مصاحبه تلويزيون ای بی سی با دكتر يزدي تاريخ: ١١/٠٥/٧٤

title

شماره: 1512

تاريخ:11/05/1374

مصاحبه آقاي پيتر جنينگز مفسر سياسي و خبرگزار تلويزيون سرتاسري اي‌بي‌سي با آقاي دكتر ابراهيم يزدي

س1ـ به نظر شما ايران در طي 16 سال گذشته چه تغييراتي كرده است؟

ج ـ انقلاب بي‌ترديد تغييرات زيادي را موجب شده است. من معتقدم كه ايران يك دوره انتقالي تاريخي را تجربه مي‌كند. البته هنوز زود است كه نتيجه نهايي انقلاب را جمع‌بندي كرد. اما چيزهاي بسيار خوبي در نتيجه انقلاب اتفاق افتاده است.

س2ـ شما فكر مي‌كنيد مولدترين نتيجه انقلاب چيست؟

ج ـ اگر شما به گذشته تاريخ ايران برگرديد ملاحظه خواهيد كرد كه ساختار قدرت در ايران هميشه دو پايه يا دو محور اصلي داشته است: پادشاه و روحاني. انقلاب (22 بهمن 57) نظام سلطنتي را بكلي را از بين برد. پادشاهي هرگز به ايران برنمي‌گردد. اين يك تغيير تاريخي است. وضعيت دومين پايه قدرت، يعني روحانيت نيز دچار تغييرات تاريخي است. البته روحانيت از صحنه جامعه ايران محو نخواهد شد. اما در نتيجه تجربه 16 سال حكومت يا سلطنت مستقيم روحانيت، يك تغيير تاريخي در روابط توده‌هاي مردم با روحانيت ايران بوجود آمده است.

س3ـ و آن چيست؟

ج ـ خوب، نوع رابطة آنها با توده‌هاي مردم تغيير خواهد كرد. تغييراتي مشابه به آنچه در اروپا و آمريكا صورت گرفت. ديگر آنها قادر نخواهند بود كه بهشت و دوزخ را بفروشند و بخرند. بلكه توجهات آنها به دادن خدمات به جامعه معطوف خواهد گرديد.

س4ـ من شنيده‌ام كه گفته شده است كه در 5 يا 10 سال گذشته روحانيون كار شايسته و درخوري در فهم حكومت انجام نداده‌اند. آيا اين درست است؟

ج ـ آنها نه تنها در فهم مديريت جامعه كنوني ما مشكل دارند، بلكه در فهم مناسب و روشن نيازهاي زمان و مكان شكست خورده‌اند. آنها سعي دارند با نگرش‌هاي قديمي با مشكلات كنوني برخورد كنند.

س5ـ آيا مي‌توانيد براي من مثالي بزنيد؟

ج ـ مشكل مديريت يك وضعيت اقتصادي بسيار پيچيده در عصر حاضر، به آن سادگي و آساني كه آنها در 900 سال پيش فكر مي‌كردند، نيست. سالها قبل از انقلاب، يكي از علماي معروف نجف،‌كه توسط رژيم صدام كشته شد، در كتابي به نام «اقتصاد ما» خطاب به روحانيون گفت اگر شما فكر مي‌كنيد سوالات اقتصادي كنوني را با فقه 900 سال قديمي خود جواب بدهيد مطلقاً در خطا هستيد.

س6ـ من فكر مي‌كنم شما مي‌گوئيد كه روحانيون واقعيت اقتصاد مدرن را درك نمي‌كنند.

ج ـ دقيقاًٌ

س7ـ براي يك آمريكايي كمي عجيب است كه بشنود شما از روحانيون انتقاد مي‌كنيد و اين امر به وضوح قابل تحمل است.

ج ـ بله، همين طور است. و شما بيشتر و بيشتر از اين نوع انتقادات خواهيد شنيد.

س8ـ علت؟

ج ـ به اين علت كه يكي از پيامدهاي نوع نگرشي كه بدان اشاره شد فقدان فهم و درك مناسب در روابط اقتصاد كنوني مي‌باشد.

س9ـ  امروز هنگامي كه من از مرد جواني حدود 20 سال سن، پرسيدم چه چيزي تغيير كرده است، جواب داد كه ناكجاآباد سقوط كرده است. به نظر شما منظور او چه بود؟

ج ـ منظور او شايد جوابي است كه بسياري خواهند داد. مردم از آغاز انقلاب به روحانيون اعتماد فراوان كردند و تجربه نشان داد كه آن شهر آرماني، ناكجاآباد بود و عمل نكرد. اما اگر شما از همان مرد جوان بپرسيد كه نظر او و برآورد او از انقلاب 22 بهمن چيست، خواهيد شنيد كه او و تعداد قابل توجهي هنوز به آن انقلاب فادار هستند.

س10ـ بنابراين ممكن است به انقلابي كه صورت گرفته است وفادار بوده حتي اگر آنها كه انقلاب را به راه انداختند، كشور را خوب اداره نكرده باشند.

ج ـ بله، همين طور است. تعداد روزافزوني از مردم، ميان انقلاب، اهداف و آرمانهاي انقلاب و مديريت مملكت بعد از انقلاب فرق قائل مي‌‌باشند.

س11ـ هنگامي كه مي‌شنويد يا مي‌بينيد كه آمريكا چه تصويري در ذهنش از ايران دارد چه فكر مي‌كنيد؟

ج ـ خوب، من فكر مي‌كنم آمريكايي‌ها به ميزان قابل توجهي در فهم جامعه، مشكل دارند و اين يكي از سوالات اساسي ايرانيان است. ما در ايران چيزي عليه مردم آمريكا نداريم. اهداف و آرمانهاي انقلاب اسلامي ايران همان آرمانهاي انقلاب مردم آمريكا بود، اگر چه محتوي ممكن است متفاوت باشد. مردم آمريكا براي استقلال خود، عليه استعمار انگليس قيام كردند يك جنبش مستقل ضداستعماري به راه انداختند. آنها همچنين براي تحقق دموكراسي و آزادي سخت كوشيدند. آزادي و استقلال دو شعار يا دو آرمان عمده انقلاب اسلامي ما بود. ما نمي‌فهميم چرا آمريكايي‌ها چنين نگرش منفي نسبت به ايرانيان پيدا كرده‌اند. اختلاف ميان دولتها عادي است. اما اقدام براي آزار ملت‌ها امر ديگري است. دولت آمريكا مردم ايران را تحت فشار قرار مي‌دهد. مردم ايران اين را نمي‌فهمند كه چرا؟

س12ـ در روزنامه (نيويورك تايمز) وزير امور خارجه آمريكا، وارن كريستوفر، بار ديگر از ايران به‌عنوان يك دولت ياغي اسم برده است و اينكه منابع اطلاعاتي مي‌گويند دولت ايران 100 ميليون دلار در سال براي حمايت از تروريسم دولتي هزينه مي‌كند. وقتي شما اين را مي‌خوانيد چه فكر مي‌كنيد؟

ج ـ به نظر من اين وظيفه دولت آمريكا است كه آنچه را مي‌گويد و ادعا مي‌كند، مستند نمايد. بعضي از اين اتهامات، نظير انفجار بمب در بوئنوس‌آيرس، به كلي بي‌اساس است. هنگامي كه در طرح سناتور داماتو، كه در مجلس نمايندگان و سناي آمريكا مطرح مي‌باشد، خواندم كه ايران مسئول انفجار در بوئنوس‌آيرس است تعجب كردم،‌ اين اتهام نادرستي است. حتي مسئولين بوئنوس‌آيرس اعلام كردند كه ايران در آن انفجار نقشي نداشته است. به عنوان يك ايراني وقتي چنين چيزهايي را مي‌خوانم به نيت آنها كه اين طرح را تنظيم‌ كرده‌اند و آنها كه چنان تصميمي (عليه ايران) گرفته‌اند سخت بدبين مي‌شوم، به نظر مي‌‌رسد كه آنها صرفاً علاقه دارند با هر وسيله‌اي با ايران مقابله كنند. مواردي هم از اعتراض عليه ايران وجود دارد نظير نقض حقوق بشر در ايران كه با آن كاملاً موافقيم. هنگامي كه آقاي گاليندوپل نماينده ويژه كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد به ايران آمد با آقاي مهندس بازرگان و من ديدار و گفت‌وگو داشت. ما با صراحت موارد متعدد نقض حقوق بشر در ايران را توضيح داديم. بنابراين در مورد نقض حقوق بشر مدارك قطعي وجود دارد. اما در مورد دخالت ايران در تروريسم بين‌المللي دولت آمريكا بايد مدارك و مستندات خود را منتشر سازد. ادعاي دولت آمريكا مبني بر صرف مبالغ زياد براي بمب اتمي يا هسته‌اي توسط دولت ايران نيز تعجب‌آور است. ما مي‌خواهيم كه دولت آمريكا در اين مورد نيز اسناد و مدارك خود را ارائه دهد.

در هر حال تصميم دولت آمريكا عليه ايران به سطحي فراتر از تقابل يا اختلاف ميان دو دولت يعني به درگيري با ملت ايران گسترش يافته است. بنابراين ملت ايران حق دارد از دولت آمريكا بخواهد آن چه را كه ادعا مي‌كند اثبات نمايد.

س13ـ آيا شما فكر مي‌كنيد ايرانياني باشند كه معتقد باشند براي ايران داشتن توان هسته‌اي مهم باشد؟

ج ـ ممكن است كساني باشند. نمي‌توان آن را انكار كرد. اما از جانب ديگر كساني هم هستند كه چنين باوري را ندارند و حتي اعتقاد ندارند ايران به سوي نيروگاه هسته‌اي برود. در زمان دولت موقت اين يك موضوع جدي بود. براي كشوري كه از حيث منابع طبيعي انرژي،‌ نظير گاز غني است، تأسيس نيروگاه هسته‌اي بسيار بحث‌برانگيز است. بسياري از مسئولان دولت موقت، از جمله خود من، مخالف آن بوديم. هنگامي كه مسئله ادامه ساختمان نيروگاه اتمي بوشهر در هيئت وزراي دولت موقت مورد بحث قرار گرفت، اكثريت رأي مخالف داد. ما باور نداشتيم كه اين به نفع ايران باشد. داشتن راكتور اتمي براي تحقيقات علمي و مقاصد پژوهشي ضروري است اما نه نيروگاه هسته‌اي. تكرار مي‌كنم اگر كساني بر اين باورند كه براي ايران داشتن نيروگاه اتمي ضروري است، در اظهار عقيده خود آزادند. اما آيا دولت ايران به دنبال دستيابي به بمب اتمي است؟ اين ادعاي دولت آمريكا است كه نياز فراوان به اثبات دارد.

س14ـ بنابراين آنچه كه شما خواستار آن مي‌باشيد اين است كه ارائه دلايل يا مسئوليت اثبات اتهامات عليه دولت ايران در مورد دستيابي به سلاحهاي هسته‌اي يا كسب توان مهندسي دستيابي به آن بر عهده دولت آمريكا است.

ج ـ بله،‌ همين طور است. من در گزارشها خواندم كه كميسيون بين‌المللي انرژي اتمي خيلي صريح اعلام كرده است كه آنها هيچ شواهدي دال بر اثبات چنان ادعايي به دست نياورده‌اند.

س15ـ دكتر يزدي، كساني هستند كه معتقدند ايران آخرين قرباني دستگاه سياسي آمريكا است، شما چه فكر مي‌كنيد؟

ج‌ـ بله،  تا حدودي همين طور است.

س16ـ و چرا شما فكر مي‌كنيد كه اين طور است؟

ج‌ ـ شايد، همانطور كه برژينسكي زماني گفت، آمريكا نياز به دشمن دارد. آمريكا نمي‌تواند بدون دشمن به حيات خود ادامه دهد.

س17ـ آيا شما از محاصره اقتصادي اخير شگفت‌زده شديد؟

ج ـ خير. تعجب نكردم.

س18ـ آيا شما فكر مي‌كنيد روي ايران اثري خواهد داشت؟

ج‌ـ تا حدودي، اما نه خيلي زياد و نه در حدي كه ايران را فلج كند.

س19ـ آيا امكان راديكال كردن ايران را دارد؟

ج‌ ـ خير. ايران را راديكال نمي‌كند. اما بهانه خوبي به دست دولت ايران مي‌دهد كه فشارهاي سياسي بر مخالفين خود را تشديد نمايد.

س20ـ فشارهاي سياسي چقدر شديد هستند؟

ج ـ اگرچه اوضاع كمي بهتر از گذشته شده است و برخي از روزنامه‌ها از عملكرد دولت انتقاد مي‌كنند، اما احزاب سياسي همچنان اجازه فعاليت ندارند. هيچ حزب سياسي مخالف حاكميت اجازه و امكان فعاليت ندارد و تحمل نمي‌شود.

س21ـ آيا به شما اجازه داده‌اند و شما را تحمل مي‌كنند؟

ج ـ به نهضت آزادي اجازه فعاليت نداده‌اند. بطور بسيار محدود تحمل مي‌كنند. مثلاً به شما به عنوان يك خبرگزار خارجي اجازه داده شده است با من صحبت كنيد. اما روزنامه‌هاي ايران از درج هر نوع مطلبي درباره حزب ما «نهضت آزادي ايران» ممنوع مي‌باشند، به جز وقتي كه بخواهند به ما حمله كنند و تهمت بزنند. روزنامه‌ها اجازه چاپ بيانيه‌هاي ما را ندارند. روزنامه‌ ميزان هنوز توقيف است. ما حق استفاده از دفتر مركزي حزبمان را نداريم و وزير كشور مرتب تكرار مي‌كند كه فعاليت به نام نهضت آزادي غيرقانوني است.

س22ـ آيا نهضت غيرقانوني است؟

ج ـ به نظر ما خير. ما به آنها جواب داده‌ايم كه مواضع آنها يعني وزارت كشور، خلاف قانون است. به موجب قانون اساسي و قانون فعاليت احزاب سياسي، فعاليت نهضت آزادي قانوني است.

س23ـ ممكن است شرح بدهيد كه حزب شما خواستار انجام چه چيزي است؟

ج ـ اصول مصرح در فصل سوم قانون اساسي، به وضوح حقوق و آزادي‌هاي اساسي مردم را بيان كرده است. اين اصول مي‌بايد اجرا شوند، تحقق يابند و از آنها تبعيت شود.

س24ـ شما چگونه مي‌خواهيد وضعيت كنوني را تغيير بدهيد؟

ج ـ بسيج مردم براي مبارزه سياسي علني، به منظور تامين آزادي‌هاي سياسي، اجازه به روزنامه و گروه‌ها و احزاب سياسي، براي بحث آزاد مشكلات مملكت.

س25ـ من ممكن است احتمالاً بد فهميده باشم. اما ظاهراً يكي از معماهاي پرزيدنت رفسنجاني اين است كه او مجلسي دارد نظير كنگره و سناي آقاي كلينتون در آمريكا. آيا شما فكر مي‌كنيد اين مقايسه درستي است؟

ج ـ خوب، مجلس ايران را خود ايشان ساخته است.

س26ـ دقيقاً چه اختلاف اساسي ميان آنها وجود دارد؟

ج ـ ببينيد بدون حضور فعال احزاب سياسي، انتخابات آزاد و دموكراتيك معني ندارد. مشكل اين است كه افراد به صفت مشخصي كانديداي نمايندگي مجلس مي‌شوند. اين افراد بر حسب اولويت‌هاي فردي و منافع شخصي خود از يك قطب قدرت مي‌برند و به قطب ديگر قدرت پيوند مي‌خورند. اين حتي براي دولت هم ايجاد مشكل مي‌كند. كسي نمي‌تواند پيش‌بيني كند كه مثلا فلان وزير يا عضو مجلس چه موضعي خواهد داشت. اين امر با مشكل آقاي كلينتون فرق دارد.

س27ـ يك مثال بزنيد كه اين امر درباره يك موضوع خاص چگونه عمل مي‌كند. آيا اگر آقاي رفسنجاني مي‌خواهد يك خط خاصي را در اقتصاد پياده كند، و اقتصاد را باز كند، آيا مي‌تواند با اين مجلس اين كار را بكند؟

ج ـ نه نمي‌تواند.

س28ـ چرا؟

ج ـ براي اينكه هيچ بحث معناداري در سطح مجلس و نه در خارج از مجلس صورت نمي‌گيرد.

س29ـ بنابراين چه دليلي براي داشتن مجلس در ايران وجود دارد؟

ج ـ واقعيت اين است كه مردم فكر مي‌كنند اين مجلس نقش خود را از دست داده است.

س30ـ اگر شما در وضعي باشيد كه بتوانيد تغييراتي بدهيد و حزب شما در وضعيتي بود كه مي‌توانست اثري بگذارد، شما چه مي‌خواستيد و در مرحله اول چه تغييراتي مي‌داديد؟

ج ـ در مرحله اول، حزب ما، هر كار ممكن را انجام مي‌داد تا آرمان نخستين انقلاب، يعني آزاديهاي سياسي تحقق پذيرد. اين يك موضوع كليدي در كشور ما مي‌باشد.

س31ـ بنابراين شما براي تكثر سياسي تلاش مي‌كنيد؟

ج ـ همين طور است.

س32ـ سيستم چندحزبي؟

ج ـ دقيقاً

س33ـ انتخابات آزاد و باز؟

ج‌ ـ دقيقاً

س34ـ احتمال آن چقدر است؟

ج ـ نمي‌دانم، در حال حاضر خيلي كم.

س35ـ ضعيف؟

ج ـ بله

س36ـ چرا؟

ج ـ براي اينكه، آنها،‌ يعني حاكميت و مسئولان هنوز آماده براي قبول و تحمل مخالفين نيستند. آنها ممكن است مخالفت فردي برخي از افراد را تحمل كنند، اما نه گروههاي سياسي مخالف را.

س37ـ وقتي شما مي‌گوييد، آنها و حكومت، آيا منظور شما روحانيون هستند؟

ج‌ ـ من درباره كل حاكميت، مقامات مسئول صحبت مي‌كنم. همه آنها، چه روحاني، چه غيرروحاني، همه آنهايي كه اداره امور كشور را در دست دارند. آنها هنوز به اين جمع‌بندي نرسيده‌اند كه ارزش وجود و فعاليت مخالفين را بپذيرند. به نوعي درك كرده‌اند كه حضور مخالف اهميت دارد. نظير اينكه به شما اجازه مصاحبه با مرا مي‌دهند. اما از جهت داخلي هنوز آمادگي پرداخت بهاي آن را ندارند. آنها ارزش مخالف را پي برده‌اند اما هنوز حاضر به پرداختن بهاي آن نيستند.

س38ـ به عبارت رك و صريح، مصاحبه بين من با شما اثري در داخل ايران ندارد. آيا دارد؟

ج ـ خير. ندارد.

س39ـ بنابراين مصاحبه من با شما براي آنها قابل قبول است. چرا كه تاثيري در داخل ايران نمي‌گذارد.

ج ـ بله همين طور است. اما همين واقعيت كه آنها اجازه مي‌دهند شما با من مصاحبه كنيد حاكي از آن است كه به ارزش يك حزب مخالف پي برده‌اند و مي‌توانند به اين وسيله به جهان خارج نشان بدهند كه آزادي‌هاي سياسي در ايران وجود دارد.

س40ـ بنابراين مصاحبه ما نوعي تبليغات است؟

ج ـ اما آنها تا آنجا كه به داخل كشور مربوط مي‌شود، حاضر به پرداخت بهاي آن يعني دادن آزادي، نيستند.

س41ـ قدرت مسلط ار چه چيزي مي‌ترسد؟ آيا مي‌ترسد قدرت خود را از دست بدهد؟

ج ـ به وضوح اين نگراني هر قدرت است كه مبادا قدرتش را از دست بدهد!

س42ـ آيا شما بر اين باوريد كه اگر تكثر سياسي در ايران باشد و احزاب سياسي مخالف آزاد بودند، قدرت به نحوي تغيير پيدا خواهد كرد؟

ج ـ من فكر مي‌كنم نگراني آنها بي‌اساس باشد. اگر كسي به دقت ساختار اجتماعي جامعه را بررسي كند، با وجود آن كه تجربه بعد از انقلاب براي اكثريت مردم بسيار تلخ است، اما در يك انتخابات آزاد، كه مه احزاب سياسي هم شركت كنند، آنها، «حاكميت»، هنوز اكثريت مجلس را خواهند داشت. حاكميت نيز خود چنين ادعايي را دارد. احتجاج عمده ما با حاكميت كنوني هم اين است كه پس چرا مي‌ترسيد؟ شما هنوز اكثريت را داريد. البته من نمي‌توانم آينده را تعيين كنم. اما اگر حاكميت رويه كنوني را ادامه دهد، ممكن است همه چيز را از دست بدهد. در واقع ما به آنها مي‌گوييم اشتباه شاه را تكرار نكنيد. شاه زماني اعلام كرد كه مردم صداي انقلاب شما را شنيدم، كه ديگر بسيار دير شده بود. اگر امروز حاكميت اين نظر را بپذيرد و فعاليت احزاب سياسي مخالف را تحمل كند، اصول مصرحه در قانون اساسي را به اجرا بگذارد، من فكر مي‌كنم، ممكن است در يك انتخابات آزاد قدرت را از دست بدهد اما به عنوان يك نيروي سياسي مهم و تعيين‌كننده باقي خواهد ماند.

س43ـ آيا شما فكر مي‌كنيد دوره آيت‌الله خميني در ايران به سر آمده است؟

عصر او ممكن است به پايان رسيده باشد، اما شخصيت او، جذابيت يا (كاريزماي) او در ميان بخش قابل توجهي از مردم ايران هنوز باقي است.

س44ـ به همان اندازه كه من مي‌دانم، شما هم مي‌دانيد كه اگر واژه كاريزما با نام آيت‌الله خميني به كار برود، آمريكايي‌ها قادر به درك شما نخواهند بود.

ج ـ بله، ممكن است حق به جانب شما باشد. اما به هر حال آيت‌الله خميني يك رهبر كاريزماتيك بود.

س45ـ و بنابراين …؟

ج ـ ممكن است من با برخي از تصميمات او موافق نبودم، با برخي از سياست‌هاي او موافق نباشم. اما اين مطلب جداگانه‌اي است. شخصيت او، در نظر بسياري به آن گونه است كه عليرغم تمام حوادث، ممكن است هنوز هم او را دوست داشته باشند.

س46ـ اما دوره نفوذ او به سر آمده است؟

ج ـ بله، البته هنوز تمام نشده است.

س47ـ وضع دوره رفسنجاني چطور؟

ج ـ او هنوز يك سال و نيم براي كاري كه بخواهد انجام بدهد، فرصت دارد.

س48ـ به اين علت كه بر طبق  قانون اساسي نمي‌تواند يك دوره ديگر كانديد شود؟

ج ـ بله، او نمي‌تواند بار ديگر كانديدا شود.

س49ـ مگر آنكه قانون اساسي را تغيير بدهد.

ج ـ احتمال آن بسيار ضعيف است.

س50ـ ضعيف؟

ج ـ بله.

س51ـ هنگامي كه دولت كلينتون محاصره كامل اقتصادي عليه ايران را به اجرا بگذارد آيا اين به نفع رفسنجاني تمام خواهد شد؟

ج ـ نه به نفع و نه به ضرر اوست. اگر چه كساني هستند كه مي‌گويند اين محاصره به نفع رفسنجاني است، يا نگران آن هستند كه دولت ايران همان‌طور كه گفتم، آن را بهانه‌اي براي تشديد فشار سياسي در داخل ايران قرار دهد.

س52ـ من شنيدم كه دولت آمريكا فرصت بزرگي را در دولت رفسنجاني براي عادي كردن روابط دو كشور از دست داد. نظر شما چيست؟

ج ـ بله. ممكن است. اما مشكل فقط در دولت آمريكا نيست. آقاي رفسنجاني، در قانع كردن برخي از نيروها به ضرورت برقراري رابطه با آمريكا دچار مشكل است.

س53ـ آيا شما فكر مي‌كنيد برقراري رابطه ضروري است؟

ج ـ من نگفتم كه ضروري است بلكه مي‌گويم آقاي رفسنجاني نتوانسته است مخالفين برقراري روابط را به ضرورت داشتن روابط با آمريكا قانع سازد.

س54ـ آيا شما فكر مي‌كنيد اكثريت ايرانياني كه صاحب نفوذ يا قدرت هستند در مورد اين رابطه چه نظري داشته باشند؟

ج ـ اكثريت مردم موافق عادي كردن روابط خارجي با همه كشورها، به جز اسرائيل بر پايه منافع مي‌باشند.

س55ـ آيا شما فكر مي‌كنيد كه به نفع منافع ملي ايران است كه روابط سازنده‌اي با ايالات متحده داشته باشند؟

ج ـ به نظر من همين طور است. به شرطي كه مردم آزادي‌هاي سياسي مناسب را داشته باشند. اين ترس و نگراني وجود دارد كه به علت فقدان آزادي‌هاي سياسي، توافق‌هايي با آمريكايي‌ها بكنند كه مطابق منافع و مصالح ملي ما نباشد و مردم از آن بي‌خبر بمانند.

س56ـ آيا شما مي‌گوييد آنچه در مورد آزادي‌هاي سياسي در ايران اتفاق مي‌افتد، به مراتب مهمتر است از روابط با آمريكا؟

ج ـ دقيقاً

س57ـ شما به اندازه كافي مسن و عاقل هستيد كه بتوانيد پيش‌بيني كنيد كه آيا اين تكثر سياسي كه خواهان آن هستيد، در ايران تحقق پيدا خواهد كرد يا خير؟

ج ـ صورت خواهد گرفت. چه حاكميت آن را دوست داشته باشد يا نداشته باشد. اين چيزي است كه از دوران انقلاب، از سرشت و طبيعت آن برمي‌خيزد و غيرقابل اجتناب است.

س58ـ 1سال، 2 سال، يا 5 سال ـ 10 سال؟

ج ـ من نمي‌توانم زمان آن را پيش‌بيني كنم. اما مي‌دانم اين يك داروي تلخي است كه حاكميت دير يا زود مي‌بايستي آن را بلع كند. راه ديگري وجود ندارد.

س59ـ آيا اين، در نظر شما به اين معنا است كه تئوكراسي يا دولت تئوكرات ناموفق موفق بوده است؟

ج ـ من اين حكومت را تئوكراتيك (حكومت الهي) نمي‌دانم. اين حكومت نه دموكراتيك است و نه تئوكراتيك. بلكه هيدروكراتيك (حكومت روحانيون) است.

س60ـ بي‌ترديد خواست انقلاب استقرار يك دولت تئوكراتيك بود؟

ج ـ هدف انقلاب استقرار جمهوري اسلامي بر اساس تعريف نوشته شده در قانون اساسي بود.

س61ـ بنابراين، اين فهم (از حكومت) خطاي ما در غرب است؟

ج ـ شما هم همان اشتباه در فهم حكومت فعلي را داريد كه روحانيون دارند. آنها مي‌گويند نمايندگان خدا هستند. روحانيون مساوي با اسلام و مساوي با حكومت خدا (تئوكراسي) هستند. شما هم همين فكر نادرست را تكرار مي‌كنيد. ملت ما اين را نمي‌خواست. بلكه يك جمهوري اسلامي مي‌خواست و چون تعريف درستي از جمهوري اسلامي كه مورد قبول عموم باشد وجود نداشت، پيش‌نويس قانون اساسي جديد تهيه شد و جمهوري اسلامي بر طبق اصول مندرج در آن تعريف شد.

س62ـ آيا كار مي‌كند؟

ج‌ ـ قانون اساسي اوليه؟

س63ـ آيا كار مي‌كند؟

ج ـ اشكال تنها ناشي از تعارض در قانون اساسي نيست. بلكه عمدتاً ناشي از كساني است كه مي‌بايستي آن را اجرا كنند. اشكال در بازي قدرت است.

س64ـ و شما قادر به پيش‌بيني اين كه تغييرات چه زماني پديدار خواهد شد، نيستيد؟

ج ـ من تنها مي‌توانم اميد داشته باشم و بكوشم تا اميدهايم تحقق يابد. فكر مي‌كنم انتخابات مجلس آينده ايران مي‌تواند فرصت تعيين‌كننده‌اي براي ملت ما باشد.

س65ـ مي‌خواهم يك سوال فني از شما بكنم. آيا ايران مي‌تواند فتوائي را كه در حال حاضر درباره سلمان رشدي وجود دارد تغيير بدهد؟

ج ـ براي من مشكل است كه بتوانم اقدامات حكومت را پيش‌بيني نمايم.

س66ـ من شنيدم كه چون فتوا از جانب آيت‌الله خميني صادر شده است، نمي‌توان آن را تغيير داد. مجازات قتل سلمان رشدي بايد باقي بماند. اما مي‌توان آن را ناديده گرفت. آيا اين يك سياست عملي در جريان كار سياسي است؟

ج ـ دقيقاً. آقاي رفسنجاني همين حرف را، خيلي روشن، زده است كه آن فتوايي است توسط كسي كه ديگر در دسترس نيست كه در آن تجديدنظر نمايد. بنابراين حكومت ايران نمي‌تواند كاري براي نفي يا لغو آن انجام دهد. تنها راه عملي ناديده گرفتن آن است.

بخش روابط عمومي

نهضت آزادي ايران

يازدهم مردادماه 1374