمايل‌شدگان به
اسلام و انقلاب از اسلام است كه غالباً انصراف و بعضاً انزجار نسبت به
هرچه مربوط به اسلام و دين و خدا است پيدا كرده‌اند. ضمن آنكه نه
تعدادشان اندك است و نه اختصاص به طبقه خاصي دارند. علت اين انصراف،
رفتارهاي بي‌رحمانه خلاف عدالت و انسانيت و اعدام‌هاي چه بسا
سهل‌انگارانه و يا ساير تحميل و تبعيض‌ها و سلب حقوق‌ها است كه به نام
و به خاطر اسلام انجام مي‌گردد و فتوي‌دهندگان و توجيه‌كنندگان يا
تاييدكنندگان آنها از مقامات موثر حوزه و روحانيت هستند كه خود را
به‌عنوان مطلعين و متخصصين اسلام واقعي شناسانده‌اند.


  از طريق مبارزه با علم و فرهنگ دريافتي از مغرب‌زمين (به مصداق
اطلبوا العلم و لو بالصين) و بستن دانشگاه‌ها و اختناق سياسي و تحجر
فكري در آموزش و پرورش كشور تحت عناوين انقلاب فرهنگي يا اسلامي كردن
تعليمات و تحقيقات، به نحو ديگري اسلام و ايران را به جاهليت عربي قبل
از بعثت رسول اكرم(ص) برگردانده‌اند.


  خلاصه آنكه تجربه شش ساله انقلاب و نظام به آنجا رسيده است كه در نزد
جماعات قابل توجهي از مردم ايران اقبال به اسلام، كه قبل از پيروزي
انقلاب حالت تصاعدي پيدا كرده بود، تبديل به انصراف و ادبار شده از
اسلام تبري مي‌جويند و نمي‌خواهند نامي از آن برده شود.


  (   (   (


  البته ما به چنين طرز فكرهاي اتخاذ شده از روي عصبيت و ترس و يا
جهالت و ياس، به هيچوج حق نمي‌دهيم. كسي كه در اين ميان بي‌تقصير و
مظلوم مي‌باشد و نبايد با او بريد و قهر كرد، خدا است. البته خدا و
آئين پاك او بي‌نياز از هرگونه عبادت و عمل و ايمان ما است و آنكس كه
زيان مي‌برد و حسرت خواهد خورد خود انسان است. توصيفي كه سابقاً در
منبر از پيغمبر و ائمه مي‌شد با آنچه حالا در مسند حكومت انجام مي‌شود
تفاوت فاحش دارد!


  بايد از كسانيكه بدين طريق از اسلام برگشته‌اند پرسيد كدام مذهب و يا
مكتب اخلاقي دنيا است كه تحريف و قلب و ابزار قدرت و سوءاستفاده نشده
باشد؟‌ حرف آن نويسنده ايتاليايي قرن هيجدهم ميلادي كه گفته بود «اي
آزادي چه جنايت‌ها كه به نام تو كردند!» درباره هر مكتب و مذهب پاك
خدائي صادق است. مگر تمام سلاطين و دولت‌هاي خودكامه دنيا، از فرعون‌ها
و كسري‌ها و قيصرها تا خلفاي بني‌عباس و… هر كدام به نحوي و به نامي
خود را خدا، پسر خدا، سايه خدا، خليفه خدا يا نصب شده و مجاز و مأمور
از ناحيه خدا و رسول نمي‌دانسته‌اند؟


 

ب) قطعنامه و خط‌مشي


  هفتمين كنگره نهضت آزادي ايران با توجه به مشاهدات و تحليل‌هاي فوق،
نظريات، مواضع و وظائف و خط‌مشي نهضت را به شرح زير تعيين و اعلام
مي‌نمايد.


 


   ب1) در آستانه هفتمين سالگرد انقلاب:


  ب1ـ1) دوام نظام جمهوري اسلامي، حفظ تماميت ارضي كشور و حيات ملت و
استقلال نسبي مملكت را ارج مي‌نهيم و به درگاه خداوند ذوالجلال سپاس و
شكر مي‌گذاريم.


  ب1ـ2) از ملت شريف ايران كه به وجود آورنده انقلاب مي‌باشد قدرداني و
اظهار اميدواري نموده پايداري و فداكاري قشرهاي وسيعي از ملت و بعضاً
تصميم و توكل گردانندگان مملكت و خونسردي و سرسختي و اميدواري آنان را
از جمله عوامل رفع خطرات و جبران خطاهاي داخلي و ضربات جنگ تحميلي و
جلوگيري از اضمحلال و سقوط كشور مي‌دانيم.


  ب1ـ3)‌ از زحمات و خدمات كسانيكه از روي حسن نيت و قصد خدمت به ايران
و اسلام، متناسب با شايستگي‌هاي خود قبول مسئوليت نموده‌اند، تقدير
مي‌نمائيم.


  ب1ـ4) با وجود اين، آرمان‌هاي انقلاب و وعده‌هاي داده شده و انتظارات
بر حق مردم را برآورده نيافته، از نظر داخلي گسترش انحرافات و تخلفات و
فقدان امنيت مالي، جاني، سياسي، اجتماعي و قضائي و نارضايتي عمومي را
يك واقعيت تلخ و غيرقابل انكار مي‌دانيم و از تقليل و تعطيل توليد در
بخش صنعتي و تنزل دائم توليدات كشاورزي نگران هستيم. از نظر خارجي نيز
سياست و عملكرد دولت را در جهت مصالح عاليه ايران و اسلام، ضعيف يا
نادرست مي‌بينيم.


 


   ب2) معتقديم كه:


  ب2ـ1) بسياري از آزادي‌هاي سياسي، مطبوعاتي، فرهنگي و اجتماعات
قانوني سلب گشته و سانسور در اظهار نظر نسبت به مسائل سياسي به شدت
اعمال مي‌شود. محدوديت يا فقدان آزادي براي گروه‌هاي قانوني غيرموافق
با حاكميت،‌ حتي طرفداران نظام جمهوري اسلامي، برخلاف قانون اساسي،
اسلام و مصالح عمومي كشور مي‌باشد.


  ب2ـ2) شيوع اعمال خلاف دين و قانون زير پوشش اسلام، به اعتبار دين
لطمه وارد ساخته است و علائم تزلزل در اعتقادات و برگشت از دين به
مرحله‌اي رسيده كه اين اعمال مي‌بايستي سريعاً متوقف گشته كوشش براي
جبران اثرات سوء آن انجام گردد.


  ب2ـ3) انقلاب اسلامي ايران گرچه در بدو پيروزي اثرات عميق و شگرفي بر
اذهان و افكار مسلمانان و حتي غيرمسلمانان جهان به وجود آورد، اما
اعمال بعدي تا حدود زيادي آن اثرات را خنثي نموده چهره نامطلوبي به
دنيا ارائه داده است.


  ب2ـ4)‌ از نظر نمايش خارجي يكي از دستاوردهاي انقلاب برچيده شدن
مظاهر و اماكن فساد و فحشاء، نظير مشروب‌فروشي‌ها، روزه‌خواري علني،
بي‌حجابي‌هاي محرك، فيلم‌ها و نمايشنامه‌هاي خلاف عفت و اخلاق مي‌باشد
كه به آن ارج مي‌نهيم ولي آن را كافي و دليل بر اصلاح واقعي يا تغيير
دروني مفيد كه مورد نظر انقلاب و اسلام باشد نمي‌دانيم.


  ب2ـ5) نظارت و جلوگيري قانوني دولت از افراد و عواملي كه ايجاد و
اشاعه فساد و معاصي مي‌نمايند عمل لازم و مفيدي است اما الزام و اكراه
در عقايد و فرائض ديني، تجسس و تجاوز به حريم خصوصي و خانگي اشخاص و
اعمال زور و خشونت را غيرشرعي و غيرقانوني دانسته عدم توقف آن را موجب
بروز واكنش‌هاي مخرب و مضر عليه دين مي‌دانيم.


  ب2ـ6) دخالت‌هاي ناروا و عملكردهاي نادرست برخي روحانيون در امور و
مشاغلي كه علم و تجربه و آگاهي لازم نسبت به آنها ندارند چهره تاريخي
اين طبقه را در اذهان عمومي مخدوش ساخته بر روابط سنتي اين طبقه با
مردم اثرات سوئي بر جاي گذاشته است. بر علماي واقعي است كه به
چاره‌جوئي‌هاي مناسب همت گمارند.


  ب2ـ7) روش تفتيش عقايد در استخدام‌ها، ثبت‌نام دانشجويان و
دانش‌آموزان تخلف از قانون اساسي و مصداق بارزي از انحصار و اختناق
است.


  ب2ـ8) استقلال به مفهوم سياسي ـ حقوقي آن اگرچه به دست آمده است اما
در مفهوم اقتصادي آن وابستگي به بيگانه در زمينه‌هاي مختلف بيشتر شده و
فرار مغزها و تخصص‌هاي مورد نياز كشور به تشديد اين وابستگي كمك نموده
است.


  ب2ـ9) دلبستگي به سرزمين، ميهن، مردم، ملت، فرهنگ، زبان، تاريخ،
افتخارات و سرمايه‌هاي ملي منافي مكتب توحيد و جهاني بودن اسلام نيست و
جو ضدايراني و ضدملي كنوني خلاف مصالح كشور مي‌باشد.


  ب2ـ10) شعار «جمهوري اسلامي» دوران انقلاب زماني تحقق خواهد يافت كه
مردم از حقوق و آزادي‌هاي سياسي و عدالت اجتماعي برخوردار گردند و
حاكميت مردم بر سرنوشت خويش به طور كامل و خدشه‌ناپذير عملي گردد.


 


   ب3) در برابر اوضاع و احوال كنوني:


  ب3ـ1) نهضت آزادي ايران ادامه وضع موجود و انحصار مسئوليت‌ها و
اختيارات و تشديد و تقويت سياست‌هاي موجود را مردود دانسته و آن را
موجب بروز تبعات وحشتناك مي‌داند. همچنين برگشت ارتجاعي به نظام سلطنتي
را قابل تكرار و تحمل نمي‌داند و عواقب و نتايج آن را خطرناك مي‌بيند و
نيز انكار كلي و يا نسبي انقلاب‌، حذف نظام جمهوري اسلامي و سرنگوني
حاكميت را از طريق قيام مسلحانه و اعمال خشونت‌آميز مصلحت نمي‌داند.


  نهضت آزادي ايران با اعتقاد به اينكه هرگونه تغييري كه منشاء آن
بيگانگان باشند سرانجام به سود آنان تمام خواهد شد مطمئن است هيچ فرد و
يا گروه مسلمان و ايراني معتقد و متوكل به خدا و متعهد و علاقمند به
ايران قبول ننگ دل بستن به بيگانگان را نخواهد كرد.


  نهضت آزادي ايران كماكان راه رهائي را، وفاداري به اصول اوليه
انقلاب، دفاع از نظام جمهوري اسلامي و تمسك به قانون اساسي، توأم با
قيام قانوني مسالمت‌آميز و آرام به منظور اصلاح يا تغيير حاكميت
مي‌داند.


  ب3ـ2) نهضت آزادي خود را همچنان در برابر خدا و خلق و وجدان خويش
متعهد و موظف ديده با توكل به خدا و اميدواري به هموطنان، بدون ترس از
مشكلات و اتهامات و خطرات، به كوشش خود در راه حفظ و حراست از انقلاب و
ايران و اسلام، در چهارچوب قانون اساسي و جمهوري اسلامي در حد توانائي
خود ادامه خواهد داد.


  ب3ـ3)‌ مردم را دعوت مي‌نمائيم كه قيام قرآني نموده، قبول ابتلاء و
امتحان الهي بنمايند و با روحيه يأس و بدبيني و انزوا و پرخاشجوئي
ويرانساز مبارزه كنند و مشتاقانه و فعال با مشاركت صميمانه و همكاري و
هماهنگي و با استمداد از ايمان و علم و عقل، براساس برهان و جدال حسن،
به ادامه وظائف ملي و اسلامي خود بپردازد.

بهمن‌ماه 1363


(1) . پروردگارا بار سنگين (گناه) را بر ما بار مكن، آنچنانكه بر
كسانيكه پيش از ما بودند بار كردي. پروردگارا و چيزي را كه طاقتش را
نداريم بر ما بار نكن، ما را بيامرز و به ما رحم كن، تو صاحب اختيار ما
هستي پس ما را در برابر گروه كافران پيروز بگردان.