مجسمههای شهری قربانی نگاههای بیمار
۸ تیر , ۱۳۹۳
محمد توسلی*
روز گذشته خبری مبنی بر شکسته شدن قلم و انگشت مجسمه کمال الدین بهزاد منتشر شد که هر خوانندهیی را به یاد اخبار ناگوار سرقت مجسمههای شهر تهران میاندازد؛پروندهیی که بعد از یک سال هیچ کس دلیل این سرقت بزرگ و عجیب را نفهمید و کسی نفهمید سارقان از چه کسی دستور گرفتهاند و با چه انگیزهیی دست به چنین سرقتی زدهاند.
مگر میشود باور کرد در شهری که ماموران شهرداری، نیروهای پلیس و امنیتی در آن حضور دارند، مجمسههای چند صد کیلویی، نه فقط در یک نقطه که در جای جای شهر به سرقت روند و تخریب شوند.
نه در مورد آن سرقت بزرگ نه درباره چنین تخریبهایی گمان نمیکنم انگیزه اقتصادی پشت این وقایع باشد. به گمانم این برخورد با مجسمهها، اعم از مجسمههای هنری و تمثیل چهرههای تاریخی و مذهبی بیشتر به رویکرد فکری افرادی برمیگردد که با مقوله مجسمه مساله دارند.
اگر مسوولان در همان مقطع که نخستین مجسمههای شهر تهران به سرقت رفت، با جدیت پرونده را پیگیری میکردند، دیگر شاهد چنین برخوردهایی نمیبودیم. از سوی دیگر با توجه به حساسیت افکار عمومی نسبت به این مساله میتوان این گمانه را هم مطرح کرد اکنون که فضای اجتماعی و سیاسی روزهای آرامتری را میگذراند، عدهیی به دنبال تخریب این فضا و ملتهب کردن آن هستند. ناایمن جلوه دادن فضا و تخریب نگاهی که به دنبال ایجاد امید به حل مشکلات است، میتواند انگیزه دیگری باشد.
دو نگاه بالا یعنی مشکل اعتقادی با مجسمهها و ملتهب کردن فضا را اگر نادیده بگیریم، موضوع سوم میتواند بحث وندالیسم و مشکلات فردی باشد که به جامعه و تخریب سمبلهای شهری آن منجر شده است. البته این فقط در تخریب بناها و امکانات شهری مصداق دارد و نمیتواند در سرقت آثار هنری شهر موضوع بحث باشد.
وقتی به سالهای اول انقلاب باز میگردم، مورد اینچنینی از تخریب فضای شهری را به یاد نمیآورم. نه شکستن مجسمهها و نه سرقتهایی به این وسعت تا چند سال پیش در ایران سابقه نداشت. فضای اجتماعی خصوصا در سالهای اول بعد از انقلاب فضای مدارا و تحمل بود. فضایی بود که تنگنظریهای اینچنین در آن جایی نداشت و شهروندان در هر سطحی که بودند با مسائلی چون زیبایی شهر و… مسالهیی نداشتند. اگر مجسمهیی به پایین کشیده شده بود، مساله مجسمه نبود. مساله آن افرادی بودند که مجسمهشان ساخته شده بود. جز این مورد، هر مجسمه دیگری که در شهر ساخته و نصب میشد، تبدیل به بخشی از هویت آن منطقه یا شهر میشد که نه کسی دندان طمع برای آن تیز میکرد و نه آن را نمادی برای مبارزه با اعتقادات خود میدید.
امیدوارم تکرار تلخ این اتفاق و تخریب آثار هنری شهری اینبار با واکنش سریع و اطلاعرسانی دقیق مسوولان همراه باشد تا هم بدانیم این مجسمهها قربانی چه چیزی شدهاند و هم یقین کنیم که دیگر شاهد اتفاقاتی از این دست نخواهیم بود.
*نخستین شهردار تهران بعد از انقلاب
منبع: روزنامه اعتماد
