متن سخنرانی جناب آقای دكتر احمد صدر حاج سيد جوادی كه قرار بود در مراسم ششمين سالروز درگذشت دكتر يدالله سحابی در حسينيه ارشاد ايراد شود فروردين ١٣٨٧

 

متن سخنراني جناب آقاي دكتر احمد صدر حاج سيد جوادي

كه قرار بود در مراسم ششمين سالروز در گذشت دكتر يدالله سحابي در حسينيه ارشاد ايراد شود

فروردين 1387

بسم الله الرحمن الرحيم

الا ان اولياء الله لاخوف عليهم و لا هم يحزنون. الذين ءامنوا و کانوا يتقون. لهم البشري في الحيوه  الدنيا و في الاخره لا تبديل لکلمات الله ذلک هو الفوز العظيم (سوره يونس آيات 62-64)

ظالم به رفت و قاعده ضد از او بماند

عادل به رفت و نام نكو يادگار كرد

خانم ها، آقايان، حضار محترم

سلام عليکم

ضمن عرض تبريک نوروز و تولد پيامبر بزرگوار اسلام(ص) و آرزوي سلامتي، بهبودي و آرامش براي شما عزيزان و تمامي ملت بزرگوار ايران، واجب مي دانم که از سوي خود، خانواده ي زنده ياد دکتر يدالله سحابي، ستاد برگزاري مراسم حاضر و همچنين ياران آن مرحوم در شوراي مرکزي نهضت آزادي ايران به شما حضار محترم، که به رغم تمامي دشواري ها و محدوديت ها در اين مراسم گرد هم آمده ايد، تشکر و قدرداني کرده و تداوم استقامت و پايداري را در صراط مستقيم جنبش آزادي خواهي و عدالت طلبي ملت ايران براي شما آرزو کنم.

سخنم را با آياتي از قرآن مجيد آغاز کردم که در آن از جمله صفات انسان مومن و با تقوا به شهامت و شادي اشاره شده است و خداوند به چنين فردي نه تنها در آخرت که در همين دنيا نيز بشارت داده است. زنده ياد دکتر سحابي از جمله مومناني بود که ترس و غم به دل دريايي اش راه نداشت. از همان روزي که خدمت به مردم را برگزيد. در روزگاري که عافيت طلبي، سکوت و تمنا مي توانست موهبات فراواني براي وي به همراه آورد، او از جمله کساني بود که با تکيه به مشي ايماني و تقواي الهي نه در برابر ظلم سکوت کرد و نه تکدي حق خود کرد. سحابي، آزاده مردي بود که آزادي و حقوق بنيادين ملت خود را در طي بيش از شصت سال مبارزه ي مداوم فرياد کشيد و البته فرياد وي هرگز از جنس هياهو و شعار نبود.

زنده ياد دکتر سحابي به عنوان چهره اي فرهنگي – سياسي با بنيانگزاري نهضت آزادي ايران به طراحي و مهندسي روشي در مبارزات آزادي خواهانه ي ملت ايران پرداخت که سياست ورزي را هم راستا با اخلاق گرايي، واقع بيني، احتراز از روزمرگي و منافع زودگذر گروهي و باندي ميديد. در بينش سحابي و يارانش، حضور در صحنه ي قدرت، چنان چه به تامين منافع مردم نيانجامد ارزشي ندارد و از همين روست که راهبرد جنگ حجت را بر مي گزيند و البته به رغم ملامت ناصحان ملال انديش، زندگي و سياست ورزي اخلاق گراي سحابي نشان دهنده ي تحقق وعده الهي در آيات فوق است که پيروزي و بشارت در همين دنيا نيز مقدر است. امروزه بر کسي پوشيده نيست که انديشه ي روشن فکري ديني و آزادي خواهي و عدالت طلبي بر اساس الگوي بومي و امتناع سحابي و يارانش از به تن کردن قباي ليبراليسم غربي و سوسياليسم روسي، نسخه ي درمان دردهاي نه تنها ملت ايران که خاورميانه است و نشر و گسترش و پيروزي اين انديشه در ترکيه، تاجيکستان، افغانستان و برخي کشورهاي ديگر گواه درستي و کارايي اين بينش محسوب مي شود. حتي در ايران نيز امروزه اگرچه جريان روشنفكران ديني که سحابي از بانيانش بود از بديهي ترين حقوق سياسي و انساني خويش بي بهره است و ياران آن زنده ياد با تحمل ماه ها زندان انفرادي و محروميت از بسياري حقوق اجتماعي و سياسي و نهايتا با سپردن وثيقه هاي سنگين، مصداق آشکار حبس خانگي را دارند اما ادبيات رايج جامعه ي سياسي ايران به خصوص جريان اصلاح طلبي، نشان از سرزندگي و حضور مقتدرانه ي انديشه سحابي و يارانش دارد.

 حتما شنيده ايد که زماني که در سال 80 اعضاي نهضت آزادي و جمعي از فعالان ملي/ مذهبي و از جمله فرزند عزيز ايشان مهندس عزت الله سحابي بازداشت شدند، ايشان براي تظلم به مجلس شوراي اسلامي رفتند و وقتي رييس محترم وقت مجلس به پيشواز ايشان رفتند، سحابي با صداي لرزان خود که بارها و بارها پايه هاي استبداد را به لرزه انداخته بود فرياد کشيد که “آقا من براي عزت نيامده‌ام، من براي نهضت آمده‌ام” و به راستي سحابي که همواره به عمل جمعي و تاثير آن اعتقاد داشت، نه تنها براي نهضت آزادي و اعضاي آن به عنوان يک حزب، بيش از فرزند خود دغدغه داشت که بيشتر دل نگران جنبش و نهضت آزادي خواهي ملت ايران بود.

در خاتمه ضمن طلب مغفرت براي آن مرحوم از تمامي پويندگان راه آزادي و به خصوص جوانان عزيز و فعالان سياسي اين مرز و بوم مي خواهم تا با حضور در اين گونه جلسات در اين امر بيشتر انديشه کنند که راز جاودانگي سحابي، بازرگان، طالقاني و ديگر ياران ايشان نه در اصرار به ماندن بر اريکه ي قدرت و اولويت دهي به منافع فردي و گروهي به هر بهايي بود که اتفاقا بر عکس در مشي سياسي اخلاق مدار ايشان و تکيه بر منافع ملي و تقويت فرآيند دمکراسي بود و البته پذيرش چنين روشي و هزينه هاي آن امکان پذير نبود اگر ايشان انساني اميدوار، شاد و با شهامت نبود. سحابي اميد داشت چرا که هرگز خسته نمي شد و حضور وي در شوراي مرکزي نهضت آزادي ايران تا واپسين ايام عمر، گواه صدق اين حقيقت است. شاد بود چرا که هرگز غم از دست دادن مقام به دلش راه نداشت و از قدرت، معنايي جز مسووليت نميشناخت و با شهامت بود، چرا هرگز جز ترس از خدا از هيچ مستبدي نهراسيد و از بيان هيچ سخن حقي پروا نداشت و در دوراهه ي برخورداري از قدرت و مقام و ساير مواهب اين جهاني و بيان حق، در گزينش دومي يعني حق طلبي، لحظه‌اي ترديد نمي کرد. به زعم بنده عصاره ي زندگي سياسي سحابي که مي تواند پيامي براي همه ي ما علي الخصوص جوانان باشد اين است:

ايمان، اميد، اخلاق، تعقل و اعتدال