22 ديماه 1363
مصاحبه آقاي دكتر ابراهيم يزدي با مخبر نشريه عربي المجله
متن اصلي مصاحبه آقاي دكتر يزدي با مخبر نشريه المجله كه در شماره نوامبر 84 با تغييراتي چاپ شده است
س1ـ در حال حاضر، شما چه ميكنيد؟ به كار تخصصي و علمي خودتان برگشتهايد يا به فعاليت سياسي خود ادامه ميدهيد؟
ج1ـ با وضع سياسي كنوني ايران و جو غالب بر دانشگاهها تدريس و تحقيق علمي در رشتهاي كه قبلاً بدان مشغول بودهام براي من امكانپذير نميباشد. لذا در حال حاضر با شركت در برنامههاي نهضت آزادي، به كار تاليف و تدوين مسائل و موضوعات سياسي و همچنين مباحث علمي (ژنتيك مولكولي) مشغول هستم.
س2ـ در رابطه با رژيم در تهران، موضع شما چيست؟ يك مخالف وابسته به رژيم يا بيطرف؟
ج2ـ نهضت آزادي به جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور وفادار است و تلاش ما براي تحقق همه جانبه آرمانهاي انقلاب ملت ايران، كه عبارت بودند از آزادي ـ استقلال ـ جمهوري اسلامي، ميباشد. حاكميت كنوني ايران برخي از اصول مصرحه در قانون اساسي در باب حقوق ملت را ناديده گرفته است، و برخلاف آرمان هاي انقلاب و مصالح حال و آينده مملكت عمل ميكند. لذا ما نميتوانيم آنها را تأييد نماييم بلكه از هر فرصتي براي توضيح علل مخالفتمان براي مردم كشورمان استفاده مينمائيم.
س3ـ شنيده ميشود كه شما بهعنوان يك سياستمدار معتدل به زندگي سياسي و ديپلماسي برميگرديد و از برخي از رهبران ميانهرو، نظير مدني و افسران ايراني در خارج كشور خواسته شده است كه به ايران برگردند. آيا اين حقيقت دارد؟
ج3ـ اين مطلب را من از شما ميشنوم. براي كساني كه بخواهند در جهت حفظ مصالح ملت مسلمان ايران و ساير اقوام مسلمان قدم بردارند عناويني از قبيل ميانهرو، معتدل، انقلابي، مكتبي يا اتهاماتي از نوع ضدانقلابي، ضدمكتبي و غيرذلك چندان مهم نميباشد. مهم خدمت در راه خدا به مردم و مملكت است.
س4ـ اين روزها در ايران چه ميگذرد؟ چرا مردم كوچه و خيابان اينقدر غمزده و افسرده به نظر ميرسند؟
ج4ـ جنگ ايران و عراق، فقدان برنامهريزي معقول و منطقي، تعدد مراكز قدرت، تشديد بحران اقتصادي، تورم و گراني، ركود و بيكاري، بروز علائم فساد در بخشهائي از حاكميت، ادامه مشكل مسكن، كمبود درآمد، ناامني سياسي، اقتصادي، اجتماعي و به طور كلي نااميدي و نگراني شديد مردم را ناراحت كرده است. مردم ما اين اوضاع را ميبينند، حس ميكنند و ميفهمند و لاجرم احساس ناراحتي به آنها دست ميدهد. همه اقشار مردم دست به دست هم دادند، فداكاريهاي زيادي كردند تا انقلاب به پيروزي رسيد. اما حالا احساس ميكنند كه انقلاب از مسير خود خارج و منحرف شده است. مردم انقلاب و جمهوري را دوست دارند اما احساس ميكنند كه فريب خوردهاند. البته همه مردم اينچنين نيستند عدهاي هنوز وفادار به حاكميت بوده و اوضاع را رضايتبخش ترسيم ميكنند عدهاي هم اگرچه ناراضي هستند اما به خاطر حفظ آبروي انقلاب و جمهوري انتقاد نميكنند. عدهاي كه تعدادشان روز به روز بيشتر ميشود انتقادات خود را به شرطي كه مزاحم حيات و كار و كسب آنان نشوند علناً ابراز ميدارند.
س5ـ چه كسي، بعد از آقاي خميني، رهبر خواهد شد؟ و اگر امام خميني به طور ناگهاني بدرود حيات گويند چه اتفاقي در ايران رخ خواهد داد؟
ج5ـ تصور نميرود كه بعد از ايشان، رهبري با شكل و محتواي كنوني ادامه پيدا كند، بعد از ايشان، رهبر خواه يك فرد باشد يا يك گروه، احتمالاً نفوذ عميق و ريشهاي امام خميني را در ميان مردم نخواهد داشت و نميتواند بدون شركت دادن ساير مراكز قدرت و دستخوش رقابتها شدن در تصميمگيري اعمال نظر نمايد. اما رحلت ناگهاني امام موجب چه حادثهاي در ايران خواهد شد، امري است غيرقابل پيشبيني. تصور نميكنم با توجه به پيشبينيهائي كه در قانون اساسي شده است در اوضاع كلي و عمومي مملكت تغيير عمده و اساسي بروز نمايد. اگرچه ممكن است برخي نابسامانيها بروز كند.
س6ـ قدرت در دست چه نيروئي است؟ يا به عبارت ديگر، چه نيروئي از حاكميت حمايت ميكند، سپاه پاسداران يا آرتش.
ج6ـ مجموعه چند نيرو كه عبارتند از سپاه، كميتهها، بسيج و دادگاههاي انقلاب ستونهاي قدرت را تشكيل ميدهند. ارتش در اين مسئله نقش چنداني ندارد.
س7ـ آيا شما تصور ميكنيد كه 5 سال بعد از انقلاب مردم آنچه را كه از انقلاب انتظار داشتند دريافت كردهاند؟ و آيا آنچه آنها دريافت كردهاند همانست كه ميخواستهاند؟ اگر نيست چرا؟
ج7ـ آنچه را كه مردم براي آن انقلاب كردند هنوز تحقق پيدا نكرده است. البته نظام سلطنتي ساقط شده است. از تظاهر به فساد اخلاقي، شرابخوري و زنبارگي جلوگيري شده است. از فيلمهاي كثيف اخلاقي، حضور مستشاران نظامي ـ سياسي خارجي اثري نيست. اينها جنبههاي مثبتي است كه مطرح ميكنند. اما به همه وعدههائي كه به مردم داده شده بود، عمل نشده است. حقوق اساسي ملت، به شرحي كه در قانون اساسي آمده است، نظير آزادي اجتماعات، مطبوعات، نطق و بيان، ناديده انگاشته ميگردد، به علاوه وضع فلاكتبار اقتصادي و بيشتر شدن وابستگي خارجي، بدتر از آن جنگ و خرابي و ناامني و مصيبتبارتر از هر چيز برگشت مردم از اسلام و بدنامي آن در داخل و خارج.
س8ـ در طي انقلاب گروهها و احزاب متعددي بودند كه در انقلاب سهم داشتند نظير حزب توده، مجاهدين، جبهه ملي، نهضت آزادي و غيره … اما از 1980 تاكنون، 40 هزار نفر از اعضاي احزاب و گروههاي گوناگون اعدام شدهاند، و تعدادي از رهبران سياسي، نظير خود شما، مهندس بازرگان، و تعداد بسيار ديگري از حاكميت خارج شدند و حكومت به روحانيون واگذاشته شده است. چه فرقي است ميان رژيم شاه و حكومت روحانيون؟
ج8ـ در حدود هشتاد سال قبل يكي از مجتهدين به نام ايران معروف به ميرزاي نائيني در كتاب خود در دفاع از مشروطه، استبداد را به دو بخش تقسيم كرده است: استبداد ديني و استبداد سياسي. وي استبداد نوع اول، يعني استبداد ديني را به مراتب خطرناكتر از استبداد سياسي معرفي ميكند. امام خميني نيز اخيراً در يكي از سخنان خود خطر اتهام استبداد ديني را به روحانيون گوشزد كرده و هشدار دادهاند. مروري بر وضع موجود، بينش عميق نائيني را، كه خود از رهبران برجسته ديني و علماي اعلام بوده است نشان ميدهد. كنار زدن گروههاي سياسي و انحصارگري نيز واقعيت غيرقابل انكار است.
س9ـ معناي آزادي در ايران كنوني چيست؟
ج9ـ همه نوع آزادي براي موافقين حاكميت. رهبران و دولتمردان كنوني ايران مدعي هستند كه در ايران همه نوع آزادي، به جز آزادي در خيانت به جمهوري و تخلف از احكام اسلامي، وجود دارد و اين ادعاي درستي است. اما سخن غيرموافقين حاكميت اين است كه معيار بودن آزادي در هر كشوري برخورداري مخالفين از آزاديهاي اساسي است. در بدترين نظامهاي توتاليتر از نوع محمدرضا پهلوي، استالين، هيتلر و غيره، موافقين حاكميت انواع آزاديها را داشتهاند. آزادي نطق و بيان، آزادي قلم، آزادي اجتماعات، مطبوعات و غيره، وجود اين قبيل آزاديها معياري براي وجود آزادي واقعي نيست. بلكه بايد ديد و بررسي كرد كه مخالفين و توده مردم كه به هر حال وجود آنان اجتنابناپذير است، تا چه حد از اين آزاديها برخوردار ميباشند. در ايران كنوني مخالفين حاكميت نه روزنامه و نشريه دارند و نه حق و يا امكان تشكيل اجتماعات و انتشار نظريات.
س10ـ معناي سياستمدار، براي كسي كه ملا نيست چيست؟
ج10ـ اين تصور كه فقط روحانيون در ايران حق حيات سياسي دارند نادرست است. اكثريت اعضاي كابينه و قريب به نيمي از اعضاي مجلس شوراي اسلامي را غيرروحانيون تشكيل ميدهند. البته اينها كساني هستند كه استقلال فكري و سياسي خود را از دست داده و كاملاً خود را در اختيار روحانيون ذينفوذ قرار دادهاند. اينان تبعيت از روحانيون ذينفوذ را به منزله تعبد از الله تلقي كردهاند، تا آنجا كه حتي بررسي كارشناسانه نظرات سياسي ـ علمي، فرهنگي روحانيون ذينفوذ را خارج از صلاحيت خود ميدانند.
س11ـ آيا شما يك فكر و يا برنامه ارزشمندي براي توقف جنگ ايران و عراق داريد؟
ج11ـ بطور قطع براي پايان دادن جنگ به نفع دو ملت مسلمان ايران و عراق راهها و برنامههائي در سه محور نظامي ـ ديپلماسي ـ تبليغاتي قابل پيشبيني هستند.
س12ـ شعار انقلاب ايران هنوز «نه شرقي نه غربي» است اما معذلك هتلهاي ايران مملو است از خارجيان. و دولت ايران با بيش از 15 كشور شرقي و غربي تجارت دارد و از آنها اسلحه، كامپيوتر، كالا و غيره خريداري ميكند. اين تضاد در سياست خارجي دولت ايران براي چيست؟
ج12ـ ارتباط سياسي ـ اقتصادي با ساير كشورهاي جهان و خريد كالاهاي اساسي مورد نياز فينفسه، وابستگي به خارجي تلقي نميگردد و تناقضي هم با شعار نه غربي و نه شرقي ندارد بلكه آنچه عدول و تخلف از سياست موازنه منفي يا شعار نه شرقي ـ نه غربي ميباشد شكل و محتواي روابط و نوع كالاها و خدماتي است كه خريداري ميشود و مابهازائي است كه پرداخت ميگردد.
طي چهار سال گذشته، ورود كالاهاي سرمايهاي به شدت تنزل پيدا كرده است و معنايش اين است كه سرمايهگذاري اساسي براي تأسيس كارخانجات جديد جهت رفع نيازمنديهاي اساسي در داخل كشور، صورت نگرفته است. واردات كالاهاي واسطهاي تنزل چشمگيري داشته است. به همين دليل غالب صنايع كنوني كشور به دليل عدم دسترسي به مواد اوليه مورد نياز در ظرفيت كامل خود كار نميكنند و از طرف ديگر واردات كالاهاي مصرفي به ميزان بيسابقهاي بالا رفته است. از جهات ديپلماسي و عملكرد در صحنه جهاني، سياست خارجي دولت ضعيف و فاقد انسجام منطقي است.
س13ـ آيا هيچ نيروي مخالف، مخالف قانوني، در كشور وجود دارد، كه درصدد نجات انقلاب باشد و اگر هست كجا؟ و آيا شما، فكر ميكنيد كه انقلاب، كه برايش كار كرديد، در معرض خطر ميباشد؟
ج13ـ بله در ايران گروههائي هستند كه ضمن قبول انقلاب و جمهوري اسلامي و قانون اساسي مخالف حاكميت ميباشند اما به آنها اجازه فعاليت داده نميشود. نهضت آزادي ايران چنين رسالتي براي خود قائل ميباشد و در اين جهت تلاش ميكند. اما دست و پاي نهضت را بستهاند و انواع محدوديتها را براي آن به وجود ميآورند. بيش از 3 سال است كه مطبوعات تحت كنترل دولت، تنها مطالب موافقين را چاپ ميكنند و مخالفين نميتوانند مطالب خود را در سطح گستردهاي به اطلاع همه مردم برسانند. واضح است كه انقلاب در معرض خطرات جدي قرار ميگيرد. اما اميد آن ميرود كه تلاشهاي خيرخواهان منجر به اصلاح و ترميم وضع بگردد، قبل از آنكه دير بشود.
س14ـ آيا هيچ راهي و برنامهاي براي برخورد دوستانه با كشورهاي عربي در منطقه و خليج فارس وجود دارد؟
ج14ـ تصور ميكنم بتوان راهي پيدا كرد. در مرحله اول بايد توجه نمود كه مشكل دولت ايران با كشورهاي عرب همسايه از سياستهاي هر دو طرف نشأت ميگيرد. از ناحيه دولتهاي عرب همسايه عدم قبول واقعيت انقلاب ايران و پذيرش روابط دوستانه براساس احترام متقابل و تسليم شدن آنان به مشي توطئه و تحريك عليه ايران ميباشد. اين سياست از همان آغاز پيروزي انقلاب توسط برخي از دولتهاي عربي، از طريق عراق به شدت تعقيب ميشد. دولت موقت سعي كرد تا حد ممكن روابط خود را با دول همسايه محترمانه و دوستانه نمايد. اقداماتي هم صورت گرفت كه تا حدي موفقيتآميز بود. اما تحريكات و توطئهها عليه ايران ادامه يافت. پس از پيروزي انقلاب دولت بعث عراق، كه از تأثيرات طبيعي پيروزي انقلاب ايران بر شيعيان عراق نگران بود، خواست پيشدستي نمايد و دست به تحريكات و اقدامات تروريستي در خوزستان و كردستان ايران زد. دولت ايران مدارك و اسنادي به دست آورد كه نشان ميداد دولت عراق، برخلاف مفاد قرارداد 1975، عدهاي تروريست تربيت كرده و با تجهيزات به خوزستان فرستاده است و آنها به نام اعراب خوزستان عمليات تخريبي، از قبيل انفجار لولههاي نفت، حمله به پاسگاهها و مراكز انتظامي و نظامي و ترور اشخاص را انجام ميدادند. هواپيماهاي عراقي دهات مرزي ايران ار در كردستان بمباران كردند. برخي از كردها را عليه دولت ايران تحريك و حمايت ميكردند و دولت ايران نميتوانست در برابر اين تحريكات و توطئهها كه اساس استقلال و تماميت ارضي كشور را در معرض خطر قرار ميداد بيتفاوت باشد.
در سفر به كوبا، كه به منظور شركت در ششمين جلسه سران كشورهاي جنبش عدم تعهد صورت گرفت و همچنين در خلال اجلاسيه مجمع عمومي سازمان ملل متحد با رهبران كشورهاي عرب، از جمله الجزائر، مذاكرات فراواني در اين زمينه صورت گرفت تا بلكه دولت عراق وادار بشود از آن سياست دست بردارد اما نشد.
صدام حسين در كوبا براي من توضيح داد كه چرا در خوزستان و خليج فارس عليه ايران دخالت ميكند. او گفت كه حزب بعث هر مسئله عربي را مسئله خود ميداند و اين مرام حزب بعث است. من به او گفتم كه اين منطق درستي نيست. اگر اين منطق پذيرفته شود، و اگر حزب بعث با تنها چهل سال سابقه چنين حقي را براي خود قائل باشد، اسلام 1400 سال و حوزه علميه نجف قريب به هزار سال سابقه دارد و انقلاب اسلامي ايران و رهبري آن آقاي خميني به طريق اولي حق دارند هر مسئله اسلامي و هر مسئله شيعي را مسئله خودشان بدانند و دخالت كنند.
قطعاً دولتهاي عربي خليج فارس دولت عراق را سخنگوي خود انتخاب نكردهاند و نه دولت ايران چنين منطقي را ميپذيرد و به كسي اجازه دخالت نميدهد. اما صدام حسين حاضر نشد دست از تحريكات و توطئه عليه جمهوري نوپاي اسلامي ما بردارد و در مورد قرارداد 1975 گاهي آن را نفي و زماني به آن استناد مينمود.
از طرف ديگر ما ميپذيريم كه اظهارات و اقدامات مسئولان مملكت ما در رابطه با كشورهاي عربي خليج فارس و ساير همسايگان منسجم نبوده و دچار نوسانات دائم بوده است و اين امر متأسفانه موجب ترديد شيخنشينها نسبت به حسن نيت جمهوري اسلامي و موفقيت سياست عراق شده است. عليالاصول دولتهاي منطقه داراي آنچنان منافع مشتركي با ايران هستند كه نزديكي با ايران براساس دوستي و احترام متقابل ممكن و ميسر ميباشد. دولتهاي عرب همسايه بايد بپذيرد كه جمهوري اسلامي ايران قصد سوئي درباره آنها ندارد و در رابطه با تشنج در منطقه آنها نيز بايد خود را ملامت كنند.
س15ـ آيا شما فكر ميكنيد كه مذاكره صلح بين ايران و عراق موفق خواهد شد و اگر نه چرا؟
ج15ـ ما براساس مباني اسلامي و رويه پيامبر گرامي مذاكره با دشمن را در هر مرحلهاي مفيد ميدانيم و آتشبس و يا مذاكره را به معناي قبول شرايط دشمن براي صلح و يا خيانت به ايران و اسلام نميدانيم. دولت بعث عراق را به طور قطع متجاوز به ايران و آغازگر جنگ ميدانيم اما براي اظهار نظر درباره مذاكرات صلحي كه به آن اشاره كرديد بايد ديد محتواي پيشنهادات و تضمينها چيست؟ اعراب بايد توجه داشته باشند كه تا زماني كه عراق بهعنوان متجاوز و آغازگر جنگي كه خرابيها و خسارات فراوان به بار آورده است رسماً و علناً محكوم نشود و خسارات جبران نگردد، امكان ندارد مذاكرات صلح به نتيجه مطلوب برسد.
در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران، وقتي هواپيماهاي عراق دهات مرزي ايران را در منطقه كردستان بمباران كردند، دولت موقت، عليرغم فشارهاي شديد براي مقابله به مثل، و اعزام ارتش به منطقه، باب گفتگو را باز كرد و با سفير عراق در ايران مسئله به طور جدي مطرح گرديد. به طوري كه بالاخره ما موفق شديم از يك جنگ گستردهاي كه تدارك ديده شده بود جلوگيري كنيم. دولت عراق با تقديم يك يادداشت رسمي به دولت ايران ضمن قبول مسئوليت بمباران دهات مرزي و پوزش از خطائي كه رخ داده بود جبران خسارات و خرابيها را تعهد نمود. دولت ايران آن را پذيرفت و متعاقب آن دو هيئت ايراني و عراقي به بازرسي دهات مرزي پرداختند تا خسارات وارده را برآورد نمايند. در آن زمان دولت عراق بمباران دهات مرزي را ناشي از خطاي هواپيماهاي عراقي اعلام كرد و عذرخواهي نمود و تعهد جبران خسارات را نمود. دولت ايران هم آن را پذيرفت و به اين ترتيب در آن زمان از بروز يك جنگ گسترده ميان دو كشور جلوگيري شد. اما اين امر ممكن نبود بدون اعلام رسمي از جانب دولت عراق، تحقق پيدا كند. اما دولت عراق نميتواند حمله وسيع ارتش خود به خوزستان و بمباران شهرهاي دوردست را نتيجه خطا و اشتباه غيرعمدي نظاميان قلمداد نمايد. دنيا ميداند و اعراب بهتر از هركس، كه حمله عراق به ايران بر طبق يك برنامه حساب شدهاي بوده است. اگرچه براساس محاسباتي غلط و نادرست. بنابراين دولت عراق بايد عوارض و عواقب محاسبات غلط خود را كه منجر به خسارات فراوان به دو ملت مسلمان ايران و عراق شده است بپردازد. اگر اعراب به چنين واقعبيني برسند و آن را بپذيرند، قطعاً به موفقيت مذاكرات صلح ميتوان اميدوار بود.
