متن كامل سخنرانی احمد صدر حاج سيد جوادی در بيست و پنجمين سالگرد رحلت آيت‌الله طالقانی

مراسم بزرگداشت آیت الله طالقانی بعدازظهر روز پنجشنبه ١٩ شهریور در حسینیه ارشاد با عنوان «حقوق زنان، جوانان و دموکراسی ٢٥ سال بعد از طالقانی» برگزار شد.

در این مراسم ابتدا آقای صدرحاج سیدجوادی سخن  گفت. متن سخنان وی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام گرم و خاضعانه من خدمت همه حضار گرامی و عزیز

در آغاز مقدم خواهران و برادران عزیز را برای بزرگداشت مرحوم آیت الله حاج سیدمحمود طالقانی گرامی داشته و به عزیزان خوش آمد و خیرمقدم می گویم.

وجود کم نظیر آیت الله طالقانی پیامی الهی برای ما هم عصران آن مرحوم و نسلهای بعدی ما بود. آن وجود عزیز به معنای واقعی آیت و نشانه حقیقی از خلقت ارزشمند خداوندی بود که در سوره قدر می فرماید: تنزل الملائکه و الروح قیها باذن ربهم. بعضی از مفسران معتقدند که این روح در هر برهه ای از زمان در کالبد انسانی دمیده می شود که استثنایی و اسوه ای از اخلاق ملکوتی برای سرمشق سایر انسانها می گردد. واقعا خصوصیات اخلاقی و رفتار مرحوم آیت الله طالقانی از هر لحاظ برای ما نمونه والای انسانیت به شمار می رفت.

از جمله ویژگی های برجسته مرحوم طالقانی خستگی ناپذیری و نستوه بودن در ظلم ستیزی بود. و با وجود همه مبارزانی که آنی از آنها غفلت نداشت معذلک در این اعلامیه که در تاریخ 25 اردیبهشت 1340 منتشر نمود چگونه بزرگ منشی جناح خود را در مورد انجام وظیفه بیان می کند. مرحوم طالقانی به شدت از استبداد و مظاهر و نتایج آن متنفر بود. این تنفر و ستیزه گری در دوران استبداد سلطنتی رضا شاه و سپس محمدرضا شاه به صورتهای گوناگون بروز و ظهور داشته است. مبارزه مستمر آن بزرگوار با استبداد تنها در بعد سلبی آن نبود، او استبداد را در تعارض با فطرت و ذات  انسان که خداوند او را آزاد خلق کرده است می دانست. بنابراین نفی استبداد را برای آزادی انسانها می خواست. آزادی انسان به معنای رهایی از تمامی ابعاد ظلم و ستم، چه سیاسی چه اقتصادی و چه اجتماعی. آن آزادی که به معنای استفاده انسان از اختیار و اراده ای است که به او کرامت شده است.

با همین نگاه به استبداد و آزادی بود که مرحوم طالقانی به جمع دوستان و یاران آزادیخواه و مخالف استبداد پیوست و درتاسیس نهضت آزادی ایران شرکت کرد.

مرحوم آقای طالقانی هنگامی که از شورای مرکزی جبهه ملی به اتفاق آقای مهندس بازرگان و آقای دکتر سحابی خارج شدند تشکیل جمعیتی سیاسی برپایه انگیزه ها و آموزه ها و مبانی دینی را به مصلحت دیده و خود از بنیانگذاران جمعیت نهضت آزادی ایران گردیدند. هنگامی که جلسه دوم دوستان با حضور آن روانشاد در منزل بنده تشکیل گردید و تشکیل جمعیت و نام و اعلام رسمیت آن که در دوران اختناق شاهنشاهی اقدامی بس بزرگ شمرده می شد نهایتا مورد تصویب ایشان و همه دوستان قرار گرفت، ایشان به من فرمودند که در منزل شما قرآن یافت می شود؟ بنده گفتم شاید. فرمودند من کمتر به استخاره متوسل می شوم ولی در این مورد که آیا خود از موسسین این جمعیت باشم یا نه بهتر است استخاره کنم و با قرآنی که تقدیمشان شد استخاره کردند و پاسخ عجیب آن که در اعلامیه بیان فرموده و برای شما خواهم خواند خوب آمد و در نتیجه ایشان جزء موسسین نهضت آزادی ایران گردیدند.

از ویژگی های دیگر آن بزرگوار تساهل و تسامح و مدارا از جمله با مخالفان بود چه در بیرون از زندان و چه در درون زندان. او مشوق و مبلغ و پیشگام مدارا با مبارزان از گروههای غیراسلامی بود. او با آنها رفتاری پدرانه و مشفقانه داشت و آنها هم با صمیمیت و احترام او را دوست می داشتند.

ویژگی برجسته دیگر مرحوم طالقانی رفتار ایشان با جوانان بود. او تفکرات جوانان و خواسته های آنان را به خوبی درک می کرد و رفتارش جذب کننده جوانان بود.

او یک معلم و مفسر قرآن بود و با غور در عمق آیات کریمه مطالب  جدیدی استنباط می کرد و با توجه به نیازهای جامعه و آگاهی های زمان آنها را مورد بحث و تفسیر قرار می داد.

بیانیه حضرت آیت الله سیدمحمود طالقانی (25 اردیبهشت ماه 1340)

به یاری خداوند قهار و توانا

شما به چشم خویشتن وضع نکبت بار این سرزمین تاریخی و این کشور اسلامی را می نگرید. می بینید که در اثر سلطه غارتگران چگونه فقر اخلاقی و مادی گریبانگیر اکثر مردم گشته – بدبینی و بداندیشی و پراکندگی چگونه بر سراسر مملکت سایه گسترده است… کسانی که برای شنیدن هر ندای حقی کر و برای دیدن پرتو هر حقیقتی کور هستند نه بخود رحم می کنند نه بمردم، تا جایی که مملکت را در معرض طوفان حوادث و بر لب پرتگاه مخوفی قرار داده اند…

چاره چیست؟ چگونه می توان تا سقوط قطعی حیات معنوی و مادی کشور سکوت اختیار نمود یا فقط به بهانه لاابالیگری و سرباز زدن از هر مسئولیتی در انتظار فرج غیبی نشست؟

باید مردانی که محیط، آلوده و زبونشان نساخته و غیرت و احساس مسئولیت در آنان نمرده دور هم گرد آیند. راه صحیح و اصیل مبارزه برعلیه فساد و مفسدین جامعه ایرانی را مشخص نمایند. با متانت و مآل اندیشی با خلوص قلب و نیت برای رضای خدا و مردم قدمهای قطعی تر و محکم تری بردارند تا راه آزادی و آزادمنشی را برای ملت ایران بگشایند.

بحمدالله جمعی که طی سالهای سخت ثبات قدم و پاکی نیت خود را ابراز داشته در برابر تهدید و محرومیت و زجر و زندان خود را نباخته در تعقیب هدفهای ملی برای نجات مملکت کوشیده اند و در این هنگام خطیر به تشکیل نهضت آزادی ایزان قیام و اقدام نموده اند.

اینجانب اگر چه از کوتاهی در انجام وظیفه خود نزد خدا و اولیای اسلام و نیاکان بزرگوارم شرمسارم ولی پیوسته در صف مبارزه با فساد و مفسدین، باقی مانده و به این سبب دعوت همکاری با بنیادگزاران نهضت آزادی ایران را پذیرفتم.  چند روز قبل که برای تحکیم عزم و اطمینان روحی از خداوند متعال وسیله قرآن کریمش کسب تکلیف و تفال کردم آیه 94 و 95 از سوره النساء در برابر چشمانم ظاهر گشت باین مضمون:

ای کسانی که ایمان آورده اید وقتی در راه خدا قدم برمی دارید چشم بگشایید دوست و دشمن را نیک بشناسید راه و چاه را از هم تشخیص دهید… کسانی که بدون عذر ساکت نشسته اند با کسانی که از مال و جان دریغ نداشته در راه حق و حقیقت مجاهده می نمایند یکسان نیستند. خداوند با درجه ممتازی مجاهدین با مال و جان را بر عزلت گزیدگان برتری و بزرگی داده وعده پاداش داده است.