مرامنامه (نهضت آزادي ايران)
تهران، 25 ارديبهشت ماه ۱۳۴۰
به ياري خداي بزرگ و توانا
ان الله لايغير مابقوم حتي يغيروا مابانفسهم
ـ نظر به لزوم صيانت حقوق ملت ايران كه به مشيت الهي منشاء قدرت و حاكم برمقدرات كشور خود ميباشد.
ـ نظر به لزوم آزادي تشكيل اجتماعات ملي براي اشاعه اين اصل اصيل كه سرچشمه هر تحول صحيح اجتماعي نيروي ملت است و تا زماني كه هر فرد ايراني احساس «شخصيت» و «آزادي» و «ارزش اجتماعي» نكرده خويشتن را در مقدرات خود موثر تشخيص ندهد يا از حق «فعاليت اجتماعي» و» اعتراض» و «انتقاد صحيح» استفاده ننمايد استعداد ملي بروز نكرده رستگاري ملك و ملت تحقق نخواهد يافت.
ـ نظر به لزوم تامين واقعي عدالت اجتماعي كه براي استقرار نظم داخلي و جلوگيري از نفوذ خارجي و حفظ صلح و آرامش جهان خصوصا خاورميانه اهميت حياتي دارد.
ـ نظر به احتياج مبرم مملكت به هيئت حاكمهاي كه از اعتماد و پشتيباني مردم نيرو گرفته، بر مقتضيات جهان و زمان آشنا، براي رهبري يك سياست اصل ملي لايق و توانا براي مقابله با هر نوع تجاوز و تحريك مضره سياسي بمنظور حفظ حقوق ملت خصوصا اصول نهضت مقدس ملي ايران، قادر و مصمم باشد.
و بالاخره نظر به اين حقيقت مسلم كه پيشرفت هيچ نهضتي و بقاي هيچ قومي بدون فعاليت و فداكاري و تقوي فردي و اجتماعي امكان پذير نبوده ونيست.
بحكم:
1ـ مبادي عاليه دين مبين اسلام و قوانين اساسي ايران
2ـ اعلاميه جهاني حقوق بشر
3ـ منشور ملل متحد
«نهضت آزادي ايران» براي تعقيب هدفهاي مشروحه زير فعاليت خود را آغاز مينمايد.
اصول مرام و هدف
الف ـ از لحاظ سياست داخلي
اصل اول: 1ـ احياء حقوق اساسي ملت ايران با استقرار حكومت قانون بمنظور تعيين حدود «اختيارات» و «مسووليتهاي» قواي مختلف مملكت و براي تأمين حكومت مردم بر مردم.
2ـ تفويض قدرت ملي و قانوني حكومت به افرادي كه صلاحيت رهبري سياست مملكت را در دنياي مترقي امروز و در رديف كشورهاي بيدار جهان داشته باشند.
اصل دوم: 1ـ ترويج اصول اخلاقي و اجتماعي و سياسي بر اساس مبادي دين مبين اسلام با توجه به مقتضيات سياسي و فرهنگي عصر حاضر.
2ـ تشويق اصل (درستي و تقوي) و مبارزه شديد بر عليه منهيات و اعتيادات و انتشارات مضره.
3ـ از بين بردن عوامل نادرستي و فساد خصوصا مظاهر اتكاي به خارجي و طرد جميع عناصري كه سد راه فعاليتهاي موثر و اصيل و سريع اصلاحي هستند يا موجبات تضعيف شخصيت فردي و اجتماعي ايراني را فراهم ميسازند.
4- مبارزه برعليه دشمنان سلامت جسمي وفكري وروحي مردم يعني غلبه بر «ترس» و «ياس» و «جهل» و «عقب ماندگي» و» نفاق»
اصل سوم: آماده كردن تدريجي و اصولي مردم براي شركت در اداره امور عمومي همچنين براي حسن استفاده از دمكراسي و استيفاي حقوق ملي.
اصل چهارم: 1ـ تامين استقلال اقتصادي. ايجاد رژيم صحيح مالي. بازرگاني. اجتماعي فرهنگي. بهداشتي. كشاورزي و صنعتي.
2ـ برقراري مناسبات متكي بر عدل و مسالمت بين كارگر وكارفرما و بين كشاورز و مالك.
3ـ توسعه بيمههاي اجتماعي. تهيه و اجراي طرح بيمه كشاورزان.
4ـ تخصيص عايدات نفت، اعتبارات و وامهاي خارجي به اجراي برنامههاي كشاورزي و صنعتي و عمراني ـ حذف عايدات و اعتبارات و وامهاي مذكور از بودجه كل كشور.
5ـ ايجاد امنيت مالي و اقتصادي بمنظور تشويق اعاده سرمايههاي خصوصي موجود در بانكهاي خارجي به داخل كشور.
اصل پنجم: 1ـ اصلاح تدريجي و اصولي قوانين كشور با تاسيس سازمان واحد تهيه طرح قوانين.
2ـ رعايت كامل اصول (استقلال قوه قضائيه) تعميم و توسعه صلاحيت محاكم عمومي حذف محاكم اختصاصي.
3ـ تكميل و اصلاح سازمانهاي قضائي و انتظامي كشور بمنظور استقرار امنيت اجتماعي و جلب اعتماد و علاقه مردم نسبت به اين سازمانها.
اصل ششم: 1ـ استفاده از نيروي انساني كليه افراد مملكت بعنوان سرمايههاي اصلي ملي ايجاد ايمان و اعتقاد قوي به اصل «زندگي بهترنتيجه فعاليت مفيد بيشتر»
2ـ مبارزه بر عليه بيكاري. خودخواهي. تن پروري و امتيازات ناشي از تبعيض.
اصل هفتم: تامين وسايل حسن اداره كشور از طريق:
ـ تثبيت مشاغل براساس رعايت استقلال شاغلين خدمت و تشويق آنان به احراز «تخصص» و «صلاحيت» بيشتر.
تربيت «مدير» وتقويت سازمانهاي «علوم اداري ـ آمارـ بررسي و تحقيق» در تمام امور و شئون كشورـ استفاده از» روشهاي مدرن مترقي» كار.
فراهم ساختن وسايل رفاه مادي و معنوي متصديان امور.
ب ـ از لحاظ سياست خارجي
اصل هشتم: كوشش براي انتقال حق تعيين سرنوشت دنيا از ملل بزرگ به سازمان ملل متحد بمنظور تامين آزادي و استقلال ملل كوچك. عدالت بينالمللي. صلح جهاني.
اصل نهم: مجاهدت براي تامين بيطرفي ايران.
اصل دهم: تنظيم روابط حارجي بر پايه منشور ملل متحد. ايجاد حسن تفاهم پايداري بين ايران و كليه كشورها خصوصا ممالك همجوار.
اصل يازدهم: كوشش براي ايجاد همبستگي بيشتر بين كشورهاي صلح جوي بيطرف كه داراي علائق مشترك تاريخي، جغرافيايي، فرهنگي، اجتماعي يا مذهبي هستند و مجاهدت براي اتحاد ممالك اسلامي در جهت كمك موثر به جراي مقاصد مذكور.
اصل دوازدهم: 1ـ قبول مسووليت و اشتراك مساعي در كوششهاي بينالمللي براي رفع اختلافات جهاني از طرق مسالمت آميز.
2ـ حمايت از نهضتهاي اصيل ملي و پشتيباني از استقلال و آزادي ملتها.
